نسخه آزمایشی
پنج شنبه, 07 بهمن 1400 - Thu, 27 Jan 2022

در جمع دانشگاه فرهنگیان و اهمیت بحث قرآن/ بهره مندی از قرآن برای تحقق بخشیدن به تمدن اسلامی

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 12 تیرماه سال 98 است، که به مناسبت میلاد حضرت معصومه سلام الله علیها در جمع مسئولین دانشگاه فرهنگیان ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند؛ قرآن کتابی عظیم و هدایت گر است که اگر کسی بتواند با آن مانوس شود به مقامات بالایی می رسد اما در حقیقت تنها امامان هستند که پس از رسول خدا می توانند از قرآن بهره کافی ببرند. طبق آیات قرآن بر انسان ها واجب است ولایت ایشان و رسولان خدا را که همان ولایت خدا می باشد را پذیرفته و از پذیرش ولایت ابرقدرتان و طاغوت اجتناب بورزند.  

کرامات حضرت معصومه سلام الله علیها

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين  وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين  وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم  أَجْمَعِين . در ابتدا میلاد حضرت معصومه سلام الله علیها را تبریک عرض می کنم و امیدوارم که برای شما مبدأ خیر باشد. حرم ایشان بیت النور و از بیوتی است که نور نبی اکرم و اهل بیت در آن تجلی دارد. تنها تعداد اندکی امام زاده هستند که زیارت نامه دارند و برای حضرت معصومه نیز از امام رضا علیه السلام زیارت نامه نقل شده است و بقیه زیارت وارده از معصوم ندارند.

در این زیارت نکات عجیبی وجود دارد. یکی آن که در این حرم شما ابتدا چهارده معصوم را به طور حاضر زیارت می کنید و می گویید «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّه » البته امام همه جای عالم حاضر است. شما وقتی نماز می خوانید بعد از همه نمازهایتان در پایان نماز پیامبر را خطاب قرار می دهید و می گویید «السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُه » ولی این سلام ها در اینجا شاید معنایشان این باشد که معصومین یک حضور خاصی در این حرم دارند. مرحوم آیت الله بهجت هم این معنا را تایید می کردند و درباره حرم حضرت معصومه از ایشان نقل شده است؛ اینجا حرمی است که انوار چهارده معصوم در آن تجلی دارد.

حرم حضرت معصومه از بیوتی است که خداوند اجازه داده آنجا رفعت یابد و در آنها ذکر او شود «أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ»(نور/36). مرحوم آیت الله العظمی مرعشی از دوران جوانی، شاید هفتاد سال در قم بودند و گویا یک بار هم از قم بیرون نرفتند. ریشه آن هم گویا متوسل شدن ایشان جهت پیدا کردن محل دفن حضرت زهرا سلام الله علیها بوده است که محل دفن ایشان را در خواب به ایشان فرموده بودند. البته از ائمه روایت داریم که این شدنی نیست و تا عصر ظهور حرم ایشان پنهان است ولی اگر خواستید زیارت کنید بروید قم حرم حضرت معصومه ایشان را زیارت کنید چرا که حضرت زهرا سلام الله علیها جلالت خودشان را به ایشان عطا کردند.

ولایت خداوند و مصادیق آن

قرآن، این کتاب عزیز که شما قدرش را می دانید که البته به جز معصوم هیچ کس نمی تواند به درستی قدر این قرآن را بداند، از عالم بالا بر قلب حضرت نازل شد و ظرف دیگری برای تحمل آن وجود نداشت اما حضرت براساس آیه «كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ»(ابراهیم/1) از طرف خدای متعال مأموریت پیدا می کنند که ما را به وسیله این کتاب از ظلمات به سمت نور هدایت کنند. ظلمات و نوری که شما در آیه بعد از آیه الکرسی با آن آشنا هستید، بحث بسیار مهمی است ولی اکثرا به دلیل انس با این آیه آن را می فهمند چرا که انس با قرآن از شروط فهم قرآن است. «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنوا يُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النّورِ وَالَّذينَ كَفَروا أَولِياؤُهُمُ الطّاغوتُ يُخرِجونَهُم مِنَ النّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصحابُ النّارِ هُم فيها خالِدونَ»(بقره/257) یعنی ولایت حضرت حق ما را از ظلمات به سمت نور بیرون می برد و نور هم ما را از شرک، غفلت و معصیت به سمت اخلاص، ذکر و می برد.

ولایت الهی از طریق نبی اکرم جاری می شود لذا خدای متعال می فرماید: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسولُهُ وَالَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمونَ الصَّلاةَ وَيُؤتونَ الزَّكاةَ وَهُم راكِعونَ»(مائده/55) ولی شما تنها خداست؛ همچنین پیامبرش و آنهایی که دائما در حال اقامه نماز و پرداخت زکات اند. دائما از خدا می گیرند و به بندگان خدا می بخشند که آن هم فقط زکات مالی منظور نیست بلکه هرچه که به ما می رسد زکات است. این بیت حافظ را همه تان حفظید که تجلی سحر را توضیح می دهد «مستحق بودم این ها به زکاتم دادند» منظور از زکات امیرالمومنین این است. در یک روایتی حضرت فرمود خدای متعال ما را با خودش «خَلَطَنَا»، این را من نمی توانم ترجمه کنم چون تشبیه غلطی است. خدای متعال «خَلَطَنَا بِنَفْسِه »(1) ما را با خودش خلط کرده است و ما را عین ولایت خودش قرار داده است که این همان ولایت الله است. گویا خداوند در آیه فوق سه بار فرموده است «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ».

کرامت و عظمت قرآن

ولایت خدای متعال از طریق وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت جاری می شود. «كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ»(ابراهیم/1). در نهج البلاغه راجع به قرآن از حضرت نکاتی به ما رسیده است. حضرت فرمودند: «مَا جَالَسَ هَذَا الْقُرْآنَ أَحَدٌ إِلَّا قَامَ عَنْهُ بِزِيَادَةٍ أَوْ نُقْصَانٍ زِيَادَةٍ فِي هُدًى أَوْ نُقْصَانٍ مِنْ عَمًى »(2) احدی پای سفره قرآن نمی نشیند و با قرآن مجالست نمی کند -به شرطی که آدم اهل مجالست با قرآن بشود، اینطور نیست که اگر کسی قرآن خواند مجالس قرآن باشد) مگر این که وقتی از سر سفره قرآن بلند می شود یک چیزی به او اضافه یا چیزی از او کم شده است. یا یک هدایت و چراغی در دلش روشن شده است و یا یک کوری و گمراهی از او برداشته شده است. این خاصیت قرآن است که اگر اهل مجالست با آن شوید از آثار آن بهره مند می شوید.

در کافی شریف حدیثی است که حضرت فرمود اگر کسی قرآن را از اول تا آخر آن ختم کند گویا نبوت بین دو پهلوی او قرار می گیرد و تنها به او وحی نمی شود «مَنْ خَتَمَ اَلْقُرْآنَ فَكَأَنَّمَا أُدْرِجَتِ اَلنُّبُوَّةُ بَيْنَ جَنْبَيْهِ وَ لَكِنَّهُ لاَ يُوحَى إِلَيْهِ»(3). البته عرض کردم شرطش مجالست با قرآن است و جلیس قرآن شدن هم شرط دارد. این کتاب کریم است «يس * وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ»(یس/1-2) خود کتاب کریم و یک موجود زنده است که البته بحث بسیار دارد. «اِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ * فِی کِتَابٍ مَکْنُونٍ»(واقعه/77-78)، این کتاب کریم، در یک کتابی است که پوشش و کنان دارد. قرآن در یک کتابی قرار گرفته است و معلوم نیست البته این مرکب روی کاغذ هم محترم است و بی وضو نباید آن را لمس کرد و همین هم نور دارد.  کربلایی کاظم که قرآن را حفظ شده بود، کتاب فقهی جلوی او می گذاشتند و او آیات قرآنش را از سایر متون تشخیص می داد در صورتی که سواد خواندن و نوشتن نداشت. می گفت من از نور آن می فهمم که این قرآن است.

