نسخه آزمایشی
دوشنبه, 25 شهریور 1398 - Mon, 16 Sep 2019

ایام زیارتی امام رضا در مسجد جمکران/ رسیدن به مقام لقاء الله و مقام عصمت در پرتو سیر با امام

متن زیر سخنرانی آیت الله میرباقری است که به تاریخ 16 مردادماه سال 94 در مسجد مقدس جمکران برگزار شده است. این بحث که به مناسبت شروع پیاده روی زوار امام رضا از قم به مشهد بود، ایشان بیان می کنند که یکی از باب هایی که خدای متعال برای ما گشوده که موجب رسیدن به ثواب های بزرگ است توفیر در نیت است؛ یعنی اگر ما قدرت انجام خیلی از اعمال را نداریم می‏شود نیت آن عمل را داشته باشیم و در آن شریک شویم لذا اگر پیاده روی در این زیارت را نداریم ولی می شود نیت این را داشته باشیم. اما خود زیارت علیه السلام یکی از اعمالی است که موجب معرفت به امام می‏شود. همه محصول ما در دنیا باید همین باشد؛ یعنی خدای متعال ما را از آن عوالم در عالم دنیا آورده و امام علیه السلام هم از آن عالم فوق عرش آمده بین ما و امام یک تلاقی می­شود؛ و این بزرگ ترین لطفی است که خدا به ما کرده­است. زیارت یک سفر و یک هجرت و یک سیر الی الله کامل است که انسان از همه تعلقات و دلدادگی ها و محبوب ها و معبودهایش دل می‏کند و با پای امام و با قدم ولایی امام به سوی خدای متعال سیر می‏کند؛ که هر قدمش می‏تواند ثواب یک حج عمره باشد و پایانش هم در تعابیر روایات، لقاء الله و زیارت خدا فوق عرشه یا فی عرشه یا فی کرسیه است؛ یعنی انسان می‏تواند به لقاء امام و معرفت امام برسد و از طریق ملاقات امام به لقاء الله برسد و اولین حاجت ما در زیارت باید طلب طهارت باشد تا به آن مقامات و پاکیهای همراهی با امام دست پیدا کنیم...

وسعت نیت در اعمال انسان

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و الصلوة و السلام علی سیدنا و مولانا حبیب اله العالمین ابی القاسم محمّد صلّی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین. جمع دوستداران وجود مقدّس امام زمان ارواحنا فداه هست که از راه دور و خودشان را به جمکران می‏رسانند و اینجا مسجدی است که طبق نقل دستور دادند در آن حضور پیدا کنند و نماز خوانده بشود و فرمودند «فَمَن صَلاّها فَكأنَّما صلّي في البيت العتيق» یعنی اگر کسی در این مسجد نماز بخواند گویا در خانه کعبه نماز خوانده­است. چند جمله ای راجع به زیارت امام رضا علیه السلام و زیارت ائمه علیهم السلام و برکاتش عرض می‏کنم.

یکی از باب هایی که خدای متعال برای ما گشوده که موجب رسیدن به ثواب های بزرگ است توفیر در نیت است؛ یعنی ما قدرت انجام خیلی از اعمال را نداریم یا ممکن است در عمل توفیقش حاصل نشود؛ ولی می‏شود نیت آن عمل را انسان داشته باشد و اگر نیت آن عمل را داشت حاصل این نیت این است که خدای متعال ثواب آن عمل را به انسان می‏دهد.

در روایات فرمودند که اگر کسی اهل تهجّد و نافله شب بوده و حالا به سنّ کهولت رسیده و برایش امکان این نیست که در این سنّ پیری و شکستگی از جا برخیزد و آداب نافله شب را بجا بیاورد ولی دلش می‏خواهد و تصمیم داشته همیشه این نماز را بخواند، در روایات هست که خدای متعال دستور می‏دهد ثواب آن عمل را برای او ثبت می‏کنند؛ ولو اینکه الان عمل را انجام نمی‏دهد اما تا آخر عمر این ثواب را برای او ثبت می‏کنند.

گاهی اوقات در روایات هست که اگر کسی اهل یک عملی بود، خدای متعال ثواب اتیان و انجام آن عمل را الی الأبد برای او می‏نویسد؛ چون نیتش این بود که اگر همیشه در این دنیا زنده بماند همیشه آن عمل را انجام بدهد. البته بین نیت و هوس تفاوت است. نیت همین است که مثلاً انسان واقعاً وقتی که می‏خوابد نیت دارد برای نماز شب برخیزد و این نیت به عمل ختم می‏شود. هوس را همه دارند و این کافی نیست؛ گرچه این هم خوب است که آدم هوس کارهای خوب داشته باشد و نسبت به کارهای بد هوس نداشته باشد؛ ولی هوس غیر از نیت است. نیت آن است که وقتی انسان تصمیم می‏گیرد به عمل ختم می‏شود. مثل شب های ماه رمضان که انسان نیت دارد سحر بلند شود و بلند هم می‏شود.

