نسخه آزمایشی
سه شنبه, 23 مرداد 1397 - Tue, 14 Aug 2018

در نشست «اخلاق، فناوري اطلاعات و رسانه هاي ديجيتال» / اخلاق توسعه، اخلاق تعالي و جامعه اطلاعاتي

متن زیر سخنرانی جناب حجت الاسلام و المسلمین میرباقری؛ رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم است که به تاریخ 19 اسفندماه سال 85 در نشست «اخلاق، فناوري اطلاعات و رسانه هاي ديجيتال» در مدرسه علميه معصوميه قم ارائه شده است. استاد ميرباقري در اين بحث به تعريف اخلاق توسعه به عنوان اخلاق حاکم بر توسعه فن آوری و تفاوت آن با اخلاق تعالي مي پردازند. در همین راستا بحث مرتبطی ایشان داشته اند که در همین پایگاه منتشر شده است که از لینک بالا قابل مشاهده است.

1- تعریف اخلاق متناسب با تعریف «توسعه»

به نظر می آید بحث «نسبت اخلاق و فن آوری اطلاعات» دارای لایه های مختلفی است که لازم است در همه این لایه ها به بحث پرداخت و از هیچ کدام غافل نشد. حتی مجبور هستیم که هیچ بحثی را موکول به پایان بحث دیگری نکنیم و در دوران «گذار»ی که در آن بسر می بریم، همه این موضوعات را مورد دقت قرار دهیم. دراین فرصت کوتاه قصد تعریف اخلاق و فن آوری اطلاعات و امثال اینها را ندارم و از میانه راه بحث را ادامه می دهم.

نکته قابل توجه این است که در شرایط کنونی که نقش توسعه اطلاعات و ارتباطات در زندگی بشر جدّی شده، بحثهای اخلاقی پیرامون فن آوری اطلاعات و ارتباطات و مشخص کردن چهارچوب های اخلاقی آن یک ضرورت قطعی است، ولی این ضرورت در افق های مختلف و با هدف های مختلفی شکل می گیرد و طبیعتاً اصول اخلاقی که می تواند این اهدافِ متفاوت را تأمین کند، متفاوت هستند.

در مسیر توسعه فن آوری ارتباطات و اطلاعات برای کاربران و افرادی که شاید گاهی به منزله مصرف کننده این شبکه و فن آوری هستند مخاطراتی مثل ورود به حریم خصوصی افراد و... پیدا شده است. طبیعتاً برای جلوگیری از مخاطرات، بایستی یک سری اصول اخلاقی را معیّن و مقرر کنیم و به دنبال آن، نظام الزام آورِ«حقوقی» و «دستوری» متناسب با آن را ایجاد کنیم.

یک سطح بالاتر از «کاربری» فناوری اطلاعات و ارتباطات، هویت «دولت- ملت»ها و هویت ملی جوامع نیز با توسعه فن آوری اطلاعات و ارتباطات مورد تهاجم قرار گرفته است. در این سطح نیز برای حفظ حریم هویت ملی و هویت های جمعی نیاز به یک سری اصول اخلاقی داریم.

در سطح سوم که از همه مهم تر است قاعدتاً «جامعه اطلاعاتی» یک «شبکه مدیریت مرکزی» دارد. و اگرچه به صورت باز اداره می شود، اما دستهایی که آن را اداره می کنند، آشکار هستند. کسانی که این شبکه را تولید کرده و توسعه و هدایت می کنند در صدد این هستند که چهارچوبهای مدیریتی جامعه اطلاعاتی را طوری طراحی کنند که اهداف شان تامین شود. البته با توسعه فن آوری ارتباطات و اطلاعات برای آنها نیز مشکلاتی جدی مانند اقدامات پیشگیرانه برای جلوگیری از ورود اطلاعات به ساحت آنها در امر مدیریت و هدایت این شبکه پیدا شده است.. بنابراین ممکن است یک سلسله اقدامات پیشگیرانه ای داشته باشید که اهداف آن را کور کند و آنها نیز طبیعتاًَ دنبال یک چهارچوبهای مدیریتی هستند که جلوی این اقدامات پیشگیرانه را بگیرند. پس ابتدا یکسری اصول به اصطلاح اخلاقی طراحی می کنند که اقدامات شما درون آن ضد اخلاقی تلقی شود تا به دنبال آن بتوانند اقدامات پیشگیرانه ای را دنبال کنند. امروزه آنها احساس می کنند که شما اقدامات پیشگیرانه ای انجام داده اید و از طریق کنترل رسانه ای جوامع سعی می کنند این اقدامات را «ضد اخلاقی» جلوه دهند.

اصل اخلاقی که به آن تکیه می کنند نیز اصل «آزادی» است تا اقدامات دیگران را منافی با آزادی اطلاعات تعریف کنند.

بنابراین اصول اخلاقی هدف دیگری را دنبال برای آنها می کند. از نظر آنها ممکن است شما غیر از اقدامات پیشگیرانه به این فضا نفوذ هم بکنید و از طریق نفوذ خود جلوی هماهنگی هایی را که  می خواهند در جهان ایجاد کنند بگیرید یا به عکس در فرهنگ جهانی یک شکاف ایجاد کنید؛ یعنی جلوی مدیریت و نفوذ آنها را بگیرید.

راه حل آنها برای جلوگیری از نفوذ و اخلال دیگران، طرح یکسری «اصولی اخلاقی» است. البته سطوح اصول اخلاقی در اینجا متفاوت است. برخی در سطح «خُرد»، برخی در سطح حقوق «بین الملل» و برخی هم در مقیاس «جهانی» یعنی در مقیاس «وحدت جامعه جهانی» تعریف می شود.

فناوری اطلاعات و ارتباطات برای ایجاد یک جامعه جهانی، با فرهنگ همسان یا به تعبیری هماهنگی بین فرهنگ ها، مدیریت می شود. در این صورت اگر شما اقدا می کنید که این وحدت جهانی را به هم بریزد، قاعدتاً یک اقدام ضد اخلاقی خواهد بود. پس ضرورت ها متفاوت است و در هر حوزه ای باید اصول اخلاقی متناسب با آن تهیه شود.

1/1- نسبت حق توسعه و اخلاق توسعه

در «اعلامیه اصول و ساخت جامعه اطلاعاتی» از «اخلاق اجتماعی» نام برده شده است که بر محور توسعه است. به عبارتی ما یک اصول اخلاقی فطری و مشترک جهانی داریم، ولی این اصول اخلاقی فطری در مرحله توسعه و تبیین، از هم فاصله می گیرد؛ یعنی جوامع مختلف به اصول اخلاقی متفاوتی می رسند. بسیاری از رفتارهایی که در جامعه مسلمانها اخلاقی است، در جوامع غیر اسلامی ضد اخلاقی است و بالعکس. پس این طور نیست که اخلاق در مرحله تبیین، دارای یک نظام مشترکی باشد.

چیزی که محور شکل گیری اخلاق در جامعه است، «اهداف اصولی و محوری» است که جامعه انتخاب می کند. گاهی در فلسفه اخلاق از آن «به میل به کمال» تعبیر می کنند و همه اخلاقیات را به همان باز می گردانند، به نحوی که همه بایدهای اخلاقی فرع بر میل به کمال می باشند. همین موضوع را وقتی درون «جامعه» در نظر بگیریم به «میل به توسعه» تبدیل می شود؛ یعنی میل به کمال » با مفهوم خاص خود تبدیل به میل به توسعه می شود. سپس در فرآیندی که جامعه به سمت توسعه حرکت می کند نیز طبیعتاً اخلاقِ محوری، اخلاق توسعه خواهد بود. یعنی «باید به توسعه رسید» دستور اصلی و «توسعه» آرمان اصلی و «حق توسعه» حق اصلی است. سال 1986 سندی در مجمع عمو می سازمان ملل تحت عنوان «اعلامیه جهانی حق توسعه» تصویب شد که درآن حق توسعه از حقوق محوری است که حاکم بر حق آزادی و بقیه حقوق است؛ یعنی آزادی ها در چهارچوب توسعه تعریف می شود. وقتی در یک جامعه ای حق توسعه اصل و توسعه «ارزش» محوری و محور کمال و محور اخلاق شد، طبیعتاً اصول اخلاقی متناسب با دستیابی به آن تعریف می شود و حقوق متناسب با حق توسعه تعریف می شود.