ولی قرآن یک مرتبه بالاتر نیز دارد ولی در ظرف یک کتابی نازل شده است که آن کتاب حجاب دارد و در پرده است. نمی شود به آن دسترسی پیدا کرد «لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ»(واقعه/79). به اندازه طهارت نفس درهای آن کتاب مکنون به روی انسان باز می شود آن وقت است که می تواند به اسرار قرآن کریم دست پیدا کند و از کرامت قرآن برخوردار شود.

من به دیدن آقایی به نام مولوی قندهاری در مشهد رفته بودم که پیرمرد نورانی و از اولیاء خدا بود و الان هم در حرم دفن است. جثه ریزی داشت و خیلی هم هیبت ظاهری آن طوری نداشت ولی خیلی فوق العاده بود. روز جمعه بود که به دیدن ایشان رفتیم ولی وقت نگرفته بودیم. ایشان مشغول تلاوت قرآن بود و من از ایشان فقط این را دیدم که خادم ایشان در را باز کردند و وارد اتاق شدند. ایشان مثل کسی که مشغول نماز است رو به قبله نشسته بود و فقط در حد ضرورت جواب سلام ما را دادند با دست اشاره کردند تا ما بنشینیم. نیم ساعتی طول کشید قرآن شان را خواندند؛ آن آقا بعد از قرآن خواندنشان قرآن را در جلدش گذاشتند و خادمشان را صدا زدند. به احترام قرآن برخواستند و قرآن را تا دم در بدرقه کردند. وقتی قرآن از اتاق بیرون رفت آمدند نشستند و مثل یک شخصیت با عظمتی راجع به قرآن صحبت کردند و جلسه فوق العاده ای شد.

یادم است این حدیث که از اصول  کافی است آنجا خواندند. راوی نقل می کند در قیامت مردم در صد و بیست هزار صف ایستادند و قرآن وارد محشر می شود. از صف مومنین که عبور می کند همه می گویند از ماست یعنی در قالب یک مومن کامل است ولی از ما برتر است، لابد از شهداست.

از صف شهداء عبور می کند می گویند از ماست. در قالب یک شهید کامل سیمای شهادت را دارد. منتها شهدا این سیمایش را می بینند و مومنین این سیما را نمی بینند و می گویند از ماست ولی از ما برتر است لابد از شهدای دریاست. از صف شهدای بحر عبور می کند می گویند از ماست ولی از ما کامل تر است لابد از انبیاست. از صف انبیاء که عبور می کند می گویند ازماست ولی کدام پیامبر است که ما آن را نمی شناسیم. به محضر وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می آیند و به حضرت عرض می کنند این چه کسی است؟ حضرت می فرماید این قرآن و کتاب خداست. این که می گویم موجود زنده است به این معنا است. سپس پای عرش می ایستد و از آن کسانی که پای قرآن شب زنده داری می کردند و روزه داری می کردند با قرآن شفاعت می کند.

قرآن و لزوم تمدن سازی اسلامی

قرآن کتابی است که از دنیا تا آخرت دستگیری می کند؛ خوب آن را بیاموزید و به شاگردان خود نیز به خوبی آموزش دهید. نسل ما و نسل های قبل از ما معلمان و شاگردانی بودیم که انصافا مأموریت های خودشان را ادا کردند؛ درست است آدم ناخلفی مثل من هم از آن بیرون آمده است ولی واقعا افراد فوق العاده بودند. به خصوص در این چهل معلم خوب، سالم، اهل تقوا، با دغدغه زیاد داشتیم که آدم های متحجری نبودند و اندیشه روشن و انقلابی داشتند و این نسل را تربیت کردند.

این امانت روی دوش شما می آید. شما باید نسل بعد را تربیت کنید و نگاهتان را به افق های آینده بدوزید و محدود نگاه نکنید. خانه و ماشین و اینها مهم نیست، خدا هم می رساند. ثمرات عمر و میوه های درخت وجود شما باید یک نسل پاک باشد که هر کدام از آن ها یک  عالم می ارزد. وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود یا علی اگر یک نفر به دست تو هدایت بشود از خورشید و آنچه بر او می تابد قیمتش بیشتر است.

