نسخه آزمایشی
شنبه, 21 تیر 1399 - Sat, 11 Jul 2020

شهادت امام کاظم در حسینیه آیت الله حق شناس/ امام؛ صراط اقوم دنیا و آخرت برای رسیدن به وادی امن

متن زیر سخنرانی آیت الله میرباقری به تاریخ 15 اردیبهشت 95 است که در حسینیه آیت الله حق شناس به مناسبت شب شهادت امام کاظم علیه السلام برگزار شده است. ایشان در این جلسه بیان می دارند، امام صراط اقوم و شاهد در، داری است که دار فنا است و شفیع در داری است که دار بقا است. امام آن رشته رحمت خداست که هرگز رابطه اش با خدا قطع نمی شود. اگر کسی به امام پیوند خورد این پیوند با خدا و رحمت الهی است و اگر کسی از آن جدا شد جدایی از خدای متعال و رحمت او است. بنابراین صراطی که ما باید در آن سیر کنیم تا به مقام قرب الهی برسیم وادی ولایت امام است؛ نعمتی که خداوند در این دنیا به روی انسان گشوده و تا قیامت هم ادامه دارد. اگر انسان امکاناتی را که خدای متعال به او عطا کرده در سبیل الله که همان وادی ولایت امام است قرار دهد، شاکر است، اگر بیرون از سبیل باشد کافر است؛ شیطان رهزن این صراط است؛ او قسم خورده از همه جوانب به انسان حمله کند و نگذارد انسان به امام برسند اما اگر کسی به امام رسید و نعمت امام را شکر کرد امام سپر او می شود.

یکی از مقامات ائمه؛ صراط اقوم

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی أعدائهم أجمعین. در زیارت جامعه کبیره آمده است: «أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ وَ شُهَدَاءُ دَارِ الْفَنَاءِ وَ شُفَعَاءُ دَارِ الْبَقَاءِ وَ الرَّحْمَةُ الْمَوْصُولَةُ وَ الْآیةُ الْمَخْزُونَةُ وَ الْأَمَانَةُ الْمَحْفُوظَةُ وَ الْبَابُ الْمُبْتَلَى بِهِ النَّاسُ مَنْ أَتَاكُمْ نَجَا وَ مَنْ لَمْ یأْتِكُمْ هَلَك‏» در این فراز امام هادی علیه السلام ارواحناه فداه خصوصیاتی را برای ائمه علیهم السلام ذکر می کنند. ما باید ائمه را حداقل در حد مقامات زیارت جامعه کبیره بشناسیم چون این، همه شئون ائمه نیست. در فرازهای پایانی زیارت جامعه، در دو قسمت زیارت به این مسئله اشاره شده است یکی از آنها را عرض می کنم. «مَنْ أَرَادَ اللَّهَ بَدَأَ بِكُمْ وَ مَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْكُمْ وَ مَنْ قَصَدَهُ تَوَجَّهَ بِكُمْ مَوَالِی لَا أُحْصِی ثَنَاءَكُمْ وَ لَا أَبْلُغُ مِنَ الْمَدْحِ كُنْهَكُمْ وَ مِنَ الْوَصْفِ قَدْرَكُم‏»؛ آنچه می گوییم توصیف شئون ائمه نیست، تنها بخشی از مقامات ائمه است که در این زیارت نورانی بیان شده است. در این فراز صفاتی برای امام ذکر شده، یک اینکه امام صراط اقوم است. «أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ وَ شُهَدَاءُ دَارِ الْفَنَاءِ وَ شُفَعَاءُ دَارِ الْبَقَاءِ»، امام شاهد در داری است که دار فنا است و شفیع در داری است که دار بقا است. «وَالرَّحْمَةُ الْمَوْصُولَةُ» امام آن رشته رحمت خداست که هرگز رابطه اش با خدا قطع نمی شود. اگر کسی به امام پیوند خورد، این پیوند با خدا و رحمت الهی است و اگر کسی از آن جدا شد جدایی از خدای متعال و رحمت او است.

راه خدای متعال که می تواند ما را تا قرب و رضوان الهی سیر دهد از جنس صراط های معمولی نیست، آن راهی که ما باید در آن سیر کنیم و تا مقام قرب برویم وادی ولایت امام و مقامات ائمه علیهم السلام است. البته مثالی که عرض می کنم مثال گویایی نیست ولی در حد فهم خود عرض می کنم. شخص مؤمن طعامی را میل می فرماید؛ این طعام از جهاز هاضمه عبور می کند، به قول طبیعیات قدیم وقتی از هضم رابعه گذشت، قوای بدن می شود. بعد انشاالله با آن عبادت می کند، نافله شب می خواند، سجده می کند، خضوع و خشوع می کند. این طعام از مسیر اراده عبور می کند، از حال قلبی و روحی عبور می کند به انوار بهشت تبدیل می شود. یک تسبیح می گوید به درخت های بهشتی تبدیل می شود. در حدیث معراج فرمود: حضرت دیدند ملائکه مشغول هستند و شجره هایی را غرس می کنند. به حضرت عرض شد: اینها همان عبادات و اذکار دوستان شما در دنیاست؛ خانه ای از خشت طلا و نقره بنا می کنند، گاهی مشغول هستند، گاهی دست برمی دارند، فرمودند: اینها چه می کنند. جبرئیل عرض کرد: این را برای دوستان شما بنا می کنند، چرا گاهی دست برمی دارند، فرمود مصالح از دنیا برسد کار می کنند، مصالح نرسد دست برمی دارند. فرمودند: مصالح چیست؟ عرض کرد: تسبیحات اربعه؛ سبحان الله و الحمدلله و لا الله الا الله و الله اکبر. پس عبادات ما تبدیل به باغستان ها و کاخ های بهشت و امثال آن می شود. مسیر طعامی که شما میل می فرمایید تا به انوار عالم ملکوت و حقایق بهشتی تبدیل شود از بستر اراده شمای مؤمن عبور می کند. اگر جذب شما نشود و با آن عبادت نکنید راهی به سوی آن عالم ندارد. تشبیه عرض می کنم، نسبت ما با امام یک چنین نسبتی است. اگر بتوانیم در وادی ولایت امام جذب و هضم شویم به اندازه ای که سیر می کنیم درجه پیدا می کنیم.

به عنوان تشبیه که تشبیه خوبی نیست عرض می کنم. مؤمن درجاتی دارد عبادتش هم درجات دارد، گاهی یک طعام به حالت رکوع و گاهی به حالت قلبی تبدیل می شود. انسان مقاماتی دارد وقتی به حال قلبی تبدیل شد یک درجه پیدا می کند، اگر به حال قلبی تبدیل نشود تنها ذکر زبانی باشد درجه اش متفاوت است. درجات مومن در بهشت به اندازه درجاتی است که در وادی ولایت امام دارد.

ارزش عمل انسان

در سوره مبارکه آل عمران خدای متعال می فرماید: «أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللَّهِ كَمَنْ بَاءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ* هُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ اللَّهِ»(آل عمران/162-163) سه نکته را می فرماید.

نکته اول: «أَفَمَنْ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللَّهِ» آن کسی که تابع رضوان خداست همه حرکات و سکناتش در مسیر رضوان الهی است حتی برای ثواب و عقاب نیست همه وجود و قوایش به دنبال رضوان خداست، «كَمَنْ بَاءَ بِسَخَطٍ مِنْ اللَّهِ» مثل آن کسی است که رو به غضب آورده در مسیر غضب الهی حرکت می کند. مسیر رضوان خدا مسیر جنت و مسیر غضب الهی مسیر نار است؛ پس دو دسته هستند؛ عده ای دنبال مقام رضوان هستند و سیرشان در وادی رحمت خداست، «بَاءَ بِسَخَطٍ مِنْ اللَّهِ» عده ای سیرشان در وادی غضب است، «هُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ اللَّهِ» ایشان در نزد خدای متعال دارای درجاتی هستند.

روایت در کافی است، حضرت فرمودند: «أَ فَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَ اللَّهِ‏ كَمَنْ باءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ‏ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ هُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ اللَّهِ فَقَالَ الَّذِینَ اتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ هُمُ الْأَئِمَّةُ وَ هُمْ وَ اللَّهِ یا عَمَّارُ دَرَجَاتٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ بِوَلَایتِهِمْ وَ مَعْرِفَتِهِمْ إِیانَا یضَاعِفُ اللَّهُ لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ یرْفَعُ اللَّهُ لَهُمُ الدَّرَجَاتِ الْعُلَى‏»(1) لذا تعبیر «أَفَمَنْ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللَّهِ» ما اهل بیت هستیم؛ همه وجود ما در مسیر رضوان خداست. لذا دیگران اگر بخواهند به این مقام برسند سلوک تا مقام رضوان تنها با امام ممکن است. با هیچ امکان دیگری انسان نمی تواند به مقام رضوان برسد. «مَنْ بَاءَ بِسَخَطٍ مِنْ اللَّهِ» وادی دشمن ماست؛ وادی او وادی غضب الهی است. حضرت «هُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ اللَّهِ» را این طور معنا کردند، فرمودند: «هُمْ دَرَجَاتٌ لِلْمُؤْمِنِینَ» درجات ولایت امام درجات مؤمنین است. «وَ بِوَلَایتِهِمْ وَ مَعْرِفَتِهِمْ إِیانَا یضَاعِفُ اللَّهُ لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ یرْفَعُ اللَّهُ لَهُمُ الدَّرَجَاتِ الْعُلَى» به اندازه ای که از ولایت و عمل ما برخودار هستند عملشان مضاعف می شود. همه نماز می خوانند، درجات نماز انسان به اندازه درجات ولایت، حب و طاعتش به معصوم است. «بِوَلَایتِهِمْ وَ مَعْرِفَتِهِمْ إِیانَا» به اندازه ای که از ولایت ما برخودار هستند و انوار معرفت ما در وجود آنها است خدای متعال عملشان را مضاعف می کند. به اندازه ای که معرفت امام در عمل انسان وجود دارد عملش ارزشمند است. قیمت عمل انسان که خدای متعال ارزش می گذارد به اندازه معرفت و محبت امام است که در عمل جاری است. «یضَاعِفُ اللَّهُ لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ یرْفَعُ اللَّهُ لَهُمُ الدَّرَجَاتِ الْعُلَى» درجات عالی به اندازه محبت و معرفت ما به دست می آید.