علی ای حال اگر کسی نیتش این بوده که یک عمر عبادت خدا را بکند در روایت هست که ثواب یک عمر عبادت را برای او می‏نویسند؛ حَتّی در روایات هست که اینکه انسان برای همیشه در بهشت هست، بخاطر این است که نیتش این بوده که اگر همیشه زنده باشد، همیشه عبادت بکند و خدای متعال هم این نیت را به خلود و جاودانگی در بهشت تبدیل می‏کند.

یکی از وسعت هایی که در نیت وجود دارد، این است که خیلی از اعمالی را که دیگران انجام می‏دهند و ما توان انجامش را نداریم یا برای ما فراهم نیست؛ را ما دوست داریم و نیت ما این است که اگر برای ما هم مقدور باشد آن کار را انجام بدهیم. اینگونه انسان در ثواب عمل دیگران هم شریک می‏شود و این خیلی مهمّ است که انسان در هر عمل خوبی که دیگران انجام می‏دهند حضور و مشارکت داشته باشد.

در روایات روی این امر تاکید شده­است؛ مثلاً در نهج البلاغه آمده است که شخصی به امیرالمومنین ارواحنا فداه عرض کرد: ای کاش برادرم بود و می‏دید شما در جنگ جمل پیروز شدید و خوشحال می‏شد. حضرت فرمود «أَ هَوَى أَخِيكَ مَعَنَا»(1) یعنی آیا دلش با ماست یا دلش با ما نیست؟ عرض کرد: بله دلش با شماست، حضرت فرمودند که او در ثواب با ما شریک است، حتی یک اقوامی در ثواب با ما شریک هستند که هنوز به دنیا نیامدند ولی دلشان با ما است و چون دلشان با ما است در ثواب با ما شریک هستند.

حتماً زیارت جامعة الأئمة المؤمنین را بخوانیم و مداومت داشته باشیم به خصوص در مشاهد شریفه مثل حرم امام رضا علیه السلام مثل مسجد جمکران این زیارت را بخوانیم؛ چون زیارت فوق العاده ای است. یک فراز این زیارت این است که «أَنَّا قَدْ شَارَكْنَا أَوْلِيَاءَكُمْ وَ أَنْصَارَكُمُ الْمُتَقَدِّمِينَ، فِي إِرَاقَةِ دِمَاءِ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ، وَ قَتَلَةِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ سَيِّدِ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ يَوْمَ كَرْبَلَاءَ، بِالنِّيَّاتِ وَ الْقُلُوب وَ التَّأَسُّفِ عَلَى فَوْتِ تِلْكَ الْمَوَاقِف‏»(2)‏ یعنی ما با اولیاء شما که در جنگ صفین و جمل و نهروان در کنار امیرالمومنین بودند و با ناکسین و قاسطین و مارقین جنگیدند و با آن کسانی که در کنار حضرت اباعبدالله با دشمنان حضرت جنگیدند، ما شریک هستیم. ما با نیت و با قلبمان در آن اعمال شریک هستیم و اگر بودیم دوست می‏داشتیم که در رکاب امیرالمومنین بجنگیم و غصه می‏خوریم و متأسف هستیم که چرا در آن مشاهد و مواقف در کنار امیرالمومنین نبودیم تا با دشمنانش بجنگیم؛ چرا نبودیم در کربلا بجنگیم. انسان می­تواند با نیت و قلب و با تاسف از اینکه انسان از آن فضیلت ها جا مانده، با آن کسانی که آن فضیلت ها را بردند شریک بشود.

جابر در اوّلین اربعین با عطیة به زیارت امام حسین علیه السلام آمد و بعد به عطیه رو کرد و گفت: ما در ثواب با شهداء کربلا شریک هستیم. این حرف خیلی برای عطیه حرف شگفت انگیزی بود؛ گفت: این چه حرفی است می‏زنید؟ اینهـا اهل بیتشان یتیم و بی همسر شدند و اینهمه زحمت مشقّت کشیدند و خونشان در راه خدا ریخته شد؛ اما ما مشغول عافیت بودیم. به او گفت که این حرف من نیست؛ بلکه حرف حبیبم رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم است که از ایشان شنیدم اگر کسی عمل قومی را دوست بدارد، در ثواب با آنها شریک است. این وسعتی است که به مومن دادند و خوب است انسان از این غافل نشود.

خیلی از کارهای خیر را دیگران انجام دادند؛ اما آدم می‏تواند به دو صورت برخورد کند. یک موقع آدم حسادت می‏ورزد که این تبدیل به عقوبت می‏شود؛ مثلاً دیگری موفق است نماز شب می‏خواند و من حسادت می‏ورزم، دیگری موفق است انفاق می‏کند و من حسادت می‏روزم، دیگری به شهادت رسیده و من حسادت می‏ورزم که چرا این فضیلت را به من ندادند. اینگونه آدم هم از ثواب محروم می‏شود و هم به گناه می‏رسد؛ اما یک زمان دیگری موفق به عمل خیر است و مثلاً اهل نماز اول وقت و سه وعده جماعت و زیارت عاشوراء و انفاق و جهاد و اعمال خیر است و من نمی‏توانم انجام بدهم؛ ولی عمل او را دوست می‏دارم و در دلم خوشحالم که اگر ما موفق نیستیم، این جمع موفق به این عبادت هستند. اگر عمل دیگران را دوست بداریم، در ثواب آن شریک می‏شویم و این خیلی بیش از عمل به درد می‏خورد؛ زیرا عمل ما محدود است و ما در عمل خیلی محدودیت داریم و نمی‏توانیم همه کارهای خیر را انجام بدهیم؛ مثلاً در یک شب قدر انسان می‏تواند یک عمل انجام بدهد یا در روز جمعه همینطور است، یکی حاجی است، یکی زائر امام رضا علیه السلام است، یکی جمکران است، یکی در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها است، یکی مشغول نماز جعفر طیار است، یکی زیارت می‏خواند، اگر ما عمل همه را دوست داشته باشیم و خوشحال باشیم و برای قبولی عمل و توفیقشان در همه آن اعمال دعا کنیم، در روایات است که شریک می‏شویم و ثواب آن اعمال را به ما هم می‏دهند چون دستگاه خدای متعال خیلی وسیع تر از آن حرف هایی است که ما خیال می‏کنیم. اگر هر چه به همه خوبان می‏دهد به تک تک ما بدهد چیزی از فضیلت او و از دستگاه او و از کرم و فضل او کم نمی‏شود.

عده ای از دوستان هستند که هر سال از قم تا حرم امام رضا علیه السلام ارواحنا فداه را هر سال پیاده روی ‏کنند. ما ممکن است برایمان مقدور نباشد اما این عمل را دوست بداریم و دعا کنیم و نیت ما این باشد که با آنها همراه باشیم تا ان شاء الله در ثواب عمل آنها شریک بشویم. کسی هم که موفق به یک خیری شد، شکرانه این خیر این است که دیگران را در عمل خودش شریک کند. خدای متعال اینطور نیست که چیزی از ما کم بگذارد؛ وقتی ما دیگران را شریک کنیم خدای متعال کرمش آنقدر هست که به همه عطا می‏کند.

سلوک الی الله با امام و طریق معرفت امام

زیارت امام علیه السلام یکی از اعمالی است که موجب معرفت به امام می‏شود. همه محصول ما در دنیا باید همین باشد؛ یعنی خدای متعال ما را از آن عوالم در عالم دنیا آورده و امام علیه السلام هم از آن عالم فوق عرش آمده بین ما و امام یک تلاقی می­شود؛ و این بزرگ ترین لطفی است که خدا به ما کرده­است. در این تلاقی اگر ما به امام رسیدیم دیگر بقیه راه را با امام می‏رویم و امام ما را می‏برد؛ چنانچه در روایات است که فرمودند «مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي مَثَلُ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا» وقتی سوار این کشتی شدید این کشتی انسان را می‏برد. همراهی با امام یعنی «اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِي مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلا»(3) خدایا به من یک راهی با پیامبرت قرار بده، پیامبر سالک الی الله و راهی راه خدا است و اگر ما یک همراهی و سبیلی با امام پیدا کردیم امام و نبی اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم ما را می‏برند. آمدن ما به این دنیا برای این بوده یک تلاقی با امام و معرفتی از امام پیدا کنیم و راه خدا را با امام طی می‏کنیم.

در زیارت عاشوراء دعای فوق العاده ای است که می­فرماید «أَنْ يَجْعَلَنِي مَعَكُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة» یعنی از خدای متعال می‏خواهیم که در دنیا و آخرت ما را با شما قرار بدهد. این معیت و همراهی فقط همراهی جسمانی نیست؛ بلکه با همه وجود انسان باید همسفر با امام باشد. امام راحل الی الله است که در هر قدم به سوی خدا سیر می‏کند و ما را با خودش می­برد و اصلاً اینکه ائمه در این عالم آمدند و برمی‏گردند برای بردن ما است و عبادات و دعاها و اعمالشان در این دنیا برای شفاعت و بردن ما است؛ و الا خودشان این راه را رفتند و رسیدند و حالا هم بعد از رسیدن از آن عالم آمدند تا ما را ببرند.

بنابراین ما برای تلاقی با امام به دنیا می‏آییم و رسیدن به معرفت امام برای این است که حجاب بین ما و امام برداشته بشود که اگر اینطور شد انسان به مقصد و به معرفت الله رسیده است «مَنْ عَرَفَهُمْ فَقَدْ عَرَفَ اللَّهَ وَ مَنْ جَهِلَهُمْ فَقَدْ جَهِلَ اللَّهَ وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِهِمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللَّه‏‏»(4) کسی که به دامان شما چنگ بزند و دستش به دامان شما باشد، در واقع دستش به دامان خداست و به خدا اعتصام پیدا کرده است.

یکی از اعمالی که به ما اجازه دادند انجام بدهیم و یکی از مهم ترین اعمال در طریق معرفت امام می­باشد، زیارت امام است. زیارت امام لقاء الله و معرفت الله است. زیارت امام یک سفر کامل به سوی خداست که انسان از خودش و تعلّقات و خانه و اهل خودش به سمت خدای متعال کوچ می‏کند و در این سیر الی الله از وادی ولایت امام عبور می‏کند. در همین زیارت معروف امام رضا علیه السلام که به احتمال قوی از امام هادی علیه السلام هست می­فرماید که غسل کنید؛ این غسل طهارت ظاهری و باطنی برای شما می‏آورد و به حقیقت ولایت امام علیه السلام پاک و شستشو می‏شوید و بعد به طرف امام راه بیافتید. وقتی می‏خواهید بیاید بیرون دم در خانه تان بایستید و بگویید «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى ابْنِ رَسُولِ اللَّهِ حَسْبِيَ اللَّهُ... تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّه‏»

اوّلین نکته این است که در این سفر الی الله که انسان می‏رود اتکائش باید به خدا باشد و با بسم الله حرکت بکند؛ و الا با پای ما و با ریاضات و توان ما این راه طی کردنی نیست؛ ما باید به خدا تکیه کنیم و با استعانت از حضرت حقّ و تکیه به اسم الله تبارک و تعالی سفرمان را به سوی امام شروع کنیم. بعد می­فرماید «و الی الله و الی ابن رسول الله»، انسان مهاجر است و وقتی زائر می‏شود از خودش و تعلقاتش و دنیای خودش بیرون آمده و الی الله و الی ابن رسول الله سیر می‏کند. این سفر به سمت خدا است و از مسیر امام عبور می‏کند و انسان به سوی ولی خدا راهی است. سرمایه و توان ما در این سفر خدای متعال است و خدای متعال ما را کافی است. خیلی کار مهمّی است؛ زیرا در هیچ چیزی انسان به اندازه بندگی خدا نیاز به توکل ندارد و در هیچ کاری به اندازه عبادت و سیر الی الله محتاج به توکل نیست؛ چنانچه می‏گویند: برای اینکه به یک رزق و روزی برسی وقتی تلاش خودت را می‏کنی توکلت به خدا باشد، در امر بندگی و رسیدن به خدای متعال هم هیچ چیزی به اندازه توکل به خدای متعال سرمایه ما نیست.

«اللَّهُمَّ إِلَيْكَ تَوَجَّهْتُ وَ إِلَيْكَ قَصَدْتُ وَ مَا عِنْدَكَ أَرَدْت‏» اراده و مقصد انسان در این سفر الی الله که با اسم الله شروع می‏کند و مقصدش خدا و ولی خداست و سرمایه­اش هم توکل به خدای متعال است؛ باید خدا باشد و مراد انسان هم آن خزائن بی منتهایی که در محضر خداست باشد و انسان به سوی «ما عند الله» حرکت کند؛ و این خلاصه زیارت است.  

سکوت و مراقبه؛ شرط سلوک الی الله در زیارت

زیارت سفری از خود و تعلّقات خود به سوی خدا و ولی خدای متعال است و در این سفر مقصد ما خدا و عبدالله است. ارزش ما به اندازه مقاصد ماست؛ انسان خوب است خودش را ارزیابی بکند و ببیند مقاصدش چیست و واقعاً در این دنیا برای چه کسی کار می‏کند. اگر مقصدش رسیدن به دنیا است ارزشش هم به اندازه دنیا است و اگر مقصدش خدا و ما عند الله است، ارزش انسان به همان اندازه بزرگ می‏شود. اینکه سفر زیارتی اینقدر مهمّ و پر فضیلت است برای همین است که انسان زائر در اوّل قدم راحل از خود است؛ یعنی از خودش کوچ کرده و مهاجر الی الله است و آن چیزی را اراده می‏کند که اولیاء خدا اراده می‏کنند، یعنی ما عند الله را اراده می‏کند که این برای اولیاء خداست. این راحت نیست که انسان به جایی برسد که مرادش ما عند الله بشود؛ زیرا اراده غیر از حرف است. انسان با اراده­اش به مقصد می‏رسد.

در روایات آمده است که وقتی راه می‏افتید دائم مشغول به ذکر خدا باشید. در این سفر نگذارید صحنه ها شما را غافل بکند. سکوت بکنید که می‏دانید این سکوت کلید فتوحات است در روایت فرمود «دَلِيلُ الْعَقْلِ التَّفَكُّرُ وَ دَلِيلُ التَّفَكُّرِ الصَّمْت‏»(5) انسان عاقل انسان متفکر است و علامت تفکر هم سکوت است؛ اگر کسی به صمت رسید، به تفکر می‏رسد و تفکر هم علامت عقل است.

مرحوم خواجه در کتاب اخلاق اوصاف الاشراف می‏گوید: تفکر یعنی از آیات خدا آیات باطنی و آیات بیرونی که همه عالم آیات خداست، به سمت خدا سیرکردن. انسان یک سیر باطنی الی الله دارد که اگر اهل تفکر شد همیشه مشغول مطالعه آیات خداست. وقتی آدم کتاب می‏خواند، بر معرفتش افزوده می‏شود؛ یک کتاب، همین کتب مکتوب است، اما یک کتاب تکوین هم هست و همه عالم کتاب خدا است. اهل تفکر کتاب الهی را مطالعه می‏کنند و درون و بیرونشان آیات الله است و از آیات به سمت خدا یک سیری دارند.

در این سفر خوب است انسان اهل سکوت و خلوت باشد و شلوغی­های بیرون و درون و غوغاها را خاموش بکند و اصلاً انسان در این سفر باید از تعلّقات خودش و از سر و صداها به سوی خدای متعال هجرت ‏کند و در این سفر اهل صمت و سکوت و ذکر باشد. خوب است که این را تجربه کنید که وقتی به طرف جمکران یا حرم حضرت معصومه سلام الله علیها یا زیارت امام رضا علیه السلام و هر امامی می‏روید اهل سکوت و خلوت بوده و مشغول به ذکر باشید و چنانچه فرمودند زبان، به ذکر خدا و تسبیحات اربعه مشغول باشد که در این صورت این سفر معنی دار می‏شود و هر قدمش ثواب یک حجّ و گاهی هم ثواب یک عمره و یک حجّ مقبوله می‏شود.

این روایت را مرحوم مجلسی بزرگ پدر علامه مجلسی در شرح بر من لا یحضره الفقیه در ثواب زیارت سیدالشهداء آوردند که هر قدم، ثواب یک حجّ و عمره است و این در حالی است که حج سیر کامل الی الله و فرار الی الله از تعلقات آلهه است که قرآن هم می­فرماید «ففرّوا الی الله»(ذاریات/50). در بعضی از روایات است که به حجاج می‏گویند: گناه گذشته و آینده شما را بخشیدیم؛ یعنی در محیط ولایت الله و در حصن خدا رفتید و اصلاً گناهی بر شما نوشته نمی‏شود و دست شیطان به شما نمی‏رسد؛ اما در خصوص زیارت فرمودند که در هر قدم ثواب یک حج عمره است. در روایتی که مرحوم علامه مجلسی اول نقل می­کند، آمده که در فرات غسل کن؛ هر قدمی که به سمت حرم امام حسین علیه السلام برمی­دارید ثواب یک حج عمره است. ایشان می‏گوید فرات که از حله می‏گذرد شصت هزار قدم با حرم امام حسین فاصله دارد و شصت هزار قدم یعنی شصت هزار حج عمره که در یک زیارت است؛ یعنی آدم شصت هزار سال در دنیا زندگی بکند و هر سال هم حج برود و هر سال هم مقبول باشد؛ در حالی که از زمان حضرت آدم تا الان هشت هزار سال طول کشیده است.

لقاءالله در عرش با زیارت امام

از حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام از ثواب زیارت فرزندشان امام رضا علیه السلام سوال شد؛ فرمودند: اگر کسی یک شب آنجا بماند و بیتوته کند، هفت حج مقبوله است؛ راوی تعجب کرد، پس حضرت فرمود: هفتاد حج مقبوله؛ تعجب کرد پس فرمودند: هفتصد و بعد هفت هزار، و تا هفتاد هزار حج مقبوله را فرمودند که در یک شب بیتوته کردن است؛ البته معنای این روایات این است که در زیارت امام می­توان به ثواب هفتاد هزار حج رسید؛ و اینطور انسان به معرفة الله و معرفت الامام برسد. بعد حضرت فرمودند از این هم بالاتر است و کسی که به زیارت امام رضا علیه السلام آمده و بیتوته کند «كَمَنْ زَارَ اللَّهَ فِي عَرْشِه‏»(6) گویا خدا را در عرش زیارت کرده­است.

