نسخه آزمایشی
جمعه, 17 مرداد 1399 - Fri, 7 Aug 2020

ایجاد الفت بر محور امام با زیارت و ایجاد الفت بر محور دنیا با توریسم/ بیان اسرار زیارت اربعین در برنامه مخاطب خاص

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 16 آبان ماه 96 در ایام اربعین است که در برنامه مخاطب خاص ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند، زیارت سفر الی الله است که در آن انسان به وسیله امام به سوی خدا حرکت می کند. ثواب آن هم به قدری زیاد است که گاهی برای هر قدم آن ثواب یک حج مقبوله گفته شده است. البته در دنیای مدرن امروز سعی می شود که جلوی این حرکت با ایجاد صنعت توریسم و ایجاد ابتهاجات مادی گرفته شود، اما با این حال شاهد آن هستیم که زیارت اربعین سیدالشهدا هر سال میلیون ها انسان را از نقاط مختلف جهان به خود جذب می کند. این خودش از آثار اجتماعی زیارت است چرا که اگر این زیارت نبود انس و الفت بین این جمع بر محور امام ممکن نبود. از آثار فردی زیارت هم می توان به پاک شدن گذشته و آینده انسان اشاره کرد که واقعا اثر عجیبی است.

زیارت، سفر الی الله

سوال: سرّ این زیارت چیست که انقدر جلوه کرده است و ما داریم جلوه های آن را در عالم می بینیم؟

جواب: أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی أعدائهم أجمعین. ابتدا نکته ای عرض کنم و آن این است که الحمدلله زیارت از آن عباداتی است که جامعه شیعه و مومنین کاملا به آن آشنا است و طعم آن را چشیده است، مانند نماز که جزء عبادات هر روزه است و گاهی تکرار، موجب می شود که انسان به اسرار این عبادت توجه نکند. می دانید که نمازی را که هر روز می خوانیم چندین هزار حکم و چندین هزار ادب دارد، و بزرگان از دیرباز در کنار کتب فقهی، اسرار الصلاة و آداب الصلاه می نوشتند، تا بگویند این عبادت چه اسراری دارد که خدای متعال به آن تاکید کرده است و بعد از ایمان به خدا و انبیا و معصومین بر هیچ عملی آن قدر تاکید نشده است؟ این نماز چیست که اگر ما همه عمر خود را وقت بگذاریم برای فکر کردن به اسرار نماز، هنوز رازهایی برای ما گشوده نشده است؟ به نظر من زیارت هم همین طور است؛ ما با آن مانوس هستیم و خیال می کنیم یک فعل عادی است اما واقعاً در زیارت سر و اسراری وجود دارد که هرچه انسان تأمل کند و به خصوص روایات معصوم را به دقت بخواند اسرار این زیارت بیشتر گشوده می شود.

ما یک سفر الی الدنیا داریم که انسان دلداده دنیا می شود و دنبال لذت جویی از آن می رود. دلی که از دنیا کوچکتر است و هنوز سرریز از دنیا نشده و بزرگتر از دنیا نشده است، مشتاق دنیاست و می خواهد جلوه های ندیده دنیا را ببیند و مبتهج بشود و از شکوه دنیا لذت ببرد، که البته این هیچ وقت تمامی ندارد مگر این که آدم بزرگ بشود. بعضی ها می گویند که منع نکنید زیرا اگر منع کنید انسان حریص می شود «الإنسان حريص على ما منع منه »؛ انسان اگر کوچکتر از دنیا شد هرچه به او بدهی باز هم می خواهد و هیچ وقت سیر نمیشود، اگر هم از دنیا بزرگتر شد اگر همه دنیا را هم به او بدهی اعتنا نمی کند، پس راه حل خلاصی از دنیا این نیست که منع کنی یا نکنی چون انسان اگر کوچکتر از دنیا باشد حریص به دنیاست.

