نسخه آزمایشی
پنج شنبه, 11 آذر 1400 - Thu, 2 Dec 2021

جلسه آخر شبهاي ماه رمضان مسجد ارك/ سبک زندگی منتظران ظهور/ حضرت خدیجه، مصداق همراه واقعی در برنامه نبی اکرم

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 15 خرداد ماه 96 است که به مناسبت ماه مبارک رمضان در مسجد ارک ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند؛ آنچه که برای حیات ما و بعد از آن در این عالم در نظر گرفته شده طرح و برنامه ایست که پیامبر و ائمه جزء کسانی هستند که نقش اصلی را در آن دارند و البته برای مومنین هم وظایفی را شرح داده اند. در روایت مهم ترین عمل را برای مومنین انتظار فرج ذکر کرده اند. انتظار یعنی با همه وجودمان منتظر امام باشیم و انتظار در همه زندگی مان باشد نه اینکه آن را یک عمل در کنار بقیه کارهایمان بدانیم. این سبک زندگی جدید سه پایه اصلی دارد؛ اول تبری از دشمنان الهی است، تبری از همه دستگاه طاغوت. دوم جنگ و درگیری همه جانبه و عاقلانه با همه لشکر آن هاست و سومین را هم سازندگی گفته اند یعنی تحت رهبری امام آن گونه که باید برای این طرح عظیم و جامعه مومنین تلاش کنیم و نکته مهم اینست که همه این ها آن زمان ما را تبدیل به یک منتظر واقعی می کند که هر سه باهم انجام شود. در دوران غیبت جامعه شیعه به واسطه قرآن و سنت و فقاهت پیش میرود و البته دست امام عصر همواره ما را هدایت و پشتیبانی می کند و از هیچ لطف و کمکی دریغ نمی کند. مصداق بارز کسی که در جبهه الهی و در این طرح ارزشمند قرار گرفت و امامش را همراهی کرد و بالاترین و بهترین خدمات را نسبت به حضرت رسول داشت، حضرت خدیجه سلام الله علیها است که از عظمت ایشان بسیار گفته اند و حتی این بانوی گران قدر را جزء اعراف نامیده اند.

همراهی با امام در طرح بزرگ الهی

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين  وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين  وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم  أَجْمَعِين . «وَ قَلْبِی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ وَ أَمْرِی لِأَمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ» خدای متعال یک طرح بزرگ و برنامه با عظمتی دارد که محور این طرح وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیت هستند و برنامه این طرح باعظمت در قرآن برای حضرت و معصومین بیان شده است و ما باید طبق این برنامه الهی در عالم عمل بکنیم. البته این برنامه هم یک طرح گسترده ای است که این مرحله اش قبل از ظهور است، یک مرحله این طرح ظهور امام زمان است، مرحله دیگرش رجعت و یک مرحله اش هم قیامت است و بعد هم بهشت و عوالم بعدی و در قرآن همه این طرح آمده است. نکته دوم این که ما هم به اندازه خودمان باید وارد این طرح بشویم و خودمان را با این برنامه وفق بدهیم و وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیت یکی از اهدافشان در دنیا همین است که از ما دستگیری کرده و ما را وارد این طرح عظیم کنند.

مقابل این طرح دستگاه شیطان و اولیاء طاغوت قرار دارد و آنها هم برای خودشان یک برنامه ریزی و نقشه ای دارند. البته قرآن می فرماید: «إِنَّ كَيدَ الشَّيطانِ كانَ ضَعيفًا»(نساء/٧۶) آن برنامه غالب نیست. این طرح نبی اکرم است که پیروز می شود و قرآن به طور قطعی وعده به پیروزی آن داده است. «جَاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا»(اسراء/٨١) یا در آیه دیگری می فرماید: «هُوَ الَّذي أَرسَلَ رَسولَهُ بِالهُدى وَ دينِ الحَقِّ لِيُظهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ وَ لَو كَرِهَ المُشرِكونَ»(صف/۹) آن ها چه بخواهند و چه نخواهند اراده الهی این است که این دینی که پیامبر آورده که توحید و دین ولایت است، این دین غالب بر جهان بشود که قطعا می شود و آیات قرآن در این زمینه فراوان هستند که وعده قطعی بودن این پیروزی را می دهند.

معصومین می خواهند ما را وارد این طرح بزرگ کنند لذا این طرح را با ما هم در میان گذاشته و خواستند که شما بیایید در این برنامه عمل کنید. معیت با معصوم معنایش همین است که انسان در این برنامه بزرگ قرار بگیرد و البته این معیت آغازش از همراهی دل است، اگر قلب انسان همراه و دنبال امام نباشد و تسلیم ایشان نشود، دیگر نمی تواند در این طرح بزرگ قرار بگیرد و راه خودش را می رود.

جایگاه امام و وظیفه ما

در جلسه گذشته جایگاه وجود مقدس امام زمان را هم در این طرح عظیم اشاره کردم که حضرت جایگاهشان کجاست. امام عصر آن کلمه عدلی است که وقتی ظهور می کند، عدل در عالم محقق می شود. حضرت کلمه حق است «جَاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ» حضرت آن کلمه نوری است که با ظهورشان، «وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا»(زمر/۶٩) عالم همچون صبح روشن می شود.

حضرت آن روز روشنی است که «وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى»(لیل/٢) ضحایی است که خورشید نبوت و ولایت در ایشان تجلی می کند و بقیه آیاتی که راجع به حضرت هست. حضرت آن وجود مقدسی است که «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ» همه فتنه ها به وسیله او جمع می شود «وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ»(انفال/٣٩) حضرت آن حقیقت است «وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ»(صف/٨) که همه نور الهی که در نبی اکرم و انبیاء تجلی کرده، با امام زمان به مرحله تمام می رسد.

حالا ما مأموریتمان چیست؟ حضرت یک طرح بزرگی دارند و این طرح را در عالم اجرایی می کنند. این طرح به حدی عظیم است که گاهی ایشان برای تقیه از ما پنهان می شوند چون ما نمی توانیم کنار حضرت راه بیاییم، عجله می کنیم و زمین می خوریم. حضرت کارشان را انجام می دهند تا به مرحله ظهور برسد و البته جسم و ولایتشان هم در عالم ظاهر می شود و حیات طیبه و عدلشان هم در این دنیا ظهور دارد.

همه آن چیزهایی که در عصر ظهور می خواهد اتفاق بیافتد، همه آن ها چیزی جز ظهور امام نیست. فکر نکنید که عدل غیر از امام است، حیات طیبه و فلاح و رستگاری غیر از امام است بلکه همه این ها به امام برمی گردد. این «حَیَّ عَلَی الصّلاه حَیَّ علَی الفَلاح» را وقتی که طفل به دنیا می آید و در گوشش می گویید، به این معناست که فرصت خیلی کوتاه است. این فلاح در اذان یعنی ولایت امیرالمومنین، یعنی اصل ولایت و همه اینها به خود امام برمی گردد و چیزی در عرض امام نیست. ولایت امام ظاهر می شود و ما هم ذیل ولایت ایشان زندگی می کنیم و در حقیقت بهشت همین است. مقامات بهشت هم همان مقامات ولایت امام است و چیزی غیر از آن نیست. منظور این نیست که بهشت وجود ندارد، بهشت هست، حور و قصور وجود دارد ولی همه اش تجلیات ولایت امام است و چیزی غیر از آن نیست.

سبک زندگی انسان منتظر

حالا اگر ما بخواهیم در این طرح عظیم حضور پیدا کنیم، حضور ما چطوری است؟ حضور ما همین دستوری است که به ما دادند که «اَفضَلُ اَعمالِ اُمّتی انِتِظارُ الفَرَج»(1) این انتظار فرج که بزرگترین عمل ماست یعنی چه؟

لازم است نکاتی را در این خصوص عرض کنم:

نکته اول این که انتظار یک عملی در عرض بقیه اعمال نیست. اینکه آدم روزه بگیرد، نماز بخواند، شب زنده داری کند و روزی حلال در بیاورد و منتظر هم باشد، اینطوری نیست. انتظار مثل ذکر است و همه زندگی انسان را باید در بر بگیرد. خواب انسان باید ذکر باشد، تجارتش ذکر باشد، درس خواندن و دانشگاه و کار و کاسبی اش ذکر باشد. ذکر در عرض بقیه اعمال نیست و فعل و ترک های آدم باید ذکر الهی باشد. انتظار هم همینطور است، انتظار یک رویکرد به زندگی است و زندگی همه ما باید منتظرانه باشد. نه اینکه ما زندگی بکنیم و منتظر هم باشیم، این نمی شود.

منتظر آن کسی است که همه طرح زندگیش براساس انتظار است. خب آن طرح منتظرانه چه طرحی است که باید همه زندگی ما را در بر بگیرد؟ خوراکمان، پوشاک مان، سیاست و فرهنگ مان همه اش بشود انتظار؟ وظیفه جامعه شیعه در این دورانی که زمان غیبت امام است و امام دارند مأموریت خودشان را در پرده غیبت انجام می دهند، این است که باید همه زندگی شان براساس انتظار نسبت به امام باشد. همه زندگی، یک سبک زندگی و یک رویکرد است و همه عرصه های حیات را در بر می گیرد.

تبری و احتراز از دشمنان امام

خب این سبک زندگی چیست؟ سه تا رکن اساسی دارد. رکن اولش احتراز است. بعضی فقط انتظار را در همین حد می فهمند و خیال می کنند انتظار یعنی یک جوری زندگی کن که منحل و در دستگاه دیگران استحاله نشوی. بعد از بنی امیه و بنی عباس و امپراتوری های دیگر و الان امپراتوری های بزرگ دنیا برای همه زندگی ما طرح دارند. همینطوری که می گویند: منتظر باید همه زندگی اش منتظرانه باشد، آنها هم برای همه زندگی شما طرح دارند. از تولد تا مرگتان، از نوع ازدواجتان، تشکیل خانواده تا شغل و تحصیل و تفریحتان، برای همه برنامه دارند. یک معنای انتظار و یک رکنش همین است که آقا شما مواظب باشید در طرح آن ها استحاله نشوید. شما را نبرند درون آن طرح و مستحیل کنند بلکه شمایی که دوست امام زمان هستید، بشوید عنصر طرح ایشان و در طرح امامتان بازی کنید پس این معنای احتراز و خودداری است. این احتراز هم با تبری محقق می شود و شما اگر تبری نداشته باشید حتما  استحاله پیدا می کنید.

این است که در زیارت عاشورا و بقیه زیارات توصیه می کنند که مرتب بگویید: «بَرِئْتُ اِلَی اللَّهِ وَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِیاَّئِهِم» من از کل این دستگاه متبری ام. از هر کجا بو و رنگ آنها می آید، متنفرم. از هرکجا که جای پای آنهاست تنفر دارم پس تبری یعنی مطلقا از آنها اعلام برائت کنید. این اولین قدم است و بعد هم کم کم زندگی تان را سوا کنید و مواظب باشید شما را نبرند و فرهنگتان را استحاله کنند و فکرهایتان را تغییر بدهند و نیازهایتان را هم متناسب با دستگاه خودشان عوض کنند.

یکی از کارهای مهم ائمه و انبیاء این است که نیازهای ما را اصلاح می کنند. دستگاه باطل هم می خواهد نیازهای ما را اصلاح کند، اصل توسعه ای که آنها می گویند تحول در نیاز انسان است، یعنی یک آدمی درست می کنند که نیازهایش متناسب با دستگاه توسعه است. آن ها در نیازهای انسان دست می برند و آن را مدیریت می کنند. تبری یعنی همین، اولین رکن انتظار این است که نگذارید آنها شما را مدیریت کنند. نگذارید نیازهایتان را آنجایی که می خواهند ببرند، نگذارید دلتان را تسخیر کنند و سبک زندگی تان را تغییر بدهند. این تبری است و ما مسلمان ها رعایت نکردیم و می بینید که چقدر  آلوده شدیم.

بعضی افراد این تبری را اینطور دیدند که گفتند: برویم یک گوشه ای لااقل برای خودمان یک خانه هایی بسازیم و هیچ چیزی از مظاهر دستگاه شیطان و تمدن جدید استفاده نکنیم، البته که این کافی نیست. پس رکن اول وظیفه ما در همراهی امام زمان این است چون حضرت یک طرح بزرگی را دارند جلو می برند و در این طرح بزرگ ما باید منتظر باشیم و انتظار یک طرح زندگی است، یک رویکرد به زندگی است که یک رکنش تبری است و رکن دیگرش مواظب بودن است که شما استحاله نشوید و آنها نیایند نیازهای شما را مدیریت کنند و از شما یک آدم دیگری بسازند.

آدمی که همه تلاشش این است که امسال وسایل خانه اش را عوض کند و سال دیگر یک مد جدید بیاید و شبیه آن شود. امروز زلفش را یک جور تنظیم کند، فردا که یک مد جدید بیاید یک جور دیگر آنها مدیریتش می کنند. اسم این آدم که منتظر نیست و همه سرو پای زندگیش تحت تأثیر است. مثل اینکه آنها به آدم بگویند حالا امروز روی زمین بنشین و فردا مبل بگذار و پس فردا یک جور دیگر تغییرش بده. تبری یعنی آنها اداره تان نکنند، این تبری هم از پرچمدارانشان است که نسبت به شخصشان باید تبری بجویید. «بَرِئْتُ اِلَی اللَّهِ وَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ» از پیروان و اتباع و همه مظاهر زندگی شان است «وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِیاَّئِهِم» اگر کسی از معاویه تبری می جوید، از عسلش هم باید تبری بجوید. نمی شود بگویی عسل معاویه شیرین است، بله همان شیرین است که شما را زمین گیر می کند پس تبری تام لازم است و این شرط اول است.

تبعات فاصله نگرفتن از همه شئون دستگاه باطل

انسانی که اهل تبری نیست و فاصله نمی گیرد، استحاله می شود. خدای متعال اینها را دارد عذاب می کند و یک عذاب تدریجی و در حقیقت یک جهنم تدریجی است. ما هم اگر تبری نجستیم جهنمی می شویم. خدای متعال وقتی می خواهد قوم لوط را عذاب کند، بعضی وقتها می فرماید: دست زن و بچه را بگیرید و بروید. «وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ»(هود/۸۱) اصلا توجهی به پشت سرت نداشته باش و نگو این رفیق من بود یا این یکی قوم و خویش من بود. وقتی عذاب خدا می آید اگر التفات داشتی تو را هم می گیرد. در روایت هست که در قوم حضرت موسی یک برادری بود که اتفاقا برادرش هم در لشکر فرعون بود. این که در لشکر حضرت موسی بود وقتی که دید الان فرعونی ها غرق می شوند، رفت دست برادرش را بگیرد که بیا این طرف کار تمام شده، بیا این طرف الان در دنیا غرق می شوی، او هم با آن ها غرق شد. حضرت فرمود: این شخص جهنم نمی رود اما اگر زمانی که عذاب نازل شد با آنها بودی، تو هم غرق می شوی.

حواستان باشد که اگر تبری فقط در دل باشد، یعنی دل من از آن ها متنفر است ولی دستم در دست آنهاست، با آنها غرق می شوید. این جهنمی که اینها دارند داخلش زندگی می کنند، شما هم وارد همین جهنم می شوید. باید تبری تام داشته باشید و به هیچ چیز آنها علاقه مند نشوید. حضرت به صفوان جمال گفت: صفوان! تو شترهایت را به هارون کرایه می دهی که به مکه برود؟ گفت: آقا من در راه حج بهش کرایه می دهم. می رود مکه و می آید اما خودم هم باهاش نمی روم و فقط نوکرهایم را با او می فرستم، خیال نکنی که من در رکابش می روم.

حضرت فرمود: صفوان! تو دوست داری او زنده بماند و برگردد کرایه تو را بدهد؟ گفت: بله آقا، فرمود: به همین اندازه تو در ظلم های او شریک هستی. یک زمان علی بن یقطین است و خود حضرت بهش مأموریت می دهند و می گویند: برو در دستگاه هارون، او حسابش جداست اما ما که به تو مأموریت ندادیم و تو برای این که زندگی کنی، شترهایت را به هارون کرایه می دهی و بعد هم دلت می خواهد برگردد و زنده بماند پول تو را بدهد و در حقیقت تو دوست داری یک ظالم زنده بماند.

اگر من دوست داشتم این تمدن سرپا بماند که من هم ذیل این تمدن یک تمتعی داشته باشم، این تبری نیست. به این آدم منتظر نمی گویند، انسان منتظر آن کسی است که از کل دستگاه باطل و مظاهرش تبری می جوید. اگر تبری نجستید، استحاله می شوید. در صورتی که تبری دل نبود، دلتان را هم می برند و اگر تبری دل بود و تبری فکری نبود، فکرتان را می برند، یعنی کسی که دلش با امام زمان است اما عین آنها فکر میکند. تا بهش می گویی طرح اقتصادی بنویس، مفاتیح را می گذارد زیر میز و کتاب کینز را روی میز قرار می دهد، این که تبری ندارد. در فلان وزارت خانه همه شان شبها ابوحمزه می خوانند و صبح ها مفاتیح زیر میز است و کتب غربی های مادی روی میز است. این تبری نیست، این افراد دلشان این طرف است و فکرشان سمت دیگر است، اگر فکرت را هم گرفتی و حست را نگرفتی، احساست را می برد. همه مجاری ما باید تبری بجویند و این اولین شرط انتظار است که لازم است اما کافی نیست.

