نسخه آزمایشی
شنبه, 02 بهمن 1400 - Sat, 22 Jan 2022

جلسه دوم دفتر آیت الله وحید/ دفاع حضرت فاطمه زهرا از صراط هدایت الهی در برابر شیاطین

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 12 بهمن ماه سال 96 است، که در ایام شهادت حضرت زهرا در دفتر آیت الله وحید ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند؛ شیطان به خداوند متعال عرضه داشت که همه بندگان را به غیر از مخلصین اغوا میکنم و این مخلصین معصومین هستند؛ چرا که آنها کوچک ترین تعلق خاطری به چیزی ندارند. کسانی که پیرو و دنباله رو معصومین هستند، مقصود اصلی شیطان هستند و شیطان به دیگران کاری ندارند چرا که آنها خودشان به دنبال شیطان می آیند و ابلیس تمام تدابیرش را به کار می گیرد تا بتواند مانع همراهی انسان ها با امام بشود. چرا که تنها امام است که مسیر سعادت را می پیماید. اگر خداوند متعال نعیم خودش که امام است را به ما نمی داد، تکلیفی برگردن ما نبود، چرا که انسان نمی تواند به تنهایی در مقابله مکر شیطان مقابله و ایستادگی کند. اما خداوند این نعیم خودش را برای نجات بشر فرستاد و وظیفه ما این است که با همراهی کردن امام شاکر این نعمت باشیم. خداوند نعمت هدایت را زودتر از شیطان برای انسان می فرستد تا انسان بتواند در مقابل شیطان ایستادگی کند اما اگر انسان کفران نعمت کند و از وادی امام بیرون بیاید، شیطان به راحتی او را اغوا می کند و او را به ظلمات و جهنم هدایت می کند.

تفصیل درگیری شیطان با خداوند

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين  وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين  وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم  أَجْمَعِين . جبهه ای که با وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم درگیر هستند، در بعضی تعابیر قرآن به صورت اجمالی از آنها یاد شده است؛ می فرماید «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِن »(انعام/112) برای هر پیامبری ما دشمن قرار دادیم و این دشمنی، هم در عالم انس و هم در عالم جن وجود دارد و شیاطینی از انس و جن، در مقابل هر پیامبری صف آرایی می کنند. در ذیل این آیه روایات متعددی است که به ویژه از شیاطین انسی که در مقابل انبیاء بودند نام برده شده و آنها را هم معین کردند و با اسامی کنایی، این اجمال در قرآن گاهی تفصیل داده شده است.

وقتی که داستان شیطان و صف آرایی او در مقابل انبیاء الهی و خداوند ذکر می شود، این در واقع داستان درگیری شیطان جنی است؛ چون آن شیطان جنی که مقابل حضرت است و خودش را مقابل حضرت پرچمدار می بیند، ابلیس است. گاهی بزرگان از او به ابلیس الابالسه تعبیر می کنند، یعنی شیطان همه شیاطین که در حدیث عقل و جهل هم از او به جهل تعبیر شده است که در مقابل حضرت صف آرایی کرده و در این صف آرایی هم با خدای متعال درگیر شده است «قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعين  »(ص/82) و به عزت پروردگار سوگند خورده که همه را اغوا می کند.

گاهی تعبیرش این است که «إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصين »(ص/۸۳) فقط مخلصین را از دایره تصرف خودش بیرون می داند و مخلص هم یعنی معصوم. می دانسته که نسبت به معصومین راه نفوذ ندارد، چرا که تعلقی در آنها نیست و از همه عوالمی که دست شیطان به آن عوالم می رسد عبور کردند. لذا راهی برای نفوذ خودش نمی دید و قسم خورد که همه را ابقاء می کنم به غیر از یک دسته که معصومین هستند. یعنی به نظر می آید نگاه ابلیس این بوده که همه مؤمنین، بلا استثناء، به وسیله او اغوا خواهند شد و فقط معصومین هستند که راه شیطان نسبت به آنها بسته است.

قرآن کریم طرح های شیطان را تفصیل داده است. یکی از جاهایی که شیطان طرح خودش را به خدای متعال عرض کرده، البته او به عنوان طغیان و تعدی این را گفته که «قالَ فَبِما أَغْوَيْتَني  لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيم »(اعراف/۱۶) خدای متعال در این عالم یک صراط مستقیمی قرار داده که اگر این صراط مستقیم نبود احدی نمی توانست به سمت خدای متعال حرکت بکند و راه بسته بود. خدای متعال این راه را تا عالم ما تنزل داده است. این راهی را که خدای متعال برای رسیدن عبادالله و بندگان خودش قرار داده، به تعبیر روایات ما صراط محبت و معرفت الهی است. اگر این صراط مستقیم نبود، امکان این که انسان به سمت خدای متعال حرکت کند، فراهم نبود ولذا همه سوال هایی که از انسان می شود هم از همین است. اگر خدای متعال این صراط را قرار نمی داد، شاید حتی ما تکلیفی نداشتیم. با همه امکانات فراوان و استعدادهای متفاوتی که خدای متعال به ما عطا کرده، اگر این راه را خدای متعال در عالم نگشوده بود، اصلا هیچ تکلیفی نبود.

نعیم خداوند، سبیل هدایت

شاید آغاز سوره مبارکه انسان هم مضمونش همین است «هَلْ أَتى  عَلَى الْإِنْسانِ حينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُورا»(انسان/۱) عوالمی بر ما گذشته که به تعبیر روایات قابل ذکر نیست. بعد می فرماید در این عوالم که طی کرد «إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَليهِ فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيرا»(انسان/۲) یک استعدادهای گوناگونی در انسان قرار دادیم و به او سمع و بصر دادیم، که این خیلی امر عجیبی است که خدای متعال به او این سمع و بصر را داده و می تواند ببیند و بشنود و بفهمد. بعد می فرماید «إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُورا»(انسان/۳) اگر آن سبیل الهی در عالم نبود و اگر انسان ها به این سبیل هدایت نمی شدند، با همه امکاناتی که به انسان دادیم و با تجربه هایی که انسان در عوالم مختلف خلقتش کسب کرده، شکر و کفر دیگر معنی نداشت. اگر امام در عالم نبود و یا امام در عالم بود و راه ما به سوی امام بسته بود، دیگر سوال و جواب و تکلیفی نبود.

بعد از این که این اتفاق افتاد، خدای متعال از ما شکر می خواهد و اصل شکر همین است که انسان، از این نعمت سبیل الله و راهی که به سوی خدای متعال گشوده شده است استفاده کند و از این صراط به امام تعبیر می کنند. شاید یکی از تفاوت هایش این باشد که صراط یکی است ولی راهی که انسان در آن صراط دارد متفاوت است. کسانی که در صراط هستند راه های مختلفی دارند و این راه ها همان راه های حرکت با امام هستند. کسانی که با امام به سمت خدا حرکت نمی کنند، قطعا به مقصد نمی رسند و تنها کسانی به مقصد می رسند که با امام حرکت می کنند. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقين »(توبه/۱۱۹) اگر می خواهید به مقصد برسید باید با صادقین باشید.

این معیت به معنی این است که همه قوای انسان باید ذیل معصوم قرار بگیرد. به قول بزرگان معیت، ظلیه است، انسان باید سایه امام و تبع امام بشود و تنها راه همین است. آنهایی که با امام حرکت نمی کنند، به مقصد نمی رسند و آنهایی که با امام به سمت خدای متعال حرکت می کنند، در صراط هستند. هر کسی راهی دارد ولی این سبیل ها باید همه به یک صراط ختم بشوند. در روز قیامت آنهایی که از امیرالمؤمنین جدا شدند، دست خودشان را به دندان می گزند و عرضه می دارند «يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلا»(فرقان/27) ای کاش من با حضرت یک سبیلی انتخاب می کردم.

«إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُورا» بعد از همه امکانات، ما هر کسی را به آن سبیلی که باید از آن سبیل به سمت خدای متعال حرکت کند و مسیر همراهی او با معصوم است، هدایت کردیم. اگر این سبیل نبود تکلیف هم نبود. بعد از این سبیل اگر بین ما و این سبیل راهی نبود، باز هم تکلیف نبود و امکان نداشت که انسان حرکت کند. حالا اینجاست که از انسان شکر می خواهند و این سخت گیری های سنگین قرآن برای همین است. آن نعیمی که از ما سوال می کنند همین است «لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعيم »(تکاثر/۸) و در روایات متعدد توضیح داده شده که نعیم، اهل بیت هستند.

ابوخالد کابلی نقل می کند که مهمان وجود مقدس امام باقر علیه السلام شدم. ایشان سفره ای انداختند و از مهمان های شان پذیرایی می کردند. طعام بسیار لذیذ بود ولی من بسیار متأثر بودم. گویا حضرت دیدند که من متأثر هستم و به من فرمودند که سفره چطور بود؟ عرض کردم آقا خیلی خوب بود اما یک چیز من را نگران کرده و آن این است که روز قیامت باید بایستم و برای این نعمت جواب بدهم «لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعيم» و این انتهای ذائقه من را تلخ کرد. در نقل این است که حضرت طوری خندیدند که دندان های شان آشکار شد و بعد فرمودند ابوخالد کابلی اشتباه محاسبه نکن، اهل محاسبه باشید و مواظب باشید که کفران نعمت نشود و حواستان به نعمت خدا باشد. ولی اشتباه نکنید، نعمت آن غذایی نیست که شما سر سفره من خوردید، نعمت ولایت ماست. حواستان به امام باشد و اهل دقت باشید.

کسانی که از امام جدا می شوند، محاسبات و مراقبات سنگینی دارند ولی یک جای دیگری را محاسبه می کنند و اصلا آنجایی که باید محاسبه کنند حضور ندارند. لذا اگر این سبیل در عالم نبود، شکر و کفری هم نبود. تمام شکر و کفر ما همینجاست و تمام نعمتی که از ما می خواهند هم همینجاست. گاهی می فرمایند هیچ حساب و کتابی نیست جز ولایت ما؛ نکته اش همین است که انسان باید همه مراقباتش را اینجا بگذارد و اگر کسی اهل مراقبه بود و همه مراقباتش به وجود معصوم خلاصه می شد، به مقصد می رسد.

خدای متعال می فرماید «أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فيهِ مَنْ تَذَكَّرَ»(فاطر/۳7) من فرصت رسیدن به مقام ذکر را در عالم به شما ندادم؛ حضرت فرمود این سن هجده سال است، کسی که به هجده سال رسید دیگر عذر ندارد. اگر بنا باشد مراقبات و محاسبات آنقدر متکثر و پیچیده باشد و انسان به صورت مستقل بخواهد به همه آنها بپردازد، دیگر امکان سیر در آن فرصت کوتاه نیست. حرکت با امام معصوم کار را به یک تعبیر آسان و به یک تعبیر خیلی دشوار می کند. دشوار می کند چون «إِنَّ أَمْرَنَا صَعْبٌ  مُسْتَصْعَبٌ لَا يَحْتَمِلُهُ إِلَّا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَان » انسان باید عبد ممتحن باشد و ریاضت بکشد تا بتواند همراه معصوم حرکت کند. ولی آن چه کار را آسان می کند این است که انسان از آن کثرات خلاص می کند. انسان اگر نگاهش به معصوم بود و همه مراقبه اش در عالم این بود که از امام جدا نشود، پیداست که دیگر سوال و جوابی نیست.

برنامه شیطان برای گمراهی انسان

لذا شیطان هم وقتی به خدای متعال عرضه می دارد که غیر از معصوم، همه را با خودم می برم «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيم » بر سر راه مستقیم می نشینم و آن را سد می کنم. حضرت هم فرمودند مقصود شیطان کسانی هستند که می خواهند از این راه بروند و برای آن ها از پیش رو و پشت سر و جانب راست و چپ، تدبیرهای مختلفی دارد و همه این نقشه های شیطان برای این است که انسان را از امام جدا کند. اگر انسان را از آخرت غافل می کند، اگر تمام هم و غم انسان را متوجه دنیا می کند، اگر از ناحیه شهوات و شبهات وارد می شود، همه اینها نقشه جدا کردن انسان از امام است.

خیلی از اوقات است که وقتی انسان را از امام جدا کرد، او را در وادی ریاضات عجیب و غریب می اندازد و بعد هم احیانا یک صیدها و شکارهایی در این وادی برای انسان حاصل می شود. در آن نقل آمده که اینها فقط عرش و فرش شیطان را می بینند و چیز دیگری نیست. بعد از آن هم مدعی می شوند و کنار و مقابل امام بساط درست می کنند. در یک نقلی فرمودند که شیطان معاویه را برای نافله شب بیدار می کرد. اینطور نیست که اینها انسان را به مقصد برساند. تمام مراقبه انسان در یک نقطه باید خلاصه شود و تمام کید شیطان هم روی همین نقطه متمرکز است که انسان از امام جدا بشود. انسان بدون امام، به تعبیر قرآن ضال است. کسی که از امام جدا شد در مسیر ضلال است.