این نسلی که مورد هجوم دشمن هستند را شما باید کمکشان کنید. می دانید در قرآن آمده است اگر یک نفر را زنده کنید گویا همه عالم را زنده کردید. این چه عملی است که خدا انقدر برایش ثواب در نظر گرفته است؟ روایات زیادی ذیل این آیه است که از معصومین علیهم السلام سوال کردند «مَنْ أَحْياها»(مائده/32) یعنی چی کسی را زنده کند؟ حضرت فرمود یک بنده خدایی دارد غرق می شود، خطر می کند و جانش را نجات می دهد. یک کسی دارد در آتش می سوزد، خودت را به خطر می اندازی تا او را نجات دهی و همین کار هایی که بزرگواران می کنند.

 یکی از اصحاب ک سوال کرد اگر کسی گمراه می شود، من دستش را بگیرم و او را هدایت کنم چه؟ حضرت فرمود این تاویل بزگتر آن است. این آیه همین است. امام رضا علیه السلام فرمود خدا رحمت کند کسی را که امر ولایت ما را احیا می کند «يَتَعَلَّمُ عُلُومَنَا وَ يُعَلِّمُهَا اَلنَّاسَ فَإِنَّ اَلنَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ كَلاَمِنَا لاَتَّبَعُونَا قَالَ قُلْتُ»(4) حضرت فرمود کلمات ما را یاد بگیرید و به مردم یاد بدهید. سعی کنید به آن لطافت ها برسید و به قلوب برسانید.

شما باید این نسل را طوری تربیت کنید که در مقابل تمدن رقیب پرچمداران ساخت یک تمدن اسلامی شوند. البته این سخن ما نیست. بعد از فروپاشی شوروی در سال 1991 چندین نظریه در غرب مطرح شد. نظریه ای از هانتینگتون که از پژوهشگران و تاثیرگذاران بر شورای روابط خارجی آمریکا بود مطرح شد و همان را مبنای سیاست غرب قرار دادند.

 سیاست تعامل او با دنیای اسلام اینگونه بود (انتقاداتی هم به این نظریه شده است ولی این را مبنای عمل قرار دادن) که دوران جنگ سرد به پایان رسیده و این به معنای غلبه لیبرال دموکراسی بر جهان نیست. بلکه رقبای تمدنی ما دارند احیا می شوند. کل لیبرال دموکراسی گوشه ای از تمدن مدرن است. مکاتب دیگر مثل مارکسیسم که داخل آن بودند دارند زنده می شوند.

 در آنجا چندین تمدن را می گوید ولی مهم ترین آن ها تمدن اسلام به لیدری ایران در مقابل لیبرال دموکراسی تمدن غرب به لیدری آمریکاست. پیشنهاد او این بود که سال 2001 را سال آغاز این درگیری قرار دهیم، که آن جنگ همه جانبه را شروع کردند و نیمی از ناتو را در خاورمیانه آوردند و علیه دنیای اسلام به کار گرفتند.

اکنون تهاجم سنگین را در عرصه نرم و سخت و عرصه های فرهنگی و غیر فرهنگی تا نظامی طراحی کرده اند. شما باید نسلی را تربیت کنید که بتوانند قله های علم و فناوری را فتح کنند و مسیرش آن را تغییر دهند. این مسیری که علم و فناوری در پیش دارد به نفع بشریت نیست و با دین هم جمع نمی شود. مسیر دانش و فناوری های نرم و سخت را باید تغییر داد و این وقتی ممکن است که بر قله های آن مسلط شد. یک نکته ای را رهبری بزرگوار انقلاب اسلامی فرمودند؛ اینکه ما باید کاری کنیم که پنجاه سال آینده زبان علمی ادبیات فارسی بشود؛ مجبور شوند برای این که علم را بیاموزند زبان فارسی را یاد بگیرند.

این افق باید پیش روی شما باشد. نسلی را تربیت کنید که بتوانند به این قله ها فکر کنند. اولین مأموریت شما این است که نگذارید این نسل در مقابل رقبای تمدنی خودش تحقیر شود. مسیری را که غرب برای گسترش تمدن و فرهنگ خودش و نفوذ در جهان های دیگر از جمله جهان فرهنگی اسلام به کار گرفته است، مسیر فریفتگی و تحقیر و استحاله و انحلال است.

