نسخه آزمایشی
دوشنبه, 30 فروردين 1400 - Mon, 19 Apr 2021

همایش ملی کنگره عظیم اربعین حسینی/ ظرفیت های زیارت اربعین حسینی در مقیاس جهانی/ امتحان مردم توسط خدای متعال به وسیله حجت های الهی

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 12 آبان 95 است که در همایش ملی کنگره عظیم اربعین حسینی برگزار شده است. ایشان در این جلسه بیان می دارند، در ابتدای خلقت همه امت یکپارچه بودند اما با آمدن انبیا تفرقی در بین مردم ایجاد شد، عده ای مسیر خدا را در پیش گرفتند و عده ای دنباله رو شیطان شدند. نبی اکرم صل الله علیه و آله مصلح این عالم هستند و برای اصلاح کار امت خودشان بلاهای بسیار سنگینی را به دوش کشیده و می کشند. یکی از این بلا ها واقعه عاشوراست. ظرفیت عاشورا، ظرفیت امت سازی در مقیاس جهانی است که با استفاده از آن می توان تمام برنامه ریزی غرب را برای انحطاط جامعه اسلامی از بین برد و راه اسلام را پیش روی انسان ها گذاشت.

وضعیت مردم قبل و بعد از بعثت انبیاء

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آل محمد و لعنۀ علی اعدائهم اجمعین. خداي متعال در قرآن راجع به جامعه بشري يك نكته لطيفي را بيان كرده كه مورد توجّه مفسّرين و بزرگان قرار گرفته است، خداوند می فرماید: «كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِين »(بقره/213)، مردم يك امّت بودند. يك دوراني بر جامعه بشري گذشته كه حالا اين دوران كي و چه موقعي بوده مورد بحث نیست، هر چه كه بوده دوراني است كه انبياء نقش فعّال جدّي در عرصه اجتماعي نداشتند و جامعه بشري به يك امّت يكدست تبديل شده بود كه به تعبير روايات در ضلال و در سردرگمي و حيرت بودند. خداي متعال انبياء را مبعوث كرد و با آمدن انبياء يك تفرّقي پيدا شد.

پیامبران آمدند و آفاق جديدي را پيش روي بشر باز كردند، پرده هايي را كنار زدند و روزنه هايي از غيب را گشودند و بشر را به بيش از دنيا و بزرگ تر از دنيا و به طرح هاي خداي متعال دعوت كردند.
عدّه اي بر اساس اقتضاء فطرتشان سر از پنجره دنيا بيرون كردند و با آفاق و هستي آشنا شدند و عده ای هم مخالفت کردند. در واقع تفكيكي در جامعه بشري اتفاق افتاد، مردم دو گروه شدند عدّه اي همسفر انبياء الهي در عالم شدند و عدّه اي هم همان مسير قبل را طي كردند.

اصلاح امت به دست نبی اکرم

بعد از آنكه خداي متعال عالم را به وجود مقدّس نبيّ اكرم و اميرالمومنين اصلاح كرد، فسادي بپا شد و حضرت براي مرتفع كردن اين فساد و برگرداندن امّت به صلاح اقدام كردند. شاهدش هم این آيه قرآن است: «وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها قَالَ فَقَالَ يَا مُيَسِّرُ إِنَّ الْأَرْضَ كَانَتْ فَاسِدَةً فَأَصْلَحَهَا اللَّهُ بِنَبِيِّهِ»(1)، مصلح نبی اکرم است، بقيه اسم خودشان را بي خود مصلح مي گذارند. اگر نبيّ اكرم مصلح است مابقي تكليفشان روشن است.
حالا من بي ادبي نكنم اما يك مشت لمپن سياسي خيال مي كنند مصلحان عالم هستند! اصلاح فداكاري در مقياس عاشوراء مي خواهد. پیامبر اکرم يك جنگ تمام عيار بين مكارم و رذائل اخلاقي را شكل دادند بدون اينكه دنبال دولت مستعجل باشند که این به يك تحوّل عميق در جامعه بشري در مقياس امّت سازي منتهي مي شود.

فلسفه زیارت

زيارت و بكاء دو باب و مدخل براي ورود به فضاي عاشورايي است كه حضرت بپا كردند، فضاي نور و حيات طيّبه ای كه همه حقيقت در آنجا تَجَلّي و ظهور پيدا كرده است. لذا زيارت حركتي است به سمت امام در مقياس فردي و اجتماعي. زيارت تجمّع ارواح حول امام است، هجرت قلوب بسوي امام است، تجديد عهد با امام است، هجرت از حجب ظلمانيِ تاريخي و عصري است، حجبي كه در مقياس پرده انداختن بر حقيقت ولايت است. زيارت، هجرت بسوي امام و عبور از اين حجب ظلماني است. فلسفه زیارت رسيدن به وادي ولايت امام و امّت سازي در تاريخ بر محوریت ایشان است.

از نظر تاريخي و تجربي هم روشن است من يك نمونه اش را مي گويم؛ هجرت امام رضا عليه السلام محور هجرت محبّين ایشان و جغرافيا پيدا كردن و بعد شكل گيري دولت شيعي است، زيارت يعني اين. اگر امام رضا نيامده بودند چيزي بنام امّت شيعي بر مدار يك جغرافياي خاص و امّ القري شيعه در عالم نبود. گرچه آنها دنبال دولت مستعجل نيستند، كسي كه ميوه قبل از وقت مي چيند مثل كسي است كه در زمين ديگري مي كارد.
در خطبه نهج البلاغه هست که فرمود: ما دنبال دولت مستعجل نيستيم، حوادثي در پيش است كه اگر مي دانستيد مثل طناب دلو در چاه به خودتان مي لرزيديد.

پس يكي از حقايقي كه حول اهل بيت به خصوص حول عاشوراء شكل گرفته شكل گيري زيارت است. زيارت تجديد عهد با امام و هجرت بسمت اوست. بعضي عبادات فردي هستند، آدم نماز را در خانه اش هم مي تواند بخواند، گاهي جمعي مي شود و آدم در مسجد محله نماز مي خواند. یکی از عبادات جمعی حج است، حجّ عبادت امّت است و امّت سازي نياز به يك عبادت جمعي دارد، نياز به انفاق و شهادت طلبي دارد، همينطوري كه امّت درست نمي شود!

ثواب زيارت سيدالشهداء ثواب شهادت در ركاب نبيّ اكرم است، ثواب انفاق بي حدّ در راه خدا است، ثواب هزاران حجّ است از يك حجّ تا هفتاد هزار و بيشتر. حجّ فرار الي الله است «فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ قَالَ حُجُّوا إِلَى اللَّه »(2)، حج، فرار از دولت ضلال، از ائمه جور، از بت پرستي و تمدّن مادي است كه طواغيت بپا كردند به سمت خداي متعال، و زيارت امام با بيشترين چيزي كه مقايسه شده با حجّ است از يك حجّ تا هفتاد هزار! زيارت امام بلقاء الله فوق عرشه ختم مي شود، كجاي حجّ اين بركات درونش است؟!

امت سازی حول ائمه نور یا ائمه نار

آنهايي كه دنبال انبياء حركت كردند و با بيش از دنيا مأنوس شدند و در طرح خداي متعال مي خواهند زندگي بكنند بايد حول امام جمع بشوند و تجمّع حول ایشان بسازند. اين که گفته می شود جامعه براي ارضاء نيازهاي مادّي شكل مي گيرد، براي اينكه نيازهاي مادّي خودشان را تامين كنند مثل مسكن، خوراك، پوشاك و ايجاد امنيّت از حوادث طبيعي و غير طبيعي، اين هم درست است و هم غلط.

در تمدّن هاي مادّي مقياس همين است ولي در تمدّن الهي تجمع براي پرستش خداي متعال است. به تعبير ديگر همه تمدّن ها تجمع حول ائمه اي است براي پرستش، حالا حول ائمه نار و دنيا است براي دنياپرستي يا حول ائمه حقّ است براي خداپرستي.

انتقال فرهنگ از طریق توریسم سازی

قابل مقايسه نيست نمي خواهم مقايسه كنم ولي ببينيد چطور براي توسعه در صنعت توريسم بعنوان يك صنعت استراتژي تكيه مي كنند. خيال نكنيد این فقط برای منافع اقتصادي و ايجاد ثروت است! اينطوري نيست، برای انتقال فرهنگ است چرا که انتقال فرهنگ مبدا انقلاب اجتماعي است.

آنها از طريق مسافرت به كشورهاي اروپايي دنياي شرق را تسخير كردند. آدم هاي بي هويتي مثل تقي زاده ها و شاهزاده هاي دربار قاجار وقتي رفتند اروپا و آمدند ايران را وابسته كردند. گفتند بايد از مغز سر تا نوك پا اروپايي بشويم، اين خاصيت همين سفر است. بحث درآمد نيست، آنها حاضر هستند هزينه كنند براي گسترش توريسم تا سيل مسافر از شرق به غرب برود.

آنجا هم كه مي روند باطن تمدّن غرب و جهنّم تمدّن غرب را كه نشان نمي دهند! يك پوسته اي نشان مي دهند تا همه بگويند به به! حَتّي آنهايي كه مهاجرت مي كنند براي تحصيل آنها هم عمق تمدن غرب را نمي بينند، لذا فريفته مي شوند.

ديديد بعضي ها با جيب پر مي روند شمال و يك دوري در كلاردشت مي زنند، بعد خيال مي كنند همه مردم شمال دائما در اين آب و هوا خوش هستند. آن هواي شرجي، آن شاليزارهایی را كه یک خانم بايد داخل آن با وجود حيوانات موذي پاچه اش را بالا بزند را كه نمي بينند!!

توريسم هم همين است؛ اينها كه به غرب مي روند چون باطن آن را كه نمي بينند خيال مي كنند همه غرب همين است. يا جيب هايشان را پر از پول مي كنند و مي روند آن جا خرج مي كنند يا بورسيه تحصيلي دارند و مي روند آنجا و محترمانه تحصيلشان را مي كنند. البته آن جا احترامات هم طبقه بندي شده است. نمي برند که صف هاي يك كيلومتري براي يك ساندويچ را نشان بدهند! و متاسفانه ديد ما از غرب بيشتر از همين صنعت توريسم است.
اگر گردشگري بسمت تمدّن مادي باشد رغبت به آن تمدّن ايجاد مي كند، انتقال فرهنگ مي دهد و بستر تحولات اجتماعي و سير بطرف تمدّن مادي مي شود. غربي ها كشورهاي شرق را از طريق مهاجرت اعيان و اشراف و شاهزاده ها و درباري ها متمايل به خودشان كردند و بعد هم يك گروهِ مدعيِ روشنفكري كه رفتند در محافل علمی آنها تحصيل كردند و عمق اين تمدّن را نشناختند، آمدند و ملت هاي خودشان را به تمدّن غرب وابسته كردند. آنها براي گسترش توريسم امكانات و بسترهايي فراهم مي كنند. شهرهاي توريستي و گردشگري درست مي كنند، گاهي شهرهاي بازي درست مي كنند كه انسان سه روز طول می کشد تا از آن بیرون بیاید، مست دنيا مي شود و بيرون مي آيد.

انتقال فرهنگ از طریق زیارت

وقتی انسان اعتكاف می رود و سه روز در مسجد می ماند وقتی بيرون مي آيد مي گويد مردم چرا مي روند و در صف نانوايي مي ايستند؟! اصلاً عالمش عوض می شود. وقتي در آن شهرها هم مي رويد و مي آييد بيرون مي گوييد اين چه تمدني است! همه زندگي ما بايد اينطوري باشد! دائم غرق شهوات بشويم، از شهوتي به شهوتي.
آن ها ابتهاجات مختلفي با دانش هاي پشتيبان درست كردند كه معلوم نيست ريشه اش به كجا بر مي گردد! تركيبي از دلهره و لذت و خوشي!! اين يك نوع سفر است، يك سفري هم شما داريد که زيارت است. زیارت هم انتقال فرهنگ مي دهد ولي فرهنگ يك تمدّن ديگري را كه البته آن تمدّن، تمدّن ديرپاتر و دورياب تري هم هست.

