نسخه آزمایشی
یکشنبه, 02 ارديبهشت 1397 - Sun, 22 Apr 2018

سخنرانی در حرم حضرت معصومه درباره جایگاه و شخصیت ایشان با توجه به زیارت نامه حضرت

متن زیر سخنرانی حجت الاسلام میرباقری است که در ایام وفات حضرت معصومه(س) در حرم ایشان به تاریخ 20 بهمن ماه 92 برگزار شده است. ایشان در این جلسه بیان داشتند که حرم مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها، شعبه ای از بیت النور نبی اکرم است، و حرم قم، انتساب خاصی به معصومین دارد، زیرا هیچ اختلافی مکان دفن حضرت معصومه وجود ندارد، و علاوه بر آنکه سه امام معصوم سفارش به زیارت آنحضرت داشته اند، جزای زائر آنحضرت بهشت دانسته شده و زیارتنامه آن حضرت نیز از امام رضا علیه السلام صادر شده است؛ و می توان گفت جلوه هایی از چهارده معصوم در وجود مقدس حضرت فاطمه معصومه متجلی است و فرازهای بلند زیارتنامه ایشان به این سخن شهادت می دهد. در زیارتنامه حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، به نحو خطاب حاضر، به ائمه سلام داده شده، و همچنین از نسبت های آن حضرت با حضرات معصومین یاد شده و به عنوانهای متعدد که هر کدام نشانگر شأنی از شئون آن ذات مقدس است، از آن حضرت تکریم گردیده است، که این انتسابها مانند دختر و خواهر و عمه امام بودن، مانند انتسابات عادی دیگر امامزادگان نیست، بلکه ارتباط خاصی است که بین معصومین و حضرت معصومه وجود دارد؛ در فرازی دیگر از زیارتنامه، حضرت معصومه دارای شان بسیار عظیم و بزرگ نزد خداوند متعال دانسته شده است، که همان مقام شفاعت است، و چون مقام شفاعت در اصل مختص نبی اکرم است، لذا شعبه ای از نور نبی اکرم در وجود فاطمه معصومه سلام الله علیها متجلی است؛ لذا وجود مقدس حضرت معصومه، بین تمام امامزادگان بی نظیر است.

حرم حضرت معصومه، شعبه ای از بیت النور نبی اکرم

نبی مکرم اسلام، مَثَل نور خداوند متعال در همه عوالم هستند، و تمامی انوار الهی در وجود ایشان تمثل پیدا می کند، که این نور، در عوالم تنزل پیدا کرده و به خانه هایی می رسد که خداوند متعال اجازه داده نام مقدسش در آنجا برده شود: «في‏ بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ»(نور/36)، لذا هر کجا خانه ایست که اهل آن رفعت پیدا کرده و اجازه پیدا کرده اند در مقامات معنوی سیر کنند تا به مقام معرفت خدای متعال و مقام توحید راه پیدا کنند، در حقیقت، بیتی از بیوت نبی اکرم است.

از مصادیق این بیوت، حرم های ائمه هستند که نور الهی که همان نور نبی اکرم است، در این خانه ها ظوهر داشته و برای وارد شوندگان به این حرمها، امکان ذکر الهی و رسیدن به مقام معرفت و توحید فراهم می گردد، لذا در اذن دخول عتبات مقدسه ائمه اطهار گفته می شود:«اللَّهُمَّ إِنِّي وَقَفْتُ‏ عَلَى‏ بَابٍ‏ مِنْ‏ أَبْوَابِ‏ بُيُوتِ نَبِيِّكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِه»(1) یعنی خدایا من بر در یکی از خانه های پیامبر تو ایستاده ام.

این شرافت، در مرتبه نازله ای در حرم امام زادگان بزرگوار متصور است، زیرا حرم های این بزرگواران نیز، دارای شعبه ای از بیت النور نبی اکرم هستند، و البته برخی از آنان از مقام خاص و ویژه ای برخوردار هستند که وجود مقدس کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه علیها السلام از آنهاست و حرم ایشان انتساب خاصی به معصومین دارد.

ویژگی های خاص حرم حضرت معصومه

برخی از امام زادگان بزرگوار و جلیل القدر، مکان دفن حتمی شان مشخص نیست، و در مزارشان اختلاف است، مانند علی بن جعفر علیه السلام، که حرمی در قم و حرمی هم در مدینه منسوب به ایشان است، لکن یکی از نکات مهم در مورد حرم حضرت فاطمه معصومه اینست که هیچ اختلافی در مزار این وجود مقدس نیست، و همچنین وجود مقدس فاطمه معصومه، از امامزادگان استثنائی هستند که سه امام معصوم یعنی امام صادق، امام رضا و امام جواد علیهم السلام، در مورد زیارت و عرض ادب به ایشان سفارش فرموده اند، و اثر زیارت ایشان را بهشت دانسته اند(2) و البته در برخی روایات این بهشت ، به زیارت با معرفت به حق ایشان مشروط شده است(3) که باید دانست این معرفت چیست.

معنای معرفت به حق امام

در رابطه با زیارت معصومین و زیارت آنها مکررا در روایات آمده است(4) که انسان باید عارف به حق آن ذوات مقدس باشد و ادنی مرتبه از عرفان به حق امام اینست که انسان بداند آنها منصوب از جانب خداوند متعال بوده و طاعتشان واجب و امر و نهیشان دستورات خداست که البته این نیز مقام عظیمی است.(5) و معرفت بالاتر هم اینست که انسان تمام مقامات زیارت جامعه کبیره در وجودش محقق شده باشد.

روایتی در کافی شریف از امام صادق علیه السلام نقل شده است که در آن امام صادق به فردی به نام موسی بن اشیم می فرمایند: خداوند متعال به سلیمان نبی علیه السلام ملک داد، و سپس به او فرمود «هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِساب»(ص /39) یعنی اگر خواستی ببخش یا امساک کن، حساب و کتابی از تو نخواهیم کشید، و سپس فرمودند مطابق آیه «وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»(حشر/7) آنچه خداوند به پیامبر اکرم و ما ائمه داده است، بسیار بالاتر از آنست، و مرحوم کلینی از این روایت استفاده کرده اند که خداوند متعال کانه دین را تفویض به نبی اکرم و ائمه کرده و لذا این روایت را در باب تفویض آورده است.(6)

گرچه خداوند متعال در تایید پیامبر می فرماید «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى»(نجم/3) لکن جهت نشان دادن حساسیت معارف دین و عظمت آن می فرماید اگر پیامبر که اعظم و اشرف رسل و حبیب ماست بخواهد کوچکترین سخنی به ما نسبت دهد که سخن ما نیست، دستش را گرفته و رگ آن را قطع میکنیم « وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ * ثمُ‏َّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِين»(حاقه/44)، لکن همین دین با عظمت به پیامبر و اهل بیت واگذار شده است، لذا باید توجه کرد که این مقام ائمه بسیار مقام عظیمی است.

معرفت به حق حضرت معصومه

در زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها که منسوب به حضرت رضا علیه السلام و عباراتی است که از معصوم صادر شده است، نکات قابل تاملی وجود دارد، نخست سلامهای اول زیارت است که به حضرت آدم علیه السلام و چهار پیامبر اولوالعزم بصورت غایب و سپس به نبی مکرم اسلام و سیزده معصوم به نحو خطاب حاضر سلام داده می شود، که این خود سوال برانگیز است که به چه علت به چهارده معصوم در حرم این وجود مقدس، بصورت مخاطب سلام داده می شود، البته معصومین علیهم السلام در هرجای دنیا حاضرند و اگر انسان توجه پیدا کند می تواند حضور و محضر آنها را درک کند، و شاهدش هم همان سلام نماز است که خطاب به پیامبر عرضه داشته می شود، لکن احتمال می رود سلام خطاب در حرم مطهر حضرت معصومه علیها السلام، بدین جهت باشد که انوار چهارده معصوم غیر از حضوری که در همه عالم دارند، در این حرم بصورت خاص حاضر هستند بدین معنا که انوار این معصومین در حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها متجلیست و از طریق ایشان این انوار در این حرم مقدس ظهور پیدا می نمایند، چنانکه در مورد حرم های ائمه نیز نقل شده که مختلف الملائکه و مختلف الانبیاست و ائمه در آن امکان مقدس حضور و ظهوری خاص دارند.(7).

