نسخه آزمایشی
سه شنبه, 27 مهر 1400 - Tue, 19 Oct 2021

ایام اربعین در کربلای معلی/ تنها راه رسیدن به رستگاری/ همراهی با امام در دنیا راه رسیدن به همراهی در آخرت

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 9 آبان ماه 97 است، که در ایام اربعین در کربلا ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند؛ ما در این دنیا با لشکر جهل و شیطان درگیر هستیم. خدای متعال برای کمک به ما، امامی را فرستاده تا با تبعیت از او، از چنگ شیطان خارج شویم. شیطان هم تمام تلاشش را می کند تا نگذارد ما به امام متصل شویم. اگر کسی به امام برسد، دیگر گمراه نخواهد شد ولی اگر از امام روی گردان شود به سختی و تنگنا می رسد و اگر همه دنیا را هم داشته باشد، باز هم برایش تنگ است. راه مستقیم دو راه است؛ یکی در دنیا و دیگری در قیامت. تنها زمانی که می شود وارد این راه شد، وقتی است که ما در دنیا حضور داریم. لذا اگر کسی در دنیا به امام متصل نشود، بعید است در قیامت این اتفاق بیفتد. اگر کسی به امام برسد چشمش به حقائق جهان باز می شود و در پس پرده این عالم، دست خدا را می بیند ولی اگر به امام نرسد فقط ظواهر را می بیند؛ بنابراین تنها راه نجات از کور دلی، اتصال به امام است. قرآن کریم می فرماید اگر کسی در برابر آیات الهی که در اصل همان ائمه هستند، استکبار  کند به هیچ وجه وارد بهشت نمی شود و باید تا ابد در جهنم بماند مگر این که انقدر در برابر امام تواضع کند تا در حد یک ذره یا کم تر بشود. ما همه تشنه ولایت امام هستیم و اگر در این دنیا به امام نرسیم و سیراب نشویم، این تشنگی در قیامت عذاب ما خواهد شد و ما را اذیت خواهد کرد.

تبعیت از امام، راه رسیدن به هدایت الهی

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين  وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين  وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم  أَجْمَعِين . خدای متعال وقتی داستان هبوط آدم را در قرآن توضیح می دهد می فرماید بنا شد حضرت آدم با نسلشان و شیطان با قوای خودش به این عالم بیایند. یعنی هم قوای شیطانی و هم قوای حق در این عالم حضور دارند. در واقع این عالم دو طرف دارد؛ یک طرفش عالم نور و حیات است و یک طرفش عالم ظلمت و موت؛ یک طرف جنت است و یک طرف نار. حالا این شیطان و قوای شیطانی که در زمین هستند، اجازه وسوسه و نفوذ و تصرف در ما هم دارند و این همان خطری است ما از آن می ترسیم.

در حدیث عقل و جهل آمده است که وقتی خدای متعال عقل را که یک مقامی از مقامات وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است آفرید و به او دستوراتی داد، هر فرمانی از طرف خدای متعال آمد با تواضع انجام داد. برای همین خدای متعال عقل را تکریم کرده و لشکری برایش خلق کرده که با این لشکر هم بندگی می کند و هم بندگی را در عالم گسترش می دهد. ایمان و یقین و توکل و رضا و صبر و زهد و شجاعت و سخاوت و این ها از قوای عقل یا به عبارتی از قوای وجود مقدس نبی اکرم هستند و بندگی خدا را در این عالم گسترش می دهند.

حالا اینجا جهل بنا بر استکبار و دشمنی گذاشت و به خدای متعال عرضه داشت که برای من هم قوایی خلق کن تا با او بتوانم بجنگم. ببینید اصلا بنا بر جنگ نبود ولی او درگیری را آغاز کرد. خدای متعال هم قبل از این که این قوا را برای جهل خلق کند به او هشدار داد که اگر مبتلا به معصیت و طغیان بشوی، مورد لعن من قرار می گیری و از دایره رحمت من بیرون می روی و جهل هم قبول کرد. بعد خدای متعال هفتاد و پنج لشکر هم برای او خلق کرد که از جمله آن ها کفر است و شر و حسد و بخل و تکبر و این مدل صفات بد. شیطان با این لشکر عظیم در عالم وجود دارد و با این لشکر به دنبال اغوا و گمراه کردن ما از مسیر بندگی است. ما در این دنیا با این قوای شیطانی در تماس هستیم.

