جلسه ۱۰۲ تدلیس ماشطه ۵
متن زیر تقریر و خلاصه ای از جلسه ۱۰۲ درس خارج فقه مبحث مکاسب محرمه؛ جناب حجت الاسلام و المسلمین میرباقری است که در تاریخ چهارشنبه ۲۳ مهر ۹۳ برگزار شده است. قابل ذکر است که متن برداشت شاگردان ایشان از مباحث است
حکم تجلیل وجه بالخرقه
روایت دوم (فَإِذَا مَشَطْتِ فَلَا تَجْلِي الْوَجْهَ بِالْخِرَقِ فَإِنَّهُ يَذْهَبُ بِمَاءِ الْوَجْهِ ) و روایت اول باب (فَلَا تَغْسِلِي وَجْهَهَا بِالْخِرْقَةِ فَإِنَّ الْخِرْقَةَ تذهب (تَشْرَبُ) مَاءَ الْوَجْهِ.( دلالتی بر حرمت ندارند بخاطر اینکه وجه نهی و تعلیل ذکر شده نشان از کراهتی بودن حکم دارد و اگر تعلیل را به ارشادی بودن حمل کنیم وجهی برای کراهت هم باقی نمیماند.
اما اگر چنانچه مختار است، ارشادات شارع به این معنا گرفته شود که این کار نزد من محبوبیت دارد (چون شارع در امور دنیوی هم تصرف میکند) آنگاه میتوان اوامر ارشادی را هم به استحباب و کراهت حمل کرد حتی در مواردی که تعلیل شده است به امر غیر شرعی مثل ادله طبی، خصوصا در مواردی که قبل از تعلیل امر یا نهیی هم بیان شده و حکم را با انشاء بیان کرده باشد نه اخبار. مثل اینکه بفرمایند پنیر نخورید چون فهم را کم میکند.
اما مبنای دیگر این است که اگر امر ارشادی با امور و نتایج معنوی تعلیل شده باشد (مثل روایات امر به خوردن انار در صبح جمعه) قابل حمل بر استحباب است چون از خارج علم داریم که این امور محبوب شارعند. و الا صرف اخبار است.
لذا با مبنای اول که قابل قبول تر است، میتوان حکم به کراهت غسل وجه با خرقه نمود.
حکم نمس و وشم و …
اگر ما باشیم و روایت معانی (لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ ص النَّامِصَةَ وَ الْمُنْتَمِصَةَ وَ الْوَاشِرَةَ وَ الْمُوتَشِرَةَ وَ الْوَاصِلَةَ وَ الْمُسْتَوْصِلَةَ وَ الْوَاشِمَةَ وَ الْمُسْتَوْشِمَةَ) باید بگوییم این افعال حرام است. چون گرچه لعن صریح در حرمت نیست ولی ظهور در حرمت دارد. اما با توجه به اطلاق صدر روایت سعد (سُئِلَ أَبُو جَعْفَرٍ ع عَنِ الْقَرَامِلِ الَّتِي تَضَعُهَا النِّسَاءُ فِي رُءُوسِهِنَّ يَصِلْنَهُ بِشُعُورِهِنَّ فَقَالَ لَا بَأْسَ عَلَى الْمَرْأَةِ بِمَا تَزَيَّنَتْ بِهِ لِزَوْجِهَا قَالَ فَقُلْتُ بَلَغَنَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص- لَعَنَ الْوَاصِلَةَ وَ الْمَوْصُولَةَ فَقَالَ لَيْسَ هُنَالِكَ إِنَّمَا لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ ص- الْوَاصِلَةَ الَّتِي تَزْنِي فِي شَبَابِهَا فَلَمَّا كَبِرَتْ قَادَتِ النِّسَاءَ إِلَى الرِّجَالِ فَتِلْكَ الْوَاصِلَةُ وَ الْمَوْصُولَةُ) قطعا وصل شعر اگر برای زوج باشد اشکال ندارد. اگر قائل به تخصیص روایت معانی توسط روایت سعد نشویم حد اقل این است که روایت سعد با روایت معانی عامین من وجهند. خاصین: جواز تزیین به غیر این افعال للزوج طبق روایت سعد + حرمت این افعال لغیر الزوج طبق روایت معانی. مجمع هم عبارت است از «تزیین به این افعال للزوج». که در مجمع دو روایت تساقط میکنند و رجوع میشود به اصل ما فوق که دال بر جواز و اباحه است.
مرحوم خویی میفرماید که نباید روایت سعد را حمل به تزیین للزوج کرد. بلکه مطلق است و دال بر جواز مطلق تزیین و این جواز از مسلمات است. لذا لعن را بخاطر آن حکم مسلم حمل بر کراهت میکنیم. این فرمایش در صورت اثبات مسلم بودن حکم حلیت اصل تزیین قابل قبول است.
همچنین ممکن است بگوییم روایت سعد بخاطر اشتمال بر تفسیر کلمات حاکم است بر روایت نبوی. لذا در حکم غیر واصله هم به همان شکل معنی شود، یعنی وقتی آن امور حرامند که برای وصل در زنا و حرام انجام شوند. در غیر این صورت جائز است و فقط در اینصورت تخصیص خورده است.
*****
آیات و روایات بحث:


