نسخه آزمایشی
پنج شنبه, 11 آذر 1400 - Thu, 2 Dec 2021

جلسه اول شبهاي ماه رمضان حسينيه حق شناس/ فضایل ماه مبارک رمضان/ تسبیح راه رسیدن به رضوان الهی

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 9 خرداد ماه 96 است که به مناسبت ماه مبارک رمضان در حسینیه آیت الله حق شناس رحمۀ اله علیه ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند؛ در سوره مبارکه زخرف خدای متعال می فرماید اگر شما مومنین کافر نمی شدید و تحمل می کردید، به کسانی که از رزق و روزی استفاده می کنند اما کفر هم می ورزند بیشتر از این میدادیم، به اندازه ای که سقف هایشان را از جواهرات بسازند و البته این به منظور آزمایش آن هاست. از آن طرف خدای متعال برای مومنین و کسانی که به این زرق و برق های دنیایی چشم نمی دوزند و دلشان با شکوفه های دنیایی نمی لرزد، رزق خاصی در نظر گرفته که با آنچه در دست آن هاست قابل مقایسه نیست. در ماه مبارک رمضان خداوند سفره ای را به شفاعت پیامبر اکرم پهن کرده که مومنین دور آن نشسته اند و همه مورد کرامت و فضل پروردگار قرار دارند. در خطبه شعبانیه می فرماید: ماه رمضان شهر طهور است یعنی به واسطه برکات و رحمت و غفرانی که در آن سرازیر است، همه وجود و ظاهر و باطن کسی که وارد این ماه شده را شستشو می دهند و مورد مغفرت قرار می گیرد. فقر و نیازهای مختلفی که انسان دارد مثل خواب و خوراک و ازدواج و ... می تواند موجب تقرب به خدای متعال شود به شرطی که انسان پیوسته در صدد شناخت این نیازها برآید و آن را به خداوند نسبت دهد و جز از حق تعالی درخواست نکند و از هرآنچه غیر اوست ناامید باشد، آن وقت است که همین نیازها موجب تسبیح خدای متعال در ماه مبارک رمضان می شود و البته به مقام استجابت دعا هم می رسد.

امکانات بیشتر برای کفار و رزق خاص مومنین

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين  وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين  وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم  أَجْمَعِين . اگر شما مومنین تحمل می کردید، من بیش از این به کفار عطا می کردم «وَ لَوْلَا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ»(زخرف/٣٣) همین خدای رحمانی که سر سفره رحمانیت او نشستید، کافر هم نشسته و دارد رزق می خورد. اگر این نبود که مردم یک امت می شدند و همه شان یک دین پیدا می کردند، من به کسانی که کافر بالرحمن اند «لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ» یعنی آن هایی که سر سفره رحمت خدا نشسته اند و از رزق سفره او می خورند و کفر هم می ورزند، آن قدر میدادم که «لَجَعَلْنَا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ» سقف خانه هایشان را از نقره و جواهرات بسازند ولی این که به آن اندازه بهشان نمی دهم به خاطر این است که همه یک امت می شوند.

در روایتی ذیل این آیه حضرت فرمود: اگر شما مومنین تحمل می کردید و وقتی آن امکانات را می دیدید مثل آن ها کافر نمی شدید و در حقیقت در دین خودتان تردید نمی کردید، این مسئله محقق می شد. چون خیلی اوقات ما تحمل نمی کنیم، اگر خدای متعال یک لقمه به کفار می دهد، خیال می کنیم واقعا یک خبری در دستگاه آنها است، یک خیری آن جا وجود دارد که به آنها بیشتر داده اند بنابراین کار ما یک خرده سخت می شود و در حقانیت خودمان شک می کنیم.

درباره جنگ ها بخصوص جنگ احد که مسلمان ها یک مقدار تحت فشار قرار گرفتند، خدای متعال می فرماید: یک عده ای هستند که می گویند: «يَقُولُونَ لَوْ كانَ لَنا مِنَ الْأَمْرِ شَيْ ءٌ ما قُتِلْنا هاهُنا»(آل عمران/۱۵۴) اگر حق با ما بود و واقعا حق طرف ما بود، نباید اینجا ما کشته و گرفتار بشویم. خیال می کنند سختی ها فقط مال جبهه باطل است، قرآن می فرماید: اگر شما تحمل می کردید و کافر نمی شدید به آنها بیشتر از این می دادم. آن قدر بهشان می دادم که سقف هایشان را با نقره و طلا و همه خانه شان را از جواهرات بسازند، پس این یک رزق خدای متعال است.

ولی یک رزق بهتری هم خدای متعال دارد که اصلا قابل مقایسه با این رزق نیست و آن هم مال مطیعین و برای مومنین و محبین است. حضرت فرمود: یک سری رزق ها عام است ولی بعضی رزق ها را خدای متعال فقط به مومنین عطا می کند. همانی که خدای متعال در قرآن خطاب می کند، می فرماید: ای امت وجود مقدس نبی اکرم «وَ لَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا»(طه/١٣١) چشم های خودتان را امتداد ندهید. آدم یک موقعی نگاهش می افتد به سفره دیگران بعد زود چشمش را درویش می کند اما یک موقعی انسان چشمش می افتد به دستگاهی که خدای متعال به کفار داده است، انواع مختلفی از جلوه های دنیا را به کفار داده «مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ» گروه های مختلفشان را متمتع کردیم، «زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» این ها شکوفه های دنیاست، شما چشم و نگاهتان را پشت سر این نعمت ها و امکاناتی که به آنها دادیم امتداد ندهید، به خصوص می فرماید «عَيْنَيْكَ» یک موقع آدم چشم سرش نگاه می کند ولی یک زمان چشم دلش هم به دنبال آن حرکت می کند. خوشش می آید بعد هم نگاهش امتداد پیدا می کند و این چشم را بر نمی دارد و به عبارت دیگر دل انسان دنبال دنیای آنها می رود. خب اگر دنبال دنیای آنها رفت، دیگر آدم نمی تواند کنار حضرت بایستد. می فرماید چشمتان را به دنیایی که به آنها دادیم ندوزید، شکوفه های مختلف دنیا هرکدام یک چیزی دارند.

سپس می فرماید «لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ» این باعث امتحان و در حقیقت فتنه آنهاست. «وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ» خدای متعال یک رزق بهتری برای شما در نظر گرفته و از این رزق غافل نشوید. اگر نگاهتان به آن متاع دنیایی که به آنها دادیم و جلوه هایی که برای آنها شکوفه کرده دوخته شد و دلتان حرکت کرد، از این رزق بهتر محروم می شوید «وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقَى» رزقی که خدا برای شما قرار داده، خیلی بهتر از امکاناتی است که به آنها داده است.

یادم هست یک موقعی در داستان جنگ حنین این طور نقل کردند غنایم را که حضرت تقسیم کردند، یک مقدار سهم اهل مدینه که جزء انصار و صاحب خانه بودند و از مهاجرین و حضرت و همراهانش در مدینه پذیرایی کرده بودند، کم شد و گلایه مند شدند. حضرت فرمود: خب غنایم را تقسیم کردم و شمشیر و شتر و اسب را به آن ها دادم اما خودم مال شما هستم؛ یعنی تقسیم ناعادلانه ای نیست. آدم باید قدر بداند که پیغمبر با ماست، حالا شترها با آنها باشد و این که به هر کیفیتی حضرت تقسیم کردند، نباید اعتراض کرد. «وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ» این رزق بهتر، همان رحمت رحیمیه و آن سفره خاصی است که خدای متعال برای خوبان پهن کرده است.

مهمانی برای اهل ایمان

حالا در ماه رمضان خدای متعال این سفره را به شفاعت نبی اکرم برای همه مومنین پهن کرده و دیگر استثناء قائل نشده و سوا نکرده است، یک سفره خاصی که برای همه مومنین پهن شده و همه را هم دعوت کرده است. دعوت کننده خدای متعال است و پیام دعوت را هم وجود مقدس نبی اکرم آوردند و از این بهتر نمی توانید تصور کنید. خدای متعال به پیامبر گرامی فرمودند و پیغمبر هم دعوت کردند. این خطبه شعبانیه که به طور مکرر هر سال شنیده اید، نسبتا مفصل است و امام رضا علیه السلام آن را از اجدادشان و از وجود مقدس امیرالمومنین نقل کردند که در یکی از روزهای آخر ماه شعبان وجود مقدس نبی اکرم خطبه ای خواندند و آن وقت بیان کردند که آن خطبه چیست.

فرمود «قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْکُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَکَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ» ماه خدا دارد به شما رو می آورد، همراه با برکاتش و آن رحمتی که در درون این ماه شامل حال همه می شود. در این ماه خدای متعال مغفرتی آماده کرده که شما را ببخشد و شستشو بدهد لذا شهر الطّهور است. در دعاهای ماه رمضان دیده اید و مکرر آمده که شهر الطهور یعنی شهر شستشو و پاک کردن، کسی که وارد این ماه می شود، شهری است که او را شستشو می دهند و ظاهر و باطنش را پاک و تطهیر می کنند و برای شب قدر و عید فطر و مهمانی های خدا آماده اش می کنند. حضرت فرمودند: ماه رمضان رو به شما آورده و این ماه همراه با رحمت خاص هست. همراه با مغفرت الهی و برکات خاصی برای شما که خیرات کثیری در آن وجود دارد. این ماه همراه با رزق مغفرت و رحمت و برکات خاص خدا به شما روی آورده، بعد فرمودند: «هُوَ شَهْرٌ دُعِيتُمْ فِيهِ إِلَى ضِيَافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِيهِ مِنْ أَهْلِ كَرَامَةِ اللَّهِ» این ماهی است که همه شما در این ماه دعوت به مهمانی خدا شده اید و در ادامه حضرت خصوصیات این ماه را گفته اند که لازم است این خطبه را حتما یک بار ببینید چون مکرر خوانده می شود ولی متاسفانه دو جمله اولش گفته می شود و بقیه اش رها می گردد. خیلی مطلب لطیفی است، راوی وجود مقدس امیرالمومنین و بیان نورانی نبی اکرم  که لطایفی در آن است.

ویژگی های ماه مبارک رمضان

فرمودند: شهری است که در نزد خدای متعال افضل از همه ماه هاست، روزهایش بهترین روزها و شب هایش بهترین شب ها و ساعاتش افضل ساعات و شهری است که «دُعِيتُمْ فِيهِ إِلَى ضِيَافَةِ اللَّهِ» خدای متعال مهمانی خاص برپا کرده، ضیافت عام که همیشه هست و همه سال و همه عوالم همه مهمان خدا هستند اما این ضیافت، ضیافت اضافه است. «دُعِيتُمْ فِيهِ إِلَى ضِيَافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِيهِ مِنْ أَهْلِ كَرَامَةِ اللَّهِ» خدای متعال به شما اهلیت داده و همه تان اهل کرامت شده اید، چون یک عده خاصی هستند که مورد کرامت الهی واقع می شوند «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ»(حجرات/١٣) ولی در این ماه خدای متعال یک سفره عامی پهن کرده و همه شما را اهل آن قرار داده که مورد کرامت قرار بگیرید اگرچه انسان خودش هم شایستگی نداشته باشد.

در دعاها زیاد آمده و در زیارات هم هست که یک وقت هایی ما به خدای متعال عرضه می داریم و واقعا شکست نفسی هم نیست و حقیقت است که انسان وقتی توجه پیدا کند و وضعیت خودش را نسبت به خدای متعال ببیند، متوجه می شود که ما شایستگی عنایات خداوند را نداریم. سرمایه ما در این مواقع فقط فضل اوست که خدایا فضل تو براساس استحقاق نیست و چیزی فراتر از عدل توست و این هم معنایش همین است «جُعِلْتُمْ فِيهِ مِنْ أَهْلِ كَرَامَةِ اللَّهِ» خدای متعال از باب تفضل همه شما را مورد کرامت خاص خودش قرار داده و نفس های شما در این ماه به منزله تسبیح خدای متعال است. «اَنْفاسُکُمْ فیهِ تَسْبیحٌ» در هر نفسی به خدا نزدیک می شوید. در هر نفسی خدای متعال شما را به مقام رضوان خودش نزدیک می کند چون تسبیح وسیله رسیدن به مقام رضاست.

رسیدن به مقام رضا در گرو تسبیح خداوند

خدای متعال به این وجود مقدس در قرآن می فرماید: پیغمبر ما! «وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّک قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ آناءِ اللَّیلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّک تَرْضی»(طه/١٣۰) با حمد پروردگارت خدا را تسبیح کن، قبل از طلوع شمس و قبل از غروب آن، در قطعات شب و در کناره های روز دائم مشغول به حمد باش و پروردگارت را تسبیح کن. «لَعَلَّک تَرْضی» ان شاء الله از خدا راضی بشوی چون راه رسیدن به رضا همین تسبیح است، انسانی که اهل تسبیح نیست به رضای خدا نمی رسد بلکه باید اهل تسبیح باشد. بعضی ها تلقی شان این است که آدم اگر احساس عجز کرد، راضی می شود اما این درست نیست. عجز رضا نمی آورد، در مقابل قدرتی که کاری از تو ساخته نیست، ممکن است آدم تسلیم بشود و کاری ازش ساخته نباشد ولی در دل انسان نفرت سبز می شود.

این شعر را یادم هست یک موقعی استادی داشتیم که می خواندند و می گفتند: این غلط است و شعر مضمون صحیحی ندارد «جز که تسلیم و رضا کو چاره ای/ در کف شیر نری خون خواره ای» این غلط است. در مقابل پنجه های کور یک شیر قدرتمند، آدم هیچ وقت راضی نمی شود و اگر گیر یک شیری در بیابان افتاد راضی نمی شود که او من را بخورد، بلکه نفرت هم دارد و کاری ازش ساخته نیست.

اگر انسان قدرت الهی را اینطوری احساس کرد که العیاذ بالله ما در چنگال یک خدای قادری گرفتار شدیم و کاری ازمان ساخته نیست و هرطور می خواهد ما را دم چوگان خودش قرار داده و هر بلایی العیاذ بالله سر ما می آورد، نفرت در دل انسان ایجاد می کند و البته عجز همراه با رضا نخواهد بود.

رضا وقتی است که انسان دائما خدای متعال را تسبیح کند و کم کم به مقام مسبحین برسد. از زبان و فکر و قلبش بگذرد و به لب و سر وجودش برسد و جزء مسبحین بشود یعنی کسانی که واقع وجودشان خدای متعال را تسبیح می کند و در کار او هیچ عیب و نقصی نمی بینند. خب اگر آدم کار خدای متعال را جز زیبایی ندید، طبیعتاً راضی می شود و رضا حاصل همین تسبیح است.

حالا در ماه رمضان آمده است که «اَنْفاسُکُمْ فیهِ تَسْبیحٌ» دو جا من این تعبیر را دیدم، یکی در باب رمضان است که «اَنْفاسُکُمْ فیهِ تَسْبیحٌ» یکی هم «نَفَسُ المَهمومِ لِظُلمِنا تَسبیحٌ»(1) آن کسی که احساس می کند اهل بیت مظلوم واقع شده اند و دوران غلبه و پیروزی شان تا ظهور به تأخیر افتاده و وقتی یاد این مظلومیت می کند، از عمق دلش آه می کشد، این به منزله تسبیح خداست. حالا این را هم توضیح دادند که چرا آن نفس تسبیح است. ولی این نفس های ماه رمضان را خدای متعال برایش ثمره تسبیح گذاشته یعنی آدم نفس می کشد و جزء مسبحین قرار می گیرد.

این خاصیت ماه رمضان است، این ماه آن قدر رفیع است که نفس کشیدن در فضای آن انسان را تطهیر و به مقام رضای خدا نزدیک می کند. بالاترین مقام، مقام رضوان است یعنی این که انسان از پروردگارش راضی باشد. اگر کسی وارد این ماه شد، نفس کشیدنش او را نسبت به خدای متعال خوشبین می کند و حسن ظن بالله می آورد که مهمترین سرمایه مومن هم همین حسن ظن بالله است.

در روایات مکرر روی این مسئله تأکید شده که خدای متعال با مومن به اندازه حسن ظنی که به او دارد، سلوک می کند. اگر شما به خدای متعال حسن ظن داشتید، خداوند حتما شما را به بالاترین درجات ماه رمضان می رساند و این حسن ظن بالله همین تسبیح را می خواهد. فضای ماه رمضان آنچنان معطر و نورانی است و خدای متعال بستر را در آن آماده کرده که نفس در این ماه انسان را مسبح کرده و او را به رضای خدای متعال نزدیک می سازد.

تقرب به خدای متعال با نردبان فقر

«نَوْمُکُمْ فیهِ عِبادَهٌ» این خیلی جالب است که خوابتان عبادت است البته این در باب اهل ذکر هم هست که خوابشان عبادت است. آنهایی که ذاکرند و هیچ چیز آن ها را از ذکر خدا غافل نمی کند، آنهایی که وارد «بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ»(نور/٣۶) می شوند، اینها بازار و خوابشان هم عبادت است.

لذا حضرت فرمود: «قَلِيلًا مِنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ»(ذاریات/١٧) شب را می خوابند در حالی که خدای متعال خوابشان را بیداری و عبادت حساب کرده است. یک جای دیگر هم در ماه رمضان است و پیداست این ماه جزء همان «بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ» است. یک شعاعی از خانه نبی اکرم است که اگر کسی وارد این خانه شد، خوابش هم عبادت است «اَنْفاسُکُمْ فیهِ تَسْبیحٌ نَوْمُکُمْ فیهِ عِبادَهٌ» این چه فضایی است که آدم وقتی وارد آن شد متحول می شود و لازم نیست سر پا باشد و نماز بخواند و بخوابد؟ واقعا هم عبادت می کند و قرارداد نیست یعنی خواب انسان اثر عبادت دارد. آنهایی که به مقام ذکر می رسند و در حقیقت اهل این خانه می شوند، اینها واقعا در این فضا که قرار می گیرند فضای بیت اهل بیت است، فضای بیت النور و بیوت اذن الله است.

این فضا یک جوری است که وقتی واردش می شوی دیگر همه کارهایت عبادت است و به عکس وقتی از این خانه بیرون آمدی، همه کارهایت بازی است. دنیا اینطوری است «أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ»(حدید/٢۰) نود سالت هم باشد و نماز هم که بخوانی، داری بازی می کنی ولی اگر در این خانه بودی، بازار رفتن و خوابت هم می شود عبادت، تمام مسئله همین است.

خدای متعال اگر میخواست ما نخوریم که به ما جهاز هاضمه نمیداد، اگر می خواست نخوابیم که ما را محتاج به خواب خلق نمی کرد و اگر می خواست ازدواج نکنیم که درون ما نیاز عاطفی و جسمی به ازدواج را قرار نمی داد پس اینها مانع قرب به خدای متعال نیست بلکه به عکس بستر تقرب به خدای متعال است. نیازهای ما مسیر تقرب ما به خدای متعال اند، اگر ما غنی بودیم، هیچ وقت بندگی نمی کردیم همانطور که اگر دو تا خدا در عالم بودند محال بود یکی دیگری را بپرستد. همه رابطه ما با خدای متعال که او را عبادت می کنیم به خاطر فقرهایمان است. بنابراین فقر به خوردن و به خوابیدن و به ازدواج و نیازهای فراوان دیگر که داریم مانع عبادت نیست. اینها نمی تواند انسان را از عبادت منع کند بلکه قدم به قدم آدم را به خدا نزدیک کند، در حقیقت فقرهای انسان نردبان تقربش به خدای متعال هستند.

فقط نکته مهم این است که آدم فقرهایش را به غیر خدای متعال نسبت ندهد. اول اینکه متوجه فقرهایش بشود، دوم این فقرها را به غیر از خدای متعال نسبت ندهد و نکته سوم این است که فقرها را ببرد در خانه خدای متعال، اگر کسی فقرهایش را در خانه خدای متعال برد، خودش را فقیر به او دید و از دست او گرفت و از دست او خورد، این خوردن نوعی عبادت است.

این کسب کردن می شود عبادت، یعنی اگر انسان وقتی کسب می کند فکر نمی کند من دارم ثروت کسب می کنم و می گوید نخیر «هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتينُ»(ذاریات/۵۸) به من فرموده برو دنبال کسب حلال، از آن راهی هم که او گفته می رود و کسب درآمد می کند و بعد هم آنطوری که گفته خرج می کند. عبادت مگر یعنی چه؟! این عبادت است دیگر، شرطش همین است.

بعضی ها خیال می کنند ما پیغمبر گرامی را کنار میگذاریم «حسبنا کتاب الله»! یعنی حضرت یک دستور العملی نوشته این را عمل می کنیم و عابد می شویم. اینطوری نیست باید بروی در این خانه با حضرت سلوک کنی، کسانی که وارد آن خانه می شوند همه چیزشان عبادت است. این فضای محیط نورانیت نبی اکرم است که وقتی آنجا رفتیم دیگر شیطان راه ندارد، نفس راه ندارد و همه کار می شود عبادت، ماه رمضان اینطوری است. «اَنْفاسُکُمْ فیهِ تَسْبیحٌ نَوْمُکُمْ فیهِ عِبادَهٌ» این برای فضای ماه رمضان است.

قبولی اعمال با ورود به فضای ماه رمضان

این ماه ماهی است که اگر واردش شدید، خوابتان در آن عین عبادت است مثل شب قدر که اگر انسان وارد شب قدر شد «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» است. صبح که از ماه رمضان بیرون می آید مثل این است که از شب قدر بیرون می آید. بیرون صبحِ شب قدر باید چه اتفاقی افتاده باشد؟ «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ»(قدر/۴) در همه امور باید به این سلام رسیده باشد و پیشرفت کرده باشد. در حقیقت صبح که می شود باید بیش از هزار ماه رشد کرده باشد، اگر کسی وارد شب قدر شد اینطوری است، کسی که وارد ماه رمضان شد و نسیم این ماه به او خورد، خوابش هم می شود عبادت و قرارداد نیست یعنی در یک مقامی است که وقتی دارد می خوابد به خدا نزدیک می شود.

ما معمولا خواب هایمان دست خودمان نیست. اگر کسی این که چه وقت بخوابد و چقدر بخوابد و چگونه بخوابد دست خودش باشد، خیلی رشد می کند. این آیه «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى  إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ»(کهف/١١۰) خاصیتش همین است. کسی مأنوس با این آیه باشد خوابش دست خودش می آید البته تلقی من از روایت اینطوری است و نسبت نمی دهم.

اگر کسی وارد ماه رمضان شد علامتش این است که نفسش می شود تسبیح و در هر نفسی یک قدم به رضای خدا نزدیک می گردد. در هر خوابی مشغول به قرب و عبادت است و واقعا خوابش هم عبادت است. از خواب که بیدار می شود مثل کسی است که نماز خوانده و حالش خوش است یعنی خواب برایش انس و قرب می آورد. همیشه باید آدم این طوری باشد منتهی یک وقت هایی بعضی ها اینطوری نیستند.

در ماه رمضان خدا برای همه مومنین سفره ای پهن کرده و می فرماید: عملتان در این ماه مقبول است و در حقیقت فضا، فضای قبولی عمل است «بِمُوالاتِكُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعَالِمَ دِينِنَا وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْيَانَا وَ بِمُوَالاتِكُمْ تَمَّتِ الْكَلِمَةُ وَ عَظُمَتِ النِّعْمَةُ وَ ائْتَلَفَتِ الْفُرْقَةُ وَ بِمُوَالاتِكُمْ تُقْبَلُ الطَّاعَةُ الْمُفْتَرَضَةُ» نسیمی از حقیقت ولایت اهل بیت در این ماه هست که اگر کسی وارد این فضا شد، عمل او مورد قبول حق تعالی واقع می گردد.

حالا یک کسی وارد ماه رمضان نمی شود خب فایده ای ندارد، مثل نماز است که برای یک کسی نماز معراج است «الصَّلاةُ مِعراجُ المُؤمِن»، «الصَّلَاةُ قُرْبَانُ كُلِّ تَقِيٍّ»(2) یک موقع آدم وارد نماز نمی شود هرچند که از اول تا آخر نمازش هم طول می کشد ولی اصلا وارد نماز نمی شود. این معراج نمی رود و تقربی هم ندارد. نه اینکه اصلا وارد نماز نشده بلکه از کنار نماز گذشته است.

ماه رمضان اینطوری است و اگر کسی وارد این ماه شد، نفس کشیدن در آن می شود سفره عام، می شود رزق خاص و رحمت رحیمیه. یک سفره ای است که نفس در آن تسبیح و خواب هم عبادت است. عمل در آن مقبول است و این خیلی قیمت دارد. چون عمل را یک بار آدم صحیح فقهی انجام می هد ولی با قبول خیلی فاصله دارد. در روایات شرط قبولی عمل را اینطور فرمودند: یک غیبت کنی چهل روز نمازت قبول نمی شود. چهل روز نماز می خوانی تکلیف هم ازت ساقط است و لازم نیست آن را قضا و اعاده کنی ولی مقبول نیست. به عبارت بهتر آثار صلات برایش مترتب نیست.

فضای ماه رمضان فضایی است که عملتان در او مقبول است، این برای فضای این ماه است که مثل محیط ولایت است. اگر عملی در محیط ولایت امیرالمومنین واقع شد، خدای متعال در این فضا عمل را قبول می کند ولی بیرون از این فضا خداوند این عمل را قبول نمی کند.

فریقین در حدیثی نقل کردند که حضرت اینگونه فرمودند: اگر کسی هزار سال بین رکن و مقام شب زنده داری و روزه داری کند بدون ولایت حضرت، قبول نمی شود. این سفره ای که خدای متعال انداخته این رزق رحیمیه خدای متعال که باطنش هم محیط ولایت حضرت است این است که «دُعاءُکُم فِیه مُستَجابٌ» آدم خیلی دعا می کند ولی استجابت دعا غیر از دعاست و شرط دارد. دعا مستجاب است ولی با شرایطش، ماه رمضان یک ماهی است که بستر استجابت دعا در آن وجود دارد.

درخواست از خدا و ناامیدی از غیر

در روایات دارد اگر دو تا خصوصیت را خدای متعال در قلب شما ببیند «إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمْ أَنْ لاَ يَسْأَلَ رَبَّهُ شَيْئاً إِلاَّ أَعْطَاهُ»(3) اگر چیزی از پروردگارتان بخواهید، رد نمی کند به شرطی که این دو صفت را داشته باشید «فَلْيَيْأَسْ مِنَ اَلنَّاسِ كُلِّهِمْ» از همه مأیوس باشید «وَ لاَ يَكُونُ لَهُ رَجَاءٌ إِلاَّ عِنْدَ اَللَّهِ» به هیچ کس جز خدای متعال امیدوار نباشید و به عبارت دیگر یأس از غیر و امید به خدای متعال، فرمود «فَإِذَا عَلِمَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِكَ مِنْ قَلْبِهِ لَمْ يَسْأَلِ اَللَّهَ شَيْئاً إِلاَّ أَعْطَاهُ» وقتی خدای متعال به قلب شما اشراف دارد و می بیند که قلب شما اینطوری است و از غیر مأیوس است و هیچ چیزی نمی خواهد و به خدای متعال امیدوار است، آن را به شما می دهد و این می شود همان مقام استجابت دعا، مقام اجابت دعا مقام یأس از غیر و امیدواری به خدای متعال است. خیلی مقام عجیبی هم هست و همان اخلاص است، فرمود ماه رمضان اینطوری است.

فضای این ماه یک جوری است که اگر کسی در این فضا واقع شد، دعایش مستجاب می شود. «فَاسْأَلُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ» حالا که اینطوری است شما که مهمان خدا هستید و بر سر این سفره دعوت شدید، از خدای متعال با نیات صادقه و طاهره درخواست کنید و راست بگویید با خدا و با قلب پاک یعنی قلبی که دنبال چیز دیگری نیست و واقعا در خانه رفته بخواهید «أَنْ يُوَفِّقَكُمْ لِصِيَامِهِ وَ تِلَاوَةِ كِتَابِهِ» از خدای متعال بخواهید از این دو رزق ماه رمضان که دو رزق خاصش است محروم نشوید. خدای متعال موفقتان کند یکی به روزه و دیگری تلاوت کتاب خدا در این ماه و این دو چیز از شما گرفته نشود، یک موقع نشود که ماه تمام بشود و انسان موفق به روزه نشده باشد.

برخورداری از غفران الهی

البته روزه هم مقاماتی دارد در دعای اول ماهی که از امام سجاد علیه السلام نقل شده یعنی همان دعای چهل و چهارم صحیفه که برای شب اول وارد شده است، حضرت این ماه را اینطور توضیح می دهند که از سبلی است که خدا قرار داده تا ما در این سبیل سلوک کنیم و به خدای متعال نزدیک بشویم و به رضوان برسیم. سپس می فرماید: یکی شب قدر و یکی روزه است. روزه را توضیح می دهد که باید چطوری باشد و روزه این ماه چیست.

در روایات آمده وقتی روزه می گیرید باید موها و حتی پوست بدنتان هم روزه باشد مثل قلب و دهان و زبان و... همه قوای انسان باید صائم باشد و هر قوه ای صوم خودش را دارد. در آن دعای چهل و چهارم حضرت توضیح دادند که صوم ماه رمضان یعنی چه؟ از خدای متعال با نیت صادق و قلب طاهر بخواهید و قلبتان را از غیر خالی کنید. واقعا بخواهید و اینطوری نباشد که آدم به اصطلاح فقط حرف بزند. بخواهید که «أَنْ يُوَفِّقَكُمْ لِصِيَامِهِ وَ تِلَاوَةِ كِتَابِهِ» چون اگر این ماه گذشت و از برکات آن برخوردار نشدید «فَإِنَّ الشَّقِيَّ مَنْ حُرِمَ غُفْرَانَ اللَّهِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِيمِ» اهل شقاوت آنهایی هستند که در این ماه با عظمت از غفران الهی محروم می ماند.

روایاتی داریم مبنی بر این که ماه رمضان از اسامی الهی است، سفره را خدای متعال پهن کرده و در حقیقت ما هیچ زحمتی نکشیدیم. در دعاها وقتی از ماه رمضان می گویند، معمولا سه تا خصوصیت کنارش می آید: اول «الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ»(بقره/١٨۵) دوم «كُتِبَ عَلَيكُمُ الصِّيامُ»(بقره/١٨٣) سوم «لَيْلَةُ الْقَدْرِ»(قدر/١) این سه تا فضیلت رزق خاص این ماه است. رزق قرآن، رزق صوم و رزق لیله القدر در این ماه با عظمت و سفره ای که خدای متعال پهن کرده، وجود دارد. فضای ماه رمضان، ملکوت ماه رمضان، ظاهر و باطن این ماه بسیار باعظمت است. سفره خاص و رحمت رحیمیه خدا و یکی از جلوه های رحیمیت خداست لذا از او به اسم الله تعبیر شده است.

فرمود نگویید رمضان، رمضان اسمی از اسماء الله است. فضای ماه رمضان اسم الله است پس بگویید شهر رمضان، به هرحال این ماه آنقدر با عظمت است که حضرت فرمود: اگر کسی سر این سفره گسترده خدا آمد، سفره ای که همه چیز آماده است یعنی شهر الطهور، شهر الصیام، شهر القیام، شهر التوبه، شهر الانابه و شهر التمحیص است. اگر آدم سر این ماه آمد و از این ماه بیرون رفت و آمرزیده هم نشد، این علامت شقاوت انسان است. در روایات فرمودند اگر کسی در ماه رمضان آمرزیده نشد دیگر امیدی به آمرزشش نیست تا عرفه، مگر عرفه را درک بکند و الا دیگر فضایی بهتر از ماه رمضان برای مغفرت که خدای متعال انسان را شستشو بدهد وجود ندارد.

خدا رحمت کند یک استادی داشتیم، ایشان می گفت: ما دوران نوجوانی مان با بچه های فامیل و پسرخاله هایمان می رفتیم یک حمام از آن حمام های خزینه ای قدیم، دو سه ساعت آنجا می ماندیم و فقط بازی می کردیم. بعد که می آمدیم تازه چرک هایمان خیس خورده بود و یک کتک حسابی می خوردیم که پس چه کار می کردید در حمام؟! ماه رمضان اینطوری است. در این شهر الطهور بعضی ها مثل من فقط چرک هایشان خیس می خورد و هیچ کار دیگری نمی کنند و طبیعتا وقتی از این ماه بیرون می رویم تازه مستحق تنبیه هم هستیم که این چه حمام رفتنی است.

بنابراین حضرت فرمودند: شقی آن کسی است که در این ماه از غفران خدا محروم شود. آن وقت مغفرت هم یک شیرینی ای دارد، عفو و مغفرت خدا یک خنکایی دارد و اگر کسی در ماه رمضان نتوانست به این مغفرت الهی برسد «فَانّ الشّقی» این دیگر اهل شقاوت است و به عبارت دیگر این علامت شقاوت است. یک فراز از این خطبه را عرض کردم، ان شاالله توضیح بقیه فرازها را به فرصت های آینده موکول می کنم.

پی نوشت ها:

(1) الأمالي (للمفيد)، النص، ص: 338

(2) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 3، ص: 265

(3) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 2، ص: 148