جلوه های چهارده معصوم در فاطمه معصومه سلام الله علیها

می توان گفت در حقیقت حرم حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، حرم چهارده معصوم است، زیرا نور معصومین، در این وجود مقدس تجلی دارد و شواهد زیادی بر این سخن می توان اقامه کرد که به برخی از آنها اشاره میکنیم:

انتساب خاص مومن به امام

در روایتی از امام صادق علیه السلام، سوال شد که معنی جمله «المومن ینظر بنور الله» چیست؟ صحیح است که خداوند نور آسمان و زمین است و با نور خود عالم را هدایت میکند، لکن ربط آن به مومن چیست؟ حضرت فرمودند: مومن از نور الهی آفریده شده و با آن نوری که از آن خلق شده است عالم را می بیند(8)، و در روایت دیگر فرمودند از فراست و زیرکی مومن پروا کنید زیرا او با نور خداوند نگاه می کند(9)، لذا در روایات، مومن به عنوان «متوسم» معرفی می شود که اهل بیت عصمت هستند، یعنی کسی که با نگاهی، آگاه بر گذشته و آینده افراد می گردد(10).

 در روایات دیگر، همین فراست برای مومن نیز وارد شده است، و نیز فرموده اند چنانکه در نبود خورشید، نورش را از ماه دریافت میکنید، انوار ما اهل بیت را نیز از مومنین دریافت کنید(11)، لذا مشخص است که انواری از ائمه معصومین علیهم السلام در مومن وجود دارد، و به همین جهت است که فرموده اند اگر موفق به زیارت ما نشدید به زیارت مومنین بروید، تا به ثواب زیارت ما اهل بیت نائل گردید(12)، و همچنین در روایات، مومنین برادر پدری و مادری یکدیگر دانسته شده اند، زیرا پدر همه مومنین نور، و مادرشان رحمت است(13).

برخی بزرگان، جمله مذکور «ابوه نور» را اینگونه تفسیر کرده اند که در حقیقت سرچشمه مومن، امام علیه السلام است، که بسیار مطابق روایت مشهور پیامبر اکرم است که فرمودند «من و علی پدران این امت هستیم»(14)، زیرا حقیقت وجود مومن از نور امام آفریده شده، چنانکه جسم مومن نیز از ادامه جسم امام آفریده شده است، لذا ارتباط بین امام و مومن یک ارتباط صوری نیست، بلکه ارتباطی خاص و ویژه است، و در روایات باب خلقت ائمه در کافی به این ارتباط خاص اشاره شده است، چنانکه امام صادق علیه السلام فرمودند: جسم ما ائمه، و روح شیعیان ما از یک منزلت یعنی از علیین خلق شده است، و روح آنها از ادامه جسم ماست، بهمین جهت است که قلوب آنها به متمایل است زیرا در سرشت به ما پیوند دارد(15).

 انتساب خاص حضرت معصومه به معصومین علیهم السلام

حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام، ذیل آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‏ أَهْلِها»(نساء/58)، می فرمایند مخاطب این آیه ما ائمه هستیم که نباید مقام امامت را به غیر اهلش تحویل دهیم، بلکه امام بعد از هر امام مشخص است و باید به او واگذار شود،(16) لذا گرچه بین ائمه ارتباط بنوت و ابوت برقرار است، لکن ارتباط بین ائمه، ارتباط خاصی است که با دیگر فرزندان برقرار نیست، ازینرو امام صادق علیه السلام می فرمودند من فرزند رسول خدایم و تمام کتاب خدا که خبر گذشته و آینده و بهشت و جهنم و سماوات و ارض در آنست نزد منست، و چنانکه شما به کف دستتان می نگرید، من این عوالم را می بینم(17)، و این فرزند بودن «السلام علیک یابن رسول الله» غیر از سلامیست که ممکن است به دیگر ذراری پیامبر داده شود، و آن ارتباط خاصیست که بین امام صادق و پیامبر اکرم علیهما السلام وجود دارد.