خدای متعال برای امنیت حضرت آدم به او و ما بشارتی داده که راه بیرون رفتن از این فضای تاریک و ظلمانی است. راه حلی است برای این که به سلامت از عالم عبور کنیم و شیطان نتواند سرمایه های ما را مصادره کند. آن راه این است که وقتی به حضرت آدم دستور هبوط را داد فرمود «فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً »(طه/123) اگر من چراغ و امام هدایتی را برای شما فرستادم که راه را برای شما روشن می کند، از آن تبعیت کنید. «فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً» من شما را در تاریکی زمین و بین قوای شیطان تنها نمی گذارم و این طوری نیست که شیطان بتواند رهزن شما بشود؛ من چراغ هدایتی را برای شما می فرستم که راه را برای شما روشن کند. حالا شما آزادید که تبیعیت کنید یا نه. «فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقى» اگر شما بنا را بر این گذاشتید که تبعیت کنید، نه گم می شوید و نه عاقبت به شر و شقی.

این همان دو چیزی است که شیطان برای آن کمین کرده است. شیطان در قدم اول می خواهد ما مبتلا به ضلال و گم گشتگی بشویم. بعد از این که انسان سرگردان و حیران و گمشده شد، قدم بعد شقاوت و عاقبت به شری است. شیطان برای ما چنین چیزی را در نظر گرفته است.

لذا خدای متعال در مقابل قوای شیطان و شیاطینی که به ما نزدیک هستند و وسوسه می کنند، برای ما یک هدایتی را در نظر گرفته «فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقى» فراز آخر زیارت اربعین یعنی همین؛ «قَلْبِي  لِقَلْبِكُمْ  سِلْمٌ  وَ أَمْرِي لِأَمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ» یعنی انسان به دنبال آن چراغ هدایتی برود که خدای متعال در عالم روشن کرده است. لذا نقش امام در عالم، هدایت و راهبری است و نقش ما تبعیت و دنبال امام رفتن و هیچ وقت هم نباید این دو نقش جا به جا بشود. «وَ اعْلَمُوا أَنَّ فيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ»(حجرات/7) بدانید رسول خدا بین شماست و شما باید دنبال او حرکت کنید. «لَوْ يُطيعُكُمْ في  كَثيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ» اگر او در بسیاری از امور دنبال شما حرکت کند، به رنج می افتید؛ لذا شما باید دنبال او حرکت کنید. برای همین است که می گوییم باید از امام تبعیت کرد.

مسیر دنیا مسیر پر خطر و پر فراز و نشیبی است. یک لبه دنیا جهنم است و یک لبه اش بهشت است. در زیارت جامعه کبیره می خوانید «أَنْقَذَنَا مِنْ  شَفَا جُرُفِ  الْهَلَكَاتِ » ما در لبه پرتگاه جهنم و در معرض خطر هستیم و آن کسی که دست ما را می گیرد و نجات می دهد وجود مقدس امام است. خدای متعال فرموده من امامی برای شما می فرستم تا دنبال او حرکت کنید؛ او راه را بلد است و شما را از پرتگاه ها عبور می دهد و آنجایی که خطر است دست شما را می گیرد. «بَذَلَ  مُهْجَتَهُ  فِيكَ  لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَةِ» امام ما را از جهالت و ضلالت نجات می دهد. لذا ما در برابر امام مکلف به تبعیت هستیم.

در نقطه مقابل هم تلاش شیطان این است که ما را از امام جدا کند. وقتی انسان از امام جدا بشود مبتلا به گم شدگی می شود «ضَلَ  مَنْ  فَارَقَكُمْ » انسان دور از امام، در این عالم پر سر و صدا و شلوغ گم می شود، حتی اگر فیلسوف یا عارف یا هر کس دیگری باشد. انسان هر چه که باشد اگر از امام جدا بشود دچار ضلالت می شود. «ضَلَ  مَنْ  فَارَقَكُمْ  وَ فَازَ مَنْ تَمَسَّكَ بِكُمْ». بنابراین شیطان همه تلاشش این است که ما را از امام جدا کند؛ لذا به خدای متعال عرضه می کند «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيمَ»(اعراف/16) من راه مستقیم را می بندم؛ منظور از راه مستقیم، راه عبودیت و بندگی است. شیطان می گوید من راه بندگی را می بندم و سر راه بندگی تو می نشینم تا بندگان تو از راه های دیگری بروند.