گاهی در روایات گفته شده مومنی یا شیعه ای که چنین باشد در درجه ماست مقصود این نیست که هم سنگ امام می شود آن که توهم است چه کسی می تواند امیرالمومنین علیه السلام شود؟ چه کسی می تواند به گرد پای موسی بن جعفر سلام الله علیه برسد؟ این به آن معناست که در درجه ولایت اهل بیت سیر می کنند. اگر شیعیان ما اینگونه شدند در درجه ولایت ما قرار می گیرند که یک درجه هم نیست؛ دو نفر کنار هم نماز می خوانند نمازشان در دو عالم واقع می شود، بهشتشان هم دو بهشت است، ذکر می گویند ذکرشان دو درجه ذکر است یکی ذکرش در مرتبه عالی بهشت واقع می شود و یکی در مرتبه پایین، هر دو ذکر است و هر دو اهل بهشت هستند اما درجه شان در بهشت تابع درجه ایمان، محبت و معرفت امام و توحیدشان است. لذا درجات ما در بهشت تابع درجات ولایت ماست، کما اینکه تابع درجات معرفت و درک ما از قرآن است. فرمود درجات بهشت به اندازه آیات قرآن است چرا که آیات قرآن مقامات قلبی امام است و چیز دیگری نیست؛ «هُمْ دَرَجَاتٌ لِلْمُؤْمِنِینَ».

بنابراین امام صراط ماست «أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَم‏»؛ صراط به سمت خدا، صراطی که هیچ انحرافی در آن نیست، مستقیم ترین صراط است، در اصل صراطی بهتر از این صراط نیست، صراطی اقوم از آن متصور نیست. لذا در روایات متعدد آمده است صراط مستقیم وادی معرفت، وادی محبت به امام تفسیر می شود. در روایاتی در معانی الاخبار مرحوم صدوق رحمت الله علیه صراط مستقیم را ذیل سوره حمد تفسیر کردند و فرمودند: «هُوَ الطَّرِیقُ إِلَى مَعْرِفَةِ اللَّه‏»، صراط مستقیم راه وادی معرفت است. طریق معرفت صراط مستقیم است یا در روایتی آمده محبت؛ «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیم‏»، خدایا ما را به راه مستقیم هدایت کن. این سوال است که کسی که مؤمن و در راه مستقیم است دیگر چرا اهدنا؟ حضرت اهدنا را به «لِلُزُومِ الطَّرِیقِ الْمُؤَدِّی إِلَى مَحَبَّتِك‏»، تفسیر کردند: یعنی ما را ملازم این راه قرار بده دائم در راه باشیم. اهدنا یعنی از راه خدا جدا نشویم در هر درجه ای از راه هستیم ما را به یک درجه بالاتر برسان. اهدنا الصراط المستقیم؛ بعد صراط مستقیم را معنا کرده. صراط مستقیم طریق محبت است اگر کسی در صراط مستقیم حرکت کند، هر قدمی که برمی دارد محبتش نسبت به خدای متعال افزایش پیدا می کند. صراط مستقیم درجات دارد هر درجه ای که انسان در صراط مستقیم و بندگی بالا می رود بر محبت و معرفتش افزوده می شود.

صراط مستقیم در برزخ و قیامت

حضرت در ادامه فرمودند: صراط مستقیم که طریق معرفت است هم در دنیا است و هم در آخرت. این طور نیست که صراط معرفت در دنیا تمام شود و ما تا آخرین مقام معرفت در دنیا سیر کنیم، این طور نیست؛ این طریق و صراط معرفت در برزخ و قیامت ادامه دارد. این طور نیست که انسان اگر در صراط معرفت قرار گرفت، فرض کنید در درجه دهم ایمان و معرفت قرار گرفت، مدار معرفت در دنیا تمام شود. صراط مستقیمی که ما در آن سیر می کنیم اگر لحظه به لحظه در صراط بودیم بر معرفت و محبت ما اضافه می شود و شدت پیدا می کند محبت و معرفت، نورانیت ما افزایش پیدا می کند، این صراط در آخرت هم ادامه دارد صراط محبت و معرفت انتها ندارد لذا اصل معرفت و محبت بعداً در عالم برزخ و قیامت بر انسان حاصل می شود. بعد فرمود: این صراط مستقیم که وادی معرفت و محبت است؛ «أَمَّا الصِّرَاطُ الَّذِي فِي الدُّنْيَا فَهُوَ الْإِمَامُ الْمُفْتَرَضُ الطَّاعَة‏»(2)، صراطی که خدا در دنیا قرار داده که وادی محبت و معرفت است وادی ولایت امام است.

