نسخه آزمایشی
یکشنبه, 19 ارديبهشت 1400 - Sun, 9 May 2021

رفتار مومنین در هنگام سختی ها و نحوه برخورد با شبهات در برنامه سمت خدا/ لزوم بهره مندی از ماه های رجب، شعبان و رمضان

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 8 فروردین ماه 99 است که در برنامه سمت خدا ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند؛ واقعه  اي که پيش آمده و کل جامعه جهاني را درگير کرده، متأسفانه موجب غفلت از فرصت  ها شده است. مومن باید در تمام حالات خودش را تحت تدبیر خدای متعال ببیند و هنگام سختی ها از خداوند ناامید نشود. دنیا برای مومنین فرصت مسابقه برای رسیدن به مغرفت خدای متعال است و در این فرصت نگران حوادثی که برایشان پیش می آید نیستند. چرا که همه آنها در کتابي قبل از اينکه به آنها برسد ثبت شده است و همه تحت تدبیر خدای متعال است. در برخورد با شبهات اعتقادي که در اين فضا ايجاد مي شود بايد توجه داشته باشيم اين شبهه از کجا می آید؟ اگر از دستگاه نبی اکرم نيست به آن توجه نکنيم. اينکه بعضي خيال مي کنند به استقبال شبهه برويم و پاسخ بدهيم، مثل اين است که انسان خودش را در معرض ويروس قرار بدهد و بگويد مي روم که واکسينه شوم! ماه شعبان را شعبان نامیدند چرا که شعبه های خیران به سوی ما نازل می شود و ما باید از فرصت این ماه غافل نباشیم.

 سوال: امروز با افتخار خدمت حاج آقاي ميرباقري هستيم و بحث امروز را خواهيم شنيد.

جواب: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين  وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين  وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم  أَجْمَعِين . واقعه  اي که پيش آمده و کل جامعه جهاني را درگير کرده، پيامدهايي دارد که بعدها آشکار خواهد شد، متأسفانه موجب غفلت از فرصت  ها شده یعنی ما فرصت  هاي الهي داريم که خداي متعال در اختيار ما گذاشته و خيلي تکرار پذير نيستند، مثل فضاي ماه رجب، شعبان و رمضان که بايد خودمان را براي بهره  مندي از شب قدر آماده کنيم. مقداري موجب غفلت از اين فرصت  ها شده است، و تا الان رجب از دست رفته و خوشا به حال رجبيوني که اين سر و صداها آنها را غافل نکرده است.

در دعاي عرفه نقل شده که حضرت به خدای متعال عرضه میدارند و به ما تعلیم کرده اند که به خدا اينطور بگوييد «إِلَهِي إِنَّ اخْتِلَافَ تَدْبِيرِكَ وَ سُرْعَةَ طَوَاءِ مَقَادِيرِكَ مَنَعَا عِبَادَكَ  الْعَارِفِينَ  بِكَ عَنِ السُّكُونِ إِلَى عَطَاءٍ وَ الْيَأْسِ مِنْكَ فِي بَلَاءٍ» خدايا تدبيرهاي تو گوناگون است؛ هميشه بيماري و سلامتي نيست. هميشه بهار نيست، پاييز نيست، جواني نيست، اين اختلاف تدبير و سرعت پيچش اندازه  ها، «مَنَعَا عِبَادَكَ  الْعَارِفِينَ  بِكَ» آنهايي که به معرفت تو راه پيدا کردند يا با تو به معرفت رسيدند، یعنی با عینکی که تو به آنها دادی عالم را می بینند، از منظر تو عالم را مي بينند، اينها را منع مي کند که در کنار عطاي خدا آرام بگيرند و دل خوش باشند يا در کنار بلا مأيوس باشند، اين درس اين صحنه  هاست. مؤمن بايد اينطور باشد.

در ذيل سوره حديد است آنهايي که در حال مسابقه هستند، «سابِقُوا إِلى  مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ»(حديد/21) دنيا بساطش جمع مي شود. «أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ كَمَثَلِ  غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً»(حديد/20) تمام حيات دنيا اين پنج چيز است، لهو و لعب و زينت و تفاخر و تکاثر؛ ولی مثل باراني است که مي  بارد.

«أَعْجَبَ الْكُفَّارَ» شاید کفار اينجا کساني است که چشم پوشي از عالم غيب مي  کنند و رويش را مي  بينند و دلخوش مي  شوند. ولي اين به زودي رو به زردي مي  رود، خس و خاشاک مي  شود و زير دست و پا می ریزد. کل اين مراحل پنج گانه دنياي تک تک ما و کل مراحل پنج گانه عالم دنیا که عالم ولایت شیطان و اولیای طاغوت است به همين کيفيت است که به سرعت از بين مي  رود.

بعد میفرماید: «وَ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ شَدِيدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ» ولی وقتي به حيات آخرت وارد مي  شويد، بعد از دار دنيا يا با مغرفت و رضوان الهي روبرو مي  شويد يا با رنج  هاي شديد و این بستگی دارد که چگونه با عالم دنیا مواجه شده باشید. «وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ» تمام حيات دنيا يک متاعي است که آدم را فريب مي  دهد و چيزي درونش نيست، مثل رويش است؛ آدمي که به غيب عالم توجه دارد، در پس اين رويش دست خدا و يک جهان ديگري را مي  بيند ولي کسي که همين دنيا را مي  بيند، دلخوش به اين رويش مي  شود و بايد بنشيند و غصه فرو ريختن اين سرسبزي  ها را بخورد.

می فرماید حالا که اینگونه است، «سابِقُوا إِلى  مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ» سبقت بگيريد بر همديگر به سمت مغفرت «وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ» جنتي که وسعتش به اندازه همه سماوات و عرض است. «أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ» براي کساني که ايمان به خدا و رسول دارند مهيا است. شما مسابقه بدهيد. اگر کساني وارد ميدان مسابقه هستند، یعنی در عالم دنيا مشغول به لهو و لعب و زينت و تفاخر و تکاثر نيستند، در فرصت  دنيا مسابقه مي  دهند، حوادثي برايشان پيش مي  آيد، که این حوادث را هم خدا مقدر مي کند. چنين انسان  هايي که در مسير مسابقه هستند نگران حوادث نيستند.

سوال: یعنی در متن بلا هم از ذکر و یاد خدا غافل نمی شوند.

جواب: اين آيه  اي که زهد به او تعريف شده بعد از اين فرازهاست. «ما أَصابَ مِنْ مُصيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا في  أَنْفُسِكُمْ إِلاَّ في  كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها»(حدید/22) هر بلايي براي شما پيش مي  آيد، در درون و محيط بيرون و فضاي طبيعت و جامعه، اينها در يک کتابي قبل از اينکه به شما برسد ثبت شده است. شما که در حال مسابقه هستي همه چيز شما تحت تدبير خداست. شما که با همه وجود در راه خدا حرکت مي  کني و توجه به دار دنيا را پشت سر گذاشتي ديگر تحت تدبير اراده الهي هستيد. هرچه براي شما پيش مي  آيد از قبل خدا معين کرده است، «لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى  ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ»(حديد/23) آنجايي که چيزي از دست مي  رود متأسف نباشيد آنجايي که چيزي به شما مي  رسد خیلی خوشحال نشويد.

در مجلس يزيد رو کرد به امام سجاد علیه السلام اين آيه را خواند «وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ  مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ»(شوري/30) اين سختي  هايي که به شما مي  رسد در اثر عمل شماست. درست است خيلي از ما اينطور هستيم. طرف وارد شد بر حضرت، پايش گير کرد به چهارچوب در زمين خورد، حضرت فرمودند: «وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ  مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ * لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى  ما فاتَكُمْ» عرض کرد چه کردم؟ فرمودند: بسم الله نگفتي.

اين آيه را به حضرت خواند که اين اسارت و شهادت در اثر گناه خودتان است! حضرت فرمودند: اين آيه مربوط به ما نيست، آيه ما اين است. «ما أَصابَ مِنْ  مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ»(حديد/22) ما تأسف نمي  خوريم، چيزي از دست نداديم. مصيبت و عزاداري غير از تأسف است.

