نسخه آزمایشی
دوشنبه, 31 تیر 1398 - Mon, 22 Jul 2019

برنامه مخاطب خاص از کربلای معلا در ماه مبارک رمضان/ ماه مبارک و رزق های نزدیک شده در این ماه

متن زیر سخنرانی استاد میرباقری است که به تاریخ 18 خردادماه سال 96 در ایام ماه مبارک رمضان در برنامه مخاطب خاص از سیما پخش شده است. ایشان در این جلسه بیان می کنند در این فرصت اندک دنیا که خدای متعال در اختیار ما گذاشته است، باید تمام سعیمان این باشد که از همه بدی ها دور شده و خیرات را دریافت کنیم. ماه رمضان فرصت استثنایی برای این امرمهم است. در این ماه درهای جهنم بسته شده و درهای بهشت گشوده می شود و همه خوبی ها به سمت کسانی که وارد این ماه شده اند، سرازیر می شود. این ماه زمان نزول دو حقیقت گرانقدر است که تمسک به آن ها می تواند ما را در اعلی ترین درجات مقیم سازد. اولین حقیقت قرآن کریم است که گفته شده اگر ختم قرآن بامعرفت انجام شود، تمام حقایق نبوت به قلب انسان نازل شده در حالی که پیامبر نیست و هم چنین در حدیث آمده قرآن شفاعت کننده ای است که خداوند هرآن چه می گوید را می پذیرد. دومین حقیقت امام علیه السلام است و اگر کسی آسمانی شد و طی طریق داشت می تواند نظر به وجه الله کند. نور خدای متعال در ائمه علیهم السلام و در مرتبه بعد در وجود امام زاده تنزل پیدا کرده و رسیدن به خداوند جز با وساطت این انوار الهی ممکن نیست...

عظمت کبریای الهی

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی اعدائهم اجمعین. به تعبيري كه در آغاز دعاي ابوحمزه و هم چنین در ادعیه ديگر توضيح داده شده، ما باید به همه خيرات برسيم و از بدي ها فاصله بگيريم. این که انسان فقط حسود و بخيل و محب دنيا نباشد، کافی نیست و بايد همه صفات بد از او دور بماند. بالعکس تنها اهل جود و سخا و شجاعت و رأفت بودن هم کفایت نمی کند و باید همه صفات خوب را داشته باشد. البته اين اول راه است و مسیر طولاني را بايد طي كنيم. حضرت علی علیه السلام در خطبه متقين وقتي صفات شیعیان را توصيف مي كنند، مي فرمايند: «عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهَم فَصَغُرَ مَادُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ»(1) يكي از بزرگ ترين حجاب هايي كه داريم و ما را در حيرت و شك نگه مي دارد، همين نظام کیهانی و وضعیت و عظمت آن است. انسان وقتي مي بيند ماوراي اين نظام با اين طول و عرض خبری هست، كم كم اين ها جاي تكيه گاه هايش را پر مي كند. اگر پرده ها از جلوي چشم کسی كنار برود، همه اينها ذكر مي گويند، «يُسَبِح لله ما فِي السَّمواتِ وَ ما فِي الاَرض»(جمعه/۱) اما در اين نگاه كه ما مي بينيم، يك نظام كور و كر و بي شعور است. نه به فكر ماست، نه صدايش مي زنيم جواب مي دهد و نه كاري براي ما انجام می دهد. اگر كسي در حيرت اين نظام ماند، دائما در حيرت و شك و مثل يك پر کاهی در مقابل آن قرار می گیرد. زمانی این نظام كيهاني با همه‌ وسعتش از چشم انسان مي افتد که حقيقت در وجودش طلوع كند. «اللهُ نُورُ السّمواتِ وَ الاَرض»(نور/۳۵) وقتي عالم روشن شد همه اين نظام كيهاني گم می شود. البته از چشم افتادن غیر از این است که از آن عبرت بگیریم.