البته در روایت ذیل آیه سوره مبارکه ابراهیم آمده است که خدای متعال کلمه توحید را مثل می زند به درخت پاکی که ریشه هایش ثابت است و فرعش در آسمان است. اصل آن ثابت و فرعش در آسمان است و دائم میوه می دهد. روایت های متعددی در این زمینه است در یکی از روایات که روایت لطیفی است، حضرت فرمودند: اصل شجره توحید ائمه و اهل بیت هستند، فرعش ولایتشان است که: «كَشَجَرَةٍ طَیبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماء»، اگر کسی وارد وادی ولایت اهل بیت شود دیگر زمینی نیست، سماواتی است از زمین فاصله می گیرد کسی که وارد وادی ولایت آنها شد، دیگر از جنس زمین نیست جنس سمائی است. ولایت اهل بیت که ما می توانیم وارد آن شویم فرع وجودشان است سیر ما در ولایات آنها، سیر در فرع وجود آنها و در سایه آنهاست. این صراط مستقیم ما وادی ولایت امام است این صراط تا قیامت ادامه دارد این طور نیست که در دنیا تمام شود، اگر کسی وارد وادی ولایت امام شد که وادی معرفت و محبت است، این سیر در برزخ و قیامت هم ادامه دارد. اگر کسی با امام بود در برزخ و قیامت هم همراه امام است و این سیر معرفت انتها ندارد. اگر وارد بهشت شدیم آنجا ابتدای معرفت است، جام های بهشتی که به مومن می دهند همان جام های معرفت و محبت است، سقایت امام در قیامت اینگونه است.

وادی امام؛ وادی تطهیر نفس

سوره هل اتی داستان شفاعت امیرالمومنین علیه السلام و فاطمه زهرا علیها السلام و اهل بیت علیهم السلام است در این سوره آمده است: «إِنَّ الْأَبْرَارَ یشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا»(انسان/5) ابرار که شیعیان هستند در بهشت از جام هایی به بهشتیان و ابرار می خورانند که آمیخته با کافور است؛ نه اینکه جامشان کافور است، جام چیز دیگری است با آن قاطی می کنند، کافور را می آمیزند. کافور چیست؟ «عَینًا یشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ یفَجِّرُونَهَا تَفْجِیرًا» چشمه ای در بهشت به نام کافور است. این چشمه از کجا می جوشد؟ عباد الله یعنی اهل بیت آن را می جوشانند. این چشمه را می جوشانند بعد هم خودشان سقایت می کنند، به اندازه ظرف ابرار در جامشان می ریزند. کسی یک قطره، یک کسی هم بیشتر و کمتر تا چه اندازه ظرف دارد؛ یعنی در بهشت ساقی امیرالمومنین علیه السلام هستند چشمه ای را می جوشانند از این چشمه در جام مومن می ریزند. این همان محبت و معرفت است، لذا در ذیل آیه تعبیر این است: «وَ سَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا»(انسان/21)، پروردگارشان ساقی آنهاست و به آنها شراب طهور می خوراند. اصل آن برای ائمه است ولی بعد به تبع ائمه علیهم السلام برای شیعیانشان است. شراب طهور چیست؟ فرمود: «يُطَهِّرُهُمْ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ سِوَى اللَّه‏‏»(3)؛ وقتی می خورند از غیر خدا پاک می شوند؛ محبت و توجه به غیر خدای متعال، انس با غیر خدای متعال و همه ناخالصی ها پاک می شود؛ «سَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا». وادی ولایت امام که صراط مستقیم و وادی محبت است، وادی معرفت است وادی طهارت نفس است این در قیامت هم ادامه دارد.

ذیل سوره مطففین هم آمده است آنجا بحث از تسنیم می شود فرمود: تسنیم یک نهری است که خدای متعال برای امیرالمومنین علیه السلام قرار داده. نهری است در درب بهشت زیر درختی با عظمت و شکوه که توصیف شده است. بعد فرمود مومنین قبل از اینکه به بهشت روند وارد این نهر می شوند، شستشو می شوند؛ فرمود: وقتی شستشو می شوند قلبشان از حسد پاک می شود. صفات ما باید شستشو شود. یک مثلی است که خدای متعال برای ما قرار داده که ما آلوده می شویم خودمان را شستشو دهیم حقیقت شستشو تطهیر باطنی است. در تطهیر واقعی انسان صفات رذیله اش ، حسد، بخل، غفلت و شرکش شسته می شود. این آلودگی ها که ما در این دنیا می بینیم در مقابل آلودگی هایی که از چشم ما پوشیده است که آلودگی نیست. آن نجاستی که در گناه، شرک و غفلت است خیلی از این آلودگی اش بیشتر است. آنهایی که چشم برزخی دارند می بینند آن نجاست خیلی بدتر است آن هم باید با یک ماء طهوری شسته شود. دیده اید؛ گاهی از ولایت امام تعبیر به ماء طهور می شود. «وَ ینَزِّلُ عَلَیكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِیطَهِّرَكُمْ بِهِ»(انفال/11)؛ خدای متعال از آسمان آبی را برای شما فرو می فرستد که شما را تطهیر می کند ... در این آیه سه چهار خصوصیت برای آن ذکر شده، یکی از خصوصیات این است که این آب شما را تطهیر می کند، البته این تأویل آیه است، ظاهر آیه درباره جنگ بدر است، فرمود تأویل آیه این است، سماء، مقام رفیع نبی اکرم صل الله علیه و اله و سلم است، خدای متعال از آن مقام ماء طهور را نازل می کند، موطن اصلی ماء طهور، عالم بالاست که بر ما نازل می شود. حقیقت ماء طهور از مقام نبی اکرم نازل می شود که ما را پاک می کند فرمود: «ینَزِّلُ عَلَیكُمْ مِنْ السَّمَاءِ مَاءً لِیطَهِّرَكُمْ». سما، آن مقام رفیع حضرت، ماء طهور ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام است، مُطِّهر انسان است،«یطهّرهم عن كلّ شی‏ء سوى اللَّه‏» همان شراب طهور می شود.

بنابراین این وادی صراط مستقیم که وادی معرفت و محبت است به دنیا ختم نمی شود. ممکن است ورود ما به صراط مستقیم از وادی دنیا باشد و اصلاً تلاقی ما با امام قسمت عمده اش در دار دنیاست البته از قبل در عالم میثاق بوده. ولی اگر وارد شدیم این مسیر سیر با امام، سیر در وادی محبت، ولایت امام و معرفت امام در برزخ و قیامت هم ادامه دارد؛ «و هما صراطان صراط فی الدنیا و صراط فی الآخرة فأما الصراط فی الدنیا فهو الامام‏»، وادی ولایت امام، وادی صراط مستقیم است. لذا خدا به عده ای نعمت داده، منعمٌ علیهم هستند، در مقابل آنها دو دسته دیگر هستند یک عده مغضوبین و یک عده ضالین هستند. یک عده سردرگم و عده ای مورد غضب هستند. در روایات دیدید، فرمود: مغضوبین، دشمنانند، ضالین آن کسانی هستند که به ولایت ما نرسیدند عداوت هم نمی کنند ولی راه پیدا نکردند. منعم علیهم؛ کسانی هستند که به امام راه پیدا کردند و نعمتی که به آنها داده شده همان ولایت امام است که به تعبیر امام رضا علیه السلام، نعیم همین است. همه خیرات در همراهی با امام است اگر کسی به امام رسید به همه چیز رسیده است. در زیارت جامعه آمده است: «إِنْ ذُكِرَ الْخَیرُ كُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاهُ»، اینها معارف است. کسی که به امام رسید به همه خیر رسیده است. «الْحَقُّ مَعَكُمْ وَ فِیكُمْ وَ مِنْكُمْ وَ إِلَیكُم‏»، سیر حق با شما و در وجود شماست، هم آغازش از شماست، هم منتهایش به سوی شماست. البته اینها معارف است و باید بیان شود، کسی با امام بود با حق است. «الْحَقُّ مَعَ عَلِی یدُورُ حَیثُمَا دَارَ». کسی با امام بود در وادی خیر است. همه خیرات به امام برمی گردد لذا شیعیان حضرت «خَیرُ الْبَرِیةِ» هستند.

پس امام صراط مستقیم است، اگر کسی وارد وادی امام شود، وارد صراط مستقیم و عبودیت شده است. به تعبیر قرآن: «وَأَنِ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ»(یس/61) صراط معرفت، صراط محبت است که در دنیا، در برزخ و در قیامت هم هست. این صراط درجات دارد، افرادی که اکنون در صراط مستقیم هستند هرکدام در این صراط برای خود یک سبیل دارند. مؤمنین در ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام همه در وادی ولایت هستند اما هرکسی برای خود سبیلی دارد. این سبیل ها هم عرض نیستند درجاتشان متفاوت است. سلمان یک سبیل دارد، ما یک سبیل داریم، سبیل ما یکسان نیست. هرکسی در یک مقامی از مقامات ولایت سیر می کند. بلاتشبیه مانند هواپیماهایی که پرواز می کنند سقف پروازشان متفاوت است. همه آنها در یک سقف پرواز نمی کنند. در هر وادی از وادی ولایت امام یک منزلتی از حب و معرفت است که ممکن است آن کسی که در مرتبه پایین است اصلاً درکی از معرفت و محبت بالاتر، حقایق و اسرار مرتبه بالاتر نداشته باشد؛ درجاتی دارد؛ این درجات ادامه پیدا می کند حقیقت نعمت این است. «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ * صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیهِمْ» این نعمت همان صراط و ولایت است فرمود: «شِیعَةُ عَلِی الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیهِمْ بِوَلَایةِ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ لَمْ تَغْضَبْ عَلَیهِمْ وَ لَمْ یضِلُّوا»(4)، نعمت آنها این است که خدا به این اهل صراط مستقیم یعنی ولایت علی ابن ابی طالب علیهما السلام را عطا کرده است. کسی که با امام باشد نه مغضوب است، نه ضاله. آن وادی رحمت موصوله است که انشاءالله رحمت موصوله را ترجمه می کنم.

امام؛ باب توحید

پس یک مقام امام این است، که امام صراط مستقیم است؛ «أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَم‏»، و البته شیطان هم رهزن صراط مستقیم است با بقیه راه ها کاری ندارد. بقیه راه ها به خدای متعال، به قرب الهی و به رحمت و خشوع ختم نمی شود. لذا در ذیل آیه ای که شیطان تهدید کرده است: «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِیمَ. ثُمَّ لَآتِینَّهُمْ مِنْ بَینِ أَیدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِینَ»(اعراف/6-7) من سر راه صراط مستقیم می ایستم خدایا این صراط را در این دنیا قرار دادی، امام را در دنیا آوردی... اگر خدای متعال امام را نمی آورد راه رسیدن به خدا بسته بود. چگونه انسان می توانست به خدا برسد؟ چگونه پاک می شد؟ خدای متعال امام را در دنیا آورد خدای متعال می فرماید: «إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَنْ یأْتِیكُمْ بِمَاءٍ مَعِینٍ»(ملک/30)، خدای متعال آب را در اختیار شما قرار داد. آب از عمق زمین می جوشد، چشمه ها می جوشند لازم نیست ما در اعماق زمین دنبال آب بگردیم، آب از کوهسار پایین می آید و دنبال ما می گردد. خدای متعال می فرماید: این نعمت است. اگر خدای متعال این آب را فرو برد چه کسی آب گوارا را در اختیار شما قرار می دهد؟ طبق نقل، امام رضا علیه السلام فرمودند: «مَاؤُكُمْ أَبْوَابُكُمْ أَی الْأَئِمَّةُ وَ الْأَئِمَّةُ أَبْوَابُ اللَّهِ بَینَهُ وَ بَینَ خَلْقِهِ فَمَنْ یأْتِیكُمْ بِماءٍ مَعِینٍ یعْنِی یأْتِیكُمْ بِعِلْمِ الْإِمَام‏»(5). مقصود از ماء، درهایی است که به روی شما گشوده شده ابواب یعنی ائمه. از امام تعبیر به ماء شده چون باب الله است. چون باب الله است ماء طهور، سرچشمه حیات، سرچشمه طهارت و باب توحید است. «إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ یأْتِیكُمْ بِماءٍ مَعِین‏» بعد حضرت «ماءٍ مَعِینٍ» را به علم امام معنا کردند. اگر شما از امام محروم شوید چه کسی می تواند به شما معرفت الله دهد؟ چه کسی آن را دارد که عطا کند؟ همه حقایق در ولایت و علم امام است، لذا امام وادی توحید است، با امام می شود به طهارت رسید، امام باب الله است، امام رضا علیه السلام تعبیر بسیار لطفی دارند، فرمودند: «مَاؤُكُمْ أَبْوَابُكُمْ» آن سرچشمه های جوشان ما که از آن در قران تعبیر به ماء شده فقط این آب نوشیدنی نیست، ابواب شما به سوی خدا ماء هستند.

ائمه، باب الله هستند وادی توحید باب دارد که از جنس این درها نیست. حال انشاءالله این فراز را بعداً بحث می کنیم؛ این طور نیست کسی بتواند از یک راه دیگری وارد وادی توحید شود، اینها تعارفات و شوخی است. در سوره مبارکه بقره می فرماید: «وَ لَیسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُیوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا»(بقره/189). اینگونه نیست هر کسی که می خواهد به وادی توحید وارد شود، در بزند و از هر کجا که دلش می خواهد وارد شود. وادی توحید باب دارد اگر از بابش وارد نشوی با دیوار بسته و سد، برخورد می کنی. اگر می خواهید وارد وادی توحید شوید باید از بابش وارد شوید. نکته مهمی است که خدای متعال فرموده است؛ «وَأْتُوا الْبُیوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا» فرمود: بیت، بیت توحید است بابش هم ما هستیم. خانه توحید باب دارد باب آن امام است. مسیر توحید، صراط توحید امام است. کسی که بخواهد وارد این وادی شود شیطان از چهار جانب به او حمله می کند «مِنْ بَینِ أَیدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِینَ»(اعراف/17) گاهی آدم را از آخرت غافل می کند، گاهی آدم را به پشت سر مشغول می کند، می گوید: زن و بچه ات چه می شوند به جای اینکه در وادی باشد فکر یک جاهای دیگری را می کند. روایت ها را ملاحظه بفرمایید، شیطان از چهار طرف حمله می کند که آدم وارد وادی نعمت نشود.