اين واقعه  اي که پيش آمده براي کساني که در دنيا مشغول به خدا هستند و از وادي لهو و لعب و تفاخر و تکاثر خارج شدند و درحال مسابقه دادن اند و کاملاً مطمئن هستند همه حوادثي که مي  رسد تحت تدبير اوست؛ هيچ ضرري ندارد. مؤمن در همه احوال در حال سود کردن است. لذا در بلا دنبال خداست همينطور که در رخاء و گشايش به دنبال رحمت و عنایت اوست.

علی أی حال اين واقعه با وسعتي که دارد و جامعه جهانی را درگیر کرده و پيامدهاي سنگيني در جامعه جهاني خواهد داشت که بعداً ظاهر مي  شود؛ يک نکته  اي دارد و اين است که نبايد موجب غفلت ما شود، موجب شود از فرصت ها غافل شويم. رجب رفت، شعبان و رمضان هم برود، اين هم توجه داشته باشيم، اگر يک موقع آدم نماز شب را از دست داد نبايد بخوابد که نماز اول وقت صبحش هم از دست برود. رجب رفت، ماه شعبان که هست. به حضرت گفت: روزه ماه رجب؟ فرمود: چرا از روزه ماه شعبان غافل هستيد؟

حتي روزهاي آخر ماه شعبان اين حديث را در اقبال نقل کرده است. محضر امام رضا علیه السلام آمد، حضرت فرمودند: جمعه آخر ماه شعبان است. بارتان را براي ورود به رمضان ببنديد. بنابراین ماه شعبان که شهر حضرت است و ما را سیر می دهند بطرف رمضان و شب قدر باید قدر بدانیم. نکته دیگری عرض کنم؛ متاسفانه اين واقعه اي که پيش آمد موجب شد آدم هايي که بيمار بودند و هميشه سعي مي کردند عقده هاي خودشان را علیه دین و خدا سعی می کردند پياده کنند، فضا را مناسب ديدند براي اينکه ايجاد شبهه کنند و شبهات الهياتي را از نو مطرح کنند.

بزرگتران اينها که در دوران رنسانس با لحن هاي مختلف اديان الهي را تمسخر کردند، مي گفتند: اينها ناشي از عقده هاي سرخورده جنسي بشر است. گاهي گفتند: ناشي از واژگونگي اوضاع اقتصادي است. گاهي گفتند: ناشي از جهالت بشر است و بحث خداي رخنه پوش را مطرح کردند؛ مار مورها الان بدن همه آنها را خوردند ولي دين خدا در عالم باقي ماند. لذا ما نگران دين خدا نيستيم، نگران خودمان هستيم. خیلی هم با شبهه پراکنان کاري نداريم، آنها بعید است که اهل هدایت باشند، یعنی آدم دنبال هدایت شیطان نباید برود، وقت تلف کردن است.

اما به مؤمنيني که مضطرب مي شوند دو نکته عرض کنم که مقدمه بحثم باشد و آن نکته این است که در برخورد با شبهات الهياتي و اعتقادي که در اين فضا ايجاد مي شود بايد توجه داشته باشيم اين شبهه از کجا می آید؟ يک سؤال که بي خودی در عالم مطرح نمي شود؛ يا از دستگاه شيطان است يا نبي اکرم، دو دستگاه بيشتر نيست، حتي اگر در درون انسان وسوسه مي شود، فرمود دو تا گوش است یا ملک در او مي دمد يا شيطان، يا قواي اميرالمؤمنين است يا ابليس که دارند کار می کنند.

توجه داشته باشیم که اينها از کجا مي آيد و اگر از عالم نوراني نيست به آنها توجه نکنيم. اينکه بعضي خيال مي کنند به استقبال شبهه برويم پاسخ بدهيم، مثل اين است که انسان خودش را در معرض ويروس قرار بدهد و بگويد مي روم که واکسينه شوم. کار خطرناکی است و هيچ عاقلي اين کار را نمي کند. این آیه قرآن هم که معمولا به آن تمسک میکنند «فبشر عباد الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ  الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ» (زمر/18) به بندگان من بشارت بده آنهايي که مي شنوند و بعد بهترين را دنبال مي کنند. اين براي عباد الله است، چه ربطي به ما دارد؟

عباد الله فرقان دارند، مثل اينهايي که در بیمارستان ها مسلح به جنگ ويروس مي روند، بزرگواراني که خودشان را برای این کار مهیا کرده اند، اين چه ربطي به من دارد که خودم را در معرض ويروس قرار بدهم و بخواهم واکسینه بشوم! اين خيلي کار خطرناکی است. لذا در روايت دارد با شيطان درگير شويد و لعن کنيد. خیلی وقت ها شبهه اینکونه رفع می شود.

