نسخه آزمایشی
دوشنبه, 14 اسفند 1402 - Mon, 4 Mar 2024
درباره شارع مقدس هم ایشان می فرمایند خدای متعال که تماماً حقیقت است و محل وقوع اعتبار نیست؛ لذا قانون و حکم توسط نبی اکرم صلی الله علیه و آله ایجاد می شود؛ یعنی وقتی خدای متعال به ایشان وحی می کنند، ایشان بر اساس این وحی، حکم را جعل می کنند و در نفس ایشان است که وحی تبدیل به حکم می شود.
مرحوم آقاضیاء در نقطه مقابل مرحوم اصفهانی، می فرمایند در حکم شرعی هیچ امر اعتباری وجود ندارد، بلکه حقیقت حکم همان اراده و کراهت است؛ لذا اگر انشائی وجود نداشته باشد و این اراده و کراهت از طریقی مثل اخبار به عبد واصل شود لزوم امتثال و استحقاق عقاب ایجاد می شود.
یعنی امور جعلیه همانند تعظیم و تحقیر اموری اعتباری هستند که قوام آن انشاء است و مقصود از این انشاء رسیدن به حقیقت آن امر اعتباری است؛ لذا حقیقت امور جعلی قصد و انشاء است و این انشاء و قصد به منزله علت تامه در امور جعلی است، و در حکم شرعی نیازی به چنین امری نیست، بلکه همین که مولی نسبت به امری اراده ...
مرحوم اصفهانی در موارد متعددی به ماهیت حکم پرداخته اند؛ ایشان در کتاب بحوث فی الاصول -که به قلم خود ایشان نگاشته شده است و متأخر از حواشی دیگر ایشان است و لذا مطالب راقی و دقیقی در آن دارند،- به بحث از حکم پرداخته و یکی از مبادی تصوریه علم اصول را بحث از حکم قرار داده اند. این نکته نشان از این دا ...
بنابراین در نگاه ایشان مصلحت و مفسده و علم به آن و اراده و کراهت حتماً باید در احکام وجود داشته باشند، اما داخل در ماهیت حکم نیستند؛ بلکه حکم دو مرتبه دارد، یکی انشاء که یک قضیه حقیقیه شرطیه است و دیگری فعلیت که با تحقق شرط در خارج پیدا می شود.
اشکال مرحوم روحانی به مرحوم محقق اصفهانی هم ظاهراً شبیه همین مبناست که ممکن است انشاء به صورت معلق باشد که در این صورت وقتی فعلیت پیدا می کند که شرط آن محقق شود؛ بنابراین ممکن است حکمی انشاء شود ولی فعلیت نداشته باشد.
البته در تقریر برخی از اساتید از کلام مرحوم آخوند اینطور بیان شده است که مرحله فعلیت مربوط به ابلاغ حکم است؛ یعنی بعد از اینکه اراده کرد اگر ابلاغ کرد حکم فعلی می شود ولی ظاهر کلام مرحوم آخوند این است که مرتبه فعلیت مربوط به اراده و کراهت است؛ البته هرگاه مولی اراده جدیه داشته باشد طبیعتاً ابلاغ هم ...
اشاعره دو اشکال به یکی بودن طلب و اراده دارند؛ اول اینکه اگر طلب و اراده یکی باشد پس وقتی مولی امر به صلاة می کند باید صلاة محقق شود، زیرا اراده مولی تخلف بردار نیست، درحالی که در بسیاری از موارد عبد عصیان می کند و صلاة محقق نمی شود لذا اراده غیر از طلب است. اشکال دوم آنها هم این است که در اوامر ام ...
در این دیدگاه احکام شرعی نظیر احکام سلطانیه نیست که شخصی و وابسته به اراده فرد باشد که ایشان از آن تعبیر به اعتبار ادبی می کنند، بلکه اعتبار اجتماعی است. به عبارت دیگر استعاره حکم شرعی، رابطه موالی و عبید عرفی نیست -تا به عنوان مثال گفته شود وقتی مولی امر می کند دلالت بر وجوب دارد زیرا موالی عرفی و ...
قدمای اشاعره قائل به این هستند که حکم صرفاً به مولویت مولی بازگشت می کند و ماورای این مولویت هیچ چیز دیگری نیست. یعنی برخلاف معتزله که حکم را فقط اخبار از حسن و قبح می دانستند، اشاعره درباره حکم قائلند که هیچ واقعی جز اعمال مولویت ندارد، و اگر در تکوین هم آثاری وجود دارد ارتباطی به حکم مولی ندارد.