نسخه آزمایشی
جمعه, 15 فروردين 1399 - Fri, 3 Apr 2020

برنامه مخاطب خاص در ایام محرم/ عبور از حجاب ها با شفاعت سیدالشهداء و تاثیر سجده بر تربت حضرت

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 20 آبان ماه 96 است که در ایام محرم و در برنامه مخاطب خاص ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند، ما برای رسیدن به مقام بندگی و مقام اخلاص و برای پشت سر گذاشتن موانع بین خود و خدای متعال، گرچه باید عمل کنیم و بی تردید بدون عمل نمی شود انسان متوقع باشد که به آن مقامات رفیع دست پیدا کند، ولی یک حقیقت دیگری وجود دارد و آن این است که اصل در سلوک با امام است. اگر شما به امام رسیدید و با شفاعت امام حرکت کردید این راه رفتنی است و الا واقعا راه رفتنی نیست. حجاب های هفت گانه ای که جلوی روی هر عمل ماست کار را بسیار مشکل می کند و این را به ما می فهماند که فقط با وارد شدن به وادی سیدالشهدا است که این راه آسان شده و این حجاب های هفت گانه برداشته می شود.

اصل در سلوک

سوال: سلام خدمت شما و بینندگان محترم. سوال مهم ما در این جلسه از شما این است که جایگاه حضرت اباعبدلله علیه السلام در روایات ما در چه افقی است؟ بنظر می رسد جایگاه ایشان آنقدر رفیع و ویژه است که حتی در روایت داریم امام سجاد علیه السلام از تربت آقا سیدالشهداء کیسه ای داشتند و برآن سجده می کردند، بعد می فرمودند این تربت حجاب ها را از بین می برد؛ اساسا این قصه چیست و چه رازی در این خاک و تربت نهفته  است؟! حجاب های ما چیست و درنوردیدن حجاب با تربت امام حسین یعنی چه؟!

جواب: أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی أعدائهم أجمعین. ما برای رسیدن به مقام بندگی و مقام اخلاص که از او به مقام قرب تعبیر می شود و برای این که بین خود و خدای متعال موانعی را پشت سر بگذاریم، گرچه باید عمل کنیم و بی تردید بدون عمل نمی شود انسان متوقع باشد که به آن مقامات رفیع دست پیدا کند، ولی از این روایت این طور میفهمم که می خواهند یک حقیقت دیگر را برای ما توضیح بدهند و آن این است که اصلِ در سلوک امام است. اگر شما به امام رسیدید و با شفاعت امام حرکت کردید این راه رفتنی است و الا واقعا راه رفتنی نیست و به تعبیر دیگر اصلا راهی نیست. یعنی هرچند ریاضت بکشید، این ریاضت شما را به جایی نمی رساند، به دلیل این که این ریاضات بدون امام اصلا راه نیستند؛ بله، انسان اگر در وادی امام آمد آن وقت این اعمال، ما را در مسیر همراهی با امام کمک می کنند.

سوال: یعنی اذکار و اورادی که می شنویم اگر برگرفته از تعالیم معصومین نباشد سودمند نیست!!

جواب: اصلا ارزش ندارد! همانطور که بزرگان می گویند ذکر حقیقتا نیاز به اجازه معصوم دارد و هیچ مقامی غیر از معصوم حق اجازه دادن به این را ندارد که به انسان بگوید از کدام مسیر برو! بنابراین اگر از معصوم اذکار را ‌گرفتند محترم است و یا مثلاً از شخصی که در یک وادی دیگر فقیه و انسان راه رفته ای است و از معصوم دستورات منقهی را اخذ و استنباط کرده است و حالا برای ما بیان می کند، و الا در غیر او خیلی راه گشا نیست.

پس یک نکته مهم این است که ما بدانیم در رسیدن به خدای متعال تنها راه معصوم است و ما باید با معصوم همراه شویم. البته بزرگان گفته اند که همراهی با امام معنایش این نیست که من یک طرف هستم و امام هم طرف دیگر، نه امام اصل است و ما زیر سایه امام هستیم. اگر ما توانستیم سایه و تبع امام شویم به طوری که همه وجود ما ذیل سایه ایشان حرکت کند، با امام سیر می کنیم و موانع را پشت سر می گذاریم و الا شدنی نیست.