حقیقت شکر؛ شکر نعمت امام

خدای متعال نعمتی که برای ما در دنیا قرار داده این است که باب الله را به روی ما گشوده است. «مَاؤُكُمْ أَبْوَابُكُمْ» وادی معرفت و محبت را تا دنیا کشانده است. اگر بنا بود امام در دنیا نباشند راه محبت و معرفت بسته بود. ولی امام هست بنابراین باید با همه وجود با امام بود، شاکر بود. آن وقت شیطان می گوید، من از چهار طرف به آنها حمله می کنم، «وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِینَ» آنها نسبت به نعمت امام، و نعمت صراط شاکر نخواهند بود. همه شکر یک کلمه است شکر امام است؛ اگر کسی نعمت امام را شاکر بود همه نعمت ها را شاکر است، اگر نعمت امام را شاکر نبود بقیه نعمت ها را شاکر نیست. گمان من این است به قرآن نسبت نمی دهم اگر امام نبود، خدای متعال از ما شکر نمی خواست، شکر و کفری در کار نبود. شاهد آن در سوره هل اتی آمده است. داستان خلقت پیچیده انسان را می گوید و مسیری طولانی که تا این عالم طی کرده و مراحل لطف و خلقت خدا را بیان می کند: «هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنْسَانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یكُنْ شَیئًا مَذْكُورًا * إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِیعًا بَصِیرًا * إِنَّا هَدَینَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا * إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِینَ سَلَاسِلَ وَأَغْلَالًا وَسَعِیرًا * إِنَّ الْأَبْرَارَ یشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا» یک دوران دهری بر انسان گذشته، حینی از دهر شیء قابل ذکر نبوده است. او در قالب نطفه خلق شده، بعد از نطفه خلقت های بعدی «نَبْتَلِیهِ» است، وقتی از یک نطفه ای که استعدادهای گوناگون به آن دادند خلق شد عالم، عالم ابتلا می شود. «فَجَعَلْنَاهُ سَمِیعًا بَصِیرًا» موجودی که هیچ چیزی نداشت ما او را سمیع و بصیر قرار دادیم. این سمیع و بصیر شدن بسیار عجیب است. اگر انسان تأمل کند، یعنی چه آدم می بیند و می شنود؟ به تعبیر امیرالمؤمنین علیه السلام با یک استخوان می شنود، با یک پی می بیند. یعنی چه خداوند متعال آدم را سمیع و بصیر قرار داده؟ شما را از دور دست آوردیم استعدادهای مختلف به شما دادیم، سمیع و بصیر قرارتان دادیم، عالم، عالم ابتلاست سپس در آیه بعد می فرماید: «إِنَّا هَدَینَاهُ السَّبِیلَ» ما او را هدایت به راه کردیم، سبیل امام است، «إِمَّا شَاكِرًا وَ إِمَّا كَفُورًا» بعد از این مردم شاکر و کافر می شوند. اگر سبیلی نباشد شکر و کفری نیست، اگر سبیل الله نباشد هرکاری انجام می دادید یکسان بود. حال که امام آمده و صراط مستقیم در دنیا کشیده شده، صراط محبت و معرفت در دنیا آمده از شما متوقعیم باید در این صراط حرکت کنید. شکر این است که همه امکانات را در سبیل قرار دهید، سبیل الله. اگر امکاناتی که خدای متعال به ما داده در سبیل الله قرار گرفت شاکریم، اگر بیرون از سبیل باشد کافریم. این است که خدای متعال سختگیری می کند، آنهایی که نعمت امام را کفران می کنند، چون نعمت امام نعمت سبیل الله است، «إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِینَ» ما در عالم دنیا امام را آوردیم و همه امکانات را به شما دادیم شما باید این امکانات را در مسیر امام قرار دهید، که سیر در وادی توحید می شود.