رکن دوم؛ درگیری همه جانبه اما عاقلانه

دومین شرط انتظار درگیری است و ما باید با این ها صف داشته باشیم، ما یک جنگ دائمی با اینها داریم «إِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ» این صف بندی به قتال ختم می شود و درگیری هم دارد. سلم و حرب است و همه وجود ما باید یک پارچه درگیر با دشمن باشد.

شیعه منتظر یعنی درگیر اما نه درگیری کورکورانه بلکه درگیری با یک نقشه عظیم تاریخی و درگیری حکیمانه عاقلانه همراه با عقلانیت. درگیری که به معنی بی عقلی نیست! انبیاء از اول تا آخر درگیر بودند و این رفتار عین عقلانیت هم هست. بعضی خیال می کنند عقل یعنی صلح با کافر، اگر صلح کردی عاقلی و اگر درگیر شدی عاقل نیستی. اینطوری نیست، انبیاء از اول تا آخر طرح شان درگیری بوده و عین عقلانیت و بلکه فوق عقلانیت و وحی هم بوده است.

رکن دوم انتظار یک درگیری تمام عیار با جبهه مقابل است. جنگ تمام عیار تا چه زمانی؟ «حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ» دو تا خدا نمی شود، هم خدا و هم بت، کار تمدن ها با گفتگو به آخر نمی رسد. گفتگو برای اتمام حجت است، حضرت موسی با فرعون اتمام حجت نکرد؟ اتمام حجت که کار را تمام نمی کند بلکه آغاز درگیری است و کار می رسد به جایی که یک طرف باید غرق بشود.

پس رکن دوم درگیری همه جانبه است. مقابل طرح فرهنگی آنها باید طرح فرهنگی داشته باشید، مقابل طرح اقتصادی شان باید یک طرح اقتصادی داشته باشید و مقابل الگوهای سیاسی شان هم دارای یک الگوی سیاسی باشید. یک درگیری همه جانبه است و این رکن دوم انتظار است وگرنه کنار حضرت نخواهیم بود. طرح حضرت یک طرح درگیر است و این هم مأموریت حضرت است «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ» این مأموریت امام زمان است که قرآن روی دوش حضرت گذاشته و ما در این برنامه عظیم باید کنار امام عصر باشیم و صرف این که یک گوشه ای بنشینیم درست نیست.

باید در عین این که تبری می جویی صفتت را هم جدا کنی، یعنی مواظب باشی در جهاز هاضمه آن ها هضم نشوی و تو را تبدیل به یک انسان غربی نکنند. این طور نباشد که قلب و احساسات غربی بشود، فکرت غربی بشود، رفتار ظاهرت غربی بشود و مدل خانه ات را هم مثل آن ها درست کنی. باید مواظب باشی که این نباشد اما متاسفانه خیلی جاها اینطور شده است. آنها به لایه های عمیق وجود مومن که رسیدند دیدند نمی شود استحاله اش کنی، پس ظواهر ما را برگرداندند.

سازندگی رکن سوم زندگی منتظرانه

سومیش چیست؟ سازندگی. در این مسیر آرام آرام خودتان را بسازید و تقویت کنید. انتظار فقط مکتب احتراز و گوشه نشینی نیست بلکه یک رکنش تبری است اما تبری فعال، تبری همه جانبه نه فقط از شخص بلکه از ائمه نار و کل دامنه و تمدن و اعوان و انصار و جبهه تاریخی شان و در قدم بعد سازندگی که این سازندگی هم تدریجی است.

یک موقع به اصحاب می گویند: شما بنشینید و احادیث ما را دور هم بخوانید و همه اینها را حفظ کنید چرا که این کار اقامه امر ماست. یک موقعی هم یک مرحله جلوتر است، مثلا زمین خریدیم و گندم کاشتیم، گندم ها سبز شده و بعد می گویند: بروید گندم ها را درو کنید و گرسنه ها را سیر کنید. یک زمان گندم ها را درو کردید، می گویند: بروید آسیاب کنید و نان بپزید، بعد می گویند: حالا بروید در خانه فقرا پخش کنید تا هیچ فقیری گرسنه نباشند. پس این طرح مراحلی دارد و سازندگی دائمی است. حالا وظیفه ما در این دوران، همراهی ما یعنی انتظار نکته اول و نکته دوم اینست که انتظار یک مکتب است که رویکرد به همه زندگی است و این مکتب یک رکن اساسی دارد یعنی تبری و احتراز، تبری همه جانبه و درگیری همه جانبه و سازندگی همه جانبه و در حقیقت این یک طرح تدریجی است.

همه ارکان مکمل یکدیگر

نکته سوم این است که خیلی ها می خواهند همین کارها را بکنند اما بعضی ها یک جانبه است و فقط تبریش را می فهمند که بروند یک گوشه ای بنشینند و سرشان را در لاک خودشان فرو ببرند و این برای انتظار کافی نیست. یا اینکه فقط دعوا کنند و این هم به تنهایی برای انتظار کافی نیست که همیشه سر دعوا داشته باشید بلکه تبری و درگیری و سازندگی در یک طرح بزرگ باهم باید در جبهه امام باشد.

بعضی ها می خواهند این کارها را بکنند اما جدای از امام، از امام جلو و یا عقب می افتد. آقا بجنگیم؟ حضرت می گویند: الان وقت جنگ نیست. در جایی دیگر حضرت می گویند: الان صلح کنیم، این افراد می گویند: الان وقت صلح نیست. در این سه مرحله باید دنبال امام باشید. جلو نیافتید از امام، عقب هم نیافتید بلکه «وَ اللاّزِمُ لَهُمْ لاحِقٌ» درست است. «اَلْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مارِقٌ وَ الْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ زاهِقٌ وَ اللاّزِمُ لَهُمْ لاحِقٌ» با امام بودنتان در این سه مرحله معنا پیدا می کند.

محوریت این طرح عظیم در عصر غیبت

حالا نکته دیگری که وجود دارد این است که این طرح بزرگ را چه کسی می خواهد انجام بدهد؟ حضرت که در پرده غیبت تشریف بردند، کار را رها کردند؟ یا یک برنامه ای به ما دادند و منابع را در اختیار ما گذاشتند و سلسله ای هم که باید براساس این منابع جامعه شیعه را نگه بدارد براساس همین طرح انتظار معین کردند و فرمودند: منابع کتاب و سنت است و آن سلسله ای که مأمورند براساس این منابع در دوران غیبت طرح انتظار را اداره بکنند، یعنی جامعه شیعه را حفظ بکنند تا مستحیل نشود و تبریش حفظ بشود و استحاله و هضم نشود و هم چنین دائما درگیری را مدیریت کنند و جامعه شیعه را قدم به قدم بسازند. اینها چه کسانی هستند؟

بعضی خیال می کنند این که حضرت فرمودند: «وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ  الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا»(2) یعنی اگر می خواهی پول قرض بگیری، برو بگو آقا چطوری قرض بگیرم؟ این فقط نیست بلکه کل طرح جامعه شیعه را در عصر غیبت در بر می گیرد. حضرت یک طرح و یک برنامه ای دارند و امور را اداره می کنند و روی صحنه هم یک دستگاهی درست کردند و گفتند: جامعه شیعه این طرح را جلو ببرند، من هم حمایت می کنم. یک جاهایی هم مستقیم حمایت کردند اما یک حمایت های غیر مستقیم هم دارند. حضرت دارند جامعه شیعه را هدایت می کنند و آن را رها نکردند.

در روایات داریم که حضرت فرمود: اگر ما هوای شما را نداشتیم که زیر دست و پا لهتان می کردند. ما همه جوره هوایتان را داریم ولی در عین این که ما در سایه و حجاب شما را اداره می کنیم، یک طرحی هم برای آن روز ریختیم و گفتیم ما یک منابعی برای شما گذاشتیم و دستتان خالی نیست. بعد از دوران امام صادق و امام باقر و ائمه بعدی هستید و یک جریانی را هم برایتان معین کردیم و بر محور این جریان و این مجموعه ای که ما گفتیم و این منابع، جامعه شیعه باید عصر غیبت را بگذرانند یعنی طرح عصر غیبت که طرح همراهی با امام است و در آن احتراز و تبری و درگیری و سازندگی همه جانبه هست، بر محور چه کسی است؟ بر محور کتاب و سنت و فقاهت و اگر کسی می خواهد در عصر غیبت سرش را پایین بیاندازد و برود، این همراه ما نیست. می گوید: من طرح می دهم، شما بیخود میکنی طرح می دهی! به هیچ کس دیگر هم جامعه شیعه را ارجاع ندادند.

