نسخه آزمایشی
یکشنبه, 10 فروردين 1399 - Sun, 29 Mar 2020

عید مبعث در حرم مطهر رضوی/ مأموریت پیغمبر؛ هدایت و موحد شدن امت/ محبت امیرالمومنین علیه السلام؛ رزق رجبیون

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 17 اردیبهشت 95 است که در عید مبعث رسول اکرم در حرم مطهر رضوی برگزار شده است. ایشان در این جلسه بیان می دارند، هدف از بعثت نبی اکرم صلی الله و علیه و اله فقط هدایت و موحد شدن ماست و ایشان برای رسیدن به این هدف همه تلاششان را کردند و حتی گناهان ما را هم به دوش گرفتند. اگر کسی دستش را به پیغمبر داد، ایشان هم او را رها نمی کند بلکه هم حیاتش و هم ممات و برزخ و قیامتش را آباد می کند. البته واسطه ای برای ارتباط ما با ایشان وجود دارد و آن وجود مقدس امام است. اگر كسي به امام رسيد به پيغمبر مي رسد و آن وقت پیامبر ما را به خدا مي رساند ولی بدون امام رسیدن به پیامبر ممکن نیست، پس امام منشا همه خیرات عالم است.

هدفِ بعثت نبی اکرم صلي الله عليه و آله و سلم

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی أعدائهم أجمعین. وَ مَنْ عَرَفَهُمْ فَقَدْ عَرَفَ اللَّهَ وَ مَنْ جَهِلَهُمْ فَقَدْ جَهِلَ  اللَّه »(1) وجود مقدس نبي خاتم صلي الله عليه و آله و سلم مبعوث شدند براي اينكه همه بشريت را به خدا دعوت كنند و مردم موحد شوند. هدف از بعثت همين بود وحضرت  كار ديگري نداشتند. موحد بودن مقاماتي دارد و الحمدلله به بركت وجود مقدس نبي اكرم و اهل بيت ما، الان از شرك نجات پيدا كرديم و مشرك نيستيم به خصوص دوستان اهل بيت عليهم السلام؛ اصلاً معني ندارد كسي بگويد مشرك هستم چون كسي كه امام را شناخت موحد است. ما الحمدلله ديگر از آن بت پرستي ها و سنگ و چوب پرستيدن و فرعون پرستيدن ها خلاص هستيم. ولي راهي كه با اين پيغمبر گرامي باید طي كرد خيلي از اين دقيق تر و لطيف تر است. توحيدي كه حضرت براي ما آورده اند خیلی بيش از اينهاست و ما بهره مان از وجود مقدس حضرت بهره كافي نيست. آدم هایی مثل سلمان سلام الله علیه باید پیدا شوند تا بتوانند از پيامبر استفاده كامل را بكنند. قرن ها مي گذرد و کمترانسان هايي پيدا مي شوند كه دستشان را به دست پيغمبر مي دهند و از آنچه كه ايشان آورده برخوردار مي شوند.
سفره ايشان خيلي گسترده تر از آن چيزي است كه ما از آنها استفاده كرديم. یکی از اسامی روز قیامت، يوم الحسره است، انسان نگاه مي كند و مي بيند از اين سفره كم استفاده كرده است. در روایات آمده که قرآن سفره اي است كه خدا براي شما گسترده و طعام هايي در اين سفره است كه موحدين از آن استفاده مي كنند؛ این طعام ها، طعام هاي روح انسان است چون طعام كه فقط خوردني نيستند، ما روح و عقل و قلب مان طعام هايي مي خواهد.  اما كم هستند آنهايي كه از اين سفره استفاده كافي مي برند لذا روز قيامت يوم الحسره هست. همه آنهايي هم كه استفاده كردند باز احساس مي كنند آنطوري كه بايد از اين پيغمبر و قرآن استفاده نشده است. اگر ما دست مان را به دست پيغمبر گرامي بدهيم او از همه ما سلمان و ابوذر سلام الله علیهما مي سازد چرا که كار او اين است. ایشان از بت پرست ها موحد كامل ساخته اند و به اذن الله از دستشان ساخته است كه همه ما را به انسان هاي شايسته تبديل كنند.

