نسخه آزمایشی
یکشنبه, 02 ارديبهشت 1397 - Sun, 22 Apr 2018

بررسی جایگاه تحریف و انواع آن / تحریفات مدرن پدیده عاشورا

متن حاضر سخنراني حجه الاسلام و المسلمين ميرباقري در «همايش امام حسين (ع) و احياي حکومت اسلامي» است که در اسفند 83 در دانشگاه علم و صنعت برگزار شده است. در این بحث ایشان به بحث تحریف و جایگاه آن پرداخته و سطوحی برای تحریفات بیان می کنند. در ادامه ایشان به بحث تحریفات مدرن عاشورا پرداخته و آن را بررسی می کنند.

هدف همه آموزه هاي قدسي اديان، و حوادث بزرگي كه از طريق انبيا و اوصياء  و مومنان در پیرامون آن ها و اتفاق افتاد اين بود كه زندگي دنيوي انسان را تحت تأثير قرار دهند و آهنگ آن را به سمت عبوديت و بندگي هدايت كنند؛ به گونه اي كه تمام زندگي بشر، آهنگ توحيد و پرستش خداوند متعال را پيدا كند. همه مفاهيم قدسي كه در باطن يا ظاهر دين در صورت شريعت تجلي كرده اند و درگيري هاي انبياي الهي براي تحقق اين امر بوده كه همه زوایای زندگي بشر بر محور حقايق قدسي و عبادت و بندگي خداوند متعال شكل بگيرد.

1- تحریف و درجات آن

1/1- تحريف به عنوان ابزار فرهنگي دشمن : به طور طبيعي، دستگاه باطل هم برای نفی جريان قدسي سازي زندگي بشر، يك درگيري تاريخي مستمر و همه جانبه با جریان حق داشته و يكي از جبهه هايي كه در اين درگيري گشوده اند جبهه ي «تحريف» كلمه حق و توحيد و راه انبياء به عنوان ابزار جنگ فرهنگي بوده است كه اشكال مختلفي دارد واز نظر اثرگذاري نيز متفاوت هستند. البته اقدام به تحريف، مختص به جبهه باطل است و جزء ابزار مبارزاتي اين جريان است؛ چرا كه تحريف جزء رذايل اخلاقي محسوب مي شود. اما ابزار مبارزاتي حق، همواره شناساندن حقايق و برچيدن پرده هاي جهالت و نجات آحاد بشر از حيرتِ ضلالت است و تحريف، با چنين مقصد و هدفی سازگار نيست.

2/1- تحريفات كلان و تحريفات خرد : تحريفاتي كه نسبت به مفاهيم و آموزه ها و حوادث اتفاق افتاده است متفاوت هستند . در عين اينكه بايد به همه اين تحريفات توجه داشت، نبايد همه آنها را نيز به صورت يكسان مورد توجه قرار داد و تحريفات اصلي و اثرگذارتر را هرگز نبايد همسان با تحريف هاي ساده و عادي ديد.

در يك نگاه، تحريفات وارده بر يك جريان را بايد به دو دسته كلان و خرد تقسيم كرد: تحريفات اصلي يا كلان، براي فروكاستن از اثر بخشي هاي اساسي يك پديده در پهنه هاي اصلي اثر گذاري آن ايجاد مي شوند. وقتي طرفين يك منازعه دست به تحريفات همه جانبه در يكديگر مي زنند تا طرف مقابل را به نفع خود باز ترجمه كنند اصلي ترين تحريف ايجاد شده است . با اين كار، آينده طرف دوّم و مسير توسعه آن تحريف شده است و اين استراتژي در دراز مدت به انحلال جريان مغلوب در جريان غالب ختم خواهد شد. اين همان منازعه نرمي است كه در عين كُندي، از مطمئن ترين ابزارهاي مبارزه به حساب مي آيد.

