نسخه آزمایشی
شنبه, 02 بهمن 1400 - Sat, 22 Jan 2022

جلسه سوم هیات شهر مقدس قم/ وظیفه مومنین در برخورد با برنامه منافقین در طرح بزرگ شیطان

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 7 اسفندماه سال 96 است، که در ایام شهادت حضرت زهرا در هیاتی در منزل حاج آقای ناصر در شهر مقدس قم ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند؛ حضرت می خواهند مدینه ای بسازند که مردم در آن مشغول به ذکرالله هستند ولی منافقین می خواهند با مشکلات شدید اقتصادی مردم را از اطراف حضرت پراکنده کنند و بعد حضرت و مؤمنین را با ذلالت از شهر بیرون کنند و خودشان شهر را به دست بگیرند. در صورتیکه آمد و شد و امکانات آن ها تأثیری در برنامه حضرت ندارد و حضرت کار خودشان را می کنند. اگر انسان از امکاناتش در راه امام و ولایت او خرج کرد، سعادتمند می شود ولی اگر در وادی غیر از امام خرج کرد و مال را برای خودش دانست، آن وقت مالش سبب لهو و لعب او می شود و نتیجه اش گمراهی و خسران است.

طرح منافقین برای امت

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين  وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين  وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم  أَجْمَعِين . «هُمُ الَّذينَ يَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلى  مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنَّ الْمُنافِقينَ لا يَفْقَهُون  * يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لكِنَّ الْمُنافِقينَ لا يَعْلَمُون »(منافقون/۷-8) در این سوره مبارکه خدای متعال از جمعی از منافقین خبر داده و آنها را افشا کرده که خصوصیتشان این است «إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُون »(منافقون/۱) می آیند محضر رسول خدا و اعلام وفاداری و ایمان به رسالت حضرت می کنند و شهادت های قاطع و محکم می دهند و قسم های محکم می خورند و عهدهای محکم می بندند اما همه اینها مقدمه این است که «اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبيلِ اللَّه »(منافقون/۲) انسانها و اقوام را از امام دور کنند و از راه خدا باز بدارند، تمام طرح این است. 

«يَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلى  مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا» سخنشان این است که امکانات خودتان را در اختیار کسانی که در محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستند قرار ندهید تا یک انفضاض و پراکندگی حاصل شود. انفضاض وقتی گفته می شود که در یک جسمی که با هم یک ارتباط و انسجام حقیقی دارد، آن ارتباط بشکند و متلاشی شود تا اجزاء او از هم جدا شوند. می گویند کاری کنید تا کسانی که حول محور حضرت جمع شدند، پراکنده شوند و آن انسجام از بین برود. برای این امر امکانات را در اختیارشان قرار ندهید. خدای متعال در جواب می فرماید «وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنَّ الْمُنافِقينَ لا يَفْقَهُون» خزائن بی منتهای آسمانها و زمین از آن خدای متعال است و منافقین این را نمی فهمند.

شأن نزول این صحنه ها را برای داستان عبدالله بن اُبی و امثال او نقل کردند ولی روایات اهل بیت علیهم السلام این داستان نفاق را به اصحاب سقیفه تطبیق کردند و فرمودند مقصود از منافقین آن کسانی هستند که با وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در موضوع امامت اختلاف دارند و در موضوع امامت تسلیم حضرت نشدند. این طرح باید بسیار گسترده تر از داستان عبدالله بن ابی باشد، لذا این داستان تاریخی آنهاست. طرحی که جریان نفاق در مورد حضرت دارد و جریانی که به ظاهر با حضرت همراه شدند و ادعای اسلام و ایمان می کنند، برای ما دیگر واضح است که بر منبر خود حضرت بالا رفتند و مردم را به کفر دعوت کردند و به قهقرا برگرداندند.

طرح اینها چیست؟ «يَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلى  مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ» به کسانی که در محضر رسول خدا جمع شدند انفاق نکنید و امکانات در اختیارشان قرار ندهید و امکانات خودتان را از آنها منع کنید. «حَتَّى يَنْفَضُّوا» تا از دور حضرت پراکنده بشوند و آن اتصال و ارتباطی که با حضرت برقرار کردند قطع بشود. خدای متعال می فرماید «وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنَّ الْمُنافِقينَ لا يَفْقَهُون» خزائن بی منتهای همه عوالم در اختیار حضرت حق است ولی منافقین این را نمی فهمند و در جریان نفاق خیال می کند که حضرت با امکانات آنها آدم ها را دور خودش جمع می کند و آن امتی که حضرت می خواهند تربیت کنند، امتی است که با امکانات مادی تربیت می شود.

خدای متعال می فرماید که اگر یک جایی لازم باشد که ما برای پیروزی حضرت امکانات در اختیارش قرار دهیم، همه امکانات در اختیار ماست و این که شما امکانات خود را در اختیار حضرت قرار بدهید یا ندهید، در پیروزی حضرت نقشی ایفا نمی کند. علاوه بر این خدای متعال می خواهد هشدار بدهد که اگر بنا بود آن امتی که حضرت می خواهند با امکانات مادی درست بشود، همان وقتی که حضرت را مبعوث کردیم همه امکانات مادی را در اختیار حضرت قرار می دادیم، نه اینکه همراه با فرستادن حضرت مشکلات فراوانی هم بر سر راه حضرت قرار بگیرد. نکته این است که تربیت یک امت، با امکانات مادی نیست. باید امتی تربیت بشوند که همه تعلقاتشان را در راه حضرت فدا کنند، نه اینکه اگر امکانات دور حضرت بود بیایند و اگر نبود نیایند.

امت حضرت کسانی هستند که در جنگ های سخت صدر اسلام، در روز و شب عاشورا، حضرت به آنها می فرماید بروید ولی می مانند و همه هستی خودشان را می دهند. این گونه جامعه ای باید تربیت بشود که امکانات خودش را در راه رسول خدا بدهد. بنابراین با ریختن و یا نریختن امکاناتتان، امت سازی نمی شود و حضرت کار خودشان را می کنند و اگر شما هم امکانات خود را دریغ بدارید، این کمک به راه حضرت است و بستر را برای تربیت امت ایشان فراهم می کند.

پس اینکه آنها امکانات مادی را از حضرت دریغ می کنند اختصاص به مدینه و قبل از شهادت و رحلت حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم ندارد. منافقینی که بعد از حضرت سر کار آمدند و قدرت را به دست گرفتند هم برنامه شان همین است. تلقی آنها این است که اگر امکانات اقتصادی را از امیرالمؤمنین بگیرند، این امرموجب می شود که مردم پراکنده بشوند.

ممکن است این اتفاق هم رخ دهد که یک عده ای وقتی شرایط سخت شد کنار حضرت نمانند. وقتی شرایط سخت شد و دیدند اگر بخواهند کنار حضرت باشند، سختی و مشکلات پیش می آید، پس از کنار حضرت دور شدند. در دوره حضرت امیر هم این اتفاق افتاد که آنها امکانات مادی و مالی را  قطع کردند که یکی از آنها فدک بود. عائدات فدک را که حضرت برای خودشان خرج نمی کردند و همه را انفاق می کردند ولی آن را هم قطع کردند. ولی اینها مانع کار حضرت امیر علیه السلام نیست. حضرت جمعیتی را که می سازند، با امکانات مادی نمی سازند که اگر امکانات باشد اینها ساخته بشود و اگر نباشد ساخته نشود؛ بلکه بالعکس در آغاز راه امکانات مادی گاهی مزاحم هم است.

 لذا خدای متعال می فرماید ما انبیاء را می فرستیم و اقوامشان را با سختی ها روبرو میکنیم «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى  أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُون »(انعام/۴۲) اگر این ضعف و فتور از بین رفت و مردم دور حضرت جمع شدند و رفعتی پیدا کردند «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى  آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْض »(اعراف/۹۶) برکات آسمان ها و زمین را بر آنها نازل می کنیم. بنابراین خدای متعال نمی فرماید که شما نمی توانید امکانات خود را دریغ کنید. اگر شما اطرافیان حضرت را در محاصره و فشار اقتصادی قرار دادید، یک عده ای پراکنده می شوند که اتفاقا این پراکنده شدن لازم است. خود ما شرایط سخت را فراهم می کنیم تا پراکنده بشوند. جنگ احد و بدر برای برای این شکل گرفت تا آنهایی که اهل راه نیستند پراکنده بشوند و نمانند.

دومین قدمی که می خواهند بردارند این است که «يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ» ظاهر آیه راجع به مدینة الرسول و عبدالله بن ابی است که اگر ما دوباره به مدینه برگردیم، انصار و مهاجرین را از مکه خارج می کنیم اما شاید در آیه این سوره که بخصوص از صدر تأویل به سقیفه شده، رجوع به مدینه را باید به گونه ای دیگر معنا کرد که با باطن آن سازگار باشد و آن این است که حضرت آمدند که عالم را به مدینه ای بر محور خودشان تبدیل کنند و قطعا هم در دوره ظهور این اتفاق خواهد افتاد و کل جامعه جهانی، بلد امین می شود که بر محور نبی اکرم و اهل بیت شان است و همه چیز آنجا صبغه امام دارد و این بلد امن است. حضرت مدینه ای ایجاد کردند که فرهنگ مردم را عوض کرد و آدم های دیگری با تفکر و فرهنگ و نیاز دیگری ساخت و این مدینه جای اهل نفاق نیست.

وقتی اهل نفاق می توانند قدرت را به دست بگیرند که شرایط را متحول کنند و شهر دیگری بسازند و فقط در این صورت است که میتوانند به مدینه رجوع کنند. رجوع آنها به شهر این است که آن را زیر و رو کنند که این در قریش هم است. منافقین مدینه را زیر و رو کردند «أَلْحَقَا سَمَاءَهُ بِأَرْضِهِ وَ عَالِيَهُ بِسَافِلِهِ وَ ظَاهِرَهُ بِبَاطِنِه » رجوع به مدینه به معنای این است که داخل شهر تبدیل به فضایی شده که برای جریان نفاق و تفکر آنها جایی وجود ندارد. آنها باید شهر حضرت را تغییر بدهند و آرام آرام نفوذ کرده و فرهنگ مردم و اقتضائات را عوض بکنند و بلدی بر محور خودشان بسازند که آن شهر خبیثی است.

«وَ الَّذي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلاَّ نَكِداً»(اعراف/۵۸) این بلد طیب را به یک بلد خبیث تبدیل کنند که اگر بتوانند چنین کاری کنند، آن وقت مؤمنین و امام را که عزیز بودند به نظر خودشان ذلیل می کنند. اگر فرهنگ یک جامعه ای تغییر کرد و فرهنگ دینداری به فرهنگ دنیا پرستی تبدیل شد، دیگر مردم با نگاه عزت و احترام به اولیاء الهی نگاه نمی کنند و اولیاء الهی در نگاه آنها ذلیل می شوند. بنابراین غرض آنها این است که ما به مدینه برگردیم، یعنی این شهری که حضرت ساختند و می خواهند همه عالم را به یک شهر نبوی تبدیل کنند «أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ  وَ عَلِيٌّ بَابُهَا» این شهری است که ما باید در این شهر به تدریج نفوذ کنیم و این شهر را به دست بگیریم و اگر به دست گرفتیم و فضای شهر تغییر کرد، طبیعتاً انبیاء و اولیاء در آن ذلیل می شوند و ما عزیز خواهیم شد و آن وقت آنها را از محیط جغرافیایی این شهر  هم می توانیم بیرون کنیم.

خدای متعال نمی فرماید که شما نمی توانید در شهر نفوذ کنید و قدرت رجوع به شهر ندارید، می فرماید «وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لكِنَّ الْمُنافِقينَ لا يَعْلَمُون » شما اگر همه طرحتان را هم بتوانید پیاده کنید و همه را از دور حضرت پراکنده کنید و امیرالمؤمنین تنها بماند، شما عزت را از حضرت نمی توانید بگیرید. عزت از آن خدا و رسول و مؤمنین است. غیر مؤمن عزیز نیست و غیر مؤمن اسیر است. اسیر هوس ها و شیطان است. با یک تعریف و تکذیب و با یک نسیم حرکت می کند. وجود مقدس فاطمه زهرا سلام الله علیها وقتی داستان سقیفه را در آن خطبه توضیح می دهند، می فرمایند که شرایط فراهم شد و شیطان سر از لانه خود بیرون آورد و صدایتان زد و دید که سبک بال جواب می دهید. در شما دمید و دید که زود غضب می کنید.

عزتمندان واقعی

غیر مؤمن ذلیل است و عزیز نیست و زود می شود در او نفوذ کرد و او را تطمیع و تهدید کرد ولی مؤمن اینطور نیست، مؤمن مانند کوه استواری است که طوفان هایی هم که شیطان به پا می کند، فقط گرد و غبار مؤمن را می گیرد. گردبادهایی که دور مؤمن می فرستد، این گردبادها به جای این که مؤمن را با خود ببرد، مؤمن را متذکر می کند. آنهایی که حول امیرالمؤمنین جمع شدند، متقین هستند «إِنَّ الَّذينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُون » وقتی گردباد شیطان می آید که اینها را مسح کند، به جای این که غافل بشوند متذکر می شوند و به بصیرت می رسند.

یک عزیزی می فرمود که شما اگر یک بشقابی داشته باشید و سر طاقچه گذاشته باشید، اگر عتیقه فروش آمد و قیمتش را پرسید، می فهمید که این قیمتی است و آن را برمی دارید و در گنجه می گذارید. چون می فهمید باید حفظش کنید. مؤمن هم اینطوری است، وقتی شیطان حمله می کند می فهمد که هر گنجی که است همینجاست. همانجایی که او فشار می آورد و کار را سخت می کند، می فهمد اتفاقا همینجا باید ایستاد و متذکر می شود و به بصیرت می رسد.

قرآن می فرماید که عزت دست شما نیست، شما ممکن است بتوانید مدینه را کنترل کنید و اول شرایط را به گونه ای فراهم کنید که از دور امیرالمؤمنین پراکنده بشوند. این طرح دائمشان است، بنی امیه هم مدام کاری می کردند که اطراف امیرالمؤمنین شرایط سخت بشود و مردم پراکنده شوند. این امتحان سخت است. ولی شما نمی توانید عزت را از امیرالمؤمنین بگیرید. این که خیال کنید ما وقتی رفتیم، فضا و فرهنگ شهر را عوض می کنیم و امیرالمؤمنین ذلیل می شود، اینطور نیست «وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لكِنَّ الْمُنافِقينَ لا يَعْلَمُون ».

عقیل به امیرالمؤمنین نامه نوشتند که آقا، اینطور که شما راه می روید، مردم از دور شما پراکنده می شوند. حضرت در جوابشان نامه ای دارند که در نهج البلاغه است و فرمودند «لَا تَزِيدُنِي  كَثْرَةُ النَّاسِ  حَوْلِي عِزَّةً وَ لَا تَفَرُّقُهُمْ عَنِّي وَحْشَة» اگر همه مردم دور من جمع بشوند به عزت من اضافه نمی شود و اگر پراکنده بشوند من را وحشت برنمیدارد «وَ لَوْ أَسْلَمَنِي النَّاسُ جَمِيعاً لَمْ أَكُنْ مُتَضَرِّعا» اگر همه مردم من را تنها بگذارند و به دشمن تسلیم کنند، من به تضرع و زاری نمی افتم. امام هادی علیه السلام در زیارت غدیریه توضیح می دهند که چرا اینطور است «اعْتَصَمْتَ بِاللَّهِ فَعَزَزْت » شما با اعتصام به خدای متعال عزیز شدید و کسی که با تکیه به خدای متعال عزیز شد، آمد و شد مردم در عزت او اثر نمی گذارد.

انسان اگر به خدای متعال تکیه کرد و خدا را پرستید، مستغنی از غیر می شود و دیگران نمی توانند در او اثری بگذارند ولی وقتی خدا را نپرستید، همه بر او مسلط می شوند. خدای متعال توضیح می دهد که دشمن کارش این است و می خواهد مؤمنین و جبهه اطراف حضرت را در محاصره مالی و اقتصادی قرار بدهد و آنها را پراکنده کند و بعد هم به تدریج فرهنگ این مدینه ای که حضرت درست کردند و بابش امیرالمؤمنین است را می خواهند عوض کنند و شهری که حضرت درست کردند را ویران کنند و بعد یک شهر مادی به پا کنند که در آن شهر مادی، اهل نفاق محور هستند.

دستور خداوند به مؤمنین

در اینجا خدای متعال یک دستوری به مؤمنین می دهد و می فرماید «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُون »(منافقون/۹) مواظب باشید اموال و اولادتان شما را از ذکر الله غافل نکند و باعث لهو شما نشود. لهو آن چیزی است که انسان را از یک امر مهم باز می دارد و اگر چیزی شما را از ذکر الهی مشغول کرد، هرچه که باشد لهو می شود و اگر این اتفاق افتاد «وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُون » اینها اهل خسارت هستند، یعنی امکاناتشان از دست رفته و خودشان هم رشد نکردند. انسانی که امکاناتش اورا از خدای متعال جدا کند، خودش را باخته است. خدای متعال امکانات را به ما داد تا به خدا پیوند بخوریم و هیچ غرضی در این امکانات نیست. خدای متعال ما را برای عبادت خودش خلق کرده که ما عبد او باشیم و هر امکانی هم به ما داده امکاناتی است که می تواند ما را به عبودیت و بندگی برساند و ما را به او نزدیک کند.