معنای غبطه
در روز قيامت همه شهداء به درجه وجود مقدس قمر بني هاشم سلام الله علیه غبطه مي خورند حتي شهداي كربلا. اين غبطه معنایش چيست؟ معنایش این است که وقتي نگاه مي كنند، مي بينند از سر سفره امام حسين علیه السلام فقط اين آقا كامل توانسته استفاده كند و حتي مثل شهداي كربلا هم آن بهره كامل را نبردند. معني غبطه همين است، يعني حتي حبيب بن مظاهر سلام الله علیه وقتي درجه حضرت ابالفضل سلام الله علیه را مي بيند احساس مي كند استفاده كامل نكرده است. این اصحاب همه چيزشان را دادند آن هم نه ساده، در تاريخ نقل كرده اند که حبيب بن مظاهر به مسلم بن عوسجه رحمت الله علیه در كوفه برخورد کرد و گفت: مسلم كجا مي روي؟ گفت: ديشب وجود مقدس نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم را خواب ديدم، ایشان به من فرمودند كه مسلم خضاب كن! من هم دارم حنا گرفتم که بروم محاسنم را خضاب کنم. حبيب به او فرمود: تعبير اين خواب اين نيست، امام حسين علیه السلام نامه نوشته است و معني خوابت این است که برويد محاسنتان را با خون سرتان خضاب كنيد. مسلم تا این حرف را شنید به خانه نرفت و همان جا خداحافظي كرد، مبادا راه بسته شود.
اينها اینچنین انسان هایی بودند؛ اينها كساني بودند كه سعيد بن عبدالله سلام الله علیه در نقل است سيزده چوبه تير را به تنش خريد تا حضرت علیه السلام بتواند نمازش را تمام كند. هنگامی که نماز امام حسين علیه السلام تمام شد او به زمین افتاد و حضرت بالای سرش آمدند، عرضه داشت: «يا ابن رسول الله أ وَفَيتُ؟» ، آن طوری كه بايد به عهدم با شما وفا كردم ؟ حضرت فرمود: «نعم؛ أنت  أَمامي  في  الجنة»، بله تو در بهشت پيش روي من هستی. اين خيلي مقام بزرگی است و لذاست که در روايت آمده است بهشتي ها يكي از بهترين رزق هایشان ديدار با امام حسين علیه السلام است. همه بهشت از نور سيدالشهداء علیه السلام خلق شده منتهي در ديدار با حضرت درجاتشان متفاوت است، بعضي ها بيشتر و بعضی دیگر كمتر؛ در نقل هست بعضي ها هفتصد سال يك بار روزي شان مي شود امام حسين علیه السلام را زيارت كنند و آن وقت اين هفتصد سال مدهوش جلوه امام حسين علیه السلام اند و همه حور و قصور را فراموش مي كنند، اينقدر لذتش شيرين است.

مرحوم محقق اصفهاني رحمت الله علیه سجده هاي پنج ساعته بالا سر سيد الشهداء علیه السلام داشتند که حضرت به خوابشان آمده و فرموده بودند: مردم تحمل نمي كنند، اين چيزها را شما در خانه به جا بياوريد، ما قبول مي كنيم. مرحوم آيت الله بهجت رضوان الله تعالی درباره شان مي فرمودند: انسان عبادت اين مرد را مي ديد مي گفت: كي درس مي خواند؟! درسش را مي ديد می گفت: کی عبادت مي كند؟! هزار تا سوره قدر ايستاده در حرم اميرالمومنين علیه السلام مي خواند و تقديم به حضرت مي كرد بعد محاسنش را در دست مي گرفت و می گفت: گرچه سيه رو شدم غلام تو هستم ...خواجه مگر بنده سياه ندارد...بزرگواری بعد از وفاتشان ایشان را در خواب دیده و گفته بود: آقا شما ديگر هميشه مهمان امام حسين علیه السلام هستید! فرمودند: نه، اينجوري نيست! هر از گاهي روزي ما مي شود. اينها این چنين آدم هايي بودند؛ زهير رحمت الله علیه وقتي با حضرت برخورد كرد و جذب حضرت شد، به خیمه آمد و حتي به همسرش عرض كرد برای این که بني اميه تو را اذيت نكنند من تو را الان طلاق مي دهم و مي فرستمت تا بروي پيش اقوام خودت. همه چيزش را داد و گفت: من به خدمت امام حسین علیه السلام می روم هر كسي مي خواهد همراه من بیاید.
در کربلا يك جايي امام حسين علیه السلام فرمودند: هر كسي ميخواهد برود، برود چرا که از كوفه خبر رسيده اوضاع برگشته است. سعيد بن عبدالله به اصحاب گفت اجازه مي دهيد من از طرف شما يك جمله به امام حسين علیه السلام عرض كنم؟ گفتند: عيبي ندارد. به امام حسين علیه السلام عرض كرد: اگر عمر دنيا جاودانه بود و تمامش هم خوشي بود و پيري و غصه و بيماري و فقر در آن نبود ما شهادت در ركاب شما را به عيش جاودانه در دنيا ترجيح مي داديم. اينها يك همچين دركي از امام حسين علیه السلام داشتند اما در روز قيامت همه اينها غبطه مي خورند به حضرت ابالفضل سلام الله علیه! يعني نگاه مي كنند و وقتي آن مقام را می بینند مي فهمند که اينها هم از امام حسين علیه السلام نتوانستند خوب استفاده كنند، بيش از اين مي شد با اين امام حسين علیه السلام رشد كرد. اون وقت تكليف ما چيست؟! روز قيامت وقتي انسان سلمان ها و اصحاب شهدا را مي بيند، مالک اشتر را مي بيند، اصحاب امام صادق علیه السلام را مي بيند، زراره و مسلم بن عوسجه سلام الله علیهما را مي بيند، محمد بن مسلم و ديگران را می بیند، آن وقت در آن روز تكليف ما چيست؟!