اما تحريفات خرد تحريفاتي هستند كه معمولاً در تعاملات دروني يك جريان و اكثراً در اثر سهوهاي غير مغرضانه ايجاد مي شود و ريشه در كم فهمي و كج فهمي دوستداران آن انديشه دارد . مثل تحريفاتي كه توسط عده اي كه احياناً «دوست» نيز قلمداد مي شوند در تحليل اعماق روحاني عاشورا ايجاد شده است و ما احياناً دچار بزرگنمايي آن نيز شده ايم . آن جايي كه خواسته اند اين حقيقت قدسي و ماورائي را – مثلاً – در قالب «حماسه تحليل» كنند و گاه دچار «مبالغه هاي صوري» شده اند، مبالغه هايي كه در صورت ضيق سعه وجودي دوستداران عاشورا و عدم توانايي در تبيين باطن عظيم اين حادثه، امري است قهري كه البته راه جبران خود را داراست؛ مثلاً تعداد لشكر و يا زمان واقعه عاشورا را افزايش داده اند. كه در هرصورت به دليل درون ساختاري بودن اين مشكل، راه حلي درون ساختاري مي طلبد. پس تحريفات خرد هميشه خرد بوده اند و هيچگاه كلان نبوده اند، در حالي كه تحريفات نوع اول همواره اساسي تر بوده اند، چرا كه همه جانبه و ناظر به اساس وزير بناي آثار آن فعل هستند.

3/1- توسعه تحريفات ، تابع روشن شدن حقايق : خلاصه، جبهه باطل هر لحظه دست به تزويرها و تحريفات پيچيده تري مي زند و پيچيده تر شدن آن را نيز پيگيري مي كند. از همين رو «نو» و «كهنه» بودن را مي توان براي تحريف و تزوير در نظر گرفت، امّا در اصل همچنان همان تحريفات ذكر شده هستند كه در طول زمان توسعه يافته اند و رنگ تازگي به خود گرفته اند.

البته نبايد فراموش كرد كه براساس فلسفه تاريخ الهي و قرآني ، جبهه باطل هيچگاه به جايي نخواهد رسيد كه با تزوير و تحريفات خود نور حق را خاموش كند، بلكه استوانه هاي طاغوت و ظلمت هر لحظه در خوف رسيدن وعده الهي غلبه نهايي نور حق بر ظلمت هستند.

جامعه مؤمنين نيز براي توسعه كلمه حق ساكت نمي نشينند و به همين دليل همواره درك همه جانبه جبهه باطل را در دستور كار قرار داده و مبارزه همه جانبه اي را نيز براساس آن ترتيب مي دهند. و با اينكه مي دانند بر پایه قضاي الهي به طور حتم عالم به دست مؤمنين سپرده خواهد شد، اما براي رسيدن هر چه سريع تر به اين فوض عظيم و درك تام كلمه توحيد لحظه اي فروننشسته اند و اين همان فلسفه شكل گيري «اجتماع» آنها در دامن چنين فلسفه تاريخي است.

2- عاشورا و مهدويت در معرض تحريف

امروزه به وضوح مي توان دريافت كه خط سرخ عاشورا و خط سبز مهدوي به عنوان اصلي تر «اهداف» جنگ فرهنگي جبهه كفر در مقابله با جبهه حق تشخيص داده شده است. ازنظر دشمنان، جوامع ايماني و به خصوص جامعه شيعه به خاطر تعلق و تأثير پذيري ويژه از اين دو نقطه حساس، داراي انسجام و قدرت حركت بيشتري هستند و براي فروپاشي آنها بيش از هر چيز بايد به از بين بردن اين ثروت هاي بزرگ انديشيد!

1/2- نقش عاشورا و مهدويت در هدايت بشر : عاشورا يكي از اصلي ترين مفاهيم و حوادث قدسي در تاريخ بشريت است كه در عين حال داراي جنبه هاي ناسوتي است عاشورا داراي اثر گذاري عميقي در شكل گيري و شفافيت صفبندي هاي تاريخي حق و باطل است . عاشورا در اصل بزرگترين پايگاه هدايت تاريخي به فضائل اخلاقي و خوبيها وپاكي هاست. جايي كه به علت عظمتش محل بروز و ظهور تمام فضائل اخلاقي در مقابل رذائل شيطاني است. هيچ خصلت نيكي نيست مگر اينكه در عاشورا به ياري سيدالشهدا(ع) شتافته است و هیچ رذیله اخلاقی نیست مگر اینکه در لشکر عمرسعد و سپاه یزید سربازی کرده است. عاشورا محل ظهور اسرار نهانی و شیطنت های مخفی است. از این رو، دم خور بودن با عاشورا، بصیرت آور و غفلت سوز است، چنانچه در زیارت سیدالشهدا (ع) نيز مي خوانيم كه « بذل مهجته فيك ليستنقذ عبادک من الجهاله حيره الضلاله».

مهدويت نيز همان آينده روشني است كه هر تغيیر و تحرّكي را براي محك و سنجش به سمت خود مي طلبد و هر آنچه با او سازش نداشته باشد به دور افكنده مي شود. فرهنگ انتظار قدرت تغيير و كنترل آينده مؤمنين را در پيچيده ترين شكل خود فراهم آورده است و در عين حال به علت ظرفيت خاصّ خود همه متوليان به خود را خواسته يا ناخواسته تحت تأثير آموزه هاي مهم خود قرار مي دهد.

2/2- تحريف عاشورا و مهدويت با هدف كاهش اثر گذاري : دو حادثه مهم فوق به جهت نقش بزرگ آن در پيشبرد جبهه حق، همواره در معرض تحريف قرار داشته است و امروزه نيز دشمنان اسلام براي تحريف آنها تلاش هاي گسترده اي انجام می دهند. به علت روح اميدواري كه توسط فرهنگ انتظار به كالبد جامعه تزريق مي شود، در ابتدا سعي شد تا اين حادثه به گونه اي تفسير شود كه در آن، پديده ظهور، پديده اي فوق بشري و جهش تاريخي توصيف شود و با توصيف ماورائي از زمانه فراگير كلمه توحيد در عالم، تصويري از آن بسازند كه رسالت آور نباشد و با ظلم پذيري و سكوت در مقابل مستكبرين عالم سازگار گردد!

در عصر تجدد كه عصر تكامل قدرت تزوير و توان جبهه باطل است تحريفاتي در فرهنگ انتظار رخ داده و شكل تازه اي به خود گرفته است. آنها سعي مي كنند تا حركت بشر به سوي يك نقطه روشن پيش روي را اولاً، حركتي تدريجي و بدون جهش و ثانياً، متكي به نيروهاي بشري معرفي نمايند؛ يعني اين طور نيست كه ولي الهي، محور شكل گيري اين حادثه باشد! لذا دقيقاً مفهوم انتظار را به يك مفهوم كاملاً زميني و خاكي تبديل مي كنند و آرمان آن به گونه اي تفسير مي شود كه بر مكاتب بشري مثل نظام ليبرالي منطبق باشد! يعني مفهوم انتظار را غيرقدسي تفسير مي كنند تا پيوند آن با حيات سكولار عصر مدرن برقرار گردد و جهش معنوي و توحيدي اصيل آن در پسِ ابرهاي تحريف مدفون شود! تلقي انسان در اين فرهنگ جديد، از انتظار آن است كه جريان انتظار همان «شيب اصلاحاتي» است كه به سمت مدرنيسم و ليبرال دموكراسي در حال جريان است و جامعه موعود انبياء همان جامعه ي ليبرال دموكراسي است!