علی ای حال همانطور که ما سفر الی الدنیا داریم که جلوه های متعددی نیز دارد که یکی از آن مسافرت، گردشگری و جهانگردی و به اصطلاح توریسم است که به دنبال لذت جویی بیشتر از دنیا است و به عنوان یک صنعت فرهنگی اقتصادی که هم درآمد زا است و هم موجب انتقال فرهنگ می شود کار می کنند، نقطه مقابل آن سفر الی الله است؛ سفر الی الله سفری پر رمز و راز است. اگر سفر به سمت دنیا و ابتهاجات مادی انقدر آداب و اسرار دارد که رشته های متعدد علمی و کارشناسان متخصص باید بیایند و بحث بکنند که چگونه این صنعت را توسعه دهیم و چگونه گردشگری منتهی به صلح بین المللی می شود، سفر الی الله بسیار اسرار آمیز تر است.

سفر الی الله چگونه سفری است و چگونه باید اتفاق بیفتد؟ چه اسراری دارد؟ اگر یک عمر برای رسیدن به پاسخ این سوالات کار کنیم کم است. یک نمونه از آن حج است، حج سفر الی الله است؛ زراره به حضرت فرمود: چهل سال است که من محضر شما هستم، آیا احکام حج تمام نشده است؟! حضرت فرمودند: خانه ای که دو هزار سال قبل از خلقت آدم، ملائکه می آمدند و طواف می کردند احکام آن به زودی تمام نمی شود. از مهمترین مصادیق سفر الی الله، زیارت امام است. یک تعبیری در زیارت امام رضا علیه السلام وجود دارد که ظاهراً از امام هادی علیه السلام نقل شده است. ایشان فرمود: وقتی درب خانه ایستاده اید و هنوز راه نیفتاده اید بگویید: «بسم الله و بالله» من دارم پا در وادی می گذارم که در آن کاری از کسی ساخته نیست و فقط باید از خدا کمک گرفت، می خواهم به زیارت امام بروم در یک وادی پر مخاطره عمیق و دقیق. «بسم الله و بالله و الی الله»، بعضی ها می گویند زیارت شرک است در حالی که عین توحید است و راه توحید یک کلمه است و «الی الله». «و الی ابن رسول الله» مسیر من به سمت خدا از کجا عبور می کند؟ از وادی امام، من از وادی امام به سمت خدا می روم.

ثواب زیارت در مقایسه با حج

زیارت ثواب هزار حج دارد و پایان حج هم این است که با امام بیعت کنید. فرمود: مردم مامور شدند دور سنگ ها بچرخند و عهد خود را با امام نو کنند، همین سنگ هایی که اگر در محور امام قرار گرفت یکی از شرافتمندترین امور است یعنی کعبه و اگر بدون امام باشد سنگی بیشتر نیست. در حج هم اینطور است که مردم در آخر به سراغ امام می آیند و مناسک مقدمه امام است. اوج حج این است که انسان در منا جزء قربانیان حضرت باشد.،اوج حج این است که قربانی شدن انسان به دست امام امضا بشود و او همه چیز خود را بدهد و امام هم قبول کند.
 حج همین است اما زیارت امام چیست که در هر قدمش ثواب یک حج است؟!