اين ثوابي كه براي زيارات گفته شده يعني همين، زیارت يك جامعه مستشهِد درست مي كند كه در سلوك فردي شان به مرزي مي رسند كه طالب شهادت هستند «وَ الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْكَ » و آرزويشان اين مي شود كه «أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِكَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ»، زيارت عاشوراء آدم مستشهِد مي سازد آدمي مي سازد كه بصيرت پيدا مي كند.

محتواي زیارت عاشورا درك وسعت حادثه عاشوراء و بصيرت نسبت به جبهه تاريخي دشمن است، انسان مي فهمد آن كه عاشوراء را بپا كرده شمر نيست. عاشورا یعنی موضع گيري نسبت به اين امت از لعن «فلعن الله امّةً» تا برائت «بَرِئْتُ إِلَى اَللَّهِ وَ إِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ أَشْيَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ» تا صف و قتال «سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ» اين خاصيت زيارت عاشوراء است تا وجاهت و قرب و معيت و ثبات قدم و مقام محمود و حيات طيّبه «اَللَّهُمَّ اِجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِي مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» همه، خاصیت های زیارت عاشورا است

من همين جمله «اَللَّهُمَّ اِجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِي مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» را معنا كنم، جامعه اي كه حول زيارت شكل مي گيرد ارواحشان روح امام و تجلي روح ایشان است، حياتشان حيات امام است، موتشان موت امام است. اين يك تمدّن ديگري است و اسم تمدّن هم رويش گذاشتن از باب نبودن لفظ است و الا حقيقت عصر ظهور يك واقعه فرا تمدني است و ربطي به تمدّن ندارد. جلوه اي از غيب اين عالم است كلمه غيب درونش ظهور پيدا مي كند. زيارت همه اركان ايجاد يك امّت بر محور امام براي حركت به عصر ظهور را دارا است، و اين ظرفيت هاي تاريخي اش است.

ویژگی های زیارت اربعین

در بين اين زيارات، اربعيني كه الان ما مي بينيم يك ويژگي هاي مخصوص دارد. يكي از ويژگي هايش اين است كه اولا زيارت تشوقي است. در روايات، زيارات اقسامي دارد که يك قسمش زيارت شوقي است. عده اي به زیارت مي روند چون مشتاق امامشان هستند و دلشان براي ایشان و فضاي ولايتشان تنگ مي شود، اين زيارات، زيارت مخصوص است و ثواب خاص هم دارد.

نكته دوم اينكه در اين زيارت يك تجلي خاصي از ضيافت امام و عصر ظهور محقق شده كه اين را شما در محبّين حضرت مي بينيد. اين سفر، سفر سختي است و همه كساني كه رفتند مي دانند. پياده روي دارد، سختي دارد، جاي خواب خوبي ندارد، استراحت ندارد، غذايش هم غذاي لذيذي نيست، در خانه هاي خود ما ممكن است به حسب ظاهر لذيذترش پيدا بشود البته يك دانه برنجش هم پيدا نمي شود!

چه چيز است كه هر كه مي رود بار دوم هم مي رود از شما سوال مي كنم؟! جز خُلقي كه شما در آنجا مي بينيد تجلي مي كند چيز ديگري شما را مي كشد؟ اين خُلق تجلي خُلق امام حسين علیه السلام است، تجلي ضيافت امام حسين است، يك جلوه كوچك از ضيافت امام حسين است در مردمي كه مهماندار هستند. يك تجلي از عصر ظهور است در عصر ظهور همه روابط مومنين تجلي حالات امام است.