لذا در روايات دستوراتي که داده شده یکی اين است که شيطان را لعن کنيد. یکی اینکه اذکاري است که بگوييد شيطان برمي گردد. شيطان خناس است، با کمترين توجهي که به خدا مي کني دامن خودش را جمع مي کند. اين حديث را مکرر شنيدند، شخصي خدمت رسول گرامي اسلام آمد و عرض کرد: «هَلَكْتُ » يا رسول الله از دست رفتم! حضرت فرمودند: شيطان به تو هجوم آورده است مي گويد: عالم را چه کسي آفريده؟ مي گويي: خدا. مي گويد: خدا را چه کسي آفريده؟ گيرت انداخت! حضرت فرمود: «ذَاكَ وَ اللَّهِ مَحْضُ الْإِيمَان » اينکه تن نمي دهي و دنبال شيطان نمي روي علامت ايمان است، اگر تن مي دادي مؤمن نبودي، دنبال شيطان مي رفتي و تا آخر تو را مي برد. فرمودند: از اين به بعد هر وقت هجوم آورد بگو: «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيم ».

بنابراين راه مقابله با وسوسه ها، هميشه اين نيست که شبهه را تا آخر دنبال کنيم و بعد جواب دهيم. خيلي وقت  ها بايد راهش را ببنديم و خودمان را در معرض قرار ندهیم. فرمود: «فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ  إِلى  طَعامِه »(عبس/24) ببينيد طعامتان را از کجا مي گيريد؟ فرمود: يکي از طعام هاي شما علم شماست. ببينيد از چه کسي مي گيريد؟ اگر آلوده است از او نگيريد. الآن هرکس به شما طعام بدهد قبول مي کنيد؟ در این شرایط باید اطمینان پیدا کنید که این دست دست امینی است.

البته يک جاهايي هم اگر با آدم درگير شد بايد با نفس با شيطان مجادله کرد و اين مجادله همان استدلال و برهان است، اگر انسان می تواند و اگر نمیتواند برود ياد بگيرد. وقتي آدم دچار شبهه مي شود اگر نافله شب بخواند، دعاي ابوحمزه بخواند، اگر شک در وادي توحيد است دعاي عرفه سيدالشهداء علیه السلام را بخواند، همه شبهات رفع مي شود.

خيلي نبايد به شبهات الهياتي که در اين فضا مطرح مي شود گوش کرد. در بلا می خواهند ما را از خدا جدا کنند! بلا آمده ما را به خدا نزديک کند «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ  وَ بَشِّرِ الصَّابِرِين »(بقره/155) پايداري در صحنه براي کساني است که صابر هستند. صابرين کساني هستند که «الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ  مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُون »(بقره/156) آنهايي که در بلا خدا را پيدا مي کنند، اگر تا حالا غافل بودند، نمي دانستند از کجا هستند و به کجا مي روند، می فهمند که «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُون » بلا براي اين نازل مي شود نه اينکه در ما غفلت ايجاد کند. شيطان مي خواهد اين را به فتنه تبديل کند و ما باید با او مقابله کنیم.

شيطان قوايي دارد، قواي انسي و جني دارد، يک عده ای زبان شيطان هستند، اميرالمؤمنين در نهج البلاغه مي فرمايند: «نَطَقَ بِأَلْسِنَتِهِم»  با زبان شيطان حرف مي زنند. بنابراین ما نبايد گوشمان به اين حرف ها بدهکار باشد.

سوال: یعنی در بارِش شبهات هم یک خود قرنطینگی داشته باشیم.

جواب: بله، واقعا این ويروس هايي که شياطين براي ایمان ما ايجاد مي کنند، مواظب باشیم و خودمان را در حفاظ قرار بدهيم. خودمان را در معرض قرار ندهیم و بگوییم میرویم و جواب می دهیم؛ حکایت آن شخص میشود که رفت آب بیاورد و [خودش را آب برد.]  

بر همین اساس عرض می کنم، فرصت هايي که خدای متعال در اختيار ما قرار داده يکي ماه مبارک شعبان است که به شفاعت نبي اکرم مستقیما اين فرصت در اختيار امت قرار گرفته که و در صلوات شعبانيه مکرر خوانديم، «هَذَا شَهْرُ نَبِيِّكَ سَيِّدِ رُسُلِك » اين فرصت را قدر بدانيم. در باب شعبان يک نکته اي در روايات آمده، علت اينکه به شعبان، شعبان مي گويند از اميرالمؤمنين علیه السلام در تفسير منسوب به امام حسن عسگري علیه السلام نقل کردند، حضرت فرمودند: «سَمّاهُ ربُّنا شَعبان»(1) چرا؟ «لِتَشَعُّبِ الْخَيْرَاتِ  فِيهِ » شعبه هاي خيرات به سوي ما جاري و نازل مي شود و ابوابي از خيرات به روي ما باز مي شود. لذا حضرت در ادامه فرمودند: «قَدْ فَتَحَ رَبُّكُمْ فِيهِ أَبْوَابَ جِنَانِهِ» خداي متعال درهاي از بهشت را به روي شما باز کرده است.

تشعب خيرات معنايش اين است که خيرات يک سرچشمه و مبدأيي دارد و شعبي پيدا مي کند و جاري مي شود. يک شعبه اش صلاة و يک شعبه اش صيام است، روزه است، زکات است و صلوات است، دستگيري از مؤمنين است، همین مجاهداتی است که این روز ها مشاهده میکنید عده اي در صف مقدم براي دفاع از ديگران جان خود را کف دست گرفتند، که قرآن به آنها بشارت خیی مهمی میدهد، می فرماید: «وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ  جَمِيعاً» (مائده/32) اينقدر اين عمل از نظر خدا ارزش دارد که کسي که جان يک نفر را زنده مي کند، خداي متعال ثواب احياي همه نفوس را به او مي  دهد.

در روايت دارد حضرت فرمود: مصداق اين آيه کساني هستند که يک کسي در آتش مي سوزد، خطر مي کند و او را نجات مي  دهد. کسي غرق مي شود خطر مي کند و جانش را نجات مي  دهد. شايد نکته اش اين است، کسي که خودش را به بلا مي زند شايد نيتش باشد که اگر هزار نفر هم باشد هزار نفر را نجات بدهد و خداي متعال خیلی وقت ها با نيات ما به ما اجر مي دهد، معنای و «توفیر نیت» همین است. اگر کسي که در جواني واقعاً اهل نماز شب بوده و الآن توان نماز شب خواندن ندارد، خداي متعال ثواب بيداري شب را برايش مي نويسد. تا می توانسته ایستاده نافله شب می خوانده الآن که ناتوان شده مي نشيند نماز مي خواند، خداي متعال ثواب نماز ايستاده به او مي  دهد. روزه مي گرفته و الآن نمي تواند خداي متعال ثواب روزه شعبان و رمضان به او مي دهد.

شعب خيري که به روي ما باز شده است، يک سرچشمه دارد. ما بايد سعي کنيم سرچشمه را پيدا کند، از آنجا به طرف شعب بيايیم، که در ماه شعبان خود نبي اکرم هستند، لذا در روايت داريم که حضرت فرمودند: اگر کسي اين ماه را روزه بگيرد، در محبت نبي اکرم و تقرب به خداي متعال، یعنی نيتش حبّ نبي اکرم باشد، اين فلان فضيلت را دارد. يا در روايت است حضرت مي  فرمايد: شعبان ماه من است، مرا کمک کنيد به روزه اين ماه. روزه مي گيرد که حضرت را کمک کند. اين کمک کردن معنايش اين است که حضرت مي خواهند ما را شفاعت کنند، تمام ماه روزه مي گيرند و شب زنده داري مي  کنند که ما را برسانند و عالم را سير بدهند. کمک ما این است دستمان را به دست حضرت بدهيم.