حج یک عمل معمولی نیست! گاهی ما خیال می کنیم حج کوچک است. کسی از حج جا مانده بود، آمد و به حضرت عرض کرد: من خیلی پولدار هستم، چقدر پول بدهم تا به ثواب حج برسم، حضرت به کوه ابوقبیس اشاره کردند و گفتند: اگر اندازه این کوه طلا بدهی جای حج را نمی گیرد. به پولت تکیه نکن که در هر قدم حج، عمره مقبوله می دهند. این یعنی چه؟! روایتی است که اگر از فرات غسل کنید در هر قدمی که برمی دارید ثواب یک حج را می دهند. پدر مرحوم علامه مجلسی می گویند که از فرات حله تا کربلا ۶۰ هزار قدم است، یعنی از فرات غسل کن و ۶۰ هزار حج، یعنی انسان ۶۰ هزار سال زنده باشد، به حج برود و حج او مقبول شود! اگر توجه کنید از زمان خلقت حضرت آدم تا به حال ۸۰۰۰ سال گذشته است ، اما ۶۰ هزار سال حج مقبوله در یک زیارت است!
البته من همیشه عرض کردم که می شود به این ثواب ها رسید نه این که حتما همه می رسند.
«الصلاة معراج المؤمن »، یعنی مومن اگر نماز خود را درست کند در یک نماز باید به معراج برود.
پس زیارت یک سفر الی الله است از وادی ولایت امام و خود امام مستقیما واسطه است. زیارت، چنین امر عظیمی است که آداب و مناسک دارد و حتی در روایات آمده که هم آثار روانی دارد هم آثار اجتماعی و هم آثار تاریخی.
پس بزرگان همانطور که اسرار الصلاه نوشته اند باید اسرار الزیارت هم بنویسند تا معلوم شود اسرار الزیارت کم تر از اسرار الصلاه نیست بلکه بیشتر است!

الفت بین جامعه با زیارت

سوال: پس چطور ما به قصه زیارت با این همه آداب نپرداخته ایم؟ راجع به صنعت توریسم در دنیا حرف های علمی زده می شود، آدم هایی نشستند و در کار گروه ها و اتاق های خود فکر می کنند و حرف می زنند ولی ما در قصه زیارت هنوز با این ادبیات و معنا تئوریزه نکرده ایم.

جواب: بله، همینطور است؛ مطالعات و بحث های آثار روانی و روحی زیارت و به تعبیری آثاری که در تربیت شخصی انسان دارد کم و بیش مورد بحث قرار گرفته است اما یک نگاه مردم شناسانه، جامعه شناسانه و یک رویکرد فلسفه تاریخی باید بشود تا ما ببینیم آثار زیارت امام در شکل گیری جامعه وحیات اجتماعی چیست؟ چگونه جامعه بشریت را به سمت ظهور و قیامت سوق می دهد؟ چگونه دل ها را از دنیا جدا کرده و از دنیا بزرگتر می کند و هجرت الی الله ایجاد می کند؟ با چه سرمایه ای باید در این سفر شرکت کرد؟ بعضی ها با ریال حساب می کنند، واقعا سرمایه این مسافرت چیست؟ خروجی آن چیست؟ گاهی دیده ام در زیارت امام حسین می گویند انقدر زائر امده و انقدر درآمد داشته است، طیب الله انفاسکم!

قرآن تعبیری دارد که می فرماید «لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ»(انفال/63) ای پیامبر ما، اگر همه آن چه بر روی زمین است را جمع می کردی نمیتوانستی دل ها را به یکدیگر گره بزنی؟ حالا باید بحث کنیم و ببینیم حضرت چگونه جامعه شیعه را درست می کند؟ چگونه همدلی ایجاد می کند؟ چگونه عصبیت های تاریخی که قرن ها شیطان این امام المتعصبین بر روی آن کار کرده است را از بین می برد؟ چگونه جامعه همدل حول امام در عصر ظهور که همه یک رنگ هستند و امام خود را می شناسند شکل می گیرد؟ روز قیامت همین گونه است «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَ أُناسٍ بِإِمامِهِم »(اسرا/71)؛ نمی گویند ایرانی ها بیایند، عراقی ها بیایند، آن جا عرب و عجم نداریم. می گویند: پیروان امیرالمومنین بیایند، پیروان معاویه بیایند، هرکس دنبال امام خود است.

