نسخه آزمایشی
یکشنبه, 14 آذر 1400 - Sun, 5 Dec 2021

جمع بندی دعای افتتاح در برنامه سمت خدا/ همراهی و تسلیم و خضوع در برابر امام؛ رسیدن به ارزاق الهی با شفاعت امام

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 24 خرداد ماه 97 است که در برنامه سمت خدا ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند، آنچه به وسیله امام در عالم واقع می ‌شود ابتدائاً صنع خدا و فعل الهی است. این دعاهایی که برای حضرت می ‌کنیم یکی از خاصیت ‌هایش این است که موقعیتی به ما می ‌دهد که خودمان را همیشه تحت حمایت حضرت می ‌بینیم و احساس می ‌کنیم همه حیات ما از اوست. شرور در عالم به وسیله ائمه نار و دشمنان نبی اکرم است. بسیاری از دعاهای ما در واقع درخواست یک فیض جمعی است. فیوضاتی جمعی از طریق جمع به ما می ‌رسد و تا جمع نباشد این فیض واقع نمی‌ شود.

سوال:ادامه فرمایشات شما در مورد دعای افتتاح را بشنویم و ان شاء الله دوست داریم از روزها و لحظات پایانی ماه رمضان هم بگویید که چطور می‌ توانیم بیشتر استفاده بکنیم.

جواب: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنة علی اعدائهم اجمعین. به ما دستور دادند قبل از دعا حمد الهی و ثنای الهی را بگوییم و اقرار به خطاها و ضعف ‌های خودمان بکنیم و بعد هم بر وجود نبی اکرم و اهل‌بیت صلوات بفرستیم. اینها اصل دعاست ولی در آغاز هر دعایی باید باشد و هر دعایی می‌ خواهیم بکنیم حمد متناسب با آن دعا باید اتفاق بیافتد، فرصت نیست حمدهای این دعای افتتاح را بررسی کنیم.

گاهی انسان وقتی وارد این حمدها از زبان معصوم می‌ شود ممکن است دعا را فراموش کند. در کافی شریف هست که حضرت از قول خدای متعال فرمودند: «مَنْ شُغِلَ بِذِكْرِي عَنْ مَسْأَلَتِي أَعْطَيْتُهُ أَفْضَلَ مَا أُعْطِي مَنْ سَأَلَنِي»(1) کسی مشغول ذکر من شود و خواسته خودش یادش برود، بیش از آنچه به دعا کننده ‌ها می ‌دهم به او می‌ دهم. حمدهای دعای افتتاح اینطور است که می ­فرماید «الْحَمْدُ لِلَّهِ قَاصِمِ الْجَبَّارِينَ مُبِيرِ الظَّلَمَةِ مُدْرِكِ الْهَارِبِينَ نَكَالِ الظَّالِمِين‏» آدم از خدای متعال برای ظهور حضرت می‌ خواهد. حمدهای متناسب با او، از گذشته ‌های آدم می ‌گوید که حتماً خوب است آدم توجه داشته باشد و عنایتی که خدا در گذشته‌ ها داشته را یادآوری کند و متوجه شود و سرشار شود و برای دریافت ادامه این فیوضات آماده شود؛ به این زبان که تو به من محبت می‌کنی و دست مرا می ‌گیری ولی من با تو دشمنی می‌کنم.

خدای متعال بعضی وقتها که می ‌خواهد چیزی را به آدم بدهد، قبل از آن یک بلای کوچکی می ‌آید، البته کوچک یعنی در مقابل آن فیضی که می‌ خواهد برسد؛ ممکن است بیست سال طول بکشد ولی کوچک است. او می ‌خواهد به ما لطف کند و فیض برساند اما ما کینه خدا را در دل می‌ گیریم که خدایا کسی دیگر در عالم نبود که فقیرش کنی و آبرویش را بریزی؟ در حالی که خدای متعال به ما محبت می‌کند «وَ تَتَحَبَّبُ اِلَىَّ فَاَتَبَغَّضُ اِلَیْکَ» تو ما را برای ظهور دعوت می‌ کنی که آماده شویم و سرباز امام زمان شویم؛ البته یک ابتلائاتی هم قبل آن هست و همینطور نمی ‌شود چنانچه قرآن می­ فرماید «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ‏ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِين‏»(بقره/155) آنهایی که پایداری می ‌کنند به آنها بشارت بده. ظاهر آیه مربوط به ابتلائات شیعیان قبل از ظهور است که برای تلقی ظهور آماده می ‌شوند. خدای متعال ما را به فیض عظیم دعوت می‌کند، محبت می‌کند و ما زیر بار نمی‌ رویم. سختی ‌هایی که در دنیا است، ان شاء الله مقدمه ظهور باشد. بعضی بزرگان گاهی یک جمله از این دعا را مفصل توضیح دادند. از صلوات ‌های دعا عبور کنیم می‌ رسیم به آن قسمت فرودگاه دعا که برای وجود مقدس امام زمان و عصر ظهور است.

