نسخه آزمایشی
جمعه, 27 مهر 1397 - Fri, 19 Oct 2018

جلسه چهارم مباحث قرآنی در حرم مطهر/ آداب انس با قرآن و اندازه تلاوت به اندازه ظرفیت و ایام؛ رسیدن به آثار مختلف سور قرآن

متن زیر جلسه چهارم سخنرانی آیت الله میرباقری در حرم مطهر حضرت معصومه در شهر مقدس قم به تاریخ 4 فروردین ماه 95 بوده است که در ادامه مبحث انس با قرآن است؛ همانگونه که در جلسه قبل گفته شد قدم اول مأنوس شدن با قرآن، تلاوت آن است که آداب ظاهری و باطنی دارد؛ و انسان باید با رعایت این آداب سعی كند هر چه می تواند قرآن را تلاوت کند تا درهای آن به سویش گشوده شود. روایات بسیاری در بیان آثار و برکات تلاوت قرآن یا برخی از آیات و سور قرآن وجود دارد. ایشان در بیان مقدار تلاوت قرآن روایاتی را بیان کردند که نکته آن این است که مقدار تلاوت قرآن کریم در انسان های مختلف و در ماه های مختلف متفاوت است؛ انسانها به اندازه فراغت و وسعشان متفاوت هستند؛ علاوه بر طول عمر، بركت در عمر افراد هم متفاوت است. بنابراین نقطه ورود همراهی انسان با قرآن، انس و كثرت تلاوت همراه با آداب است؛ اگر این اتفاق افتاد، آثار فراوانی كه برای قرآن ذكر شده بتدریج در انسان محقق می شود و این آغاز راه است.

مقدمه؛ آداب انس با قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی سیِّدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم اجمعین. در آداب انس با قرآن نكاتی را در جلسات گذشته تقدیم كردم از جمله عرض شد قدم اول مأنوس شدن و انس با قرآن، تلاوت و قرائت قرآن است كه آداب ظاهری و باطنی دارد. آداب ظاهری و باطنی فراوانی برای تلاوت قرآن بیان شد که در روایات معصومین علیهم السلام آمده و به برخی از آنها اشاره شد كه مهم ترین آنها ادب در مقابل قرآن، خضوع و خشوع در مقابل قرآن، خلوت دل، همچنین فراغت جسم و محیط خلوت هستند؛ انسان دلش خاشع در مقابل قرآن باشد با تواضع و خشوع در مقابل خدای متعال قرآن را تلاوت كند و فراغت جسم داشته باشد سعی كند مشغول به كار دیگری نباشد فارغ برای خواندن قرآن باشد. گرچه اشكال ندارد انسان درحالی كه مشغول به كارهای دیگر است زبانش به تلاوت قرآن مشغول باشد ولی باید فرصتی را قرار دهد كه فراغت داشته باشد و كار دیگری انجام ندهد؛ دلش خاشع و خاضع باشد، فراغت جسم و همچنین خلوت ظاهری داشته باشد یعنی قرآن را در محیطی بخواند كه اطرافش شلوغ نباشد، محیط خلوتی را برای انس با خدای متعال انتخاب كند؛ با این سه شرطِ فراغت دل، فراغت جسم و خلوت بیرونی قرآن را تلاوت كند تا انشاءالله آثار تلاوت قرآن كه آثار موعظه قرآن در قلب انسان، بیداری دل، خشوع، خشیت، خوف و امثال آنها است برای انسان حاصل و بركاتی كه در تلاوت قرآن است برای او ظاهر شود.

من این تعبیر را از علامه بزرگوار طباطبایی در آثارشان بیاد دارم كه ایشان فرمودند اكثر حالات معنوی، اکثر مكاشفات، مشاهدات و معایناتی كه برای اهل راه اتفاق می افتد اول در حال خلوت و انس با قرآن و دوم در توسل به سیدالشهدا است. این دو وقت از اوقاتی است كه انسان مهیا است و آمادگی دارد تا آن عنایات معنوی به انسان عرضه شود.

آداب تلاوت قرآن؛ اذن ورود و خروج قرآن کریم

بنابراین قدم اول انس با قرآن تلاوت است و تلاوت با آداب ظاهری و باطنی همراه است؛ با وضو و رو به قبله بودن، رعایت ادب ظاهری و ادب باطنی در مقابل قرآن و یكی دیگر از آداب هم این است كه انسان وقتی می خواهد قرآن را تلاوت كند دعاهایی كه از معصومین علیهم السلام برای آغاز تلاوت ذكر شده است را بخواند و توجهاتی كه در آن دعاها است را پیدا كند تا اجازه ورود به ساحت قرآن را به او دهند و به اصطلاح با اذن ورود داخل قرآن شود تا درهای قرآن به رویش باز شود. و بعد از اینکه تلاوت قرآن را تمام كرد آن را رها نكند؛ مثل حرم امام علیه السلام در مرحله تشبیه كه به انسان دستور دادند هنگام خروج از حرم وداع كند، اجازه بگیرد و خداحافظی كند و سپس از حرم خارج شود، قرآن هم اینگونه است. انسان وقتی تلاوت قرآن را تمام كرد باید دعاهایی كه بعد از تلاوت قرآن سفارش شده است را بخواند؛ دعاهای بسیاری از امیرالمومنین و امام صادق علیهما السلام و ... دیگر ائمه ذکر شده حداقل یكی از دعاها را بخواند که بمنزله خداحافظی با قرآن و اجازه ورود به صحنه بعدی است؛ همینطور قرآن را نبندد و وارد زندگی شود.