2/1- اخلاق توسعه، اخلاق حاکم بر توسعه فن آوری ICT

پس حق محوری «توسعه» و اخلاق حاکم بر توسعه فن آوری اطلاعات و ارتباطات «اخلاق توسعه» است؛ یعنی پس از اینکه «اخلاق توسعه» در جامعه شکل گرفت و باورها و تمایلات اجتماعی به سمت جریان «توسعه»، در مسیرتوسعه اخلاق درجامعه، مدیریت و ساماندهی شد، اخلاق حاکم بر فناوری اطلاعات نیز «اخلاق توسعه» خواهد شد.

طبیعی است وقتی فناوری اطلاعات درون این اخلاق، توسعه پیدا کرد، یک اخلاق درجه دو برای کنترل آسیب ها، جلوگیری از تهدیدها، تبدیل کردن این تهدیدها به فرصت و امثال اینها پیدا می شود. لایه ای از اخلاق که موضوع بحث است، معمولاً در اخلاقِ فناوری اطلاعات مورد دقت قرار می گیرد. این مرتبه از اخلاق در رتبه دوم است. پس در این دیدگاه توسعه و سپس اخلاق منزلتی حاکم بر فن آوری و توسعه است.

2- انتخاب تعالی یا توسعه، محور تعریف اخلاق ICT

حال سؤالی که مطرح است اینکه ما، در باب این اخلاق چه می خواهیم؟ یعنی اخلاقی که ما دنبال می کنیم، آیا با جامعه جهانی مشترک است و ما نیز حق اصلی را «حق توسعه» می دانیم یا «حق قرب و عبودیت» می دانیم؟ آیا ما نیز «کمال» را به توسعه «ابتحاج»، توسعه «رفاه مادی» تعریف می کنیم یا محور اخلاق را عبودیت و قرب می دانیم؟

اگر محور اخلاق تغییر کرد، اصول اخلاقی حاکم بر توسعه فناوری نیز باید تغییر کند و چهارچوب های اخلاقی حاکم را باید طراحی کنیم. در مرتبه بعد نیز باید اخلاق فناوری ها را تعریف کرد، اما اخلاقی که حاکم بر چهارچوب ها ست حتماً باید موضوع دقت و تحقیق باشد و از این نکته غفلت نشود.

به نظر می آید سخن از اخلاق حاکم بر چهارچوبه فناوری ها و دست یابی به آنها با اخلاق درون این چهارچوب متفاوت است. گاهی ممکن است غفلت کنیم و آن سطح از اخلاق را نبینیم و در حوزه آن اخلاق تصرف نکنیم، اما سعی کنیم در حوزه مادونش تصرف کنیم.