در مورد حادثه عاشورا هم در گذشته منزوي كردن عاشورا در حوزه عرفان فردي دنبال مي شد و امروز به گونه دیگر است. اگر چه عميق ترين لايه هاي عاشورا، لايه هاي عرفاني عاشورا و لايه عبوديت و فداكاري حضرت سيدالشهداء (ع) براي حضرت حق است، امّا اين حادثه عرفاني از ديگر زاويه، اقدامي اصلاحي و اثر گذار بر اجتماعات بشري و تاريخ است و قصد دستگيري از همه موحدين تاريخ را دارد؛ «لطلب الإصلاح فی امت جدي» لذا يك رابطه دو سويه بين نگاه عرفان فردي در حادثه عاشورا و تقليل درگيري امام حسين (ع) به درگيري بين بني هاشم و بني اميه وجود دارد وهر دو تفسير، خدمات شاياني به يكديگر كرده اند تا دست آخر بتوانند هرگونه مسئوليت پذیري و جامعه سازي را از حوزه آموزه هاي عاشورا نفي كنند و عاشورا را قطعه اي رها شده در تاريخ، بدون اثر گذاري اجتماعي و فقط در حوزه عرفان و مناسك فردي تعريف كنند! حادثه اي كه محور كلمه توحيد در عالم است و شعار اصلي پرچمداران امام زمان (ع) را نيز شکل مي دهد (يالثارات الحسين) به يك حادثه عصر بني اميه و سپس عرفان فردي محدود مي كنند و از سوی دیگر تحريفات عصر مدرن روی می دهد كه در تاريخ كم سابقه است. مبنای تحریفات مدرن استفاده از خود عاشورا در گذار از دوره دينداري به عصر سكولار است. يعني به نظر ايشان از آنجا كه جامعه جهاني به سمت سكولاريسم حركت مي كند، چگونگي تفسير هرمنوتيكي عاشورا در جهت هماهنگي با اين حركت عمومي تجدد بسيار مهم است به اين فكر مي شود كه عاشورا چگونه تفسير شود تا با جامعه جهاني هماهنگ شده، برسر راه سكولاريسم و مدرنيسم مانع تراشي نكند. به عبارتي مي خواهند فرهنگ عاشورا را به گونه اي بسازند تا مزاحم جهاني سازي مدرنيسم وليبرال دموكراسي نشود! به باور ما اين بزرگترين تحريف پيرامون عاشورا است.

3- بررسی تحريفات عاشورا در عصر مدرن

اوّلين قدم در تحريفات مدرن، تحريف اصلاحاتي است كه عاشورا به دنبال آن بوده است. آنها می خواهند اين حقيقت قدسي كه يك اقدام ملكوتي و در عين حال زميني است، و تأثير گذار برفرآيند جامعه جهاني را برمحور مفاهيم مدرن تفسير كنند؛ يعني اصلاحاتي كه سيد الشهداء (ع) دنبال مي كردند را همان مفاهيم اصلاحي مورد پيشنهاد ليبرال دموكراسي تلقي نمايند. اولين پيشنهاد ليبرال دموكراسي، اصلاح ساختار سياسي برمحور اومانيسم و انسان مداري است كه عاشورا هرگز بر اين محور شكل نگرفته است. اصلاحاتي كه ليبرال دموكراسي پيشنهاد مي دهد داراي ويژگي هاي ذيل است:

1) فراگير و همه جانبه و ناظر به همه ابعاد جامعه است (توسعه همه جانبه)؛

2) ايجاد اصلاحات از عميق ترين لايه هاي جامعه (فرهنگ).

3) داراي يك محور واحد است (ليبرال دموكراسي).

اصلاحات سیدالشهدا (ع)  نیز دارای چند ویژگی است:

1) این اصلاحات تاريخي است. حضرت هرگز دنبال دولت مستعجل سال 61 در كوفه نبودند، دنبال يك حكومت تاريخي در مقياس جامعه جهاني بودند .

2) ایشان بسيار عميق مي انديشيدند. سيدالشهداء (ع) نمي خواستند پايه هاي حكومت شان را روي دوش انسان هايي بگذارند كه دنيا پرستند. چرا كه انسان هاي دنيا-پرست تحمل بار حكومت حق را ندارند. اين حكومت برقلب انسانهايي استوار است كه خانه قلب شان مسجد است. سيدالشهداء(ع) خوب مي فهميدند كه نقطه قرار حكومت ديني ارواح انسان هاست و بايد اعماق روح انسان ها را دستخوش تحول كنيم .