گاهي انسان خودش اين را مي بيند و به آن تكيه مي كند، از آن مي ترسد و به آن اميدوار است. يك موقع هم با همه‌ وسعتش از عظمت مي افتد و این وقتي است كه همه عظمت و كبرياي الهي در دل انسان جلوه كند و كل اين نظام كيهاني با همه وسعتش گم مي شود. ما مي توانيم در اين نظام به جایی برسيم كه واقعا اين عالم در نظر ما کوچک بشود. از آن نترسيم و به آن اميد هم نداشته باشيم. همه دنيا را به ما بدهند خوشحال نشويم، همه را از ما هم بگيرند غصه نخوریم. حضرت علی علیه السلام می فرمایند: مردم سه دسته هستند: يا زاهدند يا صابر هستند و يا راغب! راغب آن كسي است كه دنبال دنياست و كاری با حلال و حرامش ندارد. صابر آن كسي است كه دنيا را مي خواهد و دلش از آن جدا نشده ولي مي داند عاقبت دنياخواهی بد است و كفّ نفس مي كند و عفيف است. اگر به قلبش مشرف شويد خيلي عفت به خرج مي دهد كه دنيا را رها كند. اما زاهد كسي است كه «خَرَجَتِ اَلْأَحْزَانُ وَ اَلْأَفْرَاحُ مِنْ قَلْبِهِ فَلاَ يَفْرَحُ بِشَيْءٍ مِنَ اَلدُّنْيَا وَ لاَ يَأْسَى عَلَى شَيْءٍ مِنْهَا فَاتَهُ فَهُوَ مُسْتَرِيحٌ»(2) همه غصه ها و شادي ها از دلش بيرون رفته است، لذا دنيا را از دست بدهد یا به دست آورد، غصه دار یا خوشحال نمی شود. مي توانيم به جايي برسيم که دنيا با همه‌ وسعتش واقعاً براي ما كوچك شود.

اميرالمومنين علیه السلام در نامه اي مي فرمايند: شخصی براي من رشوه اي آورده بود كه به نفعش حکم كنم. سپس می فرمایند: من كسي هستم كه «وَ اَللَّهِ لَوْ أُعْطِيتُ اَلْأَقَالِيمَ اَلسَّبْعَةَ بِمَا تَحْتَ أَفْلاَكِهَا عَلَى أَنْ أَعْصِيَ اَللَّهَ فِي نَمْلَةٍ أَسْلُبُهَا جِلْبَ شَعِيرَةٍ مَا فَعَلْتُهُ»(3) هفت اقلیم را به من بدهند، یک پوست جو از دهان مورچه ای نمي گيرم. حضرت در نهج البلاغه خطبه ای دارند با این مضمون که: «فَلْتَكُنِ اَلدُّنْيَا عِنْدَكُمْ اَصغَرُ مِنْ حُثَالَةِ اَلْقَرَظِ وَ قُرَاضَةِ اَلْجَلَمِ»(4) شما دوستان اگر همراه من مي خواهيد بياييد، دنيا با همه‌ وسعت و زرق و برق هايش بايد در نظرتان از عصاره‌ قرظ و براده جَلَم كوچك تر باشد! قَرَظ گياهي است كه وقتي آبش را مي گيرند تفاله هايش را دور مي ريزند و با آن آب پوست حیوانات را دباغي مي كنند. عصاره جلم هم همان چیزی است که وقتي چوپان ها پشم حيوانات را مي چينند ته مانده اش را بايد دور بريزند. فرمودند: دنیا از اين ها هم بايد در نظر شما خارتر باشد.

فرصت استثنایی سیر در عالم در ماه مبارک رمضان

خداي متعال در قرآن مي فرمايد: در روز قیامت عده اي عذر مي آورند كه ما فرصت نداشتيم. خطاب به آن ها مي گويند: «أَوَلَمْ نُعَمِّرْکُم مَّا یَتَذَکَّرُ فِیهِ مَن تَذَکَّرَ»(فاطر/۳۷) به اندازه اي كه اهل تذكر، متذكر شدند به شما عمر نداديم؟ در تفسیر این آیه حضرت فرمودند: منظور از این عمر هجده سال است و هرکس به این سن برسد، اين آيه در باب او صادق است. برای طی کردن اين راه طولاني كه باید همه صفات رذيله را از خود دور و همه صفات حمیده را محقق كرد، بايد از ناحیه خداوند فرصت هاي استثنايي در اختيار انسان قرار بشود که در آن ها حقيقت تنزل پیدا کرده باشد. به تعبیری یا ما بايد آسماني بشویم و يا آسمان به زمين بیاید وگرنه راه بسته است.

ماه رمضان فرصتي است كه به تعبير روايات درهاي آسمان باز شده و عالم بالا به زمین آمده است. در این ماه درهاي بهشت باز و درهاي جهنم بسته است. درهای بهشت و جهنم از همين دنيا باز مي شود و ما در این دنیا سلوك در بهشت و سقوط در جهنم داریم. بنابراین رمضان ماه ويژه اي است كه خداي متعال به روي ما گشوده و دو حقيقت را در آن نازل كرده است. يكي قرآن است كه هر كجا بحث این ماه می شود، این آیه را قرائت می کنند: «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ»(بقره/۱۸۵) قرآن حقيقيتي است كه از محضر خداي متعال در یک فضايي به نام ماه رمضان تنزل پیدا کرده و هرکس وارد اين فضا شد، وارد محيط قرآن شده است. لذا دسترسي به قرآن آسان مي شود و در اين ماه يك آيه‌ از آن برابر با يك ختم قرآن در غیر این ماه است. حضرت در خطبه شعبانيه فرمودند: يك آيه قرآن راه يك ختم قرآن را باز مي كند. در ادامه می فرمایند: اگر كسي در طول سال قرآن را از اول تا آخر ختم كند «ادرجت نبُوَّة بَينَ جَنبَيه» همه نبوت بين دو پهلوي او قرار مي گيرد و فقط پيغمبر نيست.

مرحوم مجلسي بزرگ، پدر علامه مجلسي حديثي نقل مي كنند كه هركسي از فرات غسل كند و پیاده به سمت حرم سيد الشهداءعلیه السلام بیاید، برای هر قدمش ثواب يك حج عمره را می نویسند. سپس مي فرمایند: از فرات حله شصت هزار قدم است که معادل با این تعداد حج نوشته می شود. در اين رواياتي كه اين مقدار ثواب براي حج و انفاق و دستگيري از مومن ذکر می کنند، نکته ای وجود دارد و آن اینکه گفته شده: در اين اعمال به اين ثواب مي تواني برسي اما همه نمي رسند. مي شود انسان يک طور قرآن را ختم كند كه همه حقايق و انوار آن كه اسرار نبوت است، به قلبش منتقل شود. در این صورت «لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ»(حشر/۲۱) پس می شود اسرار قرآن در تلاوت آن به قلب انسان منتقل شود و يک آيه اثر و ثواب يك ختم قرآن را پیدا می کند. یعنی سيري كه در ختم قرآن غير ماه رمضان مي توان پيدا كرد، در یک آيه می شود به آن رسید.

در کتاب شریف كافي آمده: مومن اگر از دنيا رفت و قرآن را بلد نبود، در عالم برزخ به او تعليم مي كنند، چون درجات بهشت به اندازه آيات قرآن است. در روايت ديگري امام سجاد علیه السلام فرمودند: «اِقرَأْ و َارْقَ» به اندازه اي كه قرآن در ما محقق شده و در این دنیا به شفاعت آن رسيدیم، در آخرت از ما دستگيري کرده و ما را در درجات بهشت كه متناسب با باطن آيات است، جا مي دهند. پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم در حدیثی فرمودند: «شَافِعٌ مُشَفَّعٌ وَ ماحِلٌ مُصَدَّقٌ»(5) قرآن شفيعي است كه خدای متعال شفاعتش را رد نمي كند. در یک روایتی آمده برای عده اي شفاعت مي كند و خدا همه چیز به آن ها مي دهد. «ماحِلٌ» يعني اگر قرآن در باب كسي بدگويي هم كند، خداي متعال می پذیرد.

معرفت نسبت به امام

دومین حقیقتی که خدای متعال نازل کرده، امام علیه السلام است. شب قدر، شب رسيدن به امام و قرآن هست. یعنی انسان اگر در ماه مبارک رمضان سير داشته باشد، حاصل شب قدر آن بايد رسيدن به امام و معرفت و انس با ایشان باشد. عالم دنيا معبر ماست و ما را این جا آورده اند كه با امام تلاقي داشته باشیم و بقیه راه را با ایشان سیر کنیم که وادی ولایت ایشان حصن الهي است لذا صراط مستقيم یا همان صراط معرفت، محبت و عبودیت در دنيا امام است و باید با ایشان سير کرد و همه‌ خيراتي كه مي خواهيم در آن هست.

اگر كسي به شب قدر رسيد بايد رزق شب قدر او معرفةُ الامام باشد. اگر كسي بعد از آن شب احساس كرد محبت امام در وجودش افزايش پيدا كرده، یعنی شب قدر را درك كرده است اما اگر نسبتش با امام تغييری نكرد، خيلي این شب باعظمت را درك نكرده البته هيچ مومني محروم نمي شود. مثل زیارت حرم امام رضا علیه السلام است. هركسي که داخل حرم مي شود، ثوابي مي برد. ولي فرق است بین كسي كه درهاي باطني حرم برايش باز مي شود و حقايق و اسرار را مي بيند و ايمانش افزايش می یابد با كسي كه فقط ظواهر را زيارت مي كند. هيچ مومني براي زيارت طلا و نقره یا آثار باستانی به زیارت نمي رود و اين حرف وهابي هاست. به زیارت امام مي رود و بهره اش را هم مي برد ولي درجات دارد. شب قدر هم همين طور است، هر مومنی از آن بهره مند شده و روز قیامت معلوم می ‌شود. شب قدر حقيقی «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» همین است که انسان به امام برسد.

جناب حر از قدیم دلش با امام حسين علیه السلام بود اما پيوند جدي اش با ایشان در يك ساعت حاصل شد و اگر مي خواست ده هزار سال هم نماز بخواند اما روز عاشورا با امام نباشد، حر نمی شد. پس در فرصت دنيا باید به همه خيرات رسيد و از همه‌ بدي ها فاصله گرفت و به اين راحتي ها هم نيست. خداي متعال فرصت هايي در اختيار انسان گذاشته كه پیامبراکرم(ص) در این خصوص می فرمایند: «اِنَّ لِرَبِّکُمْ فِی أَیّامِ دَهْرِکُمْ نَفَحاتٌ أَلا فَتَعَرّضُوا لَها»(6) يكي از مهم ترين فرصت هايش ماه رمضان است. «دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَی ضِیَافَةِ الله وَ جُعِلْتُمْ فِیهِ مِنْ أَهْلِ کَرَامَةِ الله»(7) درهاي جهنم را بستند و درهاي بهشت را باز كردند و شیاطین را در غل و زنجیر کردند. بنابراین دو حقیقت در این ماه نازل شده که ظرف رسيدن بشود: يكي قرآن و دیگری ولايت امام.

پس نكته‌ اول این است كه ما بايد در همين فرصت دنيا راه را طی کنیم و خودمان و آرزوهایمان بزرگ بشود تا از اين وادي ها عبور كنيم و به وادی ولایت توحید برسیم. مهم ترین فرصتی كه خداي متعال در اختيار قرار داده، ماه رمضان و بعد هم در قلب این ماه شب قدر است كه اولياء خدا خيلي ارزش و منزلتش را می دانند و گاهي يك سال كسب آمادگي مي كنند براي اينكه بتوانند این شب مبارک را درك كنند. انسان اگر بخواهد آن را درك كند، در روایت آمده مثلا هرشب این ماه را سوره دخان و هزار مرتبه سوره‌ قدر بخواند، آن وقت در شب بیست وسوم خيلي از وقايع برايش مشهود مي شود. به یک معنا این شب، شب قدر امام است و خداي متعال حقيقتي كه بايد به وسيله امام در عالم جاري بشود را در انسان محقق و مقدر مي كند. ما هم بايد دعا كنيم در سفره شب قدري كه حضرت معين مي كنند، كنار امام باشيم چون جنس ما تابع دوري و نزديكي به امام است. طلا و مس شدن تابع قرب امام هست و او ميزان است. وزن و قيمت هر چيزي در عالم به سنخيت و قربش با امام است. آن هایی كه مومن حقیقی هستند، جنس و قيمتشان متفاوت مي شود. يك موقعي این طلا زينت و گردنبند است و گاهی هم دندان و نعل اسب طلاست، لذا خود اين طلا جايش فرق مي كند. هرموقع انسان به امام نزديك تر باشد، جنس و قيمتش بهتر و بيشتر مي شود. ما را از این دنیا عبور دادند چون امام در این جا حضور دارند و اگر نبودند عبور از دنیا لغو بود و خداي متعال ما را به دنيا نمي آورد. امام تنزل پيدا كرده تا شفیع ما باشد و سلوك بدون ایشان ممتنع است. بعضي ها خيال كردند انسان بدون امام می تواند انسان کاملی بشود و بعد هم در درجه حضرت امير قرار بگيرد. نظريه حسبنا كتاب الله همين است و در مواقع بسیاری اثر كرده است.

رمضان راه درک ولایت

انسان اگر كامل شد، می شود: «وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ * إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ»(صافات/۸۳-84) اگر صاحب قلب سليم شدیم، قلبی که به تعبیر حضرت «الْقَلْبُ السَّلِیمُ الَّذِی یلْقَی رَبَّهُ وَ لَیسَ فِیهِ أَحَدٌ سِوَاهُ» وقتي به لقاء رب مي رود هيچ كسي جز خدا در اين قلب نيست. قلبي كه شک و شرک در آن نيست «كُلُّ قَلْبٍ فِيهِ شِرْكٌ أَوْ شَكٌّ فَهُوَ ساقِطٌ»(8) اهل يقين و اخلاص است، اين تازه به مقام شيعه اميرالمومنين می رسد. امام باقر علیه السلام مي فرمايند: «بِنا عُبِدَالله، بِنا عُرِفَ الله» طعم عبادت خدا را وقتي مي چشيم كه به امام برسيم. اگر كسي آسماني نشد و به امام نرسيد، طعم ايمان و عبادت را نمي چشد.

امام صادق علیه السلام می فرمایند: «حَرَامٌ عَلَى قُلُوبِكُمْ أَنْ تَعْرِفَ حَلاَوَةَ اَلْإِيمَانِ حَتَّى تَزْهَدَ فِي اَلدُّنْيَا»(9) انسان تا زاهد در دنيا که محیط ولایت ائمه جور است نشود، طعم ايمان را نمي چشد. هم چنین در حدیث دیگری حضرت فرمودند: «إِذَا تَخَلَّى اَلْمُؤْمِنُ مِنَ اَلدُّنْيَا سَمَاء وَ وَجَدَ حَلاَوَةَ حُبِّ اَللَّهِ»(10) مومن وقتي از دنيا و همه‌ دام هايي كه جلوی پایش پهن مي كنند، آزاد شد رفعت پيدا مي كند. وقتي سماواتی شد، شيريني محبت خدا را مي چشد.

ذيل آيه‌ شريفه «أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَ فَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ»(ابراهیم/۲۴) خدای متعال می فرماید: اصل اين شجره‌ طيبه و توحيد خود اهل بيت هستند، فرعش كه آسمان است، محيط ولايت آن هاست. لذا اگر كسي سماواتي شد طعم ايمان و توحيد را مي چشد. اين كه امام باب الله، سبيل الله، صراط الله و وجه الله است يعني اگر كسي مي خواهد وارد وادي توحيد شود و سلوک کند، از وادي امام است. «اَللّـهُمَّ اجْعَلْ لي مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً»(فرقان/27) انسان يك سبيلي با امام و رسول باید داشته باشد وگرنه راه توحيد راه ديگري نيست. اگر به جايي رسيد كه توانست مقامات را طي كند و وجه الله را ببيند، اين وجه الله امام است. اين رزق ماه رمضان است و بدین منظور يا ما بايد به آسمان برویم و يا آسمان به زمين بیاید و راه ديگري وجود ندارد. در این ماه قرآن نزول پیدا کرده و شاخ و برگ و میوه هایش را در اختيار ما قرار داده است. در ماه رمضان مي توان راحت ميوه هاي قرآن و ايمان را چشيد. لذا اگر كسي ماه رمضان را درک کرد، بايد بوي بهشت بدهد. اخلاقش بهشتي بشود و اهل شتاب در دنیا نباشد، حوادث در نظرش كوچك شود و مضطربش نكند.

اين ها علامت رسيدن به امام است و كسي که به ایشان رسيد، در آرامش مطلق است. فرمودند: «مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِّنْهَا وَ هُم مِّن فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ»(نمل/۸۹) كسي که با خودش حسنه بياورد مزدش بهتر از آن چيزي است كه آورده و به درجات بالا مي رسد. هم چنین این ها از فزع قيامت در امان هستند. اميرالمومنين می فرمایند: «اَلْحَسَنَةُ مَعْرِفَةُ اَلْوَلاَيَةِ وَ حُبُّنَا أَهْلَ البَیت»(11) اگر كسي به محبت ما رسيد، در فزع اكبر قيامت در آرامش مطلق است.