تلاش نبی اکرم صلوات الله علیه برای دستگیری از ما
سفره اي كه پیغمبر پهن فرمودند خيلي گسترده تر از اينهاست. ایشان با همه وجود دنبال اين است كه ما را برساند و بارمان را بكشد؛ حتي گناهان ما را در روايت هست به عهده گرفته، لذا خداي متعال به پيغمبر گرامي اش مي فرمايد: «إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبيناً * لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّر»(فتح/2-1). خداي متعال براي تو گشايش و فتح كرده و مي خواهد گناهان گذشته و آينده ات را بيامرزد. خوب مگر حضرت گناه دارند؟! ایشان معصوم علي الطلاق اند و حتی يك ترك اولي هم در همه تاريخ عمرشان نكردند، پس معنای این آیه چیست؟! امام هادي علیه السلام فرمود: حضرت نه گناه كرده و نه نيت گناه، «مَا كَانَ لَهُ مِنْ ذَنْبٍ وَ لَا هَمٍّ بِذَنْبٍ- وَ لَكِنَّ اللَّهَ حَمَّلَهُ ذُنُوبَ شِيعَتِهِ ثُمَّ غَفَرَهَا لَهُ»(2)، بلکه ایشان بار شيعيان را به دوش گرفت و فرمود من اينها را پاك مي آورم؛ مثل اينكه شما ضامن كسي مي شويد که می خواهر قرض بگیرد. این ضمانت معناش اين است كه اگر نداشت من مي دهم و دينش مي شود دين شما. اين پيغمبر مي خواهد ما را پاک برساند، اگر دست مان را به دست او داديم پاك مي شويم و اگر به او ارتباط پيدا كرديم جانمان پاك مي شود.
قرآن به پیامبر مي فرمايد: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها»(توبه/103) از اينها صدقه بگير. آیا ایشان به پول ما احتیاج دارد؟! در روايت هست که جبرائيل سلام الله علیه كليد گنج هاي همه خزائن الهي را براي نبي اكرم آوردند، حضرت گفتند: من اين چيزها را نمي خواهم و آن را پرت كردند. همه چيز در اختيار حضرت است، چه احتياجي به پول ما دارد! ولي خداوند می فرماید: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها» از دست اينها صدقه بگير چون وقتي پول را به تو مي دهند جانشان پاك مي شود، دست شان که به دست تو مي خورد و مالشان را که به تو مي رسانند جانشان پاك مي شود. ما از این انفاق بهتر نداريم كه انسان امكاناتش را به امام برساند و خرج راه امام كند و آن وقت اجر و ثوابش بی نهایت شود.
خداي متعال در قرآن مي فرمايد: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها»(قصص/84)، كسي که كار خوب انجام دهد مزدش بهتر از عملش است. وجود مقدس نبي اكرم به خدا عرضه داشتند: بيشتر از اين به امّت من ثواب بده، آيه نازل شد «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى  إِلاَّ مِثْلَها»(انعام/160) كسي که كار خوب كند ده برابر به او مزد مي دهم و كسي که كار بد كند يك مجازات برابر می کنم او را نه بيشتر و خيلي هایش را هم مي بخشم. در روايت دارد حضرت به خدا عرض كردند خدايا باز هم بيشتر به امت من بده آيه نازل شد «مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثيرَةً»(بقره/245)، چه كسي به خدا قرض مي دهد تا خدا برایش مضاعف کند اون هم مضاعف فراوان. وقتي اين آيه نازل شد حضرت قانع شدند چون فرمودند وقتی خداوند كثير مي گويد يعني حساب ندارد چون زياد خدا بي حساب است.
آن وقت در روايت مي گويد: اين قرض دادن به خدا يعني امكاناتتان را در راه امام خرج کنيد؛ اگر كسي جانش را به امام داد، مالش را به امام داد، آبروش را به امام داد، امكاناتش را به نبي اكرم سپرد، هم رشد مي كند و بي حساب اضافه مي شود و هم خودش زنده است. البته حضرت در موارد دیگر هم از اين چونه ها براي ما مي زدند؛ وقتي حضرت به آسمان رفتند و نماز نازل شد ركعاتش زياد بود، انقدر حضرت رفت و برگشت كردند تا شد هفده ركعت و بقيه اش شد مستحب. حالا اين هفده ركعتش را هم ما نمي خوانيم و آن جوري كه بايد ادایش نمي كنيم.