اگر روزه از سر محبت حضرت، به نيت کمک به حضرت باشد، در اقبال ديدم اميرالمؤمنين فرمودند: از وقتي منادي حضرت اين ندا را داد روزه ماه شعبان از من ترک نشد و اميدوارم تا آخر عمر ترک نشود. چون کمک به حضرت است. حضرت مي فرمايد: من مي خواهم دست شما را بگيرم، شما هم کمک بکنيد. به حضرت گفت: دعا کنيد اهل بهشت باشم. حضرت فرمود: تو هم دعا کن مرا به طول سجده. از طول سجده ما بهشت درنمي آيد. از روزه ما مقام رضوان در نمي آيد، ولي اگر اين کار را به عنوان محبت حضرت انجام داديم، آن اتفاق خواهد افتاد.

ما باید اصل خیر را بدست بیاوریم. در روايات ما بابي هست که خيلي گسترده است؛ از کتاب کافي چند روایت بخوانم، آخرين باب کتاب ایمان و کفر که مرحوم کليني نقل کردند، باب عجيبي است. عنوانی که ایشان برایش گذاشتند نشان میدهد استظهار و فهم ایشان از این روایات این است؛ «بَابُ أَنَّ الْإِيمَانَ لَا يَضُرُّ مَعَهُ سَيِّئَة» همراه با ايمان هيچ بدي به آدم ضرر نمي  زند. نه به معني اينکه انسان لاابالي گري بکند، ولي کسي که مؤمن است، سيئات به او ضرر نمي زند. «وَ الْكُفْرَ لَا يَنْفَعُ مَعَهُ حَسَنَة» با کفر هم هيچ عمل خوبی نتيجه ندارد. مثل بذر در زمين شوره زار، اگر سرزمين وجود ما حاصلخيز و سرزمين ايماني شد، «يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ  رَبِّهِ»(اعراف/58) اما «وَ الَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً» هرچه بذر بريزي نتيجه اي در اين زمين نمي  دهد. روایاتی را در این باب نقل میکند من یکی دوتا از آنها را که روایات عجیبی است می خوانم.

روايتي از امام صادق علیه السلام است که وقتي موسي کليم با خضر مواجه شد و بنا شد از هم جدا شوند و نتوانست تحمل کند و همراهي با حضرت خضر کند و از آن معلم الهي بيشتر ياد بگيرد، به جناب خضر مي گوید: «قَدْ تَحَرَّمْتُ بِصُحْبَتِك فَأَوْصِنِي  » حالا که محروم از صحبت با تو شدم در لحظه جدايي يک سفارشي به من کن. جناب خضر در لحظه جدا شدن یک جمله به موسی کلیم گفته است؛ فرمود: «الْزَمْ مَا لَا يَضُرُّكَ مَعَهُ شَيْ ءٌ كَمَا لَا يَنْفَعُكَ  مَعَ  غَيْرِهِ شَيْ ءٌ» ملازم آن چيزي باش که اگر با او بودي هيچ چيز نتواند به تو ضرر بزند و اگر از آن جدا شدي هيچ چيز برايت نفعي ندارد. آدرسش را هم نداده است اما من عرض میکنم، «حُبُّ عَلِيٍّ حَسَنَةٌ لَا تُضِرُّ مَعَهَا سَيِّئَة»(2) نه اینکه آدم گناه میکند بلکه گناه به ساحت مؤمن نزديک نمي شود. وادي محبت وادي گناه نيست، «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي ». خودت را به امام رساندي، امام حصن حصين است. جناب خضر هم همین را مي گفتند: خودت را مرکز عصمت برسان. در صلوات شعبانیه می خوانیم «عِصْمَة الْمُعْتَصِمِين»  کسي به امام معتصم شد مثل آب کُر است، خودش هم ديگر پاک و پاک کننده مي  شود، لذا آنهايي که نفَس اميرالمؤمنين بهشان خورده نفَس خودشان مطهر است.

