نسخه آزمایشی
چهارشنبه, 30 آبان 1397 - Wed, 21 Nov 2018

تفسیر «شهداء دارالفناء و شفعاء دار البقاء» و اولیاء خدا / امت وسط و ارتباط مقام شهادت و شفاعت

متن زیر سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین میرباقری است که در ایام شهادت امام حسن مجتبی(ع) به تاریخ 18 آذرماه 92 برگزار شده است و در آن به بحث شاهد بودن امام و خواص آن پرداخته اند. ایشان در در این جلسه بیان داشته اند که امام معصوم شاهد بر همه اعمال امت خویش است: «شهداء دارالفناء» و این مقام به منظور هدایت، سرپرستی و دستگیری از شیعیان می باشد: «شفعاء دار البقاء». اساساً مقامات معنوی که به خواص داده می شود به منظور انجام یک مأموریتی است، بالاتر از همه، امام مأموریت دارد انسان ها را با عبور از سختی های دنیا، به قرب الهی رساند. این نظارت و شفاعت حضرت تا قیامت نیز ادامه دارد. متن زیر گزارش تفصیلی این جلسه است که تقدیم می شود.

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین. از خصوصیاتی که برای ائمه معصومین(ع) از سوی امام هادی(ع) در زیارت جامعه کبیره نقل شده است، «انتم الصراط الاقوم و شهداء دارالفناء و شفعاء دار البقاء» می باشد که ائمه معصومین(ع) در این دار دنیا که دار فنا است، شاهد  اعمال ما بوده و ظاهر و باطن اعمال ما در محضر آنها موجود است. خدای متعال در قرآن می فرماید: «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهيداً»(بقره/143) ما شما را امت وسط قرار دادیم که شاهد بر مردم باشید و رسول هم شاهد بر شما باشد. مفسرین گفته اند در ترجمه «امت وسط» سه سوال مطرح می شود؛ «امت وسط» کیست؟ «شهداء» به چه معنا است؟ «رسول» یعنی چه؟

«امت مسلمان»، مصداق «امت وسط»؛ طبق برخی تفاسیر

امت به جمعیتی می گویند که مقصد و امام داشته و به دنبال آن مقصد و امام حرکت می کنند، جمعیتی که هدف و امام واحدی نداشته باشند به آنها امت گفته نمی شود، البته گاهی امت در قرآن به یک فرد اطلاق شده است، به دلیل این که هرآنچه در امت وجود دارد گاهی در یک فرد محقق می شود، مثل حضرت ابراهیم خلیل (ع): «إِنَّ إِبْراهيمَ كانَ أُمَّةً قانِتا»(نحل/120) چراکه حضرت ابراهیم (ع) به تنهایی یک امت بود و کار یک امت را می کرد و به تنهایی در مقابل جریان بت پرستی آشکار ایستاد.

در آیه مذکور یک احتمالی که مفسرین داده اند که امت وسط، همان «امت اسلامی» است و اسلام، دین متعادلی می باشد که از افراط و تفریط ادیان دیگر به دور است. در دین مسیحیت دستوراتی است -  بعید است که مربوط به اصل دین باشد- که در آن تعادل وجود ندارد، فرض کنید ازدواج کردن برای کشیش های آنها حرام است و تجرد، رهبانیت، دوری از زندگی اجتماعی و خانوادگی جزء فضیلت ها به حساب می آید، در حالیکه امت اسلام اینگونه نیست. حضرت فرمودند: «لا رهبانیة فی الاسلام»(1) رهبانیت در اسلام نداریم و راه رسیدن به خدا را رهبانیت نمی دانیم. ایشان راه دیگری به خدا باز کردند و آن این است که همه کارهای انسان، عبادت و بندگی باشد نه این که فقط هفده رکعت نماز بخواند و مشغول به دنیا شود. از کسانی باشیم که همه زندگیشان عبادت باشد: «وَ الَّذينَ هُمْ عَلى‏ صَلاتِهِمْ يُحافِظُونَ»(معارج/34) این راهی است که حضرت(ص) و دیگر انبیاء(ع) همین راه را رفتند. اگر کسی وارد خانه نبی اکرم(ص) شد، می تواند به سوی عالم توحید حرکت کند، خانه ای که بیت النور است «في‏ بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ»(نور/36) خانه انبیاء(ع)، نبی اکرم(ص)، معصومین(ع) خانه ای است که خدا اجازه رفعت و ذکر در آن خانه داده است. اگر کسی وارد این خانه ها شد، قرآن می فرماید: «يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ»(نور/36) صبح و شب در این خانه ها خدا را تسبیح می کنند. «رِجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إيتاءِ الزَّكاة»(نور/37) شخصیت هایی که تجارت و خریدوفروش آنها را از ذکر الهی غافل نمی کند و از اقامه صلات و دادن زکات غافل نمی شوند. معنای این آیه این نیست که چون مشغول به عبادتند، تجارت نمی کنند، معنایش این است که تجارت می کنند ولی تجارتشان ذکر است. بنابراین اگر کسی وارد خانه نبی اکرم(ص) شد، نمازش، خوابش، بازارش ذکر می شود، مسیر نزدیکی به خدا این است و نه رهبانیت و دوری گزیدن، از خانواده و جامعه.

اگر انسان وارد محیط ولایت امیرالمومنین (ع) بشود، اگر حقیقت ولایت به او داده شد، آن وقت در حصن الهی وارد شده است و همه کارهایش عبادت می شود و شیطان دیگر به او دسترسی ندارد و نمی تواند او را از خدا غافل کند: «ولایة علی بن ابیطالب حصنی»

«اهل بیت(ع)»، معنای دیگر «امت وسط»

معنای دیگری از «امت وسط» که در روایات معصومین(ع) فرمودند، مقصود عموم جامعه مومنین و مسلمین نیست، بلکه مقصود، ائمه معصومین (ع) هستند. شاهد این مطلب این است که خدای متعال برای این امت وسط دو صفت ذکر کرده است: اول اینکه ما شما را امت وسط قرار دادیم ». دوم اینکه «لتکونوا شهداء علی الناس» ما شاهد بر مردم هستیم؟ شاهد بر مردم کیست؟ ما انسان های عادی خودمان هم در حجابیم، چه برسد به اینکه شاهد دیگران باشیم! ما از خودمان هم غافل هستیم و بر خودمان و اعمال مان هم شهود نداریم، لذا این امت وسط کسانی هستند که شاهد بر مردم اند. در روایات فرموده اند، مقصود از « لتکونوا شهداء علی الناس » ما ائمه (ع) هستیم، ما شاهد اعمال و کردار مردم هستیم.

اهل بیت (ع)، شاهدان بر مردم

شهود ائمه (ع) نسبت به ما اقسام و مراتبی دارد؛ یک قسم شهود این است که اعمال ما مومنین بلا استثناء به ایشان عرضه شود. خدای متعال در قران می فرماید: «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُون»(توبه/105) توجه داشته باشید که خدای متعال و رسول(ص) و مومنین عمل شما را می بینند. این مومنونی که عمل ما را می بینند چه کسانی هستند؟ ائمه (ع) فرمودند ما معصومین(ع) هستیم. از امام رضا (ع) در کافی نقل شده است که یکی از اصحاب نزدیک امام، به نام عبدالله بن عوان به حضرت عرض کرد: آقا من و همسرم را دعای اختصاصی کنید. حضرت فرمودند: ما شما را دعا می کنیم و شاهد بر شما هستیم، شخص از این فرمایش تعجب کرد، حضرت  با اشاره به آیه «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُون» فرمودند: تک تک شما زیر نظر ما هستید و شما را می بینیم، برای شما دعا و استغفار می کنیم(2)

یک معنای رویت ائمه(ع) این است که عمل ما در سیر به  عالم بالا به رویت امام می رسد. در این زمان امام با عمل ما چه می کند؟ مانند شب قدر که تقدیر ما به امضای امام می رسد، در عمل ما تصرف و شفاعت می کنند و آن را اصلاح می کنند. امام ار خودشان سرمایه می گذارند، در روایات معراجیه آمده است، حضرت در معراج مشاهده کردند، ملائکه با خشت طلا و نقره خانه می سازند، پیامبر(ص) سوال کردند: جبرئیل اینها  چه می کنند؟ جبرئیل گفت: برای امت شما خانه می سازند، حضرت فرمودند: پس چرا گاهی مشغولند و گاهی دست بر می دارند؟ جبرئیل گفت:وقتی از دنیا کار نیک برسد مشغول می شوند و اگر این مصالح قطع شود، دست بر می دارند، - البته این سوال حضرت(ص) برای تعلیم ما است - و فرمودند از جمله مصالح، تسبیحات اربعه است؛ «سبحان الله والحمدالله والا اله الا الله والله اکبر» که در طهارت انسان فوق العاده می باشد. همچنین مستحب است، بعد از نمازها، قبل از غروب و اول صبح، سی مرتبه این ذکر گفته شود. در نماز جعفر طیار 300 مرتبه این تسبیحات اربعه بکار رفته است که در طهارت نفس بسیار تأثیرگذار است. در فضیلت این نماز فرمودند، اگر روزی یک مرتبه نماز را بخواند، گناهان آن روز پاک می شود و اگر سالی یک بار خوانده شود، همه گناهان آن سال پاک می شود، وقتی انسان در زندگی اش به خدای متعال رجوع می کند، از زندگی فارغ می شود، رو به خدا می کند و با او سخن می گوید، شستشو می شود و دیگر هیچ عیب و آلودگی ای در این انسان باقی نمی ماند.

آشکار بودن اسرار و باطن انسان ها بر ائمه معصومین (ع)

همه اعمال ما تحت نظر امام (ع) است و نه فقط ظاهر و باطن، بلکه اسرار مخفی و آن زوایایی وجودی که برای خود ما پنهان است نیز به محضر امام می رسد. محضر امیرالمومنین(ع) می آمدند و عرضه می داشتند: ما شما را قبول داریم و دوستتان داریم، حاضریم جانمان را  در راه شما بدهیم. حضرت(ع) به بعضی از آنها نگاه می کردند و می فرمودند: «درست می گویید» و به بعضی دیگر هم می فرمود: «نه شما راست نمی گویید، من شما را جزء دوستان خودم نمی بینیم»! در حالیکه برای خودشان هم امر مشتبه بود و خیال می کردند، جزء محبین هستند. پس امام آن اسرار وجودی ما را می بینند.

یکی از صفات ائمه (ع) که در قرآن نیز آمده است، این است که ائمه(ع) «متوسم» هستند. متوسم یعنی کسی که در چهره و در سیمای انسان، خصوصیات باطنی را می بیند. امام به گونه ای نگاه می کند که نه تنها حال فعلی ما برای ایشان روشن می شود، بلکه گذشته و عالم ذر ما را هم می داند، اینکه ما چه کارها کرده ایم و چه کاره هستیم بر حضرت مشهود است، و اینکه از این به بعد، چقدر حاضریم در راه امام جان دهیم؟! در روایات توضیح داده شده است که واقعا امام چگونه می تواند این ها را ببیند، آمده است که امام دارای «روح القدس» است و روح القدس محجوب به این حجاب ها نیست، یعنی زمین، خورشید، ماه و هیچ کدام برای امام حجاب نمی شوند و برای او این حجاب ها برداشته شده است. این حجاب ها را هم که خداوند برای ما گذاشته است، براساس حکمت است. اگر بنا بود این حجاب از ما برداشته شود، کار خیلی سخت می شد؛ در حال حاضر می بینیم آدم هایی که می دانند در جایی قرار است خیابان شود، آن زمین را چگونه از چنگ صاحبش در می آورند! حالا اگر اسرار را می دانستیم، چه می کردیم؟! آیا می گذاشتیم، دیگران راحت زندگی کنند؟ برای آنها فداکاری می کردیم یا نه؟ اگر می دانستیم که این زمین می خواهد گران شود، آیا آن زمین را به دوستمان می دادیم که وضعش خوب شود؟!

مقامات و قدرت های معنوی مختص به مأموریت های خاص است

آمدند، خدمت حضرت و عرضه داشتند: اسم اعظم می خواهیم حضرت فرمودند: نمی شود، دوباره آمد و اصرار کرد، حضرت به او فرمودند: برو بیرون شهر بایست، شب بیا به من گزارش بده. رفت و بعد از مدتی آمد، حضرت فرمودند: چه دیدی؟ گفت: من رفتم بیرون شهر و کنار پلی ایستاده بودم، دیدم پل باریک است و پیرمردی خارکن با بار خود از بیابان آمد و می خواست از پل رد شود، پشت او یک جوان مغرور سوار بر اسب آمد، می خواست از پل عبور کند، با وجود پیرمرد نمی شد عبور کند، با تازیانه به پیرمرد زد و این بنده خدا بارش زمین ریخت و جوان از پل عبور کرد. حضرت فرمود: اگر من به تو اسم اعظم داده بودم، چه می کردی؟ گفت: جوان را ادب می کردم، حضرت فرمود آن پیرمرد رفیق ما است، اسم اعظم هم به او داده ایم، اما اسم اعظم برای این کارها نیست!

شخصی خیلی التماس می کرد که طی الارض به او بدهند، بزرگواری به او فرمود: چرا این قدر اصرار می کنی؟ طی الارض، هواپیما و ماشین خصوصی نیست، اگر بدهند، ناگهان به تو می گویند: نصف شب پاشو و برو فلان کار را بکن. طی الارض مخصوص مأموریت است. خیال نکنید به کسی طی الارض می دهند که هرکاری دلش خواست انجام دهد بلکه طی الارض ماشین مأموریت است، اگر به شما بدهند و بگویند، الان برو فلان جا شخصی در زیر برف گیر کرده، برو و نجاتش بده، در حالیکه شما در  شب زمستانی خوابیدید، حاضرید بروید؟! علم غیب هم اینگونه است، نه اینکه علم غیب حق را بدون حکمت به کسی بدهند، گاهی از راه باطل و شیطانی قدرت هایی به دست می آید که پایانش جهنم است و هیچ فایده ای ندارد؛ اگر من بدانم در جیب شما چیست، به چه درد می خورد؟

هدایت انسان ها، دلیل برخورداری امام معصوم(ع) از مقامات

در روایتی آمده است که فردی به حضرت عرض کرد: شما چگونه در خانه نشسته اید و همه عالم را می بینید و با وجود این در و دیوار، کوه ها و دشت بر همه جا مسلط هستید؟ حضرت فرمود: در ما روح القدس هست. روح القدس این حائل ها را ندارد و بر همه این حجاب ها نافذ است. در بعضی روایات آمده است که امام فرمود: امام وقتی به امامت می رسد، بین او و خدای متعال عمودی از نور قرار داده می شود که در آن، همه اوصاف مومنین و باطن آنها را می بیند. این علم برای امام لازم است؛ چون امام می خواهد مردم را هدایت کند. اگر اسرار ما را نداند، کاری نمی تواند بکند. یکی از بزرگانی که شاگرد تربیت می کردند می فرمودند: استادی که می خواهد شاگرد بگیرد، باید عالم ذر طرف را بداند، چی بوده و چه کاره بوده تا بتواند، یک کاری برایش انجام دهد، اگر نداند مشکل شخص کجاست، نسخه ای می دهد که شخص را خراب تر می کند. اینکه گفته می شود «باید بروی استاد پیدا کنی» درست است. باید رفت و معلم الهی پیدا کرد، حتی اگر موسای کلیم هم باشیم به استاد احتیاج داریم، ولی اینکه انسان راه بیفتد و زیاد اصرار کند که با ذکرهای مختلف، قدرت های معنوی بدست آورد، این اشتباه است. بنابراین معلم اولا باید زیر و بم عالم را بداند و دوماً برای آدم سرمایه گذاری کند، کاری که معلم الهی در سیر و سلوک شاگرد می کند، بیش از تلاش خودش است.

زحمتی را که امام زمان(عج)  برای هدایت ما می کشد، از تک تک ما  برای خودمان بیشتر است. آیت الله العظمی بهجت (ره) اگر کسی را به عنوان شاگرد قبول می کردند، تلاشی که ایشان برای هدایت او می کرد، بیش از تلاش خود شاگرد بود. به همین دلیل است که به راحتی قبول نمی کردند.

این که ائمه(ع) زیر و بم ما و ازل و ابد ما را می دانند بخاطر این است که اولا «امین الله» اند، ثانیاً «معدن الرحمه» هستند، ثالثا محل اسرار الهی و سر نگه دار خدا هستند. در روایتی آمده است که فردی عرضه داشت خدمت حضرت که چرا به ما اسرار را نمی گویید؟ در صورتی که امیرالمومنین(ع) به اصحابشان می فرمودند و حوادث و مرگ و میرها را می دانستند. حضرت فرمود: شما بند و نگهداری ندارید و بعد اشاره به راوی کردند و فرمودند: سخنی هست که من به تو گفته باشم و آن را به دیگران نگفته باشی؟ شما دهانتان چفت و بست ندارد و نمی شود به شما سرّها را گفت. اینکه ائمه(ع) اسرار ما را می دانند بخاطر آن است که محرم و راز نگه دار اسرار هستند.