در زیارتنامه حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها نیز، انتساباتی وجود دارد که چنانکه گفته شد، از ناحیه معصوم به آن ذات مقدس نسبت داده شده است، و پس از آنکه سلامی به نحو خطاب حاضر به چهارده نور مقدس داده می شود، آنگاه به حضرت معصومه سلام الله علیها به عنوان «بنت رسول الله، بنت فاطمه و خدیجه، بنت امیر المومنین، بنت الحسن و الحسین» سلام داده می شود، و این نشان از ارتباط خاص حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها با وجود مقدس پنج تن علیهم السلام دارد که این رابطه صوری نیست و از جنس ارتباط بنوت و فرزندی دیگر امام زادگان (که البته همه شان واجب التعظیم هستند) نیست.

نکته دیگری که در انتساب حضرت معصومه سلام الله علیها، به ائمه در زیارتنامه آنحضرت وجود دارد، شئون مختلف حضرت است، که گاهی به عنوان دختر امام، گاهی به عنوان خواهر امام، و گاهی به عنوان عمه امام، مورد تجلیل و تکریم قرار می گیرد؛ این تکریمها، توجه و سلام به شئون مختلف حضرت معصومه سلام الله علیها است که با سلام به هر شانی از شئون ایشان، جوابی از همان شان دریافت خواهد شد، چنانکه در زیارت جامعه نیز که به شئون مختلف امام معصوم توجه می شود، با سلام به هر شانی از شئون ائمه، از همان شان جواب دریافت می گردد، و اگر حقیقت سلام و تعظیم تحقق یابد، از هر شانی از شئون امام، دری به سوی خداوند متعال به سوی زائر باز شده، و عنایت خاصی مربوط به همان شان، شامل حالش می گردد.

شأن خاص حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها

ذیل آیه شریفه «وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى‏ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُودا»(اسراء/79)، وارد شده است که در روز قیامت، زمانی که کار سخت می شود و عرق دهانها را می پوشاند، مردم به انبیاء پناه می آوردند و آنها مردم را به حضرت آدم ارجاع می دهند، و حضرت آدم نیز به حضرت نوح و ایشان به حضرت ابراهیم و ایشان به حضرت موسی و ایشان به حضرت عیسی و ایشان نیز مردم را به پیامبر خاتم علیهم صلوات الله اجمعین ارجاع می دهند، و سپس نبی اکرم در مقابل باب الرحمن که رحمت خداوند از آنجا ساری و جاریست، به سجده افتاده و چنان حمدی به درگاه خداوند متعال می آورند که درهای بهشت باز می شود و تمام خلائق آنحضرت را می ستایند و این همان مقام محمود نبی اکرم است (18) و نیز مقام شفاعتیست که قبل از دنیا آغاز شده و تا قیامت نیز ادامه دارد، و عبادات خاص آنحضرت نیز بهمین جهت است که بتوانند دست عالم را گرفته و به سمت خدا هدایت کنند و باب توحید را به سوی تمام عالم بگشایند؛ لذا تمام اولین و آخرین، حتی انبیاء نیز محتاج شفاعت نبی اکرمند(19)، سپس این شفاعت به کسانی که ارتباط خاص با حضرت دارند یعنی معصومین، منتقل می گردد و آنگاه مومنین نیز می توانند شفاعت کنند(20).

حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها نیز دارای شأن و مقام شفاعت هستند، و شأنی از شئون نبی اکرم به ایشان داده شده است، لذا امام صادق علیه السلام درباره مقام شفاعت ایشان می فرمایند: «تمام شیعیان من با شفاعت او وارد بهشت خواهند شد»(21) و این عبارت بدان معناست که حتی سیر بهشتیان هم در درجات و شفاعت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیهاست، لذا عبارت «فان لک عند الله شأنا من الشأن» بصورت نکره آمده است که دال بر این عظمت غیر قابل وصف باشد.