روزی که صدام به کشور حمله كرده بود، شخصی خدمت امام خمینی رفت تا گزارش بدهد که ديدند ایشان خواب هستند. به اطرافیان گفتند: آقا از این مسئله خبر دارند؟ گفتند: بله، اما الان زمان استراحت ایشان است. اين آرامش به جهت رسيدن به امام است. كسي که به حضرت رسيد، همه دنيا در نظرش كوچک مي شود و آرام آرام است. اگر كسي از ماه رمضان برخوردار شد بايد خروجی آن چشيدن طعم قرآن و ولایت امام باشد و اخلاق و شمايل او قرآنی بشود. اگر کسی در این ماه سر سفره قرآن مستطعم باشد، حقايق بسیاری نصیبش می شود. لذا در زیارت امین الله آمده است «مَوَائِدَ الْمُسْتَطْعِمِينَ مُعَدَّةٌ» به تعبیر دیگر ماه رمضان از رحمت هاي رحيميه خداست. خداي متعال يک سفره عامي دارد که همه كفار هم مهمان آن هستند. می فرماید: اگر شما مومنین تحمل مي كرديد و کافر نمی شدید، بيشتر به آن ها مي داديم، آن قدر که سقف خانه هايشان را هم از نقره بسازند. اما از رحمت رحيميه يك جرعه هم به آن ها نمي دهند و مخصوص مومنين است. خداي متعال يك سفره‌ خاصي در این ماه پهن كرده که اسرار، حقايق، ايمان، ولایت و معرفت الله در آن تقسيم مي شود. آدمي كه به بهشت رفت، محال است دیگر هوس دنيا را داشته باشد.

يکی از اولياء خدا از دنیا رفته و یکی از بزرگان ایشان را در خواب دیدند. خطاب به ایشان گفتند: آیا دوست داريد به دنيا برگردید؟ ایشان فرمودند: اگر شما می توانید به رحم مادر برگردید، من هم مي توانم. كسي كه وارد بهشت شد، هرگز نمي تواند به این دنیا بازگردد. نكته اي حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه دارند که می فرمایند: دعا كنيد خداي متعال درهاي بهشت را به روی شما نبندد و درهای جهنم را باز نكند. بعضی ها كاري مي كنند که هنوز ماه رمضان تمام نشده، از این رحمت الهی طرد می شوند اما عده اي هم هستند که با اتمام این ماه هميشه در آن مقيم می مانند و دائما از حقايق و اسرار آن استفاده مي كنند. قرآن «كِتَابُكَ اَلنَّاطِقُ عَلَى لِسَانِ رَسُولِكَ»(12) است. كلام خداوند که بر زبان مبارک پيامبر جاري شده است.

مقام کلیم الله

ما انسان ها هم مي توانيم كليم الله بشويم و خداوند با ما حرف بزند. فرمودند: خداي متعال جز به يكي از اين سه شكل با بشر حرف نمي زند: به او وحي مي شود، فرشته‌ آسماني مي آيد و يا از وراي حجاب مثل تکلم با حضرت موسی با او صحبت مي كند. ما اگر اهل شديم، خداي متعال از وراي حجاب نبي اكرم با ما حرف مي زند. اگر كسي بتواند در ماه رمضان به قرآن برسد و آن را از لسان نبي اكرم بشنود، او همان كسي است كه كليم الله می شود و خدای متعال با عالي ترين كلماتش با او سخن می گوید. خداي متعال اين كلام را به حضرت القا كرده و ایشان آن را به ما مي رساند. حضرت حجاب الله است. «وَ هُوَ ذِكْرُ اللَّهِ وَ حِجَابُهُ» امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: خداي متعال «أَرَى رَسُولَهُ بِقَلْبِهِ مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ مَا أَحَبَّ»(13) هرچه از عظمت خودش خواسته به اين پيغمبر الهي ارائه كرده ولی ما دستمان به آن نمي رسد. ولی او واسطه است و ما مي توانيم از طريق ایشان با خدای متعال گفتگو کنیم. اگر كسي گوشش به كلام پيامبر باز شد، کلیم الله مي شود و خدا از وراي اعظم حجبش كه بالاتر از نبي اكرم نیست با ما حرف می زند.