3) ایشان به اعماق وجود انسان ها و جامعه انساني توجه داشتند. سيدالشهداء(ع) تغيير در عميق ترين لايه هاي نفسانيات انسان را مورد نظر داشتند . تا در باطن انسان ، خدا خواهي به جاي خود خواهي و خدا مداري به جاي انسان مداري بنشيند. سيدالشهداء قصد داشتند. مدار وجود انسان ها را تغيير دهند، نه اينكه از انسان خود مدار بخواهد  تاخدا را بپرستد. تا اين تغيير ايجاد نشود توحید نیز اقامه نخواهد شد. اين همان حركتي است كه شالوده هاي عصر ظهور را پايه گذاري كرده است.

حال بهتر مي توان قضاوت كرد كه آيا چنين اقدام اصلاحيِ اثر گذار و برمحور فرهنگ توحيد را مي توان برمحور آموزه های ليبراليسم و ليبرال دموكراسي تفسير كرد يا خیر؟ وقتي گفته مي شود كه:

- قيام امام حسين به دليل عدم مشروعيت حكومت يزيد بود؛

- حكومتي مشروع است كه ناشي از رأي مردم باشد، چه امام حسين باشد چه يزيد! اگر امام حسين(ع) مردمي نباشد مشروع نيست و اگر يزيد مردمي باشد مشروع است؛

- چون حكومت یزید، دموكراسي نبود، سلطنت موروثي بود، نه حکومت انتخابي كه مردم به پادشاه رأي دهند؛ و امام با اين مبارزه مي كرد.

اين بدترين نوع تحريف است ، چرا كه مفهوم عاشورا را به نفع مفهوم ليبرال دموكراسي مصادره كرده است.

دنياي كنوني دنيايي است كه همه فرهنگها با هم تعامل دارند. چگونگي ارتباط بين عاشورا و فرهنگ ها با هم تعامل دارند. چگونگی ارتباط بین عاشورا و فرهنگ های دیگر موضوع جدیدترین تحریف عاشورا قرار گرفته است. در دنیای گسترش ارتباطات که دائماً هم در حال توسعه است ما هرگز نمی توانیم فرهنگ ها و تعامل را قطع كنيم. به سه طريق مي توان بين اين دو واقعيت تعامل برقرار كرد:

1- آشتي فرهنگ عاشورا و سكولار؛ يعني انحلال جريان عاشورا در فرهنگ سكولار. اين همان چيزي است كه سردمداران استكبار جهاني دنبال مي كنند، اما مگر بين دنيا-پرستي و خداپرستي آشتي برقرار مي شود؟

2- این دو جهان را موازي تفسير كنيم و كاري به كار هم ديگر نداشته باشيم، و بگوييم يكی فرهنگ عاشوراست كه طرفداران خودش را دارد، يكي هم فرهنگ ليبرال دموكراسي است. اين چيزي نيست كه در دنياي ارتباطات تحمل بشود، شما هم بگوييد دشمن تحمل نمي كند؛ چون مي داند دنياي ارتباطات و جهاني شدن جز برمحور يك فرهنگ شکل نمی گیرد!

3- سومين تلقي اين است كه ما به دنبال جهاني سازي فرهنگ عاشورا، يعني فرهنگ عبادت، فرهنگ فداكاري براي گسترش كلمه توحيد باشيم، فرهنگ فداكاري براي ارتقا وجدان اخلاقي بشر و همه ساختار هاي زندگي بشر باشيم؛ به طوري كه همه زندگي بشر، آهنگ و بوي خدا داشته باشد. «حتي تكون اعمالي و اورادي كلها وردا واحدا و حالي في خدمتك سرمدا» اين هم تحليل سوم است. به نظر می رسد جهاني سازي برمحور فرهنگ عاشورا و البته در تعامل با فرهنگ هاي معاصر می تواند از تحریفات مدر، پیشگیری کند. تعامل هم بايد به گونه اي باشد كه شيب به سمت منحل شدن آن فرهنگ ها در فرهنگ اسلام ایجاد نماید.