فهرست مطالب
زنجان ۱۴ آبانماه ۱۴۰۴
_مأموریتهای حوزه در پیام مقام معظم رهبری به مناسب یکصدمین سال تأسیس حوزهٔ علمیه قم
_مسئولیت حوزه در قبال نرمافزارهای اداره (در مرحله دولت سازی)
_مسئولیت حوزه در قبال نرمافزار تغییر نظم جهانی و تئوری ادارهٔ جهان (در مقیاس جهانی)
مأموریتهای تمدنی حوزههای علمیه
متن زیر سخنرانی آیتالله میرباقری در تاریخ ۱۴ آبان ۱۴۰۴ است که در جمع طلاب مدرسه علمیه امام صادق علیه السلام در زنجان برگزار شده است. طلاب حوزه علمیه، مخاطبان اصلی این جلسه بودهاند.
«بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم سیما بقیة الله فی الارضین ارواحنا لتراب مقدمه الفدا و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین».
«اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً»
«اَللهُم انصُرهُ نَصراً عَزيزاً وَ افتَح لَهُ فَتحاً يَسيراًو وَاجْعَلْ له مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَانًا نَصِيرًا»
صلواتی که از امام عسکری سلام الله علیه نقل شده، ملاحظه کردید چهارده تا صلوات است. مداومت بر آن هم برکات و آثاری دارد به خصوص برای ما طلبهها خیلی آثار مثبت دارد. من صلوات حضرت صدیقه طاهرهاش را خدمتتان میخوانم. انشاءالله تقدیم کنیم محضر حضرت زهرا سلام الله علیها.
اللهم صل علی الصدیقة فاطمة الزکیة حبیبة حبیبک و نبیک و ام احبائک و اصفیائک التی انتجبتها و فضلتها و اخترتها علی نساء العالمین. اللهم کن الطالب لها ممن ظلمها و استخف بحقها و کن الثائر اللهم بدم اولادها. اللهم و کما جعلتها ام ائمة الهدی و حلیلة صاحب اللواء و الکریمة عند الملأ الاعلی فصل علیها و علی امها صلاة تکرم بها وجه ابیها محمد صلی الله علیه و آله و تقر بها اعین ذریتها و ابلغهم عنی فی هذه الساعة افضل التحیة و السلام برای سلامتی امام زمان یک صلوات بفرستید.
نعمت طلبگی و خدمت در دستگاه امام زمان عجل الله تعالی

اولاً اینکه طلبگی خودتان را تصادف ندانید، اینگونه نیست که حالا تصادفی ما طلبه شدیم. یک لطفی شده به هر دلیلی، ما را در وادی طلبگی و خدمتگزاری به دستگاه امام زمان، دستگاه حضرت بقیة الله راه دادند. این را نعمت بدانید، شکر کنید. اگر تا قیامت سر به سجده بگذاریم و شکر کنیم برای این توفیقی که به ما دادند، ارزش دارد. حالا به چه دلیل؟ دعای پدری بوده، مادری بوده، جدی بوده، ما نمیدانیم چطوری است. این توفیق را خدای متعال روزی شما کرده، این را توفیق بدانید وقدر بدانید و سپاسگزاری کنید.
دوم اینکه، یک مأموریتهای بسیار بزرگی پیشروی حوزههای علمیه در دوران معاصر هست. خودمان را برای آن مأموریتهای بزرگ آماده کنیم. میدانید حوزه علمیه حلقه اتصال جامعه با فرهنگ دین و مذهب است. ما باید دین را هم بفهمیم، و به جامعه برسانیم، هم سعی کنیم که در حد وسع خودمان دین محقق بشود در جامعه و اجرا بشود. این مأموریت بسیار بزرگی است و با پیروزی انقلاب اسلامی هم این مأموریت خیلی بزرگتر شده است. یعنی انتظاراتی که از جامعه روحانیت است، انتظاراتی است که با گذشته قابل مقایسه نیست. اگر ما در دوره گذشته به بزرگانی مثل شهید مطهری و علامه طباطبایی نیاز داشتیم، الان نیاز ما به شخصیتهایی از این جنس خیلی بیشتر شده و این شخصیتها از دل همین حوزهها بیرون میآیند، جای دیگری نیست. لذا خودمان را باید آماده کنیم، برای این مأموریتها و مسئولیتهای بزرگ.
ایجاد نظم جدید جهانی بعد از جنگ جهانی اول و دوم
من یک مقداری اشاره میکنم، انشاءالله اساتید بزرگوارتان زحمت میکشند، این بیانیهای که حضرت آقا در صد سالگی حوزه علمیه قم تنظیم و صادر فرمودند، را انشاءالله موضوع گفتگو و شرح قرار بدهند، توضیح داده بشود، میارزد، نکات خیلی مهمی در آن است.
من سعی میکنم،س محور بحث هایم همان بیانیه باشد. عنایت کنید یک نکتهای را ایشان متذکر میشوند که من جای دیگری به این دقت ندیدم. و آن این است که حوزه علمیه قم که الان تقریباً بزرگترین حوزه تشیع هست، در دورانی سر برداشته و بیرون آمده که به نظر میآید،
تدبیر خاص امام زمان ارواحنا فداه هم بودهاست. دست استعمار منطقه غرب آسیا که عمده کشورهای اسلامی اینجا هستند، این منطقه را تحت نفوذ خودش گرفته و همه جا را دارد تحت تأثیر قرار میدهد. و نه فقط غرب و کشورهای دیگر، دنیای اسلام را هم تحت تأثیر فرهنگ خودش قرار داده و دارد دنیای اسلام را به اصطلاح در تمدن خودش منحل میکند. رضاخان در اینجا؛ آتاتورک در ترکیه، حالا بیانیه ایشان را ببینید.
حوزه در چنین زمانی سر برداشته است، بعد از جنگ جهانی اول و تغییراتی که در جهان پیدا شده و قدرتها، بعد از اینکه دو قرن که در منطقه کار کردند، حالا نظم جهانی را دارند تغییر میدهند. نمیخواهم بگویم دقیقاً اینطور چیزی شبیه همین شرایطی که ما داریم که با قدرت میخواهند نظم دنیا را تغییر بدهند، نظم جهانی را تغییر دادند و بعضی کشورها را تجزیه کردند، بعضی کشورها را دولتهای دستنشانده آوردند و امثال اینها. به دقت این قسمت بیانیه قابل مطالعه است، مطالعه تاریخی است.
فقط اجمالاً همینقدر که در شرایطی که دنیای غرب دنبال تغییر نظم منطقهای ما، نفوذ در دنیای اسلام و تغییر فرهنگ اسلام هست، در شرایطی که دنیای غرب تسلط بر جهان پیدا کرده، چند قرن است تمدن خودش را بسط داده؛ گسترش داده، ملت ها را تحقیر کرده، ملت ها را به تدریج در یک مراحل پیچیده ای در تمدن خودش منحل کرده، حالا طمع در دنیای اسلام و جغرافیای دنیای اسلام کرده، به شدت اینجا را تحت نفوذ خودش قرار داده است.
خدای متعال در چنین شرایطی به دست یک فقیه بزرگ، مومن و متوکل به خدا، صاحب یقین، به بیان ایشان، این حوزه را که قبلا هم بوده بارور کرده؛ به بار نشانده و فعلیت جدیدی بهش داده است. ایشان تقریبا از سال ۳۰۱ تا ۳۱۵ به نظرم همین حدودهاست در شهر قم بودند؛ و شاگردانی از جنس حضرت امام و آیت الله العظمی گلپایگانی و.. را تربیت کردند؛ بعد هم یک ده سالی در حوزه فترت بوده، دوباره مرحوم آیت الله العظمی بروجردی آمدند از ۲۲۴ تا ۲۴۰؛ دو تا ۱۵ سال تحول مهم در این دوران حوزه بوده، پیداست خدای متعال یک نهادی را پرورش می داده در شرایطی که آنها می خواستند دنیا را تحت سلطه خودشان بیاورند. میدانید این تمدن غرب مبتنی بر مبانیای است که حتما مبانی الهیاتیشان _تعبیر الهیات هم غلط است_ مبانی اعتقادیشان مخالف با همه انبیاست. تمدنشان بنیانهای ایدئولوژیکشان بنیانهای اعتقادیشان کاملا مخالف با انبیاست. مبتنی بر آن مبانی، فلسفهها و دانشها و فناوریها را تولید کردند. قدرت را به دست گرفتند نظم جهانی را کنترل کردند؛ همه جهان را می خواهند تغییر بدهند. به خصوص بعد از جنگ اول و دوم جهانی که سلطه بر جهان پیدا کردند. میدانید بعد از جنگ دوم جهانی، آن قدرتها نظم جهان را شکل جدید دادند؛ یعنی دولت ملت هایی که ما می بینیم و هر منطقه ای یک دولت مرکزی دارد، وزارت خانه دارد، ارتش مرکزی دارد، اینها نبوده قبلا؛ در همین منطقه و در دنیا، اینها نظم دولت ملت ها را درست کردند، یک دولت مرکزی هم به نام سازمان ملل درست کردند؛ از طریق سازمان ملل تمام دولتها را اداره کردند. پروتکل های رسمیای که همه دنیا اجرا میکنند یکی از نزدیکترینش، همین اسناد ۲۰۳۰ است؛ که دیگر معروف شد و آقا با آن مقابله کردند؛ زمان دولتهای قبلی بعضی تصویب شده بود و مشغول اجرا بودند، هفدهتا سند بین المللی است برای توسعه در افق ۲۰۳۰؛ یعنی تا سال ۲۰۳۰ که الان ۲۰۲۵ هستیم پنج سال دیگر، می خواهند همه جهان را هماهنگ کنند؛ هفده تا سند است در موضوعات مختلف که یکیش سند آموزش رسمی و آموزش و پرورش بود. اسناد جهانی را به تصویب می رساندند در دنیا اجرا می کردند جهان را یکپارچه به نفع خودشان داشتند تغییر میدادند؛ مبتنی بر همان بنیانهای فکری خودشان که دیگر دوره انبیاء به سر آمده؛ دوره دانش بشری است خودمان باید عالم را طبق اراده خودمان بسازیم، کاری با انبیاء و تعالیم انبیاء نداریم، با صدای بلند هم می گفتند اسم دوره خودشان هم می گذارند عصر روشنگری.
یکی از حرف هایی که فیلسوفان بزرگشان در آن دوران زدند، میگویند دیگر بشر از دوران صبابت عبور کرده، نیاز به انبیاء و اینها ندارد؛ خودش میتواند مسائل خودش را بفهمد حل کند. با یک چنین نظام سلطهای ما مواجه بودیم دنبال تسلط بر جهان، تغییر فرهنگِجهان، حذف فرهنگ انبیاء از جهان، و یک هجوم سنگینی در همان دوران. چون می دانید جنگ اول جهانی از نزدیکی های همین قرن سیزده قبل از قرن سیزدهم شروع شده و با قدرت هم تغییر دادند جهان را از جمله منطقه ما را، به شدت در آن تصرف کردند همه چیز را آماده کردند برای تغییر فرهنگ اسلام.
آغاز انقلاب اسلامی به دست امام راحل
خدای متعال در این دوران به دست مبارک امام زمان ارواحنا فداه یک حوزهای را بنا گذاشته که هیچکس باورش نمیکرده، که چهل سال بعد که میشود سال ،۱۳۴۰ بعد از رحلت آیتالله العظمی بروجردی دیگر یک اتفاق مهمتری میافتد؛ و آن اینکه انقلاب اسلامی به دست حضرت امام آغاز میشود و خیلی طول نمیکشد، که شما میبینید که از مرزهای ایران عبور کرده، از مرزهای دنیای اسلام عبور کرده، در کل جهان تأثیر گذاشته است.
این برکات این حوزه علمیه بوده و شما دیگر در دهه شصت، از سال شصت به بعد میبینید به شدت، جهان تحت تأثیر انقلاب اسلامی است. فروپاشی شوروی و قطب کمونیسم که یکی از اردوگاههای مهم دنیای غرب بوده، یک لرزه بزرگ در جهان ایجاد کرده و آمریکا و همپیمانانشان را واداشته که برای جلوگیری از فروپاشی خودشان وارد میدان بشوند. در سال ۲۰۰۱ طراحی جنگ را کردند تا الان هم ادامه دارد. آمدند در منطقه سال ۲۰۰۱ به قصد براندازی و ریشهکن کردن و گسترش فرهنگ آمریکا دوباره؛ موقعی که بوش در سال ۲۰۰۱ حمله کرد به دنیای اسلام، شصت نفر از متفکرین آمریکا در حمایت از او یک بیانیهای دادند. آنجا میگویند این جنگ، جنگی است که برای گسترش ایدئولوژی آمریکایی است و لذا یک جنگ اخلاقی است و برای تحققش شما اگر به سلاح غیرمتعارف هم تکیه کنید، کار اخلاقی کردهاید. سلاحهای غیرمتعارف، یعنی سلاحهای کشتار جمعی مثل سلاح اتمی. همین کار هم کردند. از وقتی آمده در عراق بیش از یک میلیون از نفوس عراق کشته شدند. شما الان در مثلاً فلسطین به صد هزار نفر آمار رسمی هنوز نرسیده، بیش از یک میلیون در عراق کشتند. شما اساتید یادتان است انفجارهای بزرگی که بعد از آمدن آمریکاییها رخ میداد و گاهی هزار نفر، دو هزار نفر در یک انفجار به شهادت میرسیدن، این کار خود آمریکا بود، این کاملاً روشن بود. برای اینکه تسلط پیدا کند، ابتدا رعب ایجاد کرند، تا بپذیرند نظمی که آمریکا پیشنهاد میدهد. حالا موفق شدند یا نه بحث دیگری است. آن [جنگ برای] مقابله با انقلاب اسلامی بود. ولی کاملاً آماده بودند طراحی هم کردند، نقشه منطقه را تغییر بدهند.
غرضم این است، ببینید حوزه علمیه در یک چنین شرایطی در شرایط بعد جنگ جهانی اول که غرب تسلطش دارد کامل میشود، این تسلط هم فقط تسلط سیاسی نیست، همهجانبه است، فرهنگ جهان را هم دارد تغییر میدهد، فرهنگهای دیگر را، در فرهنگ خودش منحل میکند. روح این فرهنگ هم استغنا، از انبیا، بینیازی از انبیا و یک تمدن مادی است. در قبال آن خدای متعال یک حوزهای را تدارک دیده، از دل این حوزه یک اتفاق بزرگی افتاده است.
یک جای دیگری حضرت آقا در فرمایشاتشان که میگویند ما در قبال این انقلابی که غربیها برای تحول جهان به نفع تمدن مادی کردند، ما در قبالش باید یک کاری میکردیم؛ اگر مثلاً بخواهیم تعبیر کنیم، به تعبیر حضرت آقا ما یک مسئلهای در دوران خودمان داریم که باید این مسئله را پاسخ میدادیم.
###H1###مسئله اصلی در مواجهه با تمدن غرب
مسئله ما چیست؟ بعضی گفتند محصولات تمدن غرب مسئله ما است، موضوع بحث هم قرار گرفت؛ از محصولات سادهشان، برق و آب مثلاً بهداشت تا استفاده از اتومبیل و وسیله نقلیه جدید و هواپیما تا مسئله بانک و بیمه و بورس؛ بعضی گفتند محصولات تمدن غرب، اینها را ما باید جوابش را بدهیم. خب یک مقدار جلوتر رفتند مثل مرحوم نائینی در بحث مشروطه توجه کردند که نه ما با یک نظام سیاسی جدیدی روبهرو هستیم، باید در قبال او یک تعیین تکلیف بکنیم. مثل مرحوم شهید صدر میگویند نظامات اسلامی را حوزه باید ارائه کند و پاسخ بدهد.
نظر آقا این است، ما با یک تمدن مواجهیم که فراگیرتر از نظامات و محصولاتش است. یک لایههای عمیق ایدئولوژیک دارد، لایههای فلسفی دارد، علم دارد، فناوری دارد، سبک زندگی دارد، ساختار دارد. ما با یک چنین چیزی روبهرو هستیم.
در مقابل این پدیده ما چه باید میکردیم؟ بیان ایشان این است، که ما باید در پنج مرحله پاسخ این تمدن را بدهیم. اول باید یک انقلاب بزرگ اسلامی میکردیم، در قبال انقلابهای لیبرالیستی و مارکسیستی که در جهان اتفاق افتاده، ما باید یک انقلاب بزرگی میکردیم در قبال آنها. این اتفاق افتاد، از دل همین حوزه هم طراحی شد. خیلی کار بزرگی است در مقابل آن حرکت تمدنی این مرحله اتفاق افتاده، خب به پیروزی هم رسید. بعد باید بر اساس این انقلاب یک نظامی درست میکردیم که نظام مارکسیستی نباشد، در عین اینکه در این دنیای مدرن مورد پذیرش قرار بگیرد ولی نه مبتنی بر بنیانهای مارکسیستی باشد، نه مبتنی بر بنیانهای لیبرالیستی؛ ما یک نظامی درست کردیم با یک قانون اساسی خودمان، این هم در دنیا شکل گرفت.
این کافی نیست، در پاسخ به تمدن غرب. این تمدنی که هجوم آورده میخواهد همه چیز را از جا بکند؛ با صدای بلند میگوید دوره انبیا گذشته، با صدای بلند میگوید بشر، از دوره صبابتش عبور کرده، دیگر احتیاج به انبیا و دین ندارد. خودش میتواند مسائل خودش را حل کند. اعلام استغنا میکند و بعد هم یک تمدن ساخته، با تمدنش آمده است. ما با مسئله کوچکی مثل برق و آب و اینها روبهرو نیستیم که با یک تمدن مواجهایم. با یک تمدن مهاجم که همه زندگی بشر را میخواهد تغییر بدهد. ما باید چه کار بکنیم؟ چه مواجهی با این تمدن باید داشته باشیم میدانید یک عده آدمهای بدخیم، همان اول میگفتند بپذیرید؛ از مغز سر تا نوک پا غربی بشوید. بعضیهایشان الان هم میگویند اسلام چیزی ندارد، بپذیرید غرب را؛ نظم جهانی را بپذیرید، ملحق بشوید به نظم جهانی. این نزاعها را که شما با صدای بلند میشنوید این روزها، در کشور خود ما، دیگر فقط مال کشور ما نیست، در دنیای اسلام یک جریانی همینها هستند، جریانهای غربگرا.
عنایت کنید، ما با این تمدن چه باید میکردیم؟ میگویند باید یک انقلاب بزرگ در تراز رنسانس میکردیم. آنها با یک انقلاب، انقلاب روحی و فکری کار خودشان را شروع کردند، ما هم باید این کار را میکردیم. این را باید به پیروزی میرساندیم، خدا لطف کرده و [به پیروزی] رسیده. این را باید تبدیل میکردیم به یک نظام در قبال نظامهای مدرن که منفعل از آنها نباشد. ما قانون اساسیمان نه گرتهبرداری از قانون اساسی بلژیک است، نه از قانون اساسی [دیگری]؛ این طوری نیست. یک قانون اساسی مستقلی است و مستقر هم شده. بعد باید چه کار کنیم؟ در مرحله بعد در قبال آنها باید دولت اسلامی، حکمرانی به حکومت اسلامی داشته باشیم. مقصود اینجا دولت در مقابل قوه مقننه و قضائیه نیست، یعنی کل دستگاه اداره کشور باید اسلامی بشود. خب بخشیاش دست ولی فقیه در رأس است ولی دولتی که ما الان داریم، مسئله اصلی ما هم الان همین است، دولت تنظیمگر مدرن است. همان دولتی است که آخرین دستاورد غرب است. غرب در تسلط بر کشورها، دولتهای مدرن را طراحی کرده، از طریق آن دولتها اداره میکند. دولت ما هم همان دولت مدرن است، همان بیست تا وزارتخانه و همان مدل اداره و همان دانشهاست و ما باید یک مثلث دیگری را داشته باشیم. یک طرفش نظام است، یک طرفش دولت اسلامی است، یک طرف دیگرش جامعه اسلامی است. شما اگر بخواهید اداره کشورتان اسلامی بشود، باید هم نرمافزارش اسلامی بشود، به لحاظ علمی و مهارتهای عملی و اخلاقی برای این کار باید نیروهای انسانیاش تربیت شده باشند.
غرب برای اینکه انسان عصر روشنگری تربیت کند، هم دانشش را تولید کرده، هم ساختار آموزش رسمی را تولید کرده، آموزش و پرورش مدرن، دانش های مدرن برای تربیت انسان عصر روشنگری هستند. اگر ما بخواهیم دولت اسلامی داشته باشیم، کشور اسلامی اداره بشود، دستگاه ادارهاش[اسلامی باشد] نیاز به چه داریم؟ نیاز به این داریم که نرمافزارمان اسلامی بشود. نیاز به این داریم که ساختارهای اسلامی ایجاد بشود در مقابل این ساختارهای مدرن. یک ساختارهای جدیدی باید بیاوریم. نمیشود با همین حزب و وزارت و اینها جامعه را اداره اسلامی کرد.
یک موقعی فکر میکردند میشود، اما نشد. حضرت آقا میگویند تحول، ما نیاز به یک تحول داریم. ما باید جایگزین دولت مدرن و دولت تنظیمگر جدید، یک دولت دیگری [بیاوریم]. این طراحی و تئوریزه کردنش از منظر اسلام کار حوزههای علمیه است. تربیت نیروی در تراز، یک سطحش کار حوزههای علمیه است. تحول در علوم و نرمافزارهای اداره و علوم انسانی کار حوزه است. البته با کمک دانشگاه و دستگاههای اجرایی. ما در مرحله شکلگیری دولت مدرن کما اینکه در دوره انقلاب اسلامی و تنظیم قانون اساسی همین حوزه به شدت حضور داشته. مجلس تدوین قانون اساسی عمدتاً مجتهدین حوزه بودند. در رسیدن به دولت اسلامی که چگونه یک کشور اداره اسلامی میشود. شما اگر دستگاه ولایتتان که دستگاه ولایت دینی است، ولایت فقیه است، در دولت تا پایین جریان پیدا نکند، وقتی او توانا نشود، مردم را نمیشود دعوت کنید و رشد بدهید. دو سویه است، به اندازهای که دستگاه ولایت رشد میکند، تولی مردم را میتوان رشد داد. دولت اسلامی یعنی ادامه پیکره ولایت فقیه. دولت مدرن الان اینگونه نیست. یکی از چالشهای مهم ما همین دولت تنظیمگر مدرن است، با این که نمیشود به اسلام رسید.
چنددهه است، آقا دارند صدا میزنند حوزه را، متفکرین و نخبگان را، میگویند ما نیاز به دولت اسلامی داریم. یعنی این هم نیروی انسانی میخواهد، هم نرمافزار میخواهد، هم عرض کنم پاییندستش دانش میخواهد، علوم انسانی میخواهد. بعد اگر حکومت، نرمافزار خودش را، ساختار خودش را، نیروی انسانی خودش را درست کرد، میشود جامعه انسانی اسلامی بسازیم. یک جامعهای که روابطش بشود روابط اسلامی، اخلاق اسلامی باشد، اخوت باشد، محبت باشد، مودت باشد، فداکاری و ایثار باشد، جامعه عادله باشد، جامعه بیطبقه باشد. بیطبقه یعنی این اختلافات طبقاتی در آن نباشد. جامعه مبتنی بر معنویت و توحید باشد. این را وقتی میشود ساخت که شما دولتتان اسلامی باشد، یعنی صرفاً با انقلاب اسلامی و یک قانون اساسی نمیشود این کار را کرد. باید دولت اسلامی داشته باشید. این نرمافزار میخواهد، دانش میخواهد. این مأموریت حوزهها است. ما باید تلاش کنیم، حوزهها همین شماها هستید دیگر. طول نمیکشد شما هم مثل ما محاسنتان سفید میشود، خیلی طول نمیکشد؛ کی باید این کار را انجام بدهد؟ خودتان را برای این کارهای بزرگ، شانههای خودتان را برای این بارها و مسئولیتهای بزرگ باید آماده کنید.
چنین حوزهای که میخواهد این بار بزرگ را بردارد، در مرحله دولت اسلامی بیندیشد، فکر کند، اظهار نظر بکند، نظر بدهد، خلاصه به قول امروزیها تئوریزه کند دولت اسلامی را و بعد جامعه اسلامی را. جامعه اسلامی غیر از افراد اسلامی هستند؛ افراد همه خوب باشند، باید روابط اجتماعی، روابط الهی بشود. این جامعهای که امروز آنها درست کردند به نام جامعه بازار که به آن میگویند جامعه بازار، آخرین مدلشان است. یعنی میگویند هر آدمی در این جامعه دنبال منافع خودش است.
همه آدمها سودجو هستند، منفعتطلب هستند. با صراحت این را میگویند. فیلسوفهایشان میگویند. این منفعتطلبی مبنای توسعه است، نه ایثار و اخلاق. یکیشان میگوید با اخلاقی که انبیا آوردند، محبت و ایثار و فداکاری، یک جامعه شبانی درست میشود. پیشرفت با اخلاقی درست میشود که او میگوید طبیعت در ما به ودیعت نهاده، منفعتطلبی، سودجویی، حتی سلطهطلبی.
ما به اینها میگوییم اخلاق رذیله شیطانی.، درست است؟ این اخلاق باید رشد کند؟ این اخلاق را رشد میدهند. اینکه میبینید، در جامعه ما آدمهای خوب بعد از یک مدت میشوند سوداگر و منفعتطلب و آرام آرام خدای نکرده دستشان به سوی بیتالمال دراز میشود، علتش همین است. این تربیت اینگونه است اصلاً. اگر ما بخواهیم یک جامعه اسلامی مبتنی بر محبت و ایثار و تقوا و همه روابط بر محور فداکاری باشد، این احتیاج به ساخت دارد. اول باید دولت اسلامی بشود، اداره اسلامی بشود تا بشود مردم را اسلامی تربیت کرد، روابط جامعه را مبتنی بر اعتقادات خودمان، اخلاق خودمان، فقه خودمان بسازیم. بعداً باید برویم به سمت تمدن اسلامی، در مقابل آنها.
این پاسخی است که ما باید به آنها بدهیم. ما با یک مسئله ساده روبهرو نیستیم. بانک و بیمه و بورس را بیاورید ببینید اینها را چه کارش کنیم؟ اینها است ولی اینها جزئی از مسئله است. مسئله ما حتی نظام سرمایهداری نیست، کل تمدن غرب است. این تمدن سلطه خودش را بر جهان محقق کرده. الان انقلاب اسلامی بر سر راهش مانع ایجاد کرده، کمونیستها فروپاشی شدند، لیبرال دموکراسی در معرض خطر است، پاشنه کشیدند که نظم جهان را از نو بسازند. آن نظم قبلی جواب نمیدهد. همینهایی که در منطقه آمدند دولت ملتها را درست کردند، ایران و کشورهای دیگر، دولتهای دستنشانده گذاشتند، همینها الان بعضیهایشان میگویند دیگر منطقه خاورمیانه همان غرب آسیا معنی ندارد که دولت_ملتها در آن باشند.
ادیان مختلف، مذاهب مختلف، نژادهای مختلف، فارس، عرب، کرد، ترک، لر، آذریزبان، هر کدام باید منطقه خودشان را داشته باشند؛ مسلمان، مسیحی، اهل سنت، شیعه، بیخود اینها را دولت_ملت میگویند. اینها خودشان یک بار این کار را کردند، الان دیگر جواب نمیدهد، دوباره میخواهند به هم بزنند، دوباره خودشان با [طرحی میخواهند] خاورمیانه را تغییر بدهند. با صدای بلند هم میگویند؛ سال ۲۰۰۱ گفتند، دوباره بعد از ۲۵ سال دوباره دارند میگویند از یک مسیر دیگر. شکست هم میخورند انشاءالله مثل ۲۵ سال قبل که شکست خوردند.
عرضم این است که ببینید اینها یک همچنین کاری میخواهند انجام بدهند. ما در قبال این دولتها که نظم جدیدی دارند به هم میزنند، ما باید بتوانیم پاسخ بدهیم. میگویند باید تمدن بسازیم و بعداً باید با رقیب خودمان رقابت کنیم، سعی کنیم موازنه را به نفع خودمان تغییر بدهیم. مکرر در سالهای اخیر آقا فرمودند که نظم جهانی در حال تغییر است، یعنی تحت تأثیر انقلاب اسلامی است. دیگر دولت ملتها و سازمان ملل جواب نمیدهند. این مردک در سازمان ملل امسال که سخنرانی کرده بود، گفته بود دیگر این ساختارهای جهانی، به درد نمیخورند، حرف صریحش این بود. یکیاش همین سازمان ملل است، در مجمع عمومی آنجا گفته بود که یکیاش همین جایی است که من در آن هستم. این دیگر به درد نمیخورد. میخواهند تغییرش بدهند.
###H1###تغییر نظم جهان و حضور دنیای اسلام در این نظم جدید
آقا سالهاست میگویند، نظم جهان دارد تغییر میکند. یادم است مثل همین روز، قبل از ۱۳ آبان، سه سال قبل بود با دانشآموزها صحبت میکردند، فرمودند نظم جهانی دارد تغییر میکند. نظم آینده مختصاتی دارد، سه [بعدش] این است: آمریکا تضعیف میشود و قدرت منتقل میشود به آسیا، ادبیات مقاومت رشد میکند. یعنی مقاومت گسترش پیدا میکند. شما میبینید در این سه سال دارد، این اتفاق میافتد. آنها هم دست به کار شدند که نگذارند این کار بشود. بعد آقا مکرر در این سالها فرمودند مواظب باشید در این نظم جدیدی که شکل میگیرد، دنیای اسلام غایب نباشد. اینها در دو سه قرن اخیر دو بار نظم جهانی را تغییر دادند، یکی اواخر قرن هجده، اوایل قرن نوزده، به خصوص نظم منطقه ما را، یکی هم بعد از جنگ جهانی اول و دوم، این بار سوم است. میگویند مواظب باشید این دفعه مسلمانها غایب نباشید.
ما باید در این تراز فکر کنیم، یعنی حوزه مسئلهاش این است. این نظم جدیدی که در جهان شکل میگیرد، چطوری تحت تأثیر اسلام باید باشد؟ نرمافزار اسلامیاش چیست؟ تئوری اداره جهان به نفع اسلام چگونه است؟ اگر ما اینها را نداشته باشیم، باز دوباره آنها نظم جدیدی را میچینند، ما باید یک قرن دنبال سرشان بدویم. رئیس جمهور قبلی آمریکا، بایدن، بعد از طوفان الاقصی گفت در دو سه سال آینده نظم دهههای جدید و چند دهه بعد شکل خواهد گرفت. همین کاری که الان دارند میکنند. میخواهند نظم جهان را دوباره به نفع خودشان تغییر بدهند، در این نظم جدید سلطه پیدا کنند. « يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ»[۱] است اینها به یک نقطهای میرسند، میبینند دارد کار از دست میرود، خودشان هم دست به کار میشوند، آن خانه قبلیشان را خراب میکنند. این نظامی که در جهان ریختند که بیت عنکبوتی آنها است، خودشان دارند خرابش میکنند؛ که یک چیز دیگر جایش بگذارند. چرا؟ چون انقلاب اسلامی دارد از ریشه این را متزلزل میکند. میخواهند یک چیز دیگر جایش بگذارند. البته بعید هم است که دیگر خدا به آنها اجازه بدهد که یک نظم جدیدی را دوباره بیاورند. سلطه گستردهتر از سلطه قبل میخواهند پیدا کنند با ابزار جدید، با نرمافزارهای جدید، با قدرت جدیدشان، با فناوریهای جدیدشان که یکیاش هوش مصنوعی است. میخواهند نظم جدیدی را در جهان حاکم بکنند، سلطهشان را بیشتر گسترش بدهند. ولی خانه قبلیشان را دارند خراب میکنند.
ما در یک چنین شرایط جهانی هستیم و مأموریتهایی روی دوش ما است. این مأموریتها را باید انجام بدهیم. حوزه باید یک همچنین کاری بکند. اساتید بزرگوار، شما طلبههای جوان که انشاءالله آینده مال شما است، باید متوجه به این نکته باشیم.
###H1###ابعاد حوزه تمدن ساز
یک دو جمله از بیانات حضرت آقا را بخوانم، خیلی دیگر طول ندهم. یکی دو بخشش را میخوانم، بقیه را خودتان به دقت بخوانید. ببینید ایشان راجع چه بحث میکنند که عنوان حوزه علمیه و محتوای عمیق این عنوان چیست؟ حوزه علمیه یعنی چه؟ این یک کلمه است ولی یک محتوای عمیقی دارد. میفرمایند ادبیات رایج در اینباره، کوته و نارسا است. حوزه برخلاف آنچه این ادبیات نشان میدهد، صرفاً یک مؤسسه تدریس و تدرس نیست. حوزه علمیه فقط درس میخوانند، درس میگویند، اینگونه نیست. بلکه مجموعهای از علم و تربیت و کارکردهای اجتماعی و سیاسی است. ابعاد گوناگون این واژه پرمعنا را عمدتاً میتوان اینگونه فهرست کرد.
حوزه پنج بعد دارد. اول، یک مرکز علمی با تخصصهای معین. فقه، اصول، فلسفه، عرفان، ادبیات، معارف دینی، تاریخ، اینها هم یک مرکز تخصصی که این علوم هم باید گسترش پیدا کند. اگر میخواهیم ما تمدنساز باشیم، حوزهمان، باید این علوم گسترش پیدا کند. میدانید یک موقعی ما در حوزه مرجعیت داشتیم؛ این مرجعیت بعد از نفوذ تمدن غرب گرفته شد. بحث مرجعیت حوزه و ما، شخصیت حقوقی مطرح است، ما برای خودمان که چیزی نمیخواهیم. جایگاه دین این است که دخالت کند در علم، در اداره کشور و هدایت کند، سرپرستی کند، دخالت مثبت، مدیریت کند.
پس یک، مرکز علمی با تخصصهای معین. دو، مرکز تربیت نیروی مهذب و کارآمد برای هدایت دینی و اخلاقی جامعه. سه، خط مقدم جبهه تقابل با تهدیدهای دشمن در عرصههای گوناگون. حوزهها اینگونه بودند به تعبیر ایشان، همیشه خط مقدم مبارزه بودند. تهدیدها بوده، حوزهها در محور مبارزه، مواجهه تهدید فرهنگی، سیاسی، هرچه بوده، اینها مقابلش میایستادند. چهار، مرکز تولید و تبیین اندیشه اسلامی در باب نظامات اجتماعی که این سابقه ندارد، این جدید است. مثل مرحوم شهید صدر، مثل مرحوم شهید مطهری، مثل علامه طباطبایی که کانه گامهای اول را در این زمینه برداشتند. مرکز تولید و تبیین اندیشه اسلام در باب نظامات اجتماعی از نظام سیاسی و شکل و محتوای آن تا نظامات مربوط به اداره کشور و تا نظام خانواده و روابط شخصی بر اساس فقه و فلسفه و منظومه ارزشی اسلام. پنج، مرکز و شاید قله نوآوریهای تمدنی و آیندهنگریهای لازم در چارچوب پیام جهانی اسلام. اصلاً مهمترینش این است. که ما آینده جهان را چگونه بر محور اسلام باید بسازیم؟ میگویند این کار حوزههای علمیه است. غیر از اینکه باید دانشهای تخصصی خودش را حفظ کند، دو، باید تربیت نیروی انسانی در این تراز کند، سه، باید خط مقدم مبارزه با رقبا و تمدن مادی و دشمنانی که میخواهند نفوذ کنند، چهار، نظامات اسلامی را طراحی بکند، همانی که مرحوم شهید صدر به عهده گرفته بودند و اقتصادنا یکیاش بوده که نوشتند. و بعد هم آنها باید حفظ بشود، بالنده بشود؛ مهم این است. مرکز و شاید قله نوآوریهای تمدنی و آیندهنگریهای لازم در چارچوب پیام جهانی اسلام. حوزه باید ببیند آیندهِجهان به کدام سمت میرود، در چارچوب پیام جهانی اسلام بتواند پیشنهاد بدهد برای تحول تمدنی جهان.