امام فرمودند همه اسم اعظم پیش ماست، علوم الهی - الا یک اسم خاصی که آن اسم مخصوص حضرت حق است- همگی نزد ما حاضر است. از حروف اسم اعظم، به آسف بن برخیا یک حرف رسیده بود، اما تمام بیست و هفت حرف آن نزد ما است. که البته مال او به اندازه یک قطره بود، این که امام این علوم را دارد، اسم اعظم دارد، روح القدس در خدمت امام است، این که صحیفه نور بین امام و خداست و این که امام اسرار را می بیند، برای این است که ائمه(ع)، معدن الرحمه،  محرم اسرار، امین الله و شفیع اند.

«شفاعت» امام به معنای سرمایه گذاری او بر بهشتی شدن شیعیان

شفاعت یعنی سرمایه گذاری؛ شفاعت یعنی برای هدایت مردم به کربلا روی و به شهادت برسی، انبیاء اینگونه شفاعت می کردند،حضرت برای تک تک ما تحمل مشقت کردند. منتها این ظرف آن قدر عظیم است که همه ما در آن گم می شویم. کسی تلقی نکند امام با من یکی کار ندارد، در صورتی که امام با تک تک امت کار دارد و برای هر کسی برنامه خاص خودش را دارد. برای مثال ده هزار نفر سوار کشتی شده ایم بار همه بر دوش یک کشتی است. با همه خوبی و بدی ها بار این کشتی هستیم، در این بار طلا و نقره یا اجناس بی ارزش، مال حلال یا حرام همگی روی این کشتی است، حضرت باید همه را به مقصد برساند. سلمان هم که باشید، امیرالمومنین(ع) باید شما را ببرد. اگر شیعه گناه کار هم باشید، باید شما را ببرد، البته هر کسی را به یک طریق می برند. احاطه امام وسیع است و برای هر کسی نسخه خصوصی دارد.

گویا در احوالات مرحوم ملاحسین قلی همدانی است که نقل شده جلسه ای با شاگردان خصوصی خود داشتند که همه تحت تربیت ایشان بودند، در جلسات شروع می کردند و خطاب به یک شاگرد می گفتند: حسد بد است، خطاب به شاگرد دیگر می گفتند: بخل بد است و برای تک تک شاگردان برنامه ریزی مخصوص به او می کردند. یک دستور کلی نیست، امام روی تک تک افراد برنامه ریزی دارند. حضرت برای تک تک ما نسخه خصوصی دارند و این هم ناشی از احاطه حضرت است. در باب مصائب کافی آمده است که ما می بایست تحمل کنیم و بعد این امام است که بر ما سرمایه گذاری می کند.

امام شاهد و شفیع است. شفیع بودن امام فقط به این معنی نیست که روز قیامت دم در بهشت ما را به داخل ببرند بلکه باید سرمایه گذاری کنند که آدم بهشتی شود، بعد او را ببرند بهشت، آدم غیر بهشتی را که نمی شود بهشت برد. حضرت سرمایه گذاری می کنند به این معنا که آدم جهنمی را بهشتی می کند، بعد می گوید ببریدش بهشت، در بزم پاکان، ناپاکان را راه نمی دهند. لذا امام شاهد بر ما هستند، در همه عوالم شاهد بر ما بودند و قبل و بعدمان و حتی باطنمان را با آن لایه های پنهانی می دانند.

بزرگان، نفس را به حوض های قدیمی یا خزینه های قدیمی مثال می زنند که ته آن ها لجن می نشست و روی آنها آب صاف بود که با یک تکان آب آلوده می شد. گاهی نفس ما  هم اینگونه است. یک چیزهایی ته نفس ما وجود دارند که یک تکان برای بر هم زدن و کثیف کردن وجود ما کافی است. آدمی که خیال می کرد خیلی نفس آرامی دارد و خیال می کرد که در زندگی حسود نیست، ناگهان می بیند  وضع رفیقش از او بهتر شده، در صورتی که از او کمتر درس خوانده، چطور وضع این بهتر شده؟! ببینید همه وجودش به هم ریخت! ای بنده خدا، از خدا درخواست کن. چه کار داری خدا به او چی داده است؟ چرا سر در کیسه مردم می کنی؟ ادعای زیادی هم نداشته باش!

