نسخه آزمایشی
پنج شنبه, 24 خرداد 1403 - Thu, 13 Jun 2024

جلسه دوازدهم حسینیه حضرت زهرا / لزوم دعا برای فرج و تحلیل دعای یونس ابن عبدالرحمن

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 8 مرداد 1402 است، که به مناسبت دهه اول ماه محرم در حسینیه حضرت زهرا سلام الله علیها ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان می دارند؛ انسان زمانی می تواند در طرح و برنامه امام شرکت کند که نیازها و خواسته  هایش بزرگ شده باشند و از خواسته های کوچک عبور کرده باشد. یکی از راه های بزرگ شدن خواسته های انسان دعاهایی است که از ائمه علیهم السلام نقل شده که بیش از همه هم بر دعا برای فرج امام زمان تأکید شده است. به تعبیری خود دعا برای فرج در کارهای ما گشایش ایجاد می کند و خواسته های ما را به افق خواسته های امام نزدیک می کند.

بزرگ شدن خواسته های انسان

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم أَجْمَعِين. وجود مقدس امام زمان آخرین حلقه از طرح بزرگ و با عظمت وجود مقدس نبی اکرم را به عهده دارند و آن را انجام می دهند. وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یک طرحی به عظمت و وسعت قرآن به عهده دارند، که باید آن را در عالم محقق کنند و از طریق خود ایشان و ائمه ای که خدای متعال برای ایشان قرار داده، این برنامه محقق می شود. هر کدام از ائمه علیهم السلام هم یک بخشی از آن طرح عظیم را که همین کتاب الهی است، عمل کردند و آن را محقق فرمودند. آخرین حلقه از این طرح الهی به دست وجود مقدس امام زمان تمام و محقق می شود. البته یک بخشش هم بحث رجعت و قیامت است، که محورش همین برنامه حضرت هست که در قیامت محقق می شود. یعنی آن چه در قیامت هم محقق می شود، باز همین طرح است و وجود مقدس نبی اکرم در تحقق این طرح واسطه هستند، اما تا قبل از بحث رجعت و قیامت آخرین حلقه این طرح بزرگ به دست امام زمان علیه السلام محقق می شود.

نکته دوم این است که ما به اندازه ای که با وسعت و عظمت این طرح آشنا می شویم، در روح ما عظمت این طرح جا و تعلق به این طرح پیدا می شود و ما به همین اندازه می توانیم، با حضرت همراه شویم و در افق حضرت بیاندیشیم و دستگاه فکری و محاسباتی ما به حضرت نزدیک می شود. این دعاهایی که برای امام زمان علیه السلام از معصومین علیهم السلام نقل شده، خاصیتش این است که اگر انسان بر آنها مداومت کند و حقیقت این دعاها در انسان شکل بگیرد، انسان هم به وسعت و عظمت طرح حضرت آشنا می شود و هم مطالب این دعا جزو خواسته های انسان می شود. چون دعا اگر در انسان محقق شد تبدیل به نیاز انسان می شود. اندازه خواسته و نیاز انسان هم موقف و جایگاه او در محضر خداست «قُلْ  ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُم »(فرقان/۷۷).

پس نتیجه تکرار و انس با این دعاها این است که خواسته ها و نیازهای انسان در افق این دعاها شکل می گیرد و طبیعتا به وسعت آن به طرح حضرت وابستگی و تعلق خاطر پیدا می کند و حالا می تواند برای حضرت اقدام بکند و الا اگر انسان افق خواسته هایش با حضرت متفاوت باشد، ولو که گمان کند برای حضرت کار می کند، برای نفس و مقاصد خودش کار می کند. این همراهی و فهم برنامه حضرت به وسیله این دعاها برای انسان حاصل می شود. از جانب معصومین با بیان های مختلف برای ما گفته شده که آخرین امام غیبت طولانی دارد و امتحان های سختی در آن ایام پیش می آید و کسی از این امتحان ها عبور نمی کند، الا آنهایی که برای ظهور حضرت دعا می کنند. عامل عبور از این امتحان ها و فتنه ها همین دعاست و الا اگر انسان اهل دعا نباشد، در دل این امتحان های سخت و فتنه ها و طوفان هایی که پیش می آید، ممکن است مسیر را گم کند.

در بعضی روایات حضرت فرمودند برای ظهور زیاد دعا کنید، چون گشایش کارهای شما در همین امر است، «وَ أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِيلِ الْفَرَجِ فَإِنَ  ذَلِكَ  فَرَجُكُم »(1). این «فَإِنَ  ذَلِكَ» ممکن است معنایش همین باشد که اصلا گشایشی که برای شما می شود در همین دعاست. شما اگر اهل این دعا شدید، خود این دعا برایتان گشایش است. انسان اگر خواسته هایش کوچک باشد، با این دعا خواسته هایش بزرگ می شود و طبیعتا وقتی آدم بزرگ شد به فرج می رسد. یک قسمت عمده فرج همین است که انسان با دعای برای ظهور حضرت، خودش به یک گشایش و یک وسعت روحی می رسد و از خواسته های کوچکش فاصله می گیرد.

به تعبیری انسان یک خواسته های کوچکی دارد که حتی آنها را هم باید از خدای متعال در خواست کند، تا این خواسته ها اجابت شود. یک موقع هم انسان را از این خواسته ها عبور می دهند و تعلقات و نیازهای بزرگتری به انسان می دهند. مثلا یک موقعی انسان اهل دنیاست و از خدای متعال دنیا طلب می کند، ممکن است خدای متعال به آدم دنیا هم بدهد، ولی یک موقعی در اثر دعا کردن خدای متعال انسان را بزرگ می کند و از وادی دنیا عبور می دهد و دیگر دنیا جزو خواسته هایش نیست. فرض کنید معتادی که گرفتار اعتیاد است، برای تأمین جنسش دعا می کند و ممکن است تأمینش هم کنند، اما یک موقعی دعا می کند و او را کلا از اعتیاد و این تعلقات عبور می دهند. کدام یکی فرج است؟ قاعدتا دومی گشایش و فرج بهتری است، که آدم از این تعلقات آزاد شود.

ما یک عده ای را می بینیم که که گرفتار هستند و وقتی ما به خودمان رجوع می کنیم، می بینیم گرفتاری ها و اعتیادها و تعلقات ما گاهی از آنها خیلی بزرگتر است. می شود ما تعلقاتمان کوچک بماند و خواسته هایمان را بهمان بدهند و از طرفی می شود، انسان را بزرگ کنند و از این خواسته ها عبورش بدهند. آن موقع دیگر این خواسته های کوچک را نمی خواهد و تعلقات انسان عوض می شود.

حواریون امام

هر امامی یک السابقون السابقون و کسانی را دارد که در حرکت به سمت امام از بقیه سبقت گرفتند. آنهایی که در نزدیکی و حرکت با امام بر بقیه سبقت می گیرند، حواریون ائمه هستند. اینها کسانی هستند که از خواسته های کوچکشان فاصله گرفتند و الا اگر انسان دنبال خواسته های کوچکش باشد، سبقت به سوی امام برایش ممکن نمی شود. السابقون السابقون آنهایی هستند که در حرکت و همراهی با امام بر بقیه سبقت گرفتند. امام صادق علیه السلام یک برنامه ای دارند و السابقونش می شود محمد بن مسلم و زراره. وجود مقدس سیدالشهداء طرحی دارند و سابقونش می شوند شهدای کربلا. وجود مقدس امام زمان علیه السلام هم یک برنامه بزرگی دارند که این برنامه آخرین حلقه طرح نبی اکرم قبل از عصر ظهور است و تا رجعت و قیامت ادامه پیدا می کند و سابقون وجود مقدس امام زمان هم کسانی هستند که خواسته هایشان بزرگ شده و سطح خواسته هایشان به خواسته های حضرت نزدیک تر است و به سوی حضرت از دیگران پیشی می گیرند و راه را برای دیگران هم باز می کنند، که به سمت حضرت بیایند. هیچ چیزی هم جای این سبقت را نمی گیرد.

در روایت آمده اینکه بعضی از انبیاء بر انبیاء دیگر فضیلت پیدا کردند، به خاطر این است که در عالم قبل و در پذیرفتن میثاق الهی سبقت گرفتند. دیگر هیچ چیزی جای آن سبقت را پر نمی کند. اگر انسان بخواهد جزو السابقون قرار بگیرد، یک راهش همین است. اگر انسان اهل این دعاها شد و این دعاها در انسان محقق شد، موجب می شود که خواسته های انسان بزرگ شود و از تعلقات خودش عبور کند. وقتی عبور کرد به آستان حضرت نزدیک می شود. سبقت به سوی حضرت اینطوری حاصل می شود.

دعای برای فرج کلا همینطوری است؛ «وَ أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِيلِ الْفَرَجِ فَإِنَ  ذَلِكَ  فَرَجُكُم » این معنایش همین است که خود این دعا برای انسان گشایش ایجاد می کند و او را بزرگ می کند و از تعلقات کوچک عبورش می دهد و سطح خواسته های انسان تغییر می کند و به افق امام نزدیک می شود. این گشایش برای انسان است «فَإِنَ  ذَلِكَ  فَرَجُكُم ». یک معنای دیگرش هم این است که گشایش شما در ظهور واقع می شود که درست هم هست. گشایش برای مؤمنین در عصر ظهور واقع می شود. روایات هم متعدد است که بالأخره این گشایش نهایی برای مؤمنین به دست امام زمان علیه السلام واقع می شود. این دعاهای خاصی که از معصومین علیهم السلام نقل شده چنین خصوصیتی دارند و انسان را به افق خواسته ها و برنامه حضرت نزدیک می کند.

فرازهایی از دعای یونس ابن عبدالرحمن

یونس بن عبدالرحمن از امام رضا علیه السلام دعایی را نقل کرده که در مقدمه میگوید: «أَنَّ الرِّضَا كَانَ يَأْمُرُ بِالدُّعَاءِ لِصَاحِبِ  الْأَمْر» وجود مقدس علی بن موسی الرضا مکرر دستور می دادند که اینطور برای حضرت دعا کنید. در این دعا موقف و جایگاه حضرت بیان شده که عمده فرازهای آغازین دعا معرفی جایگاه حضرت است؛ «اللَّهُمَّ ادْفَعْ عَنْ وَلِيِّكَ وَ خَلِيفَتِكَ وَ حُجَّتِكَ عَلَى خَلْقِكَ وَ لِسَانِكَ الْمُعَبِّرِ عَنْكَ بِإِذْنِكَ النَّاطِقِ بِحُكْمِكَ وَ عَيْنِكَ النَّاظِرَةِ عَلَى بَرِيَّتِكَ وَ شَاهِدِكَ عَلَى عِبَادِكَ الْجَحْجَاحِ  الْمُجَاهِدِ الْعَائِذِ بِكَ عِنْدَك » ده تا خصوصیت در اول این دعا برای حضرت ذکر شده و بعد ما تقاضا می کنیم، خدایا تو از ولیت در مقابل این طرح های پیچیده ای که شیطان و شیاطین دارند، دفاع کن و تو مدافع وجود مقدس امام زمان باش. کما این که خود خدای متعال وعده داده «إِنَّ اللَّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذينَ آمَنُوا»(حج/۳۸).

پس شروع  دعا با این است که خدایا تو این خطرات و طرح ها و کیدها و مکرهایی که برای امام زمان می شود را دفع کن. از چه کسی؟ از کسی که این ده تا خصوصیت را دارد و در اول دعا ذکر شده. هر کدام از صفات او در روایات و آیات معنا دارد «اللَّهُمَّ ادْفَعْ عَنْ وَلِيِّكَ وَ خَلِيفَتِك » او کسی است که مقام خلافت دارد و برنامه الهی در عالم به دست او محقق می شود، «وَ حُجَّتِكَ عَلَى خَلْقِك » آن کسی که حجت بین تو و همه مخلوقاتت است، «وَ لِسَانِكَ الْمُعَبِّرِ عَنْكَ بِإِذْنِكَ النَّاطِقِ بِحُكْمِك » و لسان توست و آن چه بیان می کند حرف و سخن توست و آن چه بر زبان او جاری می شود حکمت توست، «وَ عَيْنِكَ النَّاظِرَةِ عَلَى بَرِيَّتِك » آن دیدبانی که به اذن تو شاهد همه عالم است، «وَ شَاهِدِكَ عَلَى عِبَادِك » آن کسی که شاهد تو بر بندگان است.

اینها مقامات حضرت است. حضرت یک چنین موقفی دارند که در آغاز دعا هم پیداست. انسان باید این شخصیت را بشناسد و بعد هم بفهمد که خطراتی هست که این شخصیت در چنین ترازی را تهدید می کند. او یک جبهه مقابل و دشمنانی دارد کما این که سایر ائمه علیهم السلام هم داشتند و با آنها درگیر بودند. این موقف حضرت در عالم است و خطراتی هم ایشان را تهدید می کند. آنچه که این خطر را دفع می کند خدای متعال است.

اصلا ورود به دعا اینطوری است. انسان اگر این شخص با عظمت را نبیند و به عظمت و برنامه او توجه پیدا نکند، نمی تواند همراهی کند. خود این عناوین طرح حضرت را نشان می دهد. ایشان ولی خداست و بإذن الله یک ولایتی در عالم دارد و ولایت خدا از طریق او در عالم جاری می شود؛ «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور»(بقره/۲۵۷) و مؤمنین به واسطه حضرت از وادی ظلمات به سمت نور هدایت می شوند. او کسی است که خلیفه خداست و برنامه الهی از مجرای اراده او در عالم محقق می شود و کسی است که دیده بان خدا در هستی است و لسان خدای متعال است. او عبدی است که در محضر خداست و در بالاترین شأن عبادت می کند؛ که در قرآن هم توضیح داده شده است.

این شخصیت بزرگ یک جبهه رقیب و دشمنی دارد. تمام دستگاه شیاطین دشمنی شان در همینجا متمرکز است. در روایت است، وقتی ولی خدا به دنیا می آید، شیطان فرماندهان خودش را خبر می کند و به آنها هشدار می دهد و می گوید ولی خدا به دنیا آمده. پیداست می فهمد که اتفاق عجیبی افتاده است.

وقتی وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم متولد شدند، شیاطین از رفتن به آسمان ها منع شدند. ابلیس فهمید یک اتفاق مهمی افتاده و قوایش را فرستاد بروند جستجو کنند و ببیند در عالم ارض چه خبر شده که دیگر ما نمی توانیم به سمت آسمان حرکت کنیم. چه مرحله جدیدی از برنامه خدا با ما شروع شده که دیگر راه ما به آسمان ها بسته شده است؟ قوایش هم گشتند و متوجه نشدند. در آخر هم خودش گشت و گذار کرد و به مکه رسید و دید ملائکه مقربین در مکه جمع شدند. فهمید هر خبری است در شهر مکه است. سطح کارش اینطوری است. رسید و دید جبرئیل و دیگر ملائکه مقرب در جایی جمع شدند و تغییر صورت دادند. می خواست وارد بشود که جناب جبرئیل راهش را بست. پرسید چه خبر شده؟ گفت آخرین رسول الهی به دنیا آمده. بعد سوال کرد من بهره ای از او دارم؟ جبرئیل فرمودند مطلقا هیچ راهی به خودش ندارید. پرسید به امتش چه؟ گفت در اینکه امتش را وسوسه کنی دستت را باز گذاشتند. گفت همین برای من بس است و برگشت و شروع به نقشه کشیدن کرد.

وقتی پیامبر خدا به دنیا آمد او متوجه می شود و شروع به کار کردن در همان تراز می کند. امیرالمؤمنین در خطبه قاصعه فرمودند، وقتی پیامبر خدا مبعوث شد، من صدای ناله شیطان را شنیدم و به حضرت عرض کردم چه کسی بود؟ فرمودند «إِنَّكَ تَسْمَعُ  مَا أَسْمَعُ  وَ تَرَى مَا أَرَى » خودت که می بینی شیطان است. وقتی من مبعوث شدم از اینکه دیگر بتواند کار را جلو ببرد مأیوس شد. وقتی غدیر به پا شد، باز همینطور متوجه شد چه اتفاقی افتاده و سران را جمع کرد و گفت اتفاقی که افتاده نباید به انجام برسد. اگر به انجام برسد دیگر کسی گناه نمی کند. پس او می فهمد چه اتفاقی در عالم می افتد و روی این که نگذارد غدیر به نتیجه برسد تمرکز کرد. البته نتوانست ولی بالأخره شیطنت کرد و طرحش را جلو برد، تا آن روزی که کار تمام شد و وقایع اتفاق افتاد. پس ابلیس و شیاطین انس در این تراز می فهمند و در این تراز دشمنی می کنند.

در کافی ضمن آیاتی که مربوط به شب قدر است، روایاتی آمده که به اندازه ای که ملائکه بر ولی خدا نازل می شوند، قوای شیطان در این شب سراغ پرچمدار کفر و کسی که مقابل این امام است می روند و رفت و آمد می کنند و خبر می آورند. او هم برای خودش یک دستگاهی دارد، به طوری که متوهم می شود و خیال می کند عالم در اختیار اوست. آنقدر با او رفت و آمد می کنند که خیال می کند واقعا کاری دستش است. فرمود وقتی با امام مواجه می شود، به او توجه می دهند که اشتباه می کنی.

پس هر پیامبر و هر امامی در تراز خودش دشمن دارد. همینطور که حضرت برنامه می ریزند، آنها هم برنامه می ریزند. البته پیداست برنامه انبیاء غالب است، «كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلي »(مجادله/۲۱). ولی بالأخره یک عداوت و یک دشمنی در آن تراز است. لذا دستگاه ابلیس و دستگاه شیاطین تراز دشمنی شان با وجود مقدس امام زمان یک سطح خاصی است. هم حضرت را می شناسند و هم طرح خدا را می دانند و می دانند جایگاه این آقا چیست و در این تراز نقشه می کشند و دشمنی می کنند، تا به هر قیمتی خطری را متوجه حضرت کنند. این خطر هم فقط خطر جانی نیست. از همه طرف محاصره می کنند، تا کار حضرت جلو نرود.

در این مقیاس تنها کسی که می تواند مدافع وجود مقدس امام زمان باشد، فقط خدای متعال است «إِنَّ اللَّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذينَ آمَنُوا» او مدافع انبیاء و اوصیاست. آغاز این دعا همین است که انسان امام و طرح و ولایتش را بفهمد و دشمنی را ببیند و دعایش این باشد «اللَّهُمَّ ادْفَعْ عَنْ وَلِيِّكَ وَ خَلِيفَتِك ». انسان باید به این افق از خواسته برسد که خدای متعال در مقابل این همه خطراتی که حضرت را تهدید می کند، از این ولی اش دفاع کند. این یک قسمت از اول دعاست. ادامه دعا هم باز تقریبا همینطوری است؛ یعنی پیداست مخاطراتی که حضرت را تهدید می کند، مخاطرات بسیار جدی است.

آن پناه و حرزی هم که خدا برای حضرت گذاشته حرز عجیب و غریبی است. بعد از این قسمت در همین اول دعا می خوانیم: «وَ أَعِذْه  مِنْ شَرِّ جَمِيعِ مَا خَلَقْتَ وَ بَرَأْتَ وَ أَنْشَأْتَ وَ صَوَّرْت » همه مخلوقاتی که تو آفریده ای و آنها را صورتگری کردی، کأنه ممکن است از ناحیه اینها شری متوجه ولیّ تو بشود. البته پیداست مقصود انبیاء و اولیاء نیستند، از ناحیه آنها که هیچ خطری امام را تهدید نمی کند، آنها همراه هستند و در همین طرح عمل می کنند. مؤمنین هم همینطور هستند «فَسَلامٌ لَكَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمين »(واقعه/۹۱) رابطه آنها با امام رابطه سلم است، ولی پیداست در مقابل حضرت یک جبهه گسترده ای است.

«وَ أَعِذْه  مِنْ شَرِّ جَمِيعِ مَا خَلَقْتَ وَ بَرَأْتَ وَ أَنْشَأْتَ وَ صَوَّرْت » اوست که امام را در پناه قرار می دهد، «وَ احْفَظْهُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْه » خدایا او را محفاظت کن «وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ وَ مِنْ فَوْقِهِ وَ مِنْ تَحْتِه » این شش جانب در امام یک معنای ظاهری دارد. معنای ظاهریش هم این است که ما برایمان واضح است، ولی یک معانی باطنی هم دارد، که این شش جانبی که امام در احاطه اوست یعنی چه؟ او را از پیش رو و پشت سر و دست راست و دست چپ و بالا سر و پایین حفاظت و حمایت کن، «بِحِفْظِكَ الَّذِي لَا يَضِيعُ مَنْ حَفِظْتَهُ بِه » آن محافظتی که اگر کسی در آن محافظت تو قرار گرفت، دیگر به هیچ وجه ضایع نمی شود. پس حالا از این به بعد آن پناهگاه هایی است که خدا برای حضرت قرار داده است.

«وَ اجْعَلْهُ فِي وَدِيعَتِكَ الَّتِي لَا تَضِيع » بعضی ها جزو ودایع الله و در محیط امانت و امن الهی هستند. پیداست خدای متعال برای این که حضرت را محافظت کند، باید ایشان را در آن دامنه قرار بدهد. «وَ اجْعَلْهُ فِي وَدِيعَتِكَ الَّتِي لَا تَضِيعُ وَ فِي جِوَارِكَ الَّذِي لَا يُخْفَر» اینها پناهگاه های حضرت در مقابل این خطرات هستند، «وَ فِي مَنْعِكَ وَ عِزِّكَ الَّذِي لَا يُقْهَر» در محیط منع و عز الهی او را قرار بدهد «وَ آمِنْهُ بِأَمَانِكَ الْوَثِيقِ الَّذِي لَا يُخْذَلُ مَنْ آمَنْتَهُ بِه » به او امنیت و امان بدهد.

پس توجه به آن خطراتی که حضرت را تهدید می کند و آن حرزی که خدای متعال برای حضرت در این عالم گذاشته، ودیعه و جوار و منع و عز الهی و امان کنف الهی هستند. «وَ أَيِّدْهُ بِنَصْرِكَ الْعَزِيز» او را با قوای نفوذ ناپذیر و شکست ناپذیر خودت یاری کن. آن نصرتی که در آن شکست نیست، «وَ أَيِّدْهُ بِنَصْرِكَ الْعَزِيزِ وَ أَيِّدْهُ بِجُنْدِكَ الْغَالِب » آن لشکر غالب خودت را مؤید او قرار بده، «وَ قَوِّهِ بِقُوَّتِكَ وَ أَرْدِفْهُ بِمَلَائِكَتِك » این همان پناهی است که خدای متعال به وسیله آن قوای خودش را برای حضرت قرار می دهد. پس جایگاه حضرت مقام خلافت الهی است. خطراتی که حضرت را تهدید می کنند، در آن وسعت است. پناهگاهی که برای حضرت در این عالم است است همین شئون الهی است. این اسماء حسنای الهی پناه امام در مقابل آن مخاطرات عظیمی است که حضرت را تهدید می کند.

روایت می گوید وقتی ولی خدا به دنیا می آید، شیطان متوجه می شود و قوایش را جمع می کند و می گوید ولی خدا به دنیا آمده. می گویند چه می شود؟ می گوید این اگر به رشد برسد طرح های ما را ناکام می گذارد و برنامه های ما را از بین می برد. بعد آنها را تعلیم می دهد، که چطور از الان برنامه ریزی کنید که این کار به نتیجه نرسد و متمرکزشان می کند. این کار شیطان است. تمرکز شیاطین انس و جن بر روی ولی خداست. ممکن است ما یک وقت هایی هم متوجه نشویم، ولی آن شیاطین می فهمند.

الان به اندازه ای که در کشورهای غربی که عمدتا در خود آمریکا پژوهشگاه ها و اندیشکده ها و مراکز تحقیقی و پژوهشی در باب وجود مقدس امام زمان است، در حوزه علمیه قم قطعا نیست. چرا این کار را می کنند؟ حجم تحقیق و هزینه گسترده ای که آنها در باب وجود مقدس امام زمان می کنند، قطعا در اینجا نیست. آیا اینها می خواهند حضرت را بشناسند که خدمت حضرت بیایند؟ یا می فهمند آن طرح موفق عالم همینجاست؟ خیر، آنها می خواهند مقابل این طرح بایستند و می دانند که باید جلوی تحقق آن نقشه را بگیرند. این جزو اموری است که بر آن به طور جِدّ تمرکز کردند. همه منابع و کتب آسمانی را تحقیق کردند و حتی در روایات ما هم یک تحقیقات بسیار گسترده ای انجام دادند.

البته قسمت عمده ای از معارف ما که در باب حضرت هست، اسرار است و کسی به این زودی به آن راه پیدا نمی کند؛ مثل علائم ظهور. بعضی از علائم ظهور را همه باید بفهمند و واضح است، ولی قسمت عمده ای از آن اسرار است. آدم ده بار هم که می خواند چیزی متوجه نمی شود، مگر آن کسانی که یک مأموریتی داشته باشند و متناسب با آن مأموریتشان باید بفهمند، که این حدیث علامتی گذاشته و معنایش این است و الا ما بقی معلوم نیست بفهمند. چون مأموریت و اقدامی ندارند که این روایت برای او گویا شود. مثل خود قرآن می ماند. یک قسمت عمده ای از قرآن اسرار است. این اسرار برای کسانی برملا و آشکار می شود، که اهل آن اسرار هستند و باید بفهمند. چون آنها کاری می خواهند انجام بدهند و مأموریت و بندگی در تراز او دارند، «إِنَّمَا يَعْرِفُ الْقُرْآنَ مَنْ خُوطِبَ  بِه »(2) حضرت فرمود مخاطب قرآن ما هستیم و ما آن را ما می فهمیم. بنا نیست آن درکی که برای وجود مقدس امیرالمؤمنین از این قرآن حاصل می شود و به وسیله آن عالم را اداره می کنند، برای من هم حاصل شود. این اصلا شدنی و ممکن نیست.

این مطالبی که در باب حضرت در قرآن و روایات و معارف ماست، از این جنس است. این که مستشرقین خیال کنند، به جای یک نفر هزار نفر کار کنند، تا این اسرار برایشان آشکار شود، اینطوری نیست. امام صادق به عنوان بصری گفت برو بنده شو و بعد بیا تا یادت بدهیم. اسرار بندگی و علم نزد ماست، ولی تو برو بنده شو و بندگی کن و به اندازه ای که می خواهی بندگی کنی، ما اسرار بندگی را به تو می دهیم. اسرار بندگی را به کسی که می خواهد شیطنت کند که نمی دهند. این اسرار و علائم ظهور و طرح و مراحل طرح حضرت را حتی به ما هم نگفتند.

در روایت دارد که به حضرات گفتند غیبت یعنی چه؟ حضرت چرا غایب هستند و در غیبت چه کار می کنند؟ گاهی یک توضیحات اجمالی دادند و گفتند بیعت کسی نباید بر عهده کسی باشد. در بعضی از احادیث فرمودند: «لِأَمْرٍ لَمْ  يُؤْذَنْ  لَنَا فِي كَشْفِه »(3) به ما اجازه ندادند بگوییم، امام چه کار می کند. این خودش جزو اسرار است و فرمودند تا عصر ظهور هم آشکار نمی شود. وقتی ظهور شد آن وقت می فهمید که چرا قسمت عمده ای از برنامه های حضرت را خودشان در عالم جلو بردند و امامت کردند و عالم را برای مرحله ظهور مهیا کردند. مثل کاری که آن معلم الهی با حضرت موسی کرد و به او نگفت من دارم چه کار می کنم، تا موقعی که وقت جدایی شد و گفت: «هذا فِراقُ بَيْني  وَ بَيْنِك »(کهف/۷۸) حالا بیا برایت بگویم داستان چه بوده است.

بنابراین آن طرح عظیم حضرت برای ما هم گفته نشده، تا چه رسد برای دشمنان و مخالفانی که خیال می کنند، با زیر و رو کردن این روایت می توانند چیزی در بیاورند. چیزی جز ظواهر گیرشان نمی آید. اینها مثل قرآن می ماند. فرمود یک قسمت از معارف قرآن «يَعْرِفُهُ  الْعَالِمُ  وَ الْجَاهِل »(4)، سی جلد کتاب نوشته ولی همانی است که «يَعْرِفُهُ  الْعَالِمُ  وَ الْجَاهِل »، یک قسمش هم اسرار است و این برای کسانی است «وَ قِسْماً لَا يَعْرِفُهُ إِلَّا مَنْ صَفَا ذِهْنُهُ وَ لَطُفَ حِسُّهُ وَ صَحَّ تَمْيِيزُهُ مِمَّنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَام » آنهایی که خدای متعال به آنها شرح صدر داده، برای این که مسلم حقیقی باشند. یک بخش از قرآن را آنها می فهمند و این برنامه اسلام و ایمان آنهاست و بهشان می فهمانند. یک قسمش هم «وَ قِسْماً لَا يَعْرِفُهُ إِلَّا اللَّهُ وَ أُمَنَاؤُهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْم»  مأموریت و برنامه بندگی آنهاست و در عالم فقط آنها می فهمند.

بنابراین اینطور نیست که ما نگران باشیم، آنها اسرار را می فهمند. ولی غرضم این است که واقعا روی این مسئله متمرکز کار می کنند. بعضی از ابتلائات خیلی عجیب است. اگر آدم های مطلع نبودند، آدم باورش نمی آمد که این حجم تحقیقات و پژوهشی است که در بیرون دنیای اسلام دشمنان دارند، راجع به مهدویت انجام می دهند. بی تردید می گویم این میزان پژوهشی که آنها انجام می دهند، در حوزه علمیه نیست. البته در حوزه یک عده ای هستند که ممکن است یک مأموریت هایی داشته باشند و خدای متعال برای مأموریت هایشان بهشان بفهماند و آنها نمی فهمند. این یک سخن دیگری است، ولی واقعا عجیب است. بنابراین غرضم این است که شیطان و دستگاه شیطان بر روی حضرت متمرکز هستند.

اگر کسی این دعا و این پناه هایی که برای حضرت ذکر شده را خوب دنبال کند، می فهمد مخاطراتی که حضرت و طرح حضرت را تهدید می کند چیست. «وَ اجْعَلْهُ فِي وَدِيعَتِكَ الَّتِي لَا تَضِيعُ» اصلا خود این «وَدِيعَتِكَ الَّتِي لَا تَضِيعُ» چیست؟ «وَ فِي جِوَارِكَ الَّذِي لَا يُخْفَر» آن جوار الهی کجاست؟ «وَ فِي مَنْعِكَ وَ عِزِّكَ الَّذِي لَا يُقْهَر» از اینها فهمیده می شود که دامنه مخاطرات کجاست. پس یک بخش هایی از این دعا این است که خدایا تو مدافع حضرت باش، ولی فهم ما باید به اینجا برسد که این آقایی که ما می گوییم تو ازش دفاع بکن، ولیّ و خلیفه و لسان و دیده بان خداست و بناست کار خدا را در عالم جلو ببرد و مخاطراتی در این تراز او را تهدید می کنند. این بخش اولی دعاست که تقریبا تا اینجاها تمام می شود.

بخش دوم مأموریت های حضرت است، که از اینجا به بعد شروع می شود و می فرماید: «اللَّهُمَّ اشْعَبْ بِهِ الصَّدْعَ وَ ارْتُقْ بِهِ الْفَتْقَ» خدایا پراکندگی ها و آشفتگی های امت را با ایشان سامان بده. این شکافها و اختلاف هایی که شیطان ایجاد کرده را با او مرتفع بکن، «وَ أَمِتْ بِهِ الْجَوْرَ» خدایا بساط آن جوری که در عالم به پا شده را به وسیله حضرت جمع کن؛ اماته جور کار حضرت است. «وَ أَظْهِرْ بِهِ الْعَدْل » عدل الهی با حضرت انجام می شود. یک بخشی از این دعا بخش افعال و مأموریت هایی است که خدای متعال به دست امام زمان انجام می دهد. این هم یک بخش از دعاست.

یک بخش دیگر از دعا موقف ما نسبت به حضرت است که از شناخت و معرفت به حضرت شروع می شود، «فَإِنَّهُ عَبْدُكَ الَّذِي اسْتَخْلَصْتَهُ لِنَفْسِكَ وَ اصْطَفَيْتَهُ مِنْ خَلْقِكَ وَ اصْطَنَعْتَهُ عَلَى عَيْنِكَ وَ ائْتَمَنْتَهُ عَلَى غَيْبِكَ» ما باید حضرت را اینطور بشناسیم «اللَّهُمَّ فَإِنَّا نَشْهَدُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ يَوْمَ حُلُولِ الطَّامَّة» ما در صحنه قیامت شهادت می دهیم. حضرت احتیاج به شهادت ما ندارد و همه انبیاء در آن صحنه سخت محتاج به شهادت حضرت هستند. این شهادت یعنی ما در آن صحنه ایمانمان به حضرت را از دست ندادیم و آنجا هم این اعتقاد ماست.

چه ضرورتی دارد ما در آن صحنه به این شهادت برسیم؟ با شهادت ما که کار برای برای حضرت جلو نمی رود، «اللَّهُمَّ فَإِنَّا نَشْهَدُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ يَوْمَ حُلُولِ الطَّامَّةِ أَنَّهُ لَمْ يُذْنِبْ ذَنْباً» او این طرح بزرگ تو را که اجرا کرده و کمترین خطایی در آن نبوده، «وَ لَا أَتَى حُوباً وَ لَمْ يَرْتَكِبْ مَعْصِيَةً وَ لَمْ يُضَيِّعْ لَكَ طَاعَةً» هیچ طاعتی را تضییع نکرده، «وَ لَمْ يُبَدِّلْ لَكَ فَرِيضَة» این کار بزرگ را در عالم انجام داده و هیچ فریضه ای را جا به جا نکرده است. آدم وقتی نمی خواهد کار کند در امان است. ولی وقتی وارد اقدام می شوی سخت می شود. این آقایی است که همه عالم را اصلاح کرده و در این مسیر هیچ تخلفی نداشته است. شهادت های ما موقف ما نسبت به حضرت را نشان می دهد.

بعد ما درخواست هایی از خدای متعال داریم، که ما را به جبهه حضرت ملحق کند. این هم یک بخش از دعاهاست که ما باید در جبهه حضرت قرار بگیریم و چطور می شود به جبهه حضرت ملحق بشویم؛ «وَ اجْعَلْنَا فِي حِزْبِهِ الْقَوَّامِينَ بِأَمْرِهِ الصَّابِرِينَ مَعَهُ الطَّالِبِينَ رِضَاكَ بِمُنَاصَحَتِه » خدایا ما را در حزب حضرت قرار بده. همان حزبی که «الْقَوَّامِينَ بِأَمْرِهِ» نه فقط قیام به امر می کنند، بلکه با همه وجود تمام کارشان این است، که امر امام را جلو ببرند. «الصَّابِرِينَ مَعَهُ الطَّالِبِينَ رِضَاكَ» آنهایی که کنار حضرت پایداری می کنند، حزب حضرت هستند، «الطَّالِبِينَ رِضَاكَ بِمُنَاصَحَتِه » آنهایی که بمناصحه برای حضرت دنبال رضای تو هستند. مناصحه نصح یعنی مبالغه در خیرخواهی. آنها دنبال این هستند که رضای تو را به دست بیاورند، «وَ اجْعَلْنَا فِي حِزْبِهِ الْقَوَّامِينَ بِأَمْرِهِ الصَّابِرِينَ مَعَهُ الطَّالِبِينَ رِضَاكَ بِمُنَاصَحَتِهِ حَتَّى تَحْشُرَنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِي أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِه »، کسانی در صحنه قیامت جزو انصار و اعوان امام محشور می شوند که در حزب حضرت هستند و اوصافشان این است «الْقَوَّامِينَ بِأَمْرِهِ الصَّابِرِينَ مَعَهُ» هستند و اهل نصح برای حضرت هستند که در این نصح هم دنبال رضای خدا هستند.

از این بالاتر هم یک مقامی است، «اللَّهُمَّ وَ اجْعَلْ ذَلِكَ لَنَا خَالِصاً مِنْ كُلِّ شَكٍّ» که ما در همراهی حضرت که دچار هیچ شک و شبهه ای نشویم. در بعضی روایات می بینیم که کار خیلی سخت است. فرمود وقتی حضرت تشریف می آورند صدا می زنند و این سیصد و سیزده نفر جمع می شوند و بعضی هایشان از بسترشان مفقود می شوند و کنار حضرت دیده می شوند و آماده آماده هستند و به صرف شنیدن ندای حضرت هر کجای دنیا باشند خودشان را می رسانند و ظاهرا قدرتش را هم دارند. وقتی جمع می شوند، حضرت یک نامه سر به مهری دارند و می خوانند. در یک روایتی دارد که جز دوازده نفرشان، می روند دور دنیا را می گردند و می بینند کسی جز این آقا نیست و دوباره برمیگردند. انقدر کار سخت است. کسی که کنار حضرت می ایستد و در حزب حضرت می آید، تمام تلاشش این است که این امر محقق بشود و صبوری می کند و نصح به خرج می دهد. همین ها هم ممکن است یک جایی دچار شک و شبهه ای بشوند.

پس آدم اگر این اوصاف را داشت و در حزب حضرت بود، روز قیامت جزو کسانی محشور می شود، که ناصرین امام زمان هستند؛ «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ»(اسراء/۷۱) یک معنایش همین است که فرمود مردم هر زمانی را با امام خودشان صدا می زنند و می گویند ناصرین امام زمان بیایید و اینها در نصرت کنندگان حضرت محشور می شوند. ولی گویا همین ها هم هنوز یک قدم هایی را باید بردارند، «اللَّهُمَّ وَ اجْعَلْ ذَلِكَ لَنَا خَالِصاً مِنْ كُلِّ شَكٍّ» این حضور ما در حزب حضرت را خالی از هر شک و شبهه و ریا و سمعه قرار بده. می دانید شک و شبهه غیر از ریا است. تردید در طرح غیر از این است، که آدم آمده برای این که مردم خوششان بیاید، یا بشنوند کار می کند. اخلاص چیزی غیر از یقین است «اللَّهُمَّ وَ اجْعَلْ ذَلِكَ لَنَا خَالِصاً مِنْ كُلِّ شَكٍّ وَ شُبْهَة» این یعنی ما به حضرت و طرح حضرت یقین داشته باشیم.

یکی از کارهایی که شیطان در مقابل امام می کند، ایجاد شبهه است؛ «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيم »(اعراف/۱۶) قسم خورده که در هر دوره ای راه امام را می بندد و از چهار طرف حمله می کند. فرمود یکی از این چهار جانب شبهات است. شیطان متناسب با طرح امام شبهه ایجاد می کند. انسان اگر در حزب امام بود، روز قیامت جزو انصار حضرت محسوب می شود، ولی اقدام انسان در کنار حضرت باید خالی از شک و شبهه باشد و باید همراه با یقین باشد. شیطان تلاش می کند، در انسان شبهه ایجاد کند. حتی آنهایی که کنار حضرت می آیند و در حزب حضرت هستند، را هم گرفتار شبهه و ریا و سمعه می کند.

لذا در این دعا می خوانیم، خدایا این حضور من را در حزب حضرت و این نصح و همراهی من را خالص از شک و شبهه و ریا و سمعه قرار بده. که چه بشود؟ «اللَّهُمَّ وَ اجْعَلْ ذَلِكَ لَنَا خَالِصاً مِنْ كُلِّ شَكٍّ وَ شُبْهَةٍ وَ رِيَاءٍ وَ سُمْعَةٍ حَتَّى لَا نَعْتَمِدَ بِهِ غَيْرَكَ وَ لَا نَطْلُبَ بِهِ إِلَّا وَجْهَك » در این کاری که می کنیم، فقط به تو تکیه داشته باشیم «وَ لَا نَطْلُبَ بِهِ إِلَّا وَجْهَك » اخلاص داشته باشیم و در این کار فقط به دنبال تو باشیم، «وَ حَتَّى تُحِلَّنَا مَحَلَّهُ وَ تَجْعَلَنَا فِي الْجَنَّةِ مَعَه » همراهی امام در قیامت برای کسانی است که هم در حزب امام هستند و هم در این اقدامی که در حزب امام می کنند، دچار شک و شبهه و ریا و سمعه نیستند؛ یعنی یقین و اخلاص دارند. گویا ممکن است آدم یک موقعی در حزب حضرت هم باشد، ولی هنوز به آن مقام یقین و اخلاص نرسیده باشد.

اگر به مقام یقین و اخلاص رسید، جزو کسانی می شود که «وَ حَتَّى تُحِلَّنَا مَحَلَّهُ وَ تَجْعَلَنَا فِي الْجَنَّةِ مَعَه ». وقتی کنار حضرت دارد اقدام می کند، یقین دارد که این طرح خداست و تمام اتکائش هم به خداست. وقتی هم با اتکاء به خدا کار می کند، غرضش هم فقط خداست. این آدم حلول به آستان امام پیدا می کند و در کنار امامش اهل نصح و پایداری و قیام به امر امام است و در همه اینها جز به خدا تکیه نمی کند. نتیجه این می شود که انسان به آستان امام زمان حلول پیدا می کند. اصحاب سیدالشهداء اینطوری هستند. آنها هم در حزب حضرت بودند و دچار هیچ شک و شبهه و ریا و سمعه ای هم نشدند و حلول به آستان حضرت و معیت رزق این آدم هاست.

پی نوشت ها:

(۱) كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص: 485

(2) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 8، ص: 312

(3) كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص: 482

(4) الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج 1، ص: 253