آثار سیر و سلوک با نبی اکرم صل الله علیه و آله

خلاصه پيغمبر آمدند تا از ما يك آدم هاي ديگري بسازند و ما را زنده كنند و به حيات طيبه برسانند «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ»(انفال/24)، اين پيغمبر آمده تا شما را زنده كند و اگر شما اجابت كنيد از اين مرده ها زنده مي سازد. حضرت عيسي سلام الله علیه چه مي كرد؟! «وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ»(مائده/110) از گل مثل پرنده درست مي كرد؛ «بِإِذْني  فَتَنْفُخُ فيها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْن»، به اذن خداي متعال در آن مي دميد و اين گل پرنده مي شد و پرواز مي كرد، اين از معجزات حضرت عيسي سلام الله علیه بود. اما پيغمبر با ايشان قابل مقايسه نيست، به گل مي دمد و سلمان و ابوذر درست مي كند. اين پيامبر گرامي آمده تا ما را زنده كند و همه چيز به ما بدهد و ما را از شرك و غفلت و توجه به غير خدا آزاد كند.کاری کند که سروكارمان با خدا باشد، از خدا بگيريم و به خدا پس بدهيم و با مخلوقات سروكار نداشته باشيم؛ البته ما دائم با مخلوقات زندگي مي كنيم اما نباید این ها حجابمان شوند، یعنی از اينها بگيریم، از اينها بترسیم و به اينها اميد ببندیم.
حضرت مي خواهد ما با خود خدا زندگي كنيم. در زيارت امين الله می گوییم خدايا اين صفات را به نفس من بده، سيزده تا صفت است و آخرينش اين است: «مشغولۀ اَن الدنيا بحمدك و ثنائك»؛ به من جاني بده كه از دنيا دل كنده باشد و مشغول به حمد و ثناي تو باشد، در دنيا زندگي مي كند ولي دل مشغولي اش تو هستي. انسانی كه به اميرالمؤمنين علیه السلام رسيد در نفسش این سيزده صفت پيدا مي شود. كسي به امام رضا علیه السلام گره خورد نفسش اين گونه مي شود. اين پيغمبر بايد از ما اینچنین آدم هايي بسازد. حالا اگر كسي با اين پيامبر عزيز همراه شد سيرش در دنيا تمام نمي شود يعني دستت را به اين پيغمبر دادي موحدت مي كند سير مي دهد شما را با خودش به طرف خدا مي برد.