آداب تلاوت قرآن؛ ترتیل خوانی قرآن کریم و مقدار تلاوت

یكی از مهم ترین آداب تلاوت قرآن این بود كه با ترتیل خوانده شود؛ ترتیل به معنای قرائت صحیح و همراه با تأنی است؛ یعنی بدون پس هم اندازی و با تأمل در آیات و متذكر شدن به آیات خوانده شود؛ اگر در آیه ای وعده به بهشت، ثواب و درجات است در آن آیات توقف كند و از خدای متعال آن درجات را درخواست كند اگر تهدید و وعیدی نسبت به عذاب خدا است تامل كند و از خدای متعال امنیت نسبت به آن عذاب و عقوبت را بخواهد. قرآن باید اینگونه تلاوت شود تا آرام آرام آثار تلاوت آن در انسان ظاهر شود.

حال سؤال این است که اگر انسان این آداب را رعایت كرد چه مقدار قرآن تلاوت كند؟ در بعضی روایات قاعده كلی گفته شده: «فَاقْرَءُوا مَا تَیسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ»(مزمل/20) هر قدر می توانید قرآن را با این آداب، با خشوع و خضوع بخوانید. هر چه بیشتر بخوانید بهتر است؛ مثل نماز است فرمود: «الصلاة خير موضوع فمن شاء استقلّ و من شاء استكثر»(1) نماز بهترین عبادت است. ما بعد از ایمان عبادتی بهتر از صلاة نداریم. خودتان می دانید، می خواهید كم بخوانید می خواهید زیاد بخوانید ولی بدانید بهتر از نماز عبادتی نیست كه انسان نماز را رها كند و به كار دیگری مشغول شود. تلاوت قرآن هم اینگونه است انس با كتاب خدا، كلام الهی و اسراری است که خدای متعال در این كتاب قرار داده است؛ انسان باید هر چه می تواند قرآن را تلاوت کند.

البته بعضی از این آیه سوره مباركه مزمل استفاده كرده اند؛ در آغاز بر مسلمان ها واجب بوده نیمی از شب كمی بیشتر یا كمتر بیدار باشند و قرآن تلاوت كنند. نمی گویم آیه دلالت بر وجوب دارد ولی بعضی استفاده وجوب كردند که در صدر اسلام واجب بوده است. «إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَى مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ وَاللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَيْكُمْ فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ»(مزمّل/٢٠) پروردگار تو می داند كه تو دو سوم شب یا یك سوم شب را بیدار می مانی، چون شب ها كوتاه و بلند دارد بعضی شب ها طولانی تر و بعضی كوتاه تر هستند. دو سوم شب یا نیمی از شب یا ثلث شب را بیدار هستی و قرآن تلاوت می كنی و یك طائفه و جمعی كه همراه تو هستند، آنهایی كه همسفر تو در سلوك الی الله و در سیر به سمت خدا هستند آنها هم نیمی از شب، دو ثلث شب یا ثلثی از آن را بیدار هستند و قرآن تلاوت می كنند. بعضی اینگونه فرمودند مقصود از تلاوت قرآن، تلاوت در نافله شب است. بنابراین بعضی از این آیه استفاده كردند كه در صدر اسلام واجب بود كه ثلث شب، نیمی از شب یا دوثلث شب را بیدار باشند و مشغول تلاوت قرآن باشند.

در ادامه آیه آمده است «عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ» خدای متعال می داند كه شما قدرت بادقت انجام دادن این كار را ندارید، نمی توانید شب را احصاء كنید نمی توانید بخوبی این كار را انجام دهید «فَتَابَ عَلَيْكُمْ» خدای متعال به شما تخفیف داده است. گفتند وقتی این آیه نازل شد بعضی برای اینكه دو ثلث یا نیمی از شب را درك كنند همه شب را بیدار می ماندند تا این مقدار به دست آید كه در ادامه آیه آمده است: «فَتَابَ عَلَيْكُمْ» خدای متعال به شما تخفیف داده است.