اگر امکانات در مسیر امام قرار نگیرد همه اش تلف می شود، جهنم می شود. «إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِینَ سَلَاسِلًا وَ أَغْلَالًا وَسَعِیرًا»؛ سلسله ها و غل ها و آتش برافروخته برای کفران نعمت امام است. «إِنَّ الْأَبْرَارَ یشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا» اگر نعمت امام را شکر کردید امام خودش ساقی شما می شود. این صراط مستقیم می شود. «اَنْتُمُ الصِّراطُ الاْقْوَمُ» شیطان هم گفته من نمی گذارم مردم ارزش این نعمت را بداند، «ثُمَّ لَآتِینَّهُمْ مِنْ بَینِ أَیدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِینَ»(اعراف/17)، سر راه امام می ایستم نمی گذارم مردم به امام برسند. برای اینکه ارزش این نعمت دانسته نشود از چهار طرف به آنها حمله می کنم؛ «وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِینَ» اکثرشان نسبت به نعمت امام شاکر نخواهند بود، نعمت امام را کفران می کنند. «اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا وَقَلِیلٌ مِنْ عِبَادِی الشَّكُورُ»(سبأ/13) چه کسی است که نعمت امام و ولایت را قدر بداند؟

وادی ولایت امام، وادی ایمن

«أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ وَ شُهَدَاءُ دَارِ الْفَنَاءِ وَ شُفَعَاءُ دَارِ الْبَقَاءِ وَ الرَّحْمَةُ الْمَوْصُولَة»، شاهد است و شفیع. خود صراط مستقیم انسان را سیر می دهد. اگر خود را به صراط برسانیم، «مَثَلُ أَهْلِ بَیتِی فِیكُمْ كَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِق‏»، کسی که سوار کشتی شود او با موج ها و طوفان ها و گرداب ها درگیر نیست. در کشتی در وادی امن نشسته، خود کشتی درگیر است. امام با فتنه ها درگیر است و با درگیری فتنه ما را عبور می دهد کسی که در کشتی نشسته خیال می کند که آرام است، نه آرام نیست گرداب است، طوفان است، موج های صد متری و بیست متری و اینهاست. موج های بنیان کن است. امام است که دارد مقابله می کند، این آرامش برای این است که امام دارد مقابله می کند، تو در وادی امن هستی، وادی ولایت امام وادی ایمن است، «وَلَایةُ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی‏»، یعنی امام سپر ماست. امام به رنج می افتد که ما آرام باشیم، امام فتنه ها را دفع می کند. اگر خود را به امام برسانی بقیه اش با امام است؛ ولی اگر سوار نشدید پناهگاه دیگری نیست، غرق می شوید. فتنه های شیطان خیلی بزرگتر است. دو رکعت نماز شیطان چهار هزار سال بوده، همه را به آتش کشیده که ما را ببرد، قسم خورده، «لَآتِینَّهُمْ» از همه طرف به آنها حمله می کنم، نمی گذارم که آنها به امام برسند. اگر خودت را به امام رساندی وادی ایمن است، نرساندی هیچ وادی ایمن دیگری نیست. حتماً غرق می شوید باز تشبیه عجیبی است. پسر حضرت نوح سلام الله علیه گفت: «قَالَ سَآوِی إِلَى جَبَلٍ یعْصِمُنِی مِنَ الْمَاءِ قَالَ لَا عَاصِمَ الْیوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّه»(هود/43)؛ می روم سر کوه، سیل که سر کوه که نمی آید. فرمود پناهگاهی نیست، امر الهی است همه غرق می شوند. معنی روایتی که فریقین نقل کردند این است، امر الهی است همه غرق می شوند، سر کوه هم پناه نیست، تنها پناهگاه اهل بیت سلام الله علیهم هستند. ریاضت و عبادت و اینها پناهگاه نیست، شیطان در خلوت می آید، در ریاضت هایت می آید فقط پناه امام است. اگر کسی به امام رسید، نعمت امام را شکر کرد امام سپر می شود.

این است که در کافی امام کاظم علیه السلام فرمود: «غَضِبَ عَلَى الشِّیعَةِ فَخَیرَنِی نَفْسِی أَوْ هُمْ فَوَقَیتُهُمْ وَ اللَّهِ بِنَفْسِی‏»(6) مخیر شدند فرمودند: شیعیانتان گناه کردند، کوتاهی کردند باید عذاب شوند یا شما سپر شوید یا آنها باید عذاب شوند چاره ای نیست باید اصلاح شوند. یا خودشان اصلاح شوند یا شما مبتلا شوید ابتلای شما آنها را به راه آورد؛فرمود: به خدا قسم من سپر شیعیانم شدم. قریب چهارده سال زندان، «الْمُعَذَّبِ فِی قَعْرِ السُّجُونِ وَ ظُلَمِ الْمَطَامِیر»، آن هم زندان ها، سیاه چال هایی که نوشتند شب و روز تشخیص داده نمی شد. السلام علیک یا موسی بن جعفر علیه...

پی نوشت ها:

(1) الكافي (ط - الإسلامية)،ج1، ص : 430

(2) معاني الأخبار، النص، ص: 32

(3) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏8، ص: 113

(4) معاني الأخبار، النص، ص: 36

(5) تفسير القمي ، ج‏2، ص : 379

(6) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص :131