لزوم مدیریت نظم نوین جهان و مقابله با طرح اسلام آمریکایی
نوشته پیشِرو، متن سخنرانی آیتالله سیدمحمدمهدی میرباقری در سالگرد شهدای مدرسه علمیه رضویه قم است که در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ در این مدرسه برگزار شده است.
۱. نقش کلیدی حوزه علمیه قم در مقابله با طرح تمدن مادی
چون محفل، محفل عزیزان روحانی و محفل اساتید و فضلاست، اشارهای به بیانیهای که حضرت آقا در صدمین سالگرد تأسیس حوزه تقریر و صادر فرمودند، داشته باشم و چند نکته [راجع به آن عرض] کنم. البته تفصیل آن بیانیه، باید در جای خودش مورد دقت قرار بگیرد. [چون] محتوای بسیار دقیق و قابل تأملی دارد و انشاءالله که بتواند سرمشقی برای برنامههای حوزه باشد.
آغازی که ایشان در این بیانیه دارند، یک تحلیل خاص از رویش حوزه علمیه قم است. این ناشی از مختصات شخصیتی ایشان است که به تعبیر خودشان، نسبت به وجببهوجب تاریخ ائمه (علیهم السلام)، مطالعه داشتهاند و تاریخ صدر اسلام را به دقت مطالعه کردهاند و اینکه ائمه (علیهم السلام) چگونه در آن زمانهای سخت و دوره تسلط بنیامیه و بنیعباس، حقایقی را متولد کردند و چگونه شجره معارف شیعی متولد شده و چگونه ادامه حرکت اهل بیت (علیهم السلام) و عاشورا طراحی شده است.
از یک طرف نگاه دقیق ایشان نسبت به فلسفه تاریخ و نحوه هدایت تاریخ از ناحیه اولیاء معصوم و از طرف دیگر تسلط [ایشان] به نقشههای استعمار در قرون اخیر و معاصر و شناختی که ایشان نسبت به استعمار دارند، موجب شده است که نگاه خاصی نسبت به حوزه علمیه قم در آغاز بیانیه، داشته باشند.
[این بیانیه] بسیار گویاست که حوزه علمیه قم، در شرایطی متولد شده که استعمار غرب، در این منطقه، برای تسلط کامل بر کشورهای اسلامی و کأنه برای از بین بردن بنیان اسلام و دین الهی، برنامهریزی کرده بود. [آنها] با برنامهریزی کامل آمده بودند تا آن تدبیر و نقشهای را که برای جهان و از جمله برای منطقه غرب آسیا و به اصطلاح خودشان خاورمیانه داشتند، در کشورهای مختلف منطقه از جمله در ایران، اعمال بکنند.
خدای متعال تقریباً در نقطه غلبه اساسی آنها که دوران استعمار جدید و شکلگیری دولتهای مدرن است، شجرهای را در شهر قم غرس کرده است. این شجره، به دست مرحوم آیت الله العظمی شیخ عبدالکریم حائری غرس شده و رشد کرده و بالنده شده. از دل [این شجره،] حوزهای متولد شده که گویا مأموریت آن، مقابله با کل تمدن مادی است.
ـ چیستی مسئله مستحدثه اصیل زمان ما
ایشان نسبت به مسئله مستحدثه زمان ما هم نگاه خاصی دارند. [ایشان] میگویند مسئله مستحدثه زمان ما، نه فنون است، نه فناوریهاست، نه دارالفنونهاست، نه انقلابهای سیاسی و نه حتی دولتهای مدرن است. [این مسائل،] در چند مرحله وارد ایران و دنیای اسلام شدند؛ در زمان عباس میرزا، فنون نظامی آمد. بعد گفتند حال که فنون آمده، دانشها و دانشگاهش را هم بیاورید؛ [لذا] دارالفنون آمد. بعد از دارالفنون، انقلاب مشروطه و نهضتهای سیاسی است. بعد هم دولت تنظیمگر مدرن آمد که با رضاخان، در ایران شروع شد.
درست در زمانهای که استعمار، کاملاً بر منطقه و کشور مسلط است، خدای متعال در شهر قم که کانون جوشش معنویت و حرم اهل بیت است، شجرهای را بهدست یک فقیه بزرگ نامدار کارآزموده، به نام مرحوم آیت الله العظمی شیخ عبدالکریم حائری، متولد کرد. گویا مأموریت این [حوزه،] مقابله با این تمدن است.
نظر حضرت آقا این است که مسئله مستحدثه دوران ما، نه فناوریهاست و نه حتی نظامات اجتماعی؛ مسئله مستحدثه دوران ما، تمدن مادی است که در مغربزمین متولد شده و آرامآرام، بال خود را به سوی کل جهان گسترده و جامعه جهانی را تحت تأثیر خودش قرار داده است. روح این تمدن، زمینیسازی بشر و عرفیسازی زندگی بشر و اعلام استقلال از انبیاء الهی است. این تمدن، نظام اعتقادی خود، مبانی فلسفی خود، علم، فناوری، نظم اجتماعی، سبک زندگی و ساختارهای جهانی خود را ساخته و همه زندگی بشریت را تحت تأثیر قرار داده است. ما در مقابل این مسئله مستحدثه، چه باید میکردیم؟ دنیای اسلام باید چه پاسخی به او میداد؟
[پس] مسئله ما، بانک، بیمه، بورس و فناوری نیست، [بلکه] مسئله ما، یک تمدن است که مدعی جامعه جهانی است. [این تمدن،] مدعی این است که دوران انبیاء، به سر آمده است و بشر، باید مبتنی بر امکانات خودش، مستقل از انبیاء، زندگی خود را شکل بدهد. [اینها] یک تمدن مادی درست کردند و آرامآرام از مرزها و جغرافیای خودشان بیرون رفتند و کل دنیا را تحت تأثیر قرار دادند. بزرگترین حجاب، همین تمدن است. مسئله زمان ما، همین است. ما باید با این چه میکردیم؟
ایشان میگویند ما در مقابل این امر، باید یک انقلاب اسلامی [ایجاد] میکردیم. انقلابی که ظرفیت مقابله با این تمدن جدید و با این نهضتی که در غرب، تحت عنوان رنسانس شکل گرفته است را داشته باشد. سپس به دنبال پیروزی انقلاب، [باید] نظام انقلابی میساختیم، سپس دولت انقلابی، بعد جامعه انقلابی و بعد تمدن اسلامی. این تحلیل ایشان است.
کأنه مأموریت این حوزه، همین بوده که یک انقلاب و نهضت را علیه کل تمدن غرب، راهبری کند. [این حوزه] متولد شد و از دل آن، مراجع، دستگاه فقاهتی و حضرت امامی متولد شدند که یک نهضت بزرگ را به وسیله مردم و امت بزرگوار شیعی و مردم عزیز ایران، به پیروزی رساندند و کار را به یک حرکت بزرگ جهانی، علیه تمدن غرب، تبدیل کردند.
این تحلیل، یک تحلیل بیبدیل از حوزه است. حوزه در زمانه غربت اسلام، به دست حضرت بقیه الله (عج) و با مأموریت مقابله با این تمدن مادی، متولد شد. لذا [ایشان] یکی از مهمترین کارکردهای حوزه علمیه را حضور مستمر در مقابله با دشمن میدانند. در قرون متمادی، بهخصوص در صد و پنجاه سال اخیر، حوزههای شیعی، اینگونه بودند؛ هرجا که نهضت مهمی در دنیای تشیع، از ایران و عراق و مکانهای دیگر بوده، یا بر محور روحانیت بوده یا یکی از ارکان مهم آن، روحانیت بودهاند. تاریخ کاملاً روشن است.
پس این حوزه، حوزهای است که در دوره مرحوم آیت الله العظمی شیخ عبدالکریم حائری، بازپروری شده است و مأموریت بزرگی که مقابله با این تمدن مادی است، [به عهده او گذاشته شده است.] این مقابله هم صرفاً یک مقابله علمی نیست. اینگونه نیست که [در این] مقابله، ما باید کتاب بنویسیم. برای مبارزه با مارکسیستها، ما فقط کتاب ننوشتیم؛ همه کتابها را هم مینوشتیم، از پس آنها برنمیآمدیم.
آنها هم فقط با کتاب نوشتن و تئوریپردازی، دنیا را نگرفتهاند. آنها خودشان را پرچمدار عدالتخواهی میدانستند و میلیونها کشته در این راه دادند. غرب فقط با کتاب نوشتن، دنیا را نگرفته است. این تمدن مادی که دو اردوگاه مهم داشته که یکی اردوگاه سرمایهداری و لیبرال دموکراسی و دیگری اردوگاه سوسیالیسم و کمونیسم بوده، فقط با کتاب نوشتن جلو نرفته. [طرفداران لیبرال دموکراسی،] خودشان را پرچمدار آزادی میدانستند و مارکسیستها، هم [خود را] پرچمدار عدالت [میدانستند و] مدعی بودند که اسلام با هر دو مخالف است و آرامآرام در دنیای اسلام گسترش پیدا کردند.
[اینها] دنبال این بودند که کل جامعه دینی را متحول کنند و اعتقادات و بنیانهای ایمانی [جامعه] را تغییر بدهند. ما در مقابل چنین تمدنی که مدعی همه جهان است و مدعی است که دوران انبیا گذشته است، چه باید میکردیم؟
ایشان میگویند حوزه برای این مأموریت متولد شده است. نگاه شما به حوزه، این باشد، [نه] اینکه حوزه را صرفاً یک مرکز تدریس و تدرس و تعلیم و تعلم بدانید. [این دو نگاه،] خیلی متفاوت است. [با نگاه حضرت آقا] یکی از مأموریتهای حوزه، تدریس و تدرس و تعلیم و تعلیم است، [ولی] یکی از مهمترین مأموریتهایش، میشود تربیت نیروی انسانی؛ یکی از مأموریتهای بزرگ دیگرش هم حضور در میدان درگیری مستمر با رقیب است.
[حال] این اتفاق افتاده و حوزه، به کانون یک انقلاب بزرگ در مقیاس جامعه جهانی تبدیل شده است. [حال] یکی از اموری که برای پیشبرد این کار لازم بوده، این است که حوزهای که پیشگام این حرکت بزرگ است، باید فداکاری هم بکند؛ [لذا] ما شهدای بزرگی در این زمینه دادهایم. این شهداء، شهدایی هستند که در راه این هدف بزرگ، برای تحقق قدرت اسلام و برای مقابله با تمدن مادی، به شهادت رسیدند.
همه فقها قبول دارند که اگر زمانی اصل اسلام در معرض خطر قرار گرفت، باید دفاع کرد و هرکسی هم دفاع کند و [در این راه] کشته بشود، شهید است. حال یک تمدنی آمده و کل دستگاه انبیاء را انکار میکند. اگر در مقابل اردوگاه مارکسیستها در جهان که با قدرت هم پیش میرفتند و هر کجا هم میرفتند، انکار ادیان میکردند و سعی میکردند که ریشه ادیان را از بن دربیاورند، اگر در مقابله با آنها ما مجبور میشدیم که به میدان بیاییم و کشته بدهیم، هر مقداری که [از نیروهای ما] کشته میشدند، شهید بودند.
[حال] این انقلاب اسلامی، از مرزهای خودش عبور کرده و در جهان، تأثیر گذاشته است. طبیعتاً دشمن هم خوب فهمیده که این حرکت عظیمی که اتفاق افتاده است، تا کجا پیش خواهد رفت. همانگونه که حضرت امام فرمودند، [این انقلاب،] مقدمه انقلاب جهانی اسلام، به پرچمداری حضرت بقیه الله است. اسلام، قلل کلیدی جهان را فتح خواهد کرد. این حرکت، حرکتی در آن مسیر است. به تعبیر حضرت امام اسلام ناب، اسلامی است که ابرقدرت شرق و غرب را به خاک مذلت مینشاند و آنها را از کرسی و اریکه قدرت به زیر میکشد. [غرب] این را فهمیده و با آن مقابله کرده است. [اما] جامعه مومنین و حوزههای علمیه، در خط مقدم ایستادند و این شهدای عزیزی که میبینید، شهدای عزیز این مسئله هستند.
این مأموریت اساسی حوزه است. اگر شما کار حوزه را صرفاً تدریس و تدرس و بیان مسائل بدانید، غیر از این است که مأموریت حوزه را، مقابله با خط دشمن اسلام و دشمن ادیان و دشمن انبیاء الهی بدانید؛ آن هم دشمنی به بزرگی تمدن غرب. این مأموریت، اقتضای دیگری دارد. لذا حوزه باید یک کار دیگر [انجام بدهد] و این کار را هم انجام داده است. این خیلی تحلیل واقعبینانه و دقیق و عمیقی است. [این تحلیل عمیق حضرت آقا،] ناشی از این رویکرد عمیق به تحلیل تاریخ صدر اسلام و شناخت اوضاع جهان در دوران معاصر است.
بنابراین یکی از کارکردهای مهم حوزه در کنار تدریس و تدرس و تعلیم و تعلم و در کنار تربیت نیروی انسانی در تراز، مقابله با این مخاطراتی است که از ناحیه دشمن میآید. الان هم این وظیفه حوزههای علمیه است. حوزه باید نیرویی تربیت کند که ظرفیت او، ظرفیت مقابله [تمدنی] باشد.
۲. جدال اسلام ناب و اسلام آمریکایی
این شهدای عزیزی که شما میبینید، شهدای این مسیر بزرگ هستند که از دل این حوزه علمیه، متولد شدند. به تعبیر حضرت امام، [ایشان] رساله علمیه و عملیه خود را با خون خودشان نوشتند. [ایشان] شهدایی هستند که مزار آنها الی الابد، زیارتگاه عاشقان و عارفان است.
[اما] از دل این شهادتها، اتفاقات مهمی متولد شده است. درست در آن زمانی که بعضی از مسئولین کشور که در مقابل قدرتهای مادی منفعل بودند و سعی میکردند که مسیر کشور و ریلگذاری کشور را به سمت دیگری ببرند، [در آن زمانی که] این مسئولین گفته بودند ما از مردم [بهخاطر جنگ] عذرخواهی میکنیم، [حضرت امام] میگویند ما برای یک لحظه هم از این هشت سال دفاع مقدس، پشیمان نیستیم. سپس میفرمایند من از خانوادههای شهداء، بهخاطر این تحلیلهای غلطی که این روزها میشود، عذرخواهی میکنم.
ایشان در پذیرش قطعنامه توضیح میدهند که بیداری اسلام و ملتهای جهان، از خون همین شهداست. یعنی آن اتفاق عظیمی که میخواهد در جهان بیفتد که ملتها، از آن خواب غفلتی که استعمار مدرن ایجاد کرده است بیرون بیایند و خودشان را پیدا کنند، با همین شهادتها شکل میگیرد و آثار همین شهادتهاست که شما میبینید.
[حال] ما یا میخواهیم که دنیا در همین وضعیت بماند و قدرتهای مادی حکومت کنند و ابرقدرتها حاکم باشند و این فساد و بیعدالتی و ظلم و نفی خداپرستی و گسترش دنیاپرستی بماند و ما هم زیر چتر همینها زندگی کنیم یا واقعاً میخواهیم که بساط بهم بخورد. اگر میخواهیم که این بساط را تغییر بدهیم، بدون درگیریهای بزرگ و بدون فداکاریهای بزرگ، ممکن نیست. کاری که حضرت امام کردند که مأموریت طبیعی حوزه علمیه بوده، [ایجاد همین درگیری بزرگ است.] اصلا این حوزه در حرم اهل بیت متولد شده است تا این اتفاق را رقم بزند و مقابل این تمدن مادی بایستند و مسیر دیگری را در جهان باز کنند.
۲ـ۱. أماریت اتحاد دشمن بر صحت مسیر
این [تمدن مادی،] انسدادی [در جهان] ایجاد کرده و راه انبیاء را بسته است. [این وضعیت،] به یک حرکت بزرگ احتیاج داشت تا آن راه، دوباره گشوده بشود. [حال] این راه، گشوده شده و از مرزها عبور کرده است و اتفاقات بزرگی افتاده. دشمن هم آرامآرام [این را] با همه وجود فهمیده است و با همه قوا [در مقابل ما] ایستاده. هر وقت دیدید که دشمن منسجم ایستاده است، بدانید که ما داریم راه درستی را میرویم و کار ما موثر بوده است. علامت [مسیر درست،] این است.
در جنگ احزاب، وقتی همه قدرتها با هم مقابل اسلام ایستادند و آمدند ریشه کار را دربیاورند، منافقون گفتند: «ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلاَّ غُرُوراً»؛[۱] پیامبر، جز فریب حرف نمیزند و هرچه میگوید، دروغ و فریب است؛ وعده به دروغ و امید بیخودی میدهد.
در شأن نزول این آیه نقل شده است که وقتی حضرت دستور دادند که دور مدینه خندق بکنند، سنگی پیدا شد که کسی نتوانست آن را از مسیر بردارد. [لذا] خود حضرت وارد خندق شدند و با سه ضربه، این سنگ را شکستند و از سر راه برداشتند. [نقل شده است که] در هر ضربه، برقی جهید و حضرت تکبیری گفتند. وقتی سؤال کردند که [چرا تکبیر گفتید، حضرت] فرمودند [من در برق اول] دیدم که ایران را فتح کردیم، [در برق دوم] روم را فتح کردیم و [در برق سوم،] تا مرز صنعا و یمن رفتیم. [اینها با خود] گفتند [دشمن] مدینه را محاصره کرده و دارد ریشه کار را در میآورد، حضرت میگوید دیدم ایران و روم را فتح کردیم.
[این قول منافقون بود؛ اما] قرآن میفرماید مومنین میگفتند: «هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ»؛[۲] این همان چیزی است که خدا به ما وعده داده بود. گفته که شما اگر بایستید و مقتدر بشوید، دشمن پابهجفت میآید. [لذا] این علامت موفقیت و اقتدار شماست؛ علامت ضعف شما نیست.
اینکه این دشمن سعی کرده که تمام امکانات خودش را به منطقهای که منطقه نفوذ اسلام و شکلگیری اسلام است و از لحاظ جغرافیایی، نقطه کانونی جهان است، و نقطه ظهور انبیا در عالم است، بیاورد و این [منطقه] را تسخیر کند و نقشه آن را عوض کند و همه چیز را به هم بزند، علامت پیروزی ماست، نه علامت شکست.
۲ـ۲. قدرتمندتر شدن ما و افول آمریکا
در طول بیست و پنج سال گذشته، از سال ۲۰۰۱ تا الان، [اینها] دو بار آمدند تا نظم این [منطقه را تغییر دهند. اینها] برای مقابله با اسلام آمدند و این را هم با صدای بلند گفتند. [اینها] طرح ،۲۰۰۱، ۳، ۵ را داشتند و میگفتند که ما کانون شرارت را جمع میکنیم و میخواهیم نقشه و جغرافیای منطقه را عوض کنیم. طرحشان را هم دادند که خیلی روشن بود.آن موقعی که آمریکا در منطقه آمد، از الان قویتر بوده و اجماع جهانی علیه ما درست کرده بود؛ هنوز آبروی آمریکا نرفته بوده و هنوز ایدئولوژی و هژمونی آمریکایی، طرفدار داشت.
آنها به اسم گسترش دموکراسی، در سال ۲۰۰۱ آمدند و شصت نفر از متفکرین آمریکا در همان سال به بوش نامه نوشتند و گفتند این جنگی که شما دارید اداره میکنید، برای گسترش ارزشهای آمریکایی است؛ [لذا] اگر در مسیر این جنگ حتی از سلاح غیرمتعارف استفاده کنید، جنگ اخلاقی است. الان بیست و چهار سال گذشته است که اینها شکست خوردند. دور اول، کامل از اسلام و انقلاب اسلامی و از جبهه مقاومت، شکست خوردند.