بنابراین اگر امکانات مانع از تقرب به خدای متعال و توجه به خدای متعال شدند، ما زیان کردیم و خودمان را هم باختیم. نه اینکه فقط این امکانات از دست رفته باشد، این امکانات برای ما بود که ما با این امکانات به بندگی برسیم و اگر خود این امکانات ما را از بندگی جدا کرد، ما خاسر می شویم. «وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناكُمْ»(منافقون/۱۰) آنچه که شما دارید، ملک خودتان نیست و اینها رزقی است که ما به شما دادیم. اینها را در راه خدا انفاق کنید و با داد و ستد با خدای متعال خودتان را رشد دهید. این فرصت داد و ستد با خدای متعال هم فرصت کوتاهی است و فقط همین فرصت دنیاست «مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْت » قبل از این که مرگ به سراغ شما بیاید، امکانات را در راه خدا بدهید و الا اگر این امکانات را تا آن موقع ندادید، دیگر راه بسته می شود.

«فَيَقُولَ رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَني  إِلى  أَجَلٍ قَريب » آن وقت به خدای متعال عرضه می دارد چرا مرگ من را به تأخیر نیانداختی؟ این را دو جور معنا کردند یک احتمال این است که چرا یک فرصت کوتاه دیگری به من نمی دهی «فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحين » که من در این فرصت صدقه بدهم و امکانات را در راه خدا بدهم، که این جا از آن انفاق تعبیر به صدقه شده و شاید نکته اش هم این است که انسان با این انفاق و ایمان خودش را تصدیق می کند و صدق خودش را به خدای متعال اثبات می کند که اهل ایمان است. اگر کسی بتواند این امکانات را در راه خدا بدهد خودش صالح می شود.

انسان وقتی با خدای متعال داد و ستد می کند، غیر از این که این اموال رشد می کنند، انسان می شود انسان صالح و اگر انسان با خدای متعال داد و ستد نکند و امکانات را ملک خودش بداند و این امکانات را برای خودش خرج کند، این هم فساد می کند و هم فاسد می شود. انسانی که خودش را می بیند و هنوز عبد نشده و خودش را مالک می بیند و امکانات را برای خودش می خواهد و طبق میل خودش خرج می کند، این انسان هم فاسد و هم مفسد است. امکانات اگر انسان را از خدای متعال غافل کرد و انسان امکانات را خرج خود و یا خرج دیگری کرد، خود انسان فاسد می شود و هرکاری هم که بکند فساد است. انسان تا وقتی که عبد نشده و خودش را می بیند و برتری جویی دارد و می خواهد خودش را اثبات بکند، هر اقدامی که بکند فساد است.

انسان وقتی در مسیر خدای متعال قرار گرفت، هرکاری بکند آن کار صلاح است. خوردن و خوابیدنش هم صلاح است ولی اگر در مسیر خدای متعال قرار نگرفت، نماز خواندنش هم فساد است. کسی که نماز می خواند تا خودش را اثبات بکند این فساد است. اما کسی که برای خدا می خوابد، خوابیدنش ثواب است. این را حضرت در حدیث عنوان بصری مفصل توضیح دادند و فرمودند انسان اگر عبد شد و خودش را مالک ندید و دنبال مراء و جدال و برتری جویی نبود، این آدم هر کاری که کند ثواب است و الا اگر خودش را دید و دنبال برتری جویی بود، حتی در روایت دارد به این اندازه ای که بین دو تا بند کفش که می خواهد، بند کفش بهتر را به کفش خودش ببندد، این آدم کاری که در روی زمین می کند فساد است.

«تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقين »(قصص/۸۳) فرمود «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ» ما اهل بیت هستیم و ما برای کسی هستیم که در زمین دنبال فساد و برتری جویی نیست و دنبال بندگی است. فرمود عاقبت هم یعنی ولایت ما و شیعیان امیرالمؤمنین متقین هستند. متقین آن کسانی هستند که روی زمین دنبال برتری جویی و فساد نیستند. اگر کسی امکانات را از خودش دید و خواست خرج خودش بکند، هر کاری که کند فساد است. گویا خودش اله می شود و خودش را می پرستد در حالی که یک اله بیشتر نیست «لَوْ كانَ فيهِما آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتا»(انبیاء/۲۲) اگر هر کسی در عالم خودش را ببیند و بخواهد امکانات را خرج خودش بکند، این حتما منتهی به فساد خواهد شد. صالح آن کسی است که همه امکانات را خرج خدا می کند. لذا اگر کسی امکاناتی که خدای متعال به او داد را برگرداند، صدق خودش را به خدای متعال اثبات کرده و این خودش صالح می شود.

اگر انسان امکانات را نگه داشت، امکانات خود آدم را فاسد می کند. لذا به تعبیر قرآن انفاق موجب تثبیت نفس خود انسان است. بنابراین دستور خدای متعال این است که شما مؤمنین مواظب باشید مال و اولادتان شما را از خدای متعال غافل نکنند که خودتان را می بازید. نه اینکه فقط سرمایه از دست می رود، خود انسان هم به باد می رود. یک موقع مال از دست می رود و یک موقع خود انسان خاسر می شود  «وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُون » و بالعکس اگر انسان امکانات را در راه خدای متعال داد، امکانات نه فقط او را غافل نمی کند بلکه خودش هم صالح می شود «فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحين ».

بعد خدای متعال می فرماید «وَ لَنْ يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْساً إِذا جاءَ أَجَلُها وَ اللَّهُ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُون »(منافقون/۱۱) وقتی اجل انسان فرا رسید، خدای متعال رفتن هیچ نفسی را از این دنیا به تأخیر نمی اندازد. بنابراین خدای متعال به مؤمنین می فرماید فرصت شما بسیار کوتاه است. فرصت همین دنیاست، اجل قریب است. در این فرصت دنیا دشمن دنبال این است که شما را در شرایط سخت قرار بدهد و شما را از دور امام پراکنده کند. دنبال این است که یک شهر مادی بسازد و شما در آن شهر زندگی کنید و شما در شهری که بلد امین است و بناست که بر محور امیرالمؤمنین شکل بگیرد، زندگی نکنید. شما را می خواهد از آن شهر بیرون کند و می خواهد شما را ذلیل کند و از شهر امیرالمؤمنین و از مدینة الرسول بیرونتان کند.

طرح دشمن این است و فضایی را ایجاد می کند که در آن فضا همه چیز لهو می شود. اینکه خدای متعال به مؤمنین می فرماید مال و فرزندتان لهو شما نشوند، یعنی مراقب باشید مال و فرزند، شما را گول نزند یا نه، مال و فرزند خودش لهو انسان نیست؟ ما دو محیط داریم، یک محیط دار دنیاست و در آن همه چیز لهو است «وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِب »(عنکبوت/۶۴) و یک محیط دارالأخرة داریم که همه چیز آنجا در محضر خداست «وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوان » این محیط دنیا که همه چیز در آن لهو است، نماز و زکات آدم هم لهو است، یعنی انسان را از مقصد غافل میکند. نماز می خواند غافل می شود، زکات می دهد غافل می شود، خرج می کند غافل می کند، همه چیز غفلت است و اینجا این حیات دنیاست.

این حیات دنیا کجاست؟ این را در روایات ما ذیل این آیه توضیح دادند «بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا * وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى »(اعلی/16-17) خدای متعال در سوره اعلی بعد از این که یک معارفی را می گوید، در آخر سوره می گوید شما حیات پست دنیا را انتخاب کردید ولی آن که می ماند و خیر است دار آخرت است. حضرت فرمودند حیات دنیا، محیط ولایت دشمنان ماست. معنی بغض الدنیا همین است. اگر انسان در محیط ولایت ائمه نار زندگی کرد، همه چیز لهو و لعب می شود. محاسن و گیس های انسان سفید می شود ولی باز هم مشغول به لهو است. نمازش هم لهو است و مانع رسیدن به خدای متعال است. بعد فرمودند آخرت محیط ولایت ماست. کسی که وارد محیط ولایت امام شد، وارد دار آخرت شده که دار حیوان است. آنجا همه چیز ذکر است. آنجا بیت الذکر است.

محیط ولایت امام خانه ای است که اجازه ذکر الله در آن است، چون اذن ذکر آنجاست. کسی که در این خانه رفت و اهل این خانه شد، دیگر از غفلت جدا می شود لذا «يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصال  * رِجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّه »(نور/۳۶-37) کسانی که در خانه امیرالمؤمنین می روند، خواب و تجارت و بازارشان هم ذکر است. دائما مشغول صلات و زکات هستند و هیچ چیز مانع صلات و زکاتشان نمی شود. دائما از خدای متعال می گیرند و به بنده های خدا می رسانند و این کار دائمی شان است. اقتدا به امامشان می کنند که «يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُون »(مائده/۵۵) کسانی که به امام می رسند اینطور هستند.

تمام طرح شیطان و طرح سقیفه یک چیز بیشتر نیست، اینکه مردم را از حول امام پراکنده کنند و یک شهری بسازند که در آن جای امام نیست و به خیال خودشان امام در آن شهر عزیز نیست. امام در شهری عزیز است که شهر بندگی است. اگر آنجا محیط بندگی باشد، آنجا اولیاء خدا عزیز هستند و اگر آنجا محیط شیطنت باشد، آنجا دشمنان خدا عزیز هستند. کار سقیفه این است و می خواهد یک مدینه ای ایجاد کند که در این مدینه اولیاء خدا عزیز نیستند. می خواهد شهر را از دست حضرت بیرون بیاورد.

اگر فیزیک شهر هم در دست امیرالمؤمنین باشد، سیدالشهداء اگر می آمد و کوفه را می گرفت، آیا این شهر امام حسین بود؟ مردمی که با یک تهدید ابن زیاد از حول حضرت پراکنده می شوند و سی هزار لشکر به سمت کوفه می فرستند، این شهر امام حسین است؟ شهر امام حسین شهری است که همه مردم در آن به دنبال خدا و امام هستند و همه چیزشان را با امام تنظیم می کنند و همه تعلقاتشان بر محور امام است. دشمن می خواهد یک چنین شهری نباشد و می خواهد مردم را پراکنده کند. برنامه اولشان محاصره اقتصادی و در محدودیت قرار دادن است. یک عده هم واقعا ممکن است پراکنده بشوند و بعد از اینکه پراکنده شان کرد، آن وقت شهر را زیر و رو می کند و یک شهری می سازد که امام و مؤمنین دیگر در آن جایی ندارند.

امکانات انسان در این شهر باعث لهو و لعب می شود. یک شهری درست می کند که در آنجا همه چیز شهر، لهو و لعب است و هیچ چیزی در آنجا بوی ذکر و خدا نمی دهد. الان تمدن مادی غرب، با این همه سر و صدا و کر و فری که می کند، فقط بحث دنیاست و اصلا بحث خدا نیست و بوی خدا آنجا نمی آید. همه چیز بوی نفس و شیطنت و دنیا می دهد. در یک همچین فضایی پیداست که جای مؤمنین نیست. پیداست مؤمن در این شهر عزیز نیست. البته این معنایش این نیست که مؤمن عزیز نباشد، در نگاه کفار مؤمن عزیز نیست. آنها خودشان چیزی نیستند که بود و نبود و نگاهشان اثری در عالم داشته باشد ولی اینطوری است و دشمن می خواهد یک همچین شهری ایجاد کند.

اگر دشمن چنین فضایی ایجاد کرد و ما در فضای آنها رفتیم، آن وقت همه امکانات مان لهو و لعب می شود. وقتی در آن بلد رفتید و وقتی انسان در فضای ولایت اولیاء طاغوت و فضای حاکمان مادی بود، آنجا همه دارایی های انسان مانع انسان است. اما اگر انسان در فضای ولایت امیرالمؤمنین بود، همه چیز در خدمت انسان است.

دستوری که به ما می دهند این است که دشمن دنبال این است که دور حضرت را خلوت کند و این واقعا از طریق اموال ممکن است که همه چیز را تبدیل به لهو کند. تجارت می شود لهو، پول درآوردن می شود لهو، خرج کردن می شود لهو، همه چیز لهو و غفلت است و این خاصیت ولایت آنهاست. ولایت آنها طلا را هم مس می کند ولی ولایت امیرالمؤمنین مس را هم طلا می کند. آنها «يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمات »(بقره/۲۵۷) هستند ولی این طرف «يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ»است. ما باید در دنیا با امام زندگی کنیم ولی شیطان و سقیفه و شیاطین انس می خواهند انسان را با سخت گیری ها از امام جدا کنند. آن وقت امتحانات که پیش می آید، خیلی وقت ها معلوم می شود که آدم به خاطر مسائل مادی از آدم فاصله می گیرد.

انصار واقعا عجیب بودند، اینهایی که اینطور پیامبر را حمایت کردند و در جنگ ها کنار حضرت بودند، وقتی امتحان پیش می آمد مثلا در جنگ حنین حضرت غنایم را تقسیم کرد و به سران قریش که تازه مسلمان بودند از باب اینکه دلشان را به طرف اسلام جلب کند، غنایم را به آنها داد. انصار سراغ سعد بن عباده آمدند که رئیس شان بود و بعد آمدند محضر حضرت و گفتند آقا ما از این تقسیم شما ناراضی هستیم. اگر خدای متعال تقسیم کرده ما بحثی نداریم، اما اگر شما تقسیم کردید ما ناراضی هستیم. این خیلی حرف عجیبی است. حضرت سه بار فرمود حرف شما حرف سیدتان است؟ طفره رفتند و گفتند آقا سید ما شما هستید. حضرت فرمود نه، این حرف سید و بزرگتان است؟ گفتند آقا بله حرف ما همین است. امام صادق علیه السلام فرمود: «فَحَطَّ اللَّهُ نُورَهُم » خدا نورشان را از بین برد. این طوری نیست که آسان باشد.

در سوره برائت، خدای متعال جریان نفاق را مفصل توضیح می دهد «وَ مِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا وَ إِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْها إِذا هُمْ يَسْخَطُون »(توبه/۵۸) در مورد صدقات و امکاناتی که می آید به شما عیب جویی می کنند. اگر چیزی بهشان بدهید از تو راضی می شوند و اگر بهشان چیزی داده نشود غضب می کنند، ولو پیامبر خدا باشد. امام صادق فرمود چقدر مردم اینطور هستند. بعد حضرت فرمود پیامبر وقتی با آنها صحبت کرد، خودشان شرمنده شدند. آخر کار بهشان فرمود مردم بد است که وقتی شما به مدینه برمیگردید، من با شما می آیم؟ آنها غنایم و شترها و شمشیرها را بردند ولی من سهم شما شدم، آیا این بد تقسیمی است؟ این را خودشان نباید اول بفهمند؟

لذا کاری که دشمن می کند این است که از طریق وسوسه های مالی فضا را جوری می کند که مال انسان لهو انسان می شود و نمی گذارد انسان با امام راه برود و انسان را از امام غافل می کند. خدای متعال ما را در این دنیا آورده و تمام امکانات را هم به ما عطا کرده که ما با امام راه برویم و این امکانات را به امام برسانیم. اگر به امام رساندیم هم خودمان نجات پیدا می کنیم و هم امکانات به نتیجه می رسد و هرچه که در این دنیا به امام نرسید «ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ»(نحل/۹۶) «كُلُّ شَيْ ءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَه »(قصص/۸۸) همه چیز جز وجه الهی هالک است. فرمود آن چیزی که در راه خدا و امام خرج می شود، وجه می شود. خود انسان هم اگر در راه امام رفت، وجه می شود.

ما مسیرمان در دنیا این است، ما آمدیم به امام گره بخوریم و صفر متصل به عدد بشویم. ما آمدیم با امام در عالم حرکت کنیم و همه امکاناتمان را هم به امام وصل کنیم. شکر هم برای همین است. خدای متعال می فرماید من به شما خیلی امکانات دادم «هَلْ أَتى  عَلَى الْإِنْسانِ حينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُورا»(انسان/۱) از دوردست ها حواسمان به شما بود. قابل ذکر نبودید ولی ما حواسمان بود «إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَليهِ»(انسان/۲) بعد شما را در قالب یک نطفه ای و در قالب استعدادهای مختلف آفریدیم. امکانات مختلف را به شما دادیم و شما را به خدا پرستی مجبور نکردیم و خودتان باید انتخاب کنید. لذا دائما شما را سر دوراهی قرار می دهیم و باید خدا و شیطان را انتخاب کنید.

برای این که راه خدا را بتوانید انتخاب کنید «فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيرا» شما را سمیع و بصیر قرار دادیم تا بتوانید بفهمید و ببینید و راه خدا را انتخاب کنید. ولی تا اینجا از شما تکلیف نمی خواهیم. «إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ»(انسان/۳) ما شما را به امام رساندیم و وقتی به امام رساندیم دیگر از شما توقع داریم «إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُورا» یا با امام راه می روید و یا کفران نعمت امام می کنید، تمام مسئله این است. طرح دشمن این است که با سخت گیری های مالی مؤمنین را پراکنده کند و بعد فضای شهر را تغییر بدهد و بعد مؤمنین در این شهر عزت نداشته باشند و نتوانند زندگی کنند و بیرون بروند.

خدای متعال می فرماید مواظب باشید آنها یکی از راه های نفوذشان این است که فضای لهو می سازند و وقتی محیط لهو بشود، همه امکاناتتان مانع شما می شود. مواظب باشید که این کار را نکنند «لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّه » یعنی این مال و اولادتان را از محیط ولایت آنها بیرون بیاورید و به امام برسانید. ذکر یعنی امام. مالتان شما را از امامتان جدا نکند. اگر مالتان شما را از امام جدا کرد، خودتان باختید. اگر انسان از امام جدا شد، خاسر است و خودش از دست رفته است.

این جریان نفاقی که دور حضرت جمع شدند و هیچ اعتقادی به حضرت نداشتند و سر موضوع امیرالمؤمنین اختلاف داشتند، طرحشان این است که یک شهری می سازیم که مؤمنین در آن ذلیل باشند. شما مؤمنین زیر بار آنها نروید. آنها فضا را فضای لهو می کنند و امکانات شما در آن فضا شما را از امام جدا می کند، مواظب باشید این اتفاق نیافتد. اگر اینطور شد و از امام جدا شدید خودتان را باختید. در سوره تبت خدای متعال می فرماید «تَبَّتْ يَدا أَبي  لَهَبٍ وَ تَبَّ * ما أَغْنى  عَنْهُ مالُهُ وَ ما كَسَبَ»(تبت/۱-2) هلاک شد و وقتی خودش از دست رفت دیگر  مالش او را بی نیاز نمی کند. کسی که خودش هلاک شد، مالش او را از خودش بی نیاز می کند. وقتی من خودم از دست رفتم، مالم به چه درد می خورد؟

می فرماید مواظب باشید، اگر طرح شیطان موفق شد و شما را از خدا و امیرالمؤمنین جدا کرد، خاسر هستید. خودتان را باختید و خود را از دست دادید. شما باید امکاناتتان را به امام برگردانید تا خودتان صالح بشوید و فرصت تان هم بسیار کوتاه است. فرصت تا لب مرگ است و مرگ هم وقتی رسید دیگر به شما مهلت جدید نمی دهد. این فرصت هم فرصت کوتاهی است. اصلا ارزش دنیا همین است ما در دنیا با یک سلسله امکانات آمدیم و شیطان هم آمده تا ما و امکاناتمان را طرف خودش بکشد و ما را از امام جدا کند. فضا را فضای لهو می کند و در فضای لهو امکانات آدم به جای این که او را به امام برساند، او را از امام جدا می کند. ولی امام فضا را فضای ذکر میکند و در فضای ذکر همه امکانات انسان خرج خدا می شود و انسان را به خدا می رساند. انسان اینها را در راه خدا می دهد و خودش صالح می شود.

خدای متعال به مؤمنین خطاب می کند که شما مواظب باشید، جریان نفاق یک چنین طرح بزرگ و نقشه ای دارد. مواظب باشید شما را با خودش نبرد. شما مواظب مال و اولادتان باشید که در دستگاه سقیفه نرود و اگر آنجا رفت، لهو شما می شود و شما را از خدا غافل می کند. نه فقط ما، نماز انسان هم سبب لهوش می شود «وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُم » امکاناتتان را در راه امام بدهید، آنها می خواهند دور امام را خالی کنند ولی شما هر چه که دارید را به امام برگردانید. اگر امکانات انسان به امام برگشت، انسان رشید می شود.

دوره ظهور همینطور است. روایات متعددی در باب خصوصیات دوره ظهور داریم. آمد به امام صادق علیه السلام عرض کرد که آقا در کوفه لشکر فراوانی دارید که آماده هستند. حضرت فرمود که شما در محبت ما دست در جیب همدیگر می کنید؟! انقدر محبتتان به ما زیاد شده که جمع المال بشوید و مالتان را برای خودتان نمی دانید و برای امام تان می دانید؟ عرض کرد هنوز اینطور نشدیم و هنوز مالمان برای خودمان است. حضرت فرمود پس نسبت به جان خودتان بخیل تر هستید. فرمود البته هنوز دوران ظهور نرسیده و در آن دوران شرایط تغییر می کند. یعنی جامعه مؤمنین جامعه ای است که همه امکاناتشان برای امامشان است و این رشد است.

جریان نفاق اینطور نیست. آنجا امکانات انسان برای خودش است و خودش احساس مالکیت می کند و برای خودش هم خرج می کند و همین هم سبب لهوش می شود. انسانی که مالش را مال خودش می بیند، این مال فضای ظلمانی سقیفه است و وقتی این فضای ظلمانی کنار رفت و فضای ظهور و عصر ظهور آمد، انسان همه چیز را ملک امام می بیند.

در آن حدیث دارد که محضر امام آمد و عرض کرد آقا من امسال ثروت فراوانی به دست آوردم، آمدم تا حق شما را بدهم. مبلغش هم خیلی زیاد بود، مثلا 400 هزار دینار بود و هشتاد هزار تایش را برای شما آوردم. آمدم قبل از این که در مال تصرف کنم، حق شما را بدهم. حضرت فرمود حق ما هشتاد هزار تاست؟ همه اش ملک ماست. گفت آقا پس بروم بقیه را بیاورم. فرمود نه بخشیدم، همین هشتاد هزار تا هم بردار و برو. فقط می خواهم بفهمی و خیال نکنی که این مال توست، همه چیز ملک امام است. در دوره ظهور یک جوری می شود که مؤمنین این را می فهمند که همه چیز برای امام است و خودشان هم ملک امام هستند. خود ما هم برای امام خلق شدیم «لَوْلَاكَ  لَمَا خَلَقْتُ  الْأَفْلَاك » آن وقت خودشان را خرج امام می کنند و رشد می کنند. اصلا رشد یعنی همین.

فضایی که سقیفه ایجاد کرده، فضایی است که فضای لهو است. آنجا انسان امکانات را برای خودش می بیند و وقتی انسان امکانات را برای خودش دید، می خواهد امکاناتش را حفظ کند و خودش با امکاناتش جهنم می رود. خدای متعال می فرماید برای اینکه این اتفاق نیافتد، امکانات را زود به امام برگردانید. فضایی که سقیفه درست کرده، همه چیز شما را از امام جدا می کند و برای اینکه از امام جدا نشوید امکانات را به امام برگردانید. بعد هم مواظب باشید که فرصت رسیدن به امام در دنیاست و این فرصت کوتاهی است. این فضایی است که پیش آمده و بعد از حضرت هم این اتفاقات خیلی سریع افتاد.

دومی می گوید ما فکر نمی کردیم انقدر زود این اتفاقات بیافتد و انقدر زود مردم از امیرالمؤمنین جدا بشوند.«أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُون * وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبين »(عنکبوت/۲-3) فضایی که آنها درست کردند فضایی بود که همه چیز را علیه امام قرار داده بود و همه امکانات آدم ها مانع رسیدن به امام شده بود. محیط ظلمت اینطور است، همه چیز مانع  و لهو است و خود انسان در این فضا از دست می رود.

حضرت زهرا سلام الله علیها به میدان آمدند که همه چیز را به مدار خودش برگردانند تا همه چیز در مسیر امام قرار بگیرد. لااقل مؤمنین با امکاناتشان از امام جدا نشوند و امکاناتشان آنها را به امام هدایت کند. مال و فرزند نباید مزاحم باشد ولی وقتی در محیط ضلال قرار گرفتید، مال و فرزند هم مزاحم می شوند. اگر کسی به امام گره خورد، مال و فرزندش برایش نافع هستند «يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُون  * إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَليم »(شعراء/۸۸-89) مال و فرزند به درد کسی نمی خورد جز آنهایی که صاحب قلب سلیم هستند «وَ إِنَّ مِنْ شيعَتِهِ لَإِبْراهيم »(صافات/۸۳) آمد به حضرت گفت آقا من شیعه هستم، فرمود اگر مثل حضرت ابراهیم شدی این ادعا را کن.

اگر کسی به امام گره خورد همه امکاناتش در مسیر منافع او را به خدا نزدیک می کند ولی اگر کسی به امام گره نخورد و صاحب قلب سلیم نشد، آن وقت همه امکاناتی که دارد لهو او می شود. امام نعیم است، صدق خودتان را اثبات بکنید و این امکانات را به او برگردانید. ما نمی دانیم چقدر حضرت زهرا سلام الله علیها به ما لطف کردند. ظهور نتیجه کار حضرت زهراست و آن وقت معلوم می شود که حضرت چقدر به ما لطف کردند. آن وقت است که انسان به امام می رسد و طعم همراهی با امام را می چشد. ولی الان هم واقعا اگر حضرت زهرا لطف نکرده بود هیچ کدام از ما اینجا نبودیم و همه در صف سقیفه بودیم. حضرت بود که ما را از فتنه بزرگ آنها نجات داد و ما را به مدینة الرسول و شهر امیرالمؤمنین برگرداند. ولی کار خیلی سخت شد، حضرت وسط بلا تشریف بردند که ما را از این فتنه عبور بدهند.

در قیامت حضرت وسط محشر می آیند و کار را تمام می کنند. در روایات متعدد است که فرمودند حضرت با شکوه و جلال و سوار بر مرکب وارد محشر می شوند درحالیکه همه پیاده هستند. آنجا حضرت سوار بر مرکبی از نور می آیند که زمام آن ناقه در دست جبرائیل ملک مقرب خداست و هفتاد هزار ملک از پیش رو و هفتاد هزار از جانب راست و هفتاد هزار از جانب چپ و هفتاد هزار از پشت سر حضرت را محاصره کردند. منادی ندا می دهد که «يَا مَعْشَرَ الْخَلَائِقِ غُضُّوا أَبْصَارَكُمْ  لِتَجُوزَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّد»(1) در روایت است که انقدر صحنه با عظمت است که همه اهل محشر، حتی انبیاء و شهداء، چشم ها را فرو می خوابانند. حضرت با جلالت می آیند و وارد محشر می شوند.

در بعضی روایات دارد که حضرت به خدای متعال در عرش الهی عرضه می دارند خدایا می خواهم فرزندم سیدالشهداء را آنچنان که به شهادت رسیده ببینم. حضرت با همان حالت در صحنه محشر حاضر می شوند که خون از رگ های گردن حضرت جاری است و غوغایی در صحنه محشر اتفاق می افتد. یک نکته ای در روایت است که فوق العاده است، فرمود حقیقت مصیبت حضرت آن موقع ظاهر می شود که عاشورا چه بوده. در بعضی نقل ها است که پیراهن خونین سیدالشهداء و دست های بریده وجود مقدس قمر بنی هاشم سلام الله علیه را حضرت می آورند و آن وقت حضرت یک شکایت و یک شفاعت دارند.

در روایت دیگری است که فرمود وجود مقدس نبی خاتم صلی الله علیه و آله و سلم بر حضرت زهرا وارد شدند و دیدند که حضرت در حالی که فرزندشان را شیر می دهند، در آن شرایط سخت مشغول درست کردن آرد گندم هستند. گاهی اوقات دارد به حدی حضرت با دست آرد درست می کردند که خون از دست های حضرت جاری می شد. یک چادری از جنس چادر خشنی پوشش حضرت بود. حضرت یک نگاهی کرد و اشک در چشمشان گردید و فرمودند فاطمه جان «اِصْبِرِی  عَلَى  مَرَارَةِ الدُّنْیَا» بر سختی های دنیا صبر کنید. حضرت خدا را حمد کرد و فرمود هیچ سختی نیست و جوری خدا را حمد کردند که این آیه نازل شد «وَ لَسَوْفَ يُعْطيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى »(ضحی/۵).

لذا در محشر تشریف می آورند و بعد از این بلای عظیمی که تحمل کردند، شفاعت می کنند. فرمود مثل مرغی که دانه سوا می کند، محبین را سوا می کند. اگر کسی در محبت حضرت جرعه آبی به دست کسی داده باشد او را هم شفاعت می کنند و همه اهل محشر آرزو می کنند که ای کاش فاطمی بودم.

پی نوشت ها:

(۱) تفسير فرات الكوفي، ص: 438