نسخه آزمایشی
چهارشنبه, 29 خرداد 1398 - Wed, 19 Jun 2019

تأملی در مبانی جهاد و شهادت و ریشه های حقوقی آن

حجت الاسلام والمسلمین سید محمد مهدی میرباقری در دوازدهم مهرماه با شرکت در همایش آشنایی با فرهنگ جهاد و شهادت در مراسم افتتاحیه دور جدید روایتگریِ مؤسسه «روایت سیرۀ شهدا» شرکت کرده و به ایراد سخنرانی پرداختند. این بحث بشکل کامل و مقاله در همین پایگاه منتشر شده است که می توانید از لینک بالا استفاده کنید.

ایشان ضرورت بحث از مبانی جهاد و شهادت در اسلام را در دو محور مطرح کردند. محوراول، ضرورت پاسخ گویی به ادعای جنگ طلبی اسلام بود. ادعایی که با هدف کاستن از آثار مثبت جهاد وشهادت وارائه قرائت اسلام آمریکاییِ فاقد جنگ، شهادت و بصیرت مطرح می شود چرا که دست یابی به آرمان های بلند اسلام، تغییر مسیر فرهنگ جهان، بیداری ملت ها و تعادل قوا به نفع اسلام، جز با جهاد وشهادت ممکن نیست. دومین محوری که در ضرورت بحث از مبانی جهاد و شهادت مطرح شد، تقدس ذاتی جهاد بود که آن را بابی از ابواب جنت قرار داده است. تقدسی که می بایست موجب تغییر مبنا و انگیزه های درگیری در جهان شود.

ایشان با تأکید بر ضرورت پژوهش در مبانی جهاد و شهادت و مسائلی از قبیل چگونگی توسعه فرهنگ جهاد و آثار و برکات تهذیبی و اجتماعی آن، به جای خالی چنین پژوهش هایی اشاره کردند که منجر به تأثیر گذاری فرهنگ سازشکاری غرب می شود. ایشان بهترین آثار موجود در این زمینه را مربوط به شهید مطهری دانستند.

حجت الاسلام والمسلمین میرباقری در ادامه به این سؤال پرداختند که از منظر دینی اصل بر صلح است یا جهاد و قتال؟ اگر اصل برصلح میان انسان ها باشد جایگاه جهاد کجاست و اگر اصل برجهاد است، این مطلب با دفاع از صلح چگونه هماهنگ می شود؟

ایشان با اشاره به بیانات شهید مطهری این گونه به این سؤال پاسخ دادند که جهاد دفاعی و جنگ برای دفاع از حق، امری عقلایی است و از این منظر، کسی که متعرض حقوق دیگران می شود جنگ افروز است، نه آن کسی که از حق خود دفاع می کند. اما مسأله اصلی، در تبیین این حق است . از نظرگاه تمدن مادی، حق و باطل به خواست انسان برمی گردد بنابراین معیار حقانیت در امور شخصی سلیقه ای و در امور اجتماعی تابع رأی اکثریت است،  یعنی حقانیت، تابعی از انسان تعریف می شود و نه بر اساس دین، چرا که دین اساسا امری شخصی و سلقه ای است و امور اجتماعی ارتباطی با دین ندارد.

ایشان با اشاره به فرآیند تمدن سازی در غرب این گونه جوابِ به این پرسش را کامل کردند که تمدن مادی در فرآیند انقلاب صنعتی، مسیر درک از نیاز و چگونگی ارضاء آن را تغییر داده و با مدیریت حوزه های مختلف زندگی بشری، حتی مجاری درک حسی و بستر تعقل را دگرگون ساخته است تا در این بستر جدید، دین مداری در تقابل با یک جبر غالب اجتماعی قرارگیرد، جبری که با مدیریت همین تمدن شکل گرفته و دست ساخته مدیریت استراتژیک بشری است.حال سؤال اساسی اینجاست که آیا درگیری با این دستگاه عظیم تمدنی، دفاع از حق است یا خیر؟ آیا تلاش برای بر هم زدن موازنه قدرت و تغییر مدیریت استراژیک جهان جهاد حقی است یا خیر؟

ایشان در ادامه فرق امام با دیگران را در همین نکته دانستند که ایشان در صدد تغییر مناشئ قدرت سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در جهان بودند ولی دیگران تنها در برابر مسائل مدیریت شده به پاسخ گویی می پرداختند.

ایشان با توضیح بیشتر عمق تهاجم دنیای مادی، طرح تئوری برخورد تمدن ها و ایده دهکدۀ واحد جهانی با محوریت فرهنگ غربی را در همین راستا توصیف کردند. ایده ای که در صدد است تا همه فرهنگ ها و از جمله اسلام را به خرده فرهنگی حول فرهنگ مادی تبدیل کند.

ایشان در ادامه تأکید کردند مباحث مربوط به جهاد و شهادت را باید از مبانی و ریشه ها و به خصوص مبانی کلامی و فلسفه تاریخی آغاز کرد و با تنقیح مبانی جهاد اسلامی و تولید دانش مبارزه، انگیزه لازم برای درگیری با کفار را ایجاد نمود، چرا که عبور از مراحل تکامل تاریخی و حرکت به سمت عصر ظهور تنها با جهاد وشهادت ممکن است. ایشان تفقه در عرصه جهاد و تبدیل مبانی جهاد به دانش و تولید قواعد در گیری با دشمن را از وظایف اصلی طلاب راوی سیره شهداء برشمردند.    

ایشان در سخنان پایانی با اشاره به آثار تهذیبی جهاد گفتند: جهاد یک امر تک منظوره نیست که تنها محصول آن غلبۀ بر دشمن باشد بلکه بهترین بستر برای تهذیب است چنان که حضرت امام علی رغم اینکه به سبک عرفای گذشته شاگرد عرفانی مستقیم نداشتند ولی در میدان جهاد انبوهی از عرفا را پرورش دادند.