شاهد بودن و شفاعت امام، طریق هدایت و سرپرستی شیعیان

حضرت همه زیر و بم ما را می دانندو با ما کار می کنند تا ما بهشتی بمانیم. حضرت با تک تک ما کار دارد تا ما را بهشت ببرد، در دنیا و برزخ حواسشان به ما هست، در صحنه های قیامت ما را رها نمی کند. ملاحظه کرده اید که بچه را می اندازند در استخر و رهایش می کنند، چه می شود؟ از دور  بچه را نگاه می کنید، اگر رهایش نکنید که یاد نمی گیرد، اگر هم نگاهش نکنید و زیر نظر نگیرید، غرق می شود، باید دائم زیر نظر داشته باشید، حضرت با تک تک ما اینگونه اند، این از عظمت امام است، از وسعت وجودی امام است.

حضرت ما را مثل فرزندان خود دوست دارند. حضرت فرمود: من و امیرالمومنین دو پدر این امت هستیم، ما با این اعمال به چه درد امام می خوریم؟ حضرت تا امثال ما را دارد، دشمن می خواهد چه کار؟! چه رنجی از دست ما می کشد؟ بعد می گوییم، چرا امام حسین (ع) شهید شدند؟ «و بذل مهجه فیک لیستنقذ عبادک من الجهاله»(3) اگر امام نرود و کشته نشود که ما نمی فهمیم یزید آدم بدی است. اگر دویست هزار شهید ندهیم که نمی فهمیم امریکا دروغ می گوید و به تعبیر امام(ره) شیطان بزرگ است. به نظر من امام زمانی که این جمله را گفتند، ملکوت عالم را می دیدند و می دانستند که ابلیس از دهان کی حرف می زند و با چه کسی کارش را در دنیا جلو می برد. این خیلی بد است که امامان ما صدمه ببینند تا ما متوجه شویم حق کجاست!

حضرت هم شاهدند هم شفیع اند، شفاعتشان هم لحظه به لحظه است. یک لحظه ما را رها کنند، غرق خواهیم شد. فرمود اگر ما یک لحظه نظرمان را برداریم، زیر دست و پای دشمن له می شوید. نه تنها دنیایتان را خراب می کنند، بلکه دین و آخرتتان را نیز از شما می گیرند. در قرآن می فرماید: «أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد»(غافر/44) هرگاه در معرض خطر بودید، احساس می کردید خطر مادی و معنوی شما را تهدید می کند، شیطان در کمینتان نشسته، به این ذکر قرآن متوسل شوید. هر آیه از آیات قران یک رشته ای بین ما و خدا است. قرآن خیلی محترم است و برای ما قران مثل امام است.  به هر رشته ای از رشته های قرآن چنگ بزنید، به خدا می رسید. من امر خودم را تفویض می کنم به خدا، او بصیر است و می داند، چه کند، خیر و شر من را می داند.

در بعضی روایات فرمود امامی که حقایق را  نداند، امام نیست. اگر امام برای تک تک افراد برنامه ریزی نداشته باشد، مراقب قرار ندهد و شفاعت نکند، در شب قدر برنامه ریزی برای افراد نکند، در طول سال هم مراقبشان نباشد، شیطان ما را بیچاره می کند. کسی که 6 هزار سال عبادتش را دور ریخته که ما را جهنمی کند، مارا رها می کند؟! برای تک تک ما گاهی به اندازه قبیله ربیعه و مضر لشکر دارد و اگر امام مراقب ما نباشد زود شیطان بر ما مسلط می شود. فرمود اگر حضرت مراقب ما نباشد که کلاه ما پس معرکه است، هر یک از ما تحت نظارت امام زمانیم و مانند آیت الله بهجت که شاگردانش را زیز نظر می گرفتند، حضرت هر یک از ما را با برنامه خاص  تحت نظر دارند. این معنای شفاعت و شهود امام است. اگر کسی این ها را باور نکند، نمی تواند، همراه امام زمان  به سوی خدا سیر کند و اگر این را باور کرد، دیگر احتیاج به هیچ کس ندارد.لذا در روایت، فرمود: روح القدس خواب ندارد و... اگر او نیز مثل من بخوابد که عالم به هم می ریزد، این چه امامی است؟ خدای متعال را در نظر بگیرید که «اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْم»(بقره/255) اگر خدای متعال بخوابد دیگر چه خدایی است؟ امامی که بخوابد که امام نیست، لذا فرمود قلب امام هیچ وقت نمی خوابد و الا کائنات تعطیل می شود. بلاتشبیه مثل این که موتور ماشینی خاموش شود، ماشین می ایستد، امام اگر بخوابد، همه عالم می خوابد.