سیر بی نهایت
سير ما با اين پيامبر در دنيا تمام نمي شود. زندگي ما اگر با پيامبر رشد كرد حيات طيبه، برزخ، قيامت و مرگ مان هم عوض مي شود. آدم ها يك جور نمي ميرند كما اينكه يك جور زندگي نمي كنند. يك عده اي موتشان هم موت طيبه است، يعني پيغمبر صلوات الله علیه مي خواهد از خودش در ما بدمد تا هم زندگي اين دنياي ما شعاع زندگي پيغمبر صلوات الله علیه باشد و هم موت و رفتنمان به عالم برزخ و قيامت شعاعي از موت پيغمبر صلوات الله علیه باشد. زيارت جامعه كبيره  يك فراز خيلي دشوار دارد «فالائمه ارواحكم في الارواح اجسادكم في الاجساد انفسكم في النفوس قبوركم في القبور».روح شما در بين همه روح ها هست يعني چه؟ همان گونه كه روح ما در جسم ماست و جسم ما به خاطر روحمان زنده است، روح امام هم در روح ماست و اگر روح امام در ارواح مومنين نباشد همه مومنين مرده اند.
«قبوركم في القبور» هم یعنی قبر مومن يك شعاعي از قبر امامش است لذا قبرش عين بهشت است. چرا قبر مومن يك شعاعي از برزخ امام است؟ چون نور برزخ امام در برزخ مومن است. اين پيغمبر تنها دنياي ما را عوض نمي كند بلکه هم دنيا و هم آخرتمان را عوض مي كند. اگر كسي به اين پيغمبر گره خورد دنيایش دنياي ديگري است، موتش هم موت ديگري است. اين دعا را مكرر در زیارت عاشورا و در جاهای دیگر خوانده ايد «اللهم جعَل مَحياي مَحيا مُحمد و آل محمد و مَمَاتي مَمَات محمد»، موت ما هم بايد موت حضرت باشد، يعني نه فقط زندگي ما باید پرتو زندگي نبي اكرم باشد بلکه مرگ مان هم بايد همین گونه باشد و اين شدني است.
نبی اکرم زندگي و قيامت و برزخ مان را عوض مي كند. منتهي يك نكته وجود دارد و آن این است كه اگر ما بخواهيم با پيغمبر راه برويم باید به واسطه رجوع کنیم و آن واسطه امام است. قرآن مي فرمايد «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ»(رعد/7)، پيغمبر ما شما همه را هشدار مي دهيد و بيدارشان مي كنيد ولي بعد كه بيدارشان كرديد «و لكل قومٍ هاد» براي هر قومي، ما يك هادي گذاشتيم كه دست اينها را بگيرند و راه ببرند. حضرت فرمودند كه منذر نبي اكرم هستند و هادي ما ائمه هستيم. این يعني هدايت پيغمبر از امام رضا علیه السلام به ما مي رسد، از اميرالمؤمنين علیه السلام مي رسد، از امام زمان علیه السلام مي رسد و اگر كسي به امام زمانش نرسيد به هدايت پيغمبر راه پيدا نمي كند.

اميرالمؤمنين علیه السلام در آن حديث نوراني فرمود: پيغمبر گرامي از خدا خواست كه وسيله اي بين خودش و امتش قرار بدهد تا بتواند امت را به پيغمبر برساند و دستشان را بگيرد چرا که مقام پيغمبر خيلي رفيع است، پس خداي متعال من را وسيله اي بين حضرت و امتش و وسيله اي بين امتش و خدا قرار داد. اگر كسي به اميرالمؤمنين علیه السلام رسید به پيغمبر مي رسد و اگر نرسيد نمي رسد. اگر كسي به امام رسيد به پيغمبر مي رسد و آن وقت پیامبر ما را به خدا مي رساند چون رسول و فرستاده خداست و آمده دست ما را بگيرد و ببرد. اين پيغمبر كارش در اين دنيا اين بوده که بياید و اين جا را آباد كند، دست ما را بگيرد و ما را موحد كند و بعد ما را به سیر دهد و به خدا برساند. ایشان فقط براي همين به این دنیا آمده والا كسي كه جبرئيل نمي تواند همراهش حركت كند چه كار دارد با اين دنيا؟! حضرت در معراج تا آسمان هفتم رفته و به جایی سفر کرده است كه جبرئيل جا مانده، اين پيغمبر با زمين چه كار دارد؟!
بنابراین نبی اکرم صل الله و علیه و اله آمدند كه دست ما را بگيرند و ببرند، پس اگر با پيغمبر همراه شديم هم حياتمان و هم مرگمان آباد مي شود. «جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهيداً»(بقره/143)، ما شما را امت وسط قرار داديم تا شما شاهد و ناظر بر مردم باشيد و رسول هم شاهد بر شما باشد. ذیل این آیه روایت داریم که ائمه فرمودند: امت وسط و واسطه بين شما و پيغمبر ما هستيم. برای همین از نبي اكرم نقل شده و سني و شيعه هم نقل كردند که «مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة»(3) اگر كسي از دنيا برود اما به امام خودش نرسيده باشد و عارف به امام نباشد گویا قبل از بعثت پيغمبر از دنيا رفته است. پس اگر كسي بخواهد از اين پيغمبر استفاده كند و زندگي اش بشود زندگي حضرت و موتش بشود موت حضرت بايد به امام برسد.

امام، معدن و منشأ همه خیرات عالم
خلاصه آمدن ما در اين دنيا براي اين است كه يك تلاقي با امام داشته باشيم و خودمان را به امام برسانيم زیرا همه خيرات در محضر امام است. در زیارت جامعه کبیره آمده است که «إِنْ ذُكِرَ الْخَيْرُ كُنْتُمْ أَوَّلَهُ  وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاه  »، هر خيري را شما ياد كنيد، امام اصل اوست و فرع اوست و معدن و مأوا و منتهاي اوست، همه خيرات در وجود مقدس امام است و آمدن ما در اين دنيا براي اين است كه بتوانيم با امام همراه بشويم. اگر كسي خودش را به امام رساند به همه خيرات مي رسد. امام شب قدر است و اگر كسي به امام رسید در يك لحظه بار عمرش بسته مي شود. حُر يك لحظه به امام حسين علیه السلام گره خورد و اگر هر عبادتي مي كرد اين فايده را نداشت، اين يك لحظه به امام گره خوردنش هم گذشته اش را جبران كرده و هم آينده اش را تمام كرد.
همه عبادت های ما لازم است؛ كسي که بخواهد با امام باشد بايد نمازش را اول وقت بخواند اين را امام رضا علیه السلام اروحناه فرمود: «اعْلَمْ أَنَّ أَوَّلَ  الْوَقْتِ  أَبَداً»(4)، هميشه اول وقت نمازتان را بخوانید و امام صادق علیه السلام نقل فرمود: اگر نمازتان را سبك بشماريد ما دستتان را نمي گيريم، خودتان مي توانيد برويد اما ما شفاعت نمي كنيم. پس اينها بايد باشد نماز اول وقت، تهجد و توجه ولي همه اينها فرع بر امام است. بايد به امام برسيد چون امام اصل دين است و اينها فروع اند. خيلي از اينهايي كه در كربلا جهنمي شدند و روبروی حضرت ايستادند نماز مي خواندند، نماز لازم است ولي نماز بدون امام، نماز نيست. بعضي از اينها مثل حُر گناه هم داشتند و در لشكر آن طرف بودند، چه گناهي از اين بدتر، ولي وقتي به امام مي رسد كار تمام مي شود. همه

فرصت دنيا براي رسيدن به امام عليه السلام است.

راه های رسیدن به امام
 انشاء الله خدا كمك كند در اين فرصت دنيا به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برسيم که البته اين هم راه هايي دارد. اولش حرف گوش كردن است انسان اگر مي خواهد دستش به دست امام برسد بايد به حرف امام گوش بدهد، گوش ندادي كاري به كارت ندارند، سخت هم به تو نمي گيرند و رهايت مي كنند و نمي تواني ديگه با آنها راه بروي. بزرگاني بودند مثل آيت الله بهجت رحمت الله علیه و ديگران که دستگيري مي كردند، اگر مي ديد نمي تواني با او راه بروي رهايت مي كرد و اذيتت نمي كرد. می گفت اين عبادت را انجام بدهيد و وقتی ديد انجام ندادي رهايت مي كرد و حرف دوم را نمي زد. انشاء الله خدا در اين ايام ماه رجب ما را از رجبيون قرار بدهد و از فيوضات رجب برخودار كند و روز قيامت وقتي رجبيون را صدا مي زنند ما هم جزوش باشیم. رزق رجبيون محبت امير المؤمنين علیه السلام است انشاء الله از امام رضا علیه السلام اين رزق را بگيريد و مي خواهيد برگردید دست پر بر گردید.

پی نوشت ها:

(1) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 4، ص : 579

(2) تفسير القمي، ج 2، ص: 314

(3) إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج 1، ص : 460

(4) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 3، ص: 274