اتفاقا اگر این جامعه شیعه را ببینید دست عنایت امام زمان دائما پشت صحنه بوده است. از اول عصر غیبت کبری گرفته تا غیبت صغری دائما جامعه شیعه در حال رشد بوده و در تبری و درگیری و سازندگی واقعا نگذاشتند جامعه شیعه در هاضمه دستگاه بنی امیه و بنی عباس هضم بشود و در حقیقت حفظ شدند. در عین این که تقیه را رعایت می کردند، جلوی هضم شدن جامعه شیعه در دستگاه بنی امیه را هم گرفتند که البته می توانید تاریخ فقها را مطالعه کنید و ببینید همینطوری هست یا نه! درگیری همه جانبه هم بوده، یک جایی درگیری نظامی بوده، یک جایی هم فرهنگی و سیاسی و حقیقتا هیچ وقت جامعه شیعه تسلیم نشده و دائما هم در حال سازندگی بوده است.

مثلا در مقابل عرفانشان، سقیفه در برابر دستگاه نبی اکرم مکتب درست کرد، عرفان و کلام و فقه درست کرده و همه اش هم مقابل دین خداست. ولی جامعه شیعه برای خودش کلام مستقل دارد، فقه مستقل و عرفان و اخلاق مستقل برای خودش دارد. سازندگی فرهنگی یعنی همین دیگر، سازمان های اجتماعی مستقل دارد. شیعه در این دوران هم در تبری و استحاله نشدن، هم در درگیری همه جانبه و هم در سازندگی موفق بوده است، البته کاستی هایی هم داشتیم، بله همه ما در طول تاریخ کوتاهی کردیم ولی در مجموع وقتی نگاه می کنید، حضرت این خط را حفظ کردند. منتظر یعنی آدم وقف، یعنی آدمی که از خودش هیچی ندارد ولو همه امکانات دارد ولو بزرگ است اما همه بزرگیش را زیر پای امام قرار می دهد. در مسیر امام زمان، فرش راه حضرت می شود.

حضرت خدیجه سلام الله علیها مصداق یک همراه واقعی

نمونه اش می شود مثل حضرت خدیجه سلام علیها که خیلی بزرگ بود. نمی شود بگویید این بانو چقدر بزرگ است و چقدر هم مقابل پیغمبر تواضع کرده و داراییش را داده است. این ثروتمندترین بانو رفته شعب ابیطالب نشین شده، وقتی حضرت را سنگ باران کردند در بعضی اوقات می آمد و سپر حضرت میشد که سنگها به او بخورد و به حضرت نخورد. همه چیزش را زیر پای حضرت گذاشت و وقتی هم می خواست از دنیا برود، یک کفن می خواست که رویش نمی شد مستقیم به حضرت بگوید. پیغام فرستاد یا رسول الله! آن عبایی که زمان وحی بر تنتان می کردید را کفن من کنید. من شنیدم روز قیامت که می شود همه عریان بیرون می آیند و من مضطرب هستم.

حالا ببینید خدا چطوری مزد می دهد و ما چه کار می کنیم. کار حضرت خدیجه خیلی بزرگ است و اصلا نمی شود میزانش را معین کنی و بگویی چقدر بزرگ است البته جلالتش در قرآن و در آیاتی آمده که از اهل اعراف است و به عبارت دیگر جزء اشخاصی است که در اعراف اند و حالا صحبت درمورد آنها بماند یک مجال دیگری می خواهد. خدا یک مزد به ایشان داده است. می دانید چه چیزی؟ پیغمبر به معراج نور رفته و حضرت زهرا را از فوق سماوات سبع آورده و بعد چهل روز دیگر رفته خلوت گزیده تا طعام بهشتی آمده و این نور تکمیل شده و بعد هم خدا این هدیه را به حضرت خدیجه داده است. حالا ببینید کار بنده بهتر است یا مزد خدا «وَ مَن أَوفى بِعَهدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاستَبشِروا بِبَيعِكُمُ الَّذي بايَعتُم بِهِ»(توبه/١١١).

پی نوشت ها:

(1) كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص: 644

(2) كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص: 484