در سایر حوزه ها نیز گاهی تفقه دینی ما با این مشکل مواجه است! به جای اینکه تفقه را در مقیاس توسعه و کلان ببریم، آنها را در مقیاس خرد مطرح می کنیم و طبیعی است که معضل ایجاد می شود. مثلاً بانکداری اسلامی از همین مقوله است، چیزی به نام «پولِ» اعتباری، سپس «گردش» اعتبارات، بعد «شبکه گردش اعتبارات بانک مرکزی» و در نهایت ارتباط با «شرکت» ها پیدا شده است. حالا ما می خواهیم به نحوی این منظومه را با اسلام تطبیق دهیم. بحث فقه شرکت ها، بانک و.... مطرح می شود، امّا اصولاً این برخورد از موضع خُرد با موضوعات کلان است و این راه حل مساله نیست. باید از اساس کاوش کنیم که آیا بانک به معنی مرکزی که سازماندهی اعتبارات را می کند چیز خوبی است؟ به نظر می آید اینها مفروع عنه است؛ یعنی قبلاً تا حدّی وارد عرصه حیات ما شده و جزو فرهنگ های پذیرفته شده است.

1/2 ـ تقدّم اخلاق توسعه ICT بر اخلاق بهره وری از آن

در «اعلامیه اصول ایجاد و ساخت جامعه اطلاعاتی» اصولی را برای ایجاد جامعه اطلاعاتی پیش بینی کرده اند که حتی چند بند آن راجع به اصول اخلاقی آن است. باید دید آنها اخلاق را در چه افقی می بینند، اما اگر مسلمانان بخواهند اخلاق را در آن افق ببینند و در آن افق اخلاق را طراحی کنند، کاملاً اخلاق متفاوتی با اخلاق حاکم بر توسعه فناوری امروز می شود. به عبارت دیگر در چنین وضعی ما باید اصول ایجاد و ساخت جامعه اطلاعاتی را از نو پی ریزی کنیم و در اصول ساخت و ایجاد جامعه اطلاعاتی "اخلاق الهی" را جاری کنیم، نه اینکه آن اصول پیدا شود و بعد ما، در چهارچوب فناوری اطلاعاتی که مبتنی بر آن اصول، توسعه پیدا می کند، فقط به «اخلاق بهره وری» بپردازیم. در واقع اخلاق بهره وری، اخلاق خُرد است. اخلاق ایجاد تناسبات کلان با اخلاق توسعه فناوری اطلاعات متفاوت است.

3 ـ مروری بر اعلامیه اصول ایجاد و ساخت جامعه اطلاعاتی

در اینجا بخشی از بند های اصلی «اعلامیه اصول ایجاد و ساخت جامعه اطلاعاتی» را که در اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی ژنو و سپس در تونس (سالهای 2003 و 2005 )تصویب شده است تقدیم می کنم تا بررسی شود که اگر افق های پیش بینی شده این اصول را بپذیریم، چگونه می توانیم اخلاقمان را با این اصول حفظ کنیم:

«ما جهان شمولی، تفکیک ناپذیری، استقلال و هم پیوندی تمام حقوق انسانی و آزادی های اصولی، شامل حق توسعه را همانگونه که در اعلامیه وین آمده تأیید می کنیم. ما همچنین تأیید میکنیم که دموکراسی، توسعه پایدار، احترام به حقوق انسانی و آزادی اصولی و همچنین حکومت خوب در تمام سطوح وابسته به هم هستند و باید به صورت متقابل تقویت شوند. علاوه بر این تصمیم گرفتیم که احترام به قوانین در سطح بین المللی و همچنین در سطح ملی را تقویت کنیم.»

اصول ایجاد اطلاعاتی می خواهد جامعه ای اطلاعاتی بسازد که در آن دموکراسی، توسعه پایدار، آزادی های اصولی براساس لیبرال دموکراسی و طبیعتاً حکومت در مسیر تحقق این آرمانها اصل باشد. حال درون چنین جامعه ای ما چه کار می توانیم بکنیم؟ صحبت از «اخلاق بهره وری» درون اخلاق حاکم بر توسعه، و طراحی «چهارچوبه بهره وری» بدون هماهنگی با چهارچوبهای توسعه ممکن نیست. وقتی حرکت اخلاقِ توسعه فناوری به سمتی غیر از جهت حرکت شما باشد، برای شما شرایط اضطراری ایجاد می کند که در بهره وری از اصول اخلاقی خود صرف نظرکنید. مثلاً اگر هدایت اعتبارات اقتصادی جامعه با یک نظام غلطی اتفاق بیافتد و شما نیز بخواهید در بهره وری، اصول فقهی را مراعات کنید، دائماً به اضطرار می افتید. مثلاً مجبور می شوید ربا را امضاء کنید؛ چون شرایط اضطرار است؛ «نیّت کن، ربا نکن». در زمان رژیم پهلوی مراجع ما معامله با بانک را امضاء می کردند - با اینکه آن موقع معامله با بانک صددرصد ربوی بود و اصول اسلامی هم در آن نبود و به دنبال اسلامی کردنش هم نبودند - چرا؟ به خاطر شرایط اضطرار می گفتند شما قصد کنید ربا نگیرید، ربا ندهید و امثال اینگونه موارد.

اگر بنا باشد ما فقط در حوزه بهره وری دست به تعریف و تقنین اصول اخلاقی بزنیم، دائماً منفعل خواهیم شد؛ چراکه اصول اخلاقی توسعه، بهره وری را به گونه ای دیگر مدیریت می کند و ما مضطر می شویم از اصول اخلاقی خود به نفع بهره وری کنار بکشیم. حتی مسائلی که در موضوع بهره وری برای ما تولید می کند نیز یک مسائل خاصی است که در اخلاق کاربردی مسأله ها به روز تولید می شود. اگر چه امروزه محل بحث است که آیا واقعاً اخلاق فناوری اطلاعات هم جزو اخلاق کاربردی است یا به خاطر گستردگی دامنه اش یک اخلاق حاکم بر اخلاق های کاربردی است. در هر صورت بهره وری تابع اصول توسعه است و با مسائل روز نیز به روز مواجه هستیم.

و اما اصل چهارم که می گوید: «به عنوان یکی از اصول جامعه اطلاعاتی و همان گونه که در بند نوزده اعلامیه جهانی حقوق بشر بیان شده ما تأکید می کنیم که هر کسی دارای حق آزادی بیان و آزادی عقیده است»

آیا واقعاً ما نیز به این قائلیم یا همان گونه که آنها آزادی را به توسعه قید می زنند، ما نیز آزادی را به قُرب قید می زنیم؟ آزادی به مفهوم مطلق آن معنا ندارد.

«و این حق شامل آزادی حفظ عقاید بدون دخالت دیگران، حق جستجو، دریافت و بهره مند شدن از اطلاعات و ایده ها از طریق هر رسانه ای بدون توجه به مرزها می باشد.»

«ارتباطات یکی از اساسی ترین فرآیندهای اجتماعی از اصولی ترین نیازهای بشر و پایه تمام سازمانهای اجتماعی است، این موضوع در کانون جامعه اطلاعاتی قرار دارد، هر کسی در هر کجا باید فرصت مشارکت در جامعه اطلاعاتی را دارا باشد و هیچ کس را نباید از بهره بردن از مزایای فعالیت های جامعه اطلاعاتی محروم کرد.»

از این دسته اصولی که به اصطلاح اصل ایجاد جامعه اطلاعاتی را پی ریزی می کند زیاد است. اصول اخلاقی آن نیز همین گونه است. از بند 56 به بعد - که اصول اخلاقی پیش بینی شده است و 2-3 اصل دارد - کمتر به مسائلی که در حوزه بهره وری مطرح است، می پردازند. اینها ابعاد کلان اخلاقی جامعه اطلاعاتی است.

«یک جامعه اطلاعاتی باید به صلح احترام بگذارد.»

اصولاً بحث حریم خصوصی و امثال آن نیست. نه اینکه اصلاً مطرح نشده است، ولی باید دید که از کجا شروع می کنند.