این سخن بیان دیگری از داستان مرحوم مرعشی است، چرا که به ایشان فرموده بودند زیارت قبر حضرت زهرا سلام الله علیها، تا قبل از ظهور ممکن نیست، لکن به زیارت قبر فاطمه معصومه سلام الله علیها بروید، زیرا حضرت زهرا سلام الله علیها، جلالت خویش را به ایشان داده اند؛ و این مقام عظیمی است که تنها خلاصه در دستگیری برای بهشت نیست، بلکه نوعی سرمایه گذاریست و چنانکه در خصوص نبی اکرم گفته شد، مقام محمود ایشان، که شفاعت اولین و آخرین است، عبادات و سختی ها و تحمل بلاهای زیادی می طلبد، (که اوج تحمل بلای نبی اکرم، عاشوراست) که علاوه بر اینکه کار آسانی نیست محتاج اذن خداوند متعال نیز هست: «ِ مَنْ ذَا الَّذي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِه»(بقره/255)، لذا فداکاری عظیمیست که اصل آن مربوط به نبی اکرم است و شعبه ای از آن به وجود مقدس حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها داده شده است.

از مجموع این قرائن و قرائنی که در زیارتنامه حضرت معصومه سلام الله علیها که منقول از حضرت رضا علیه السلام است، چنین تلقی می شود که تجلی خاصی از انوار معصومین در این حرم مقدس وجود دارد، و گرچه معصومین در همه جا حاضرند، لکن در این مکان مقدس به نحوی خاص و ویژه حضور داشته و حرم حضرت معصومه سلام الله علیها، حرم تمام معصومین محسوب می شود، فلذا حضرت معصومه سلام الله علیها شخصیتی استثنائی است که بین امامزادگان دیگر، هرگز مثیل و نظیری ندارد.

پی نوشت ها:

(1) مصباح کفعمی، ص 472.

(2) کامل الزیارات، ص 324، «ٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ زِيَارَةِ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُوسَى ع قَالَ مَنْ‏ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّةُ»؛ و وسائل، ج 14، ص 576، «عَنِ ابْنِ الرِّضَا ع قَالَ: مَنْ زَارَ قَبْرَ عَمَّتِي بِقُمَّ فَلَهُ الْجَنَّةُ».

(3) بحار، ج 99، ص 266، « مَنْ زَارَهَا عَارِفاً بِحَقِّهَا فَلَهُ الْجَنَّة».

(4) کافی، ج 4، ص 581، « مَنْ أَتَى قَبْرَ الْحُسَيْنِ ع عَارِفاً بِحَقِّهِ‏ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَجْرَ مَنْ أَعْتَقَ أَلْفَ نَسَمَة».

(5) من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 584، « قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ مَا عِرْفَانُ‏ حَقِّهِ‏ قَالَ يَعْلَمُ أَنَّهُ إِمَامٌ مُفْتَرَضُ الطَّاعَة»

(6) کافی، ج 1، ص 265، « ٍ عَنْ مُوسَى‏ بْنِ‏ أَشْيَمَ‏ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَسَأَلَهُ رَجُلٌ عَنْ آيَةٍ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَخْبَرَهُ بِهَا ثُمَّ دَخَلَ عَلَيْهِ دَاخِلٌ فَسَأَلَهُ عَنْ تِلْكَ الْآيَةِ فَأَخْبَرَهُ بِخِلَافِ مَا أَخْبَرَ بِهِ الْأَوَّلَ فَدَخَلَنِي مِنْ ذَلِكَ مَا شَاءَ اللَّهُ حَتَّى كَأَنَّ قَلْبِي يُشْرَحُ بِالسَّكَاكِينِ فَقُلْتُ فِي نَفْسِي تَرَكْتُ أَبَا قَتَادَةَ بِالشَّامِ لَا يُخْطِئُ فِي الْوَاوِ وَ شِبْهِهِ وَ جِئْتُ إِلَى هَذَا يُخْطِئُ هَذَا الْخَطَأَ كُلَّهُ فَبَيْنَا أَنَا كَذَلِكَ إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ آخَرُ فَسَأَلَهُ عَنْ تِلْكَ الْآيَةِ فَأَخْبَرَهُ بِخِلَافِ مَا أَخْبَرَنِي وَ أَخْبَرَ صَاحِبَيَّ فَسَكَنَتْ نَفْسِي فَعَلِمْت‏ أَنَّ ذَلِكَ مِنْهُ تَقِيَّةٌ قَالَ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَيَّ فَقَالَ لِي يَا ابْنَ أَشْيَمَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَوَّضَ إِلَى سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ فَقَالَ‏ هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ‏ بِغَيْرِ حِسابٍ‏ وَ فَوَّضَ إِلَى نَبِيِّهِ ص فَقَالَ- ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا فَمَا فَوَّضَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَدْ فَوَّضَهُ إِلَيْنَا»