آثار تربت امام حسین علیه السلام

درباره تربت سیدالشهدا هم روایات متعددی از مرحوم شیخ حرعاملی در وسائل و همچنین از مرحوم شیخ طوسی و شیخ صدوق است که برآثار این تربت دلالت می‌کنند. البته تربت سیدالشهدا ویژگی های مخصوص دارد و باید بحث شود که مقصود از تربت کدام خاک است. یکی روایات وارد شده درباره آثار تربت همین است که شما در ابتدا فرمودید، که این خاک در اثر اینکه با امام محشور بوده است و به تعبیری تربتی بوده که جسم مطهر امام در او هلول کرده است خصوصیات و صفاتی پیدا کرده که صفات خود خاک نیست «طِبْتُمْ وَ طَابَتِ الْأَرْضُ الَّتِی فِیهَا دُفِنْتُمْ»(1) البته این ها همه از پرتو امام است کما این که امتیاز همه مخلوقات بر اساس تقرب به امام است.

درباره تربت، ما حتی روایت داریم که اگر تسبیحی در دست داشته باشید که از تربت باشد ذاکر نوشته می شوید ولو با آن ذکر نگویید، مثل ماه رمضان که خواب شما در آن تسبیح و نفس شما در آن عبادت است. حتی نسبت به سیدالشهدا می فرمایند: «نَفَسُ الْمَهْمُومِ لَنَا الْمُغْتَمِّ لِظُلْمِنَا تَسْبِيحٌ»(2) اگر کسی غصه بخورد از این ظلمی که به ما شده است در واقع دارد خدای متعال را تسبیح می کند.

در روایت داریم که فرمودند: «السُّجُودُ عَلَى طِينِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ يُنَوِّرُ إِلَى الْأَرْضِ السَّابِعَةِ»(3) کسی که بر تربت امام حسین سجده کند از یک طرف تا هفت لایه زمین نورانی می شود و از طرف دیگر هم در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده که حجاب های هفت گانه را از انسان برمی دارد «السُّجُودُ عَلَى تُرْبَةِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ يَخْرِقُ‏ الْحُجُبَ السَّبْع‏»(4).

این روایت خیلی عجیب است به خصوص وقتی که انسان از امام صادق علیه السلام می شنود که ایشان تربت همراه خود داشتند و پهن می کردند و روی آن سجده کرده و می فرمودند «ان السُّجودُ على تُربَةِ الحُسينِ يَخرُقُ الحُجُبَ السَّبعَ» برای امام که حجابی نیست، لابد همه عبادات آن ها برای دستگیری و نشان دادن راه به ماست. در این روایت حجاب را از ناحیه خود ما نشان می دهد، یعنی ما وقتی می خواهیم رفعت پیدا کنیم باید عوالمی را پشت سر بگذاریم که البته هر کدام از آن ها هم اقتضای خود را دارد؛ مثلا ورود در هر عالم مرتبه ای از طهارت نفس می خواهد و اگر طهارت نفس انسان برای عبور از آن عالم مهیا نباشد انسان نمی تواند به آن وارد شود.

مانند قرآن «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ * فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ * لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُون‏»(واقعه/77-79) این قرآن کنان هایی دارد و به هر اندازه که انسان مطهر شد این لایه های باطنی برای او باز می شود البته یک لایه هایی هم ‌مختص به معصوم است. سیر در مقامات معنوی هم همین طور است؛ عوالمی است که باید پشت سر بگذاریم و برای ورود به هر عالم هم باید طهارت نفس خاصی متناسب با آن داشته باشیم و الا از آن نمی توانیم عبور کنیم. اعمال ما که به طرف عالم بالا می رود و ما را هم با خود می برد باید ناشی از یک نفس پاک باشد. آثار نفس ما در عمل ما پیدا است و اگر آلودگی در نفس ما بود این عمل از یک عالمی بالاتر نمی رود و این می شود حجاب های ما!

موانع اعمال در عبور از آسمان های هفت گانه

حدیثی از وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله است که ایشان می فرمایند: خدای متعال قبل از آن که سماوات السبع را بیافریند، هفت ملک را آفرید که این ها موکل سماوات هستند و کار آن عالم به عهده آنان است، بعد برای هر عالم، ملک دربانی گذاشت و وقتی می خواهند از این عالم عبور کنند باید آن ملک مجوز بدهد تا عمل انسان و خود او بتواند عبور کنند. بعد در ادامه راویت داریم که عمل ما حَفَظه دارد و ملائکه ای هستند که صبح تا شب را با ما به سر می برند و عمل ما را ضبط می کنند البته فقط صرف ضبط کردن عمل نیست، گویا عمل را به سماوات می برند و از عوالم عبور می دهند. در این روایت شریف است که ملائکه ای که مامور عمل انسان هستند عمل را بالا می برند، و  نکته قابل تأمل این است که این عمل، در نظر ملائکه ای که حفظه هستند و از عالم نور می باشند و درخششی دارند، عملی بسیار نورانی است که مثل خورشید می درخشد.

به هر حال ملائک آن را می برند و می رسد به آسمان اول، ملکی که دربان است جلو می آید و عمل را ملاحظه می کند و می گوید این عمل از این عالم نمی تواند عبور کند، چرا که عیبی در این عمل است که ناشی از عیبی است که در صاحب آن است که آن هم غیبت و عیب جویی پشت سر مؤمن است. گویا عمل ما ناشی از شاکله ما است و عیوب شاکله ما کاملا در عمل مشهود است. بعد همین آدم خودش را اصلاح می کند یا شخص دیگری عمل دیگری انجام می دهد که این عمل آن عیب را ندارد. عمل را می آورند در روایت است که به عالم دوم که می رسد باز ملکی که موکل است می گوید این عمل نمی تواند از این جا عبور کند، یعنی صاحب آن هم نمی تواند عبور کند، چون صاحب این عمل «أَرَادَ بِهَذَا الْعَمَلِ عَرَضَ الدُّنْيَا»(5) کار کرده، عبادت کرده و نماز خوانده اما متاع دنیا را می خواسته است، یعنی عمق نگاه او در عبادت به دنیا بوده است، پس نمی تواند از این عالم عبور کند.

حالا این ملک از کجا می فهمد که این عمل عیب دارد، پیداست که صفت انسان در عمل او ظهور می کند و آن عمل بیش از این بها و نور ندارد. پس از اقتضای عوالم معلوم ‌می شود که هر سماء، چه عالمی است و چگونه می توان از آن عبور کرد. می رود تا به عالم سوم می رسد؛ اینجا در روایت دارد که ملکی که دربان است باز عمل را منع می کند یعنی اگر عیب اول و دوم را از اعمال خود رفع کرد و اهل غیبت و عیب جویی از مومنین نبود، اهل طلب دنیا هم نبود، فرمود که آن عمل را باز نمی گذارند بالاتر برود و ملک موکل می گوید: صاحب این عمل کبر دارد «إِنَّهُ عَمِلَ وَ تَكَبَّرَ فِيهِ عَلَى النَّاسِ فِي مَجَالِسِهِمْ» و عمل برای او تکبر آورده است؛ مثلا نماز شب خوانده است و همین نماز موجب شده که دیگران را کوچک ببیند. مجاهدت و انفاق در راه خدا می کرده است و با این کار دیگران در نظرش تحقیر شده اند. ما اگر یک شب نماز شب بخوانیم حتی می خواهیم بچه های خودمان را هم بیدار کنیم، و اخلاق مان با آن شبی که برای نماز خواب ماندیم عوض می شود. یعنی برای انسان تکبر می آورد و عملی که صاحب آن متکبر است نمی تواند از آسمان سوم بالا برود.

اگر این عیب هم اصلاح شد می رسد به آسمان چهارم، اما باز آنجا ملک موکل اعمالی را که در آن عُجب باشد را از عبور منع می کند و می گوید ما از طرف خدا مامور هستیم و از خود کاری نمی‌کنیم، ما مانند سدی هستیم که نمی گذاریم اعمالی که ظرفیت بالارفتن ندارد از اینجا عبور کند. البته عجب هم در این روایت این گونه معنا شده است: « كَانَ يُعْجَبُ بِنَفْسِهِ وَ إِنَّهُ عَمِلَ وَ أَدْخَلَ نَفْسَهُ العجب»؛ آدم باید نماز بخواند و از خود عبور کند و به خدای متعال برسد اما معجِب آن کسی است که وقتی زحمت می کشد تازه خود را پیدا می کند و می گوید منم که نماز شب خواندم و به نظر خود خیلی آدم مهمی شده است، در واقع او عمل را به خود نسبت می دهد!

بعد حضرت می فرمایند: عمل اگر آن موانع را نداشت ملک و محافظان ما آن را بالا می برند با شکوهی که گاهی ۳۰۰۰ ملک دارند عمل را مشایعت می کنند تا می رسد به آسمان پنجم و از آنجا می خواهد عبور کند. ملکی که دربان آنجا است می گوید من نمی توانم اجازه عبور دهم به این دلیل که صاحب این عمل حسد داشته است؛ بعد ایشان وقتی حسد را توضیح می دهند می گویند: یعنی در عمل خود نسبت به آن ها که اهل عبادت بودند حسد می ورزد.به این معنا که در عبادت نسبت به عبادت دیگران حسد می ورزیده است. خود خیلی عمل می کرده است اما اگر دیگری از او موفق تر بوده است ناراحت می شده که چرا دیگری از من موفق تر است، در حالی که آدم باید خوشحال باشد. اگر شما دیدید کسی در عبادت موفق است و خوشحال شدید و عبادت او را دوست داشتید، روایت می گوید در عبادت او شریک هستید، اما بدانید که او اگر از شما جلو افتاد مانعی در شماست که او بیشتر بندگی می کند!

این ملک می گوید: «إِنَّهُ كَانَ يَحْسُدُ مَنْ يَتَعَلَّمُ وَ يَعْمَلُ لِلَّهِ بِطَاعَتِهِ فَإِذَا رَأَى لِأَحَدٍ فَضْلًا فِي الْعَمَلِ وَ الْعِبَادَةِ حَسَدَهُ وَ وَقَعَ فِيهِ» شخص حسود نسبت به آن کسی که احکام و دین الهی را یاد گرفته است و به طاعت خدا می پردازد و بر او رجحان و فضیلت دارد، حسادت می ورزد و شروع می کند عبادت او را تنقیض کند. مثلا خدا نکند کسی بهتر زیارت کند، بهتر نماز شب بخواند یا بهتر انفاق کند، می گردد تا عیبی در عمل او پیدا کند، ریشه آن هم این است که نمی خواهد او جلو بیفتد! حضرت می گویند اگر این عیوب در شما بود عمل شما دیگر نمیتواند به طرف خدای متعال برود، در آسمان پنجم هم برود جلوی آن را می گیرند. خود شما هم از این به بعد نمی توانید بروید و عیب نفس باید بر طرف شود.

اگر این عیب هم برطرف شد به آسمان ششم می رسد. ملکی آن جا موکل و دربان است و نمی گذارد عمل بالا برود، زیرا صاحب این عمل اهل رحم و محبت نیست؛ بعد توضیح می دهد که اهل رحم نیست یعنی چه؟! می فرماید: اگر در کسی عیب بود او صبر می کند و وقتی زمین خورد شروع به سرزنش کردن او می کند. کسی در حال گناه است و به جای این که دست او را بگیرد و محبت آمیز نگذارد که او زمین بخورد میگذارد زمین بخورد تا سرزنشش کند. این همان چیزی است که ما امروزه بهش آتو گرفتن می گوییم و بی رحمی است. بی رحمی یعنی مومنی دارد به جهنم می رود شما بگذاری برود و وقتی به جهنم رفت شروع کنی به عیب گرفتن که چرا اینطور راه رفتی! وقتی تو فهمیدی، مکلفی که دستش را بگیری.

