جلسه نودم بیع السلاح للاعداء ۳
متن زیر تقریر و خلاصه ای از جلسه نودم درس خارج فقه مبحث مکاسب محرمه؛ جناب حجت الاسلام و المسلمین میرباقری است که در تاریخ دوشنبه ۵ خرداد ۹۳ برگزار شده است. قابل ذکر است که متن برداشت شاگردان ایشان از مباحث است
یکی از اقوال در مسئله بیع سلاح به اعداء دین، تفصیل بین زمان حرب و هدنه بود.
بر خلاف مرحوم شیخ، مرحوم سید صاحب عروه، دوره حرب را غیر از دوره بینونت میداند. بینونت زمانی است بین حرب و هدنه و بیع سلاح در آن زمان هم به نظر سید حرام است.
مرحوم خویی به تبع مرحوم نراقی، عدم جواز را مربوط به کفار میدانند مطلقا و مخالفین هنگام حرب، اما در زمان صلح، فروش به مخالفین اشکال ندارد.
در مجموع، ادله ای که میتواند در اینجا موجب حکم به حرمت شود، یکی روایات باب است و دیگر دلیل تقویت کفار و همچنین دلیل لزوم ارهاب عدو و حرمت نقض غرض ارهاب.
در باب حرمت تقویت کفار، به تقریر مرحوم تبریزی، تقویتی حرام است که موجب زیاد شدن ابهت و شوکت دشمن شود. با این حساب مطلق تقویت حتی اگر با فروش غذا و گندم حاصل شود در زمان حرب حرام است بخاطر قاعده نفی سبیل. حتی کاری که مجب امکان سبیل یافتن دشمن شود هم حرام است مثل ارائه مقالات علمی به آنها.
اما در باب روایات خاصه این باب
روایت اول
روایت اول باب (مَا تَقُولُ فِيمَنْ يَحْمِلُ إِلَى الشَّامِ السُّرُوجَ وَ أَدَاتَهَا. فَقَالَ لَا بَأْسَ، أَنْتُمُ الْيَوْمَ بِمَنْزِلَةِ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ ص- إِنَّكُمْ فِي هُدْنَةٍ فَإِذَا كَانَتِ الْمُبَايَنَةُ حَرُمَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَحْمِلُوا إِلَيْهِمُ السُّرُوجَ وَ السِّلَاحَ)، حرمت فروش را مختص به سلاح هایی جنگی و تهاجمی نمیکند بلکه شامل اسلحه دفاعی هم میشود. همچنین در حکم به جواز در زمان هدنه، قابل تسری به کفار هم هست. مرحوم سید صاحب عروه میفرمایند: از اینکه حکم ذیل حدیث عام است میفهمیم که حکم صدرش هم عام است. این استدلال از سید مقبول نیست، چون تعمیم حکم به کفار در ذیل یعنی در زمان مباینت، به فحوی است اما معلوم نیست که در صدر روایت این طریق اولویت وجود داشته باشد. الا اینکه بگوییم در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله، بیع سلاحی که موضوع حکم بوده، منحصر بوده در بیع سلاح به کفار و حکم جواز هم روی همین موضوع رفته است. اما ظهور داشتن این معنا مورد قبول نیست.
نکته دیگر در باب این روایت معنای زمان هدنه است. در روایت هدنه در مقابل زمان مباینت قرار گرفته است. لذا به نظر میرسد که هدنه یعنی دورانی که شما قدرتی در عرض قدرت آنها ندارید و دوران اختفاء و مبارزات پنهانی شماست و قدرت در دست آنهاست. اما زمان بینونت، زمانی است که شما قدرتی مرکزی و توان مقابله دارید و نیاز به مهادنه و سازش و پنهان کاری نیست. لذا مباینه در مقابل صلح نیست، در مقابل هدنه است.
روایت دوم باب
روایت هند سراج است. (قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع أَصْلَحَكَ اللَّهُ إِنِّي كُنْتُ أَحْمِلُ السِّلَاحَ إِلَى أَهْلِ الشَّامِ فَأَبِيعُهُ مِنْهُمْ فَلَمَّا عَرَّفَنِي اللَّهُ هَذَا الْأَمْرَ ضِقْتُ بِذَلِكَ وَ قُلْتُ لَا أَحْمِلُ إِلَى أَعْدَاءِ اللَّهِ فَقَالَ لِيَ احْمِلْ إِلَيْهِمْ فَإِنَّ اللَّهَ يَدْفَعُ بِهِمْ عَدُوَّنَا وَ عَدُوَّكُمْ يَعْنِي الرُّومَ- وَ بِعْهُ فَإِذَا كَانَتِ الْحَرْبُ بَيْنَنَا فَلَا تَحْمِلُوا فَمَنْ حَمَلَ إِلَى عَدُوِّنَا سِلَاحاً يَسْتَعِينُونَ بِهِ عَلَيْنَا فَهُوَ مُشْرِكٌ.) با معنایی که در روایت قبل از «بینونت» مطرح کردیم، ذیل این روایت ناظر به زمان بینونت است.
*****
آیات و روایات بحث: