نسخه آزمایشی
شنبه, 02 بهمن 1400 - Sat, 22 Jan 2022

جلسه اول دفتر آیت الله وحید/ مقابله حضرت فاطمه زهرا با طرح ظلمانی منافقین

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 11 بهمن ماه سال 96 است، که در ایام شهادت حضرت زهرا در دفتر آیت الله وحید ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند؛ منافقین برای پراکنده کردن امت حضرت از دور ایشان، به آنها انفاق نمی کردند و آنها را در تنگنای معیشتی و اقتصادی قرار می دادند و از طرف دیگری سعی داشتند که آنها را ذلیل و حقیر کنند. اما همه خزائن و امکانات در دست خداوند متعال است و اوست که عزت می دهد. خداوند متعال به حضرت عزت دادند و هرکس هم که پیرامون حضرت باشد عزیز می شود. از طرفی امتی که پیامبر قصد ساختنش را داشت، با رفاه و امکانات ساخته نمی شد بلکه با مشکلات و ابتلائات ساخته و استوار می گردد. منافقین در خیال خودشان در حال ریشه کن کردن اسلام بودند اما غافل از این بودند که با این برنامه های شان به ساخته شدن امت حضرت و مستحکم تر شدن آن کمک می کنند. بعد از رحلت پیامبر هم این جریان نفاق به نقشه های خودش پرداخت اما محور مبارزه خالی نشد. این بار حضرت زهرا سلام الله علیها در محور مبارزه حاضر شدند و با اقدامی که کردند، کار جریان نفاق را تمام کردند و امت را از اینکه در حجاب ظلمت منافقین گمراه شوند، نجات دادند. این اقدام و این مبارزه طلبی باید توسط خود حضرت زهرا انجام می گرفت، چرا که اگر شخص دیگری بود نمی توانست این نتیجه را به همراه داشه باشد. قرآن کریم و روایات این درگیری را در مقیاس بهشت و جهنم، عقل و جهل، شجره طیبه و شجره خبیثه و در مقیاس تمامی حق در مقابل تمامی باطل بررسی می کنند.

طرح منافقین برای پراکنده کردن امت

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين  وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين  وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم  أَجْمَعِين . وجود مقدس فاطمه زهرا سلام الله علیها بعد از رحلت و شهادت نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، محور درگیری با جبهه اولیاء طاغوت بودند و بی تردید ایشان فاتح این میدان هستند «أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنين »(آل عمران/139) تمام تلاشی که دشمن بعد از قیام وجود مقدس فاطمه زهرا انجام داد، در نهایت به نفع جبهه آن حضرت تمام می شود، ولو این که خود آنها متوجه نباشند.

خدای متعال تعبیری را در سوره منافقین از جبهه نفاق ذکر می کند، گرچه عامه تلاش کردند که هر بحثی در قرآن که در باب منافقین مطرح می شود را  به عبدالله بن اُبَیّ و جبهه او منحرف کنند، ولی داستان نفاق در قرآن خیلی گسترده تر از عبدالله بن اُبَیّ است. آنها تلاش کردند بگویند که نفاق قبل از هجرت نبی اکرم به مدینه سابقه نداشته و برای حضور منافقانه در جبهه حضرت انگیزه ای نبوده و حضرت نقطه قوت نبودند و بعد از شهادت ایشان هم داستان نفاق جمع شده و هرچه بوده مربوط به دوران مدینه است.

در سوره منافقون خدای متعال دو برنامه آنها را در مقابل وجود مقدس نبی اکرم توضیح می دهند؛ یک برنامه این است که سخت گیری بر جبهه دور و بر حضرت بکنند و آنها را در تنگنای معیشت قرار بدهند تا از دور پیامبر پراکنده بشوند و حضرت نتواند یک تجمعی ایجاد کنند «يَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلى  مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا»(منافقون/۷) حرف و سخن منافقین این است که می گویند بر اطرافیان پیامبر انفاق نکنید و بر آنها سخت بگیرید و آنها را در تنگنای معیشت و اقتصاد قرار بدهید تا از دور پیامبر انفضاض پیدا کنند.