روايت ديگر از وجود مقدس اميرالمؤمنين علیه السلام است که امام صادق علیه السلام نقل کردند و روايت ششم اين باب است، «كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ كَثِيراً مَا يَقُولُ فِي خُطْبَتِه » اميرالمؤمنين در خطبه هايشان زياد اين مطلب را مي  فرمودند: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ دِينَكُمْ  دِينَكُمْ » مراقب دينتان باشيد. آن حصني که خدا بر شما گذاشته، ديني که از عالم بالا نازل شده، که در روایات فرمود وجود مقدس نبی اکرم «آخِذاً بِحُجْزَةِ رَبِّه » متمسک به حجزه الهي است و ما متمسک به حُجزه نبي اکرم و دوستان ما متمسک به حُجزه ما، عرض کردند: حجزه چيست؟ فرمود: دين! حضرت دينش را از خدا مي گيرد و ما دينمان را از اهل  بيت و نبي اکرم مي  گيريم. لذا فرمود: شمس خود نبي اکرم است و پرتو آن که دنیا را روشن می کند دين حضرت است. حضرت خورشيدي است که شعاعش به شما مي رسد.

فرمود: حواستان به دينتان باشد، دينتان را از دست ندهيد «فَإِنَ  السَّيِّئَةَ فِيهِ  خَيْرٌ مِنَ الْحَسَنَةِ فِي غَيْرِهِ» اگر کسي در فضاي دين الهي بود، در فضاي دين نبي اکرم بود، «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ  رَسُولَهُ  بِالْهُدى  وَ دِينِ الْحَقِّ»(توبه/33) با اين دين حق همراه بود، دين حق در روايت به ولايت حضرت امير تعبير شده است. سيئه همراه با او بهتر از حسنه در وادي بي ديني است. بعد حضرت فرمودند: «السَّيِّئَةَ فِيهِ تُغْفَرُ» چون گناه با دين بخشيده مي شود، «وَ إِنَّ الْحَسَنَةَ فِي غَيْرِهِ لَا تُقْبَلُ» خوبي هاي با غير دين قبول نمي شود. کسي مؤمن نيست، خوبي هايش قبول نمي شود. کسي مؤمن است، مؤمن لا ابالي نيست ولي ممکن است خطا کند. در وادي ولايت حضرت گناه بي معناست. مومن «لمم» داره، عادتش نيست ولي مي لغزد، لغزش ها با مغرفت پاک می شود. حضرت فرمود: ملازم با دين الهي باشيد که سيئه در او بهتر از حسنه در غيرش است.

سوال: یعنی یک وادی است که تو باید خودت را به این وادی برسانی.

جواب: آنجا البته باید دنبال حسنات هم رفت. ولی اصل آن است؛ لذا می گویند ماه شعبان«لِتَشَعُّبِ الْخَيْرَاتِ فِيه » اين شعب خيرات از کجا سرچشمه مي  گيرد؟ شعبان راه رسيدن به خير است، اگر انسان به آن سرچشمه رسيد، اين شعب معني دار است. ولي کسي به سرچشمه نرسيد، نماز بخواند، نماز در ماه شعبان بدون اتصال به آن سرچشمه فايده ندارد. لذا در روايات يک بابي داريم که مرحوم مجلسي مفصل آوردند که نحن الصلاۀ، زکات، حج؛ بدون امام صلاة يعني چه؟ البته با امام بايد نماز بخوانيم. بجاي هفده رکعت بايد شبي هزار رکعت بخوانيم ولي با امام، ماه شعبان بايد توجه داشته باشيم که اصل ماه شعبان وجود مقدس نبي اکرم است.

یک روایت دیگر هم بخوانم؛ به امام صادق علیه السلام عرض کرد: حديثي از شما نقل شده مي گويند شما اينطور فرموديد «إِذَا عَرَفْتَ  فَاعْمَلْ  مَا شِئْتَ»(3) وقتي معرفت به حقايق پيدا کردي و امام و ولي خود را شناختي، هرکاري مي خواهي بکن. شما فرمودي؟ حضرت فرمود: بله. گفت: پس هر فسادي خواست بکند؟ حضرت فرمود: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُون ». وقتي مصيبتي وارد مي شود اين جمله را مي گويند. اين چه حرفي است مي زني؟ ما مقيد به عمل هستيم، به ديگران بگوييم هر عملي خواستيد انجام بدهيد؟ این حرف را گفته ام اما مقصودم این بوده است، «إِذَا عَرَفْتَ  فَاعْمَلْ  مَا شِئْتَ مِنْ قَلِيلِ الْخَيْرِ وَ كَثِيرِهِ فَإِنَّهُ يُقْبَلُ مِنْكَ» معرفت پيدا کن و بعد دنبال عمل برو. زياد عمل کني از تو قبول مي شود، کم عمل کني هم قبول مي شود. حالا که معرفت پیدا کردی هرچقدر میخواهی عمل کن، حالا که معرفت پيدا کردي کمش هم قيمت دارد.