سپس می فرماید «فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ» هر چه برایتان مقدور است قرآن بخوانید كه امام رضا علیه السلام فرمودند با خشوع و تواضع هر چه می توانید قرآن بخوانید. این كتاب خدا است و كاری بهتر از این نیست كه انسان مانوس با قرآن باشد. روز قیامت که قرآن شفاعت می كند معلوم می شود كه انسان چقدر از این قرآن متمتع است؛ وقتی به انسان می گوید «اقْرَأ و ارْقَ»(2) به اندازه ای كه نور و حقیقت معانی قرآن در انسان محقق است انسان می تواند قرآن تلاوت كند و درجات انسان به اندازه درجات آیات قرآنی است كه در انسان ظهور پیدا كرده و محقق شده است. بنابراین با رعایت اداب قرائت، انسان هر چه می تواند قرآن را تلاوت كند.

مقدار تلاوت قرآن و ظرفیت های مختلف

من دو سه روایت که به مقدار تلاوت قرآن اشاره دارند محضرتان تقدیم می كنم. در بعضی روایات تاكید شده حداقل پنجاه آیه از قرآن خوانده شود، فرمودند چه اشكالی دارد كسی كه كاسب است كسبش را انجام داد در منزل قبل از خواب عهد خود را با خدا باز کند؛ تعبیر این است چون تعهدی بین ما و خدا است «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ * وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ»(یس/60-61) ما با خدای متعال دو عهد بسته ایم. یك اینكه در زندگی اسیر بندگی شیطان نشویم دوم اینكه همه زندگی ما بندگی خدا باشد كه صراط مستقیم است. حضرت فرمود این عهدنامه شما است، عهدی كه ما با خدا بسته ایم این است كه از عبادت شیطان اجتناب و خدای متعال را عبادت و بندگی کنیم؛ این عهد تفسیرش در قرآن آمده است؛ قرآن تفصیل «لَا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ» است. عهد ما با خدای متعال همین بوده است که غیر خدا را عبادت نكنیم، خدای متعال را عبادت كنیم و زندگی مان سراسر بندگی باشد. تفصیل این عهد كه بندگی است در قرآن آمده لذا تعبیر می شود قرآن عهد شما با خدای متعال است، شاید معنایش این است. در روایت آمده است این عهد را باز كنید حداقل پنجاه آیه از این معاهده ای كه بین شما و خدای متعال است را بخوانید. ما با خدای متعال عهدی داریم كه غیر خدا را نپرستیم، خدای متعال را عبادت كنیم. خدای متعال هم با ما عهدی دارد مزدها و پاداش هایی برای ما در نظر گرفته است. قرآن معاهدات ما با خدای متعال را توضیح می دهد.

در بعضی روایات فرمودند حداقل پنجاه آیه و یا در بعضی روایات دیگر تا صد یا هزار آیه در شب هم تاكید شده خوانده شود که ثواب ها و فضیلت هایی برای آن ذكر شده كه روایاتش طولانی است. در بعضی از روایات مقدار تلاوت قرآن معین شده مثل روایتی كه در كافی است «بَابٌ فِي كَمْ يُقْرَأُ الْقُرْآنُ وَ يُخْتَم» قرآن در چه مدتی خوانده و یك مرتبه ختم شود؛ روایاتی را از امام صادق علیه السلام نقل می كند كه به حضرت عرض كردند آیا در یك شب یك ختم قرآن كنم؟ حضرت فرمودند: «لَا يُعْجِبُنِي أَنْ تَقْرَأَهُ فِي أَقَلَّ مِنْ شَهْرٍ»(3) حضرت فرمودند برای شما من خیلی نمی پسندم كه در كمتر از یك ماه یك ختم قرآن كنید. البته شاید در پاسخ آن شخص بوده نكته اش هم در روایت دیگری آمده است.

