نسخه آزمایشی
دوشنبه, 05 مهر 1400 - Mon, 27 Sep 2021

بیان فضائل حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها در برنامه سمت خدا/علت مهاجرت حضرت به قم و خصوصیات قم در مُلک و ملکوت

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 16 آذر ماه 98 است که به مناسبت وفات حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها در برنامه سمت خدا که در حرم مطهر بانوی کرامت برگزار شد، ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند؛ شفاعت دستگيري از عباد الله است و بزرگترين شخصيتي که اذن به شفاعت دارد و هزينه اصلي دستگيري و شفاعت امت را داده وجود مقدس نبي اکرم صلی الله علیه و آله است. وجود مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها براي همه شيعيان دستگيري مي  کنند، به همه ما گفتند به حرم وجود مقدس ايشان بياييد و بعد از زيارت از ايشان تقاضا کنيد دست ما را بگيرند و در بهشت ببرند. ايشان يک حقي بر ما دارند و يک حقي بر خدا دارند که حق شفاعت است.مکان های خاصی که خدای متعال انتاب کرده است مثل مکه و قم دارای ملک و ملکوت هستند. قم باطني دارد، خداي متعال آنجا را براي عباد الله انتخاب کرده است. شيطان را از آنجا کوچ داده و حفظه و ملائکه قرار داده است. همه اين ها جسم شهر قم است. این جسم يک روح نياز دارد. نزول حقايق بر قم يک شخصيتي مي  خواهد که تحمل اين حقيقت را داشته باشد و حامل اين حقيقت باشد، شخصيتي که خدا به او مأموريت هجرت داده که در قم بیاید و بماند و این کار را انجام دهد وجود مقدس حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها است.

سوال: سخنان حاج آقای میرباقری را در مورد بانوی کرامت حضرت معصومه سلام الله علیها می شنویم.

جواب: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين  وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين  وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم  أَجْمَعِين. «وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرينَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُم »(توبه/100) فضايل وجود مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها بيکران است. در اين فرصت کوتاه يکي دو مورد از خصوصيات حضرت را تقديم مي کنم. يکي بحث شفاعت حضرت است که روايات عجيبي در اين باب داريم و يکي از بهترين ها روايتي است که مرحوم قاضي نور الله شوشتري نقل کردند که «تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِم »(1) تمام شيعيان من با شفاعت فاطمه معصومه سلام الله علیها وارد بهشت مي شوند. بحث دوم که شايد محور بحث بنده باشد، بحث مهاجرت حضرت به سمت قم است و برکات اين هجرت نوراني در تحولات تاريخ بشريت و دنياي اسلام.

نسبت به قسمت اول عنايت داريد، شفاعت دستگيري از عباد الله است و بزرگان گفتند شفاعت در عالم آخرت که قطعي هم هست، در روايات متعدد داريم کسي که چند چيز را قبول نداشته باشد، يکي رجعت و يکي شفاعت است، اينها جزء شيعيان ما نيستند. جزء مختصات مکتب اهل بيت هم هست. اصل شفاعت در قرآن آمده و تمام فرَق مسلمين جز برخی منحرفین قائل به شفاعت هستند و از اصول مسلم قرآني است اما به اين وسعت از مختصات مکتب اهل بيت است. اين شفاعتي که در آخرت اتفاق مي افتد، بزرگان فرمودند: تجلي همين شفاعت دنياست. يعني يک ولي، رسولي، نبي، دستگيري در اين دنيا مي  کنند و اين دستگيري همراه با رنج و زحمت و هزينه کردن است.

بزرگترين شخصيتي که اذن به شفاعت دارد و هزينه اصلي دستگيري و شفاعت امت را داده وجود مقدس نبي اکرم صلی الله علیه و آله است. همه مؤمنين و موحدين به يک معنا محتاج به شفاعت و دستگيري ايشان هستند و حتي انبياء هم با هدايت و شفاعت ايشان مقامات توحيد را به دست آوردند و ايشان بزرگترين هزينه را براي شفاعت دادند. عاشورا يکي از هزينه هايي است که وجود مقدس نبي اکرم صلی الله علیه و آله براي شفاعت امت دادند.

ابتلائات و امتحانات عظيمي که براي تک تک اهل بيت علیهم السلام، وجود مقدس صديقه طاهره سلام الله علیها پيش آمده هزينه هايي است که حضرت براي شفاعت دادند. دستگيري از امت، عبور دادن از وادي ضلال و ظلمات، جهنمي که در دنيا به پا شده جز با اين هزينه کردن ممکن نيست. پس شفاعت يعني دستگيري کردن، هدايت کردن و وارد کردن بندگان خدا به وادي توحيد؛ چون وادي توحيد وادي امن است و در وادي توحيد اگر کسي وارد شد، خداي متعال بشارت امنيت به او داده است. «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَهُ أَمِنَ مِنْ عَذَابِي » منتهي ورود به وادي توحيد محتاج به شفاعت و دستگيري است. خداي متعال دست نبي اکرم را گرفتند و بعد نبي اکرم دست امت و اهل بيت دست شيعيان، شفاعت يک چنين چيزي است که بايد دستگيري کنند و ما را وارد وادي توحيد کنند و همه سختي هاي عالم و امتحانات عالم که براي امت حضرت پيش مي آيد، براي اين است که اين امت مهيا شوند براي اينکه دستشان را به دست حضرت بدهند و عبور کنند و وارد وادي توحيد شوند.

اين وادي، وادي نيست که به هرکس اجازه دستگيري بدهند. خود آدم هم اجازه نمي دهد وارد شود، وادي توحيد يک وادي است که در مدخل آن بايد سُجَّداً وارد شد «وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّدا»(بقره/58)، همه تعلقات و نفس خود را زير پا بگذارد تا بتواند وارد وادی توحید بشود. حالا شخصی هم خود ايشان وارد وادي توحيد شده هم اجازه مي دهند دست امتي را بگيرد و وارد وادي توحيد کند.

روايتي در کافي است در باب «الْمُتَحَابُّونَ فِي اللَّه » آنهايي که در راه خدا به همديگر محبت مي کنند، محبتشان فقط براي خداست، خدا را دوست دارند و اگر به همديگر محبت مي کنند اين محبت در راه خداي متعال است. در روايت دارد مي گويند: شما بدون حساب و کتاب وارد بهشت شويد. اينها راه مي افتند سمت بهشت، سؤال مي کنند اينجا وادي حساب و کتاب است، به چه حقي شما بلند شديد برويد؟ مي گويند: به ما اجازه دادند بي حساب و کتاب وارد بهشت شويم. سؤال مي کنند: چه کار کرديد به شما اجازه دادند؟ مي گويند: ما «الْمُتَحَابُّونَ فِي اللَّه »(2) هستيم. مي گويند: عملتان خيلي عمل مهم و ارزشمندي است ولي بدانيد مزدي که خداي متعال براي شما قرار داده از عمل شما بهتر است.

اينطور نيست کسي بتواند قدم از قدم بردارد، «فَلا تَسْمَعُ إِلاَّ هَمْسا»(طه/108) تمام صداها فرو مي خوابد، در روايت است پنجاه سال در همین حالت سکوت هستند، آنوقت وجود مقدس نبي اکرم پا در ميدان مي گذارند و دستگيري مي کنند.

در آن فضا به کسي اجازه بدهند خودش وارد بهشت شود و دست امتي را بگيرد وارد وادي توحيد بکند خيلي مقام عجيبي است و بايد او حامل حقيقت توحيد و ولايت باشد تا بتواند از ديگران دستگيري کند. اين آيه شريفه در خاطر مبارکتان هست، خداي متعال مي فرمايد: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُون »(نحل/43) اگر نمي  دانيد برويد از اهل الذکر سؤال کنيد، اگر مي خواهيد به ذکر برسيد، اگر مي خواهيد متوجه خداي متعال شويد راهش اين است که سراغ اهل الذکر برويد. حضرت فرمود: ذکر وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله است. ايشان ذکر الهي هستند و ما اهل الذکر هستيم و بايد اهليت براي ذکر داشته باشند تا تحمل ذکر را بکنند و آنوقت ديگران بتوانند ذکر را از آنها بگيرند.

اينکه وجود مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها براي همه شيعيان دستگيري مي  کنند، به همه ما گفتند به حرم وجود مقدس ايشان بياييد و بعد از زيارت از ايشان تقاضا کنيد دست ما را بگيرند و در بهشت ببرند. این بهشت هم از همین دنيا شروع مي شود، اگر کسي خوب از حضرت تقاضا کند، از همين دنيا مسيرش عوض مي شود. از اینجا حضرت شروع میکنند دستگیری کردن، انسان را وارد وادی توحید میکنند البته ادامه و ظهور کامل آن در عالم آخرت است، ما را وارد جنت مي کنند و باطن جنت وادي توحيد و ولايت است. اين بخاطر آن است که خود آن وجود مقدس از کساني است که حامل اين حقيقت توحيد و ولايت است.

سه دسته بيشتر حامل نيستند؛ يکي مرسلین از انبياء، حضرت فرمود: پيغمبرها دو دسته هستند، مرسل و غير مرسل، مرسلينشان تحمل مي کنند. ملائکه دو دسته هستند، مقرب و غير مقرب، مقربينشان حامل هستند. عباد و بندگان خدا دو دسته هستند، ممتهن و غير ممتهن، ممتهنين حامل ولايت هستند. وجود مقدس حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها از این دسته بندگان ممتهن هستند.

سوال: اینکه فرمودید شفاعت از همین جا شروع میشود یعنی چه؟

جواب: یعنی حضرت از همين جا ما را شفاعت و دستگيري مي کنند و در وادي توحيد مي برند و تطهير مي کنند. اين آيه اي که در قرآن است، مي فرمايد: اگر گناه کردند خودشان استغفار کنند و بعد محضر وجود مقدس نبي اکرم بيايد «وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُول »(نساء/64)، وجود مقدس نبي اکرم برايشان استغفار کنند «لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيما» اين استغفار حضرت فقط استغفار لفظي نيست، همينطور که در باب ما استغفار ما صرفاً لفظي نيست.

يک کسي محضر اميرالمؤمنين عرض کرد: ِ أَسْتَغْفِرُ اللَّه ، حضرت فرمود: «ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ أَ تَدْرِي مَا الِاسْتِغْفَار الِاسْتِغْفَارُ دَرَجَةُ الْعِلِّيِّين »(3) اين سخن صاحبان مقامات عليين است. شش معني دارد که اولي پشيماني است دومي تصميم بر ترک است، ديگر انسان به گناه رجوع نکند. سوم اينکه حقوق الهي را بدهد. چهارم حقوق مردم را بدهد، پنجم آنقدر خودش را در رنج عبادت بياندازد که کوتاهي ها و لذت هايي که از گناه برده شود، ششم اينکه گوشت هايي که از حرام روييده را با غصه آب کند، پوست به استخوان بچسبد و از نو گوشت حلال برويد. استغفار وجود مقدس نبي اکرم بر امت يکي استغفار سحر و دعايشان است. بايد حضرت اقداماتي کنند تا ما تطهير شويم. از همين جا حضرت شروع مي کنند کار کردن براي ما که در حرم حضرت مي آييم، دستگيري مي کنند تا ما تطهير شويم. اين شفاعت حضرت است.

آثار شفاعت حضرت رزق هاي فراواني است که در اين حرم تقسيم مي شود. اگر مي خواهيد ببينيد چه رزق هايي در حرم حضرت معصومه تقسيم مي شود در خود زيارتنامه حضرت بعد از اينکه به حضرت سلام مي دهيم، تقاضا مي کنيم «عَرَّفَ اللَّهُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ فِي الْجَنَّة» خداي متعال در بهشت ما را جايي قرار بدهد که بتوانيم شما را بشناسيم و پيش روي شما باشيم. «وَ أَوْرَدَنَا حَوْضَ نَبِيِّكُمْ وَ سَقَانَا بِكَأْسِ جَدِّكُم » ما را وارد کند بر حوض نبي اکرم که مقام عجيبي در آخرت است. وجود مقدس نبي اکرم سقايت کند، ساقي ما شود، «مِنْ يَدِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِب » از دست اميرالمؤمنين سقايت کند و به ما بنوشاند.

اينها امور ساده نيست، اينها رزق هاي حرم حضرت معصومه است و براي همه است، دور و نزدیک هم ندارد، البته آدم اگر بار برداشت و خدمت حضرت آمد و وارد اين فضاي نوراني شد، فيض مخصوص خودش را مي برد. از دور هم مي شود اين فيض را برد. امروز ما از دور متوسل به حضرت شويم و التجاء کنيم و ان شاء الله حضرت از يکايک ما دستگيري کنند. اين در باب شفاعت حضرت بود، براي اينکه رغبت پيدا کنيم، دنبال اين رزقي که خداي متعال قرار داده و به ایشان اجازه دادند و از طرف خدای متعال حق دارند.

کسي که شفاعت مي کند خداي متعال يک حقي براي او بر خودش قرار بدهد. اين نکته مهمي است که خداي متعال براي معصومين يک حقي قرار داده براي خودش، در دعاي مسجد کوفه در مقام حضرت آدم است، آنجا از خدا تقاضا مي  کنیم مي گويیم: خدايا، به حق محمد و علي صلوات الله علیهما و به حقي که وجود مقدس اميرالمؤمنين و پيغمبر خدا دارند بر تو؛ مگر کسي هم بر خدا حق پيدا مي کند؟ اصلاً معني دارد کسي بر خدا حق پيدا کند؟ در ادامه دارد از بزرگترين نعمت ها اين است که به آنها حق دادي و براي آنها حقي براي خودت قرار دادي. اين حق همان حق شفاعت است. وادي، وادي توحيد است ولي اينها در مقامي هستند که خداي متعال اجازه داده دست يک عده  اي را بگيرند و وارد بهشت کنند. بهشت هم اينطور است که روز قيامت همه انبياء به حضرت ارجاع مي دهند، حضرت مقابل باب الرحمن وقتي به سجده مي افتند، سجده طول مي کشد، خداي متعال مي فرمايد: دست همه را بگيريد و هرکس را مي خواهيد از اين صحنه داخل بهشت کنيد.