«یک جامعه اطلاعاتی باید به صلح احترام بگذارد و ارزش های بنیادی اصولی شامل آزادی، برابری، اتحاد، بردباری، احترام به سرشت طبیعی و مسئولیت های مشترک را پاس بدارد.»

اینها چه ربطی به فناوری اطلاعات دارد؟ از نگاه ما اینها به یک معنا اصول اخلاقی نیستند و گاهی ما از این موضوع غافل می شویم. طبیعتاً ما باید جای اینها، اصول دیگری را جایگزین کنیم.

«ما اهمیت اخلاق در جامعه اطلاعاتی را برای رشد عدالت و هویت و ارزش نوع بشر تأیید می کنیم. امکانات حفاظت از خانواده و توانا ساختن آن برای ایفا نمودن نقش حیاتی و مهم آن در جامعه باید اصلاح شود، آزادی استفاده از ICT و ایجاد مضامین باید با احترام به حقوق بشر و آزادی های اصولی دیگران [مثلاً] شامل حفظ حریم خصوصی افراد و آزادی اندیشه و عقیده و مذهب مطابق با اسناد بین المللی مربوط باشند.»

4 ـ تفاوت«اخلاق تعالی» و «اخلاق توسعه»

ما باید بین این ساحت ها تفاوت بگذاریم. تعریف ما از اخلاق با آنها متفاوت است. ما اخلاق را به «عواطف متناسب با توسعه بهره وری از ماده و تابع رشد تکنولوژی» تعریف ن می کنیم.

ما اخلاق را به «توسعه خضوع و خشوع در مقابل خدای متعال و جاری شدن آن در ساحت های روحی و عاطفی انسان و بعد در ساحت های زندگی فردی و اجتماعی تعریف می کنیم»

طبیعتاً برای توسعه الهی جامعه باید دنبال چهارچوب های اخلاقی جدیدی برای توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات باشیم و در چهارچوب این اخلاق و به دنبال توسعه فن آوری متناسب با آن، مسائل خاصی در حوزه بهره وری مطرح می شود که این مسائل را طبیعتاً باید حل و فصل کرد.

ما هم از اخلاق و ارتباط، تعریف متفاوت داریم.. اگرچه هویت انسان را به رابطه تعریف می کنیم، ولی در اصل بر خلاف فلسفه هایی که معتقد به ذوات از هم مستقل هستند، ربط را جزو هویت فرد و هویت اجتماعی می دانیم. همچنین با اینکه روابط انسان، نسبیت انسان و روابط جامعه، نسبیت اجتماعی را تعریف می کند، امّا مهم آن رابطه هویت سازی است که ابتدا رابطه ای به النسبه اختیاری است.. ما می توانیم در ایجاد هویت فردی و اجتماعی خودمان مشارکت کنیم و این حقی است که خدای متعال به ما داده است. محور ارتباطی ما ارتباط با ماده نیست، بلکه ارتباط با خدای متعال است که هویت ما را می سازد. این مبانی فلسفی ارتباط است. اگر ما این را موضوع دقت قرار ندهیم و تعریفمان از ارتباط عوض نشود، نمی توانیم زیر ساختهای مفاهیم کارشناسانه و بعد هم مفاهیم کارشناسانه را تغییر دهیم. ما باید حتماً در فلسفه ارتباطات به این مباحث بپردازیم.کما اینکه در فلسفه اخلاق نیز باید به اخلاق، تحلیل اخلاق، سطوح اخلاق، تفکیک اخلاق فردی از اخلاق اجتماعی، بعد جدا کردن اخلاق در مقیاس توسعه از اخلاق کلان و ایجاد ساختار و اخلاق بهره وری بپردازیم.