در روایت دیگری علی بن ابی حمزه نقل می كند و می گوید ابوبصیر از امام صادق علیه السلام سوال كرد من هم در مجلس بودم به حضرت عرض كرد «جُعِلْتُ فِدَاكَ أَقْرَأُ الْقُرْآنَ فِي لَيْلَةٍ فَقَالَ لَا فَقَالَ فِي لَيْلَتَيْنِ فَقَالَ لَا حَتَّى بَلَغَ سِتَّ لَيَالٍ فَأَشَارَ بِيَدِه ِ فَقَالَ هَا ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ مِنْ أَصْحَابِ مُحَمَّدٍ ص كَانَ يَقْرَأُ الْقُرْآنَ فِي شَهْرٍ وَ أَقَلَّ إِنَّ الْقُرْآنَ لَا يُقْرَأُ هَذْرَمَةً وَ لَكِنْ يُرَتَّلُ تَرْتِيلًا إِذَا مَرَرْتَ بِآيَةٍ فِيهَا ذِكْرُ النَّارِ وَقَفْتَ عِنْدَهَا وَ تَعَوَّذْتَ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ فَقَالَ أَبُو بَصِير أَقْرَأُ الْقُرْآنَ فِي رَمَضَانَ فِي لَيْلَةٍ فَقَالَ لَا فَقَالَ فِي لَيْلَتَيْنِ فَقَالَ لَا فَقَالَ فِي ثَلَاثٍ فَقَالَ هَا وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ نَعَمْ شَهْرُ رَمَضَانَ لَا يُشْبِهُهُ شَيْ ءٌ مِنَ الشُّهُورِ لَهُ حَقٌّ وَ حُرْمَةٌ أَكْثِرْ مِنَ الصَّلَاةِ مَا اسْتَطَعْتَ» در یك شب یك ختم قرآن كنم؟ حضرت فرمود: نه. عرض كردم در دو شب؟ فرمود نه. تا شش شب عرض كردم فرمودند بله شش شب اشكال ندارد. پس آشکار است آدم ها متفاوت هستند؛ حضرت به آن راوی فرمودند من خیلی برایم جالب نیست كه تو در كمتر از یك ماه ختم قرآن كنی ولی به ابوبصیر كه از نزدیكان حضرت است فرمودند هر شش شب یك ختم قرآن برای شما خوب است. عرض كرد یك شب حضرت فرمود نه، دو شب، سه شب، در شش شب حضرت فرمودند بله، یعنی شبی پنج جزء قرآن. سپس حضرت به ابوبصیر فرمودند: پیشینیان شما قرآن را در یك ماه یا كمی كمتر از یك ماه می خواندند؛ سپس توضیح دادند: قرآن را پشت سر هم و با پس هم اندازی نباید خواند؛ قرآن را به روش ترتیل باید خواند. اگر از آیه ای عبور كردی كه در آن از آتش و عذاب خدا گفته شده در نزد آن آیه توقف كن و از آتش به خدای متعال پناه ببر.

سپس ابوبصیر به حضرت عرض كرد در ماه رمضان در یك شب یک ختم قرآن کنم؟ در غیر ماه رمضان فرمودید در یك شب نخوان در شش شب شبی پنج جزء بخوان در ماه رمضان چطور؟ حضرت فرمودند نه در ماه رمضان در یک شب یك ختم نكن. پرسید در دو شب؟ حضرت فرمودند: نه، عرض كرد در سه شب بخوانم حضرت فرمودند بله یعنی ماه رمضان متفاوت است. در ماه رمضان بیشتر قرآن تلاوت كنید. در سه شب یك ختم قرآن كنید خوب است ولی در غیر ماه رمضان به ابوبصیر فرمود در هر شش شب، به دیگری فرمودند یک ماه یك ختم قرآن کن. بنابراین آشکار است آدم ها متفاوت و زمان ها متفاوت هستند. سپس حضرت فرمودند كه ماه رمضان با بقیه شهور متفاوت است و حق و حرمت مخصوصی دارد كه هر چه می توانی در ماه رمضان نماز و قرآن بخوان. هر چه می توانی در نماز قرآن بخوان و این قرآنت را در نماز قرار بده. بنابراین مقدار تلاوت قرآن در ظرف های مختلف متفاوت است.

در روایت دیگری همین مطلب نقل شده است؛ حضرت فرمودند كه در ماه رمضان در سه شب ختم قرآن کنید در غیر ماه رمضان شبی ده جزء هم زیاد است. معیار این است كه اگر قرآن خوانده می شود باید با آداب خوانده شود انسان به دنبال این نباشد كه سوره را سریعتر تمام كند وارد سوره بعدی شود؛ دنبال این باشد كه بهره خود را از این سوره و آیه ببرد، تجلیاتی كه باید از این سوره و آیه به قلب انسان برسد و ارزاق معنوی انسان تامین شود. با آرامش، توجه، خضوع، دقت و تامل آیات را بخواند البته تاكید شده كه پراكنده خوانی نشود؛ یعنی یك كلمه را بخواند نیم ساعت تامل كند بعد كلمه بعد را بخواند؛ البته اشكال ندارد، تامل در قرآن امر دیگری است. ممكن است انسان روی یك آیه قرآن یك شبانه روز تامل كند؛ عیب ندارد ولی قرائت چیز دیگری است كه باید با روش ترتیل اتفاق بیافتد كه متعارف است. حروف به خوبی اداء شود، در آیات رحمت و عذاب توقف شود انسان دلش در برابر آیه خاشع شود سپس وارد آیه بعدی شود.

پاداش ختم قرآن و هدیه آن به معصومین

اگر قرآن را با رعایت آدابش تلاوت كردید هر چه بیشتر قرآن بخوانید بهتر است؛ یك قرآن را در طول پنج، شش یا سه روز در ماه رمضان ختم کنید؛ حتی گاهی در روایات بیش از این هم داریم؛ در روایتی كه علی بن مغیرة ظاهراً از موسی بن جعفر علیهما السلام نقل می كند می گوید: به حضرت عرض كردم پدر من از جد شما سوال كرد كه در ماه رمضان در هر شب من یك ختم قرآن كنم؟ «عَنْ خَتْمِ الْقُرْآنِ فِي كُلِّ لَيْلَة» حضرت فرمودند: بله اشكال ندارد. بنابراین مقدار تلاوت متفاوت است به كسی می گویند یک ماه یك ختم قرآن، به كسی هر شش شب یك ختم و به این شخص حضرت فرمودند در هر شب اشكال ندارد یك ختم قرآن كن. سپس به حضرت عرض كرد در ماه رمضان من سنّت پدرم را دنبال می كنم پدرم در ماه رمضان گاهی تا چهل ختم قرآن می كرد؛ من هم سعی می كنم به اندازه توان و وسعم همین مقدار سی تا چهل ختم قرآن كنم و وقتی ماه رمضان تمام شد هر قرآن را به یكی از معصومین هدیه کنم؛ از وجود مقدس نبی اكرم شروع می كنم تا به شما برسد؛ ثواب قرآن را به محضر شما هدیه می كنم. به حضرت عرض كرد خدا در مقابل این كار به من چه چیزی می دهد؟ در مقابل اینکه من در ماه رمضان هر چه می توانم به اندازه وسعم قرآن ختم كنم بعد ثواب آنها را یك به یك به معصومین هدیه كنم؟ حضرت در پاسخ، پاداش خیلی عظیمی را گفتند که برای او شگفت انگیز بود؛ حضرت فرمودند «لَكَ بِذَلِكَ أَنْ تَكُونَ مَعَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ قُلْتُ اللَّهُ أَكْبَرُ فَلِي بِذَلِكَ قَالَ نَعَمْ ثَلَاثَ مَرَّات» پاداش آن این است كه در روز قیامت با آنها هستی.

این معیت مقام بسیار بلندی است كه انسان روز قیامت با معصوم باشد. در زیارت عاشورا می خوانید و یكی از خواسته های زیارت عاشورا همین است؛ در زیارت عاشورا دعاهای استثنایی وجود دارد که در دعاهای دیگر نیست؛ «اَنْ یَجْعَلَنی مَعَکُمْ فِی الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ» این معیت و همراه امام بودن فقط معیت جسمانی نیست، انسان سایه امام باشد در هر مقامی امام می رود، دنبال امام حركت كند. درجه بسیار عجیبی است، خودِ این معیت هم مقاماتی دارد.

حضرت به او فرمودند مزد تو این است كه در روز قیامت با معصومین هستی. می گوید من تعجب كردم «اللَّهُ أَكْبَرُ فَلِي بِذَلِكَ» واقعا خداوند چنین پاداشی می دهد كه من چند ختم قرآن را هدیه به معصوم كردم در قیامت به معیت و همراهی با معصوم موفق می شوم؟ حضرت سه بار فرمودند بله همینطور است.

تفاوت برکت عمر افراد

بنابراین از مجموع روایاتی كه خواندم، كه گاهی به كسی می گویند یک ماه یك ختم قرآن، به دیگری می گویند هر پنج یا شش شب یك ختم قرآن، گاهی فرمودند در ماه رمضان هر سه شب و در غیر ماه رمضان كمتر و گاهی به كسی اجازه داده اند هر شب یك ختم قرآن كند، شاید نكته آن این است که باید آداب تلاوت قرآن رعایت شود آدم ها به اندازه فراغت و وسعشان متفاوت هستند؛ گاهی بركت در عمر پیدا می شود عمرها هم متفاوت است و این یك امر واقعی است؛ اینطور نیست هر دو نفر بركت عمرشان به یك اندازه باشد. ممكن است یك كسی در فرصت كوتاهی كار بسیار بزرگی را انجام دهد كه دیگری نمی تواند؛ این بركت عمر است كه باید در جای خود توضیح داده شود؛ بركت، وسعت و گسترش عمر آدم ها متفاوت است زمان عمرشان هم متفاوت است.

ما استاد عزیزی داریم ایشان به تناسبی از كسی نقل كردند كه اوایلی كه من به قم آمده بودم طلبه مدرسه فیضیه بودم در نوجوانی و اوایل بلوغ بودم برای اینكه نافله شب بخوانم شب ها گرسنه می خوابیدم سرشب یك سیب یا میوه دیگری می خوردم كه موفق به نافله شب شوم. بیدار می شدم نافله ام را به سبك نافله امام رضا علیه السلام می خواندم. کیفیت نافله امام رضا علیه السلام را آنكه همسفر حضرت بوده نقل کرده و گفته حضرت نافله شبشان را اینطور می خواندند: در ركعت اول و دوم نافله شب سی بار قل هو الله و ركعت سوم، چهارم، پنجم و ششم را به صورت نماز جعفر طیار می خواندند كه هم نماز جعفر به حساب آید و هم نافله شب. در ركعت هفتم سوره تبارك و در ركعت هشتم سوره هل اتی را می خواندند؛ بعد هم در نماز شفع و وتر سوره قل هو الله را می خواندند. می گوید من نماز شبم را اینطور می خواندم هر شب یك ساعت و ربع طول می كشید؛ خدای متعال در اثر این مداومت توفیقی به من داد و خواب را از من برداشت. من سه ربع یا یك ساعت در شبانه روز می خوابیدم؛ یك ربع خواب قیلوله قبل از ظهر، بقیه هم خواب سر شب بود سیر خواب می شدم. سپس مطالعات درسم را انجام می دادم نیمه شب نافله شب می خواندم و سپس نوافل شب قبل از بلوغم را به همین كیفیت قضاء می كردم گاهی شش نافله شب می خواندم تا اذان صبح می شد یعنی هفت ساعت و نیم عبادت می کردم. ایشان می فرمود وقتی من بر این كار مداومت كردم خدای متعال بركت عمری به من داده بود كه بدون اینكه چیزی از آداب این نمازها كم كنم یا بسرعت بخوانم و نماز را خراب كنم شش تا نافله شب با دقت می خواندم یك ساعت طول نمی كشید که این همان بركت عمر است خدای متعال در اثر مداومت، انس و كثرت به كسی بركت عمر دهد.