زیارت یک سفر و یک هجرت و یک سیر الی الله کامل است که انسان از همه تعلقات و دلدادگی ها و محبوب ها و معبودهایش دل می‏کند و با پای امام و با قدم ولایی امام به سوی خدای متعال سیر می‏کند؛ که هر قدمش می‏تواند ثواب یک حج عمره باشد و پایانش هم در تعابیر روایات، لقاء الله و زیارت خدا فوق عرشه یا فی عرشه یا فی کرسیه است؛ یعنی انسان می‏تواند به لقاء امام و معرفت امام برسد و از طریق ملاقات امام به لقاء الله برسد.

در زیارت امام زیارت خدا هست چون انسان وقتی زیارت می‏رود به لقاء امام می‏رسد. امام علیه السلام مثل قرآن است؛ قرآن ظاهر و باطنی دارد و ظاهرش همین کلمات و الفاظی است که از طرف خداست و هیچ کسی در اینهـا دخیل نبوده بلکه وحی الهی است که وجود مقدس نبی اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم برای ما آوردند. کتابت قرآن هم محترم است زیرا «لا یمَسُّه الا المطهّرون»(واقعه/79) یعنی آدم بدون وضو و طهارت نمی‏تواند آن مس کند و دست زدن به کتابت قرآن حرام است؛ ولی باطن قرآن چیز دیگری است.

انسان اگر به طهارت باطنی نرسید و از آلودگی ها و شرک و قذارت ها پاک نشد، به لقاء قرآن نمی‏رسد «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کرِیمٌ * فِی کتَابٍ مَکنُونٍ * لا یمَسُّه الا المطهّرون»(واقعه/77-79) قرآن کنان و حجاب دارد و جز مطهرون آن را مس نمی‏کنند، امام هم آیه مخزونه خداست و انسان همینطوری نمی‏تواند به امام برسد. اگر کسی به لقاء امام رسید به خدا رسیده و امام را زیارت کند حقیقتاً خدا را زیارت کرده و اگر امام را در مقام عرشی و فوق عرشی دید به لقاء الله در فوق عرش رسیده­است؛ زیرا زیارت امام زیارت خداست؛ البته العیاذ بالله نه به معنای اینکه خدا در امام حلول کرده باشد زیرا همه مومنین و دوستان اهل بیت می‏دانند که اینهـا باطل است؛ ولی به هر معنای ممکن اگر کسی به لقاء امام رسید، به لقاء الله رسیده است. در هر مقامی شما امام را زیارت کنید در همان مقام خدا را زیارت و تجلیات الهی را در آن مقام دریافت کردید و این خاصیت زیارت امام علیه السلام است.

در زیارت سیدالشهداء و امام رضا علیه السلام و بقیه معصومین هم همینطور است که انسان اگر امام را در آن مقام زیارت کند، می‏تواند به لقاء الله فوق عرشه برسد. امام همینطوری که در عالم ما هست در مقام عالم ملائکه و عالم عرش و فوق عرش و عالم بالاتر از عالم عرش الهی هم هست. انسان به هر اندازه که طهارت کسب کرد و پاک شد به او راه می‏دهند که به لقاء الله و زیارت امام برسد. آنوقت امام را در هر مقامی از مقاماتش که زیارت کرد و به معرفت امام رسید در همان مقام خدا را زیارت کرده است.

در زیارت امام، انسان یک سفر کامل الی الله دارد که پایانش هم لقاء الله و زیارت خداست و همه اینهـا هم از طریق زیارت امام حاصل می‏شود. انسان به هر اندازه ای که حجاب از او برداشته شد و به باطن امام راه پیدا کرد، به همان اندازه به معرفت الله می‏رسد. راه دیگری هم نیست. به هر اندازه ای که انسان امام را شناخت، خدا را شناخته است چنانچه در روایات فرمودند «مَنْ عَرَفَهُمْ فَقَدْ عَرَفَ اللَّه» یا‏ «إِنَّمَا أَحَبَّ أَنْ يُعْرَفَ بِالرِّجَالِ وَ أَنْ يُطَاعَ بِطَاعَتِهِمْ فَجَعَلَهُمْ سَبِيلَهُ وَ وَجْهَهُ الَّذِي يُؤْتَى مِنْه‏»(7) یعنی خدای متعال اینطور خواسته و دوست داشته که از طریق شناخت اهل بیت شناخته شود و از طریق طاعت آنها طاعت شود و از طریق معرفت آنها شناخته شود پس آنها را سبیل خودش قرار داد و راه رسیدن به خدا امام است. امام را وجه الله قرار داد که هر که می‏خواهد روی به خدا بیاورد باید از طریق او متوجه خدا بشود. در زیارت صاحب الزمان هم آمده است «أَيْنَ وَجْهُ اللَّهِ الَّذِي إِلَيْهِ تَتَوَجَّهُ الْأَوْلِيَاء»