(7) امالی صدوق، ص 63، « إِنَّ بِخُرَاسَانَ لَبُقْعَةً يَأْتِي عَلَيْهَا زَمَانٌ تَصِيرُ مُخْتَلَفَ الْمَلَائِكَةِ فَلَا يَزَالُ فَوْجٌ‏ يَنْزِلُ‏ مِنَ السَّمَاءِ وَ فَوْجٌ يَصْعَدُ إِلَى أَنْ يُنْفَخَ فِي الصُّور».

(8) بصائر الدرجات، ج 1، ص 80، «قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذَا الْحَدِيثُ الَّذِي سَمِعْتُهُ مِنْكَ مَا تَفْسِيرُهُ قَالَ وَ مَا هُوَ قَالَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ‏ فَقَالَ يَا مُعَاوِيَةُ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ نُورِهِ وَ صَبَغَهُمْ فِي رَحْمَتِهِ وَ أَخَذَ مِيثَاقَهُمْ لَنَا بِالْوَلَايَةِ عَلَى مَعْرِفَتِهِ يَوْمَ عَرَّفَهُمْ نَفْسَهُ فَالْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ لِأَبِيهِ وَ أُمِّهِ أَبُوهُ النُّورُ وَ أُمُّهُ الرَّحْمَةُ وَ إِنَّمَا يَنْظُرُ بِذَلِكَ النُّورِ الَّذِي خُلِقَ مِنْهُ».

(9) المحاسن، ج 1، ص 131، «ُ فَاتَّقُوا فِرَاسَةَ الْمُؤْمِنِ‏ فَإِنَّهُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ الَّذِي خُلِقَ مِنْه‏»

(10) بصائر الدرجات، ج 1، ص 354، «لَيْسَ مَخْلُوقٌ إِلَّا وَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ مَكْتُوبٌ أَنَّهُ مُؤْمِنٌ أَوْ كَافِرٌ وَ ذَلِكَ مَحْجُوبٌ عَنْكُمْ وَ لَيْسَ بِمَحْجُوبٍ مِنَ الْأَئِمَّةِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص لَيْسَ يَدْخُلُ عَلَيْهِمْ أَحَدٌ إِلَّا عَرَفُوهُ هُوَ مُؤْمِنٌ أَوْ كَافِرٌ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ‏ فَهُمُ الْمُتَوَسِّمُونَ».

(11) بحار، ج 64، ص 75، «عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: قَالَ لِي يَا سُلَيْمَانُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْمُؤْمِنَ مِنْ نُورِهِ وَ صَبَغَهُمْ فِي رَحْمَتِهِ وَ أَخَذَ مِيثَاقَهُمْ لَنَا بِالْوَلَايَةِ فَالْمُؤْمِنُ أَخُ الْمُؤْمِنِ لِأَبِيهِ وَ أُمِّهِ أَبُوهُ النُّورُ وَ أُمُّهُ الرَّحْمَةُ فَاتَّقُوا فِرَاسَةَ الْمُؤْمِنِ فَإِنَّهُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ الَّذِي خُلِقَ مِنْه‏»

(12) بحار، ج 71، ص 354، «مَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَى صِلَتِنَا فَلْيَصِلْ صَالِحِي مَوَالِينَا وَ مَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَى زِيَارَتِنَا فَلْيَزُرْ صَالِحِي مَوَالِينَا يُكْتَبْ لَهُ ثَوَابُ زِيَارَتِنَا».

(13) بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج‏1، ص: 80 «وَ الْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ لِأَبِيهِ وَ أُمِّهِ أَبُوهُ‏ النُّورُ وَ أُمُّهُ‏ الرَّحْمَة»

(14) امالی صدوق، ص 657، «يَا عَلِيُّ أَنَا وَ أَنْتَ أَبَوَا هَذِهِ‏ الْأُمَّة».