خیلی از كارهایی كه بزرگان در عمرشان انجام دادند كه به حسب عادی انجام دادنی نیست مربوط به بركت عمر است. خدای متعال وسعت عمر می دهد. به یاد دارم مرحوم مجلسی بزرگ شاید شرح بر "من لا یحضره الفقیه" ایشان است؛ چون ایشان دو شرح بر "من لا یحضره الفقیه" دارند. یكی شرح عربی است كه كامل است و یك شرح فارسی که تا اواخر كتاب حج است و كامل نیست. می گویند من این شرح را در طول یك سال نوشتم به امام سجاد علیه السلام متوسل شدم و توفیق پیدا شد؛ با وجود كارهای دیگر در طول یك سال كتاب به این مفصلی را با این دقت نوشتم. این همان بركت عمر است.

آثار کلی قرآن کریم

بنابراین مقدار تلاوت قرآن تابع آداب تلاوت قرآن است؛ انسان باید سعی كند آداب ظاهری و باطنی را رعایت كند و سعی كند هر چه می تواند «فَاقْرَءُوا مَا تَیسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ» هر چه برایش میسور است قرآن تلاوت کند که بركات و آثار آن برای انسان پیدا می شود. آثار قرآن فراوان است؛ یک آثار كلی برای قرآن ذكر شده است؛ در بعضی روایات، در كافی نقل شده حضرت فرمودند اگر كسی از هركجای قرآن صد آیه بخواند، سپس هفت مرتبه خدا را صدا بزند یا الله اگر برای كنده شدن كوه ها از جایش دعا کند مستجاب می شود. اگر از هر كجای قرآن صد آیه بخواند آمادگی پیدا می كند هفت مرتبه یا الله بگوید می تواند كوه ها را از جا كند. البته این معنایش این است كه قرآن این ظرفیت را دارد. اینکه هر كسی می تواند بهره ببرد نمی دانم ولی قرآن این ظرفیت را دارد.

یا در روایتی دیگر در كافی نقل شده است؛ اگر از چیزی نگران شدی تو را خائف كرد، وقتی می ترسی خطری تو را تهدید می كند، قرآن را باز كن از هر كجای قرآن صد آیه بخوان سپس به خدای متعال عرضه بدار «اللَّهُمَّ اكْشِفْ عَنِّي الْبَلَاء» خدایا این بلا را از من بردار، حاجتت مستجاب می شود. این آثاری است كه برای كل قرآن ذكر شده است.

برخی از آثار و برکات تلاوت سوره توحید

علاوه بر آثاری که برای کل قرآن ذکر شده، برای بعضی سور و آیات قرآن آثار خاصی ذكر شده است كه صدها روایت در این زمینه داریم که در مجامع ملاحظه بفرماید مثل ثواب الاعمال مرحوم صدوق و بقیه كتب. مرحوم مجلسی در كتاب القرآن بحار آن روایات را جمع آوری كردند و شاید جمع آوری خوبی هم باشد.

یكی از سوری كه بر آن بسیار تاكید شده سوره توحید است آثار بسیار فراوانی است. حضرت فرمود به هیچ وجه قرائت سوره توحید را بعد از نماز ترك نكنید. در این روایت معروف كه مرحوم كلینی در كافی نقل كردند حضرت در تشییع یكی از اصحابشان شركت كردند وقتی او را به خاك سپردند فرمودند كه هفتاد هزار ملك در تشییع او شركت كرده بودند. جبرئیل شركت كرده بود برایش دعا می كرد. سوال كردند او چكار می كرد؟ حضرت فرمودند دائما زبانش مشغول به تلاوت سوره توحید بود. این آثار و بركات تلاوت سوره توحید است.