اگر انسان کوچ کرد و راحل بود و همه متعلقاتش را پشت سر گذاشت و از همه تعلقات خودش بیرون آمد و رو به امام کرد، از همین اوّلین قدم در دامان امام است؛ این است که هر قدمی که بر می‏دارد ثواب یک حج عمره دارد، زیرا از اوّلین قدم با امام سیر می‏کند. حرم امام موقف خاصی است که ممکن است پرده ها و حجاب ها کنار برود و انسان امام را در مقام فوق عرشی اش زیارت بکند که این لقاء الله فوق عرشه می‏شود.

انسان اینگونه می‏تواند زائر بشود و اصلاً به این دلیل می‏گویند که به زیارت بروید. بر اساس روایات یکی از مهم ترین عبادات که شاید کمتر عبادتی و شاید هیچ عبادتی به اندازه آن فضیلت ندارد، زیارت امام است؛ چنانچه ثواب هفتاد هزار حج، ثواب شهادت در رکاب نبی اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و ثواب انفاق مال فراوان و جهاد با جان و شهادت در رکاب حضرت و لقاء الله همه اینهـا در زیارت امام علیه السلام حاصل می‏شود. بنابراین فضیلت مغتنمی است که برای ما قرار دادند.

هر زائری که به طرف امام می‏رود اگر به خدا تکیه کند و امیدش به خدا و فضل خدا و کرم امام باشد می‏تواند به همه فضیلت ها دست پیدا کند. در جمله آخر اذن دخول است که بگویید: بالاترین اجازه ای که به اولیاء خودت می‏دهی به من بده؛ یعنی آن اجازه ای که به سلمان اگر بیایید می‏دهید، همانطور به من اجازه بدهید که این شایسته کرم شما است؛ ولو من سلمان نیستم و لیاقت ندارم که آن فصیلت به من داده بشود، ولی کرم شماست و ما مهمان هستیم.

ما باید حتماً تلاش کنیم که این فضیلت را در دنیا ببریم. این باب زیارت امام که در دنیا به روی ما گشوده شده است باب معرفت الله و عبادت خدا و باب توحید و باب هجرت الی الله و کوچ کردن به سوی خداست که از طریق زیارت امام است و باید قدر آن را بدانیم چون خیلی باب عظیمی است که دیگران محروم هستند و این فضیلتی است که به سوی محبّین نبی اکرم و اهل بیت و دوستان حضرت و مومنین گشوده شده و بقیه از این باب محروم هستند. یکی از فضیلت هایی که شیطان بابش را بسته همین است.

طهارت و عصمت؛ حاصل زیارت امام

در هر سلام زیارت جامعه کبیره یک سیر و بابی به سوی امام گشوده می‏شود و در پایان زیارت طلب ما این است که «يَا وَلِيَّ اللَّهِ إِنَّ بَيْنِي وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذُنُوباً لَا يَأْتِي عَلَيْهَا إِلَّا رِضَاكُم‏» یعنی اوّلین خواسته ما از امام این است که بین من و خدا یک گناهانی است که باید شما راضی بشوید؛ چون هر گناهی تجاوز به حق امام و ظلم به امام است. این را در جای خودش بزرگان توضیح دادند که هر گناهی تجاوز به حد و عبور از حقّ امام است و تا امام راضی نشود گناه انسان پاک نمی‏شود؛ باید امام راضی بشوند. از حضرت درخواست می‏کنیم که بگذرند تا خدای متعال از ما بگذرد و پاک بشویم. در دعای عالیة المضامین که بعد از زیارت ائمه خوانده می‏شود و مرحوم صدوق آن را کردند در من لا یحضره الفقیه بعد از زیارت جامعه نقل کردند ما می‏گوییم: «أَوَّلُ حَاجَتِي إِلَيْكَ أَنْ تَغْفِرَ لِي مَا سَلَفَ مِنْ ذُنُوبِي‏ عَلَى كَثْرَتِهَا وَ تَعْصِمَنِي فِيمَا بَقِيَ مِنْ عُمُرِي‏» یعنی خدایا من این امام را زیارت کردم و اول حاجت و خواسته من این است که من را از گناهان گذشته ام پاک کنی تا مطهر بشوم و وقتی می‏خواهم به لقاء امام بروم و از نزد امام برمی گردم پاک شده باشم. امام ماء طهور است و همانطور که دریا آدم نجس را پاک می‏کند، امام هم همینطور است. خدا رحمت کند یک استادی داشتیم که وقتی زیارت امام رضا علیه السلام می‏رفت در آن زمان که اطراف حرم خراب نشده بود می‏رفت نزدیک ترین خانه ها ولو کهنه قدیمی بودند را می‏گرفت و می‏گفت: آدم آلوده باید کنار آب باشد.