سوال: دیگه کمیت مهم نیست.

جواب: نه اینکه مهم نیست؛ یعنی قبلش عمل اصلا بدرد نمی خورد. مثل اينکه روايت داريم «الصَّلَاةُ خَيْرُ مَوْضُوع »(4) نماز بهترين عمل است، مي خواهي زياد بخوان يا کم، خودت مي داني. فرمود: نماز جعفر طيار هرکس بخواند همه آلودگي هاي قبلش پاک مي شود. در روايت دارد کسي اهل یقین بود دو رکعت نمازش از کسي که اهل يقين نيست و شب تا صبح بيدار است، بهتر است.

روايت عجيبي مرحوم مجلسي بيان کردند در کتاب بحارالانوار، باب 59 «صَوْمُ ثَلَاثَةِ الاَيَّامٍ فِي كُلِّ شَهْر». روايتي را نقل مي کنند خيلي روايت عجيبي است. از امام صادق علیه السلام در معاني الاخبار نقل کرده است، وجود مقدس نبي اکرم فرمودند: «إِنَّ فِي الْجَنَّةِ غُرَفاً يُرَى ظَاهِرُهَا مِنْ بَاطِنِهَا وَ بَاطِنُهَا مِنْ ظَاهِرِهَا»(5) غرفه هايي در بهشت هست که ظاهرش از باطن و باطنش از ظاهر ديده مي شود. از اين اوصاف در بهشت زياد داريم. «يَسْكُنُهَا مِنْ أُمَّتِي» از امت من عده اي در اين مقام جا پيدا مي کنند که پنج خصوصيت داشته باشند، «مَنْ أَطَابَ الْكَلَامَ»» کلامش کلام طیب باشد، مواظب باشد حرف پاک بزند. «وَ أَطْعَمَ الطَّعَامَ» اطعام طعام کند -حد هم ندارد- «وَ أَفْشَى السَّلَامَ» افشاء سلام کند. «وَ أَدَامَ الصِّيَام » دائما در حال روزه باشد «وَ صَلَّى بِاللَّيْلِ وَ النَّاسُ نِيَامٌ» نماز بخواند وقتي مردم خواب هستند او بيدار باشد. اميرالمؤمنين عرض کردند: «يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ يُطِيقُ هَذَا مِنْ أُمَّتِك » چه کسي توان اين کار را دارد؟ همه شب بيدار باشد، همه روزها روزه  دار باشد؟ کلامش طيب باشد؟ حضرت فرمودند: مقصود من از اطابه کلام اين است که وقتي صبح و شب مي کند ده مرتبه ذکر تسبيحات اربعه را بگويد «إِذَا أَصْبَحَ وَ أَمْسَى سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَر».

«إِطْعَامُ الطَّعَامِ نَفَقَةُ الرَّجُلِ عَلَى عِيَالِه » همينقدر که آدم روزي حلال براي زن و بچه اش ببرد، اطعام طعام است. افشاء سلام هم منظور اين است که أبا نکند از اينکه به ديگران سلام بکند و مقصود از روزه تمام سال هم این است که سه روز در ماه روزه بگيرد. شب ها تا صبح بيدار باشد، منظور اين است که نماز مغرب و عشاء و صبح را به جماعت در مسجد بخواند، گويا تمام شب بيدار است. اگر کسي به سرچشمه رسيد ديگر کار تمام است. آنهايي که اهل ذکر هستند خداي متعال خوابشان را هم بيداري حساب کرده است «قَليلاً مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُون»(ذاریات/17).

پی نوشت ها:

(1)  التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص: 636

(2) عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية، ج 4، ص: 86

(3) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 2، ص: 464

(4) مكارم الأخلاق، ص: 472

(5) معاني الأخبار، النص، ص: 251