اگر در ماه رمضان اهل قرآن شديم، خود وجود مقدس نبي اكرم شجره اي می شود كه خداي متعال با ما از وراي آن صحبت مي کند. خانه هاي ائمه علیهم السلام بيت النور است. يعني نور الهي در آن ها و بعد در امام زاده ها و مؤمنين و شيعيان كامل نزول پیدا کرده است. فرمودند: اگر يك زمانی دستتان به ما نرسيد، نور ما را از شيعه‌ ما دریافت كنيد، همانطور كه در شب نور خورشيد را از ماه مي گيريد. حرم وجود مقدس امام زاده ها واقعا بيت النور است يعني شعاعي از نور اهل بيت به درجات مختلف در آن هاست البته بعضی هایشان قرب خاصي به معصومین داشتند. در باب حضرت عبدالعظیم حسنی فرمودند: اگر كسي ايشان را زيارت كند، گويا سيد الشهداء را زيارت كرده است، بدین معني كه يك تجلي از حضرت در آن حرم وجود دارد. لذا به نظر مي رسد اين امام زاده هاي بزرگي كه بعضي هايشان آثار و بركات فراوانی دارند، به خاطر اين است كه نور ائمه عليهم السلام در ایشان تجلي پیدا كرده و باب امام هستند.

در زيارت نامه شان عرض می کنیم: يكي از باب هاي خدا شما هستيد و ما از اين طريق مي خواهيم به سمت خدا برويم. ما وقتي سراغ اهل بيت عليهم السلام مي رويم آن ها را باب الله و صراط الله مي دانيم و چيزي در عرض خدا نمي دانيم و در حرم هر سلامي كه مي دهیم مي گویيم خدايا! به هر بابي كه بايد در بزنم، زدم و با هر نامي كه بايد بخوانم، تو را صدا زدم. بنابراين اين طور تقاضا كردن عين توحيد است و تقاضا نكردنش هم عين بي معرفتي نسبت به خداي متعال و طمع خام داشتن است. کسانی كه مي خواهند خداي متعال را بدون وساطت اهل بيت درك كنند هيچ وقت درك نخواهند كرد چون راهي غير از اين وجود ندارد. مثل ابليس که گفت: خدايا خودت را مي خواهم بپرستم! خداي متعال همه را خلق كرده «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ»(ذاریات/۵۶) منتها او نمی خواست از راهی که خدای متعال قرار داده برود. «وَ أَنِ اعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ»(یس/۶۱) داستان کسانی كه مي خواهند از غیر طریق ائمه بروند، اين است.

همه‌ ائمه معصوم و فوق العاده هستند و در آن چه شأن امامت هست هيچ تفاوتي با یکديگر ندارند و زيارت جامعه‌ كبيره با همه اوصافش بی تردید بخشي از كمالات آن هاست و همه آن چه در شأن معصوم هست را در اين زيارات نگفته اند، شاهدش هم اين است که فرمود: يا علي! خدا را جز من و تو كسي نشناخت، مرا جز خدا و تو كسي نشناخت و تو را جز خدا و من كسي نشناخت. حضرت فرمودند: ولايت ما گاهي آن قدر سخت است كه سه دسته فقط آن را درك مي كنند: ملائكه مقربين، انبياء مرسلين مثل حضرت ابراهيم و حضرت موسی كليم و مومنين ممتحن! يك آقايي می فرمود: نگوييد ما محب اهل بيت هستيم بلکه بگوييد: ما در خانه‌ اهل بيت رفت و آمد داريم چون محبت هم مقاماتي دارد. در روايتی آمده ولايت ما به قدری سخت است كه احدي آن را درك نمي كند. عرض کردند: آقا! پس چي مي شود؟ فرمودند: مگر کسی که ما بخواهیم و به او بدهیم. بنابراین زيارت جامعه حاوی بخشي از مقامات معصومين است و به عبارتی زيارت نامه‌ شيعيان مستضعف است. سلمان يك مقامات ديگري درك می كند و ممكن است حتی زيارت نامه ديگري را هم به او گفته باشند بخواند اما این برای امثال ماست. السلام علیک یا امیرالمومنین....

پی نوشت ها:

(1) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 303

(2) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 456

(3) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 347

(4) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏75، ص: 5

(5) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 599

(6) عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية، ج‏4، ص: 118

(7) عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏1، ص: 295

(8) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 16

(9) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 128

(10) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 130

(11) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 185

(12) إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج‏1، ص: 110

(13) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 95