زیارت چگونه این جمع را درست می کند که همه با امام خود بگونه ای گره می خوردند که همین که می گویند امیرالمومنین بیاید آن ها هم با او به محشر می آیند؟ عصبیت هایی که می گویم شیطان قرن ها روی آن کار کرده است، جنگ ها راه انداخته است و با همان قصد داشته تا الفت مومنین را به هم بزند، اما زیارت چگونه آن الفت را ایجاد کرده است؟

زیارت اربعین خصوصیات فراوانی دارد، همه زیارات ائمه این گونه است و یک آثار معنوی و تربیتی دارد و یک آثار اجتماعی و تاریخی اما اربعین یک تجلی خاص از این آثار اجتماعی دارد. به نظر من یکی از آثار مهم زیارت همین اثر اجتماعی است. روایتی از امام جواد علیه السلام نقل شده است و من هرچه تامل کردم جز این نفهمیدم!
از حضرت پرسیدند: ثواب زیارت جد شما سیدالشهدا بیشتر است یا پدر شما امام رضا علیهما السلام؟ حضرت فرمود: زیارت پدرم امام رضا، با این که در فضیلت زیارت امام حسین می دانید که چقدر ثواب داریم. سوال کرد: چرا؟ فرمودند: به این خاطر که به زیارت جدم غیر از شیعه دوازده امامی هم می رود اما اینجا فقط شیعه دوازده امامی می آید!.آیا سوال سائل این بود که یک شیعه دوازده امامی زیارت سیدالشهدا می رود، زیارت امام رضا هم می رود، کدام افضل است؟! پس این چه جوابی است؟! من هرچه تامل کردم گفتم شاید نکته آن این است که زیارت غیر از جنبه پرورش فردی که دارد موجب احیای جامعه و امت حول امام می شود و در زیارت امام حسین علیه السلام آن امتی که حول آن شکل می گیرد اعم از دوازده امامی ها هستند و محور زیارت امام رضا علیه السلام تشکل جامعه دوازده امامی است. همینطور هم است و غیر از این نیست. جغرافیای شیعی بر محور امام رضا شکل گرفته است و بعد آرام آرام دولت سازی شده است و این دولت کم کم به پدیده عظیم اثر گذار در جهان تبدیل می شود.

سوال: اما در زیارت سیدالشهدا صرفا اینطور نیست؟

جواب: نمی گویم نیست بلکه می خواهم بگویم این نقطه عام و خاص است. زیارت امام رضا یک خصوصیت اضافه دارد و آن این است که امت شیعه دوازده امامی حول زیارت امام رضا درست می شود. شما ببینید امام رضا وقتی به ایران هجرت کردند مامون را بیرون کردند و خود آمدند، سپس امام زاده آوردند و جامعه ای حول امام زاده ها شکل دادند . این یک بحث جدی است، برای همین می گویم که مطالعات جامعه شناسانه و فلسفه تاریخی از این زاویه ها کم نگاه کرده اند.

بنابراین زیارت یک سفر الی الله است. این سفر الی الله هم تک تک انسان ها را می سازد و هم کاری بزرگ تر می کند که امت الی الله حول امام درست می کند، یعنی همه ما دور امام جمع می شویم و با معیت امام بر محور امام به سمت خدا می رویم. امام می شود امام جماعت و خدا را عبادت می کند، ما هم با امام خود عبادت می کنیم این خاصیت زیارت است. خاصیت زیارت احیا ولایت امام است که حقیقت صلاه و حقیقت ذکر است. اگر زیارت خوب اقامه شود و ما به همه لوازم آن ملتزم شویم حقیقت ولایت امام را در حیات اجتماعی ما احیا می کند و زیارت، آهنگ همه زندگی ما می شود.