اصولا دانشگاه های بزرگی مثل هاروارد و آکسفورد و سوربن فرانسه کارشان همین بوده است؛ نخبگان جهان را جمع می کردند، تحقیرشان کرده و فریفته تمدن خودشان می کردند. آن ها وقتی به کشورهای خود برمی گشتند در هر مسندی که قرار می گرفتند کشور را به سمت تمدن غرب سوق می دادند. اگر یک نسلی تحقیر شد، به لحاظ فرهنگی استحاله می شود و نمی تواند مقاومت کند. ما نباید دوباره به دوران تحقیرشدگی برگردیم، امام بزرگوار ما یک بار این را شکست دادند و عزت ایجاد کردند. مستکبرین عالم نه فقط ملت مارا بلکه مستضعفین عالم را تحقیر می کنند و نمی گذارند این مأموریت انجام بشود.

خدای متعال در سوره علق به رسول خدا می فرماید بخوان، با قرائت تو عالم احیا می شود «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ»(علق/1). پیامبر خواند و حالا نوبت شماست که این کار را انجام دهید. در ادامه خدای متعال از یک دشمنی و درگیری خبر می دهد «كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى»(علق/6-7). ولی آن کسانی که خودشان را بی نیاز از وحی تو می بینند، وقتی شما قرآن می خوانید و می خواهید عالم را به قرآن دعوت کنید اجازه نمی دهند. می فرماید «أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى * عَبْدًا إِذَا صَلَّى»(علق/9-10). شما وقتی می خواهید نماز بخوانید نمی گذارند و نهی می کنند. این ها می خواهند عالم میکده باشد. نمی خواهند عالم مسجد شود. شما می خواهید کل عالم را مسجد کنید؟ در دعای کمیل نیز داریم «حَتّی تَکُونَ اَعْمالی وَ اَوْرادی کُلُّها وِرْداً واحِداً».  

یک جریانی در مقابل جریان انبیاست که این جریان با تحقیر کار خودش را پیش می برد و اجازه این کار را نمی دهد. در سوره زخرف خدای متعال داستان فرعون را ذکر می کند «فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ»(زخرف/54). فرعون قوم خودش را خفیف کرد. این داستان خفیف کردن و پر کاه شدن انسان است؛ انسان وقتی پر کاه شد با نسیم هم این طرف آن طرف می شود. چگونه فرعون ها زمام ملت ها را به دست می گیرند با یک تهدید و با یک تطمیع آنها را دنبال خودشان می کشند؟

امام بزرگوار وقتی دانشجوهای خط امام یک سال و نیم جاسوس های آمریکا را نگه داشتند، وقتی می خواستند آزادشان کنند جریان های مخالف سر و صدا کردند که آقا اگر شما می خواستید این ها را اعدام کنید چرا آزاد می کنید؟ اگر می خواستید آزاد کنید چرا یک سال نگه داشتید؟ رابطه ما با اروپا را هم خراب کردید. هنوز بنی صدر سر کار بود. امام آنجا یک سخنرانی کردند و فرمودند شاه آنقدری که ادعا می کرد قدرت نداشت؛ خدا این را به ما فهماند. حمله کردیم، ابهت شاه را شکستیم، ملت آزاد شدند و قیام کردند. آمریکا و ابرقدرت ها هم به اندازه ای که ادعا می کنند قدرت ندارند. آنها با کشتی حرکت دادن دولت ساقط می کردند. ما می خواستیم این ابهت را بشکنیم که شکستیم و واقعا هم شکسته شد.

بعد از سال 58 اوضاع جهان عوض شد و پرچم انقلاب به دست اسلام افتاد و مارکسیست ها حذف شدند. در سال 57 شوروی به هفده کشور آفریقایی لشکر می داد و از مبارزات مارکسیستی دفاع می کرد اما در سال 58 یک مبارزه مارکسیستی در عالم پیدا نمی کنید. فقط یکی از کشورهای آمریکای لاتین بود که آن ها هم شکست خوردند. ببینید تحقیرشدگی چگونه یک ملت را نابود می کند، «وَ نَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَ هَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَفَلَا تُبْصِرُونَ»(زخرف/51) روزی شما زیر دست من است، این رود نیل را ببینید که همه زندگی شما به او وابسته است. تحت اختیار من است. می توانم آن را ببندم تا شما محروم شوید. نمی خواهید بفهمید که رزقتان دست من است؟ الان آمریکا نیز همین را می گوید. می گوید بیست و یک درصد تولید ناخالص ملی جهان در اختیار من است، زمام اقتصاد جهان دست من است و سهام دار همه شرکت های مهم دنیا ما هستیم.

«أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَ لَا يَكَادُ يُبِينُ * فَلَوْلَا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلَائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ * فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ»(زخرف/52-54) سپس  حضرت موسی را تحقیر می کند که از طبقه حاکمان نیست. چرا طلا و نقره با خودش نیست؟ ثروتش کو؟ اگر می گوید غیر از قوای مادی عالم یک قوای دیگری است و عالم در اختیار من است، ملائکه کجا هستند؟ بعد قرآن می فرماید قوم او این دلایل را قبول کردند. آدمی که سبک شد خوف و طمعش او را اسیر می کند. اگر قبول کنید که هیچ خبری نیست زمام خوف و طمع را به دست می گیرید.

وقتی حضرت موسی عصا را انداخت ورق برگشت. ساحران فهمیدند این یک چیز دیگری است. جنس کارش جادو نیست و ایمان آوردند. از وادی ولایت فرعون که دار دنیاست به وادی ولایت حضرت موسی رفتند. فرعون به آن ها می گوید لابلای نخلستان ها می برمتان جایی که هیچ کس نبیند به دارتان می کشم. می گویند هر کاری می خواهی بکن. دستت به دار دنیا می رسد، ما از دار دنیا بیرون رفتیم تو هرگز دستت به ما نمی رسد «لَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ وَ لَتَعْلَمُنَّ أَيُّنَا أَشَدُّ عَذَابًا وَ أَبْقَى * فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا»(طه/71-72).

انسان اگر از تیر رس این فراعنه بیرون رفت، دیگر نمی توانند بترسانندش و تحقیرش کنند. اگر کوچک شد و در دار ولایت اینها آمد، تحقیر شد و خیال کرد همه چیز دست این هاست می توانند تحقیرش کنند. شما باید این نسل را از تحقیر شدگی نجات بدهید.

این روایت از امیرالمومنین علیه السلام است که فرمودند «الْقُرْآنُ نَزَلَ أَثْلاَثاً ثُلُثٌ فِينَا وَ فِي أَحِبَّائِنَا وَ ثُلُثٌ فِي أَعْدَائِنَا وَ عَدُوِّ مَنْ كَانَ قِبَلَنَا»(5) یک بخش از سه بخش معارف قرآن در باب ولایت حق است؛ از انبیاء که شیعیان حضرت اند تا خود حضرت و یک ثلث قرآن، در باب دشمنان است. این درگیری تاریخی بین جبهه حق و باطل دو بخش از معارف عمده قرآن است. شما باید این را بیاموزید و درگیری انقلاب اسلامی و تمدن غرب را بفهمید تا برای این میدان انسان تربیت کنید. انسانی که این درگیری را بفهمد و برای پیروزی اسلام و تمدن اسلامی وسط این میدان بایستد.

شما بخواهید یا نخواهید خدای متعال پرچمداری تمدن اسلامی را به دست ایران سپرده و این شرافت را به آن ها عطا کرده است. این ظرفیت به آن ها عطا شده بوده و این بار را روی دوششان گذاشته شده است؛ شما باید نسلی را تربیت کنید که این بار را به دوش بکشند و ان شاء الله به سلامت به مقصد برسانند. در این تهاجم همه جانبه غرب، بخصوص این جنگ فرهنگی نرمی که شبیخون است و یک قتلگاه می تواند باشد، شما به یک قله ای برسید و دست دیگران را نیز بگیرید. اگر انسان غریق نجات نباشد و خودش را به آب بزند خودش هم غرق می شود. شما باید غریق نجات هایی باشید که این نسل را از غرق شدن در ظلمات تمدن مادی مدرن نجات دهید به سمت وادی نور هدایت کنید.

پی نوشت ها:

(1) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 1، ص: 146

(2) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 252

(3) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 2، ص: 604

(4) عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج 1، ص: 307

(5) تفسير العياشي، ج 1، ص: 10