چند نکته کلی عرض کنم که در این دعا هم شاید گره گشا باشد: نکته اول این است که آنچه به وسیله امام در عالم واقع می‌ شود از جمله ظهور که بساط ظلم جمع می ‌شود و دستگاه ظلمه جمع می ‌شود و بساط عدل در عالم پهن می ‌شود و ظلمات جمع می‌ شود و نور می ‌آید و در کل آنچه در عصر ظهور اتفاق می‌ افتد، از عدل و حیات و نور، ابتدائاً صنع خدا و فعل الهی است. هرچه در عالم به وسیله امام واقع می ‌شود فعل خداست. از جمله ظهور و حوادث ظهور که یکی از افعال مهمی است که به وسیله امام واقع می ‌شود، همه فعل خدای متعال و صنع الهی است؛ منتهی امام در یک مقامی هستند که خدای متعال فعل خودش را به دست امام انجام می‌ دهد. این نه به معنی حلول خدای متعال در امام هست، چون این تفکر، کفر است و هیچ شیعه ‌ای به آن معتقد نیست؛ همچنین به معنی اتحاد خدا با امام هم نیست، ولی همینطور که در دعای ماه رجب که شاید از امام عصر باشد نقل شده و مرحوم محدث قمی هم نقل کردند، شأن امام این است که «آيَاتِكَ وَ مَقَامَاتِكَ الَّتِي لَا تَعْطِيلَ لَهَا فِي كُلِّ مَكَانٍ يَعْرِفُكَ بِهَا مَنْ عَرَفَكَ لَا فَرْقَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهَا إِلَّا أَنَّهُمْ عِبَادُكَ وَ خَلْقُك‏» امام آن آیه الهی است که در هر مکانی باشد تعطیل بردار نیست این آیه است و هرکس خدا را می ‌شناسد با امام می‌ شناسد.

ملائکه و اولیاء و انبیاء، از این طریق می ‌‌رسند و فرقی بین امام و خدا نیست الا اینکه امام مخلوق و عبد است و خدای متعال معبود است؛ این تمام فرق است. لذا بین غلو و تقصیر حرکت می ‌کنیم اگر این جمله«لا فرق بینک و بینها» را انکار کردید مبتلا به تقصیر و کوتاهی در معرفت امام می ‌شود؛ چون امام را از خدا جدا می‌کند. اگر آن طرف را توجه نکرد که «الا انهم عبادک و خلقُک» مبتلا به غلو و افراط می ‌شود و العیاذ بالله نسبت خدایی به امام می‌دهد.

امام ید الله است، عین الله است و هرکاری در عالم انجام شود به وسیله صنع خداست. ما امام را مستقل از خدای متعال نمی ‌بینیم که برای امام یک صنعی قائل باشیم. آنچه واقع می ‌شود فعل خداست که به دست امام واقع می‌ شود. در دعاها این را می ‌بینیم که «وَ انْصُرْ نَاصِرِيهِ وَ اخْذُلْ خَاذِلِيهِ وَ اقْصِمْ بِهِ جَبَابِرَةَ الْكَفَرَةِ وَ اقْتُلْ بِهِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنَافِقِين‏... وَ أَظْهِرْ بِهِ دِينَ نَبِيِّك‏» خدایا دین پیغمبرت را به وسیله او اظهار کن. خدایا سران کفر را به وسیله حضرت سرکوب کن.

خیلی از نکاتی که در دعاهای برای امام زمان هست همین است که آنچه ما طلب می ‌کنیم فعل خداست و می ‌گوییم: خدایا تو عدل را در زمین ظاهر می‌کنی و کار تو است اما وسیله امام است. اگر در دعاها ظهور را می ‌خواهیم، ظهور هم فعل خدا و صنع الهی است؛ منتهی از مجرای ولی خدا و خلیفه خدا در عالم واقع می ‌شود. بنابراین نکته ­ای که در خیلی از دعاهای در باب حضرت باید به آن توجه شود این است که خدای متعال صنع خودش را به وسیله امام انجام می ‌دهد. از بین بردن بساط ظلم و برپا شدن بساط عدل، اقامه دین، احیای عالم، نورانی شدن عالم، همه فعل خداست. قرآن می ­فرماید «أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا»(زمر/69) زمین با نور الهی روشن می ‌شود، اما این نور رب از طریق امام در عالم ساطع می ‌شود؛ و یا اینکه خدای متعال زمین را بعد از مرگ زنده می‌کند«اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها»(حدید/17)؛ اما واسطه این احیاء امام است. این نکته اول در باب دعا بود و توجه به آن ضروری است که این همه افعالی که از خدای متعال می‌ خواهیم که به وسیله امام ظاهر شود فعل الهی است. معنی دعای افتتاح هم همین است.

در دعای افتتاح از خدای متعال تقاضا می ‌کنیم «اللَّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِينَكَ وَ سُنَّةَ نَبِيِّك‏» خدایا دین خودت و سنت پیامبر را به وسیله حضرت اظهار کن. «اللَّهُمَّ الْمُمْ بِهِ شَعَثَنَا وَ اشْعَبْ بِهِ صَدْعَنَا وَ ارْتُقْ بِهِ فَتْقَنَا وَ كَثِّرْ بِهِ قِلَّتَنَا» خدایا پراکندگی ‌های ما را تو به وسیله امام جمع کن و کمی ما را به وسیله او زیاد کن. پس آنچه در عالم واقع می ‌شود، چه افعال بزرگ، چه افعال کوچک به وسیله امام است.

نکته دوم در باب دعا برای امام زمان که قابل تأمل هم هست، این است که آنچه به ما از خیرات در عالم می ‌رسد باید توجه داشته باشیم به واسطه امام است. ما بدون امام اندک هستیم؛ بدون امام ذلیل هستیم. در دعای ابوحمزه به خدای متعال عرض می ‌کنیم «انا الضَّعِيفُ الَّذِي قَوَّيْتَه‏ وَ الذَّلِيلُ الَّذِي أَعْزَزْتَه‏ وَ الْمُذْنِبُ الَّذِي سَتَرْتَه‏ أَنَا الْقَلِيلُ الَّذِي كَثَّرْتَه‏» من آن کمی هستم که تو زیادش کردی، من آن عریانی هستم که تو مرا پوشاندی. چه پوشاندن ظاهری و چه پوشاندن باطنی، او ستار العیوب است. اگر پرده را بردارند ما عریان هستیم. من آن تشنه‌ ای هستم که تو مرا سیراب کردی. ما بدون خدای متعال هیچ هستیم. منتهی نکته این است که آدم بفهمد این پوشش من از اوست. این موقعیت من از اوست. اگر قوت دارم از اوست؛ یعنی توجه داشته باشیم به اینکه ما منهای خدای متعال هیچ هستیم و توجه به ضعف‌ هایی که داریم و قوت‌ هایی که خدای متعال به ما کرده است. ما اندک هستیم و اگر خدای متعال این عدد را کنار ما نگذارد ما صفر هستیم. هرچه به ما عدد داده می ‌شود از ناحیه حضرت حق است و هرچه خدای متعال به ما می ‌دهد به واسطه امام است.

«وَ أَعْزِزْ بِهِ ذِلَّتَنَا وَ كَثِّرْ بِهِ قِلَّتَنَا وَ فُكَّ بِهِ أَسْرَنَا» خدایا ذلت ما را به دست او به عزت برسان. خدایا کمی ما را به وسیله او زیاد کن. همه اینها صنع خداست. ما بدون خدای متعال هیچ هستیم و هرچه به ما می ‌رسد از طرف خدای متعال است و هرچه هم خیر به ما می ‌رسد واسطه ‌اش اوست. ما اسیر هستیم و خدای متعال به وسیله امام ما را آزاد می‌کند.

شاید ترسیم عصر ظهور باشد ولی در این مجال نمی­ خواهم معانی این کلمات را بیان کنم که اسیر بودن ما یعنی چه؟ در دعاهای ماه رمضان دعایی که مکرر تکرار می ‌شود، «خلصنا من النار» و «أَعْتِقْنَا مِنَ النَّارِ» است. «عتق» یعنی آزاد شدن؛ برده را وقتی آزاد می ‌کنند به «عتق رقبه» و«فَکُّ رقبه» تعبیر می ‌کنند. در این آیات «فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ * وَ مَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ * فَكُّ رَقَبَةٍ»(بلد/11-13) حضرت فرمودند: عقبه ما هستیم و «فکُّ رقبه» یعنی خودتان را از آتش نجات بدهید. انسان تا به امام نرسیده برده آتش است. خودش آتش را دوست می ‌دارد. انسان وقتی به امام می‌ رسد از جهنم بدش می ‌آید. تا به امام نرسیده ممکن است لذات و شهوات آدم را جلب کند، و رقبه انسان اسیر شود و ما می ­گوییم که خدایا ما را از اسارت نجات بده، ما گرفتار آتش و گرفتار اولیای طاغوت هستیم، آنها ما را به عنوان عبد خودشان می ‌خواهند بگیرند.

شیطان می‌ خواهد ما عبد او باشیم، بساطی پهن می‌کند تا ما را عبد خودش کند. امام ما را از دست شیطان نجات می‌دهد. وقتی حضرت مبعوث شدند، امیرالمومنین صدای ناله شیطان را شنیدند حضرت فرمود: بعد از اینکه من مبعوث شدم شیطان دیگر مأیوس شده کسی او را بپرستد و رنجش از این است.

«وَ أَنْجِزْ بِهِ مَوَاعِيدَنَا» وعده‌ هایی که به ما دادی با او نقد کن و دعاهای ما را با او مستجاب کن. امام واسطه است. اگر دعایی مستجاب می ‌شود به واسطه امام است. بنده ‌ای از جهنم آزاد می‌ شود چه در ماه رمضان یا غیر رمضان به واسطه امام است. همه فیوضات الهی که در این دعا خواسته شده و باید به آن توجه کنیم به واسطه امام است. این یک خاصیتی دارد.

ما باید با امام همراهی کنیم، همراهی در دوره ‌های هُدنه و غربت و غیبت امام خیلی کار سختی است؛ اینکه انسان در دوران غیبت، در دورانی که به حسب ظاهر دوران باطل است، انسان از امام عدل جدا نشود و به طرف آنها نرود و این جاذبه ‌هایی که شیطان درست می‌کند، ما را جذب نکند. قارون از حضرت موسی جدا شد و به سمت فرعون رفت. خدای متعال می ‌فرماید: آنقدر به او گنج دادیم که کلید خزائنش را انسان ‌های نیرومند به سختی می‌ توانستند حمل کنند. وقتی اینها را به رخ قوم حضرت موسی می ‌کشد، قوم می ‌گویند: «يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ‏ ما أُوتِيَ‏ قارُونُ»(قصص/79) ای کاش ما هم طرف فرعون رفته بودیم. طرف شما آمدیم چه چیزی را به دست آوردیم؟ عبور از جاذبه ‌ها بسیار سخت است. این دوران می‌ گذرد و دوران غلبه و پیروزی می‌ آید و در دوران غلبه و پیروزی کنار امام بودن سخت ‌تر است؛ بخاطر اینکه امام کلمه سر خداست، یک کارهایی انجام می‌دهد ما نمی ‌فهمیم چیست. کنار امام ایستادن خیلی سخت است.

روایتی را در کافی دیدم، در جنگ حنین که دو ماه بعد از فتح مکه بلافاصله اتفاق افتاد و مسلمان‌ ها لشگر فراوانی داشتند، ابتدا دچار مشکل شدند، به جمعیت خودشان مغرور شدند و خدای متعال صحنه را بر آنها تنگ کرد و بعد با امدادهای الهی غلبه پیدا کردند و وجود مقدس نبی اکرم به واسطه امیرالمؤمنین کار را تمام کرد. بعد که این پیروزی حاصل شد حضرت غنائم را تقسیم کردند. در این جنگ تازه مسلمان شده‌ های مکه به سر کردگی ابوسفیان آمده بودند. حضرت غنائم را تقسیم کردند و یک سهم فراوانی به تازه مسلمان شده‌ ها و ابوسفیان دادند و چیزی برای مسلمان ‌های اهل مدینه و مهاجرین نماند.

در روایت دارد دور بزرگشان که سعد بن عباده بود جمع شدند و گفتند: از حضرت بپرس که این تقسیم، تقسیم خداست یا تقسیم شماست؟ اگر تقسیم خداست ما راضی هستیم اما اگر تقسیم شماست، راضی نیستیم. با سعد بن عباده محضر حضرت آمدند؛ سعد بن عباده گفت: حرف انصار این است. حضرت سؤال کردند: حرف شما حرف این رئیس و بزرگ و سید شماست؟ گفتند: آقا بزرگ و سید ما شما هستی؛ خدا سید ماست. دو سه بار که تکرار شد، گفتند: حرف همین است. امام صادق علیه السلام فرمود: «فَحَطَّ اللَّهُ نُورَهُم‏»(2) یعنی این همه نورانیتی که خدا در جنگ بدر و احد و خیبر و صلح حدیبیه داده بود، از آنها گرفت.

پیغمبر خدا امین خداست؛ اولاً پیغمبر خدا را از خدا جدا می ‌کنند؛ کسی که در حق او آمده است «وَ ما يَنْطِقُ‏ عَنِ‏ الْهَوى‏»(نجم/3) «يَدُ اللَّهِ‏ فَوْقَ أَيْدِيهِم‏»(فتح/10) است، به پیغمبر هم اشکال ‌کردند البته پیغمبر هم با شرح صدر تحمل کردند و آنها را راضی کردند؛ اما نورشان از بین رفت. پیغمبر خدا امین خداست؛ یعنی خدا همه کائنات را به پیغمبر داده که تقسیم کند؛ ایشان امین خدا در عوالم است. امیرالمؤمنین قاسم الجنة و النار یعنی تقسیم کننده بهشت و جهنم خدا در بهشت و جهنم است. نبی اکرم ابوالقاسم و پدر این آقای بزرگوار هستند و زمام این عالم را خدا دست این آقا داده است.

نتیجه این شد که حق وجود مقدس فاطمه زهرا سلام الله علیها را غصب کردند، و وقتی حضرت هم خطبه خوانده و رو می‌ کنند به همین انصار و می ‌فرماید: «ما هذِهِ الْغَمیزَةُ فی حَقّی» «اَنْتُمْ ذَوُو الْعَدَدِ وَ الْعُدَّةِ وَ الْاَداةِ وَ الْقُوَّةِ»(3) شما دارای قدرت هستید. چرا در مقابل ظلم به من سکوت می ‌کنید؛ این چشم ‌پوشی نسبت به حق من چیست؟ احدی پاسخ نداد. بحث فدک هم نبود چون فدک یک تکه زمین بود؛ اما آن غاصبین این حرف را زدند که ما می ­خواهیم آن را به مسلمانها برگردانیم؛ چون پیامبر در موقع تقسیم آن را به دخترش داده است در حالی­ که خدای متعال در قرآن خطاب به پیامبر می ­فرماید «فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ»(روم/38) انصار هم می ­گویند که آنها می ­خواهند مال ما را برمی­ گردانند، پس چرا ما اقدام کنیم. تحمل با امام بودن این است که مثل موسی و خضر بعد از چند قدم همراهی نتوانست ادامه دهد.

اگر انسان توجه به این نکته پیدا کند که همه عالم به واسطه امام تقسیم می‌ شود و او به اذن الله مالک است و هرچه به ما می‌ رسد از ناحیه او می ‌رسد و واسطه خیر ماست، دیگر نسبت به تقسیم‌ های کوچک و کم اهمیت به امام اعتراض نمی ‌کند. خدای متعال اینقدر غیبت را طول داده که مؤمنینی که دور حضرت هستند خالص شدند و به این راحتی شک و تردید نمی ‌کنند. وجود مقدس نبی اکرم با امیرالمؤمنین نزد انصار رفتند. شروع کردند از نعمت ‌هایی که خدا به واسطه پیغمبر خدا به آنها داده گفتند: شما در بدر و احد آمدید به من کمک کردید؛ آیا شما با هم جنگ نداشتید که به واسطه من خدا بین شما صلح درست کرد؛ و همینطور شمردند. آنها شرمنده شدند و اشکشان جاری شد؛ اما آن غفلت است که موجب می ‌شود وقتی اسب و شتر تقسیم می‌ شود، آدم اعتراض کند.

سپس حضرت فرمودند: شما به من حقی دارید. وقتی آمدم شما به من کمک کردید و من منکر نیستم. شما اموالتان را تقسیم کردید؛ شما بخاطر من گرسنه ماندید. یکی یکی حضرت شمردند. چنانچه وقتی حضرت خضر کشتی را سوراخ کرد و حضرت موسی اشکال کرد، فرمود: «فَأَرَدتُّ أَنْ أَعِيبَهَا وَ كَانَ وَرَاءَهُم مَّلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبًا»(کهف/79) من این کشتی را سوراخ کردم که پادشاه از آنها نگیرد و مالشان برایشان بماند و محفوظ شود. سپس حضرت فرمود: من یک تقسیمی کردم شما ببینید عادلانه هست یا نیست؟ الآن اهل مکه چطور به مکه برمی‌ گردند؟ با اسب و شتر، اما شما با من به مدینه برمی ‌گردید، آیا این تقسیم بدی است؟ پیغمبر یک نگاه دارد، آنها یک نگاه دارند.

این دعاهایی که برای حضرت می ‌کنیم یکی از خاصیت ‌هایش این است که موقعیتی به ما می‌ دهد که خودمان را همیشه تحت حمایت حضرت می ‌بینیم و احساس می ‌کنیم همه حیات ما از اوست. دیگر چانه زدن سر این چیزها با حضرت درست نیست. آنوقت نسبت به فعل امام اعتراض نخواهیم داشت. حمد الهی اینطور است که ما خودمان را ذیل حضرت حق می ‌بینیم. وقتی مریض هم شدیم الحمدلله می ‌گوییم. خدایا تو را بر بیماری ‌ات بیشتر شکر کنم یا بر سلامت؟ ولی اگر انسان احساس کرد اعوذ بالله خدا زور می ‌گوید، نمی ‌تواند تحمل کند. پس دومین نکته ‌ای که در این دعا است، این است که همه فیوضاتی که به ما می ‌رسد از امام است؛ کما اینکه همه شرور از ائمه نار است. «فکَّ به أسرنا وَ كَثِّرْ بِهِ قِلَّتَنَا» یعنی ما را از دست آنها نجات بده؛ آنها ما را کم کردند.

ائمه نار مردم را در دار بوار بردند. دار بائر کویر است که چیزی در آن سبز نمی ‌شود و همه چیز کم می ‌شود به جای اینکه اضافه شود. بر خلاف وادی ولایت امام که دار دایر است، یک گندم می‌ اندازی یک خوشه می‌ شود و بعد یک مزرعه بزرگ می‌ شود. اینجا همه چیز در وادی ولایت امام افزایش پیدا می‌کند و در وادی ائمه جور همه چیز کم و بی برکت می ‌شود. اما ائمه و اهل بیت معدن برکت هستند. آن طرف هرچه هست بی برکت است. ولی این طرف با برکت است. آنجا یک عمر نمازش هم به درد نمی‌ خورد؛ اما یک ذکر که در کنار امام می‌ گویی تبدیل به اشجار بهشتی می‌ شود.

توجه به این نکته که همه شئون و خوبیها از امام است، در این دعا به ما کمک می‌کند که خدایا ما را نجات بده، کم ما را زیاد کن، ما را عزیز کن. مؤمن وقتی در دولت باطل قرار می ‌گیرد، ذلیل می‌ شود؛ گرچه که «وَ لِلَّـهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ»(منافقون/8) اما یک ذلت ظاهری حاصل می ‌شود، که این با امام رفع می ‌شود.

نکته سوم در این دعا این است که فیوضاتی که از امام به ما می ‌رسد، فیوضات ظاهری و باطنی است، این دعاها را فقط در حد ظاهر نبینیم. «فکَّ به أسرنا» که می ‌گوییم فقط نگوییم یک اسیری داریم تو آزادش کن. گناه، اسارت در دست جهنم است. آدم وقتی از گناه لذت می ‌برد، عبد جهنم می‌ شود. منتهی باطن مؤمن آزاد است، چون مؤمن است ولی ممکن است قوایش اسیر شوند. لذا در صراط وقتی می ‌خواهد در قیامت عبور کند، بعضی هستند که در آتش می ‌افتند و آتش بهره خودش را از آنها می ‌گیرد و بعد ادامه راه را می ‌روند. این گناه بهره آتش است و آدم اسیر آتش می‌ شود.

پس فیوضاتی که در این دعاها می‌رسد ظاهری معنا نکنید. ما یک ذلت ظاهری داریم، دولت جور می ‌آید ذلت ظاهری پیدا می ‌کنیم. یک ذلت باطنی هم پیدا می ‌شود؛ چون آدم را محدود و اسیر می ‌کنند. آدمی که اسیر دنیا است ذلیل است. «أمّا المؤمنون فهم كالجبل الراسخ لا تحرّكه العواصف» طوفان ‌ها مؤمن را تکان نمی ‌دهند و مثل کوه است؛ اما در دولت باطل می ‌بینی یکوقت کاری سر آدم می آورند که سبک شود و مثل پر کاه به حرکت درمی ‌آورند. تعریفت می ‌کنند و تهدیدت می ‌کنند، چنانچه فرعون وقتی به سحره خودش می ‌گوید: بروید با حضرت موسی بجنگید، می‌ گویند: «أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ»(شعرا/41) به ما مزد هم می ‌دهید؟ می ‌گوید: «نَعَمْ وَ إِنَّكُمْ إِذًا لَّمِنَ الْمُقَرَّبِينَ‏»(شعرا/42) به من نزدیک می ‌شوید.

ببینید چقدر آدم کوچک است که برای اینکه یک پرده به فرعون نزدیک شود، حاضر است با پیامبر خدا بجنگد؛ ولی وقتی با موسی کلیم برخورد می ‌کنند، و با نفس او احیاء می ‌شوند، فرعون به آنها می ‌گوید: شما را وسط نخلستان‌ ها به دار می‌ کشم و رد شما را گم می‌ کنم؛ آنها می ­گویند: «فَاقْضِ ما أَنْتَ قاض ٍإِنَّما تَقْضِي هذِهِ الْحَياةَ الدُّنْيا‏»(طه/72) هرکاری می‌ خواهی بکن. فقط در این دنیا دست تو می ‌رسد. کسی که به ولی خدا رسید دیگر در دنیا نیست. پایش در دنیاست، این عزت است. آیا این همان آدمی قبلی است؟

پس آن طرف یک ذلت ظاهری و ذلت باطنی ایجاد می ‌شود. حتی آن کسی هم که کنار فرعون و در کاخ فرعون است، ذلیل باطنی است. وقتی به امام می ‌رسی هم ذلت ظاهری می‌ رود و هم ذلت باطنی. امام وقتی ظهور می‌ کنند ذلت ظاهری مؤمنین از بین می ‌رود و کل بساط جمع می‌ شود. آن ذلت ظاهری هم از عالم جمع می ‌شود. این نعمت ‌هایی که در این دعاها می ‌خوانیم را ظاهری معنا نکنیم، هم ظاهری و هم باطنی است. توجه داشته باشیم که خیلی از این گرفتاری ‌هایی که در آن دعاها ذکر می‌ شود، گرفتاری ‌هایی است که به دست ائمه جور درست شده است و گره ‌های کوری است که آنها زدند و فقط هم به دست امام باز می‌ شود. باز شدن این گره ‌های کور دشوار است.

خدای متعال این ذخیره الهی را گذاشته، همه گره‌ های کوری که فراعنه از اول تاریخ در کار عالم زدند، و همه درهایی که بستند را حضرت باز می‌کند. باید دولت کریمه بیاید. ما دو تا دولت داریم، دولت لئیم آدم‌ ها را ذلیل می‌کند و حتی مریدهای خودش را هم ذلیل می‌کند. یک موقع کسی به من می ‌گفت: ببین در چین چطور آدم‌ ها را جمع و جور می ‌کنند؛ اما یک مشت آدم در ایران را نمی ‌شود جمع کرد! گفتم: یک چوپان یک گله گوسفند را می ‌برد؛ اما دو قلاده شیر را ده نفر هم نمی ‌توانند ببرند. به راحتی نمی‌ شود مؤمن را جمع و جور کرد؛ البته در روایت گوسفند تعبیر به مؤمن شده است.

با امام است که تفرق‌ ها جمع می‌ شود. گرفتاری‌ هایی که داریم، ذلت ما، فقر ما، بدهی ‌های ما، همه ناشی از جریان باطل در مقابل امام در عالم هست. بساط ذلت است، بساط فقر است، در قرآن است که «أَ رَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ»(ماعون/1) آنهایی که آن طرف هستند و امام را تکذیب می ‌کنند «وَ يَمْنَعُونَ‏ الْماعُونَ»(ماعون/7) آب از دستشان نمی ‌چکد. نمازش هم نماز نیست و اهل ریا باشد. این شروری که در این دعا بحث می ‌شود شروری است که ناشی از ائمه نار است. یک جاهایی هم ما دست داریم و خدای نکرده یک گناه و غفلتی است و از امام فاصله گرفتیم.

نکته دیگری که در دعا برای امام قابل تأمل است، این است که خیلی از فیوضاتی که از امام به ما می ‌رسد فیوضات فردی است. آدم در خلوت فردی خودش هم می ‌تواند از امام بگیرد ولی یک فیوضاتی جمعی است. شما اگر بخواهید بجنگید یک لشگر نیاز دارید. با یک سرباز آماده نمی ‌شود جنگید. اگر من آماده بودم و لشگر آماده نشد، این لشگر حمله نمی ‌کند.

سوال: در مقابل فیوضات فردی، فیوضات اجتماعی است.

جواب: فیوضات جمعی از طریق جمع به ما می‌ رسد و تا جمع نباشد این فیض واقع نمی ‌شود. خیلی از آنچه در دعای افتتاح و دیگر دعاها آمده است، فیوضات جمعی است. ذیل دعای یونس بن عبدالرحمان که بعد از دعای عهد محدث قمی نقل کردند، یک جمله ‌ای دارد که «وَ أَعِذْنَا مِنَ السَّامَّةِ وَ الْكَسَلِ وَ الْفَتْرَةِ وَ اجْعَلْنَا مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِينِكَ وَ تُعِزُّ بِهِ نَصْرَ وَلِيِّكَ وَ لَا تَسْتَبْدِلْ بِنَا غَيْرَنَا» خدایا من از سستی و تنبلی نجات بده، و ما را از کسانی قرار بده که دینت را به وسیله آنها یاری می‌ کنی و موجب عزت و نصرت ولی ‌ات باشیم. این هم فردی و هم جمعی است. اگر ما جمعی بودیم که برای ظهور آماده بودیم، خدای متعال به وسیله ما کمک می‌ کند و ممکن است ما یاران ظهور حضرت شویم و الا ما را تبدیل می‌کند. اگر بنا شد جمع آماده نباشند، استبدال می‌ شود؛ ولو من هم آماده باشم دیگر ظهور واقع نمی ‌شود. خیلی از فیوضاتی که می ‌رسد جمعی است؛ اینکه ما جمعی دعا می ‌کنیم یک نکته این است که خیلی از حاجاتی که ما می ‌خواهیم حاجات جمعی است. خدایا امام زمان را برسان، ما یاران ظهور حضرت باشیم. اگر بخواهد ظهور واقع شود باید همه جامعه مؤمنین ظرفیت پیدا کنند و کوتاهی نکنند و الا کوتاهی شود، من تنها هم آماده باشم، با من ظهور واقع نمی‌ شود.

سوال: شاید همین ‌جاست که حضرت به شیخ مفید نوشتند که اگر شیعیان ما در اجرای عهدی که با ما بسته بودند، همدل و هم پیمان می ‌شدند، هیچوقت توفیق زیارت ما از ایشان سلب نمی‌ شد.

جواب: شاید مقصود از زیارت هم ظهور باشد. خیلی از دعاهای برای زیارت، مقصود ظهور است. بنابراین باید خودمان را در دعاهایی که برای امام زمان می‌ کنیم، جمع المال ببینیم و برای جمع دعا کنیم اگر تنها برای خودت دعا کنی، خیلی از حاجت ‌ها تکی داده نمی‌ شود. «اللَّهُمَّ أَغْنِ كُلَّ فَقِير» این ظهور است. اگر تحول جمعی اتفاق نیافتد ممکن است استبدال شود. این جمع بروند و یک جمع دیگر بیایند و ممکن است ما باشیم یا نباشیم، اگر اهل رجعت بودیم که هیچ و الا یکوقت دیدی توفیق از دست رفت. توجه به اینکه خیلی از دعاهایی که برای امام زمان هست، دعا برای جمع است. چون این جمع باید حول امام شکل بگیرد تا ما بتوانیم برسیم. این مضمون اجمالاً سه چهار نکته ‌ای بود که در فهم کلی این دعاهایی که برای حضرت هست، قابل توجه است.

سوال: در آستانه عید سعید فطر هستیم، دوست داریم از اعمال امروز و امشب و مراقبت‌ های این ایام بشنویم. اگر نکته ‌ای از دعای افتتاح باقی مانده بفرمایید.

جواب: در دعای افتتاح گرفتاری ‌های باطنی و یک ذلت باطنی داریم که با امام رفع می‌ شود. یک گرفتاری هم داریم که دستگاه ظلمه و دشمنان نبی اکرم در تاریخ برپا کردند. آن گرفتاری ‌ها هم در این دعا هست و با حضرت رفع می‌ شود. دو چیز اینجا مطرح است یکی رغبت در دولت حضرت است، «اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ» دولت حضرت کریم است. گاهی دولت لئیم است و اگر به انسان چیزی هم برسد، انسان با لئامت می ‌رسد. دولت که کریم شد، همه فیوضات ظاهری و باطنی کریمانه است. «تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلامَ وَ أَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ وَ تَجْعَلُنَا فِيهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَى طَاعَتِكَ» ما می ­خواهیم در آن دولت جزء دعوت کننده‌ های به بندگی باشیم. رغبت در دولت حضرت یک مورد این است.