ثواب های در روایات و آثار تربیتی آن

بنابراین برای سور خاص آثار مخصوص ذكر شده است. روایات ثواب الاعمال را بخوانید چون وقتی انسان می خواند رغبت به انجام عمل پیدا می كند. حتی بعضی از كتب كه اعمال مستحبی را ذكر می كنند ثواب هایی كه معصومین نقل كردند را نقل نمی کنند كار خوبی نیست چون معصوم بی جهت آن ثواب را نقل نكرده می دانسته وقتی به ما می گویند این ثواب است، تحریك می شویم؛ اثر تربیتی داشته است. آن بخش روایات نباید حذف شود. آدم هم وقتی آن بخش روایت را می خواند نباید حذف كند ثواب هایی كه در روایات برای اعمال ذكر شده باید مورد توجه قرار گیرد.

حتی عزیزان و اساتید ملاحظه فرمودید در روایات من بلغ آمده است اگر از وجود مقدس نبی اكرم و اهل بیت ثوابی برای عملی ذكر شد مثلا خواندن سوره توحید چه ثواب هایی دارد سه مرتبه قل هو الله بخوانید، ثواب یك ختم قرآن را دارد كه روایتش متعدد است. اگر یک موقعی این ثواب از معصوم نقل نشده و روایت اشتباه باشد؛ راوی یا یكی از روات اشتباه كردند اما اگر شما به امید اینكه این روایت صحیح باشد و از معصوم نقل شده و وعده معصوم باشد بخوانید همه آن ثواب ها را به انسان می دهند. بنابراین روایاتی كه در ثواب الاعمال و عقاب الاعمال است وقتی آنها را نقل می كنند سعی كنند ثواب هایش را حذف نكنند بعضی از محققین خود روایت را می آورند مثلا پنج خط ثواب و فضیلت برای عمل ذكر شده آن ثواب و فضیلت را ذكر نمی كنند این خیلی جالب نیست معصومین یك آثار تربیتی در بیانشان داشتند که آن آثار از بین می رود.

علی ای حال آیات و سور قرآن آثار مخصوص دارند؛ روایتی را مرحوم فیض در تفسیر صافی نقل كردند مصدر اولیه آن را به یاد ندارم فرمودند یك آیه از قرآن است که اگر همه مردم به این آیه متمسك شوند برایشان كافی است؛ یعنی هر كسی خواسته ای دارد از خواسته های ظاهری تا خواسته های سنگین معنوی همه به این یك آیه متمسك شوند برایشان كفایت می كند؛ سپس حضرت این آیه را خواندند «وَمَنْ یتَّقِ اللَّهَ یجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا * وَیرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لَا یحْتَسِبُ وَمَنْ یتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَیءٍ قَدْرًا»(طلاق/2-3)

ثواب قرائت سوره یس

روایت دیگری از وجود مقدس نبی اكرم در خصوص ثواب قرائت سوره یس نقل شده البته می دانید این سوره بركات بسیار زیادی دارد که من یك روایت را می خوانم. حضرت فرمودند: سوره یس ده خاصیت دارد «مَا قَرَأَهَا جَائِعٌ إِلَّا شَبِع وَ لَا ظَمْآنُ إِلَّا رَوِيَ وَ لَا عَارٍ إِلَّا كُسِيَ وَ لَا عَزَبٌ إِلَّا تَزَوَّجَ وَ لَا خَائِفٌ إِلَّا أَمِنَ وَ لَا مَرِيضٌ إِلَّا بَرَأَ وَ لَا مَحْبُوسٌ إِلَّا أُخْرِجَ وَ لَا مُسَافِرٌ إِلَّا أُعِينَ عَلَى سَفَرِهِ وَ لَا يَقْرَءُونَ عِنْدَ مَيِّتٍ إِلَّا خَفَّفَ اللَّهُ عَنْهُ وَ لَا قَرَأَهَا رَجُلٌ لَه ضَالَّةٌ إِلَّا وَجَدَهَا»(4) گرسنه ای نمی خواند الا اینكه خدا سیرش می كند، تشنه ای نمی خواند الا اینكه خدا سیرابش می كند، عریانی نمی خواند الا اینكه خدای متعال او را می پوشاند. این گرسنگی، تشنگی و عریانی هم معنوی و هم ظاهری است؛ آدم گاهی اوقات گرسنه معنوی است گاهی تشنه به حقایق و اسرار است گاهی تشنه معمولی است این روایت شاید هر دو را دربرگیرد. هیچ آدمی كه عذب است نمی خواند الا اینكه خدای متعال شرایط ازوداج را برایش فراهم می كند، هیچ خائفی نمی خواند الا اینكه خدای متعال از آن خوف نجاتش می دهد. خوف ها متفاوت است. هیچ مریضی آن را نمی خواند الا اینکه خدای متعال او را خوب می كند، هیچ كسی نیست كه گرفتار و زندانی شده باشد بخواند الا اینكه خدای متعال وسایل خلاصیش را فراهم می كند، مسافری در سختی سفر نمی خواند الا اینكه خدای متعال در سختی های مسافرت كمكش می كند، در نزد میتی خوانده نمی شود الا اینكه خدای متعال عذاب آن میت را كم می كند، گم شده ای ندارد کسی این را بخواند مگر اینكه گمشده اش پیدا می شود.