این را ما نگفتیم، این را غربیها گفتند. متفکرین آمریکا گفتند که بعد از فروپاشی شوروی دیگر درگیری بین اردوگاههای داخل تمدن مادی نیست، مارکسیستها و نظام سرمایهداری بجنگند، مارکسیسم و لیبرالیسم با هم درگیر باشند، بلکه بین تمدنها است که مهمترینش تمدن اسلام است. و تمدن جدید به پرچمداری آمریکا، مکتب لیبرال دموکراسی و اسلام به پرچمداری جمهوری اسلامی؛حرف صریحشان است.
اگر در این درگیری تمدنی، آینده به نفع اسلام تغییر کند، چه کسی باید بگوید که نظم آینده جهان چگونه باید باشد؟ میگویند این از مأموریتهای حوزه است. بعد در پایان هم این پنج تا را توضیح میدهند. پنجمیش را من یک صفحهاش را میخوانم. ببینید، میفرمایند مهمترینش همین است. پنجمین مأموریت که بعد حوزه فرمودند، نوآوریهای تمدنی در چارچوب پیام جهانی اسلام، این برجستهترین انتظار از حوزه علمیه است. شاید بلندپروازی و آرزوپروری تلقی شود که آقا ما میخواهیم [این کار را بکنیم] حوزه هنوز برای اداره دولت کشور خودشان طرح ندارد، میگویند ما میخواهیم برای تمدن جهانی طرح بدهیم. بعد یک نکته امیدبخشی میگویند: در آن شب تاریخی پس از حمله به فیضیه در سال ۴۲ که امام راحل در خانه خود پس از نماز عشا برای جمع محدود و مرعوب طلاب سخن میگفت، شاید این تعبیر بلند که اینها میروند و شما میمانید، به نظر بعضی از ما بلندپروازی و آرزوپروری تلقی میشد. اما گذر زمان نشان داد که ایمان و صبر و توکل کوه موانع را از جا میکند و کید دشمنان در برابر سنت الهی ناکارآمد است.
استقرار تمدن اسلامی برترین هدف دنیای انقلاب است. یعنی تمدنی که در آن علم و فناوری و منابع انسانی و منابع طبیعی و همه تواناییها و همه پیشرفتهای بشری به حکومت و سیاست و نیروی نظامی و هر آنچه در اختیار بشر است، در خدمت عدالت اجتماعی و رفاه عمومی و کاستن از فواصل طبقاتی و افزودن به پرورش معنوی و ارتقاء علمی و شناخت روزافزون طبیعت و استحکام ایمان به کار میرود. میگویند حوزهها باید در در این افق بیندیشند. بعد هم دیدید میگویند این ممکن است به نظر بیاید آرزوپروری است ولی نه، تحقق پیدا میکند. شما انشاءالله سی سال دیگر، چهل سال دیگر میشوید علمای بزرگ منطقه خودتان، انشاءالله دنیای اسلام، باید در این افق بیندیشید. تحولات سریعی در راه است. آماده باید بشویم برای آن کار و انشاءالله خدا کمک کند. این هم احتیاج دارد، که باید ظرفیتهای علمی گذشتهمان را حفظ کنیم. فقه، حکمت و اخلاق، تا دانشهای دیگر… اینها باید رشد کنند؛ و تفقه دینی در سطح اداره اسلامی و بالاتر در سطح تمدن جهانی بیندیشد.
این فقه با همه استحکامی که دارد که یک بنیاد فولادینی است، که به راحتی نمیشود دست به آن زد، ولی پاسخگوی ایجاد جامعه دینی و دولت اسلامی و بالاتر تمدن اسلامی نیست. حوزهها باید در مسیری که فقهای بزرگ ما، علمای بزرگ ما قدم برداشتند، کار را ادامه بدهند. شما مثلاً یک قرن بروید عقب، سال ۱۲۰۰ مثلاً، علامه طباطبایی یک جوان هستند. حضرت امام یک جوان هستند. درست است؟ ولی این دو تا چه کار کردند؟ الان هم شما خودتان را این طوری ببینید. حوزههای علمی باید این طوری باشند. ما باید نیروهایی از این جنس داشته باشیم تا این کارهای بزرگ انجام بگیرد. این مأموریت ما است، مأموریت اساتید بزرگواری است که عهدهدار تعلیم و تربیت این نفوس ارزشمند هستند. خودتان را باید آماده کنید هم به لحاظ علمی، هم به لحاظ پرورشی. انسانی که در در آن تراز میخواهد کار کند، در آن تراز باید عادل باشد. عدالت امام جماعت با عدالت قاضی، با عدالت امام جمعه، با عدالت حاکم جامعه فرق میکند. هر کسی به اندازه کاری که در دستش است باید عادل باشد. عدالت یک قاضی با عدالت رئیس قوه قضا متفاوت است و عدالت او با عدالت حاکم اسلامی که میخواهد جامعه را اداره کند، متفاوت است. مسئلههایشان فرق میکند، امتحاناتشان فرق میکند، سطح تقوا متفاوت است.
ما باید در این زمینه خودمان را آماده کنیم، مهذب بشویم، تربیت کنیم برای کارهای بزرگ انشاءالله. این وظیفه ما است و انشاءالله اساتید بزرگوار هم تلاششان را معطوف به این بدارند. اگر یک مقدار با دقت بیشتری این بیانیه و پیام حضرت آقا خوانده بشود، دقت بشود، برای عزیزان و طلبههای عزیز توضیح داده بشود، شاید کار مناسبی باشد.
پاورقیها
۱