آن وقت شیطان به این هم اکتفا نمی کند و انسان را به درگیری می کشاند. از جدا کردن شروع می کند و بعد انسان را تا مرز دشمنی می برد. حضرت فرمود بیماری مسری خودش، که عداوت است را، می خواهد به شما سرایت دهد. در دعای مبارکه روزهای ماه رمضان، امام سجاد ارواحنا فداه قریب بیست تدبیر شیطان را برای ما ذکر می کنند که خدایا به تو پناه می برم از مکر و خدعه و امانیه و غرور و شرک و فتنه و همز و لمز و نفث و نفخ. پیداست که شیطان نقشه های پیچیده ی بسیاری دارد و بعضی هایش را در روایات گاهی توضیح دادند.

روایاتی از تفسیر امام حسن عسگری ارواحنا فداه برای ما نقل شده که حضرت در آن حدیث نورانی از این تدبیرهای شیطان، همزات و نفخات و نفحات را معنا کردند. فرمودند همزات شیطان این است که در شما دشمنی با نبی اکرم و اهل بیت را می دمد. همان طور که وجود مقدس نبی اکرم نفسشان حیات بخش است. وقتی که پیامبر قرائت می کند، همه موحدین به مقصد می رسند. قرائت او که قرائت ما نیست «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذي خَلَق »(علق/۱) پروردگارت می خواهد به تبع شما همه عالم را رشد بدهد و وقتی ایشان می خواند، همه عالم قاری و دین فهم می شوند. وقتی دشمن حضرت هم می دمد، دمیدن در نفوس او عداوت درست می کند.

نفخات و نفحات هم اینطور حضرت معنا کردند. یکی را معنا کردند به این که بعد از این که عداوت ایجاد کرد،  در نگاه انسانها برای معصوم بدلسازی می کند و می گوید فقط اینها نیستند، دیگران هم هستند. اینها هم در جنگها کنار حضرت بودند. اینها کارهای شیطان است و برای معصوم بدل می سازد. فرمودند یک نسخه شفابخش فقط راه معصوم نیست و نسخه شفابخش دیگری برایتان می نویسد و از او بدل می سازد. راهی در عرض معصوم درست می کند و دشمنی با معصوم را می دمد و تا انسان را به مرز دشمنی نکشاند رها نمی کند. و بعد به خدای متعال عرضه می دارد «وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرين »(اعراف/۱۷) این شکر هم، شکر صراط مستقیم است.

حجت بالغه

این نعمت را خدا به ما عنایت فرمود و این صراط مستقیم را تا در خانه ما آورد و وجود ما را به این صراط رساند. پیدا کردن امیرالمؤمنین که کار ما نیست. اگر وجود مقدس حضرت از خود ما به ما نزدیکتر نبود، این اتفاق نمی افتاد. تعبیر قرآن این است «أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ»(انفال/24) خدای متعال بین انسان و قلبش حائل است. حضرت هم فرمودند این حجت الهی است که از خود انسان به انسان نزدیکتر است؛ شاهدش هم این است که هر اقدامی می خواهد انجام دهد، می فهمد خوب یا بد است، این همان حجت بالغه است. اگر از ما بخواهند با این حجت حرکت کنیم و این حجت بالغه از خود ما به ما نزدیکتر نبود و تا درون ما نیامده بود، آن وقت دیگر وجهی نداشت. «إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ» این صراط را خدای متعال تا باب وجود ما آورد و باب و آن را به سوی امام باز کرد و بعد می فرماید که حرکت کنید. این است که کفرانش خیلی سنگین است. «إِنَّا أَعْتَدْنا لِلْكافِرينَ سَلاسِلَ وَ أَغْلالاً وَ سَعيرا»(انسان/۴).