در سوره جمعه هم به این طرح اشاره شده؛ منافقین بساط راه می اندازند تا مردم منتشر بشوند و دور حضرت جمع نشوند «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِما»(جمعه/11) این جزو نقشه های دشمن بود که مردم را از دور حضرت پراکنده کنند «الَّذينَ يَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلى  مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنَّ الْمُنافِقينَ لا يَفْقَهُون » خزائن آسمان ها و زمین از آن خدای متعال است ولی منافقین اهل فقه و فهم نیستند. مقصود این عدم فقهی که قرآن به منافقین در این صحنه نسبت داده، چیست؟ مفسرین گفتگویی کردند و گفتند شاید معنایش این است که آنها خیال می کنند که امتی که پیامبر می خواهد بسازد، امتی هستند که اگر امکانات دور پیامبر جمع بود، دور او جمع می شوند و پیامبر می خواهد یک جامعه مرفه به این کیفیت بسازد و مردم را با وعده به رفاه دور خودش جمع کند؛ اگر هدف این باشد، زمانیکه سخت گیری بشود، مردم پراکنده می شوند.

خدای متعال می فرماید «وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» همه خزائن آسمان ها و زمین از آن خدای متعال است و آنچه که به شما می رسد نازله آن خزائن است «وَ إِنْ مِنْ شَيْ ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُوم »(حجر/۲۱) همه تقدیر و حدود برای مرحله تنزل آن خزائن است، در مرحله خزائن حدی نیست و خزائن بی منتهی در محضر خدای متعال است. گویا خدای متعال می خواهد بفرماید که اگر بنا بود امت پیامبر با امکانات دور او جمع بشوند و اگر آن امتی که حضرت می خواهد بسازد، با امکانات ساخته می شد، خدای متعال دور پیامبر مال و اموال می ریخت. اگر برای رسیدن به هدف لازم بود امکانات مادی فراوان در اختیار حضرت قرار بگیرد که خزائن آسمان ها و زمین در نزد خداوند است.

اما امتی که حضرت می خواهد بسازد، با ابتلاء و سختی ساخته می شود و در دل سختی ها این امت رشد می کنند. لذا خدای متعال برای این که این امت به مقصد برسد، امتحان های بسیار سخت و سنگین می گیرد. این سختی ها و سنگینی ها، بستر ساخته شدن این امت و جمعیت هستند. «وَ لكِنَّ الْمُنافِقينَ لا يَفْقَهُون » ولی منافقین همین را نمی فهمند. اگر نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بخواهند خودشان شرایط را سخت کنند و ریاضت اقتصادی بدهند، امتشان آن را تحمل نمی کنند ولی وقتی منافقین صحنه را سخت می کنند هم امت ساخته می شود و هم به حسب ظاهر پای حضرت نوشته نمی شود.

خدای متعال در قرآن می فرماید «وَ ما أَرْسَلْنا في  قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلاَّ أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُون »(اعراف/94) ما اگر در یک قریه هم پیامبر بفرستیم، حتما اهل آن قریه را دچار به سختی ها می کند. آنها را با سختی ها رشد می دهیم و برای این که به مقام تضرع برسند، بستر اجابت دعوت این پیامبر را فراهم  می کنیم. بعد از این که مردم پخته شدند و راه را طی کردند و دیگر آمد و شد نعمت ها آنها را از خدای متعال غافل نمی کرد «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى  آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْض »(اعراف/۹۶).

بنابراین این طرحی که جبهه نفاق علیه حضرت طراحی کرده «لا تُنْفِقُوا عَلى  مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا» علیه جبهه حضرت تمام نمی شود و آنها این را نمی فهمند که با این کار به حضرت کمک می کنند تا امت را بسازد. آنها در دل سختی ها و ابتلائات سنگین ساخته می شوند.

طرح دومشان این است «يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ»(منافقون/۸) می گویند ما کاری می کنیم که اطرافیان پیامبر، هم به فقر و تنگدستی مبتلا شوند و هم خوار و ذلیل بشوند، عزت آنها را ازشان می گیریم. خدای متعال هم می فرماید «وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لكِنَّ الْمُنافِقينَ لا يَعْلَمُون » عزت که دست شما نیست که بتوانید عزت را به پیامبر بدهید یا از او بگیرید. این پیامبر، اگر همه عالم دور او باشند عزیز است و اگر رهایش هم کنند، عزیز است و هر کسی که دور پیامبر جمع بشود عزیز می شود؛ چرا که عزت او از خدای متعال است.

یک تعبیر نورانی ای در زیارت غدیریه امیرالمؤمنین از امام هادی علیه السلام نقل شده که فرمودند «وَ أَنْتَ الْقَائِلُ لَا تَزِيدُنِي  كَثْرَةُ النَّاسِ  حَوْلِي عِزَّةً وَ لَا تَفَرُّقُهُمْ عَنِّي وَحْشَة» شما این طوری فرمودید که اگر همه مردم دور من جمع بشوند بر عزت من افزوده نمی شود و اگر همه از دور من پراکنده بشوند، وحشتی در من ایجاد نمی شود «وَ لَوْ أَسْلَمَنِي النَّاسُ جَمِيعاً لَمْ أَكُنْ مُتَضَرِّعا» اگر همه مردم من را با دشمن تنها بگذارند، حالت تضرع و گرفتاری برای من حاصل نمی شود و بیچارگی به من دست نمی دهد. چرا که «اعْتَصَمْتَ بِاللَّهِ فَعَزَزْتَ وَ آثَرْتَ الْآخِرَةَ عَلَى الْأُولَى فَزَهِدْت » آن کسی که با اعتصام به حضرت حق به عزت رسیده است، آمد و شد مردم کمترین تأثیری در او ایجاد نمی کند و کسی که با تکیه به حضرت حق و انتخاب حضرت حق به زهد رسیده است، از غیر فارغ می شود. آخرت حضرت، خدای متعال است. این زهدی که با انتخاب خدای متعال حاصل شده و این عزتی که با اعتصام به خدای متعال به دست آمده، با آمد و شدها تغییری نمی کند.

خدای متعال می فرماید این طرحی که شما می گویید، ما کاری می کنیم که اطرافیان حضرت ذلیل بشوند و آنها را در محاصره قرار می دهیم، این در طرح حضرت بازی کردن است. این طور نیست که شما بتوانید نقشه ای علیه حضرت بکشید. این سختی ها و ابتلائاتی که اطراف پیامبر گرامی اسلام شکل می گیرد، مقدمات آن امتی است که حضرت می خواهند ساخته شود. اگر وجود مقدس فاطمه زهرا سلام الله علیها وارد این میدان درگیری عظیم نمی شدند، ممکن بود خیلی سختی ها به حسب ظاهر پیش نیاید و اگر امیرالمؤمنین علیه السلام وارد میدان درگیری با جبهه شام و جبهه خوارج و جبهه جمل نمی شدند، ممکن بود به حسب ظاهر خیلی از این دشواری هایی که برای امت پیش آمد و بعد در تاریخ هم ادامه پیدا کرد، هیچ وقت پیش نیاید.

تمام تاریخ تحت تأثیر درگیری های جبهه حق

آنجایی که وجود مقدس امیرالمؤمنین وارد یک میدان درگیری می شوند، تمام تاریخ وارد این میدان درگیری می شود و آنجایی که خدای متعال به وجود مقدس نبی اکرم دستور می دهد که «بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى الَّذينَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكين » پیغمبر ما، شما نسبت به آنها اعلام برائت بکنید، کل تاریخ اسلام وارد یک میدان درگیری عظیم می شود و این سختی های فراوانی دارد. اما اینها بستر ساخته شدن آن امتی است که حضرت دنبال می کنند.

خدای متعال در سوره مبارکه آل عمران وقتی داستان جنگ احد و سختی های آن دوران و سخن منافقین را که به حضرت اعتراض می کردند را ذکر می کنند، می فرمایند «لَوْ كانَ لَنا مِنَ الْأَمْرِ شَيْ ءٌ ما قُتِلْنا هاهُنا»(آل عمران/۱۵۴) منافقین می گویند اگر بنا بود ما بر حق باشیم، نباید کشته می شدیم. این شکست برای جبهه حق معنا ندارد. خدای متعال پاسخ می دهند «وَ لِيَبْتَلِيَ اللَّهُ ما في  صُدُورِكُمْ وَ لِيُمَحِّصَ ما في  قُلُوبِكُمْ» این درگیری برای این است که قلب های شما در این ابتلائات سنگین پاک می شود و صف ها از یکدیگر جدا می شوند. تفکیک صفوف و جبهه ها، در این درگیری ها حاصل می شود.

اگر وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم وارد این میدان بشوند، حتما امتشان را در تاریخ وارد یک میدان درگیری عظیمی می کنند و این درگیری عظیم، در مسیر اهداف حضرت است و الا خدای متعال به هیچ وجه این فتنه ها و ابتلائات عظیم را پیش نمی آوردند. خدای متعال این وجود مقدس را برای یک هدف قطعی فرستادند و اگر این جنگ ها و درگیری ها با هدف حضرت معارض بود، خدای متعال جلوی این جنگ ها و درگیری ها را می گرفت. اما اینها در نهایت به نفع حضرت تمام می شوند؛ اینطور نیست که این درگیری ها مانع باشند. منافقین خیال می کردند که این سختی ها مانع آن اهداف و برنامه حضرت است و زمانی که حضرت وارد درگیری می شدند، العیاذ بالله تلقیشان این بود که خدای متعال این پیامبر را وسط میدان فرستاده و او را رها کرده یا اینکه پیامبر یک خطایی کرده است و خدای متعال بر او غضب کرده است.

مدار ضحی همین است «وَ الضُّحى * وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى * ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى »(ضحی/۱-3) مسئله رها کردن تو در دل سختی ها و غضب کردن نیست، مسئله این است که طرح ما، خیلی طرح بزرگی است. برنامه حضرت حق یک برنامه بسیار بزرگی است که از دل این سختی ها عبور می کند. «وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى »(ضحی/۴) ما چه زمانی شما را رها کردیم؟! ما یک وعده ای را به شما دادیم که آن رجعت است. «وَ لَسَوْفَ يُعْطيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى»(ضحی/۵)  یک وعده دیگری هم برای شما و امتتان دادیم که برای صحنه قیامت است. اگر بخواهید امتتان را به آن نقطه برسانید، باید از دل این سختی ها با آنها عبور کنید.

این به معنی وداع خدای متعال با شما و این که امت شما را وسط یک درگیری رها کرده باشد، نیست «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا»(بقره/257) خدای متعال دائما از جبهه مؤمنین مراقبه می کند و معنای این مراقبه این نیست که سختی و درگیری نیست، این سختی ها و درگیری ها برای آن هدف بزرگ لازم هستند. لذا به حضرت می فرماید پیغمبر ما این سختی ها لازم است و به معنی این نیست که ما امت شما را رها و به آنها غضب کرده ایم. این برای این است که امت شما به آن هدف بزرگی که ما برای شما در نظر گرفتیم برسند.

لذا ای پیامبر ما، با مردم اینگونه رفتار کنید «فَأَمَّا الْيَتيمَ فَلا تَقْهَرْ * وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَر»(ضحی/۹-10) یک عده ای از مردم یتیم شما و یک عده ای هم نسبت به شما سائل هستند؛ مواجهه شما با این مردم باید این طور باشد «وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّث »(ضحی/۱۱) برای این که اینها را از دل این سختی ها بتوانی عبور بدهی، از نعمت هایی که خدای متعال به برکت وجود مقدس شما و همراهی با شما به این امت داده، استفاده کن و از آن نعمت ها با آنها گفتگو کن تا تحمل این راه و دشواری های این راه برای آنها آسان شود.

مقیاس درگیری حضرت زهرا با جبهه باطل

این مقدمه برای شروع این بحث بود که وقتی وجود مقدس فاطمه زهرا صلوات الله و سلامه علیها وارد میدان درگیری می شوند، یک درگیری بسیار عظیمی رقم می خورد و یک صف بندی عظیمی شکل می گیرد. چرا که این وجود مقدسی که به میدان آمده، مصداق آیه نور است. این وجود مقدسی که به میدان آمده، لیلة القدر وجود مقدس نبی اکرم است؛ این یک شخصیت عادی نیست. وقتی او پا به میدان می گذارد و درگیری را اداره می کند، یک جنگ عظیم و یک صف بندی و برائت عظیمی اتفاق می افتد و این به خاطر ظرفیت وجود مقدس فاطمه زهرا سلام الله علیهاست.

وقتی وجود مقدس فاطمه زهرا سلام الله علیها برای دفاع از امیرالمؤمنین پشت در آمدند، رو کرد به حضرت و گفت چرا شما آمدید، مگر امیرالمؤمنین در خانه نبودند؟ حضرت فرمود «طُغْيَانُكَ  يَا شَقِيُّ أَخْرَجَنِي وَ أَلْزَمَكَ الْحُجَّة»(1) این مقیاس از طغیان را، وجود مقدس فاطمه زهرا سلام الله می توانند مهار و کنترل کنند. وقتی آن کسانی که مصداق آیه ظلمات هستند در میدان می آیند و می خواهند فضا را تاریک کنند و حجاب کلی بر نبوت و ولایت بیاندازند، آن کسی که با به میدان آمدنش می تواند این حجاب را کنار بزند، کسی جز فاطمه زهرا سلام الله علیها نیست و الا در آن صحنه، سلمان حاضر بود ده ها بار کشته شود و ابوذر و مقداد حاضر بودند به شهادت برسند.

این که حضرت به آنها اجازه ندادند، چون آنجا اصلا میدان آنها نیست. این میدانی است که وجود مقدس فاطمه زهرا باید میدان داری کنند و نباید هم اشتباه بشود. نباید پرچمدار این میدان اشتباه محاسبه شود. همه باید بدانند مقیاس درگیری کجاست و آن کسی که محور این درگیری است چه کسی است. وجود مقدس فاطمه زهرا سلام الله علیها محور این درگیری است و این درگیری در مقیاس عقل و جهل است که در حدیث عقل و جهل هم توضیح داده شده است. مقیاس درگیری بین کلمه نور و ظلمات و تمامیت حق و باطل است.

وقتی در جنگ خندق وجود مقدس امیرالمؤمنین میدان می آیند، پیامبر می فرماید تمام ایمان در مقابل تمام کفر واقع شده است؛ به خاطر این که در مقابل آن جبهه فقط این وجود مقدس می تواند بیاید و کار را تمام کند. اگر ده ها نفر دیگر هم می رفتند و به فرض عمرو بن عبدود را هم می کشتند، این کار انجام نمی شد. این که در باب حضرت «لَضَرْبَةُ عَلِيٍّ يَوْمَ الْخَنْدَقِ أَفْضَلُ  مِنْ  عِبَادَةِ الثَّقَلَيْن » اگر این ضربت نباشد، جلوی آن کفر گرفته نمی شود. صرف کشتن که ملاک نیست. در جنگ صفین مالک اشتر هم دست به قبضه شمشیر برد و آنها را می کشت ولی اصلا با حضرت قابل مقایسه نیست. آن چیزی که صف حق و باطل را جدا می کند وجود مقدس امیرالمؤمنین هستند، او مقیاس است.

در درگیری که بعد از وجود مقدس نبی اکرم  صلی الله علیه و آله و سلم پیدا شد، قرآن وقتی می خواهد این درگیری را توضیح بدهد، با مقیاس نور و ظلمت و در مقیاس تمامیت بهشت و جهنم و در مقیاس کفر و ایمان توضیح میدهد. در سوره مبارکه ابراهیم، خدای متعال ابتدا یک مثلی می زنند که جایگاه وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیت ایشان را نشان می دهند «أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ * تُؤْتي  أُكُلَها كُلَّ حينٍ بِإِذْنِ رَبِّها وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُون »(ابراهیم/۲۴-25) و بعد سراغ جبهه باطل می آیند و جایگاه جبهه کفر و نفاق را در مقابل حضرت معین می کنند «وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرار»(ابراهیم/۲۶) خدای متعال برای جبهه باطل شجره خبیثه را عنوان می کنند و اهل بیت را به عنوان شجره طیبه ای که ریشه محکمی دارد و فروعش در آسمان هاست و دائما هم میوه می دهد، معرفی می کنند.

در تفسیر این آیه روایات متعددی نقل کردند که اصل شجره نبی اکرم و فرع آن وجود مقدس امیرالمؤمنین هستند، تا می رسد به این که برگ های این شجره طیبه مؤمنین هستند. شجره خبیثه هم بنی امیه و دیگران هستند. بعد از این که این تشبیه را ذکر می کنند در یک روایتی حضرت فرمودند که اصل شجره وجود مقدس اهل بیت هستند و فرع این شجره که در سماء است، ولایت ائمه علیهم السلام است. محیط ولایت آنها در سماء است و اگر کسی سماواتی نشود، وارد این محیط ولایت نمی شود. اگر کسی سماواتی شد و به فرع این درخت راه پیدا کرد، آن وقت از ثمرات او که علوم اهل بیت و معارف است برخوردار می شود. باید به طرف اصل شجره سیر کند تا به حقیقت شجره طیبه برسد؛ این سیر جبهه مؤمنین است. جبهه منافقین هم «وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرار» شجره خبیثه ایست که ریشه و قرار ندارد.