دوم یک شکایتی است که این شکوه باید در انسان پیدا شود، مکرر در دعاها آمده است که اگر اهل این شکوه نشدیم، ممکن است به ما نصرتی نرسد. احساس فقدان بکنیم. احساس کنیم پیامبر و حجتش نیست، در بین ما چیزی نیست. احساس نکنیم الحمدلله همه چیز در حال گذر است. احساس کمبود در همه چیز کنیم. مؤمنین با همه امکاناتی که در دوران غیبت خدای متعال به آنها می ‌دهد، این خلأ را باید احساس کنند که بدون امام کار جلو نمی ‌رود. این معنای تنبلی و کار خود به امام واگذار کردن نیست، و ما کار خودمان را باید انجام بدهیم و منتظر فرجی باشیم که امام است؛ «فَقْدَ نَبِيِّنَا صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ غَيْبَةَ وَلِيِّنَا وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا وَ شِدَّةَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الزَّمَانِ عَلَيْنَا» شش مورد هست که اگر کسی این شش مورد را ندید به آن نقطه ‌ای که شکوه پیدا کند، نمی‌ رسد. این شکوه از خدا نیست، ولی سنت و ابتلاء است. اگر این شش مورد که ذکر شده را احساس بکند و به یک شکوایی برسد، آنوقت از خدای متعال می‌ خواهد که خدایا به سرعت کار را حل بکن.

در نماز استغاثه امام زمان رکعت اول سوره فتح مستحب است و رکعت دوم سوره نصر مستحب است. آن فتحی که خدا در سوره فتح از آن صحبت می‌کند، باطن این فتح و نصر امام زمان است. باطن این  فتح و نصر برای امام زمان و در واقع همان ظهور است. لذا هردو سوره‌ نصر و فتح، سوره امام زمان است. ان شاءالله خدای متعال این عید را عید ظهور امام زمان قرار بدهد و ما را جزء یاران حضرت قرار بدهد.

ماه رمضان تمام خواهد شد و این سفره که ظرف نزول قرآن و ولایت است و می ‌شود به نور قرآن و هدایت و شفاء قرآن برسیم تمام می ‌شود. در رمضان باید روح انسان سالم شده باشد. در بازار عطرفروش‌ ها آدم بوی عطر می‌ گیرد. در ماه رمضان باید رفتار و اخلاق آدمی ماه رمضانی شود. هیچکس وارد ماه رمضان نمی‌ شود که دست خالی برگردد؛ چنانچه کسی وارد حرم امام رضا علیه السلام نمی ­شود که دست خالی برگردد. اگر ماه رمضانی شدیم که مومنین در درجات مختلف می ­شوند، التماس کنیم به خدا که برای ما نگه دارد و تلاش کنیم در طول سال آن را حفظ کنیم. این محاسبه و مراقبه می ‌خواهد و الا از دست می‌ رود.

اگر خدای نکرده از قافله جا ماندیم، در دعای وداع امام سجاد علیه السلام است که «وَ لَكَ مِنْ قُلُوبِنَا عَقْدُ النَّدَمِ وَ مِنْ أَلْسِنَتِنَا صِدْقُ الِاعْتِذَار» باید آدم امیدش به فضل خدا باشد. باید قلباً پشیمان باشم و واقعاً عذرخواهی کنم و به فضل خدا چشم بدوزم و از خدا بخواهم این مهمان عقب افتاده را دستگیری کند و بخواهیم که همه فیوضات این ماه که به خوب‌ ها دادی را به من هم بده، در روایت دارد خدا به بعضی روز قیامت می ‌دهد، عده ­ای می ‌گویند: خدایا ما عمل کردیم، چرا به این‌ها دادی؟ می ‌گوید: اینها هم خواستند و گدایی بلد بودند. بخواهیم که خدای متعال ضعف ما را جبران کند. لطف خدا را ببینیم و ضعف خودمان را بفهمیم.

در دعای وداع است که از دو چیز غفلت نکنیم: شب عید فطر که شب عجیبی است و به اندازه ‌ای که خدا در کل ماه از جهنم آزاد می‌کند، امشب آزاد می‌کند. جهنم یعنی ولایت اولیای طاغوت، نجات از جهنم و ورود به بهشت یعنی در محیط ولایت امیرالمؤمنین می ‌روی، امشب یک چنین شبی است، خداوند عیدی می‌دهد و ما را از ولایت ائمه جور در می ‌آورد و در محیط ولایت حضرت می ‌رویم. شب زیارت مخصوص امام حسین علیه السلام هم هست. آنهایی که از قافله جا ماندند خودشان را به امام حسین برسانند. اشک برای امام حسین بریزند، امام رضا علیه السلام فرمود: همه گناهانشان پاک می ‌شود.

در دعای وداع می ‌گوید: خدایا مرا به ماه رمضان بعدی برسان و به من توفیق بده طوری باشم که از ماه رمضان بعدی غافل نباشم. از امروز خودمان را برای ماه رمضان بعدی مهیا کنیم که در دعای وداع ماه رمضان آمده است؛ یکی توجه به فطر و یکی توجه به ماه رمضان بعدی داشته باشیم.

پی نوشت ها:

(1) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 501

(2) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 411

(3) الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج‏1، ص: 103