حاصل زیارت امام باید طهارت نفس باشد. در این دعای عالیه المضامین هم از خدا می­خواهیم که در بقیه عمر من به یک معنا معصوم باشیم؛ البته معصوم نه بمعنی عصمت امام، زیرا عصمت امام آن چیزی که ما فکر می‏کنیم نیست. «الْمَعْصُومِ هُوَ الْمُعْتَصِمُ بِحَبْلِ اللَّه‏»(8) است و ما می‏توانیم در ظرف خودمان با تکیه به امام معصوم باشیم. امام «عصمت من اعتصمه» است که اگر کسی به امام چنگ زد او را نگاه می‏دارد و محافظ اوست و گناه به سراغ او نمی‏آید.

در خصوص زیارت امام حسین علیه السلام در کامل الزیارات آمده که گناه گذشته و آینده را می‏آمرزند؛ این یعنی آدم در حصن امام قرار می‏گیرد و گناه و آلودگی ها به سراغ انسان نمی‏آیند و دست شیطان به انسان نمی‏رسد ولو تلاشش را می‏کند. مومن اگر در حصن امام رفت و زائر حقیقی شد دست شیطان به او نمی‏رسد و نمی‏تواند قلب و فکر او را آلوده کند.

مهم ترین حاجت این است که انسان پاک و مطهر باشد. انسان تا مطهر نشود به مطهرات نمی‏رسد و تا پاک نشود به امام و به قرآن و توحید نمی‏رسد قرآن می­فرماید «فَمَنْ کانَ یرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْیعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا یشْرِک بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا»(کهف/110) انسان تا طاهر نشود و از شرک و آلودگی ها و قذرات ها پاک نشود، به لقاء الله نمی‏رسد.

انسان وقتی به سراغ امام می‏آید؛ وقتی جمکران می‏آید و یا به حرم و زیارت امام می‏رود حاجت آدم اول این باشد که پاک بشود. آدم پاک به همه خوبی ها و پاکی ها می‏رسد؛ اما اگر انسان پاک نشد به امور پاک و پاکی ها نمی‏رسد. برای پایین ترین درجات بهشت هم آدم باید پاک بشود. به فرموده روایات همه گناهان دشوار هستند اما سخت ترین گناه، گناهی است که از او گوشت و پوست انسان رشد کند؛ به همین دلیل مال حرام جزو بدترین گناهان انسان است؛ گاهی مال حرام تبدیل به معصیت و جزو قوای انسان می‏شود و از آنجا که شما تا پاک نشوید نمی‏گذارند در بهشت بروید، لذا اگر این مال حرام را انسان خورد و جزو گوشت و پوست و قوای روحی انسان شد، تا او را پاک نکنند نمی‏گذارند در بهشت برود.

مکانهای پاک برای آدم های پاک است. اول چیزی که انسان در لقاء و شفاعت امام به آن می‏رسد و خدا به انسان می‏دهد، طهارت است؛ که انسان در عصمت خدا قرار می‏گیرد و پاک می‏شود و این خیلی امر مهمی است که دست شیطان به انسان نرسد؛ زیرا نفس شیطان به هر کجا بخورد آدم و مال و جانش را آلوده می‏کند؛ زیرا مسموم است و در انسان طغیان و استکبار ایجاد می‏کند. 

لذا آنچه در زیارت امام به انسان می‏رسد نه عصمت امام، بلکه عصمت با تکیه به امام است که شعاعی از آن عصمت در وجود انسان می‏آید. در روایات نیز فرمودند آنها «عصمة المعتصمین» هستند. یا در تعبیر دیگر در زیارت جامعه فرمودند: «مَنِ اعْتَصَمَ بِكُمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللَّه» بنابراین این تعبیر که دعا فرمود «أَنْ تَغْفِرَ لِي مَا سَلَفَ مِنْ ذُنُوبِي عَلَى كَثْرَتِهَا وَ تَعْصِمَنِي فِيمَا بَقِيَ مِنْ عُمُرِي» یعنی گویا با زیارت امام انسان در محیط عصمت الهی قرار می‏گیرد و این اول چیزی است که انسان می‏تواند با زیارت امام به آن دست پیدا کند. مقامات دیگری هم هست که در دعای عالیة المضامین آمده است... السلام علیک یا علی بن موسی الرضا....

پی نوشت ها:

(1) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 55

(2) المزار الكبير (لابن المشهدي)، ص: 299

(3) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏4، ص: 75

(4) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏4، ص: 579

(5) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 16

(6) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏4، ص: 585

(7) بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج‏1، ص: 531

(8) معاني الأخبار، النص، ص: 132