استادی داشتیم که می گفت اگر دیدی نان خشک روی زمین افتاده است اما تو آن را برنداشتی بذاری کنار یا آن را ببری و تمیز کنی بخوری، انتظار نداشته باش که راه را به تو نشان دهند! حجاب برایت ایجاد می شود پس چراغ دوم برای تو روشن نمی شود؛ اگر جایی که این چراغ کوچک روشن شد راه رفتید قدم دوم را برای شما روشن می کنند. فرمود: اگر مومن گناه یا ضرری در دنیا بکند او صبر می کند، وقتی در دنیا ضرر کرد یا در معامله شکست خورد می گوید: این آدم نفهمید، آدم اینطور معامله نمی کند. اگر تو می فهمیدی قبل از آن که ضرر کند به او بگو! اگر آدمی اینطور شد عمل او از این آسمان بالاتر نمی رود.

حال اگر عملی از این آسمان رد شد به آسمان هفتم می رسد. آن جا هم عجیب است عمل خیلی با شکوه است و همانطور که در روایت توضیح داده شده فوق العاده است. فرض کنید که می گویند آدمی اهل اعمالی است که از روی تفقه و اجتهاد و ورع است. یعنی می فهمیده است که نماز را چگونه بخواند و چگونه انفاق کند، عمل او طبق قاعده بوده و تلاشش هم کم نبوده است، عمل او با بی تقوایی همراه نبوده و تنبلی در آن نبوده است، پس عمل، عملی بوده که نقصی در آن نیست  اما وقتی این عمل به آسمان می رسد می گویند که او دنبال شهرت بوده است!

او می گوید من ملک حجاب هستم و مانع عملی می شوم که برای خدا نیست «أَرَادَ رِفْعَةً عِنْدَ الْقُوَّادِ وَ ذِكْراً فِي الْمَجَالِسِ وَ صَوْتاً فِي الْمَدَائِنِ‏»، آن عالم می خواسته که پیش امرا جایگاهی پیدا کند و نام او را در مجالس ببرند و در شهر آوازه پیدا کند. او با این که فقیه بوده است و می فهمیده که چه می کند، در تلاش و حدود تقوا هم کم نگذاشته است، اما نتوانسته از این مرز عبور کند! عجیب تر این است که عملی از هفت آسمان عبور می کند و همه ملائک هفت آسمان عمل را مشایعت می کنند تا این که عمل به محضر خدای متعال می رسد، خداوند می فرماید: شما ناظر بر عمل او بوده اید اما من از دل او با خبر هستم، او برای من کار نمی کرده است!

آمدن به وادی سیدالشهدا راه میان بر برای عبور از حجب

سوال: با این حساب غیر از آدم های راه رفته برای من که زیر آسمان اول هستم عملی نمی ماند! نماز می خوانیم، روزه می گیریم، انفاق می کنیم ولی با این حساب عملی نداریم؛ چه کاری باید انجام دهیم؟!

جواب: اگر انسان به هیچ بودن رسید و منکسر شد و واقعا فهمید این راه طولانی را باید برود و دستش هم خالی است، راه را نشان داده اند و گفته اند راه میان بر هم وجود دارد، بیایید محضر امام حسین علیه السلام و خودتان را به حضرت برسانید. مگر امام رضا علیه السلام به ابن شبیب نفرمود  که «إِنْ سَرَّكَ أَنْ يَكُونَ لَكَ مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا لِمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع فَقُلْ مَتَى ذَكَرْتَهُ‏ يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً»(6)‏ اگر میخواهی که ثوابی داشته باشی مانند ثوابی که برای شهدای کربلا نوشته اند، هر وقت یاد امام حسین افتادی به حضرت ملتمسانه عرض کن «یا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً» ای کاش من هم همراه با شهدا خود راه می دادید و من هم مثل آن ها شده بودم. وقتی مداومت در این التجاء به امام حسین پیدا شد یکجایی حضرت دست ادم را می گیرد.

سوال : در زیارت هم این حجاب ها وجود دارد؟!

جواب: زیارت مقاماتی دارد. اصل عمل مقبول می شود منتهی خود زیارت هم درجاتی دارد و این واضح است. این که در روایات ثواب زیارت از یک حج تا برای هر قدم یک حج و عمره مقبوله و گاهی بیشتر گفته شده است، برای این است که زائرین درجات دارند. در زیارت می شود به مقامات شگفت انگیزی رسید، لذا من بنظرم‌ می آید این روایاتی که در باب سیدالشهدا است گویای این است که سیدالشهدا با شهادت و شفاعت خود راهی را برای سلوک باز کردند. شب قدر چیست که خدای متعال به وجود مقدس نبی اکرم عطا کرده است؟ روایت می گوید که مختص به حضرت است و اگر کسی بتواند آن را درک کند بیشتر از هزار ماه جلو می افتد؛ یک شب است اما اگر به آن رسیدی هزار ماه جلو می افتی! باب امام حسین هم همینطور است؛ واقعا اگر کسی به این باب رسید هر یک قدمش یک حج است.

سپس امام رضا علیه السلام فرمود: اگر توانستید سجده کنید بر تربت امام حسین، حجاب های هفت گانه برداشته می شود. حالا این حجاب های هفت گانه چیست شاید مقصود همین است. بعضی از بزرگان اینطور معنا کرده اند که حجاب های هفت گانه همین موانعی هستند که در وجود ما است و نمی گذارد خود ما و عملمان بالاتر برویم.  وقتی آدم حب دنیا داشت عمل او بوی دنیا می دهد، من آن بوی را از این عمل نمی شنوم اما آن ملک ‌می فهمد!

حضرت فرمودند: وقتی نیت ثواب می کنید ملک می نویسد، نیت گناه که می کنید آن ملک می خواهد بنویسد اما دیگری می گوید ننویس ۷ ساعت صبر کن شاید توبه کرد! گفت: مگر ملک می فهمد من میخواهم گناه کنم؟! فرمود: بله، از بوی عمل می فهمد، بعد حضرت تشبیهی کردند و فرمودند: آیا در کنیف باز شود شما بوی آن را نمی فهمید؟! اگر نیت گناه کنید جوری متصل به دستگاه بدی ها می شوید «عَدُوُّنَا أَصْلُ كُلِّ شَر»(7) که همه وجودتان متعفن می شود!

ملک وقتی با عمل برخورد می کند می فهمد که این عمل ضعف دارد، صاحب این عمل ضعف دارد و نمی شود این عمل از اینجا عبور کند. حضرت فرمود: اگر سجده خود را بر تربت امام حسین کردید همه این حجاب ها رفع می شود و این موانع کنار می رود و این راهی است که به ما نشان داده اند. من ‌گاهی می بینم یک راه هایی را می گویند که آدم احساس می کند معنی آن نرفتن است! بیست سال باید زحمت بکشید تا حسد را بردارید! حتما حسد صفت بدی است و حتما باید آن را برداشت، در این شکی نیست؛ اما این راه و ریاضتی که شما می گویید، از عمر من بیشتر است، بنابراین تقریبا این راه رفتنی نیست! باید راهی وجود داشته باشد، آن راه چیست که آدم را می رساند؟!

