نگاه قرآنی به عالم و درک حوادث در طرح الهی / هجرت پربرکت حضرت معصومه سلام الله علیها
متن زیر سخنرانی آیتالله میرباقری در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۴۰۵ است که در حسینیه آیت الله حقشناس (تهران)به مناسبت روز میلاد حضرت معصومه سلاماللّهعلیها برگزار شده است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً.
۱.نگاه به عالم از منظر قرآن، شرط ورود به بهشت در دنیا و آخرت
«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى * قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَني أَعْمى وَ قَدْ كُنْتُ بَصيراً * قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى».[۱] اگر خدای متعال به انسان لطف کند و انسان بتواند با نور قرآن و با چشم قرآن به حوادث نگاه کند، از همینجا درهای بهشت به روی انسان گشوده میشود؛ درست است که حقیقت بهشت و آن مقامات عالیاش در آخرت نصیب انسان میشود، آدم باید از این دنیا برود تا وارد آن مقامات بشود و ظرفیت این عالم ظرفیت درک نعمتهای بهشتی و آن حقایق و معارف نیست، ولی آنهایی که موحد میشوند، آنهایی که نگاهشان به عالم اصلاح میشود، از همینجا وارد بهشت میشوند؛ و اتفاقاً شاید این [مطلب] درست باشد که اگر کسی نتواند از اینجا بهشتی شود، بعید است که در عالم آخرت بتواند وارد بهشت شود؛ از همینجا باید درهای بهشت به روی انسان گشوده شود و بتواند جهان را درست ببیند. خدای متعال به ما این توفیق را داده که میتوانیم با قرآن و نور قرآن به عالم نگاه کنیم؛ [میتوانیم] با چشم نبی اکرم عالم را [ببینیم] و وقایع را مشاهده و مطالعه [کنیم].
من این آیات را مکرر تقدیم کردهام که خدای متعال میفرماید ما یک امکاناتی به انسان دادهایم که با آن امکانات میتواند از گردنههای سخت عبور کند؛ «أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ * وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ * وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ * فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ»؛[۲] ما به او دوتا چشم دادهایم، زبان دادهایم، راه را به او نشان دادهایم، ولی از آن گردنهای که باید عبور کند عبور نکرد؛ « وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ»؛[۳] آن گردنه چیست؟ «فَكُّ رَقَبَةٍ * أَوْ إِطْعامٌ في يَوْمٍ ذي مَسْغَبَةٍ»؛[۴] بردهای را آزاد کند یا امکانات خودش را که به سختی به دست آورده و این مال حلال را خرج ضعفا کند یا از سفرۀ خودش بزند و به دیگران بدهد؛ اینها آن گردنههای سختی است که انسان باید [با استفاده] از این امکانات [از آنها] عبور کند.
تأویل این آیات را ملاحظه کردهاید؛ در روایات دارد که «عَيْنَيْنِ» یعنی نبی اکرم؛ پیامبر خدا آن چشمی است که حقایق عالم را میبیند و ملک و ملکوت را مشاهده میکند. «وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ»؛ بعد فرمود «لِسان» یعنی امیرالمؤمنین علیهالسلام و «شَفَتَيْنِ» یعنی امام حسن علیهالسلام و امام حسین علیه السلام؛ کسی که با چشم نبی اکرم عالم را ببیند و از زبان امیرالمؤمنین عالم را بشنود، میتواند از گردنهها عبور کند؛ و الّا انسانی که چشمش بسته است، نمیتواند از گردنهها عبور کند؛ بعد حضرت فرمودند که «فَكُّ رَقَبَةٍ» یعنی انسان خودش را آزاد کند؛ «النَّاسُ كُلُّهُمْ عَبِيدُ النَّارِ غَيْرَكَ وَ أَصْحَابِكَ»،[۵] فرمود آن عقبه همراهی با امام است، به ولایت امام رسیدن و از دنیا آزاد شدن است، رها شدن از دستگاه شیطان و فراعنه است و بعد همراه شدن با امام است؛ آن گردنه این است؛ باید با امام حرکت کنیم؛ اگر کسی با این چشم به عالم نگاه نکند، نمیتواند خودش را به امام برساند، نمیتواند خودش را آزاد کند و نمیتواند از دست شیطان و نفس رها بشود.
این رهایی منوط به این است که انسان با این چشم به عالم نگاه کند، با نور نبی اکرم، با وحیای که به پیامبر شده و با قرآنی که نازل شده است؛ انسان اگر اینطور نگاه کرد، میتواند خودش را از جهنم و از شیطان نجات بدهد و ورود کند به آن عالمی که باید ورود کند؛ با امیرالمؤمنین و با اهلبیت همراه بشود؛ بدون این امکانش نیست؛ پس میشود که انسان با چشم قرآن به عالم نگاه کند؛ یک معنای «الْمُؤْمِنُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّه»[۶] همین است؛ انسان میتواند با نور خدا به عالم نگاه کند، قلبش نورانی بشود و بعد با آن نور عالم را ببیند؛ اگر دید، اگر درست نگاه کرد و با قرآن به عالم نگاه کرد، هم عالم را درست میفهمد، هم طرح خدا را درست میفهمد و هم همهچیز را سر جای خودش میبیند [و متوجه] زیبایی کار خدا میشود.
یکی از کارهای مهم شیطان همین است که در سختیها انسان را با خدا و با طرح خدا درگیر میکند؛ در انسان سوءظن و ریب و شک و بدگمانی ایجاد میکند؛ چشم انسان را به روی حقایق میبندد؛ انسانی که چشمش رو به حقایق بسته شد، الان هم وسط جهنم است؛ خدای متعال با پیامبرش و با نور قرآن چشم انسان را باز میکند تا انسان حقایق را ببیند و در متن همۀ حادثهها زیبایی کار خدا را ببیند؛ اگر کسی اینطور شد و توانست در عالم با نور قرآن نگاه کند، آیات خدا و همراهی خدا را با خودش ببیند، «وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُم»،[۷] اگر توانست ببیند که همهچیز سر جای خودش است، اگر [فهمید که هر] تولدی در عالم اتفاق میافتد از دل سختیها اتفاق میافتد، «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرا»،[۸] اگر کسی با نور قرآن به عالم نگاه کرد، الان عالم برایش بهشت میشود؛ کسی که اینطوری به عالم نگاه میکند، در آخرت هم میتواند بهشتی شود.
کسی که در دنیا نگاهش به حوادث نگاه غلطی است، در پرده و در حجاب است، این آدم در آخرت هم همینطوری است؛ «وَ مَنْ كانَ في هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبيلا»؛[۹] «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً»؛ اگر کسی رویش را از خدا برگرداند و از عالم ذکر بیرون بیاید، همینجا دچار تنگنا میشود؛ «وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى»؛ در قیامت هم حقایق را نمیبیند. کسی که اینجا نتواند پردهها را کنار بزند، حقایق عالم را ببیند و موحدانه به عالم نگاه کند، حضور خدا را ببیند، طرح حکیمانۀ خدا را ببیند، وسعت طرح خدا را ببیند، دچار عجله و شتاب نشود، [در قیامت هم حقایق را نمیبیند]. بعضیها اینطور هستند که به قول معروف با یک قاشق ماست سردیشان میکند و با یک کشمش گرمیشان میکند؛ مؤمنی که با نور خدا به عالم نگاه میکند، نه به این زودیها دچار وسوسه و تردید میشود، نه سست میشود، نه پا پس میکشد؛ ما باید اینطور به عالم نگاه کنیم؛ اگر اینطور نگاه کردیم، عالم برای ما بهشت میشود؛ ملاحظه فرمودید که بالاترین درجۀ بهشت این است که آدم وارد مقام رضوان بشود؛ «وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ»؛[۱۰] رضای خدا را نسبت به خودش درک کند؛ قبلش مقام رضاست، خودش به مقام رضا برسد؛ در همین دنیا هم واقعاً میشود اینجور شد؛ میشود که آدم با نور الهی عالم را ببیند، طرح خدا را ببیند، خدا را تسبیح کند، زیبایی کار را ببیند و ببیند که همهچیز سرجای خودش است، در دل همۀ سختیها پیروزی و نصرت را ببیند، آرامش را ببیند و آرامش داشته باشد، بهشت را ببیند و در بهشت زندگی کند؛ اگر کسی توانست در این دنیا طرح خدا را ببیند، زیبایی طرح خدا را ببیند و با خدا باشد، همین الان وسط بهشت است.
مقام رضوان است؛ مقام رضاست؛ کسی که از خدا راضی شد، خدا هم از او راضی میشود؛ «رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ»؛[۱۱] این مقام، مقام بهشت است؛ بالاترین درجۀ بهشت است؛ این در همین دنیا به دست میآید؛ البته عرض کردم اصل بهشت و آن مقامات مال عالم آخرت انسان است؛ موحد سیرش در وادی توحید از دنیا شروع میشود؛ مقامات توحید در عالم آخرت درک میشود؛ اصل بهشت در عالم آخرت است، ولی از همینجا انسان میتواند وارد آن شود؛ انسانی که نگاهش به عالم بهشتی است، در دل سختیها گشایشها را میبیند، در دل ابتلائات و امتحاناتِ سختِ الهی زیبایی کار خدا و زیبایی صنع [خدا را میبیند]؛ احساس فتح و پیروزی و احساس نشاط میکند؛ در درون بهشت زندگی میکند؛ این آن چیزی است که انبیا به ما یاد دادهاند.
سیدالشهدا در سختیهای عاشورا وسط بهشت است؛ اینطور نیست که [بهشت] فقط در عالم آخرت است؛ واقعاً وسط بهشت است و در مقام رضا و رضوان است؛ «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ*ارْجِعي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً»؛[۱۲] بالاترین مقام بهشت همین است؛ هیچ مقامی در بهشت از این بالاتر نیست؛ بنابراین انسان میتواند یک بهشت نقدی داشته باشد و در دل سختیها آرامش داشته باشد؛ در دل سختیها ایمان کاملی داشته باشد و فاتحانه در عالم زندگی بکند؛ این شدنی است. اگر کسی اینطور نشد و در این دنیا چشمش بسته شد و در این دنیا درهای بهشت به رویش گشوده نشد، معلوم نیست در عالم آخرت هم اتفاقی برای انسان بیفتد و انسان بتواند درجات بهشت را به راحتی درک کند؛ «وَ مَنْ كانَ في هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى»؛ کسی که در این دنیا چشمش باز نشود، در آخرت هم چشمش باز نخواهد شد.
۲.نگاه موحدانه و عاشورایی ملت مؤمن ایران
من احساسم این است که خدای متعال یک لطفی کرده و به مؤمنین، به مردم عزیز و ملت عزیز ما، این توفیق را داده که در متن این سختیها احساس گشایش و احساس فتح و احساس پیروزی و احساس سعادتمندی میکنند؛ این خیلی نعمت بزرگی است و ما باید مواظب باشیم که این نعمت از ما سلب نشود؛ [مردم] به یک نقطهای رسیدهاند که میتوانند این نعمتهای خدا را در همین دنیا درک و تلقی کنند؛ و الّا استقامت کردن در دل سختیها کار آسانی نیست؛ خدای متعال این را به کسانی عنایت میکند که بزرگ و رشید شدهاند؛ طرح بزرگ خدا را میبینند و با خدا حرکت میکنند؛ نه به این زودی مأیوس میشوند و نه به این زودی مغرور میشوند؛ نه به امکانات خودشان معجب هستند و نه از نصرت خدای متعال مأیوس هستند؛ بلکه امیدوار به فضل خدا هستند و هرچه هم جلوتر میرود، احساس اضطرارشان، احساس فقرشان، احساس نیازشان به خدای متعال و استمرارشان زیاد میشود، نصرتهای خدا هم نازل میشود؛ این مسیر فتح در عالم اینطور است.
یک نکتهای که میخواستم عرض کنم و باید به آن توجه داشته باشیم [این است] که ادامۀ این [مسیر] هم منوط به همین است که ما موحدانه به صحنه نگاه کنیم و نگران اوضاع هم نباشیم. یک نکتهای را اینجا عرض کنم، خدا بر درجات قائد شهید ما بیفزاید و ایشان را با انبیا و اولیا محشور کند و برکاتش را بر ما بیشتر نازل کند ـ انشاءاللّه در آیندهها از عظمت و بزرگی این مرد بزرگ بحث بشود ـ نگاه ایشان به مردم عزیز ایران، به مؤمنین همینطوری بود؛ تلقیشان و احساسشان این بود که این مردم آن مردمی هستند که از یک عمق ایمانی برخوردار هستند و مؤمنانه زندگی میکنند؛ حرفهایی که ایشان در روزهای آخر حیاتشان میزدند، حرفهای عجیبی بود؛ به نظر من خیلی [از این حرفها] حقایقی بود که ایشان میدیدند و برای مردم بیان میکردند؛ نگاه غرب این بود که این مردم مردمی هستند که گرایش به دنیا پیدا کردهاند و دنیای ما را میخواهند، یک نظامی هست که ما این نظام را برمیچینیم و همهچیز در اختیار خود ما [قرار می گیرد]؛ تلقیشان کاملاً همین بود؛ حرفهایشان هم همین بود؛ ایشان نظرشان این بود که نه، شما با یک نظام مواجه نیستید، بلکه با یک ملت به پا خواسته مواجه هستید؛ خدا این مردم را مبعوث خواهد کرد و فتنهها را خاموش خواهند کرد و خدا به دست آنها این فتنهها را خاموش میکند؛ این خیلی حرف بزرگ و با عظمتی است؛ [نگاهشان این بود] که این مردم، مردمی هستند که در ورای این حرکتهای ظاهریشان از یک عمق ایمانی برخوردار هستند؛ ملتی هستند که هزاروچهارصد سال است که حقایق ایمان و حقایق مکتب اهلبیت و حقایق مکاتب شیعی در وجودشان شکل گرفته است؛ تعبیر ایشان این بود که این مردم درس شیعی خودشان را و درس خودشان را از اسلام یاد گرفتهاند؛ درس خودشان را از عاشورا گرفتهاند و استقامت میکنند؛ این همین اتفاقی است که شما الان در صحنه میبینید؛ این نگاه، نگاه صحیحی است.
من احساسم همین است که این مردم، مردمی هستند که واقعاً در این عالم موحدانه زندگی میکنند؛ البته ممکن است که مؤمن دچار خطا هم بشود؛ اتفاقاً خطاهای ماست که به ما میفهماند که ما خطاکار هستیم و ما را به مغفرت خدا و به رحمت خدا ارجاع میدهد؛ این مردم واقعاً یک چنین مردمی هستند؛ مردمی هستند که پای ایمانشان میایستند و نصرتها و فتوحات هم قطعی است؛ [علاوه بر] اینکه آدم احساس میکند که اینها تجربۀ عصر ظهور است انشاءاللّه؛ انسانهایی که میخواهند در عصر ظهور زندگی کنند، باید تجاربی داشته باشند؛ الان ببینید، آنهایی که یک تجربههایی دارند در این صحنهها دستشان باز است؛ [کسانی که] تجربۀ اربعین و تجربۀ کارهای جهادی دارند، راحت کمک میکنند؛ بقیه وقتی در میدان میآیند، میخواهند کمک کنند، اما متحیرند که باید چه کنند! ظهور همینطوری است؛ آنهایی که آمادگی دارند، میتوانند در عصر ظهور کار کنند؛ من تلقیم این است که اینها انشاءاللّه مقدمات و تجربهای برای عصر ظهور است که ما انشاءاللّه آنجا چطور باید اقدام کنیم و حضرت را کمک و نصرت کنیم؛ ولی فتوحاتی که در راه است، فتوحات عاجلی است، انشاءاللّه؛ به زودی پیروزیهایی در دسترس ماست؛ غنایم و منافع و نتایج خوبی برای ما داشته باشد و ما بتوانیم از آن نتایج در راه خدا درست استفاده کنیم،آن غنایم و آن امکاناتی را که خدا در اختیار ما قرار میدهد، آن امکانات را در راه خدا و در راه اسلام و دین خدا خرج کنیم، انشاءاللّه؛ نکتهای که میخواستم عرض کنم این است که الحمدللّه خدای متعال مردم ایران را به گونهای آفریده که احساس فتح و آرامش و نصرت و پیروزی میکنند و در دل سختیها حکیمانه برخورد میکنند؛ این نعمت بزرگی است؛ انشاءاللّه خدای متعال این نعمت را بر ما مستدام بدارد.
۳.هجرت حضرت معصومه و توجه به پشت صحنۀ آن
یک جمله هم راجع به وجود مقدس حضرت معصومه سلاماللّهعلیها بهطور خلاصه عرض میکنم. عرض کردم که حادثههای بزرگ مثل کاری که حضرت معصومه سلاماللّهعلیها انجام دادهاند، یک غیب و پشت صحنهای دارند که اگر ما با نگاه صحیح [به این حوادث نگاه کنیم، یعنی] اگر از نگاه قرآن و معارف اهلبیت علیهمالسلام [به این حادثهها نگاه کنیم] میتوانیم واقعیت کار را بفهمیم. خب، میدانید آنچه که یک مورخ مینویسد، چیست؛ مورخ میگوید حضرت معصومه سلاماللّهعلیها با یک کاروانی به سمت قم حرکت کردند و شاید مثلاً برای زیارت امام رضا سلاماللّهعلیه عازم مرو هم بودهاند؛ در بین راه حضرت مریض شدهاند؛ حادثهای یا درگیریای پیش آمد؛ بعد هم قم را به قدوم خودشان متبرک فرمودند و بعد هم در قم رحلت فرمودهاند و به شهادت رسیدهاند و شهر قم مدفن شریف ایشان است؛ این چیزی است که یک مورخ میتواند بگوید.
ولی آنچه که ما از معارف میفهمیم چیز دیگری است؛ پشت صحنه یکاتفاق دیگری دارد میافتد؛ یک اتفاق با عظمت و بزرگی دارد میافتد؛ خدای متعال این شهر را به عنوان حرم [قرار داده است]؛ محدودۀ قم فقط یک شهر نیست، بلکه همۀ مناطق [اطراف شهر قم هم] ملحق به قم هستند و خدای متعال اینجا را به عنوان حرم اهلبیت انتخاب کرده است؛ یک حریمی است؛ یک حرمی است؛ در روایت دیدهاید که حضرت در شب معراج دوبار به این نقطه توجه پیدا کردهاند؛ یک بار آمدهاند و شیطان را از اینجا دور کردهاند و [به شیطان] فرمودند که برو و در اموال و نسل دیگران مشارکت کن؛ حضرت [شیطان را] از حریم حرم اهلبیت دور کردند؛ روایتش را شنیدهاید که حضرت دیدند که یک نقطهای نورانی است، فرمودند اینجا کجاست؟ جبرئیل عرض کرد این حرم شیعیان شماست، حریم دوستان اهلبیت است، حرم اهل بیت است؛ حضرت پایین آمدند؛ دیدند که مردی نشسته است؛ پرسیدند که این کیست؟ گفتند این شیطان است؛ شیطان را از اینجا دور کردند؛ این یک مسئلۀ مهمی است؛ اینجا حریم دوستان اهلبیت است؛ شیطان در اینجا نفوذ ندارد. دوباره [در روایت] دارد که حضرت در آسمان چهارم تمثل شهر قم را [دیدند]؛ این [روایات] را ملاحظه کردهاید، من نمیخواهم به اینها بپردازم، [بههرحال] اینها پشت صحنۀ واقعه است. امام صادق علیهالسلام قبل از تولد حضرت معصومه فرموند که حرم خدای متعال مکه است، حرم نبی اکرم صلیاللّهعلیهوآلهوسلم مدینه است، حرم امیرالمؤمنین صلواتاللّهعلیه کوفه است و حرم ما اهلبیت قم است؛ بعد فرمودند: «سَتُدْفَنُ فِيهِ امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي»[۱۳] [خانمی از فرزندان] من دفن میشود، کأنّه دارند آدرس حرم را میدهند که حقیقت این حرم با این وجود مقدس حرم میشود؛ «سَتُدْفَنُ فِيهِ امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي»؛ فرمود: «وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِم»؛[۱۴] همۀ شیعیان با دستگیری ایشان و شفاعت ایشان وارد بهشت میشوند؛ یعنی او کسی است که همه محتاج عنایت و دستگیری [او هستند]؛ اینقدر سفرۀ ایشان سفرۀ گستردهای است؛ کأنّه آدرس حرم را میدهند که باطن حرم اینجاست؛ اگر کسی او را زیارت کند، در روایات دارد که زیارت او موجب میشود که انسان وارد عالم بهشت شود و بهشتی بشود.
[به] این نقطهای که حرم هست و این شخصیتی که اینقدر با عظمت است [توجه کنید]؛ این شخصیت در درون یک برنامۀ بزرگ و طرحی که امام رضا علیهالسلام داشتند، هجرت کردهاند و آمدهاند در اینجا ماندهاند؛ [در مورد] امام رضا سلاماللّهعلیه هم اگر کسی ظاهر کار را بخواهد ببیند، میگوید مأمون حضرت را مجبور کرد و حضرت هم پذیرفتند و به ظاهر برای ولایتعهدی آمدند و بعد هم به شهادت رسیدند؛ ولی واقع این است که حضرت یک کار خیلی بزرگی دارند انجام میدهند؛ میدانید که حضرت با هجرت خودشان و کوچ دادن مأمون از این نقطه به بغداد، اینجا را برای شیعیان خودشان آماده کردند و بعد هم امامزادهها به دنبال حضرت آمدند و در این نقاط ماندند و بر محور آنها جامعۀ شیعی شکل گرفت.
میدانید ما دو منطقه در دنیای اسلام داریم؛ یک منطقه، منطقۀ شام به سمت غرب و اروپا و رومِ آن موقع است؛ یک منطقه هم منطقۀ ایران است؛ اینجا منطقۀ نفوذ فرهنگ اهلبیت است؛ آنجا عمدتاً منطقۀ نفوذ فرهنگ بنیامیه است؛ اسلام اموی آنجاست؛ منطقۀ اسلام اهلبیت و اسلام ناب عمدتاً اینجاست؛ این با هجرت امام رضا سلاماللّهعلیه قوام پیدا کرده است؛ وقتی امام رضا علیهالسلام آمدند، با خودشان یک فرهنگی را آوردند؛ امامزادهها را آوردند و بر محور هجرتِ حضرت، این جامعۀ شیعی شکل گرفت و یکی از ارکان آن هم وجود مقدس حضرت معصومه سلاماللّهعلیها است؛ حضرت معصومه سلاماللّهعلیها یکی از ارکان این جامعۀ بزرگ ایمانیای هستند که بر محور هجرت امام رضاسلاماللّهعلیه شکل گرفته، و این نقطه [به یک] نقطۀ کانونی [تبدیل] شده که مأموریتهای بزرگ در قبل از ظهور و آخرالزمان هم دارد که ملاحظه کردهاید؛ معارف اهلبیت از اینجا منتشر میشود، حجت بر عالم و همۀ اهل دنیا از اینجا اقامه میشود، علم از کوفه و نجف غیبت میکند و در اینجا ظهور پیدا میکند، اینها چیزهایی است که در باب روایات آخرالزمان داریم و همۀ اینها الان دارد محقق میشود؛ همۀ اینها اتفاقاتی است که [قرار است در] این نقطه [اتفاق] بیفتد؛ و آن کسی که محور همۀ این اتفاقات بزرگ است، وجود مقدس حضرت معصومه سلاماللّهعلیها است؛ عظمت ایشان است؛ همۀ این اتفاقات بر محور ایشان اتفاق میافتد؛ نه اینکه ایشان اینجا آمدهاند و دفن شدهاند و [اینجا به یک] زیارتگاه [تبدیل] شده؛ این نیست؛ ادارۀ این امور، ادارۀ این امت و هدایت به دست ایشان و به شفاعت ایشان است.
در زیارت ایشان خواندهاید، دعاهایی که در زیارت حضرت معصومه هست دعاهای فوق العادهای است؛ روی [این دعاها] تأمل بفرمایید؛ در حرم حضرت معصومه این اتفاق میافتد؛ انسان وقتی هجرت میکند، میآید و وارد این حرم میشود، در واقع وارد منزلتی از بهشت شده است؛ «اشْفَعِي لِي فِي الْجَنَّةِ»،[۱۵] اصل آن بهشتی که حضرت [در آن] شفاعت میکنند در عالم آخرت است [امّا آن بهشت] از همین دنیا شروع میشود؛ اگر کسی مشمول شفاعت شد، از همین دنیا بهشتی میشود و وارد بهشت میشود.
خلاصه یکی از نکاتی که در این حوادث بزرگ و فعل [امثال] حضرت معصومه و امام رضا و ائمۀ هدات معصومین لازم است [به آن] توجه [شود] این است که انسان آن طرح بزرگ الهی را [خوب بشناسد]؛ آن طرحی که ائمه علیهمالسلام عهدهدار بودهاند که آن را محقق کنند و آن باری که روی دوششان بوده و آن را تحمل کردهاند؛ [انسان باید] این مأموریت را خوب بشناسد و ببیند که چگونه آنها این مأموریت بزرگِ خودشان را انجام دادهاند؛ و به تعبیر دیگر انسان باید آن پشت صحنهها را ببیند.
قرآن همینطور است دیگر؛ قرآن وقتی صحنهها را حکایت میکند میفرماید خدای متعال غیب حادثهها را برای پیامبرش بیان میکند؛ «ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ»؛[۱۶] «تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ»؛[۱۷] وقتی خدای متعال داستان انبیا را میگوید، میفرماید اینها آن اخبار غیبی است که ما برای شما میگوییم؛ نه به معنای اینکه فرض کنید اگر داستان حضرت یوسف گفته میشود، شما در آن دوران نبودهاید؛ نه، این که ظاهر مسئله است، واقعاً آنطوری که خدای متعال حکایت میکند، پشت صحنه را، غیب صحنه را و ملکوت صحنه را حکایت میکند؛ شما داستان حضرت یوسف را ببینید؛ غیب صحنه در آن بیان میشود؛ داستان حضرت نوح را ببینید؛ «تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ»؛ این نوع بیان کردن، و بیان این اتفاقات در قرآن، این غیبی است که خدای متعال دارد بیان میکند؛ این حوادث هم همینطور است؛ این واقعههای بزرگ یک غیبی دارد؛ در بیانات معصومین علیهمالسلام غیب این واقعهها، آن پشت صحنهها، آن تدابیر خدای متعال، آن طرح بزرگی که خدای متعال دارد و جایگاهی که اولیاء الهی در این طرح دارند، آن را خدای متعال بیان میکند.
خدای متعال برای هدایت بشر یک چراغی در عالم روشن کرده است؛ این چراغ در یک خانههایی قرار گرفته است؛ توضیح اینکه این بیوت چطور بیتالنور هستند و چطور هدایت الهی [شکل میگیرد]، این نگاه به صحنه، نگاهی است که ما باید پیدا کنیم؛ عرض کردم که باید طرح بزرگ خدا را ببینیم و کار اولیاء خدا، معصومین علیهمالسلام و کسانی که حواریون ائمه علیهمالسلام هستند مثل حضرت معصومه سلاماللّهعلیها را در درون آن طرح بزرگ الهی باید ببینیم و از آن طرح بزرگ الهی غافل نشویم؛ این چیزی است که ما باید دنبال کنیم و سعی کنیم که صحنه را با نور الهی و با آن بیانی که خدای متعال دارد و با آن ارائهای که معصومین علیهمالسلام میکنند، ببینیم؛ براساس این ارائه است که انسان میتواند حقیقت کار را ببیند.
وجود مقدس حضرت معصومه سلاماللّهعلیها یکی از آن شخصیتهایی است که نور الهی در ایشان تجلی کرده است؛ «في بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ»؛[۱۸] خانۀ او یکی از خانههای هدایتی است که در عالم روشن شده است؛ ایشان مأموریت بزرگی در اقامۀ یک امت و ساخت یک امت دارند؛ همه باید به ایشان توجه کنند و از عظمت ایشان و از هدایت و شفاعت ایشان برخوردار بشوند و این اتفاق هم به برکت ایشان میافتد؛ این اتفاقات بزرگ آخرالزمانی و این کار بزرگی که حضرت انجام دادهاند.
۱ـ۳. علم اولیاء خدا به نقش خودشان در طرح خدای متعال
بزرگان و اولیاء خدا با آگاهی این کار را میکنند، نه اینکه ندانند که کجای طرح هستند؛ خودشان واقعاً میدانند کجای طرح خدا هستند؛ یعنی اینطور نیست که حضرت معصومه سلاماللّهعلیها ندانند چه مسئولیت و چه باری را باید بردارند؛ ایشان میدانند در برنامۀ بزرگی که امام رضاسلاماللّهعلیه دارند، باید بیایند و چنین مأموریتی را انتخاب کنند؛ کمااینکه حضرت زینب سلاماللّهعلیها میدانستند که مأموریتشان در برنامۀ بزرگ وجود مقدس سیدالشهدا علیهالسلام است؛ هم عظمت کار سیدالشهدا را میدانستند و هم میدانستند که مأموریتشان چیست؛ باید به اسارت بروند و در این اسارت چه مأموریت بزرگی را باید انجام بدهند؛ اینطور نبود که مثلاً با چشم بسته بیایند و در درون یک واقعهای واقع شوند؛ نه، یک طرح بزرگی است؛ میدانند؛ میدانند که این بار روی دوش اینهاست و باید این بار سنگین را ببرند و به مقصد برسانند؛ [البته] ممکن است که این طرح بزرگ را ما نبینیم، اما اولیاء خدا میبینند.
من مکرر این آیه را تقدیم کردهام؛ خدای متعال میفرماید: «ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَميزَ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّبِ»؛[۱۹] خدای متعال مؤمنین را از کفار جدا میکند؛ اینطور نیست که صف مؤمنین و کفار در هم آمیخته باشد و دست کفار به مؤمنین برسد. «ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَميزَ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّبِ»؛ خدای متعال پاک و خبیث را از هم جدا میکند؛ این آیۀ شریفهای است که سیدالشهدا سحر عاشورا میخواندند؛ روز عاشورا همین روز با عظمتی است که خدای متعال خبیث و طیب را از هم جدا میکند؛ بعد میفرماید: «وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْب»؛ این طرح خدا یکغیبی دارد؛ یک ظاهری دارد و یک پشت پردهای دارد؛ ولی خدای متعال شما را به غیب واقعه مشرف نمیکند؛ «وَ لكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاء»؛ یک عدهای از انبیا و رسولان را انتخاب میکند که طرح خدا در دست آنهاست؛ غیب صحنه دست آنهاست و آنها میدانند که در عالم چه میکنند؛ آنها میدانند که عالم را به کدام سمت دارند پیش میبرند؛ «فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِه»؛ شما به این انبیا ایمان بیاورید؛ شما پشت سر آنها حرکت کنید؛ اگر پشت سر آنها حرکت کردید، به نتیجه میرسید.
طرحهای بزرگ الهی یک پشت صحنهای دارد؛ ما روی صحنهاش را میبینیم؛ غیب صحنه را نمیبینیم؛ میگویند به آن کسی که غیب در دست اوست، ایمان بیاورید و با او حرکت کنید؛ ائمه اینطور هستند؛ اولیاء خدا اینطور هستند؛ آنها پشت صحنه وغیب صحنه را میبینند و عالم را با آن طرح الهی جلو میبرند؛ ولو شما طرح الهی دستتان نباشد، سیدالشهدا میدانند که دارند چه میکنند؛ آنهایی که در طرح سیدالشهدا مأموریت دارند، میدانند که چه کار دارند میکنند؛ لذا همه شنیدهاید که در روز یازدهم، حضرت زینب کبری سلاماللّهعلیها در گودی قتلگاه به امام سجاد علیهالسلام فرمودند شما بهتر از من میدانید که اینجا زیارتگاه میشود؛ اینجا محل رفت و آمد ملائکه میشود و اینطور نمیماند؛ در مجلس یزید به یزید فرمودند: «کِدْ كَيْدَكَ وَ اجْهَدْ جُهْدَكَ فَوَ اللَّهِ … وَ لَا تَمْحُو ذِكْرَنَا»؛[۲۰] تمام توان خودت را به میدان بیاور؛ تو نمیتوانی برنامۀ ما را به هم بزنی؛ تو نمیتوانی یاد ما را محو کنی؛ تو نمیتوانی چراغ امام حسین علیهالسلام را خاموش کنی.
ببینید، آن کسانی که درون این طرح بزرگ مأموریت دارند پشت صحنه را میبینند؛ یک آدم معمولی در گودی قتلگاه نمیتواند فتوحات پشت صحنه را ببیند؛ نمیتواند دست خدا و طرح خدا و نصرت الهی که شامل این طرح میشود را ببیند؛ لذا مأموریت حضرت معصومه سلاماللّهعلیها در درون برنامۀ با عظمت امام رضاسلاماللّهعلیه است و ایشان نقش خودشان را میدانند؛ آگاهانه هم در میدان میآیند و آن کار بزرگ و مسئولیت بزرگ را به دوش میگیرند؛ الان هم اینبار روی دوش ایشان است؛ الان هم حرم ایشان محور حرم اهلبیت است؛ محور احیای دین و اقامۀ دین در عالم و محور آن طرح آخرالزمانیای است که در نظر گرفته شده، که شما آثار و برکات آن را دارید میبینید.
۴. علم بزرگان امت نسبت به پشت صحنۀ انقلاب اسلامی
تلقی بنده این است که این نعمت بزرگی که خدای متعال به مردم شریف ایران و جامعۀ مؤمنین و شیعه عنایت کرده، این انقلابی که به دست امام بزرگوار ما شروع شده و قائد شهید ما این راه را ادامه دادهاند و استوار کردهاند، این یک طرح بزرگ و با عظمتی است؛ [این طرح بزرگ] پشت صحنهای دارد؛ غیب دارد؛ ظاهر دارد؛ من عرضم این است که خیلی از پشت صحنههایش را آن کسانی که پرچم دستشان هست، میدانند، میبینند، طراحی میکنند؛ نمیخواهم زیادهگویی کنم؛ اینها با اشراف کار را جلو میبرند و ما باید امیدوار باشیم؛ این قبض و بسطهایی که اتفاق میافتد، این قبض و بسطها قبض و بسطهای درون این طرح بزرگ است و آن کسی هم که حقیقتاً این کار و این طرح بزرگ در دست اوست، وجود مقدس حضرت بقیةاللّه ارواحنافداه هستند؛ ما درون طرح ایشان داریم حرکت میکنیم و این طرح هم خیلی بزرگ است؛ عرض کردم که قبض و بسطهایی دارد؛ رفت و برگشتهایی دارد؛ ولی تردیدی نیست که این طرح، طرح پیروز هست و به نتیجه میرسد؛ غیر از نتایج دوردست، انشاءاللّه یک پیروزیها و فتوحات نزدیکی هم در انتظار این مردم هست و نصرتهای خدا [شامل حال این مردم میشود]؛ همهچیز گویای این است که انشاءاللّه ارادۀ خدای متعال به این تعلق گرفته که این طرح الهی به نتیجه برسد و این مردم عزیز به پیروزی و عزت برسند و گشایشهای بزرگ معنوی و گشایشهای بزرگ حتی در معیشت و دنیای این جامعه انشاءاللّه اتفاق بیفتد؛ انشاءاللّه علائمش هم دارد آشکار و ظاهر میشود.
عرض کردم، خدای متعال هم اینقدر این مردم را بزرگ و رشید کرده که متوجه هستند، آدم احساس میکند که دچار یأس نمیشوند، دچار غرور و عجب نمیشوند و معقول دارند حرکت میکنند؛ انسان احساس میکند که [این مردم] یک ملتی [هستند که] خدای متعال اینها را برای این کار بزرگ آماده و مهیّا کرده و مبعوثشان کرده، اینها را برای یک کار بزرگ برانگیخته که انشاءاللّه به دست این مردم عزیز انجام خواهد گرفت؛ و ما در این کاری که داریم انجام میدهیم و در این مسیری که داریم حرکت میکنیم، انشاءاللّه هر روز بیش از گذشته محتاج به توجه به ساحت مقدس الهی و توسل به وجود مقدس حضرت بقیةاللّه و [نیازمند] آمادگی برای نصرت دین خدا و نصرت حضرت هستیم؛ انشاءاللّه خدای متعال این امر را در مردم عزیز ایران حفظ کند و انشاءاللّه پیروزیها و نصرتها را برایشان فراهم کند؛ اینها دست تدبیر و تقدیر خدای متعال است.
من این آیات را تقدیم کردهام که خدای متعال به پیامبرش دستور میدهد، میفرماید: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ»؛[۲۱] وقتی شما اعداد قوت کردید و امکانات را فراهم کردید، وقتی دشمن و آن دستهای پشت صحنهای که آنها را حمایت میکنند، ترسیدند و تسلیم حق شدند و به پذیرش حق میل پیدا کردند و متمایل به صلح بر مدار حق شدند، شما هم بپذیر و نگران نباش؛ البته ممکن است خدعه بکنند؛ «وَ إِنْ يُريدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ»؛[۲۲] اگر بخواهند خدعه کنند خدا برای تو کافی است؛ «هُوَ الَّذي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنين»؛ او تو را با دو چیز کمک و تأیید میکند، یکی با نصرتهاست، آن نصر الهی، آن پیروزی و فتح باطنی، ملائکه، قوایی که نازل میشوند، آرامشی که بر مؤمنین نازل میشود، رعبی که خدا در دل دشمن میاندازد، اینها نصرتهای الهی هستند؛ یکی هم «وَ بِالْمُؤْمِنين»؛ خدای متعال تو را با مؤمنین کمک کرده و این کمک امتداد دارد؛ «وَ أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ»؛[۲۳] اوست که این امت مؤمن را ساخته و بینشان الفت قلب ایجاد کرده و [اینها به] یک امت به هم پیوسته [تبدیل] شدهاند؛ «لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ»؛ اگر همۀ امکانات عالم را خرج میکردی، این امت ساخته نمیشد، این الفت ساخته نمیشد، اوست که این کار را کرده، و او تو را با این امکانات امداد میکند.
الحمدللّه این مردم رشیدند، به این زودیها نه مأیوس میشوند، نه [نگران] میشوند؛ اینطور نیست که این مسیر بزرگی که خدا گشوده و این مردم را در این مسیر قرار داده، با یک توییت و [با امثال آن] جابجا بشود؛ این مسیر ادامه دارد و ما هم نباید به این زودیها نگران یا مأیوس بشویم؛ مسیر رو به قلهها و رو به پیروزی است؛ علائم نصرت الهی هست؛ خدای متعال دارد با این جبهۀ مؤمنین و با امدادهای غیبی خودش نصرت میکند و این نصرت ادامه دارد؛ ما هم نگران نیستیم.