بعد از آن خداوند می فرماید آنهایی که در جبهه حضرت قرار می گیرند، ثبات قدمشان از ناحیه خدای متعال تضمین شده است. بعد این طور می فرماید «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوار»(ابراهیم/28) این مقیاسی است که خدای متعال بیان می کند و می فرماید اینها نعمت خدا را تبدیل به کفر کردند و همه قوم خودشان را در همین دنیا به جهنم فرستادند و در قیامت هم وارد جهنم می شوند. «أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوار» در همین دنیا جهنم درست کردن و در قیامت هم وارد جهنم خواهند شد «جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها وَ بِئْسَ الْقَرار»(ابراهیم/۲۹).

«أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً» نعمت الله در این آیه به وجود خود مقدس امیرالمؤمنین تفسیر شده است. خود حضرت نقل کردند «مَا بَالُ  أَقْوَامٍ غَيَّرُوا سُنَّةَ رَسُولِ اللَّهِ وَ عَدَلُوا عَنْ وَصِيِّه »(؟) چرا اینها از امیرالمؤمنین رویگردان شدند و نترسیدند که خدای متعال عذاب را بر آنها نازل کند؟ بعد حضرت این آیه را خواندند «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً» بعد هم فرمودند «نَحْنُ النِّعْمَةُ الَّتِي أَنْعَمَ اللَّهُ بِهَا عَلى  عِبَادِهِ وَ بِنَا يَفُوزُ مَنْ فَازَ يَوْمَ الْقِيَامَة» نعمت ما هستیم و همه کسانی که در قیامت از جهنم نجات پیدا می کنند، با ما نجات پیدا می کنند. اگر کسی از الان دنبال ما نباشد، دنبال جهنم است. این نعمت را به کفر تبدیل کردند.

کفر هم در اصطلاح قرآن واضح است «حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإيمانَ وَ زَيَّنَهُ في  قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُون »(حجرات/7) خدای متعال ایمان را در قلوب شما زینت داد و فرمود ایمان وجود مقدس امیرالمؤمنین است و ایشان کلمه ایمان هستند. ما محبت ایشان را داریم و این حب الایمان است و کلمه کفر را در دل شما مکروه قرار داد و پیداست که این کلمه چیست. «بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً» کلمه نعمت برداشته شد و به جایش کلمه کفر آمد. وقتی این اتفاق افتاد، جهانی که ذیل این کلمه کفر و ولایت او شکل می گیرد جهنم است «أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوار» کسانی که در این جهنم زندگی کنند، «جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها وَ بِئْسَ الْقَرار» بعدا هم به جهنم آخرت می رسند.

این تعبیر و تفسیر قرآن از مقیاس درگیری است. در این مقیاس درگیری وجود مقدس فاطمه زهرا به میدان آمدند تا این جهنم را خاموش کنند و مؤمنین را عبور بدهند و به کلمه نعمت که امیرالمؤمنین هستند، وصل کنند. این مقیاس درگیری است. محور این درگیری که در مقیاس کلمه آیه نور و مصادیق آیه ظلمات هست و در مقیاس بهشت و جهنم است، وجود مقدس فاطمه زهراست. ایشان آمدند مدار را به کلمه عقل و به کلمه نور برگردانند تا امت را به سمت آن نعمتی که از آنها گرفته شده برگردانند و این کار حضرت زهراست. اگر در این درگیری هزار سلمان هم کشته بشود، کار حضرت زهرا را نمی کند کما این که هزار سلمان هم در جنگ خندق کشته بشود، کار ضربت حضرت امیر را نمی کند. این مبارزه حضرت زهراست که صحنه را به نفع امیرالمؤمنین و وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم تغییر دادند.

لذا خدای متعال وقتی که حضرت غصه دارند از این که بنی تیم و بنی عدی بر منبرشان بالا می روند و مردم را به سمت کفر برمی گردانند، بشارتی که به حضرت می دهند این است که «إِنَّا أَنْزَلْناهُ في  لَيْلَةِ الْقَدْر»(قدر/۱) ما به شما حضرت زهرا را دادیم، نگران دولت آنها نباشید. با این عنایتی که خدا به حضرت کرد، کار این جبهه تمام شد. حضرت ایستادند در میدان و کار را تمام کردند.

پی نوشت ها:

(۱) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 30، ص: 293

(2) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 1، ص: 217