بنظر من می آید که راهِ وجود مقدس حضرت اباعبدلله علیه السلام اینگونه است. اعمالی که مربوط به حضرت است، مانند زیارت، بکاء و امثال این ها و اعمالی که بعد اتفاق می افتد، این ها همه اعمالی هستند که از طریق حضرت برکت پیدا می کنند. در روایات در باب زیارت دیده اید که اگر انسان حضرت را زیارت کند گویا خدای متعال را در عرش زیارت کرده است کسی که عرفه به کربلا می آید « کَمَنْ زَارَ اللَّهَ فِی عَرْشِهِ»(8) من نمیدانم که این تعبیر درست است یا نه، اما عنایات حضرت حق و عنایات عرشی و فوق عرشی خدای متعال را با حجاب سیدالشهدا و با واسطه حضرت دریافت می کند. حضرت را زیارت می کند اما « کَمَنْ زَارَ اللَّهَ فِی عَرْشِهِ» عنایات حضرت حق و عنایات عرشی و فوق عرشی شامل حال او می شود. اینها راه نرفتنی است، این ها تعارف نیست! فرمود اگر نیمه شعبان به زیارت امام حسین علیه السلام بیایید ۱۲۴۰۰۰ پیامبر با شما مصافحه می کنند. می دانید یعنی چه؟! یعنی جزء عالم انبیا می شوید. مصافحه می کنند لفظ نیست، بلکه شما انقدر رفعت پیدا می کنید که جزء عالم انبیا و رفیق انبیا می شوید. شما کف پای یکی از انبیا را ببینید باید کلاه خود را به عرش بیاندازید اما حالا ۱۲۴۰۰۰ پیامبر با شما مصافحه می کنند، آن‌ هم به برکت سیدالشهدا و این همان میان بر است.

فرمود: وقتی به زیارت می آیید همین که رسیدید به حائر امام حسین که در چند کیلومتری کربلا است «كُتِبَ مِنَ اَلْمُفْلِحِينَ»؛ در قرآن ببینید «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ»(مومنون/1) مفلحین چه کسانی هستند؟ «کُتِبَ مِن اَلْفَائِزِينَ» در قرآن ببینید فائزین چه کسانی هستند؟! بعد حضرت فرمودند: وقتی می خواهید بازگردید ملکی مخصوص از وجود مقدس نبی اکرم بر شما سلام می آورد که حضرت به شما سلام رساندند و گفتند ما تا این جا را درست کردیم، خودت مراقب بعد از این باش!(9) مگر می شود انسان به این راحتی پاک شود از بدی ها اما آن ها واقعا پاک می کنند. حضرت فرمود: وقتی به اینجا رسید می فهمید بکا بر سیدالشهدا یعنی چه؟ محبت سیدالشهدا یعنی چه؟ این عمل مانند گوهری است که در این عالم نمیتوان بر روی آن قیمت گذاشت. من عرضم این است که این حجبی که شما می بینید غیر از حجاب هایی که در نفس ما است. منشا این حجب در عالم بیرون است و سایه آن بر نفس ما می افتد.

این حجاب ها را که برای کل مومنین بوده است حضرت در گودی قتلگاه خلق کرده است. نتیجه اش هم این می شود که وقتی سیدالشهدا از اسب بر زمین آمد و دیگر نمی توانست از خود دفاع کند و خون از زخم های حضرت جاری بود، ایشان این خاک ها را جمع کرد، بعد صورت خود را مانند کسی که صورت خود را روی جای بلندی می گذارد و سجده می کند روی خاک گذاشت در حالی که زبانشان به این ذکر خدا مشغول بود «إلهى رضى بقضائك لا معبود سواك‏» این سجده ای که حضرت بر این خاک کردند همه حجب مومنین را برداشت. هرکس بتواند خود را به این خاکی برساند که نور سجده سیدالشهدا در آن است، سجده برآن خاک حجاب ها را از او هم برمی دارد.

این نفس موانعی دارد که از عالم شیطان و ابلیس و اولیا طاغوت می آید که این موانع را خدای متعال برمی دارد و ان شاالله کار به جایی می رسد که راه آسان می شود. اگر واقعا سیدالشهدا این مسیر را برای ما هموار نمی کرد و همه حقیقت از گودی قتلگاه تجلی نمی کرد این راه ها برای ما بسته بود.السلام علیک یا اباعبدالله...

پی نوشت ها:

(1) مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج‏2، ص: 717

(2) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 226

(3) من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص: 268

(4) مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج‏2، ص: 733

(5) فلاح السائل و نجاح المسائل، ص: 121

(6) عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏1، ص: 300

(7) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏8، ص: 242

(8) كامل الزيارات، النص، ص: 147

(9) كامل الزيارات، النص، ص: 186