


فهرست مطالب
فهرست مطالب
دفاع از كلمه حق، مهم ترين شاخص دينداري؛ راه پیروزی بر تمدن غرب؛ انقلاب اسلامی راهی جدید به روی جهانیان
متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ ۲۲ بهمن ماه ۹۷ است که در شهر کرج ایراد فرمودند. ایشان بیان میدارند؛ بزرگترین شاخص دینداری دفاع از کلمه حق است. این که چهل سال است پرچم انقلاب اسلامی در میان امواج هجوم گسترده همه جانبه دشمن سرپا مانده، ناشی از استقامت در راه دین خداست و این بزرگترین شاخص دینداری است. دنیای مدرن هم از چند قرن قبل تمدن و نظم خودش را آغاز کرد و کاملا هم نظم و تمدنش یک نظم ایدئولوژیک و مبتنی بر دینداری است. گرچه ظاهر این تمدن بیشتر ظاهر تکنیکال است، ولی روح باطنی این تمدن مدرن چیزی جز ایدئولوژی مدرن نیست. انقلاب اسلامی هم یک حرکت از عمق وجدان جامعه مومنین و موحدین و آزادی خواهان عالم بر علیه این موج مادی گرایی است که امام بزرگوار ما او را پرچمداری کرده و از روز اول هم با صدای بلند گفته انقلاب ما مقدمه انقلاب جهانی اسلام به پرچمداری حضرت بقیه الله است. امام بزرگوار ما انسداد تاریخی را شکستند و اعلام کردند که هیچ دلیلی ندارد که ما برای رسیدن به آزادی و کرامت انسان و برای رسیدن به عدالت، با خدا و دین الهی مبارزه کنیم. ایشان پرچم عدالتخواهی و کرامت انسان را به دوش گرفتند و ملت ها را دعوت کردند که برای رسیدن به عدالت و آزادی زیر چتر انبیاء حرکت کنید. حالا هم آنها با همه وجود دنبال این هستند که اوضاع را به قبل برگردانند و مفهوم قدرت را عوض کنند. آنها دنبال این هستند که دوباره قدرت بر مبنای تکنولوژی به ویژه تکنولوژی نظامی تفسیر بشود. چیزی که دهه پنجم انقلاب برای پیروزی بر این نقشه دشمن مهم است یکی این است که ما نیاز به یک انسجام و اتحاد در محور رهبری برای پیش بردن انقلاب اسلامی در این تلاطمات جهانی داریم. دوم هم اینکه باید موضع خودمان را نسبت به این تمدن مدرن شفاف کنیم.
بزرگترین شاخص انقلاب اسلامی
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم أَجْمَعِين . «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ * قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ * لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ * وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ * وَ لا أَناعابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ * وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ * لَكُمْ دينُكُمْ وَ لِيَ دينِ»(کافرون/۱-۶).
تلقی من این است که حضور با عظمت و با شکوه شما [در راهپیمایی ۲۲ بهمن] یکی از بزرگترین عبادات است. به کوری چشم آنهایی که می گویند دینداری و تعلق به اسلام و اولیاء اسلام و تعلق به نبی اکرم و اهل بیت در اثر هجوم فرهنگی دشمن تضعیف شده است. گمان من این است که این از افضل عبادات و علامت استواری این جامعه و نسل جدید و جوان ما در راه اسلام است.
بزرگترین شاخص دینداری دفاع از کلمه حق است. این که چهل سال است پرچم انقلاب اسلامی در میان امواج هجوم گسترده همه جانبه دشمن سرپا مانده، ناشی از استقامت شما در راه دین خداست و این بزرگترین شاخص دینداری است. اینکه بعضی به شاخص های دیگر تمسک می کنند و می گویند بعضی از مظاهر اجتماعی گویای این است که دینداری تضعیف شده، هرگز اینطوری نیست. ممکن است یک ریزش هایی در جامعه اسلامی پیدا بشود که این طبیعی است ولی این رویش ها همه در دامن اسلام است و این علامت استواری دین در متن جامعه و در متن قلوب شما بزرگواران است. ان شاء الله بزرگترین عبادات برای شما نوشته می شود.
مرزبندی بین کفار و مومنین و لزوم پایبندی به آن
سوره ای که محضرتان خواندم از سور کوچک آخر قرآن کریم است. خدای متعال به وجود مقدس نبی اکرم یک مأموریت می دهد که خودشان و امت خودشان زیر بار دشمن نروند و از پذیرش بت پرستی به هر شکل و با تمام رنگ و لعاب هایی که در طول تاریخ پیدا می کند، پرهیز کنند. وقتی نزد حضرت آمدند و پیشنهاد دادند، حضرت پیشنهادهای آنها را قبول نکرد. آنها حضرت را تطمیع کردند و به ایشان گفتند هرچه بخواهی به شما می دهیم اما ایشان نپذیرفتند. پس آمدند و با حضرت در میان گذاشتند که بیاید با همدیگر مشارکت در دین داشته باشیم، شما بیا بت های ما را عبادت کن ما هم خدای تو را عبادت می کنیم!
خدای متعال می فرماید: پیامبر ما به آنها بگو هرگز این شدنی نیست و این مرزبندی را نمی شود برداشت. مرزبندی ای که بین ایمان و کفر بر سر پرستش خدا و بت پرستی است، قابل برداشتن نیست. «لَكُمْ دينُكُمْ وَ لِيَ دينِ»، دین مناسک پرستش است، شما بت های خودتان را می پرستید، من هم خدای خودم را می پرستم.
اتفاقا تعبیر نورانی قرآن این است که «لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ»، یعنی نه آن چه بعدا می پرستید و بت کده هایی که در طول تاریخ به پا می کنید و نه بت هایی که قبلا پرستیدید، هیچ کدام را عبادت نمی کنم. به تعبیر دیگر هرچه بت پرستی تغییر شکل بدهد و به جاهلیت مدرن تبدیل بشود و بت ها از چوب و سنگ ها به وسعت تکنولوژی جهان مدرن گسترش پیدا کنند، مومنین و موحدین به هیچ وجه مجاز نیستند که بر سر دینشان و بر سر پرستش و آیین خدا پرستی با بت پرست ها کنار بیایند.
بعد خدای متعال این پیامبر را مأمور می کند که برای حفظ دین امت خودت باید پا به میدان بگذاری و یک مجاهده عظیم و درگیری همه جانبه را شروع کنی. «فَلا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً كَبِيرا»(فرقان/۵۲)، پیامبر ما تو باید یک جهاد با عظمت به وسعت تاریخ راه بیاندازی تا امت تو در آیین و سبک زندگی از کفار تبعیت نکنند. باید آیین زندگی موحدین با آیین زندگی کفار دو تا باشد. پیامبر ما نه فقط مجاهده کن و زیر بار آنها نرو و نگذار امت تو مثل آنها زندگی کنند، بلکه «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ»(انفال/۳۹)، با آنها وارد میدان درگیری و قتال شو تا آنجایی که بساط فتنه آنها جمع بشود و دینی جز دین خدا پرستی در جهان باقی نماند.
این راه رسیدن به صلح پایدار است، تا بت پرستی در جهان هست چه بت پرستی کهنه و چه مدرن، تا عبادت طاغوت ها در جهان هست، درگیری و جنگ هم هست. تنها راه برچیده شدن جنگ و برقراری یک صلح پایدار حاکمیت کلمه توحید بر کل عالم است. تمام مجاهدات انبیاء و جهادها و درگیری ها و شهادت ها برای رسیدن به این حقیقت صلح پایدار و کرامت انسانی است.
این جنگ های بزرگ مثل جنگ اول و دوم جهانی را که ده ها میلیون کشته از جامعه بشریت گرفته، که البته این آمار کشته های رسمی است، غیر رسمیش که بیش از ۴۰ میلیون کشته است، برای همین بود دیگر! این قتل نفسی که در جنگ جهانی اول در کشور ما اتفاق افتاد با این که ما به هیچ وجه در جنگ حضور نداشتیم، برای همین بود دیگر! کشورهایی که با هم می جنگیدند یک نوع قطحی مصنوعی در کشور ما ایجاد کردند. آمار کشور ما براساس بعضی از نقل ها قبل از جنگ اول ۱۹ میلیون بود اما بعد از جنگ ۱۲ میلیون شد، یعنی ما هفت میلیون تلفات نفوس در اثر قحطی جنگ اول داشتیم!
مسلمان ها و مومنین و موحدین در این جنگ حضور نداشتند و این جنگ بت پرست ها و مکاتب مادی بر سر قدرت و جهان گشایی بود، اما از مومنین هم کشته گرفت، یعنی تا توحید حاکم نشود جنگ هست. انقلاب اسلامی ما و این حضور با شکوه ملت بزرگوار و رشید ایران و به دنبال آنها جبهه اسلامی مقاومت و بیداری جهانی، بر سر همین مبناست «لَكُمْ دينُكُمْ وَ لِيَ دينِ».
سیاست ایدئولوژیک غرب مبتنی بر تغییر دینداری در جهان
این دنیای مدرن از چند قرن قبل تمدن و نظم خودش را آغاز کرد و کاملا هم نظم و تمدنش یک نظم ایدئولوژیک و مبتنی بر دینداری است، گرچه ظاهر این تمدن بیشتر ظاهر تکنیکال است، یعنی بیشتر نمایشش نمایش تکنولوژی و دانش و ساختارهای نوین و امثال اینهاست، ولی روح باطنی این تمدن مدرن چیزی جز ایدئولوژی مدرن نیست. گرچه برای ادامه او فلسفه ها، دانش ها، فناوری ها و تکنولوژی ها تولید شده و ساختارهای نوین جهانی و سبک و آیین زندگی شکل گرفته، ولی روح این تمدن روح ایدئولوژیک است. این را با صدای بلند خودشان گفته اند و می گویند!
آنها می گویند ما از آن روزی که پذیرفتیم زمینی زندگی کنیم با ادیان الهی خداحافظی کردیم و گاهی یک تعبیر بسیار زشت و رکیک به کار می برند که آدم شرمش می آید در محضر شما مومنین یاد کند! آنها می گویند تا خدا در غرب نمرد در غرب پیشرفت واقع نشد. این مردارها می گویند در غرب خدا مرد که ما پیشرفت کردیم و این را با صدای بلند هم می گویند. فیلسوفان اجتماعی شان مکرر این حرف را با ادبیات مختلف گفته اند.
پس روح این تمدن جدید روح ایدئولوژیک است و سیاست خارجی شان کاملا سیاست ایدئولوژیک و دین مدارانه است. آنها از آن موقعی که نفوذشان را در جهان گسترش دادند و وارد مرزهای دنیای اسلام شدند، گرچه چهره تکنیکال و دانش می گرفتند، یعنی به حسب ظاهر دنبال انتقال دانش و تکنولوژی بودند ولی بیش از آن که دنبال انتقال دانش و تکنولوژی باشند دنبال انتقال مکتب و دین و ایدئولوژی خودشان بودند.
الان هم همین است. شما این جنگ جهانی که در آغاز قرن بیست و یکم علیه دنیای اسلام شروع کرده اند را ببینید. آنها بیش از نیمی از اردوگاه نظامی غرب و ناتو را در منطقه آوردند و با کشورهای بزرگ جهان هماهنگ کردند. بعدهم با دنیای اسلام هماهنگ کردند که با هدف براندازی انقلاب اسلامی و تمدن اسلامی دارند این کار را می کنند و با صراحت گفتند کانون این شرارت جمهوری اسلامی ایران است. پس گفتند سال ۲۰۰۱ افغانستان را می گیرند، سال ۲۰۰۳ عراق را و ۲۰۰۵ ایران را!
ظاهر این جنگ برای دستیابی به منابع اقتصادی منطقه بود که من منکر آن نیستم، ولی شصت نفر از متفکرین آمریکا از جمله نظریه پرداز برخورد تمدن ها که این جنگ براساس نظریه او شکل گرفت، نامه ای به بوش نوشتند در همان سال و از او دفاع کردند و گفتند این جنگ، جنگ اخلاقی است و ما حق داریم برای پیروزی بر رقیب از سلاح های غیر متعارف و کشتار جمعی استفاده کنیم و هیچ مانع اخلاقی بودن این جنگ نیست. چرا چون این جنگ برای گسترش ایدئولوژی آمریکایی است!
این تمدن گرچه چهره ظاهری خودش را گسترش دانش و تکنولوژی و آزادی و اینها قرار داده ولی باطنش گسترش ایدئولوژی غرب است. آنها در دنیای اسلام نفوذ کردند و این را خودشان هم با صراحت می گویند. آنها می گویند توسعه با انتقال تکنولوژی و دانش واقع نمی شود، بلکه باید بافت انسانی جامعه تغییر کند، باید اعتقادات مردم تغییر کند و نگرششان مدرن باشد. باید احساسشان از جهان تغییر کند تا بتوانند با توسعه همراه بشوند. پس آنها دنبال تغییر بافت انسانی جامعه ما هستند. آنها دنبال هماهنگ سازی بافت انسانی جامعه جهانی بر محور ایدئولوژی مادی خودشان هستند و می خواهند دین دنیاپرستی خودشان را در سایه گسترش دانش و تکنولوژی جهانی کنند و این پوششی بر گسترش دین آنهاست.
مبارزه انقلاب اسلامی برای قرار گرفتن ملت ها زیر پرچم انبیاء
انقلاب اسلامی یک حرکت از عمق وجدان جامعه مومنین و موحدین و آزادی خواهان عالم علیه این موج مادی گرایی است که امام بزرگوار ما او را پرچمداری کرده و از روز اول هم با صدای بلند گفته انقلاب ما مقدمه انقلاب جهانی اسلام به پرچمداری حضرت بقیه الله است. من نمی خواهم بگویم در غرب آدم موحد، آدم مومن، آدم دارای اخلاق و فضائل انسانی نیست. در کاخ فرعون هم موسای کلیم بوده که سرآمد انبیاء الهی و از پیامبران اولوالعزم است. مومن آل فرعون است که قرآن او را مدح می کند. آسیه همسر حضرت فرعون هست که از زنهای نمونه تاریخ است؛ من نمی خواهم بگویم در غرب انسان خوب نیست بلکه می خواهم بگویم برنامه ریزی غرب برای گسترش نوع جدید دنیا پرستی در قالب یک تمدن، برای استکبار و حاکمیت بر کل جهان است.
امام بزرگوار ما و ملت بزرگوار و رشید ایران و به دنبال این ملت رشید، ملت منطقه برای همین قیام کردند. آنها برای جلوگیری از گسترش این بت پرستی مدرن بپا خواستند و به فضل الهی هم به توفیقات بسیار بزرگی دست پیدا کردند.
این اولین قدم عبور امواج انقلاب اسلامی از مرزهای جمهوری اسلامی و ایجاد یک قدرت نرم جدید در جهان و به هم زدن موازنه قدرت در جهان هست. تا قبل از انقلاب اسلامی معیار قدرت و استیلاء، تکنولوژی برتر بود ولی بعد از انقلاب اسلامی این معیار شکسته شده و موازنه قدرت در جهان تغییر کرده است. ایران تبدیل به یک قدرت بزرگ اثرگذار در منطقه شده که حاصل این تأثیر، فروپاشی یکی از دو اردوگاه دنیای مدرن است. این دو اردوگاه، اردوگاه سرمایه داری لیبرال و اردوگاه کمونیسم و مارکسیسم است که هر دویشان با ادیان الهی مخالفت می کردند. آنها می گفتند ما طرفدار عدالتیم و اینها می گفتند ما طرفدار آزادی اما هر دو می گفتند در دین نه آزادی هست و نه عدالت! در همین دانشگاه تهران در دهه ۵۰ نزاع بین همین دو اردوگاه بود. می گفتند اگر طرفدار عدالتید به طرف مارکسیسم بروید و اگر طرفدار آزادی هستید سرمایه داری لیبرال را انتخاب کنید، چیز دیگری نیست؛ چرا که اسلام نه آزادی دارد و نه عدالت!
امام بزرگوار ما این انسداد تاریخی را شکستند و اعلام کردند که هیچ دلیلی ندارد که ما برای رسیدن به آزادی و کرامت انسان و برای رسیدن به عدالت، با خدا و دین الهی مبارزه کنیم. ایشان پرچم عدالتخواهی و کرامت انسان را به دوش گرفتند و ملت ها را دعوت کردند که برای رسیدن به عدالت و آزادی زیر چتر انبیاء حرکت کنید. پس موج انقلاب اسلامی جهان را در بر گرفت.
شما در سال ۵۸ بعد از اشغال لانه جاسوسی و جهانی شدن موج انقلاب اسلامی یک مبارزه عدالت خواهانه در جهان نمی بینید که زیر پرچم عدالتخواهی مارکسیست ها باشد. تمام مبارزات عدالتخواهانه آهنگ مذهبی و دینی و اسلامی پیدا کرده است. فروپاشی اردوگاه مارکسیسم بعد از دوازده سال از پیروزی انقلاب اسلامی اتفاق افتاد. امام بزرگوار ما نامه به گورباچف نوشتند و اعلام کردند که دیگر باید مارکسیسم را در موزه تاریخ به دنبالش بگردید و بعد هم با صدای بلند و با صراحت فرمودند: فروپاشی شوروی به خاطر مبارزه بی دلیل با خداست. این سخن ما نیست، بلکه سخن نظریه پرداز شورای سیاست گذاری روابط خارجی آمریکاست که گفت الآن آغاز برخورد تمدن هاست، تمدن لیبرال دموکراسی به پرچمداری آمریکا و تمدن اسلامی به پرچمداری ایران. بعد هم پیشنهاد داد که در آغاز هزاره سوم سال ۲۰۰۱ این جنگ آغاز بشود.
آنها این جنگ را که یک جنگ تمدنی فراگیر است آغاز کردند. البته ما در این جنگ تمدنی، به برکت اسلام و اولیاء اسلام و پایداری شما بزرگواران صد درصد پیروز شدیم. قدرت های بزرگ برنده جنگ جهانی که در کنار آمریکا قرار گرفتند ادعایشان این بود که سال ۲۰۰۵ نوبت ایران است! الان چهارده سال از ۲۰۰۵ می گذرد، به قول خودشان ۷ تریلیون دلار در منطقه خرج کرده اند اما ما قدرتمندتر و آنها ضعیف تر شده اند. معنی این جمله امام بزرگوار ما که می فرمود آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند همین است. نه اینکه آمریکا حمله نظامی نمی کند، نه اینکه محاصره اقتصادی نمی کند، چرا می تواند، ولی اگر شما استقامت کنید تمام هزینه ای که او می کند در سبد شما سر ریز می شود کما این که الان اینطوری شده است.
آنها به ما حمله کرده اند اما متقدرتر شدیم. قدرت جبهه مقاومت الان با سال ۲۰۰۵ قابل مقایسه نیست. یکی از سیاست مداران و خبرنگاران کهنه مصر همین چندی قبل گفته بود که در هیچ دورانی ایران به مرزهای مدیترانه نرسیده بود الا در دوره هخامنشیان و دوره ولایت فقیه. البته من اضافه می کنم از مدیترانه تا باب المندب چرا که آن موقعی که او این حرف را زد هنوز جبهه مقاومت در یمن نبود! آمریکا ۷ تریلیون دلار هزینه کرده اما ما مقتدرتر شدیم.
الان هم این آخرین جنگ آمریکا و مهمترین جنگ آمریکا با ماست که این جنگ اقتصادی است. من تردید ندارم که با استقامت شما ملت رشید و با همه سختی ها بی تردید در این جنگ اقتصادی هم غالب خواهیم شد و آنها شکست جدی خواهند خورد و این به افول آمریکا بیشتر کمک خواهد کرد. البته در مقابل این حرکت قدرتمند شما بی تردید دشمن هم نقشه می کشد و تدبیر می کند. سنت الهی در عالم این است که اگر به ما امکاناتی داده ممکن است آنها را هم امداد بکند، ما در دل همین سختی هاست که ساخته می شویم، لذا آنها هم نقشه می کشند و تدبیر می کنند. آنها تدبیرهای جدیدی برای جامعه جهانی دارند به خصوص با گسترش قلمرو مجازی و توهم ایجاد دولت الکترونیک بین المللی! آنها دنبال ایجاد یک جامعه جهانی یکپارچه به شکل جدید هستند. آنها دنبال احیای ابرقدرتی خودشان و دنبال این هستند که دوباره این قدرت نرمی که امام ایجاد کرده را به سمت خودشان بکشند.
الگوی امام برای شکل گیری انقلاب اسلامی
امام در ایجاد انقلاب اسلامی به هیچ وجه از الگوهای جهانی تبعیت نکردند. آنچه آنها را به حیرت در آورده همین است. امام درس خوانده آکادمی های غرب نبود اما توانست بزرگترین انقلاب قرن را به پا بکند. امام نه از مدل های پارلمانتاریستی و مبارزات انتخاباتی در پیروزی انقلاب استفاده کرد و نه از مبارزات مسلحانه مارکسیستی، نه از انقلاب کبیر فرانسه الگو گرفت و نه از انقلاب اکتبر روسیه. ایشان شیوه جدیدی از انقلاب را در امت خودش تجربه کرد، بعد از پیروزی هم در ایجاد نظام اسلامی نه از قانون اساسی فرانسه و نه از قانون اساسی روسیه تقلید کرد بلکه یک قانون اساسی فاخر که هنوز هم می تواند الگوی دنیا باشد را ایجاد کرد. بعضی از کشورهای اروپایی از قانون اساسی ما و از اصل ولایت فقیه ما در قانون اساسی استقبال کردند و می گویند ما هم برای ثبات در تصمیم گیری در کشور در کنار ریاست جمهوری که ثبات ندارد باید یک ثبات درست کنیم. منتها آنها در شکل خودشان چون ولایت فقیه ندارند می گویند پادشاهی.
پس ایشان یک قانون اساسی پیشرفته که هنوز در این دنیا می تواند الگو باشد را بدون تقلید تأسیس کرده و ادامه راه ما هم همینطور است. بی تردید ما نمی توانیم با تقلید از شرق و غرب و پذیرش غرب ایدئولوژیک به مقاصد خودمان راه پیدا کنیم.
تلاش غرب برای نفوذ دوباره در جامعه اسلامی
آنها با همه وجود دنبال این هستند که اوضاع را به قبل برگردانند و مفهوم قدرت را عوض کنند. آنها دنبال این هستند که دوباره قدرت بر مبنای تکنولوژی به ویژه تکنولوژی نظامی تفسیر بشود. آنها دوباره جنگ سرد را احیا می کنند و دوگانه اسلام و غرب را دوباره به دوگانه غرب و غرب تبدیل می کنند؛ آمریکا و روسیه، آمریکا و چین، دوباره این جنگ تسلیحاتی خودشان را راه انداختند و این همان چیزی است که در دوران جنگ سرد بود. آنها به دنبال احیای جنگ سرد و احیای ابرقدرتی خودشان و فروکاستن اسلام و جمهوری اسلامی و جبهه مقاومت از سپهر تمدنی به یک یاغی منطقه ای یا کارگزار منطقه ای هستند. آنها می خواهند ایران اگر مقاومت می کند یک یاغی منطقه ای باشد و اگر تسلیم شد یک کارگزار منطقه ای دنیای مدرن باشد، این مقاصد آنهاست.
آنها با تمام وجود هم دارند تدبیر می کنند. یکی از کارهایشان همین است که شکل حکمرانی را در جهان عوض می کنند. بی تردید در دهه آینده اتفاقات بزرگی در جهان خواهد افتاد و حکمرانی در جهان معنایش عوض خواهد شد. آنها دارند از طریق اسناد بین المللی که کاملا رنگ ایدئولوژیک دارد ولو ظاهرش یک ظاهر تکنیکال است، پیش دستی می کنند.
در متن این قراردادهای بین المللی که قرارداد مادرش قرارداد توسعه ۲۰۳۰ است و یک سلسله قراردادهای بین المللی و اسناد زیرمجموعه او که یکی هم نیست، آنها می خواهند دنیا را از نو به حاکمیت خودشان در بیاورند. بعضی از این اسناد مثلFATF به دنبال عبور از سازمان ملل و شیوه پیچیده تری از حاکمیت و سلطه آنها بر جهان است. اینها تدابیری است که آنها در مقابل ما می کنند، البته شک نکنید که اراده الهی در نصرت شماست. «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُم»(محمد/۷)، شک نکنید که ان شاء الله خدای متعال این حرکت عظیم را مقدمه انقلاب با شکوه حضرت بقیه الله قرار خواهد داد.این نصرتی که شما از دین خدا می کنید بی تردید پاداشش نصرت و یاری خداست و هرگاه نصرت و یاری خدا نازل می شود بی تردید پیروزی به دنبالش خواهد بود. بنابراین منتظر پیروزی های بزرگتر باشید.
در این دهه پنجم انقلاب اسلامی انقلاب ما به استغلاظ رسیده و به تعبیر قرآن «يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغيظَ بِهِمُ الْكُفَّار»(فتح/۲۹)، وقتی وجود مقدس امام زمان به این جامعه باشکوه مومنین و موحدین نگاه می کند که اینگونه استوار و سرپا ایستاده اند، به شما افتخار می کند. وقتی می بیند دشمن از شما می هراسد و خشم و غیظ دشمن در مقابل شما را می بیند، به شما افتخار و مباهات می کند.
تنها راه پیروزی
ولی در این دهه پنجم من یکی دو نکته را فقط اشاره می کنم، یکی این که ما نیازی به یک انسجام و اتحاد در محور رهبری رهبر حکیم و بی نظیر و دارای شجاعت و بصیرت، برای پیش بردن انقلاب اسلامی در این تلاطمات جهانی داریم. دوم هم اینکه موضع خودمان را نسبت به این تمدن مدرن شفاف کنیم. یعنی باید نسبت به این شکل جدید از بت پرستی و فراگیر شدنش در جامعه جهانی موضعی قدرتمند داشته باشیم چرا که دوران زیگزاگی رفتن انقلاب اسلامی دیگر تمام شده است. پس در دهه پنجم اگر به سمت تمدن اسلامی می خواهیم حرکت کنیم باید استوار بایستیم. البته ان شاء الله که آن قله را هم فتح خواهیم کرد.
بنابراین باید از زیگزاگ رفتن پرهیز کرده و موضع مان را شفاف کنیم، چون به هیچ وجه ما با غرب ایدئولوژیک موافق نیستیم. ما با پیشرفت صد درصد موافقیم اما با مدرنیسم صد درصد مخالفیم. ما می خواهیم پیشرفت کنیم و تمدن اسلامی حاصل پیشرفت جامعه اسلامی است، ولی نه با تقلید از دنیای غرب!
ان شاء الله اگر تلاش کنیم از تحقیر شدگی در مقابل دنیای غرب اجتناب کنیم می بینیم که هیچ خبری آن طرف نیست. آنجا اثری از کرامت انسانی نیست. نسل جوان و رشید و عزیز را دعوت می کنم به مطالعه حقیقی در باب غرب، ما نباید غرب را از دریچه هالیوود و یا توریسم فرهنگی بشناسیم چون واقعیت های غرب چیز دیگری است. کتابهای فراوانی نوشته شده که خیلی هایش در غرب نوشته شده و ترجمه شده است. شما جوانان رشید و عزیز که آینده انقلاب در دست شماست این کتابها را بخوانید. آنچه مایه امیدواریست این است که یک نسل جوان فرهیخته، فاضل، اندیشمند، انقلابی و دلسوز برای ملت در حال شکل گیری و شکوفایی است که این از رویش های انقلاب اسلامی و یکی از امیدهای آینده انقلاب اسلامی است.
این هم اصلاح طلب و اصول گرا ندارد، هر که دلش برای اسلام، برای مکتب اهل بیت، برای جمهوری اسلامی ایران، برای کشور و ملت ایران می سوزد، موظف است که تسلیم غرب نشود و فریب آن را نخورد. باید این پرده ظاهری برنامه ریزی غرب که چهره تکنیکال و چهره دانشی دارد را کنار بزنیم تا باطنش را بشناسیم و در مقابلش موضع بگیریم. بعد هم سعی بکنیم ان شاء الله تمدن رقیب را در جهاز هاضمه هضم کنیم، همان کاری که آنها می خواهند بکنند. آنها هم دنبال این هستند که فرهنگ اسلام را در جهاز هاضمه فرهنگ خودشان هضم بکنند. آنها می خواهند جوان های ما غربی بیاندیشند، ما هم می خواهیم جهان براساس اندیشه انبیاء و اندیشه های الهی بیاندیشند.
ان شاء الله دست در دست هم پشتیبان همدیگر باشیم و خدای متعال کمک بکند تحت رهبری های داعیانه و حکیمانه رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی این راه را به استواری ادامه بدهیم.
دفاع از كلمه حق، مهم ترين شاخص دينداري؛ راه پیروزی بر تمدن غرب؛ انقلاب اسلامی راهی جدید به روی جهانیان
متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ ۲۲ آبان ماه ۹۸ است که در یادواره شهید دهقان در قم ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند؛ در چهل سالگی انقلاب اسلامی هستیم و جا دارد یک مروری بر دستاوردهای این انقلاب عظیم داشته باشیم. هدف اصلی انقلاب اسلامی یک تصرف در مقیاس جامعه جهانی برای یک دگرگونی است. این چیزی است که امام بزرگوار ما در روزهای اول حرکتشان و در آخرین روزها به آن گوشزد کرده بودند. ما می خواهیم یک تصرفی در کشور و در دنیای اسلام و در جهان بکنیم و اینها مقدمه ظهور حضرت بقیه الله است. از جمله دستاوردهای این انقلاب هم این است که عامل اصلی فروپاشی مارکسیسم و پایان امر تاریخی این مکتب که با صدای بلند اعلام می کرد دین افیون ملت هاست، انقلاب اسلامی است. اثر دومی که جزء واضحات است و هیچ کس نمی تواند آن را انکار کند، حیات مجدد جامعه مسلمین است که حضرت بقیه الله در آن می دمند و پرتو حضرت است. یکی دیگر از برکات این انقلاب این بوده که این دوگانه دنیای اسلام کاملا آشکار و ابهت آمریکا کاملا شکسته شده است. یکی دیگر از مهمترین دستاوردهای ما همین نسل جدید فرهیخته ای است که بسیار توانا هستند، هم بر علوم روز مسلط اند و هم به شدت متعلق به ارزشهای دینی هستند. بنابراین ما الحمدلله در مسیر آرمان های بزرگ انقلاب اسلامی پیش رفتیم، آسیب هایی هم داشتیم که البته بنیان اصلی آسیب ها تحقیر شدگی در مقابل غرب است که این را باید جبران کرد. در مقابل این آسیب، ما یک نسل فرهیخته، با سواد، بصیر به روز و زمان شناس و اتفاقا از آنها با سوادتر و کارآمدتر داریم که احساس حقارت در مقابل غرب نمی کنند که همه اینها از برکت خون شهداست.
جنگ روانی دشمن برای کوچک نشان دادن دستاوردهای انقلاب
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم أَجْمَعِين .«وَ لا تَهِنُوا فِي ابْتِغاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَما تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا يَرْجُونَ وَ كانَ اللَّهُ عَليماً حَكيماً»(نساء/۱۰۴)، در چهل سالگی انقلاب اسلامی هستیم و چهل سال از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته است. جا دارد ما یک مروری کنیم و دستاوردهای این انقلاب عظیم را با دقت مورد محاسبه و توجه قرار بدهیم و هم یک آسیب شناسی ای نسبت به این چهل سال داشته باشیم و ضعف ها را بشناسیم تا با یک برنامه روشن برای رفع این ضعف ها اقدام کنیم.
من در حدی که موجب آزار عزیزان نشود به این دستاورد ها اشاره می کنم. اولین نکته ای که در این تحلیل و ارزیابی ما باید مورد توجه قرار بدهیم این است که باید مواظب باشیم که به هیچ وجه در دام جنگ روانی دشمن نیافتیم. یعنی دشمن با تمام توان از طریق امپراتوری رسانه ای خودش و به وسیله شبکه غربگرایان تلاش می کند که انقلاب اسلامی را شکست خورده و نافرجام معرفی کند و دستاوردهایش را کوچک و آسیب ها را بزرگنمایی کند. ما نباید در دام دشمن بیافتیم، بلکه باید در عین اینکه آسیب های خودمان را می شناسیم دارایی های خودمان را هم خوب محاسبه کنیم.
بسیاری از انقلابیون و طرفداران انقلاب در این موج های اجتماعی که دشمن در آن نقش دارد و شبکه همراهان دشمن در داخل دنیای اسلام به او دامن می زنند، دچار یک انفعال در این جنگ روانی می شوند. پس ما باید مواظب باشیم به هیچ وجه در نقشه دشمن قرار نگیریم. بر همین اساس برای این که ببینیم ما انقلاب مان به مقاصدی که داشته رسیده یا نه و دستاوردهای عظیمی که داشته فراهم شده یا نه، باید یک ارزیابی ای از هدف این انقلاب اسلامی داشته باشیم.
انقلاب ما یک انقلاب ضد استعماری و ضد استبدادی بوده که اینها همه سرجای خودشان محترم بوده و در این زمینه ها هیچ تردیدی نیست که به مقاصد خودش رسیده است. هرکدام از اینها یک گام بسیار بزرگی بوده که مبتنی بر تجربه و حافظه تاریخی جامعه ایمانی ما شکل گرفته است. ده ها سال ما تجربه داشتیم و همه اینها در حافظه تاریخی ما جمع شده تا یک اتفاقاتی افتاده است. غلبه بر نظام استبدادی یک کار آسانی نیست و برای همین مسیر پیشنهادهایی که وجود داشته پیشنهادهای جنگ مسلحانه و روشهای مارکسیستی یا مبارزات پارلمانتاریستی بوده است. خیلی ها هم روی همین روش ها سرمایه گذاری کردند، اما امام یک طراحی جدیدی کردند و با این طراحی انقلاب را به پیروزی رساندند.
همچنین در مبارزه با نظام استعماری ای که در یکی دو قرن اخیر در کشور ما نفوذ پیدا کرده بود، ما موفق بودیم و واقعا هم این کار بسیار بزرگی است. کسانی که نحوه نفوذ دشمن به خصوص در دوران استعمار را می شناسند می دانند که این یک پیروزی شگفت انگیز است، ولی به نظر من اینها در عین این که بزرگ هستند هدف اصلی انقلاب اسلامی نیستند. واقعا این زحماتی که کشیده شده، سختی هایی که تحمل شده به ویژه شهدای بزرگواری که ما در این راه دادیم و جانبازانی که بعضی هایشان چهل سال ویلچر نشین هستند، برای این اهداف نیست، گرچه این اهداف هم مهم اند.
آرمان امام خمینی رحمۀ الله علیه از انقلاب اسلامی
هدف اصلی انقلاب اسلامی یک تصرف در مقیاس جامعه جهانی برای یک دگرگونی است. این چیزی است که امام بزرگوار ما در روزهای اول حرکتشان و در آخرین روزها به آن گوشزد کرده بودند. مرحوم آقای عسگراولادی فرموده بودند که من پیامی برای امام برده بودم و یک کمی تحت تعقیب قرار گرفتم. وقتی مضطرب وارد بر امام شدم، امام به من فرمودند که برای شما اتفاقی پیش نمی آید خیالتان راحت باشد، ولی ما یک کار بزرگی می خواهیم بکنیم، اگر آمادگی ندارید پا به میدان نگذارید! ما می خواهیم یک تصرفی در کشور و در دنیای اسلام و در جهان بکنیم و اینها مقدمه ظهور حضرت بقیه الله است. در آخرین پیام مکتوبی هم که حضرت امام دادند، یعنی پیام دوم فروردین ۶۸ به مناسبت نیمه شعبان که به مهاجرین جنگ تحمیلی بود، فرمودند: مسئولین باید به فکر ملت باشند و سعی کنند مشکلات آنها را حل کنند. از آن طرف به مردم بزرگوار توصیه می کنند مراقب باشید مطالباتی نکنید که مسئولین را وادار کند از آرمان های بزرگ انقلاب برای دستیابی به این اهداف کوتاه مدت دست بردارند. بعد آنجا می گویند انقلاب ما مقدمه انقلاب جهانی حضرت بقیه الله هست که ان شاء الله خدای متعال ظهور ایشان را در دوران ما قرار بدهد.
قابل توجه برای کسانی که می گویند آقا ما که نمی توانیم! نه، این یک مقدمه است و کار اساسی را حضرت انجام می دهند. مقدمه انقلاب جهانی اسلام به پرچمدار حضرت بقیه الله هست، همان چیزی که ۱۲۴ هزار پیامبر برای آن قیام کردند. همه شان هم وقتی می آمدند بخصوص انبیاء اولوالعزم به ظهور امام زمان بشارت می دادند. خدای متعال این توفیق را به ما داده که ما یک گام را در این مسیر برداریم و جامعه جهانی را آماده کنیم. بعد امام آنجا می فرمایند: در این مسیر گیرم که همه بسیجی های دنیای اسلام را به چوبه های دار بکشند، گیرم که همه زنان و نوامیس ما را به اسارت ببرند؛ این راه است که ارزش آن را دارد.
اگر این آرمان های بزرگ نباشد، چو ایران نباشد تن من مباد؛ چرا؟ اگر ایران صرفا یک وطن جغرافیایی است که خب این حرف درست نیست. نمی خواهم بگویم ملی گرایی بد است ولی باید توجه داشته باشیم هر آرمانی یک سقفی دارد. ما که نمی خواهیم مردم را فریب بدهیم، ما که نمی خواهیم گفتار درمانی بکنیم که واقعا هر آرمانی چقدر قیمت دارد. اگر بناست آخرتی نباشد، اگر بناست ظهوری نباشد، اگر بناست تقرب به خدای متعال نباشد و ما یک نگاه مادی داشته باشیم که روزی به دنیا می آییم و یک روزی تجزیه می شویم، پس چرا من کشته بشوم که دیگری بماند؟! این چه قیمتی دارد؟ بله، انسان می تواند در فداکاری برای خدای متعال به یک جایی برسد که هیچی نخواهد، یعنی جانش را می دهد و خودش را هم بدهکار می داند. حب الهی ارزش دارد، آدم جانش را هفتاد بار بدهد هم می ارزد ولی غیر از او که ارزش ندارد!
پس آرمانی که امام بزرگوار ما که حجیت این انقلاب به ایشان برمیگردد و حجیت عصر غیبت هم به همین است، همان ظهور حکومت حضرت بقیه الله است. یک فقیه جامعه الشرایط عادلی که احدی قبل از این که این مباحث سیاسی پیش بیاید، در فقاهت و تقوا و عدالت ایشان تردید نکرده، پایگاه حجیت این حرکت عظیم است. یعنی یک حرکت عظیم به سمت عصر ظهور که پایگاهش هم فقاهت در عصر غیبت است. بعضی ها برای ما نیایند حدیث بخوانند. چرا که حدیث ها را فقیهانه باید معنا کرد. ما خودمان برای احادیث بی نهایت ارزش قائلیم، ولی فهم فقیهانه از حدیث معتبر است.
دستاوردهای انقلاب اسلامی
۱. فروپاشی مارکسیسم
چند دستاورد این انقلاب را هم ذکر کنیم؛ تحلیل حقیر این است که عامل اصلی فروپاشی مارکسیسم و پایان امر تاریخی این مکتب که با صدای بلند اعلام می کرد دین افیون ملت هاست و همچنین عامل فروپاشی شوروی سابق که نقطه کانونی اقتدار جهانی این مکتب بود، انقلاب اسلامی است، تردید نکنید. گرچه تحلیل های غلط می خواهد عامل اصلی را به جنگ سرد برگرداند. من نمی گویم آن نقش نداشت ولی عامل اصلی این بود.
خدا حفظ کند یکی از عزیزان مجاهد افغانستانی دوران مبارزه با مارکسیست ها که الان هم جانباز هستند، یک دوره ای هم آنجا وزیر کشاورزی بودند، ایشان نقل می کرد وقتی وزرای آلمان شرقی برای بازدید از کشور ما آمده بودند، من به وزیر کشاورزی آلمان شرقی گفتم شما باید به ما کمک کنید تا ما بتوانیم اقتصاد کشورمان را مکانیزه کنیم، چرا که ما بر شما حق داریم! گفت: چرا؟ گفتم: ما دیوار برلین را بدون یک قطره خونریزی برداشتیم اما او تحویل نگرفت و خیلی به نظرش حرف من ادعای واهی آمد. من رفتم آلمان برای یک برنامه ای ایشان من را خواست و گفت: رفتم مطالعه کردم و دیدم حرف شما درست است! پس تردید نکنید فروپاشی شوروی یکی از کارهای بزرگی بود که ثمره خون شهدای ماست. این یکی از مأموریت های امام بود و این را به انجام رساندند و به رئیس زمان آنها هم این را اعلام کردند و تمام شد.
۲. تأثیرگذاری انقلاب اسلامی در مقیاس جهانی
اثر دومی که جزء واضحات است و هیچ کس نمی تواند آن را انکار کند، حیات مجدد جامعه مسلمین است که حضرت بقیه الله در آن می دمند و پرتو حضرت هست. این از برکات این انقلاب اسلامی است، به طوری که اسلام در مقیاس یک تمدن جهانی توانست تأثیر گذار بگذارد. خیلی از آقایانی که غرب گرا هستند در طول این چهل سال هم بر مسند قدرت بودند، الان هم خیلی هایشان هستند و اسلام را بیش از یک فرهنگ نمی دانند. آنها اصلا قائل نیستند که اسلام نقش تمدنی ایفا می کند. ولی اسلام نقش تمدنی ایفا کرد به طوری که بعد از فروپاشی شوروی و پایان عمر رسمی مارکسیسم در جهان که دوگانه لیبرال دموکراسی و کمونیسم سوسیالیسم بود، این دو نگاه در جهان سر برداشت.
یک نظریه پرداز غربی که رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی هم در سخنان اخیرشان به حرف او اشاره کردند، نظریه پایان تاریخ را مطرح کرد. یعنی گفت کمونیسم و سوسیالیسم حذف می شوند و ایدئولوژی برتر لیبرال دموکراسی جهانی می شود و فراتر از این چیزی برای بشریت جود ندارد، بعد هم به پایان تاریخ می رسیم!
نظریه رقیب او نظریه برخورد تمدن ها بود که این مبنای عمل غرب یعنی اعم از آمریکا قرار گرفت. آن نظریه این بود که تمدن ها دارند احیا می شوند. بعد تعدادی تمدن را نام می برد و می گوید مهمترینش تمدن غرب آن هم از جنس لیبرال دموکراسی به لیدری امریکاست و تمدن اسلامی به رهبری ایران. این دو رقیب اصلی و دوگانه اصلی جامعه جهانی بعد از فروپاشی مارکسیسم اند. این حرف آنهاست که رویش هم سرمایه گذاری کردند. اگر هم می خواهید ببینید چقدر برایشان مهم بوده ببینید چقدر سرمایه گذاری کردند. آنها براساس آن یک جنگ تمام عیار نرم و سخت را علیه دنیای اسلام طراحی کردند که نمونه اش حمله به دنیای اسلام براساس حادثه یازده سپتامبر بود که خودشان به کمک سلفی ها طراحی کردند. خیلی واضح هم بود و اصلا چیز مبهمی نبود که طراحی خودشان است.
وقتی هم حمله را آمریکا آغاز کرد، دقیقا خاطرم هست که همزمان با این حمله، شصت نفر از متفکرین غربی به خصوص آمریکا که مهمترینشان هانتینگتون بود که نظریه برخورد تمدن ها را داده بود، در یک نامه ای از اقدام بوش حمایت کردند و گفتند این جنگ کاملا جنگ اخلاقی است، چرا که برای توسعه و گسترش ایدئولوژی آمریکایی است، ولو در این جنگ شما از سلاح غیر متعارف استفاده کنید! بعد هم نیمی از قدرت ناتو را آوردند در منطقه و الان می گویند هفت هزار میلیارد ما هزینه کردیم.
حالا تقریبا از آن زمان که سال ۲۰۰۱ بود تقریبا هفده هجده سال می گذرد. در آن زمان غربگراها هم همه ترسیده بودند و احدی شان نمی تواند بگوید نترسیده بودیم! طرح آنها این بود که بیایند و ما را محاصره کنند و انقلاب اسلامی را در همان نقطه کانونیش که می گفتند تمدن اسلامی به رهبری و لیدری ایران سرکوب کنند. بعد هم اعلام کردند که مرکز شرارت ایران است. شرارت یعنی چه؟ یعنی جلوی پیشرفت یا به تعبیری هجوم یک جانبه تمدن غرب را به جهان گرفته است، یعنی آن جاده یک طرفه ای که غرب درست کرده بود که راه سعادت بشر را در کنار گذاشتن آموزه های دینی و زمینی شدن و کنار گذاشتن وحی می دانست، را امام کور کردند و مقابلش یک لاین دیگری برای بشریت باز کردند. ایشان گفتند می شود دنبال عدالت بود، می شود دنبال آزادی بود، می شود دنبال کرامت انسان بود و دیندار هم بود. اتفاقا این دعوت جهانی شد و اتفاقا از مرزهای ما به ویژه بعد از اشغال لانه جاسوسی گذشت و به یک رقیب تمدنی برای غرب تبدیل شد.
۳. قدرتمند شدن ایران در مقابل غرب و از بین رفتن ابهت آمریکا
خب حالا بعد از هفده سال شما ارزیابی بکنید، آنها هزینه کردند اما ما قدرتمندتر شدیم. در مقابل هم غرب ضعیف شده و هم جریان غربگراها که دو جریان در دنیای اسلام هستند، یکی جریان سلفی و یکی جریان توسعه گرا. آنها اسلام توسعه گرا را دوست دارند و ایده شان هم یک موقعی مالزی و ترکیه بود. البته اینها هم الحمدلله در اثر مقاومت ما چند سال است که تشتشان از بام افتاده است.
یکی از طرح هایی که غرب به خصوص آمریکا در یکی دو دهه اخیر دنبال کرده این بوده که ما دنیای اسلام را باید بین دو گانه خشونت و سازش مخیر کنیم که آقایان اسم سازش و اعتدال را روی آن می گذارند! من اعتدال را چیزی جز همان ایده سازشی که غرب دنبال می کرد یعنی اسلام سازشکار، اسلامی که هیچ ادعایی ندارد و اسلامی که با جهان می سازد، نمی فهمم! ما دنبال جنگ نیستیم ولی دنبال سازش با جهان هم نیستیم. ما حرف حق را می گوییم و حرف حق طبیعتاً دعوا درست می کند. ما نمی خواهیم دعوا راه بیاندازیم اما آنها می گویند حرف حق را نزنید و بگذارید ما حرف بزنیم! نه اینطوری نیست ما حرفمان را می زنیم و این هم نزاع درست می کند.
بعد از این شانزده هفده سال واقعا شما نگاه بکنید که غرب موفق بوده یا ما؟! اروپا که انقدر هزینه کرده موفق بوده یا ما موفق بودیم؟! ما در جبهه مقاومت از مدیترانه تا باب المندب حضور داریم و این همان چیزی است که آنها نمی توانند تحمل کنند. اینها خودشان را مدیر جهان می دانند. نه غرب گراها این را تحمل می کنند و نه طرفداران اسلام سلفی و نه طرفداران اسلام با قرائت توسعه غربی! می بینید که نه ترکیه تحمل می کند و نه عربستان.
اتفاقا یکی از برکات این مقاومت این بوده که این دوگانه دنیای اسلام کاملا آشکار شده، یعنی اگر بسیاری از آدم هایی که اول انقلاب اسلامی آمدند و مسلمان شدند اما اصلا نمی دانستند درون دنیای اسلام این قرائت های مختلف وجود دارد، الان کاملا این قرائت ها شفاف است. هیچ دورانی به این اندازه این دوران جریان اسلام با قرائت سلفی و با قرائت غربگراها انقدر برملا و شناخته شده نبوده است. در واقع یک غلبه فرهنگی هم در درون دنیای اسلام پیش آمده است.
من نگاهم این است، اینکه امام فرمودند آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند همین را می خواستند بگویند، نه این که آمریکا محاصره و حمله نظامی نمی کند. در عالمِ اختیار خدای متعال به آنها هم اجازه داده است. این حرف امام یعنی اگر شما مقاومت بکنید پیروز می شوید. او می آید و با همه وجود هم سرمایه گذاری می کند، اما شما پیروز می شوید و صحنه به نفع شما تمام می شود.
در دوران اخیر وارد یک مذاکره ای شدیم که حالا این هم باید تحلیل بشود. در اینجا آمریکا یک مسیر دیگری را در جهان دنبال کرده به خصوص در دوره آقای ترامپ و کارشان این است که ابرقدرتی آمریکا را دوباره احیا کنند. آنها می خواهند از رقیب تمدنی بودن ما بکاهند و حداکثر ما را به یک همکار یا شرور منطقه ای تبدیل کنند. غربگراها می گویند که شما کارگزار منطقه ای بشوید! ایده ترامپ احیای ابرقدرتی آمریکا بود که به شدت ضربه پذیر شده است.
خدا رحمت کند امام بزرگوار ما را، بعد از یک سال که می خواستند جاسوس ها را آزاد کنند سر و صدا شد و می گفتند: برای چه یک سال نگه داشتید؟ اگر می خواستید مجازات کنید مجازات می کردید و اگر می خواستید آزاد کنید همان یک سال پیش می کردید! چرا یک سال قبل همه مناسبات ما را در جهان به هم زدید؟! امام برای دانشجویان جوان یک صحبتی کردند و فرمودند که غرب آنقدری که ادعا می کند قدرت ندارد. ما می خواستیم ابهت غرب را بشکنیم که شکستیم. اینها کشتی حرکت می دادند دولت ساقط می کردند، سفیرشان نخست وزیر عوض می کرد و ما می خواستیم این را بشکنیم که شکستیم. حالا هم این پنجاه تا آدم به درد ما نمی خورند!
بعد از آن اتفاق واقعا هم ابهت آمریکا شکسته شد و ملت ها آزاد شدند. انقلاب های عدالت خواهانه زیر چتر اسلام گسترش پیدا کرد. دنیای اسلام به یک آمادگی برای یک حرکت عظیم برای ایفای نقش خودش رسید و جبهه مقاومت شکل گرفت.
بنابراین تلقی من این است ما کاملا به مقصد خودمان داریم نزدیک می شویم، منتها حرکت های بزرگ تاریخی زمان خودش را می برد. واقعا من معتقدم اگر الان در چهل سالگی انقلاب، انقلاب متوقف بشود، ما به مقصدی که می خواستیم رسیدیم و خسارت نکردیم. مارکسیست ها در جهان میلیون ها کشته داده بودند اما ما با ده ها هزار شهید خودمان آن را محو کردیم.
جنایت غرب برای اثبات ابرقدرتی خودش
غرب برای ایجاد ابر قدرتی خودش میلیون ها کشته از جهان گرفته است. فقط در ایران بین چهار تا هفت میلیون تلفات نفوس داشتیم با این که در جنگ نبودیم! کشورهای برنده جنگ با فضایی که در کشور ما ایجاد کرده بودند، حداقل چهار میلیون تلفات نفوس از ما گرفتند. کشورهای دیگر هم همینطور بوده و خودشان هم میلیونها کشته دادند.
صاحبان سلاح اتمی به عنوان برندگان جنگ دوم جهانی نقشه تقسیم جهان را کشیدند و با همدیگر برای استیلای بر جهان نقشه کشیدند. یکی از این نقشه ها این بود که در تهران آمدند، اصلا با پهلوی ملاقات هم نکردند و نشستند اینجا و برای ایران و جهان تصمیم گرفتند. اینها بیخودی که ابرقدرت نشدند! اینها مفهوم قدرت را به معنی اقتدار مادی تفسیر کردند و بعد برتری قدرت را به برتری تکنولوژی تعریف کرده و جهان را از طریق رعب و خشونت تحت استیلای خودشان قرار دادند.
اینها همین هایی بودند که دم از دموکراسی می زدند! من نمی دانم این غربگراها در کشور ما خجالت نمی کشند از دموکراسی غربی دفاع می کنند! نمی بینند اینها به خاطر استیلای خودشان و ایجاد رعب و سلطه در جهان، برای این که نفس ها را ببرند، دو جنگ جهانی راه انداختند و ده ها میلیون کشته از بشریت گرفتند! خجالت نمی کشند هنوز هم دهانشان را پر و خالی می کنند و از اروپا و امریکا حرف می زنند! اینها همان جانی های عالم اند. این همان انگلستان است این همان امریکاست. این ها همان آدم هایی هستند که قحطی مصنوعی ایجاد کردند و چهار میلیون آدم را کشتند.
یکی از کارهای انقلاب اسلامی این است که امام مفهوم قدرت را در جهان به هم زدند و یک جنس جدیدی از قدرت نرم ایجاد کردند که براساس این قدرت نرم ملت هایی که فاقد تکنولوژی نظامی هم هستند صاحب قدرت اند. اما غرب می خواهد مفهوم قدرت را به دوران سابق برگرداند و خودشان دوباره قدرت بلا رقیب بشوند. بله، اگر قدرت اتمی شد آنها قدرت بلا رقیب اند اما شیوه امام در جنگ این نبود. امام در جنگ با پهلوی هم این کار را نکردند و رو به جنگ مسلحانه نیاوردند. ایشان مفهوم جدیدی از قدرت را ایجاد کردند و تمام قدرت او را به نفع خودشان مصادره کردند. ایشان ارتش و همه امکانات پهلوی را در تسخیر خود درآوردند. در تسخیر جهان هم همین راه را دنبال می کنند و مسیرشان این بوده است.
آمریکا می خواهد ابرقدرتی خودش را از طریق بازگرداندن مفهوم قدرت به ماقبل انقلاب اسلامی احیا کند و یک عده ای هم قبول کردند. متأسفانه از روزی هم که ما پای میز مذاکره نشستیم و با آمریکا مذاکره کردیم، دامن زدن به همین احیا بود. ما سالهای قبل از این به مدت دوازده سال مذاکره کرده و آمریکا را به حساب آوردیم. آنها امپراتوری خبری جهان را به کار گرفتند و باعث شدند که ایران در انرژی هسته ای تسلیم شود. آن وقت برای ما رقیب تراشی می کنند!
من سالهاست این را به دوستان عرض کردم که از همان روزی که جنگ کریمه را به راه انداختند، داشتند احیای جنگ سرد را می کردند! بعد می بینید که این مردک در گزارش سال قبلش گفت رقیب ما در این سال روسیه و چین هستند و ایران و کره شمالی دو یاغی منطقه ای اند! آنها دارند این را به جهان القاء کرده و دوگانه اسلام و غرب را می شکنند. البته مقاومت ما همه چیز را برخواهد گرداند، کما این که دارد برمی گرداند.
۴. تربیت نسل فرهیخته و شهادت طلب
پس ببینید این هم دستاوردهای ماست. یک قطره خون این شهدا پای هر چیزی ریخته بشود ارزش ندارد الا پای اسلام و ظهور امام زمان. ولی واقعا این زحمت ها و سختی های مادران شهدا، فرزندان و همسران آنها برای چه بود؟ الان اگر انقلاب متوقف شود همه اینها می ارزید؟! من می گویم می ارزید. می ارزید که ما فقط برای حذف مارکسیسم از جهان اینقدر هزینه کنیم! این را به هر عالم دینی بگویید تصدیق می کند و می گوید می ارزید که ما با مارکسیست ها بجنگیم و صدها هزار کشته بدهیم تا اینها را حذف کنیم، چون اینها مدعی بودند دین افیون ملت هاست. مدعی بودند که دین ساخته و برساخته روابط تولیدی و اقتصادی است. آنها می گفتند دین روبنای روابط تولیدی است. مارکسیست ها همه جوانهای ما را هم برده بودند. هر نهضتی پیدا می شد هر گروه جوان و مبارزی می دیدی سر از آن طرف در می آورد و تفکراتش التقاطی می شد.
پس ببینید ما خیلی دستاورد داشتیم؛ حالا هرچه غرب می خواهد بگوید. ما می خواستیم چه کار کنیم که نتوانستیم؟! یکی از مهمترین دستاوردهای ما همین نسل جدید فرهیخته ای است که بسیار توانا هستند، هم بر علوم روز مسلط اند و هم به شدت متعلق به ارزشهای دینی هستند. من یقین دارم آینده در اختیار اینهاست و غرب گراها هیچ حرفی در مقابل این کشور نخواهند زد پس بیخودی تلاش نکنند.
حرکت بعدی انقلاب اسلامی حرکت به سمت فروپاشی لیبرال دموکراسی است. لیبرال دموکراسی در مقابل انقلاب اسلامی و به خاطر مقاومت ما مجبور شد چهره نفاق خودش را کنار بزند و آن روی خشن خودش را نشان بدهد. این جنگهای منطقه ای که راه انداختند مثل گوانتانامو، براساس لیبرال دموکراسی است. دموکراسی را شما می خواهید با حمله نظامی و سلاح اتمی به عالم صادر بکنید؟! آیا این شدنی است؟!
چرا آنها مجبورند دموکراسی را در راه تسخیر جهان سر ببرند و به استعمار یکی دو قرن گذشته برگردند؟ این به خاطر مقاومت است. چرا مجبورند مثل داعش را احیا کرده و کمکشان بکنند، مگر اینها همیشه پشت پرده می ماند؟! مگر وجدان بشر اینها را نمی فهمد؟! اینها را جامعه جهانی می فهمند. پس چرا این کار را می کنند؟ چون مجبورند در مقابل ما این کار را بکنند و آن روزی که دستگاه نفاق، تزویر خودش را کنار می گذارد و پرده می افتد، روز فروپاشی و روز نابودی قدرت نرم اوست.
پس من معتقدم ما خیلی دستاورد داشتیم. یکی از بزرگترین دستاوردهای ما این نسلی است که ما امروز داریم، یعنی نسل آماده شهادت. هیچ دوره ای در دوران غیبت اگر حضرت ظهور می کرد انقدر نیروی پا به رکاب آماده شهادت برایشان آماده نبود. الان این شهدایی که می روند هزاران کیلومتر آن طرف تر به فرمان نایب امام زمان شهید می شوند، اگر خود حضرت ظهور باشند چه می کنند!
هیچ دورانی حضرت اینقدر آدم پا به رکاب آماده برای شهادت نداشته است. اینهایی که مدعی اند اعم از غربگراها و متحجرین و آنهایی که صحبت از ظهور حضرت می کنند، آیا انقدر آدم پا به رکاب برای حضرت تربیت کردند؟! شما اگر همه دستگاهتان را رو کنید چندتا آدم اینطوری دارید؟! چند تا مثل همین شهید عزیز دارید که در عنفوان جوانی و سن بیست سالگی که همه چیز برایش مهیاست، تقاضا می کند از مادرش که دعا کنید من شهید بشوم؟! شما چند تا شهید حججی دارید، بگویید چون ما منکر شما نیستیم! شما آدم های خوبی هستید و برای ظهور حضرت کار می کنید. شما با جریان های انحرافی مبارزه می کردید و می کنید، ولی شما چند تا آدم پا به رکاب دارید؟! چند تا آدم دارید که برای ظهور حضرت رفته باشد روی مین و دو تا دست و دو تا پایش قطع شده باشد و سی سال زندگی کند!
پس عنایت می کنید که ما چقدر پیروز بودیم. در هدفی که امام معین کردند ما یک نسل از یمن تا شام و یک جبهه مقاومت آماده به کار داریم.
تحقیر شدگی در برابر غرب، بزرگترین آسیب انقلاب اسلامی
یک نکته هم راجع به آسیب شناسی بگویم. آسیب اصلی انقلاب اسلامی تحقیر شدگی در مقابل غرب است. آسیب ما همین غربگراهایی هستند که رو به نیویورک می خوابند و شبها اگر نماز هم بخوانند دلشان رو به نیویورک است. با صدای بلند هم می گویند آقا ما یک آبگوشت بزباش می توانیم درست کنیم، هرچه هست آن طرف عالم است! آنها می گویند آقا ما چه کاره ایم آنها یک دکمه بزنند عالم را ویران می کنند! همین ها اصلی ترین آسیب جامعه اسلامی اند.
اصلی ترین آسیب جامعه اسلامی همین غرب گراها هستند، همین هایی که خیابان ها و نظم خیابانی نیویورک دلشان را برده، همین هایی که قطار برقی و دموکراسی فریبشان داده است؛ اینها اصلی ترین آسیب دنیای اسلام اند و اصلی ترین سرمایه ما این نسل جوان انقلابی است که جهان و دنیای مدرن را می فهمد ولی زیربار دنیای مدرن نمی رود. او احساس حقارت نمی کند چون خوب جهان غرب را می شناسد، از مبانی ایدئولوژیک تا فلسفی اش تا انقلاب علمی اش تا انقلاب صنعتی اش تا ساختارهای پیچیده جهانی اش تا اسناد فرادستی و اسناد بین المللی، همه را می شناسد، ولی تواضع نمی کند و می گوید همه اینها ابزار بت پرستی مدرن اند. این بزرگترین سرمایه اجتماعی ماست. این نسل است که دنیا را به هم خواهد ریخت.
من آسیب ها را قبول دارم، فراوان هم هستند و می شود آن ها را شمرد، ولی در مقابل دستاوردها کوچک اند. البته ببینید جامعه مومنین یک آسیب هم داشته باشد زیاد است. مثل اینکه مومن یک گناه هم بکند بد است. مومن که نباید گناه کند، نمی شود بگویی من نماز شب می خوانم پس حق دارم غیبت کنم. جامعه مومنین یک آسیب هم نباید داشته باشد و من قبول دارم ما آسیب داریم. ما آسیب های اخلاقی و آسیب های اجتماعی داریم که در بعضی جاها هم گسترش پیدا کرده و ریشه بسط داده است.
این آسیب های غربگراها است که پشت صحنه چهار دهه است که بر این کشور دارند حکومت می کنند و طلبکار خدا، ملت، ولایت فقیه، دین و انقلابیون و غیر انقلابیون هستند. وقتی بعد از اصلاحات رأی نیاوردند گفتند مردم نان می خواستند ما خیال کردیم آزادی می خواهند!
این آقایان همه را تحقیر می کنند جز خودشان و قسمت عمده همه جرم ها گردن آنهاست. من با قاطعیت می گویم که مدل نئوکینزی اقتصاد که شما دنبال می کنید در ایران نه جواب داده و نخواهد داد! از سال ۲۷ مدیریت توسعه در ایران آغاز شده یعنی هفتاد سال است، اما به نتیجه نرسیده و نخواهد رسید. نه این که ظرفیت های ملی ما ظرفیت های جامعه ما به اندازه کره جنوبی نیست! شهردار سئول آمده اینجا و آرزو می کرده که سئول بشود مثل تهران! او به آنجا رسیده اما ما نرسیدیم. این علامت عظمت ملت ماست که در مقابل غرب تحقیر نمی شود. آنها به سرعت تحقیر شدند و به سرعت فرهنگ خودشان را باختند. ما فرهنگمان را نمی بازیم، وقتی فرهنگ خودمان را ندهیم الگوهای آنها هم قابل تحقق نیست چون الگوهای آنها در بستر فرهنگی خودش پاسخ می دهد.
غرب گراها در دوره اصلاحات با صدای بلند می گفتند که قرائت دینی مردم را برای تحقق مدرنیزاسیون و برای محقق شدن مدرنیته در ایران، اصلاح کنید! برای آن هم تلاش می کردند. شما جوانان بروید ببینید که اینها دو دهه قبل چه تلاشی کردند برای گسترش تفکر مدرن و تغییر قرائت دینی مردم به طوری که هماهنگ با جریان های نوگرا بشود. رهبر بزرگوار ما در همان موقع گفتند ما هم اصلاح طلبیم و هم اصول گرا منتها اصلاحات مبتنی بر اصول دینی خودمان را می خواهیم.
بنابراین اگر از حقیر سوال کنند می گویم ما الحمدلله در مسیر آرمان های بزرگ انقلاب اسلامی پیش رفتیم، آسیب هایی هم داشتیم که البته بنیان اصلی آسیب ها تحقیر شدگی در مقابل غرب است که این را باید جبران کرد. در مقابل این آسیب، ما یک نسل فرهیخته، با سواد، بصیر به روز و زمان شناس و اتفاقا از آنها با سوادتر و کارآمدتر داریم که احساس حقارت در مقابل غرب نمی کنند. ما شهدای عزیزی داریم که در جوانی همه چیزشان را دادند، جانشان را حاضر شدند بدهند، فرزندانشان یتیم بشوند، پدر و مادرانشان در داغ نشستند، این سرمایه های ماست.
امام بزرگوار ما هیچ وقت تعبیر جنگ خانمان سوز ندارد. در پیامی که برای پذیرش قطعنامه و اعلام پایان جنگ تحمیلی دادند، می گویند: خدایا ملت ما هنوز در آغاز راه است، این راه شهادت را به روی ما نبند. خط امام که فقط حرف نیست، کمر بسته می خواهد، همت می خواهد، نترسیدن از غرب می خواهد، شجاعت روحی می خواهد، عدم احساس حقارت در مقابل تکنولوژی و علم غرب می خواهد. ما باید به قله این علم سوار بشویم و آن را مسخر خودمان کنیم و بعد هم در دستگاه خود استحاله کنیم. من گاهی گفته ام مثل کودی که شما پای یک بوته هندوانه می ریزید و استحاله می شود، ما تمدن غرب را اینطوری باید در جهاز هاضمه فرهنگ اسلام استحاله کنیم. فرهنگ اسلام ظرفیت این هضم را دارد. این شهدای ما برکات خونشان اینهاست.
وقت اساتید خودم و پدر بزرگوار این شهید را گرفتم. ان شاء الله این سرمایه جاودانه شما باشد و ان شاء الله همینطوری که رهبر عزیزمان فرمودند پیام اینها شنیده خواهد شد. اینها تازه بعد از این که می روند با زبان شهادت حرف می زنند و این یک زبان واقعی است نه زبان اعتباری. اینها حاضر و متصرف اند. ان شاء الله خدای متعال برکات این شهدای عزیز را بیش از پیش ظاهر کند و به ما هم مردانگی و رشادت و دل کندگی از دنیا را که زمینه رسیدن به شهادت هست عنایت کند. ان شاء الله از برکات خون این شهدا فرهنگ عاشورا در جامعه ما بین همه نسلها گسترش و بسط پیدا بکند. ما الحمدلله به برکت عاشورا امیدواریم. همه اقشار ملت شریف و رشید ما به برکت فرهنگ عاشورا تربیت شدند و پا به رکاب آماده هستند، به هیچ وجه هم حاضر نیستند استقلال خودشان را قربانی مطامع مادی دنیای غرب کنند و برای دستیابی به آن آرمان هایی که آنها برایشان طراحی می کنند حاضر نیستند از اصول اسلام از اصول آزادی و کرامت و حریت خودشان دست بردارند.