الان صنعت توریسم و گردشگری به یک ابزار انتقال فرهنگ تبدیل شده است که ایجاد یک الفت فرهنگی بلکه بالاتر الفت روحی می کند و به اصطلاح تاثیر در صلح جهانی می گذارد، منتهی در محور پرستش و عشق به دنیا. این صنعت تفاوت های فرهنگی را کم کم از بین می برد، تفاوت های مزاحمی که گاهی منتهی به جنگ می شد، سپس لایه های عمیق اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهد و آن لایه های بنیادین جامعه تبدیل می شود به جامعه ای که محور این حرکت توریستی است. یعنی اگر توریسم جزء فرهنگ مادی شد لایه های عمیق جامعه و اخلاق جامعه را مادی می کند، این چیزی است که الان روی آن سرمایه گذاری و کار می کنند و فقط حرف نیست، بلکه آمارهای رسمی دارد که چقدر روی صنعت توریسم برای جهانی سازی کار می کنند. بنظر من گاهی بیش از درآمد روی آن کار می کنند و درآمدهای غیر مستقیم تولید می کند، با این که نظام سرمایه داری اقتصاد محور است اما به در امد مستقیم توریسم کمتر نگاه می کنند.

حالا اگر کسی به طرف امامی بیاید که قطب کائنات است و به نقطه ای بیاید که ۱۲۴ هزار پیامبر هر شب جمعه می آیند، انبیایی که در آسمان ها هستند نزول می کنند تا فیض ببرند، جبرئیل و میکائیل می آیند، ۷۰ هزار ملک هر روز می آیند، آیا اثر آن با توریسم مادی قابل مقایسه است؟ اگر روی آن کار بکنیم چقدر می توانیم از آن اثر اجتماعی بگیریم، آثار تربیتی فردی که جای خود دارد.

آثار اجتماعی زیارت

اما این که گفته شده است زیارت سیدالشهدا «كَمَنْ زَارَ اللَّهَ فِي عَرْشِه »(1) است، یعنی چه؟ البته امام صادق علیه السلام در حدیث فرمودند: «عَارِفاً بِحَقِّه »، که به همه نگویید فوق عرشه و فی عرشه! این حدیث یعنی از بستر زیارت امام، تجلیات فوق عرشی خدا شامل انسان می شود. جمعی حول امام می آیند و همه تحت العرش قرار می گیرند، از فرش که هیچ از زمین هم بزرگتر می شوند، از ملکوت عالم هم بالاتر می روند و عوالم را پشت سر می گذارند، این چه دخلی دارد به این که سدی را ببینیم، بهجت مادی برایمان پیدا شود و پولی هم خرج کنیم!
زیارت برکات معنوی دارد که در جای خودش است. اشک بر سیدالشهدا مطهر است و امام سجاد علیه السام وادی آن را برای ما گشوده اند. من معتقدم که زیارت مطهره با زیارت اربعین گشوده می شود و اگر امام سجاد برای ما شفاعت نمی کرد ما باید به حال خودمان گریه می کردیم.

ما همگی باید توریسم و مهاجر الی الدنیا باشیم و زیارت اربعین اهل بیت است که ما را زائر امام حسین و زائر خدا کرده است. اولین زائرانی که به ایران آمدند حدود ۲۰ سال پیش در سال ۷۶ که تازه راه باز شده بود و هنوز صدام بود، زائران اول خیلی عجیب آمدند و زیارت کردند، نمیدانم اوصاف آن زیارت ها را شنیده اید یا نه؟!
استاد ما می گفتند: به برکت زیارتی که این ها کردند راه باز می شود و همه زائر می شوند. من معتقدم زیارتی که حضرت زینب در اربعین کردند باب زیارت را به سوی شیعه تا ابد باز کرد و الا ما باید دنبال زیارت دنیا باشیم.
این که مسیر ما در زیارت امام حسین افتاده است و همکار جبرئیل شده ایم و با هم شب جمعه به زیارت امام حسین می آییم، آیا این سفری ساده است؟! چه کسی ما را به این وادی کشیده است؟!

من آثار اجتماعی آن را هم خدمت شما عرض کنم؛ الفتی که بین مومنین ایجاد شده به نظر من همه نقشه توسعه غرب را بهم ریخته است. لذا توسعه گراهای داخل دنیای اسلام و حتی داخل کشور خودمان آن هایی که واقعا سکولار و لائیک هستند مخالف گسترش زیارت هستند. آن ها واقعا از لحاظ نظری مخالف هستند و عملا نمی توانند که مخالف نباشند. البته آن هایی که معتقد به امام حسین هستند قلبا این کار را دوست دارند اما از نظر فکری باز هم مخالف هستند، چون مانع توسعه غربی و مادی است و نقطه مقابل صنعت توریسم است، که این نکته کلیدی است.

مبدا شدت تعلق به دنیا ، الفت دنیایی به همدلی بر محور دنیا، توریسم است، پول خرج می کنند برای رفت و آمد، و آن وقت می بینیم که چقدر فرهنگ غرب از طریق صنعت توریسم منتقل می شود. من معتقدم که چهره واقعی غرب را نشناخته ایم، خیلی خشن تر از این است که تعریف می کنند و عیش آن ها هم خیلی تلخ تر از این است که تعریف می کنند، ما غرب را از طریق صنعت توریسم می شناسیم که اشتباه آن را شناختیم. عده ای به آن جا می روند لذت میبرند و بر می گردند اما نمی دانند آن جا چه خبر است. اصلا یکی از اشتباهاتی که ما در شناخت غرب داریم این است که از دریچه صنعت توریسم از قبل روی آن سرمایه گذاری می کنیم. اما من معتقدم زیارت دقیقا نقطه مقابل آن است، یادم است در دوره اصلاحات یک آقایی از تئوریسین ها گفته بود که چطور می گویید ما اصلاحات اجتماعی کردیم چون امسال ۳ میلیون نفر به زیارت امام زاده ها رفته اند!
حالا من می گویم الحمدلله ۲۰ میلیون نفر سالانه به زیارت حضرت معصومه در قم می آیند.

بنظر من زیارت اربعین برنامه توسعه غربی را با چالش مواجه کرده است؛ این هم که می بینید امر به این مهمی را سانسور می کنند و منتشر نمی کنند به همین دلیل است، چون بازی آن ها را به هم می زند، یعنی مفهوم جدیدی از سیاحت را تعریف می کند و نوع جدیدی از ابتهاج به اخلاق را ایجاد می کند درست مقابل اخلاق مادی که صنعت توریسم دارد. اربعین، در عین تمام سختی هایی که دارد پر جاذبه ترین سفر است، می دانید یکی از چیزهایی که محققین می گویند توریسم را گسترش می دهد چیست؟!می گویند گردشگران اگر راضی بودند و بازگشتند گردشگر درست می کنند و کسی نیست که اربعین بیاید و تشویق نکند. کجای این سفر آسان است؟! پیاده روی، سختی، جای خواب نداشتن، جای شست و شو نداشتن، گاهی آب پیدا نمی شود که خود را بشویی، با اینکه تمام امکانات هم هست اما سخت است، اما با این وجود آن هایی که برمی گردند برای بقیه مبلغ می شوند و حتی آرزو می کنند تا سال های دیگر هم بیایند، چه چیزی در این سفر است؟! این جا چه چیزی دارد که هرکس می آید می خواهد تا سال آینده هم بیاید؟! این از گام های ظهور است، من از آن آدم هایی نیستم که زود دست پاچه بشوم ولی از گام های در راه ظهور است درآن شک نکنید. انگار یک تجلی از جامعه مهدوی است. این که ما در این جا می بینیم نمونه کوچکی از رنج همراه با لذت است.