حالا این راه بندگی چیست؟ ذیل آیه «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ»(حمد/6) فرمود صراط مستقیمی که شما باید دائما از خدا بخواهید که شما را در آن راه نگه بدارد، وادی معرفت است؛ هر کس در این صراط وارد بشود انوار معرفت به قلبش می رسد و عارف می شود و هر چقدر پیش برود معرفت او لطیف تر می شود. «وَ هُمَا صِرَاطَانِ »(1) این صراط مستقیم دو تاست؛ یکی در دنیا و یکی در آخرت؛ منتها ورودی صراط مستقیم فقط از دنیاست. لذا کسی که در دنیا به امام نرسد، در آخرت دشوار است که این کار را بکند «وَ أَمَّا الصِّرَاطُ الَّذِي فِي الدُّنْيَا فَهُوَ الْإِمَامُ الْمَفْرُوضُ الطَّاعَةِ» صراط دنیا امام است. بنابراین شیطان اگر گفته من سر راه بندگی تو می نشینم، منظورش وادی ولایت امام است.

در جای دیگر شیطان گفت من از چهار طرف به انسان حمله می کنم «لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرينَ»(اعراف/17) و خواهی دید که اکثر این ها نسبت به این امام و صراط مستقیمی که روی زمین قرار گرفته است شاکر نخواهند بود. در روایات آمده که منظور از نعیم، وجود مقدس امام است؛ نعمت حقیقی در عالم، وجود مقدس امام است و تمام نعمت های دیگر بدون امام به جایی نمی رسند؛ اگر شما امام را از عالم حذف کنید، این امکانات دیگر عالم را به مقصد نمی رساند. چشم و گوش و قلب و زبان و عقل و این ها برای این راه کافی نیست. لذا آن نعمتی که خدا قرار داده است تا ما شاکرش باشیم، وجود مقدس امام معصوم است و ما بقی نعمت ها کفایت این راه را نمی کنند. لذا شیطان می گوید من راه امام را می بندم و آنقدر از جوانب مختلف غافلشان می کنم که اکثرشان نسبت به این نعمت غافل بشوند «لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرينَ».

ببینید شیطان یک محاسبه ای کرده و گفته است من همه بندگانت را جهنمی می کنم «إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصينَ»(حجر/40) عباد مخلص یعنی آن هایی که خدا خالصشان کرده و هیچ رگه ای از غیر، در آن ها نیست و معصوم اند. حالا شیطان از این مخلصین رفع طمع کرده ولی در مورد بقیه می خواهد همه را جهنمی کند؛ برای همین گفته است نمی گذارم یک مؤمن به بهشت برود. به تعبیر حضرت تیری را در کمان گذاشته و با تمام وجود کشیده و از یک نقطه نزدیک ما را هدف قرار داده «رَمَاكُمْ  مِنْ  مَكَانٍ  قَرِيبٍ »(2) و نقطه ضعف های ما را می بیند و از بخل و حب مال و حب جاه و حسد ما استفاده می کند و با همین ها ما را از امام جدا می کند.

ولی شیطان در محاسبه اش یک جا را اشتباه کرده است. «رَجْماً بِظَنٍّ غَيْرِ مُصِيبٍ» تیرش به هدف نخورد. نکته این است که شیطان این را نمی دید که خدای متعال برای ما امامی می فرستد و او راه را برای ما باز می کند. درست است که شیطان راه را می بندد ولی امام می آید و راه را باز می کند. شیطان اگر این را می دید دیگر رجز نمی خواند. اگر شیطان «إنَّ الْحُسَیْنَ مِصْبَاحُ الْهُدَی وَ سَفِینَةُ النَّجَاتِ» را می دید این حرف ها را نمی زد.

تا اینجا عرض شد که خدای متعال ما را به این دنیا فرستاد در حالی که قوای شیطان در کنار ما هستند و یک پناهگاه و یک چراغ هدایت هم برای ما قرار داده تا دنبال او حرکت کنیم. اگر ما دنبال این امام حرکت کنیم دیگر دست شیاطین به ما نمی رسد و نه گم می شویم و نه به شقاوت می رسیم.

در ادامه خدای متعال می فرماید اگر قدر این نعمت را ندانید اوضاعتان خراب می شود «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً»(طه/124) ذکر یعنی همان امام و همان هدایت؛ در روایات، هم هدی به امام تفسیر شده و هم ذکر. خدای متعال می فرماید اگر از این چراغ هدایت و از این امام روی گردان بشوید، عیشتان در دنیا عیش تلخی خواهد شد. ببینید اگر کسی از امام جدا بشود، همه امکانات عالم هم برای او وسعت نمی آورد، چون وسعت باید در درون انسان ایجاد بشود؛ یعنی انسان باید به شرح صدر برسد تا به آرامش برسد و اگر به شرح صدر نرسد، تمام امکانات عالم هم عیش او را از تنگی خارج نمی کند.

راه پیدا کردن شرح صدر هم اتصال به امام است. اگر کسی به امام برسد و انوار امام در قلب او وارد شود، برای او شرح صدر ایجاد می شود. در روایت است اگر کسی امام را در مقام نورانیت شناخت به شرح صدر می رسد. حضرت امیر فرمودند «إِنَّهُ لَا يَسْتَكْمِلُ  أَحَدٌ الْإِيمَانَ»(3) ایمان هیچ مؤمنی به کمال نمی رسد «حَتَّى يَعْرِفَنِي  كُنْهَ مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ» تا زمانی که من را بشناسد و به معرفت من برسد. ببینید معرفت امام، معرفت مقامات پایین ایشان نیست؛ اگر کسی توانست امیرالمؤمنین را در آن مقام نورانیتش ببیند حقیقت ایمان در او کامل می شود. باید آن منزلت نور امام در قلب ما ایجاد بشود تا به ایمان کامل برسیم.

بنابراین ایمان چیزی جز ظهور نور امام در قلب انسان نیست، چون امام خودش کلمه ایمان است. لذا اگر نور امام به قلب شما بیاید مؤمن می شوید. «حُبُّ عَلِيٍّ إِيمَانٌ  » را سنی و شیعه نقل کرده اند. ببینید حب حضرت یعنی نور حضرت؛ لذا هر گاه نور ولایت حضرت در قلب انسان بتابد، انسان مؤمن می شود. اگر آن کنه نورانیت امام در قلب انسان تجلی بکند انسان به ایمان کامل می رسد. اگر کسی به اینجا رسید «فَقَدِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ وَ شَرَحَ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ » آن عبدی است که خدای متعال قلبش را برای ایمان ریاضت داده و آماده کرده است. ببینید ایمان نوری است که در قلب ظاهر و بعد ناظر به اعضاء و جوارح انسان می شود و ده درجه دارد. درجات ایمان، درجات ظهور نور امام در قلب انسان است. مثلا سلمان و ابوذر هر دو هم با امیرالمؤمنین سیر می کنند ولی این سیر درجاتی دارد و اگر کسی کنه نورانیت امام را بشناسد، ایمانش کامل می شود.

درست است که گفتیم نور ایمان درجاتی دارد ولی باید به این نکته توجه کرد که اگر مثلا درجه دوم ایمان برای کسی بیاید، درجه اول از او سلب نمی شود. کسی که درجه دوم ایمان را دارد، درجه اول را هم دارد، ولی کسی که در درجه اول است، درجه دوم را ندارد؛ لذا کسی که در درجه دهم است، همه درجات ایمان را داراست. نور ایمان مثل پلکان نیست که وقتی آدم می رود روی پله بالاتر، پله های پایینی را از دست بدهد. حالا انسان وقتی به درجه دهم برسد، محبت و نورانیت امام به نحو کامل در قلب او ظهور پیدا می کند و البته مراتب قبلی هم محفوظ می ماند. اگر کسی این طوری بشود، عبدی است که خدا قلبش را برای ایمان آماده کرده است.

بعد صفت دوم این فرد را بیان می کند «وَ شَرَحَ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ» به او شرح صدر داده می شود. لذا شرح صدر یعنی ظهور نور امام در قلب انسان «وَ هُمْ  وَ اللَّهِ  يُنَوِّرُونَ  قُلُوبَ  الْمُؤْمِنِينَ »(4) امام خورشیدی است که قلب مؤمنین را روشن می کند. لذا وقتی حضرت ظهور می کنند، نورشان عالم را روشن می کند «وَ اسْتَغْنَى الْعِبَادُ عَنْ ضَوْءِ الشَّمْسِ»(5) در آن زمان مردم از نور ماه و خورشید بی نیاز می شوند. بنابراین آن چیزی که انسان را به وسعت و آرامش می رساند شرح صدر است نه امکانات مادی؛ باید در درون انسان اتفاقاتی بیافتد تا انسان به آرامش برسد و وسعت پیدا کند.

بنابراین اگر انسان به امام نرسد، به شرح صدر هم نمی رسد و امکانات بیرون برای او وسعت ایجاد نمی کنند. بلکه حتی اگر امکانات شخص بیشتر بشود، ضیق و ضنکش هم بیشتر می شود. لذا تا درون انسان اتفاقی نیافتد که باعث شرح صدر بشود، هر چه امکانات بیشتری داشته باشد وضعش بد تر می شود؛ مثل آدمی که دارد سقوط می کند و مرتب بار های سنگین تری به خودش می بندد. انسانی که به امام و حبل الله، متصل و معتصم نیست در حال سقوط است و هر چه بار بیشتری داشته باشد سقوط بدتری خواهد داشت.

ما در این دنیا تا وقتی که به امام نرسیده ایم در تاریکی هستیم و به هر طرف نگاه بکنیم، زمین و آسمان و خورشید و ماه و خودمان را می بینیم، نه خدای متعال را. انسان تا وقتی که به امام نرسیده باشد مخلوقات را می بیند و این مخلوقات حجاب او می شوند؛ بنابراین انسان می گوید خدا چه کاره است؟ انسان تا به امام نرسیده باشد آن دست پنهان را نمی بیند. حالا وقتی که چراغ روشن بشود و انسان به امام برسد، پرده ها کنار می رود و انسان دست الهی را می بیند و می فهمد که اوست که عالم را اداره می کند. لذا تا قبل از رسیدن به امام، همه عالم حجاب و ظلمت است ولی وقتی به امام برسی همه عالم به منزله آیات الهی می شوند. انسان تا وقتی به امام نرسیده باشد پیاپی دنبال خدا می گردد و استدلال می آورد ولی باز هم در شک می ماند.

یک بنده خدایی بود، وقتی سر کلاس حضور غیاب می کرد، همه حاضر ها را غایب می نوشت و همه غایب ها را حاضر می نوشت. ایشان می گفت وقتی می گوییم امام زمان غایب است و ما حاضریم، در اصل حضور و غایب کردن ما همین طوری است. حالا ما هم وقتی با خدا حضور و غیاب می کنیم، همین کار را می کنیم؛ می گوییم خورشید حاضر، ماه حاضر، زمین حاضر، دکمه کت من حاضر، کیهان حاضر، اتم حاضر، ولی خدا پیداش نیست و غایب. تا وقتی انسان به امام نرسیده باشد وضع همین است.

حالا اگر چراغ روشن بشود، همه عالم، آیات الهی می شوند و این ماه و خورشید و دنیا گم می شوند. آن وقت اگر به درون خودت هم نگاه بکنی آیات خدا را می بینی. «سَنُريهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ في  أَنْفُسِهِمْ»(فصلت/53) ما آیات خودمان را در بیرون و در درون آن ها به آنها نشان می دهیم «حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ» تا ببینند که هر چه هست اوست.

نجات از کور دلی و تاریکی به واسطه امام

راه ارائه این آيات هم امام است که بزرگ ترین آیه خداست. امیرالمؤمنین فرمود هیچ آیه ای بزرگ تر از من نیست «مَا لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ آيَةٌ هِيَ  أَكْبَرُ مِنِّي »(6) به تعبیر جامعه کبیره، امام آن آیه ای است که در خزانه الهی است و اگر کسی به آن آیه برسد همه عالم برایش آيه می شود. اگر کسی به امام نرسد همه عالم برای او حجاب است. آدم وقتی پولش در جیبش است، خیالش راحت است و وقتی جیبش خالی شد می ترسد. این یعنی خدا را نمی بیند. این خیلی بد است و انسان تا وقتی به امام نرسیده باشد همین طوری است.

اگر کسی به امام نرسد باید با همین مخلوقات زندگی کند و این مخلوقات زندان او می شوند و هر کدام که می آیند، یک باری به او اضافه می کند. دیده اید دیگر؛ اگر دوستی ما با رفقایمان برای خدا نباشد، همه اش بار روی دوش آدم است. لذا آمده «الْأَخِلاَّءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ»(زخرف/67) روز قیامت دوست های صمیمی با هم دشمن می شوند «إِلاَّ الْمُتَّقينَ» متقین یعنی شیعیان امیرالمؤمنین؛ یعنی آن هایی که در مودت امیرالمؤمنین دوستی می کردند؛ این دوستی در قیامت هم به هم نمی خورد.