اینهـا آثاری است كه برای قرآن است. این بحث پردامنه ای است. بعضی دنبال كردند كه چگونه قرآن این آثار را دارد؟ یعنی چطور آدم این سوره را می خواند گمشده اش پیدا می شود؟ چه نسبتی بین خواندن این سوره و پیدا شدن گمشده وجود دارد؟

تلاوت قرآن با توجه باطنی و یقین اثربخش

علی ای حال این هـا آثاری است كه برای قرآن ذكر شده است روایاتش هم بسیار است. البته در بعضی روایات تاكید شده اگر قرآن را با یقین، توجه و اطمینان بخوانید؛ به یاد دارم در احوالات نوشته اند آقایی فرزندش مریض شده بود در راه می رفت نگران بود حال بچه اش خیلی سخت بود به مومنی برخورد كرد، گفت چرا نگرانی؟ گفت فرزندم مریض است مقداری نگران هستم، در احوال یكی از علما نقل كردند. آن مومن عصایش را به زمین زد و یك حمد خواند گفت انشاءالله خوب می شود؛ یك جای قرائتش صحیح نبود این بنده خدا یادش رفت به او بگوید که این قسمت از قرائت شما نادرست است و در ذهنش ماند؛ خانه که رفت دید فرزندش خوب شده است. بعد از مدتی به آن بنده خدا برخورد كرد گفت فلانی حمدی كه شما خواندید یك جایی قرائتتان صواب نبود. نقل شده آن بنده خدا عصایش را به زمین زد گفت عیب ندارد حمدمان را پس می گیریم؛ خانه که رفت دید فرزندش دوباره مریض شده و كسالت سختی دارد. بنابراین اصل آن توجه باطنی است. البته این داستان ها گاهی یك غلط اندازهایی هم دارد حمد را باید صحیح خواند حمد غلط خواندن كه خوب نیست ولی توجه باطنی، حضور، ادب، اطمینان، یقین و متصل بودن به سرچشمه قرآن مهم است؛ کسی که به سرچشمه قرآن وصل است وقتی قرآن را می خواند از روی منبع حقیقی اش تلاوت می كند انوار قرآن جاری می شود. در روایت آمده است اگر شما هفتاد مرتبه حمد به مرده خواندید زنده شد تعجب نكنید.

به یاد دارم مرحوم آیت الله لنگرودی در مسجد سلماسی نماز می خواندند ایشان از قول یكی از علما نقل می كردند مرحوم آقا شیخ مرتضی زاهد در تهران از علما تهران بودند كه شاید خود ایشان هم مشاهده كرده بودند كه شیخ مرتضی زاهد برای اینكه یقین پیدا كند كه یك مورچه ای مرده بود آن را از وسط دو نیم كرد شروع كرد هفتاد مرتبه حمد خواند به حمد آخر نرسیده بود که مورچه زنده شد و راه افتاد. قرآن اینگونه است، می گویم اینهـا داستان نیست حقائق است. فرمود اگر خواندن حمد كسی را شفاء ندهد چیز دیگری شفاء نمی دهد چه بیماری های ظاهری و چه بیماری های باطنی. آثار فراوانی در تلاوت و انس با قرآن و در کتابت، حفظ و همراه داشتن آن در روایات ذكر شده است که انشاءالله خدای متعال روزی ما كند به شرط اینكه درست خوانده شود.

نكته ای می ماند انشاءالله جلسه بعد توضیح می دهم كه فرض كنید ما با قرآن مانوس شدیم، تلاوت كردیم، آداب تلاوت را هم رعایت كردیم، قدم بعد فهم قرآن و استفاده از اسرار و معانی باطنی قرآن است آن چگونه حاصل می شود؟ انسان چگونه می تواند به حقائق قرآن راه پیدا كند؟ چگونه انوار قرآن در قلب انسان جاری می شود؟ چگونه این چراغ در دل انسان روشن می شود تا انسان به یقین برسد؟ چگونه در انس با قرآن ارزاق قرآن یقین، توكل، ایمان و مراتب توحید برای انسان حاصل می شود؟ انشاءالله در جلسه دیگر عرض می كنم؛ اجمالش همین بود كه نقطه ورود همراهی ما با قرآن انس و كثرت تلاوت همراه با آداب است؛ اگر این اتفاق افتاد آن آثاری كه برای قرآن ذكر شده كه آثار بسیار فراوانی است بتدریج در انسان محقق می شود این آغاز راه است. ولی اینکه فهم قرآن چگونه حاصل می شود؟ چگونه انسان به اسرار و حقائق قرآن راه پیدا می كند را انشاءالله در جلسه بعد اشاره می كنم. السلام علیک یا فاطمه الزهرا...

پی نوشت ها:

(1) مكارم الأخلاق، ص: 472

(2) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 606

(3) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 617

(4) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏89، ص: 290