آثار فردی زیارت

یک روایت دیگر را از ابن قولویه می خوانم، همان طور که می دانید ایشان از بزرگ ترین محدثان شیعه و استاد شیخ مفید می باشد، قبر ایشان هم در کاظمین همراه با شاگرد او شیخ مفید در حرم امامین شریفین حضرت موسی بن جعفر و امام جواد علیهم السلام است. این بزرگوار از بزرگ ترین روات ما است و کامل الزیارات او یکی از قدیمی ترین کتب مزار و زیارات ماست. در این روایت آثار فردی زیارت به خوبی نمایان است. هارون بن خارجه به امام صادق عرض کرد که: «جُعِلْتُ فِدَاکَ مَا لِمَنْ أَتَی قَبْرَ الْحُسَیْنِ زَائِراً لَهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ یُرِیدُ بِهِ وَجْهَ اللَّهِ تَعَالَی وَ الدَّارَ الآْخِرَةَ» کسی به زیارت امام حسین علیه السلام می آید در حالی که عارف به حق امام حسین است، حداقلش هم این است که امام را مفترض الطاعه می داند و در این زیارت هم دنبال رضای خدا می باشد و حداقل آخرت را می خواهد و کمتر نمی خواهد مزد او چیست؟

حضرت فرمودند: «فَقَالَ لَهُ يَا هَارُونُ مَنْ أَتَى قَبْرَ الْحُسَيْنِ زَائِراً لَهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ يُرِيدُ بِهِ وَجْهَ اللَّهِ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ غَفَرَ اللَّهُ [وَ اللَّهِ ] لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّر» اگر این طور که شما گفتید بود ثوابش این است که نه فقط خدای متعال گذشته او را پاک می کند بلکه آینده او را هم تضمین کند. یعنی او را در حصن می برد و شیطان نمی تواند گناهی که او را زمین گیر می کند از او بگیرد. چون بعضی گناه ها وجود دارد که خدا می گوید اگر بنده آن را انجام داد دیگر او را نمی بخشم و شیطان هم دنبال گناهی است که ما را از امام دور کند، حالا اگر کسی این گونه امام را زیارت کرد شیطان از آن گناه ها نمیتواند از او بگیرد.

سوال: پس معنای این که گناه آینده را خدا می آمرزد این است که او را در حصن می برد.

جواب: بله و دیگر ابلیس نمی تواند او را از محیط ولایت بیرون ببرد، چون شیطان از ۶۰ سال قبل نقشه می کشد که تو را ۶۰ سال بعد از امام جدا می کند. پس اگر انسان با امام باشد شیطان نمی تواند کاری کند، «ولایت علی ابن ابیطالب حصنی». وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله به کسی که از زیارت بر می گشت پیغام می دادند که گذشته ات پاک شد برو و مراقب آینده ات باش، اما امام صادق علیه السلام فرمود: اگر با این خصوصیات زیارت کنی آینده ات هم تضمین شده است. بعد حضرت سه بار فرمودند: «أَ لَمْ أَحْلِفْ لَكَ أَ لَمْ أَحْلِفْ لَكَ أَ لَمْ أَحْلِفْ لَكَ»(2) آیا می خواهی برایت قسم بخورم که اگر کسی این گونه زیارت کند گذشته و آینده او تضمین شده است؟

می دانید که اگر انسان یک گناه هم بکند دیگر نمی تواند پاک بشود مگر شفاعت بکنند، آن وقت آینده و گذشته را در زیارت امام حسین با این کیفیت پاک می کنند. این یکی از آثار و برکات است و من معتقدم باب این زیارت را حضرت زینب سلام الله علیها برای ما باز کرده است. شنیده اید که سر دو راهی وقتی به حضرت گفتند کجا برویم مدینه یا کربلا؟ فرمودند: از عمه ام بپرسید. آمدند محضر حضرت و ایشان فرمودند: خیلی دلم برای کربلا تنگ شده است. این زیارتی که زینب کبری با آن حال آمد باب زیارت همه ما را باز کرده است و ان شاالله مبدا طهارت نفس است.

پی نوشت ها:

(1) كامل الزيارات، النص، ص: 149

(2) كامل الزيارات، النص، ص: 144