در روایت آمده که در روز قیامت منادی ندا می دهد «أَيْنَ  الْمُتَحَابُّونَ  فِي  اللَّهِ »(7) آن هایی که در راه خدا به هم محبت می کردند نه برای پول و موقعیت، کجا هستند؟ مثلا ما تا حدودی این طور هستیم. الان چرا هم دیگر را دوست داریم؟ به خاطر قد و صدا و پول و این چیز هاست؟ نه؛ به خاطر این است که طرف مقابلمان شیعه امیرالمؤمنین یا زائر امام حسین است. شاید الان اولین بار باشد که هم دیگر را می بینیم ولی ته دلمان به هم متصل است چون به حضرت متصلیم. این محبت می شود همان که روایت می گوید. چرا ما به هم محبت می کنیم؟ من چرا کفش شما را بر می دارم و تمیز می کنم؟ برای حب در راه خدا.

روایت می گوید وقتی در قیامت ندا می آید «أَيْنَ  الْمُتَحَابُّونَ  فِي  اللَّهِ» یک عده ای بلند می شوند. ندا می آید که بی حساب و کتاب به بهشت بروید؛ در آن قیامتی که پنجاه موقف هزار ساله دارد می گویند بی حساب و کتاب بروید به بهشت. ملائکه جلویشان را می گیرند و می گویند کجا می روید؟ اینجا محل حساب و کتاب است. می گویند ما خودمان نمی رویم؛ به ما گفته اند بروید. ملائکه می گویند مگر شما چه کسانی هستید؟ می گویند ما «الْمُتَحَابُّونَ  فِي  اللَّهِ» هستیم و در راه خدا به هم محبت می کردیم و کار نداشتیم طرف پول دار است یا فقیر، خوشگل یا زشت و به خاطر خدا به هم محبت کردیم. ملائکه می گویند عملتان خیلی خوب است «وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلينَ»(آل عمران/136) و مزدتان هم از عملتان بهتر است.

پس اگر عده ای برای خدا با هم رفیق باشند، روز قیامت هم با هم هستند، ولی اگر رفاقتشان برای خدا نباشد در تنگنا هستند. این هم اینجا مشخص نمی شود «يَوْمَ هُمْ بارِزُونَ»(غافر/16) آن روزی معلوم می شود که پرده ها کنار می رود. در آن روز می بیند که این محبت آن ها حقیقتا محبت نبوده بلکه دشمنی بوده و برای همین از هم فرار می کنند.

بقیه امکانات دنیا همین طور است؛ اگر با امام راه نروید، زمین و آسمان و عرش و دنیا دشمنتان می شود؛ حتی دست انسان روز قیامت علیه او شهادت می دهد. وقتی دست آدم علیه او شهادت می دهد، او می گوید تو دیگر چرا علیه من شهادت می دهی؟ من با خود تو زدم تو گوش فلانی؛ تو که شریک جرمی چرا شهادت می دهی؟ ای چشم من تو که شریک جرمی چرا شهادت می دهی؟ جواب می دهد که نه؛ تو گناه کردی نه من. من لشکر خدا بودم و خدا به من گفته بود به حرف تو گوش بدهم؛ حالا هم گفته به حرفش گوش نده و علیهش شهادت بده و من هم می دهم. لذا کسی که با امام همراه نباشد، همین اسباب زندانش می شوند.

اگر ما در این عالم به این خدای حکیم مهربان سمیعی که ما را اجابت می کند و کنار ما حاضر است برسیم به آرامش می رسیم. اگر شما چنین خدایی را پیدا کردید که عزیز است و هیچ کس نمی تواند به او فرمان بدهد و هر کاری بخواهد می کند به آرامش می رسید. آدم وقتی این خدا را پیدا کند می گوید من دیگر راحتم چون او دارد من را تدبیر می کند، صدایم را می شنود و قادر است هر کاری بکند و ضعف و فقر من را می داند. ولی اگر آدم خدا را پیدا نکند، مقابل نظام طبیعت و کیهان، ناتوان مطلق است؛ یک روز به دنیا می آید، یک روز مریض می شود، یک روز پیر می شود و یک روز هم تمام می شود و می میرد. خب آدم در این حالتی که نه خودش می تواند کاری بکند و نه تکیه گاه دارد، دیوانه می شود دیگر؛ این آدم در این حالت حتما به پوچی و جنون می رسد.

مثلا آیا شما می دانستید که روانشناسی در غرب، بعد از گسترش شهوات پیدا شده؟ این ها بعد از این شهوت رانی ها، به بیماری های روانی مبتلا شدند و به خاطر همین به این علوم روی آوردند؛ حالا هم دارند این بیماری های مسریشان را به ما مسلمان ها انتقال می دهند. همین کشور هایی که انقدر ازشان تعریف می شود و اسمشان برده می شود، بالا ترین مقدار مصرف داروهای روانی را دارند.

عرض شد که خدای متعال می فرماید من شما را فرستادم روی زمین در حالی که قوای شیطان هم حضور دارد و شما باید با آن دست و پنجه نرم کنید؛ یک امام هم برای شما فرستادم تا دنبال او بروید تا دست شیطان به شما نرسد. حالا اگر دنبال امام بروید هدایت می شوید، ولی اگر نروید «فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً» عیشتان ضنک می شود «وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى» در قیامت هم کور محشور می شوید. «بِنَا هَدَاكُمُ  اللّهُ  مِنَ  الضَّلَالَةِ وَ بَصَّرَكُمْ مِنَ الْعَمَى »(8) انسان تا به امام نرسد چشم باطنش باز نخواهد شد؛ لذا اگر کسی به امام نرسد در قیامت کور محشور می شود. فقط کسی که به امام برسد چشم دلش باز می شود و حقایق عالم را می بیند، چون تنها با نور امام است که حجاب ها برداشته می شود و انسان می تواند باطن و ملکوت عالم را ببیند و به یقین برسد. لذا انسانی که به امام متصل نیست در شک و ضنک و کوری است.

حالا این آدمی که در قیامت کور محشور شده است نسبت به این کوری به خدای متعال اعتراض می کند و می گوید خدایا چرا من را کور محشور کرده ای؟ من در دنیا چشم داشتم حالا چرا من را نابینا کرده ای؟ «لِمَ حَشَرْتَني  أَعْمى  وَ قَدْ كُنْتُ بَصيراً»(طه/125) خدای متعال می فرماید که تو در دنیا هم کور بودی؛ منتها کور باطنی؛ یعنی وقتی امام برای تو آمد به او اعتنا نکردی «كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسَى ».

ابا بصیر کنار امام صادق علیه السلام مقابل در ورودی مسجد الحرام نشسته بود. امام فرمودند ابابصیر از این هایی که به مسجد می آیند بپرس که امام صادق را دیده اند یا خیر. اولی آمد؛ ابا بصیر گفت امام صادق را دیده ای؟ گفت نه. از چند نفر این سوال را پرسید و همه همین طور جواب دادند. در همین حین ابوهارون مکفوف که نابینا و از اصحاب امام صادق بود آمد. امام فرمود از ابو هارون بپرس که امام صادق را ندیده ای؟ ابا بصیر گفت ابو هارون امام صادق را ندیده ای؟ ابو هارون که نابینا بود گفت مگر نمیبینی که امام کنارت نشسته اند؟ «بِنَا هَدَاكُمُ  اللّهُ  مِنَ  الضَّلَالَةِ وَ بَصَّرَكُمْ مِنَ الْعَمَى» و «وَ هُمْ  وَ اللَّهِ  يُنَوِّرُونَ  قُلُوبَ  الْمُؤْمِنِينَ» یعنی همین.

ببینید اگر دست ما باشد، نمی توانیم امام را پیدا کنیم. لذا امام باید بیاید سراغ آدم «أَتَتْكَ آياتُنا». می گوید امام آمد دنبال تو، «فَنَسيتَها» ولی تو ترک او را کردی؛ امیرالمؤمنین گفته اند دستت را بده ولی تو رویت را برمی گردانی؛ پس امروز هم در قیامت حضرت رویشان را از تو برمی گرداند. کسی که امام از او روی گردان شود کور است، همان طور که اگر خورشید به ما پشت کند دیگر چیزی را نمی بینیم. «أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسيتَها» یعنی تو تکبر کردی و از امام اعراض کردی. اگر انسان رویش را از امام برگرداند، الی الابد در کوری می ماند. گناه هم به طریقی روی برگرداندن از امام است، منتها رو برگرداندن کامل نیست. لذا ما باید مواظب باشیم تا گناه نکنیم و از امام روی گردان نشویم.

در زمان امام صادق یک شخصی شراب خورده بود. این بنده خدا داشت از یکی از کوچه های باریک شهر می گذشت که با امام صادق برخورد کرد و دید حضرت دارند می آیند. همین که حضرت را دید رویش را برگرداند و به سمت دیوار ایستاد. وقتی حضرت به او رسیدند گفتند فلانی اگر گناه هم می کنید، رویتان را از ما برنگردانید و الا از دست می روید. لذا انسان هر گناهی هم کرد، باید فوری سرش را در دامن امام بگذارد، یا یک قطره اشک برای امام حسین بریزد، و الا کارش درست نمی شود.

تواضع و خشوع در برابر امام

خدای متعال می فرماید اگر آیات یا به تعبیری امام نزد شما آمد و شما روی گردان بشوید، الی الابد در کوری و تاریکی می مانید «إِنَّ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها»(اعراف/40) حضرت فرمود تکذیب آیات، یعنی تکذیب امام و الا خورشید و ماه را که کسی تکذیب نمی کند. آن هایی که با استکبار و احساس بی نیازی و استغنا رویشان را از امامی برمی گردانند که آمده است او و عالم را نجات بدهد «لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ» در های سماوات به رویشان باز نمی شود و همیشه باید روی زمین بمانند.

در ادامه می فرماید «وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ» به هیچ وجه وارد بهشت نمی شوند. «حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ في  سَمِّ الْخِياطِ» مگر این که شتر از سوراخ سوزن رد بشود. رد می شود؟ هم می شود هم نمی شود. شتر در حالت عادی از سوراخ سوزن رد نمی شود لذا مفسرین گفته اند که این ها هیچ وقت بهشت نمی روند. کسی که نسبت به امام استکبار کند بهشتی نخواهد شد. البته بعضی ها گفته اند اگر شتر انقدر لاغر بشود که مانند مورچه بشود می تواند از سوراخ سوزن بگذرد. یعنی اگر همه استکبار انسان در مقابل امام از بین برود و در مقابل امام مانند ذره بشود، می تواند به بهشت برود. امام تا وقتی که انسان خودش را می بیند، به او نگاه نمی کند و تا وقتی که امام به انسان نگاه نکند، انسان سماواتی نمی شود. بنابراین امام آمده است تا ما را سماواتی کند و ما باید نسبت به او مطیع باشیم.

حالا آن هایی که در مقابل امام خشوع می کنند، در های بهشت به رویشان باز می شوند. یکی از در های بهشت از همین کربلا یعنی حرم امام حسین باز می شود. اگر کسی در مقابل امام تواضع کند، وارد جنت امام حسین می شود ولی اگر استکبار بکند و رویش را برگرداند، الی الابد باید در عالم ارض بماند و جهنمی بشود. انسان متواضع و خاشع، به اندازه ای که خشوع بکند به او توجه می کنند و به همان اندازه سماواتی می شود. لذا ما باید در مقابل ائمه مانند یک ذره بشویم و مسکین امیرالمؤمنین باشیم «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى  حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ أَسيراً»(انسان/8) در وادی ولایت امام، هر کس هر طعامی بخواهد، از طعام ظاهری تا باطنی، به او می دهند. مائده ها آماده است «وَ مَوَائِدَ الْمُسْتَطْعِمِینَ مُعَدَّهٌ وَ مَنَاهِلَ الظِّمَاءِ مُتْرَعَةٌ» اگر ما تشنه باشیم، سرچشمه ها در حرم امام برای ما آماده است.

ببینید قلب همه انسان ها تشنه ولایت امام است؛ این قلب اگر در دنیا به امام نرسد، عطشش در عالم برزخ او را اذیت می کند. ما تشنه ولایت امامیم و این عطش در همه ما هست. قرآن می فرماید آن هایی که دنبال امام حرکت می کنند «وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّريقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً»(جن/16) اگر بر ولایت امام استقامت می کردند ما قلبشان را با آب گوارا سیراب می کردیم. منظور از این آب گوارا، ولایت امام است «لَأَشْرَبْنَا قُلُوبَهُمُ  الْإِيمَانَ »(9) قلبشان را با محبت امام پر می کردیم. حالا اگر انسان به امام نرسد، این عطش در برزخ و قیامت بی داد می کند. «تشنه بودیم سلامی به لب خشک حسین/ دل ما را به لب آب بقا بر گرداند» واقعا ولایت امام آب حیات است و اگر کسی از آن بخورد همیشه باقی می ماند.

پی نوشت ها:

(1) معاني الأخبار، النص، ص: 32

(2) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 287

(3) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 26، ص: 1

(4) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 1، ص: 194

(5) الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج 2، ص: 381

(6) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 1، ص: 207

(7) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 2، ص: 126

(8) شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار عليهم السلام، ج 1، ص: 121

(9) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 1، ص: 220