ضيافت امام به این صورت است: «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً * إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً»(انسان/8-9). اين ضيافت امام به چه كسي است؟ مسكین و يتيم و اسير غيرمسلمان. كدام طعام و لقمه است که می بخشند؟ لقمه افطاري كه سه روز نخوردند.
بقيه شفاعت هايشان كه در سوره هل اتي آمده است را مي دانيد «إِنَ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً * عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً»(انسان/5-6)، ضيافت امام اين گونه است، چشمه را مي جوشاند و در جام ابرار مي ريزد، آنها غرق در خوشي و لذت هستند باندازه مقامشان. «وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً»(انسان/21)، این ضيافت امام است که يك جلوه اي از آن در اربعین هویدا شده است.

مخالفان زیارت اربعین

گسترش زيارت ضد توسعه غربي است. اين هم كه در شهرهاي زيارتي بساط گردشگري و توسعه ایجاد مي كنند من به اين مشكوك هستم! يكي از ليدرهاي دوران اصلاحات گفته بود شما چه مي گوييد ما اصلاحات كرديم؟! سال گذشته فقط چند ميليون به زيارت امامزاده ها رفتند! حرف دلش را زده بود.

اگر مسافرت به ونيز و فلان جا زیاد شد اين علامت توسعه است. اگر ديديد كربلا مي رويد ضد توسعه و شاخصه غربي است شك نكنيد. زیارت، مانع توسعه غربی در مقياس ملّي، امت و حَتّي در مقیاس جهاني است. بسط اربعين ضد توسعه غربي در مقياس جهاني است و این از آن حوادث مهمّ است. و لذا مطمئن باشيد آنها قبل از ما پژوهششان را آغاز كردند كه اين واقعه چيست؟! همه شبكه توسعه گرايان و وابسته به غربگراها در كل دنياي اسلام با اين زيارت مخالف هستند چون مي دانند ضد توسعه است.

ممكن است عده اي واقعا مومن باشند در كشور خود ما و جاي ديگر و بر اساس ايمانشان با اين انديشه غربي مقابله كنند ولي شبكه غربگرايي در دنياي اسلام كه غرب هم آنها را تبديل به يك شبكه با پديده اي بنام اربعين بشدت مخالف هستند. جبهه نفاق هم در دنيای اسلام مخالف این حرکت است، پس هم غربگراها با اسلام آمريكايي و هم غربگرايي از نوع جبهه متحجرش احساس مي كنند اين رقيب آن چيزي است كه آنها خودشان را پرچمدارش مي دانند. آنها همه تقدسشان به اين است که به جاي جهاد در راه خدا خودشان را خادم الحرمين مي دانند. پس ببينيد حتما برنامه ريزي براي مختل كردن اين جريان بأنحاء مختلف در دستور كار است، از سوي غربگراهاي درون دنياي اسلام، از سوي متحجرين درون دنياي اسلام و از طرف خود غرب.

آنها مي گويند شيعه بعنوان يك امتي كه محور حوادث آخرالزماني است دو بال برای پرواز دارد یکی عاشوراء و دیگری عصر ظهور، اين دو بال را ما بايد قطع بكنيم! آنها مي فهمند كه اربعين گسترش فرهنگ عاشوراء است.

دشمنان برنامه ريزي مي كنند، از ايجاد اختلال هاي فيزيكي تا جنگ هاي رواني، ايجاد اختلاف نژادي، قومي، مذهبي و دیگر شگرد ها. ما هم در اين طرف بايد مواظب نقشه دشمن باشيم و به عكس اين را تبديل كنيم به يك محور همگرايي بين همه موحدين عالم، اين ظرفيت در اربعين هست.

شما باور كنيد که اگر دعوت مي كرديد از متعبدين اهل مسيحيت و آنهايي كه «وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قالُوا إِنَّا نَصارى ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَ رُهْباناً»(مائده/82) با ديدن سر سيدالشهداء مومن شدند می آمدند و در این تجربه شما شريك می شدند! اديان غير اسلامي بنظر من اين ظرفيت را دارد، بايد كار بكنيم و ديگران را هم دعوت بكنيم تا از اين تجربه معنوي بهرمند بشوند.

پی نوشت ها:

(1) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 8، ص: 58

(2) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 4، ص: 256