شیطانی که شش هزار سال در مقابل خداوند عبادت کرد، که این عبادت اصلا برای ما قابل تصور نیست، اکنون با همه این قوا به میدان آمده و از خدای متعال هم خواسته در مقابل هر فرزندی که به حضرت آدم می دهد، دو برابر به او داده بشود و خدای متعال هم اجابت کردند. حجت الهی هم در همه شراشر وجود ما جاری است. اگر نبود که اجازه نمی دادند شیطان بیاید، چرا که راحت همه ما را با خودش می برد. هر کجا که شیطان نفوذ می کند، قبل از او حجت خدا آنجاست و راه را به ما نشان میدهد و الا اگر که نبود، شیطان کسی را دیگر باقی نمی گذاشت. به او اجازه این همه تدبیر دادند «قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَني  لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعين »  از همه جوانب انسان می تواند به انسان ورود کند و وسوسه کند و اگر حجت الهی قبل از او حاضر نبود دیگر تکلیفی هم بر ما نبود. اگر خدای متعال ما را با ابلیس در عالم رها کرده بود، دیگر کاری نمی شد کرد.

شاید معنای این بیان نورانی حضرت حق در سوره مبارکه طه همین است که وقتی حضرت آدم از این که باید با نسل خودشان بیایند و با ابلیس روی زمین زندگی کنند، نگران بودند. ابلیسی که در بهشت آن طور برای حضرت آدم نقشه کشید و برای حضرت زحمت درست کرد، معلوم است که زندگی با او نگرانی دارد. حضرت آدم نگران ما بودند که ما چگونه می توانیم با او مقابله کنیم. بشارتی که خدای متعال هم به حضرت آدم می دهد این است «فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقى »(طه/123) من شما را تنها نمی گذارم و این همان هدایتی است که به ما از ما نزدیکتر است و الا هدایتی که در دوردست باشد و به من نرسد که هدایت من نیست. من چگونه او را پیدا کنم؟ اگر بنا بود امام در دوردست باشد، انسان تا کی به امام می رسید؟ همه راه را باید با امام بروی. اگر امام در دوردست باشد که این امکان وجود ندارد.

شیطان نمی گذارد که انسان در این راه به امام برسد. اگر این صراط مستقیم از ما دور بود که شیطان کارش را تمام کرده بود و در ضلالت غرق می شدیم. اما هر کجا شیطان بخواهد بیاید، قبل از آن هدایت حجت بالغه آمده است. حجت بالغه الهی وجود مقدس امیرالمؤمنین است که نورش همه عالم را نورانی کرده و در همه جا حاضر است. اگر کسی به وادی ولایت حضرت وارد بشود و از ایشان تبعیت کنند، شیطان دیگر کاری نمی تواند بکند. اما اگر ما از این هدایت روی برگردانیم، آن وقت شیطان در ما تصرف پیدا می کند و الا انسان تا با امام است که شیطان راهی به او ندارد «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي » و این حصن تا اعماق وجود ما آمده و به ما می گویند که از این حصن خارج نشوید. «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى  * قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَني  أَعْمى  وَ قَدْ كُنْتُ بَصيراً»(طه/۱۲۴-125).

اگر امام نمی آمد رو به ما و دست ما را نمی گرفت، وجهی نداشت که خدای متعال بر ما سخت گیری کند «كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسيتَها»(طه/۱۲۶) اگر از امام روی گرداندی و کار به جایی رسید که گویا اصلا امام را فراموش کردی،« وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى » امروز هم آن کسی که همه نعمت الهی است به تو توجه نمی کند و همه عذاب جهنم برای همین است. البته این نسیان به معنی فراموشی نیست، همین که امام به انسان بی توجهی کند کافی است که عذاب جهنم انسان را فرا بگیرد.

در مبارزه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، یک میدان گسترده درگیری مقابل حضرت گشوده شد. شیاطین در مقابل ایشان ایستادند و قرآن هم آن دشمنی های پیچیده و تاریخی را توضیح می دهد که همه تدابیر دشمن فقط یک کلمه است، برای اینکه انسانها را از امام جدا کنند. شیاطین کسانی را جدا می کنند که خوب هستند و می خواهند دنبال معصومین حرکت کنند. و الا که شیاطین کاری به افرادی که دنباله رو خودشان هستند ندارند. می خواهند خوبها را از معصوم جدا کنند و نگذارند با معصوم سیر کنند. در این میدان درگیری با این وسعت، صدیقه طاهره قدم گذاشتند و اگر ایشان قدم نمی گذاشتند، هیچ کسی در صراط باقی نمی ماند. ورود ایشان به این میدان، با این عظمت و جلالتی که دارند، یک الزاماتی را هم در عالم دارند و یک صف بندی عظیم درست می کنند که اگر ما در این صف بندی بخواهیم بیاییم، یک برائت عظیم درست می شود.