این را هم بگویم که ما باید به مسئولین خودمان اعتماد داشته باشیم؛ نباید اینطور باشد که با یک حادثه کوچک [به مسئولین بی اعتماد شویم]؛ البته من هرچه هم نگاه کردم، مردم در میدان همینطور هستند؛ آدم احساس میکند که این مردم خیلی معقول برخورد میکنند؛ اینطور نیست که خیلی نگران باشند؛ متوجه هستند؛ این مسیر، مسیر رو به پیشی است؛ با این قبض و بسطها، با این کم و زیاد شدنها، این نصرت متوقف نخواهد شد؛ این مسیر رو به پیش ادامه دارد؛ انشاءاللّه پیروزیها در راه است؛ البته آدم باید با چشم قرآن نگاه کند؛ باید با نگاه الهی ببیند؛ زیباییهای کار خدا را ببیند؛ طرح بزرگ خدا را ببیند؛ بداند که خدا باماست؛ «وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُم»؛[۲۴] بداند که خدای متعال از دل سختیها گشایشها را متولد میکند؛ «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرا»؛ البته مردم اینطور هستند؛ من احساس میکنم که ما نیاز داریم که به خدای متعال بیشتر توجه داشته باشیم و امیدوار باشیم؛ قطعاً هم همینطوری است که انشاءاللّه خدای متعال نصرت و پیروزی را شامل حال ما میکند و این بابی که با وجود مقدس امام رضاسلاماللّهعلیه و حضرت معصومه سلاماللّهعلیها به روی این مردم گشوده شده، این امتداد پیدا خواهد کرد و قطعاً به پیروزی و نصرت قطعی و انشاءاللّه در انتها به ظهور ختم میشود؛ انشاءاللّه ما در قرب ظهور باشیم و در دل این امتحانهای سخت برای آن واقعۀ بزرگ مهیّا باشیم؛ من نمیدانم آنهایی که میخواهند با عافیت طلبی به ظهور برسند، چه فکر میکنند، این اصلاً شدنی نیست؛ انسان باید در دل این صحنههای بزرگ برای آن واقعۀ عظیمی که ثمرۀ کار ۱۲۴هزار پیامبر هست وآغاز مرحلۀ قیامت در عالم هست، آماده شود؛ انشاءاللّه خدای متعال مارا مهیا کند و نصرت کند؛ نصرتها در راه است و امیدواریم که خدای متعال پیروزی را نصیب دوستان حضرت و جبهۀ حضرت در عالم بفرماید؛ [با] دعایی که امام و قائد شهیدمان فرمودند [دعای میکنیم؛ ایشان فرمودند] که انشاءاللّه خدای متعال احساس پیروزی را به زودی در دل این ملت گسترش بدهد؛ این اتفاقی است که انشاءاللّه در راه است و خواهد افتاد.
پاورقیها
۵
. «عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَوْلُهُ «فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ» فَقَالَ مَنْ أَكْرَمَهُ اللَّهُ بِوَلَايَتِنَا فَقَدْ جَازَ الْعَقَبَةَ وَ نَحْنُ تِلْكَ الْعَقَبَةُ الَّتِي مَنِ اقْتَحَمَهَا نَجَا قَالَ فَسَكَتَ فَقَالَ لِي فَهَلَّا أُفِيدُكَ حَرْفاً خَيْرٌ لَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا قُلْتُ بَلَى جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ قَوْلُهُ «فَكُّ رَقَبَةٍ» ثُمَّ قَالَ النَّاسُ كُلُّهُمْ عَبِيدُ النَّارِ غَيْرَكَ وَ أَصْحَابِكَ فَإِنَّ اللَّهَ فَكَّ رِقَابَكُمْ مِنَ النَّارِ بِوَلَايَتِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ»؛ الكافي، ج۱، ص۴۳۰.
۷
. «هُوَ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ في سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَ ما يَخْرُجُ مِنْها وَ ما يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَ ما يَعْرُجُ فيها وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصير»؛ سورۀ حدید، آیۀ۴.
۱۰
. «وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً في جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيم»؛ سورۀ توبه، آیۀ۷۲.
۱۱
. «جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَداً رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّه»؛ سورۀ بینه، آیۀ۸.
۱۳
. «عَنِ الصَّادِقِ قَالَ إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ وَ لِرَسُولِهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِينَةُ وَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ وَ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ قُمُّ وَ سَتُدْفَنُ فِيهِ امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي تُسَمَّى فَاطِمَةَ مَنْ زَارَهَا وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ قَالَ ع ذَلِكَ وَ لَمْ تَحْمِلْ بِمُوسَى أُمُّه»؛ بحارالأنوار، ج۹۹، ص۲۶۷.
۱۴
. «عَنِ الصَّادِقِ أَنَّهُ قَالَ إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ أَلَا إِنَّ لِرَسُولِ اللَّهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِينَةُ أَلَا وَ إِنَّ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ أَلَا وَ إِنَّ قُمَّ الْكُوفَةُ الصَّغِيرَةُ أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِيَةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَى قُمَّ تُقْبَضُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَى وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِم»؛ بحارالأنوار، ج۵۷، ص۲۲۸.
۱۶
. «ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُون»؛ سورۀ آل عمران، آیۀ۴۴.
۱۷
. «تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيها إِلَيْكَ ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هذا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقين»؛ سورۀ هود، آیۀ۴۹.
۱۸
. «في بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصال»؛ سورۀ نور، آیۀ۳۶.
۱۹
. «ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَميزَ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ إِنْ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظيم»؛ سورۀ آل عمران، آیۀ۱۷۹.
۲۰
. «ثُمَّ كِدْ كَيْدَكَ وَ اجْهَدْ جُهْدَكَ فَوَ اللَّهِ الَّذِي شَرَّفَنَا بِالْوَحْيِ وَ الْكِتَابِ وَ النُّبُوَّةِ وَ الِانْتِخَابِ لَا تُدْرِكُ أَمَدَنَا وَ لَا تَبْلُغُ غَايَتَنَا وَ لَا تَمْحُو ذِكْرَنَا وَ لَا يُرْحَضُ عَنْكَ عَارُنَا»؛ الإحتجاج على أهل اللجاج، ج۲، ص۳۰۹.
۲۱
. «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ وَ آخَرينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ في سَبيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُون»؛ سورۀ انفال، آیۀ۶۰.
۲۲
. «وَ إِنْ يُريدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنين»؛ سورۀ انفال، آیۀ۶۲.
۲۳
. «وَ أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزيزٌ حَكيم»؛ سورۀ انفال آیۀ۶۳.
۲۴
. «هُوَ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ في سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَ ما يَخْرُجُ مِنْها وَ ما يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَ ما يَعْرُجُ فيها وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصير»؛ سورۀ حدید، آیۀ۴.