ذرات عالم زیر نظر امام است. «لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في‏ كِتابٍ مُبين»(انعام/59) فرمودند: این کتاب مبین صحیفه وجود امیرالمومنین(ع) است. همه شما در نماز غفیله می خوانید: «ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُها» یک برگ هم بدون اذن خدای متعال نمی افتد و خدای متعال بر آن علم دارد، خزینه علم خدا، امام است. «خزان علم الله» هستند و نمی شود یک برگ از درخت در جنگلی بیافتد و امام نداند. چطور از ارواح من و شما غافل می شود؟ اگر امام زمان را اینگونه نشناسیم، از امام بهره نمی بریم. عبارت «یا صاحب الزمان»، اسم اعظم است، اگر کسی که اعتقاد داشته باشد که «یا صاحب الزمان» اسم اعظم است، کار اسم اعظم برای او می کند و با این عبارت از همه صحنه ها با عافیت می گذرد.

امتداد شفاعت امام در قیامت

«شفعاء دار بقاء» اصل شفاعت در قیامت است. لحظه ای که همه صحنه ها آشکار می شود، «يَوْمَ هُمْ بارِزُون»(غافر/16) همه اسرار بیرون می ریزد و امام شفاعت کنندگان در روز قیامت اند و اصل شفاعت در دارالبقاء است. هنگامی که «يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّار»(ابراهیم/48) زمین تغییر می کند و همه بارز و آشکار در محضر خدا می ایستند آنجا که «اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّار» ایستاده است از دست هیچ کس کاری بر نمی آید مگر امام که ما را از عذاب خداوند برهاند، در صورتی که همه چیز آشکار شده و دیگر جای حاشا کردن نیست.

فرموده اند بعضی ها نامه عملشان را به دستشان می دهند و خودشان سرشان را پایین می اندازند و در حالی که ناراحت اند به سوی جهنم می روند، یک نگاه به پشت سرش می کند. از او سوال می شود که چرا پشت سرت را نگاه می کنی می گوید: من امیدم به رحمت خدا است و امید داشتم که خدا ما را جهنم نمی فرستد، ندا می کنند که او را برگردانید. در آن صحنه سخت که همه از یکدیگر فرار می کنند «یوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخيه»(عبس/34) در آن صحنه کسی که ما را جدا می کند، امام است. در روایت آمده که حضرت زهرا(س) به محشر می آیند و مثل مرغی که دانه سوا می کند، تک تک شیعیانش را جدا می کند. و این برنامه دقیق را برای تک تک ما دارند و لحظه ای از ما غافل نیستند و اگر رها کنند شیطان ما را برده است. بله به این وسعت با ما کار دارند. چرا؟ چون امام چشم خداست، دیدبان او و «عینک الناظره» است. همه ائمه اینگونه اند و همه آنها برای شفاعت ما و از روی محبت هستی خود را دادند. «مقام محمود» ائمه(ع) که ما روز قیامت آرزو می کنیم به آن برسیم «اَنْ يُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ» همان مقام شفاعت و محبت آنان است. با محبت پدرانه یک به یک ما را زیر نظر دارد. البته گاهی هم ممکن است، همچون پدر توبیخ کند، بزرگواری که اهل زیارت مکرر حضرت بودند به  نقل از حضرت گفتند: که بروید آدم شوید و الا ما مأموریم، آدمتان کنیم تا هدایت شوید. مثل پدری که یقه فرزند را می گیرد.

همه ائمه اینگونه اند «شهداء دارالفناء و شفعا دارالبقاء و الرحمه الموصوله» نسیم محبتی از محبت خداوند که به همه عالم می وزد امام است. دیده اید که وقت وزیدن نسیم بهاری در مزرعه های بزرگ همه دانه های گندم زیر چتر این نسیم رحمت با یک لطافتی حرکت می کنند، آن نسیم رحمتی که به همه عالم می وزد امام است. صل الله علیک یا ابا محمد یا حسن بن علی ایها المجتبی یابن رسول الله...

پی نوشت ها:

(1) دعائم الإسلام، ج‏2، ص: 193

(2) تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 213

(3) تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، ج‏6، ص: 113