[حال] دور دوم آمده است و میخواهد با اسرائیل این کار را ببرد. پیداست که این نقشه، جلو نمیرود. شما آن موقع که با ناتو آمده بودی و همه امکانات ناتو را آورده بودی و آبرویی در جهان داشتی، [نتوانستی، حال] این بار با اسرائیل که نمیتوانی منطقه را عوض بکنی.
البته طرح قابل توجهی که الان دارند به آن توجه میکنند و کمی برای ما تأمل ایجاد میکند و باید پای آن بایستیم، این است که دارند امپراتوری اموی را از سوریه تا عربستان، احیاء میکنند. حرفهای دیروز او را شنیدید؛ پیداست که میخواست عربستان و ترکیه و سوریه را همپیمان کند؛ به قول خودشان با پیمان ابراهیم و سازش با اسرائیل، کار را جلو ببرد. او میخواهد پرچم عدالتخواهی در دنیای اسلام را دوتا بکند.
یکی از تحلیلگران بزرگ غرب، بعد از حادثه اخیر سوریه، از قدرتهای جدیدی که در جهان شکل میگیرند، اسم برده بود. او روسیه و چین [را نام برده بود و] دو کشور هم از دنیای اسلام [نام برد به نام] ایران و ترکیه. [این] برای اولین بار [است که] ترکیه را میگویند. یعنی پیداست که میخواهند پرچم عدالتخواهی در اسلام را اولاً دوتا کنند و سپس آنها را مقابل هم قرار بدهند. البته این علامت بدی نیست. شاید شکلگیری امپراتوری اموی، از علائم آخرالزمان باشد. [علی ای حال] صحبتهای دیروز [ترامپ] واضح است که آمده تا امپراتوری اموی و پیمان ابراهیم را از نو احیاء بکند و به واسطه آن، با جبهه مقاومت مقابله بکند.
الحمدالله ما از سال ۲۰۰۱، بسیار قویتر هستیم. آمریکا بهجد از یمن شکست خورده است. خودشان حمله را شروع کردند و خودشان هم تقاضای پایان جنگ و آتشبس کردند. ما قدرتمندتر از آن موقع هستیم. ما الان داریم به آبراههای مهم جهان نزدیک میشویم و بر قسمت عمدهای از تجارتهای جهانی مسلط میشویم؛ از بابالمندب تا خلیج [فارس] تا جبلالطارق؛ تنگههای مهم دنیا، زیر سلطه ماست. اینها [این را] میفهمند، [هرچند که] غربگراها نمیخواهند بفهمند. ما از سال ۲۰۰۱، قویتر هستیم و آمریکا و همپیمانان او، بهشدت ضعیفتر شدهاند.
اسرائیل هم هیچوقت [در حد] ناتو نیست. معنای اینکه میتواند یک باریکه را اینگونه بمباران کند، این نیست که قدرت تغییر جغرافیا و نقشه منطقه را داشته باشد. اینها بلندپروازیهای توهمآمیز است و خودشان هم میدانند. آمریکا هم اگر بخواهد به نسبت موفق باشد، حتماً باید اسرائیل را مهار کند و به احتمال قوی، همین کار را خواهند کرد.
[آن کسی که به اینجا] آمده و شروع به تعریف کردن [از حکام عرب] کرده است، همین آدمی است که وقتی هشت سال قبل به منطقه آمد، گفت اینها گاو شیرده هستند. اما ایندفعه آمده و هندوانه زیر بغل اینها میگذارد و جولانی و بنسلمان را بزرگ میکند. او خوب فهمیده که چه اتفاقی [دارد میافتد. لذا] میگوید ما نمیگذاریم که [شبهجزیره] عربستان، به سمت ایران برود. او میفهمد که چه اتفاق بزرگی دارد میافتد و حساس شده و به منطقه آمده که نقشه جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی را خنثی بکند.
علی ای حال الان وضعیت ما، وضعیت خوبی است. لذا اگر مذاکره از موضع قدرت و موضع تمدن رو به پیش و تمدن رو به غلبه، [در مقابل] تمدن ضعیف و رو به افول باشد، خیلی مذاکره خوبی است. به تعبیر حضرت آقا اگر مذاکره تهاجمی باشد، [مذاکره خوبی است؛] آنها میگویند شما نباید سلاح اتمی [داشته باشید، ما هم بگوییم] بله خیلی خوب است؛ شما هم نباید داشته باشید. شرط این که ما نداشته باشیم، این است که شما هم نباید داشته باشید. معنی ندارد که شما داشته باشید و ما نداشته باشیم.
من مطمئنم که اگر غرب و غربگراها غفلت کنند و اشتباه کنند و بخواهند به جبهه مقاومت، زیاد تحمیل کنند، طولی نخواهد کشید که کل جبهه مقاومت، به سلاحهای غیرمتعارف مسلح خواهد شد. آن وقت خواهند دید که مقیاس جنگ، به کجا خواهد کشید. من به غربگراها هم همین را میگویم. مقصودم از غربگرا هم فقط غربگراهای داخلی نیست.
آدم باید موازنه قدرت را بفهمد. وقتی شما یک فشار نابهجا میآورید، اتفاقات مهمی آنطرف میافتد. [آنها] دست را بالا نمیبرند و تسلیم شما بشوند. [لذا در این صورت،] حتماً جبهه مقاومت به سلاحهای غیرمتعارف، مسلح خواهد شد. آن وقت اسرائیل خواهد فهمید که میتواند مقابله کند یا نمیتواند؛ آمریکا خواهد فهمید که میتواند مقابله کند یا نمیتواند.
آن چیزی که الان مهم است، این است که آمریکا دنبال احیاء اسلام آمریکایی و اسلام اموی است. [یعنی همان] چیزی که امام بزرگوار ما در آغاز سازندگی، بعد از پایان دفاع مقدس، هشدار آن را دادند. بیانیههای مهم امام در پاییز ۶۷ که آغاز سازندگی است، [همین را میگوید. ایشان] به هنرمندان بیانیه دادند، به جوانها و به همایش جهاد سازندگی [هم بیانیه] دادند و سیاستهای سازندگی را گفتند.
هشداری که [ایشان] در آنجا میدهند، این است که جوانان عزیز، متوجه اسلام ناب باشید. در دوره سازندگی، حواستان را از این پرت نکنند. اسلام ناب، اسلامی است که ابرقدرت شرق و غرب را به خاک مذلت میکشاند. اسلام ناب، اسلامی است که طرفداران آن، پابرهنگان و ضعفا و کسانی که همیشه از قدرت و ثروت محروم بودند هستند و مخالفان آن، ثروتمندان و زورمندان و سرمایهسالاران و زالوصفتان هستند. امام هشدار دادند که مواظب باشید.
اتفاقا همان خط، بر دوره سازندگی حاکم شد. من نمیخواهم اسم کسی را بیاورم. همه قبل از ما به بهشت بروند؛ به ما چه مربوط است؟ انشاءالله خدا همه ایشان را بهشتی کند. ما که راجع به این بحث نمیکنیم. [بحث این است که این خط،] همان خط اسلام آمریکایی است.
[اسلام آمریکایی،] اسلامی است که آمریکا را ابرقدرت میداند و سازندگی کشور را، [منوط] به همراهی با نظم جهانی میداند؛ اسلامی که نظام سرمایهداری را به اسم مالکیت خصوصی، به رسمیت میشناسد و چپاول انفاق را به دست یک مشت آدم فاسد، قانونی میکند. ما باید مراقب این باشیم. [اسلام آمریکایی،] اسلامی است که اسرائیل را به رسمیت میشناسد و فرش قرمز زیر پای مستکبرین عالم و این رئیس جمهور فاسد آمریکا پهن میکند؛ [اسلام آمریکایی] اسلامی است که از این مردک فاسد میترسد و حرفهای او را میپذیرد. این چه قرائتی است از اسلام؟ [لذا] مسئله امروز ما این است. ما در دنیای اسلام، با اسلام آمریکایی و نظام استکباری جهان مواجه هستیم؛ ما با ناتوی فرهنگی و غرب فرهنگی مواجه هستیم. [اینها] مسئله امروز ماست.
مطمئن باشید که این مسیری که با خون شهدای عزیز و پاکی که شما امشب به احترام ایشان جمع شدهاید، گشوده شده است، بهراحتی به دست دشمن منسد نخواهد شد. [اما] دشمن، یک جنگ شناختی سنگینی در این مرحله با جریانهای حزب اللهی و نیروهای انقلاب شروع کرده است و دارد آنها را مأیوس میکند. چه یأسی؟ نه وضع دشمن از سال ۲۰۰۱ بهتر است و نه ما از سال ۲۰۰۱ ضعیفتر هستیم؛ اگر ما حواس خود را جمع کنیم، رو به پیش هستیم.
۳. لزوم دخالت در شکلدهی نظم نوین جهانی
یکی از نکات خیلی مهمی که ما باید به آن توجه کنیم، این است که دشمن دارد زیر پوشش این رفت و آمدها، نظم جهانی جدید را سامان میدهد. اینکه حضرت آقا سالهاست دارند هشدار میدهند که نظم قبلی در حال فروپاشی است و نظم جدید دارد شکل میگیرد و مواظب باشید که در این دوره نظم جدید، اسلام و مسلمانها غایب نباشند، [برای همین است. مبادا] مثل اواخر قرن هجده و اواخر قرن نوزده، بعد از جنگ جهانی اول و دوم که نقشههای استعماری آمد و نظم منطقه و جهان را عوض کرد و ما غایب بودیم، [دوباره] غایب باشیم. این از وظایف مهم دستگاههای دنیای اسلام و دیپلماسی کشور ماست. ما باید همه پیمانهای منطقهای و جهانی را در مسیر ایجاد نظم جدید بهنفع دنیای اسلام طراحی کنیم.
دشمن هم میخواهد دوباره نظم جدیدی را ایجاد کند. رئیس جمهوری قبلی آمریکا بعد از طوفان الاقصی، گفت در چند سال آینده، نظم دهههای آینده جهان شکل خواهد گرفت. این همان کاری است که الان دارند میکنند. البته خیلی هم توفیقی نخواهند داشت؛ خواهید دید.
[بنابراین] مذاکرات ما باید در همین مسیر باشد. ما میخواهیم در نظم جدید جهانی، حضور داشته باشیم. دنیای اسلام، باید حضور داشته باشد. آنها میخواهند نظمی که آنها میگویند بر جهان حاکم بشود؛ اسلامی هم که به درد آنها میخورد، اسلام آمریکایی است؛ اسلامی است که نظم آمریکایی را قبول میکند و آن ابرقدرتها را به رسمیت میشناسد؛ اسلامی که میخواهد در تعامل مثبت با آنها زندگی کند.
[لذا] یکی از کارهایی که این روزها [آنها] دارند میکنند، احیاء امپراتوری اموی است. سر و ته این فیلم معاویه هم که درست کردهاند همین است. معاویه یک آدم واقعگراست که در تعامل با جهان غرب و روم است و میتواند محیط همزیستی مسالمتآمیز درست بکند و جبهه امیرالمومنین، یک جبهه ایدئولوژیک خشن است. خلاصه آن فیلم، همین یک کلمه است. من [این فیلم را] ندیدهام، ولی آنگونه که [از این فیلم] تحلیلهای آن اطلاع دارم، همین است. [اینها دارند] امپراتوری اموی را احیاء میکنند. این فیلم را هم عربستان ساخته، چون کاری که بنسلمان میکند همان امپراتوری اموی است و چیز دیگری نیست؛ دولت اموی، اسلام آمریکایی است.
الان مسئله ما همین اسلام آمریکایی و ناتوی فرهنگی غرب است. ما باید مقابل این دو بایستیم و تعیین تکلیف کنیم. جبهه اسلام رو به پیش است و این خونهایی که در راه خدا ریخته شده است، در حال به ثمر نشستن است. اگر بخواهید این سلطه کفار بر جهان برچیده بشود باید بالاخره فداکاری کنیم. حتما این حادثه از دل اتفاقات مهم میگذرد. نمیشود شما بخواهید که این اتفاقات بزرگ، در آرامش بیفتد.
[البته] مسیر، مسیر غلبه اسلام است و شیب جهان، بهنفع آنها نیست. [آنها] هرچه بیشتر دست و پا میزنند، بیشتر فرو میروند. ما مقاومت کردیم و آنها مجبور شدند همان ایدئولوژی و رویای آمریکایی که جهان را با آن گرفته بودند را زیر دست و پای خودشان لگدمال کنند تا به خواستههای خودشان برسند. کاری که در فلسطین دارند میکنند، لگدمال کردن آن رویای آمریکایی است که [خودشان] درست کردند. [این] خاصیت مقاومت جبهه حق است. ما رو به پیش هستیم و خون شهدا، کار خودش را انجام میدهد. میزان قدرت غرب و توانایی دنیای اسلام و جبهه مقاومت هم آرامآرام روشن میشود.
حضرت آقا دو سال قبل، یک روز قبل از روز دانشآموز، وقتی با دانشآموزها دیدار داشتند [در رابطه با نظم نوین جهان، مطلبی را فرمودند.] این خیلی عجیب است که به دانشآموزها فرمودند. [ایشان] فرمودند که نظم جهان در حال تغییر است. این نظم آینده، مختصاتی دارد که سه مورد آن، افول قدرت آمریکا و انتقال قدرت به منطقه آسیا و گسترش ادبیات مقاومت است. یعنی نهضتهای عدالتخواهانه علیه نظم کنونی جهان، ذیل پرچم اسلام و عدالتخواهی اسلامی و ادبیات مقاومت و مکتب اهل بیت، شکل خواهد گرفت. این در حال شکل گرفتن است.
البته شما میدانید که دشمن، دست به کار میشود. خدای متعال هم بنا نیست که دست آنها را ببندد؛ آنها هم امداد میشوند؛ «كُلاًّ نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ».[۳] ولی امدادی که خدای متعال نسبت به جبهه حق میکند، متفاوت است و پیروزی قطعی، اینطرف است. [لذا] کار رو به پیش است و برکات خون این شهداء، در آینده، بیش از اینها ظهور و تجلی پیدا خواهد کرد.
البته این راه، راه پر از ابتلاء و سختیهاست. «إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَ تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ»؛[۴] «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَريبٌ».[۵] اگر میخواهید درهای بهشت باز بشود، اگر میخواهید به عصر ظهور نزدیک شوید، اگر میخواهید جامعه، نازله بهشت بشود، [راه سختی در پیش است.] این بهشت هم فقط بهشت آخرت نیست، [بلکه] بهشت دنیا و عصر ظهور هم هست. تأویل این آیه، عصر ظهور است، گرچه تنزیل آن، راجع به بهشت و آخرت است. علامه طباطبایی میفرمایند منزلتی از تأویل همه آیات قیامت، راجع به ظهور است.
[خدای متعال در این آیات] میفرماید خیال میکنید که درهای بهشت [بهراحتی] باز میشود و به بهشت میروید؟ اینگونه نیست؛ امتهای گذشته را ببینید که «مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ»؛ آنقدر دچار امتحانهای سخت میشدند که «وَ زُلْزِلُوا»، یک امت متزلزل میشد. «حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللَّهِ»؛ [بهحدی متزلزل میشدند که] پیامبر آنها و مومنینی که همراه این پیامبر بودند فریادشان بلند میشود که «مَتى نَصْرُ اللَّهِ». [البته پیامبران و مومنین،] متزلزل نمیشوند و شک نمیکنند، [ولی فریادشان بلند میشود که «مَتى نَصْرُ اللَّهِ».] اگر به اینجا برسید، در قرب و نصرت خدا هستید؛ «أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَريبٌ».
[من] احساس میکنم که شرایط، شرایط قرب نصرت و نزول نصرت و فتوحات الهی است. انشاءالله ضربههای اساسی نسبت به جبهه دشمن در راه است. ما امیدواریم که خدای متعال، بعد از سختیهایی که دوستان و عزیزان جبهه مقاومت در دوران اخیر، بهخصوص یک سال گذشته تحمل کردند، فتوحاتی جدی نصیب ایشان کند. انشاءالله اینها، آغاز فتوحات مهمی است.
خدا امام بزرگوار را رحمت کند؛ [ایشان] میگفتند فلان حیوان درنده وقتی میترسد، عربده میکشد و یک چیزی هم از [پشت او] صادر میشود. این سر و صدایی هم که غرب میکند، همینگونه است. شلوغکاریهای آدم کمخردی که رول رئیس جمهور دیوانه را بازی میکند و خودش را به دیوانگی میزند که دنیا را بترساند، [بهجایی نمیرسد.] بازی او دیگر در دنیا نمیگیرد. مدام جلو میآید و عقبنشینی [میکند.] چه کسی این ابهت را شکسته است؟ در دوره جنگ ویتنام، رئیس جمهور آمریکا، نقش آدم دیوانه را بازی کرد و نقش او گرفت، ولی الان نمیگیرد؛ چرا نمیگیرد؟ چون بعد از انقلاب اسلامی است.
خودشان هم این را میفهمند که نرخ عربدهکشی فرق کرده است. هر کجا میرود، عربده میکشد، ولی کسی اعتنا [نمیکند.] همه میفهمند که دروغ میگوید. او همان آدمی است که هشت سال پیش آمد اینجا و میگوید [عربستان سعودی،] گاو شیرده است، [اما] امروز آمده و زیر بغل این جوان، هندوانه میگذارد که اینها چنین و چنان هستند. همینها آدمهایی هستند که به کسی که الان حاکم سوریه است، میگفتند اینها تروریستاند، حالا میگوید آدم مجاهد. چه کسی حرف اینها را باور میکند؟ عالم که اینقدر بیحساب و کتاب نیست.
علی ای حال فهم من این است که این شهدای عزیز، بر اساس مأموریت این دورانی که روی دوش حوزههای علمیه بود، [به شهادت رسیدند] و انشاءالله فتوحاتی را نصیب جبهه ما میکنند. [ما باید] مواظب باشیم که اسیر جنگ شناختی دشمن [نشویم. او جنگ شناختی را] با دوستان و طرفداران جدی انقلاب اسلامی [شروع کرده است و دارد] قدرت خودش را بزرگنمایی میکند و قدرت ما را کم نشان میدهد؛ عیوب و اشکالات خودش را میپوشاند و عیوب ما را بزرگنمایی میکند و موفقیتهای ما را کوچک میکند. [ما باید] مواظب باشیم که آنها ما را با رسانه و جنگ شناختی، نبرند.
دوستان انقلاب، باید به این توجه داشته باشند که عمده جنگ شناختی دشمن، این بار متوجه هسته سخت انقلاب اسلامی است. [دشمن] میخواهد اینها را به تردید بکشاند و متزلزل کند تا اینها پای خود را پس بکشند. [لذا] عجله نکنید، دهن لقی نکنید و سستی هم نکنید؛ بایستید. امیدواریم فتوحات مهمی در راه باشد و خدای متعال ما را کمک کند.
پاورقیها
. «وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلاَّ غُرُوراً»؛ سوره احزاب، آيه ۱۲.
. «وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليماً»؛ سوره احزاب، آيه ۲۲.
. «كُلاًّ نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً»؛ سوره إسراء، آيه ۲۰.
. «إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَ تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ يَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَداءَ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمينَ»؛ سوره آل عمران، آیه ۱۴۰.
. سوره بقره، آيه ۲۱۴.