1/4 ـ وابستگی تعریف اخلاق فناوری ارتباطات به «فلسفه ارتباطات»

مسأله ارتباطات هم باید در «فلسفه ارتباطات» بحث شود. اینکه ارتباط چیست؟ در توسعه ارتباط ما دنبال چه می گردیم؟ قصد توسعه چه چیزی را داریم؟ وقتی این جامعه ارتباطی، به اوج فن آوری ارتباطات و اطلاعات رسید، به چه دستاوردی رسیده است؟ این توسعه ارتباطات را برای چه می خواهیم؟ اصلاً کارآمدی ارتباط چیست؟

به نظر ما ارتباط هویت ساز است، بنابراین توسعه ارتباطات توسعه هویت می آورد. امّا آیا توسعه ارتباط فقط به معنی توسعه ارتباط با طبیعت است؟ آیا این ارتباط ها جبری و بازتاب طبیعت در روابط اجتماعی است یا نه؟

اوّلاً: ارتباط محوری انسان ارتباط با خدای متعال است. پس باید این ارتباط محور روابط دیگر قرار گیرد؛ یعنی همه ارتباطات باید تجسم رابطه با خدای متعال شود. درباره ارتباط با خدای متعال هم ما، در «کیفیت» ارتباطمان اختیار داریم. ارتباط ما می تواند بر محور عبودیت، خضوع یا استکبار باشد. بنابراین می گوییم «توسعه ارتباطات» باید «توسعه ارتباط با حضرت حق و بر محور سجود و عبودیت» باشد.

کما اینکه ممکن است براساس نگاهی که اصل را توسعه می داند و قرب و توسعه را به توسعه ارتباط با طبیعت تعریف می کند، توسعه فن آوری ها و توسعه تکنولوژی، اصل در توسعه ارتباط با آن اصل در اخلاق می شود. و اگر از طرف ما حرکت کنیم کاملاً بر عکس است. توسعه ارتباط به توسعه تقرّب تعریف می شود و اخلاق یعنی اصول حاکم بر تقرّب. اصول اخلاقی باید محور توسعه جامعه از جمله توسعه جامعه اطلاعاتی باشد.

بنابر آنچه گفته شد باید در مفاهیم بنیادی - که بر فناوری اطلاعات و ارتباطات حاکم است - کار شود و آن مفاهیم بنیادی که در فلسفه اطلاعات و ارتباطات موضوع بحث و دقت قرار می گیرند، در زیر ساختهای علوم جاری شوند. از آنجا و بر اساس آن اصول، علوم و دانشهای عهده دار توسعه ارتباطات، «روش های علمی» توسعه ارتباطات، یا به تعبیر دیگر فن آوری اطلاعات و ارتباطات را طراحی کنند که این یکی از طُرق جریان اخلاق در توسعه ارتباطات است.

اگر ما بخواهیم توسعه ارتباطات را بر محور اخلاق طراحی کنیم طبیعتاً باید بنیادهای نظری حاکم بر توسعه فن آوری اطلاعات و ارتباطات را مبتنی بر «فرهنگ» ادیان و عبودیت، از نو طراحی کنیم و از آنجا زیر ساختهای علوم و سپس دانش ها و به طور کلی فرآیند توسعه را تحت تأثیر اصول اخلاقی خودمان قرار دهیم. اگر چنین اتفاقی بیفتد بهره وری ها نیز به نسبت زیادی در چهارچوبه اخلاقی ما قرار می گیرند؛ آنگاه نوبت به طراحی اصول بهره وری می رسد. در این صورت هیچ گاه اصول بهره وری با اصول توسعه ما تعارض پیدا ن می کند.

اگر شما در بهره وری اصولی را مبتنی بر فقه اسلام طراحی کنید، ولی بعد در شرایط اضطرار قرار بگیرید به خاطر این است که اصول حاکم بر توسعه فناوری ارتباطات و اطلاعات به دنبال ایجاد اخلاق دیگری است و آن اخلاق، شما را در حوزه بهره وری مضطر به الزامات خودش می کند و شما از باب اضطرار اصول اخلاقی خودتان را در حوزه بهره وری تحت تأثیر قرار می دهید.