موحد شدن کار سختي است. اينکه خداي متعال به يک معلمي مثل حضرت معصومه سلام الله علیها اجازه بدهد ما را وارد وادي ولايت کنند «اشفعي لنا في الجنه» يک بشارت بزرگي بر ماست و الا اگر پيغمبر خدا و اهل بيت نمي  آمدند هميشه باب توحيد بسته بود. لذا در آيه آخر سوره کهف وقتي توحيد مطرح مي شود مي فرمايد: «إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى  إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّه »(کهف/110) من از طرف خدا آمدم دست شما را بگيرم. اميد به اينکه بتوانيم از حجاب اين ممکنات خارج شويم به جاي اينکه با زمين و آسمان سر و کله بزنيم، با خداي خود محشور شويم و به لقاء رب برسيم، اين وقتي پيدا مي شود که اين معلم الهي مي آيد. وجود مقدس فاطمه معصومه شفاعتشان يک بشارت بزرگ براي ماست.

سوال: یک نکته ای هم حاج آقای میرباقری اشاره کرده اند برای اینکه شفاعت نصیب ما بشود باید اهلیت آن را داشته باشیم.

جواب: البته در روايت دارد شفاعت براي اهل کبائر است، آنهايي که اهل کبيره هستند، آنها را شفاعت مي کنند. بعد به امام رضا علیه السلام عرض کردند: پس اين آيه چه میفرماید «وَ لا يَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضى  »(انبیاء/28) هرکس که خدا از او راضي است، شفاعت مي کنند، کسي که اهل کبيره است، خداي متعال از او راضي نيست. حضرت فرمود: «اِرْتَضَى اللَّهُ دِينَه »(4) مقصود اين است که خدا دينش را بپسندد. بعد مرحوم صدوق ذيل اين حديث که در عيون الاخبار الرضا علیه السلام نقل مي کنند يک لطيفه اي را بيان کردند مي گويند: در روايات هست مؤمن کسي است که از خوبي هاي خود خوشحال مي شود و از بدي هاي خودش ناراحت است. اگر اين را توجه کنيد کسي که از بدي خودش بدش نمي آيد و بي موالات در گناه است، مؤمن نيست و خدا دينش را نمي پسندد.

اگر کسي از بدی های خود بدش نیاید و بی مبالات در گناه شد، این شخص اصلا مومن نیست و خدا دینش را نمی پسندد. اما اگر کسی اينطور شد که از بدي هاي خودش بدش آمد، گناهی که از او سر مي زند به تعبیر قرآن «لَمَم» لغزش است، شيطان هجوم مي آورد و يک لغزشي مي کند و بعد استغفار مي کند. شفاعت براي کساني است که خداي متعال دينشان را مي پسندد، يعني مؤمن هستند و ولايت اهل بيت را قبول دارند. علامتشان اين است که از بدي بدشان مي آيد و اين بد آمدن از گناه توبه و ندامت است؛ لذا شفاعت براي اينهاست. آنهايي که از گناهشان بدشان نمي آيد، سرشان را بالا مي گيرند و گناه مي کنند به راحتي مورد شفاعت قرار نمي گيرند.

هرکسي در هر مقامي هست عبور از اين مقام به مقام بعدي خيلي دشوار است و نياز به دستگيري دارد. اين بشارت است که ما را اميدوار مي کند که ما موحد شويم و قدم در راه توحيد بگذاريم و بتوانيم اين راه را طي کنيم و الا راه رفتني نيست.

بحث دوم در مورد هجرت حضرت است. خداي متعال يک امکنه اي را انتخاب کرده و خصوصيت در آن مکان قرار داده است؛ مثل کعبه و مکه، کعبه و مکه بيت الحرام است، بيت الهي است، خداي متعال اينجا را برگزيده است محازي بيت المعمور در آسمان چهارم و مقابل عرشِ در زمين، براي ما زميني ها خداي متعال اين مکان را برگزيده است. يک سري مکان ها خصوصيت دارند و مي توانند کانون عبادت باشند. اين مکان هاي را خداي متعال انتخاب کرده است.

اميرالمؤمنين در خطبه قاصعه مي فرمايد: خداي متعال کعبه را در يک سرزمين غير حاصلخيز برده است. سرزميني که هيچ حيواني در آنجا فربه نمي شود. مي توانست در آبادترين سرزمين ها ببرد، آنطور ديگر سياحت بود و همه مي رفتند. خداي متعال کعبه را آنجا قرار داده و يک مکاني را انتخاب کرده که خصوصيات خاص جغرافيايي دارد. خداي متعال دستور داد که حضرت ابراهيم، فرزندش و ذريه اش را کنار اين مکان آورده و سکني داده است. «رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتي  بِوادٍ غَيْرِ ذي زَرْعٍ  عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّم »(ابراهیم/37) اين امامي که خدا او را امام قرار داده است، وقتي مي خواهد امت تاريخي بسازد، فرزندش را در سرزمين غير حاصلخيز مي آورد و در کنار کعبه ساکن مي کند. «رَبَّنا لِيُقِيمُوا الصَّلاةَ» من بخشي از ذريه خودم را مي آوردم. ظاهرش را نگاه کنيد حضرت ابراهيم يک فرزند با خودش آورده و همسر را، ولي مي فرمايد: نسل خودم را کنار کعبه مي آورم، اين امام امت خودش را مي بيند. مي بيند وقتي حضرت اسماعيل را مي آورد، نسل ايشان از جمله اهل بيت وجود مقدس نبي اکرم را اينجا ساکن مي  کند.

لذا برايشان دعا مي کند، «فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ» خدايا من ذريه  ام را آنجا بردم و مي  خواهم اين ذريه  من در عالم اقامه صلاة و توحيد کنند، يعني نبي اکرم و اهل بيت که ذريه  حضرت ابراهيم و نسل حضرت اسماعيل هستند. دعا مي کند که خدايا قلوب مردم را متمايل به اينها کن، از ثمرات و ميوه  ها برخوردار کن. فرمودند: این دعای حضرت ابراهیم برای ما بود. رزق ائمه است، قلوب مؤمنين متمايل به آنها مي  شود و مي  توانند امامت کنند و يک امت بسازند.

پس يک مکان هايي خصوصيت دارد، امتياز دارد و نمي  شود غير کعبه قبله باشد، نمي شود غير کعبه بلد امن باشد. اينجا را خدا انتخاب کرده و امتيازي در آن قرار داده، اينجا شهر امن است. به حضرت ابراهيم دستور مي دهد ذريه  ات را بياور و بعد مي فرمايد: شما و حضرت اسماعيل، «أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ  لِلطَّائِفِينَ وَ الْعاكِفِينَ»(بقره/125) يک امتي در راه هستند دارند مي آيند. شما اين خانه را تطهير کنيد براي آنهايي که اهل رکوع و سجود هستند، آنهايي که اينجا مي آيند اعتکاف مي کنند و دلشان در کعبه مي ماند بايد پاک کنيد و تطهير شود. حضرت تطهير از فرهنگ بت پرستي کردند.

پس يک مکاني انتخاب مي  شود، يک قومي هجرت مي  کنند، بعد يک رسولي بين اينها برانگيخته مي  شود، «وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ  يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ»(بقره/129) يک پيغمبري بين آنها برانگيز که آيات تو را تلاوت کند و تزکيه و تطهير کند. اين سرزمين بلد امن و حرم مي  شود براي اينکه مردم متوجه آنجا شوند و آنجا قبله شود. قبله قلوب همه مؤمنين، روح اين قبله کجاست؟ اين سرزمين  ها يک ملک دارند، همين است که ما مي  بينيم، يک ملکوت دارند. باطن کعبه یک باطن فوق العاده  اي است، محاذی بیت المعمور و عرش است، ارکان توحيد در اين کعبه ظهور پيدا کرده است. ولي اين کافي نيست، آنچه روح اين بيت است و روح اين خانه است، وجود مقدس نبي اکرم و اهل  بيت هستند.

اگر شما اين روح را برداريد اين شهر با تمام خصوصياتي که دارد يک جسم بيشتر نيست. «لا أُقْسِمُ  بِهذَا الْبَلَدِ وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ»(بلد/1-2) به پيغمبر عرضه مي  دارد بعضي اين آيه را اينطور معنا کردند. گفتند: همين شهر مکه که اينقدر محترم است، وقتي شما در اين شهر امنيت نداشته باشي، اين شهر ارزش ندارد قسم بخوري. اين امام است که روح اين شهر است. وقتي در اين شهر مي  آيد، خداي متعال اين شهر را با امام تبديل به قبله مي کند. اين امام است که اين شهر را تطهير مي  کند. نبی اکرم صلی الله علیه و آله هستند که تشریف می آورند در این شهر و کعبه را تطهير و بتکده را ويران مي کنند و اينجا شهر امن مي  شود. بلدی که برای مومنین امن است و ايمان شان در آن تهديد نمي شود. اين تطهير ادامه دارد چون به نوع دیگری از نفاق آلوده شده و امام زمان مأمور به تطهير دوباره هستند. اينجا را تطهير مي کنند و آنوقت بلد امن مي  شود.

اينکه عرض کردم براي اين بود که؛ «قم» يکي از مکان هايي است که خداي متعال براي مؤمنين انتخاب کرده است. اهل قم کساني نيستند که در قم هستند، تمام مؤمنين و شيعيان حضرت به يک معنا اهل قم هستند. حضرت فرمود: قم، شهر ما و شهر شيعيان ماست. ائمه علیهم السلام به ظاهر هيچکس در قم مدفون نيستند و اينجا زندگي نمي  کردند. بلده قم شهر محبين اهل بيت است؛ يک عده اينجا ساکن هستند و يک عده قلوبشان اينجاست و ساکن اين بلده هستند. اين سرزمين يک فوق العادگي عجيبي دارد. خداي متعال يک ملکوتي به اين شهر داده است، چندین روایت در این مورد هست.

مرحوم محدث قمي اين روايت را در سفينه البحار نقل کردند؛ روايتي که شب معراج حضرت را تعريف مي کند، حضرت در شب معراج، هم مُلک اين عالم را نوراني ديدند، هم ملکوتش، حضرت مي فرمايند: وقتي معراج رفتم و با جبرئيل سير مي  کردم، نگاه کردم ديدم سرزميني است نوراني، يک بقعه سرخ رنگي است که از زعفران خوشرنگ  تر و از مشک معطر تر است. حضرت به جبرئيل فرمود: اينجا کجاست؟ جبرئيل عرض کرد اين شهر شيعيان شماست و شهري که خدا براي محبين و شيعيان انتخاب کرده است. حضرت مي  گويد: ديدم پيرمردي آنجا نشسته و کلاهي بر سر دارد، از جبرئيل پرسيدند: اين کيست؟ جبرئيل عرض کرد: شيطان است. حضرت فرمود: «فَمَا يُرِيدُ مِنْهُم » با اينها چه کار دارد؟ جبرئیل عرض کرد: «يُرِيدُ أَنْ يَصُدَّهُمْ عَنْ وَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ يَدْعُوَهُمْ إِلَى الْفِسْقِ وَ الْفُجُور»(5)؛ گفته بود «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيم »(اعراف/16) سر راه امام میشینم؛ سکني و محل استقرارش را در شهر مؤمنين گذاشته که نگذارد اينها دنبال اميرالمؤمنين بروند، از ولايت و بندگي دعوتشان کند به فسق و فجور. پيداست شيطان مي  فهمد کجا بايد برود. خدا اين شهر را انتخاب کرده و شيطان آمده همين  جا را محل اقامت خودش قرار داده است. حضرت به جبرئيل فرمودند: پايين برويم. آمدند شيطان را کوچ دادند و گفتند: تو نصيبي از دوستان من نداري. خیلی تعابیر عجیبی است، اگر با آیات قرآن این روایت معنا بشود؛ حضرت به او فرمودند: «قُمْ يَا مَلْعُونُ فَشَارِكْ أَعْدَاءَهُمْ فِي أَمْوَالِهِمْ وَ أَوْلَادِهِمْ وَ نِسَائِهِم » برو با دشمنان اينها مشارکت در فرزند و مال و نسلشان کن؛ شيطان اینگونه است، مشارکت مي  کند و روايت متعدد است. تو حقي در اينها نداري. این یک جلوه شهر است در ملکوت.

جلوه دوم را هم عرض کنم؛ حضرت فرمودند: وقتي به آسمان چهارم رسيدند، بيت المعمور که مقابل کعبه است در آن آسمان است. حضرت آسمان چهارم را ديدند، مي فرمايند: آنجا من يک بقعه  اي ديدم که در آسمان چهارم بهتر از او نديدم. با اینکه بيت المعمور هم در آسمان چهارم است. این باطن شهر قم در آسمان چهارم است. فرمودند: جبرئيل اين چيست؟ فرمود: «هَذِهِ صُورَةُ مَدِينَةٍ يُقَالُ لَهَا قُم »(6) اين صورت و ملکوت شهر قم در آسمان چهارم است. به حضرت عرض کرد: «يَجْتَمِعُ فِيهَا عِبَادُ اللَّهِ الْمُؤْمِنُون » بندگان مؤمن خدا اينجا جمع مي  شوند؟ «يَنْتَظِرُونَ مُحَمَّداً وَ شَفَاعَتَهُ لِلْقِيَامَةِ وَ الْحِسَابِ» اينها چشمشان به دست وجود مقدس نبي اکرم است.

این دو روایت را عرض کردم برای اینکه؛ اين شهر يک باطني دارد غير از اين مُلک، اينجا را خدا انتخاب و آماده کرده براي اينکه مؤمنين بیایند و تطهير شوند و رشد کنند. شما وقتی یک خانه می سازید همه چیز را برای زندگی آماده می کنید، وقتي خداي متعال شهري را براي بندگي آماده مي کند، همه چيز را آماده مي  کند.

کفار هم اينطور هستند. يک شهرهايي را قبله مي  کنند و خصوصيات جغرافيايي را انتخاب مي  کنند، اين را در آثار يکي از غربي  ها دیدم، ما وقتي تمدن جديد خودمان –فلسفه، علم، تکنولوژی و...- را درست کرديم، به آمريکا رفتيم اين تمدن را پياده کرديم و آنجا قبله شد. همه تمدن  ها و فرهنگ های دیگر را با آن محو کرديم. وقتي به اسلام رسيد دنياي اسلام مقابلش مقاومت کرد و الا بقيه را بلعيديم.

آنها یک شهری درست می کنند متناسب با تمدن خودشان، خصوصياتي که آنها براي تمدن خودشان مي  خواهند اگر دنياپرستي و شهوت راني است يک منطقه مناسب آنطوري درست مي  کنند. خداي متعال هم شهري مثل مکه و قم را انتخاب مي  کند، ولي کاملاً اين را آماده مي کند و ملکوت نورانی به آن می دهد. حضرت مي  گويند: من زيباتر از اين بقعه در آسمان چهارم نديدم. حضرت وقتي معراج مي  روند چشمشان قم را مي  گيرد و مي  گويند: اين بقعه نوراني که معطرتر از مشک و زيباتر از زعفران است، کجاست؟ شيطان را کوچ مي  دهند، در روايات هست غير از اين براي شهر حفظه گذاشتند. کما اینکه برای مومن حفظه می گذارند، در قرآن است ملائکه موقع قبض روح، به مؤمن مي  گويند: «نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا»(فصلت/31) ما در دنيا با شما بوديم. روايت داريم که مي  گويند: «كُنَّا نَحْرُسُكُمْ مِنَ الشَّيَاطِين »(7) ما مراقب بوديم شياطين به شما نزديک نشوند.

قم هم باطني دارد، خداي متعال براي عباد الله انتخاب کرده است. شيطان را از اينجا کوچ داده و حفظه و ملائکه قرار داده است. همه اين ها جسم شهر قم است، يک روح نياز دارد. نزول حقايق بر قم يک شخصيتي مي  خواهد که تحمل اين حقيقت را داشته باشد و حامل آن باشد، شخصيتي که خدا به او مأموريت هجرت داده که بيايد در قم بماند و این کار را انجام دهد وجود مقدس حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها است.

سوال: حسن ختام فرمايشات شما را خواهيم شنيد.

جواب: عرض کردم خداي متعال اين شهر را براي يک مأموريت بزرگ انتخاب کرده است، طبیعت و جغرافیا و ملکوتش را برای آن ماموریت آماده کرده. يک محققي مي گفتند: قم قبل از ظهور اسلام يک سرزمين جلگه  اي و خوش آب و هوا بود. با ظهور حضرت اينجا کوه نمک بالا آمده و اقتضائات طبيعي آن تغيير کرده و مناسب شده براي يک امر بزرگ، بعد خداي متعال مؤمنين را به اينجا کوچ مي  دهد. قلوب را متمايل مي  کند، وجود مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها که روح اين شهر و عمود اين شهر و رکن این بلد اند؛ ارکان البلاد ائمه هستند، کما اينکه اولياي طاغوت رکن شهرهاي مادي هستند و اين شهرها تجسد روح آنهاست، همه شيطنت  ها از آنجا برمي  خيزد، اينجا هم هر خيري نازل مي  شود، خداي متعال ايشان را اينجا قرار دادند، واسطه تحقق و تحمل آن خير و جاري کردنش ايشان هستند.

ذيل سايه ايشان است که علما و بزرگان و محدثيني که اينجا هرکدام يک دنيايي هستند، زندگي مي  کردند، هرچه دريافت مي  کردند –تلقی حقیر این است- نقطه کانوني دريافت آن فيوضات اينجا زير سايه ايشان است. بزرگاني مثل موسس حوزه علميه قم، مرحوم آيت الله العظمي بروجردي، حضرت امام رضوان الله تعالی علیه، اينها زير سايه وجود فاطمه معصومه شکل گرفتند.

بنده میخواهم یک جلوه از «تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّة» را عرض کنم؛ از برکات وجود مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها، اين شهري که خداي متعال انتخاب کرده و حضرت را به اينجا هجرت داده و با هجرت ايشان همه چيز مهيا و کامل شده و حرم اهل  بيت شده است. لذا عنايت کنيد رواياتي که ائمه مکرر فرمودند، حرم ما در قم است، بلافاصله اشاره به حضرت معصومه مي  شود. يعني با وجود مقدس ايشان است که اينجا حرم اهل  بيت مي  شود.

يکي از خصوصياتي که در روايات است اين است که در آخرالزمان علم از نجف غروب مي کند و در قم ظهور پيدا مي کند. اين معارف اهل بيت علیهم السلام است و در روایات است به جایی می رسد که در سراسر دنيا حجت بر مردم از اینجا تمام مي  شود. همه مردمي که در دنيا هستند خدا به واسطه علمي که از آن شهر منتشر مي  شود با آنها اتمام حجت مي  کند و اين يکي از جلوه  هاي شفاعت حضرت نسبت به همه است. چون معارف اهل  بيت يکي از مهمترين راه  هاي رسيدن به اهل  بيت است. آن معارف از اينجا منتشر مي  شود و حجت از اينجا تمام مي  شود. اين يکي از خصوصياتي است که در اين شهر قرار داده شده.

يکي از خصوصيات ديگري که به برکت وجود مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها در قم قرار داده شده اين حديث نوراني است که از سفينه محدث قمي نقل مي  کنم از وجود مقدس موسي بن جعفر سلام الله علیه است که بشارت بزرگي است، حضرت به قم مي  آيند و کانون انتشار معارف مي  شود، آنوقت يک اتفاق عظيم ديگري کنار اينکه اينجا کانون انتشار معارف مي  شود در همين قم اتفاق مي افتد، «رَجُلٌ  مِنْ  أَهْلِ  قُمَ  يَدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ»(8) يک کسي از قم، رجل به معني شخصيت بزرگ است. به پا مي  خيزد و مردم را به حق دعوت مي کند. «يَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ كَزُبَرِ الْحَدِيدِ» جمعيتي دور او جمع مي  شوند مثل پاره  هاي آهن که هرچه بيشتر اينها را مي  کوبند، استوارتر مي  شوند. فولاد را هرچه بيشتر زير چکش قرار مي  دهند شفاف  تر مي  شود. شمشير را وقتي در کوره قرار مي  دهند، برنده  تر و مقاوم  تر مي  شود. هرچه فشار دشمن بيشتر مي  شود، استقامت اينها بيشتر مي  شود.

«لَا تُزِلُّهُمُ الرِّيَاحُ الْعَوَاصِفُ» طوفان  هاي بنيان  کن وقتي به اينها برخورد مي  کند، اينها را نمي  لرزاند، «وَ لَا يَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ» هرچه آنها را به درگيري و نبرد تهديد مي  کنند، اينها خسته نمي  شوند. «وَ لَا يَجْبُنُونَ» از تهديدهاي دشمن خوف به دلشان راه پيدا نمي  کند. «وَ عَلَى اللَّهِ يَتَوَكَّلُونَ» اعتمادشان در اين راه به هيچ امکاناتي نيست و فقط به خداي متعال تکيه دارند. «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ » پايان اين سختي  ها به نفع آنها ختم مي  شود، ساخته مي  شوند و خداي متعال کار بزرگي در انتشار حقيقت توحيد و معارف اهل  بيت که به برکت فاطمه معصومه سلام الله علیها در اين شهر منتشر مي  شود، توفيق بزرگي پيدا مي  کنند در انتشار حقيقت اسلام و معارف نوراني اهلبيت.

اين نعمتي که خدا به ما عطا کرده و نمي  شود گفت چقدر قيمت دارد. اگر اهل  بيت نيامده بودند راه خدا بسته بود. از برخی آیات و روایات استفاده می شود که ما اصلا تکليفي نداشتیم، با آمدن آنها راه به سوي خدا باز شده است. يکي از نعمت  هاي بزرگ اين است که خداي متعال اين وجود مقدس را که فوق العاده با عظمت هستند، در مدح ایشان همين بس؛ کسي بيايد محضر ايشان «عارفاً بِحَقِّها» عرض کردم این حق دوتا است؛ ايشان يک حقي بر ما دارند و يک حقي بر خدا دارند که حق شفاعت است. «فَلَهُ الْجَنَّة» يعني محضر ايشان بياييد درهاي وادي توحيد به روي شما باز مي  شود. چون خداي متعال حق به ايشان داده و آن حق را خودش قرار داده و امضاء کرده است، اگر محضر ايشان بياييد وادي توحيد براي انسان هموار مي  شود و خداي متعال بر ما واجب مي  کند که وارد وادي توحيد و بهشت شويم. درهای حرم شبانه روز باز است و معني باز بودن در حرم اين است که دعوت شويم و اينجا بياييم. نيامدنش هم تقصير و کوتاهي ماست. خداي متعال همه را موفق بدارد.

پی نوشت ها:

(1) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 57، ص: 228

(2) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 2، ص: 126

(3) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 549

(4) عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج 1، ص: 136

(5) علل الشرائع، ج 2، ص: 572

(6) الإختصاص، النص، ص: 101

(7) تفسير القمي، ج 2، ص: 265

(8) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 57، ص: 216