(15) کافی، ج 1، ص 389، «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ خَلَقَنَا مِنْ‏ عِلِّيِّينَ‏ وَ خَلَقَ أَرْوَاحَنَا مِنْ فَوْقِ ذَلِكَ وَ خَلَقَ أَرْوَاحَ شِيعَتِنَا مِنْ‏ عِلِّيِّينَ‏ وَ خَلَقَ أَجْسَادَهُمْ مِنْ دُونِ ذَلِكَ فَمِنْ أَجْلِ ذَلِكَ الْقَرَابَةُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ تَحِنُّ إِلَيْنَا».

(16) کافی، ج 1، ص 276، «عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع‏- فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ‏ إِلى‏ أَهْلِها قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ يُؤَدِّي الْإِمَامُ إِلَى الْإِمَامِ مِنْ بَعْدِهِ وَ لَا يَخُصُّ بِهَا غَيْرَهُ وَ لَا يَزْوِيهَا عَنْه‏».

(17) کافی،ج 1 ، ص 61، «ُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ قَدْ وَلَدَنِي رَسُولُ اللَّهِ ص وَ أَنَا أَعْلَمُ‏ كِتَابَ‏ اللَّهِ‏ وَ فِيهِ بَدْءُ الْخَلْقِ وَ مَا هُوَ كَائِنٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ فِيهِ خَبَرُ السَّمَاءِ وَ خَبَرُ الْأَرْضِ وَ خَبَرُ الْجَنَّةِ وَ خَبَرُ النَّارِ وَ خَبَرُ مَا كَانَ وَ خَبَرُ مَا هُوَ كَائِنٌ أَعْلَمُ ذَلِكَ كَمَا أَنْظُرُ إِلَى كَفِّي إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ‏ء».

(18) بحار، ج 8، ص 35، «َ يُلْجِمُ‏ النَّاسَ‏ يَوْمَ الْقِيَامَةِ الْعَرَقُ‏ فَيَقُولُونَ انْطَلِقُوا بِنَا إِلَى آدَمَ يَشْفَعُ لَنَا فَيَأْتُونَ آدَمَ فَيَقُولُونَ اشْفَعْ لَنَا عِنْدَ رَبِّكَ فَيَقُولُ إِنَّ لِي ذَنْباً وَ خَطِيئَةً فَعَلَيْكُمْ بِنُوحٍ فَيَأْتُونَ نُوحاً فَيَرُدُّهُمْ إِلَى مَنْ يَلِيهِ وَ يَرُدُّهُمْ كُلُّ نَبِيٍّ إِلَى مَنْ يَلِيهِ حَتَّى يَنْتَهُونَ إِلَى عِيسَى فَيَقُولُ عَلَيْكُمْ بِمُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ عَلَى جَمِيعِ الْأَنْبِيَاءِ فَيَعْرِضُونَ أَنْفُسَهُمْ عَلَيْهِ وَ يَسْأَلُونَهُ فَيَقُولُ انْطَلِقُوا فَيَنْطَلِقُ بِهِمْ إِلَى بَابِ الْجَنَّةِ وَ يَسْتَقْبِلُ بَابَ الرَّحْمَنِ وَ يَخِرُّ سَاجِداً فَيَمْكُثُ مَا شَاءَ اللَّهُ فَيَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ارْفَعْ رَأْسَكَ وَ اشْفَعْ تُشَفَّعْ وَ سَلْ تُعْطَ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ‏ عَسى‏ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُودا».

(19) بحار، ج 8، ص 42، «مَا أَحَدٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ إِلَّا وَ هُوَ يَحْتَاجُ إِلَى شَفَاعَةِ مُحَمَّدٍ ص يَوْمَ الْقِيَامَة».

(20) محاسن، ج 1، ص 184، «سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمُؤْمِنِ هَلْ يَشْفَعُ فِي أَهْلِهِ قَالَ نَعَمْ الْمُؤْمِنُ‏ يَشْفَعُ‏ فَيُشَفَّعُ‏».

(21) بحار، ج 57، ص 228، «فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَى وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي‏ الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِم‏».