نسخه آزمایشی
یکشنبه, 03 مرداد 1400 - Sun, 25 Jul 2021

سخنراني در روز زيارتي مخصوص امام رضا عليه السلام در حرم رضوي/ جایگاه حج و مقایسه آن با زیارات اهل بیت/ ثواب زیارت امام رضا علیه السلام

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 14 مرداد 1397 است که در روز زيارتي مخصوص امام رضا عليه السلام (23 ذي القعده) در حرم مطهر رضوي ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند؛ حج و عمره خیلی پر فضیلت است و حتی در قرآن خدای متعال می فرماید از همه تعلقات خودتان و از همه محبوب هایی که برای خودتان گرفتید و به آنها دل بستید به سوی خدا فرار کنید. لذا اولین قدم در حج وقتی انسان در میقات می آید و محرم می شود این است که باید لباس هایش را تغییر بدهد. لبیک حج با این شروع می شود که انسان از همه رو برمیگرداند و دعوت خدا را اجابت می کند. این دعوت همیشه هست، منتها یک گوشی باید باشد که این دعوت را بشنود. حج فرار الی الله است. آن وقت در روایات فراوان ثواب زیارت معصوم با حج مقایسه شده است. مثل اینکه فرمودند اگر کسی یک شب محضر امام رضا علیه السلام بیتوته کند و زیارت کند حضرت را ثواب هفتاد هزار حج را می برد. این یعنی آدم هفتاد هزار سال عمر کند، یعنی هزار برابر عمر معمولی ما و هرسال هم برود حج و هر سال هم حجش را خدای متعال قبول کند! بعد حضرت فرمود بالاتر بگویم، اگر کسی وقوف کند محضر فرزند من و حضرت را زیارت کند مثل کسی است که خدا را در عرش زیارت کرده است.

حقیقت حج

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين  وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين  وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم  أَجْمَعِين. زیارت یکی از پر فضیلت ترین اعمال است. روایاتی که در فضیلت زیارات اهل بیت نقل شده و ثواب ها و آثار و برکتی که برای زیارت نقل شده برای کمتر عملی آمده است، البته این که می گویم کمتر عملی برای این است که تتبع و جستجوی من کامل نیست والا عرض می کردم برای هیچ عملی اینقدر ثواب و فضیلت ذکر نشده که برای زیارت امام به خصوص در بین معصومین برای زیارت وجود مقدس سیدالشهداء و وجود مقدس ثامن الحجج علی بن موسی الرضا ذکر شده است.

من یک حدیث را از کامل الزیارات ابن قولویه تقدیم می کنم. کسی از وجود مقدس موسی بن جعفر علیهما السلام در باب ثواب زیارت علی بن موسی الرضا علیه السلام فرزند بزرگوارشان سوال کرد، حضرت ابتدا یک جواب کوتاهی دادند و فرمودند در زیارت ایشان ثواب یک حج و یک عمره است. چون میدانید حج و عمره خیلی پر فضیلت است و حتی در قرآن خدای متعال می فرماید: «فَفِرُّوا إِلَى  اللَّه »(ذاریات/50) از همه تعلقات خودتان، از همه محبوب هایی که برای خودتان گرفتید و به آنها دل بستید، از همه آلهه هایی که در مقابل آنها تواضع و خشوع می کنید به سوی خدا فرار کنید. در روایت فرمود: «فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ قَالَ حُجُّو»(1) حج فرار الی الله است، گویا انسان حاجی از همه تعلقات خودش دارد فرار می کند، از دنیایی که برای خودش درست کرده و از محبوب هایی که برای خودش انتخاب کرده دارد به سمت خدای متعال فرار می کند.

لذا اولین قدم در حج وقتی انسان در میقات می آید و محرم می شود این است که باید لباس هایش را تغییر بدهد. یعنی لباس های اهل دنیا و لباس های دنیای خودش را کنار بگذارد و دو تا حوله سفید یا لباس سفیدی را به عنوان احرام انتخاب می کند. تا قبل از او خیلی چیزها برای انسان حلال است اما همین که محرم شدی برای خودت خیلی چیزها را ممنوع می کنی چون داری می روی تا وارد حریم الهی شوی. وقتی می خواهی محرم بشوی باید چهار تا لبیک بگویی «لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ لَا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْك »، این لبیک ها چیست؟ گویا خدای متعال انسان را صدا می زند، انسانی که پشت به همه کرده و رو به حضرت حق آورده را خدای متعال صدا می زند و انسان این صدا را می شنود و اجابت می کند. «لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ لَا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْك »، تو شریکی نداری که من به دنبال او بروم.

لبیک حج با این شروع می شود که انسان از همه رو برمیگرداند و دعوت خدا را اجابت می کند. این دعوت همیشه هست، منتها یک گوشی باید باشد که این دعوت را بشنود. آدم از خدای متعال باید بخواهد یک گوش دلی به آدم بدهد تا این دعوت را بشنود. در هنگام سحر وقتی برای نافله شب برمی خیزید مستحب است نگاه کنید به آسمان و ستاره ها و این آیات را بخوانید «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْباب »(آل عمران/190) تا می رسد به این جا که «رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْإِيمان أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا »(آل عمران/193)، پروردگارا ما صدای یک منادی ای را شنیدیم که ندا می داد و می گفت: «سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْإِيمان »، ندایی برای دعوت به ایمان می داد، «أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ» و همه را صدا می زد. این منادی چه کسی است؟

این منادیان وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله و وجود مقدس معصومین هستند. اینها منادی خدا هستند که ما را دعوت کردند و صدا زدند. خودشان هم صدا نزدند بلکه خدای متعال آنها را فرستاده که بیایند و ما را صدا بزنند.

«رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْإِيمان » این شنیدن خیلی مهم است. ما شنیدیم که یک منادی ای صدا می زند و می گوید: «أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا»، ایمان آوردیم «رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا»، حالا که ما ایمان آوردیم ما را پاک کن تا با پاکی وارد وادی بندگی تو بشویم. شنیدن این ندا خیلی مهم است. گویا حاجی وقتی مکه می رود اول در میقات که می آید لباس ها را عوض می کند، لباس بندگی می پوشد، لباس تواضع می پوشد، تمایزها را کنار می زند و همه بنده می شوند، بعد هم دعوت الهی را اجابت می کند که «لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ لَا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْك ».

مقایسه ثواب حج با ثواب زیارت امام

فرمود: حج فرار الی الله است، حالا بقیه مناسکش بماند. آن وقت در روایات فراوان ثواب زیارت معصوم با حج مقایسه شده است. گاهی گفتند ثواب یک حج دارد، گاهی هفتاد هزار تا، این هم به خاطر این است که زیارت انسان ها متفاوت است، همه در یک درجه زیارت نمی کنند، مثل نمازهاست که متفاوت است. «يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجات»(مجادله/11)  میزان درجات به این است که چقدر معرفت در عبادت انسان باشد و این خیلی مهم است.

در نقل است حضرت از حج برمی گشتند، در نزدیکی های مکه بودند که یک کسی آمد و به حضرت عرض کرد: آقا من امسال محروم از حج شدم، خیلی ثروت دارم چقدر پول بدهم جای حج را پر کند؟ حضرت فرمود: به اندازه این کوه ابوقبیس هم طلا در راه خدا بدهی جای حج را نمی گیرد!

این روایت را بگذارید کنار روایت دوم که آمد محضر امام صادق علیه السلام و حضرت به او فرمودند: حج رفتی؟ گفت: امسال موفق نشدم بروم ولی عرفه را کربلا بودم. حضرت فرمود: خیلی خوب، از حاجی ها کم نداری! آن شخص نتوانست فرمایش امام را هضم کند، پس عرض کرد: آقا من از وادی عرفات جا ماندم! چون وادی عرفات خیلی جای مهمی است و یکی از مقامات حج است، شاید یکی از مهمترین مقامات حج وادی عرفات است. حضرت گویا ناراحت شدند و فرمودند: اگر کسی محرم بیاید کربلا و غسل کند و راه بیافتد به طرف حرم حضرت در هر قدمی ثواب یک حج است، چه می گویی من از عرفه جا ماندم!

در روایت دیده اید که فرمود: حضرت حق نظرش در روز عرفه به جبل الرحمه است، یعنی از آنجا رحمت منتشر می شود. جبل الرحمه هم همان کوهی است که امام حسین علیه السلام آنجا ایستادند و پای این کوه دعای عرفه شان را خواندند. ولی در روایت هست اول خدای متعال به زوار امام حسین نگاه می کند بعد به حاجی های مکه، یعنی اول نظر رحمتش به زوار امام حسین است.

فرق این دو تا را ببینید، گفت: آقا من حج نرفتم چقدر پول بدهم؟ فرمود: حج که با پول درست نمی شود! یکی گفت: آقا من من عرفه مکه نبودم ولی کربلا بودم، حضرت فرمود: چیزی کم نداری و مزد تو کمتر از حجاج نیست! گفت: آقا مگر می شود، عرفه را از دست دادم؟! حضرت فرمود: چه می گویی هر قدم زیارت سیدالشهداء ثواب یک حج عمره مقبوله است! بعد حضرت فرمود یک چیزی به تو می گویم، این سِرّ است و به کسی نگو فقط به اهلش بگو. اگر کسی امام حسین را در عرفه زیارت کند خدای متعال را در عرش زیارت کرده است! البته این باید معنا بشود، این در ثواب زیارت امام رضا علیه السلام هم آمده است. زیارت خدا در عرش یعنی چه؟ خدای متعال را که با چشم سر نمی شود زیارت کرد.

در این حدیثی که در کامل الزیارات است گفت: آقا ثواب زیارت فرزند شما حضرت موسی بن جعفر چیست؟ حضرت فرمود: یک حج و یک عمره. گفت: آقا یک حج، در زیارت؟! حج قصد خانه خدا و ورود به حریم الهی است. حضرت فرمودند: هفت حج. گفت: هفت تا حج! فرمودند: هفتاد حج! گفت: آقا هفتاد حج! فرمودند: هفتصد حج، هفت هزار تا و هفتاد هزارتا حج هم رفتند! حضرت که نمی خواهد با طرف چانه بزند، جنس نمی خواهند خرید و فروش کنند که او بگوید یک تومن حضرت بگویند دو تومن،  اینطوری نیست! حضرت می خواهند بگویند زیارت فرزندم چیز فوق العاده ای است. فرمود: اگر کسی یک شب محضر امام رضا بیتوته کند و زیارت کند حضرت را ثواب هفتاد هزار حج را می برد. می دانید هفتاد هزار حج یعنی چه؟! یعنی آدم هفتاد هزار سال عمر کند، یعنی هزار برابر عمر معمولی ما و هرسال هم برود حج و هر سال هم حجش را خدای متعال قبول کند!

معنای زیارت خدای متعال در عرش

پس ببینید در یک زیارت امام رضا چه اتفاقی می افتد؟! می شود این فضیلت را کسب کرد. اگر آدم این روایت را می فهمید، از شوق زیارت امام رضا جان می داد. بعد حضرت فرمود بالاتر بگویم، اگر کسی وقوف کند محضر فرزند من و حضرت را زیارت کند «كَمَنْ زَارَ اللَّهَ فِي عَرْشِه »(2)، مثل کسی است که خدا را در عرش زیارت کرده است.

حالا این را یک کمی بازش می کنم حضرت خودشان در روایت این را توضیح دادند که زیارت در عرش یعنی چه. من این روایت را فقط می خوانم و بسط نمی دهم، چون نه من توانش را دارم نه مجالش هست. حضرت فرمود روز قیامت عرش الهی زیر پای پنج تن است و جای آنها روی عرش است. بعد فرمود خدای متعال عرش را پهن می کند و از آنجا گسترش پیدا می دهد تا از زیر پای اهل بیت، زائرین حق پیدا می کنند بیایند روی عرش بنشینند. بعد فرمود آن وقت آنهایی که زوار امام رضا هستند مقدم به بقیه زائرین اند.

وجود مقدس موسی بن جعفر فرمودند که معنی این که خدای متعال را در عرش زیارت می کنند آن ملاقاتی است که در قیامت واقع می شود که در عرش قرار می گیرند. حالا ملاقات با خدا هم که می دانید به معنی لقاء جسمانی نیست که خدای متعال را با جسم ببینی.

روایت از وجود مقدس ثامن الحجج هست که یک کسی به امام رضا عرض کرد: آقا این از شما نقل شده که «أَنَّ ثَوَابَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ النَّظَرُ إِلَى وَجْهِ اللَّهِ»(3)، کسی که به مقام توحید برسد و حقیقت لا اله الا الله را درک بکند، آلهه دیگر را نفی بکند و فقط بنده خدا باشد، ثوابش ان نظر الی وجه الله است، نگاه به وجه الله می کند؛ این یعنی چه؟ حضرت اول یک هشدار دادند و بعد روایت را معنا کردند. هشدارشان این بود که فرمودند اگر کسی خیال کند که خدای متعال یک صورتی دارد و پرده کنار می رود و ما این صورت را می بینیم، چه در دنیا چه در آخرت این آدم مشرک شده است. خدای متعال یک صورتی مثل ما ندارد که پرده برود کنار و خدا را ببینیم. پس اگر کسی خدا را اینطوری بشناسد که خدای متعال یک صورتی دارد که پنهان است و در قیامت آشکار می شود این ملحد و مشرک است، این خداشناسی نیست بلکه این تشبیه خدای متعال به مخلوقات است.

وجود مقدس ثامن الحجج این حدیث را معنی کردند که خیلی معنای بلندی هم هست. حضرت فرمودند: این درست است و انسان موحد نظر به وجه الله می کند. خدای متعال هم وجه دارد اما وجه الله چیست؟ وجه الله یک صورتی نیست که حالا پرده رویش است و کنار می رود، لذا اگر این را خوب معنا کنید معنی لقاء الله که در روایات آمده معلوم می شود. این واقعا لقاء الله است و بین بنده و خدا ملاقاتی حاصل می شود و شیرین ترین لذت عالم این ملاقات است.

یک آقای عزیزی را من زیارت کردم که از جانبازان فوق العاده بودند. ایشان یک مدتی در کما بودند و برگشته بودند. احوالشان را که توضیح می دادند گفتند من از تشنگی و عطش روحی که آنجا برایم پیش آمد معنی عطش کربلا را فهمیدم، حالا آن بماند که توصیف بسیار عجیبی از عطششان می کردند که چه عطشی بود. بعد می فرمودند که یک ملاقاتی با خدا حاصل شد، یک درخواست و یک اجابت، درخواست این بود که خدایا می شود به من مهلت بدهی برگردم کاری برای تو اجام بدهم که اجابت شد. ایشان می فرمود: شیرینی این لحظه آنقدر در ذائقه من سنگین است که حاضرم دوباره این صحنه تکرار بشود با این که یک لحظه آن سختی و عطش قابل تحمل نیست!

پس لذتی که در لقاء الله و در گفتگوی با حضرت حق هست استثنایی است و هیچ چیز به اندازه او لذت بخش نیست. لذا لذتی که اولیاء خدا از انس با خدای متعال می برند احدی طعم آن لذت را نمی چشد. همه عالم را بهشان بدهید ان را با یک لحظه ی آن گفتگو عوض نمی کنند.

به حضرت عرض کرد: آقا پس این یعنی چه  که ثواب لا اله الا الله نظر به وجه خداست؟ امام رضا علیه السلام اینطوری معنا کردند که وجه الله حجج الهی اند «وَجْهَ اللَّهِ أَنْبِيَاؤُهُ وَ رُسُلُهُ وَ حُجَجُهُ »، «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه » البته این حجت هم باید معنا بشود که امام حجت است یعنی چه؟ همه حجت های الهی با امام تمام می شود. هر کسی خدای متعال با او احتجاج می کند واسطه امام است و امام حجت خداست.

فرمود: «أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ »(انفال/24)، خدای متعال بین آدم و قلبش حائل است. ما دیگر از قلبمان به خودمان نزدیکتر که نداریم! خودمان را با قلبمان دوست می داریم اما خدای متعال بین ما و قلبمان حائل است، یعنی اگر خودش را کنار بکشد خودمان را هم دوست نمی داریم و با خودمان هم دشمن می شویم. اگر ما به خودمان گره خوردیم خودمان را دوست داریم. او در قلب ما حاضر است و ما را به خودمان گره می زند.

دیده اید گاهی ما این را غلط می فهمیم و می گوییم آقا من همه چیز را برای خدا دوست دارم. بعضی ها می گویند آقا آدم خدا را هم اگر دوست دارد برای خودش است، یعنی خدا را هم که دوست دارم برای این است که می خواهم از نزدیکی او یک لذتی ببرم، در حالی که اینطوری نیست. این مراحل اول راه است. اگر کسی اهل راه شد به یک جایی می رسد که خدا را برای خدا دوست می دارد نه برای خودش.

ما خودمان را دوست داریم ولی «أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ »، او بین ما و قلب مان حائل است و ما را به خودمان گره می زند. اگر او ما را به خودمان گره نزند ما خودمان را هم دوست نداریم. به حضرت عرض کرد این معنایش چیست؟ حضرت این آیه را یک معنای خیلی عجیبی کردند و فرمودند: شما هر کاری می خواهی انجام بدهی می فهمی خوب است یا بد است یا نه؟ چه کسی این را به تو می فهماند؟ این قلب که خوبی و بدی ها را می فهمد و ترازو می کند خداست. خداست که حائل بین شما و قلبتان است. این همان حجت خداست. حجت الهی آنی است که بین من و قلب من حائل است و به من می فهماند این کار را انجام بده و آن کار را انجام نده. هر کجای عالم باشی این حجت با تو هست، مثل خورشیدی که وقتی طلوع می کند بر همه جا می تابد.

امام رضا در حدیث دیگری فرمودند: «الْإِمَامُ كَالشَّمْسِ الطَّالِعَةِ الْمُجَلِّلَةِ بِنُورِهَا لِلْعَالَم»(4) ، امام خورشیدی است که طلوع کرده و عالم را روشن کرده است اما کو چشمی که ببیند؟ اگر چشمی باز شد و به نور امام رسید مستغنی از همه انوار می شود. داستان حضرت ابراهیم همین بود دیگر، دنبال همین نور می گشت.

علی ای حال «الْإِمَامُ كَالشَّمْسِ الطَّالِعَةِ الْمُجَلِّلَةِ بِنُورِهَا لِلْعَالَم »، امام حجت خداست و به ما نزدیکتر از خودمان است. فرمود وجه الله یعنی حجج الهی، یعنی انبیاء و معصومین. بعد حضرت فرمودند: بالاترین ثواب موحدین در قیامت این است که به این وجه الله نظر می کنند، یعنی پرده کنار می رود و آن مقامات امیرالمومنین آشکار می شود و در آینه آن مقام خدا را می بینند. در پرتو مقام معصوم رویت الهی واقع می شود و این همان معنای وجه خداست.

پس وجه الله یعنی دیدن امام. خب امام را که منافقین هم در دنیا می دیدند! این رویت منظور نیست بلکه منظور آن رویتی است که سلمان از امیرالمومنین می کرد. وقتی پرده ها کنار رفته و سلمان نگاه می کند، در این عالم همه جا امیرالمومنین را می بیند. حجت خداست دیگر، اسم اعظم الهی است برای همین هم به هر کجا نگاه می کند اول او را می بیند و بعد عالم را. سلمان که مثل ما امیرالمومنین را نمی بیند! سلمان هر کجا نگاه می کند عالم پر از نور امیرالمومنین است. همه عالم اگر تسبیح می گویند اینها به تبع امیرالمومنین تسبیح می گویند «سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْض »(حشر/1)، پرتو تسبیح امیرالمومنین است.

مگر در قرآن ندارد که «وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ يُسَبِّحْن »(انبیا/79) ما کوه ها را برای حضرت داوود مسخر کرده بودیم و آنها برای حضرت تسبیح می گفتند. حضرت که تسبیح می گفت کوه ها هم با حضرت تسبیح می گفتند. اگر عالم تسبیح می گوید اینها مسخر امیرالمومنین اند و با تسبیح حضرت تسبیح می گویند. سلمان که حضرت امیر را مثل ما نمی بیند! تازه سلمان هم بالاترین لذتش در بهشت نظر به وجه الله است. یعنی مقامات امیرالمومنین برایش مشهود و مکشوف می شود، پرده ها کنار می رود و او نظر به مقامات امیرالمومنین می کند و جلال و جمال حضرت را می بیند، بعد هم در آینه جلال و جمال حضرت خدا را زیارت می کند، این می شود زیارت خدای متعال.

آن وقت فرمود کسی که فرزندم علی بن موسی الرضا را زیارت کند «كَمَنْ زَارَ اللَّهَ فِي عَرْشِه »، یعنی در پرتو زیارت امام رضا می شود به جایی برسی که پرده کنار برود و آن مقامات عرشی امام رضا را ببینی. بعد در پرتو زیارت امام رضا مقامات الهی برایت آشکار می شود و تو موحد و مومن می شوی، اینطوری آدم مومن می شود.

حقیقت رسیدن به معرفت امام

این «مَنْ عَرَفَهُمْ فَقَدْ عَرَفَ اللَّهَ» یعنی چه؟ اگر کسی شما را شناخت خدا را شناخته است. از امیرالمومنین در آن حدیث نورانیت نقل شده که حضرت فرمودند کمال ایمان در این است که کسی من را در مقام کنه نورانیتم بشناسد، البته مقام جسم حضرت هم نورانی است اما این مقام را ممکن است غیر مومن هم ببیند.

فرمود: «إِنَّهُ لَا يَسْتَكْمِلُ أَحَدٌ الْإِيمَانَ حَتَّى يَعْرِفَنِي كُنْهَ مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ»(5) امیرالمومنین به سلمان و ابوذر فرمودند نور ایمان در قلب کسی کامل نمی شود تا من را بشناسد و مقام نورانیت من را پیدا کند. اکتناه به مقام نورانیت یعنی چه؟ حضرت العیاذ بالله شوخی می کردند با سلمان؟! بعد حضرت توضیح دادند که اگر کسی به این مقام رسید «قَالَ مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل »، کنه معرفت من به نورانیت همان معرفت الله است. این یعنی چه؟! یعنی العیاذ بالله امیرالمومنین خداست؟! این که کفر است، ولی حضرت در یک مقامی است که اگر مقام نورانیت حضرت را شناختی این معرفت الله است. خدا را در آینه امیرالمومنین باید دید نه در آینه این عالم، عالم همه آیات خداس، آسمان و زمین هم آیات خدا هستند اما این کجا و امیرالمومنین کجا! اگر کسی حضرت را در مقام نورانیت شناخت این می شود عارف بالله.

«مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ  وَ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ»، فرمود: معرفت خدا یعنی همین، العیاذ بالله این معنایش این نیست که امام خداست، این را که خودشان مکرر نفی کردند و فرمودند این حرفها را نزنید. در همین زیارت جامعه کبیره که عهد نامه ما با امام است، یکی از اوصافی که برای ائمه عرضه می داریم این است: «بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ * لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُون »(انبیا/26-27). این آیه قرآن در باب ملائکه است که در این زیارت جامعه امام هادی علیه السلام این را در مقام معصومین بیان کردند و فرمودند اینها عبد مکرم خدا هستند که سبقت بر خدای متعال نمی گیرند. آنها هیچ کجا بر خدا مقدم نمی شوند و حرکتشان فقط بر اساس امر خداست. هر کاری امیرالمومنین می کند و هر تصمیمی امام رضا می گیرد براساس امر الهی است، چرا که اینها صاحب الامرند. آن امر الهی در وجود مقدس معصوم تجلی می کند، هر امری دارند آنجاست و هر فعلی انجام می دهند براساس آن است.

عالم را آنها اداره می کنند ولی هیچ کاری از خودشان انجام نمی دهند. مجبورند؟! نه امام که مجبور نیست، سنگ و چوب هم مجبور نیستند تا چه رسد امام! امام که مجبور نیست، همه اختیارات عالم دست امام است اما امام اختیار خودش را دست خدا سپرده و  عصمت یعنی همین.

«لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُون »، عبدند اما در عین این که عبد هستند یک اتصالی به خدای متعال دارند، این اتصال مهم است. ببینید ما نسبت به امام مبتلا به غلو می شویم و زیاده روی می کنیم و با این کار از دایره بندگی خدا بیرون می رویم، مثل آنهایی که می گفتند العیاذ بالله امیرالمومنین خداست! یا می گفتند آقا محبت امام کافی است، امام را دوست بدار لازم نیست نماز بخوانی! اینها انحراف است و ائمه با آن مقابله کردند.

ولی اگر کسی گفت نه ائمه عبد خدا هستند ولی آن طرفش امام را در مقام حقیقی خودش نشناخت، این مقصر است و کوتاهی کرده است. کوتاهی در معرفت امام یعنی کوتاهی در دین، کوتاهی در توحید و کوتاهی در معرفت الله. تنها راه معرفت، معرفت امام است و ما باید خیلی تلاش کنیم جزو مقصره نباشیم. تقصیر در معرفت امام اینگونه است که یک جوری امام رضا را معرفی می کند که من امام زاده های معمولی را از او بالاتر می دانم! این چه امام رضا معرفی کردنی است آقا!

حضرت فرمود: «مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ  وَ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ»، معرفت خدا یعنی امام رضا را در مقام نورانیتش بشناس. نظر به وجه الله یعنی نظر به امام رضا، یعنی خدا را در آینه وجود مقدس معصوم دیدن. وجود مقدس موسی بن جعفر فرمود: کسی که فرزند من را زیارت کند «زَارَ اللَّهَ فِي عَرْشِهِ»، هم در دنیا و هم در آخرت زیارت خدا نصیبش می شود آن هم زیارت در مقام عرش.

خواندن اذن دخول برای زیارت امام

البته زیارت مقدماتی دارد، اینجا می آییم به ما گفتند اذن دخول بخوانید، من گمانم این است اگر کسی این اذن دخول را خوب نخواند اصلا زائر نیست! دوستان اهل بیت همه زائرند اما خواندن اذن دخول چیز دیگری است. آنجا می ایستد و می گوید خدایا من آمدم درب یکی از بیوت و خانه های پیامبر و می خواهم وارد این خانه بشوم. این جا حمام نیست، اجازه می خواهد. نمی شود سرم را بیاندازم و بروم تو! آقا شما اجازه می دهی؟ بعد می گویم خدایا من معتقدم این آقا زنده و مرده ندارد، من معتقدم این آقا حاضر و غایب ندارد، همان طوری که در شهر خودم امام رضا را زیارت کنم اینجا هم همانطور است. ولی من آمدم اینجا چون اینجا یک مقام خاصی است. من می خواهم وارد بیت النور شوم، آیا شما اجازه می دهی؟ بعد رو می کنیم به نبی اکرم که آقا شما اجازه می دهید؟ امام رضا شما اجازه می دهید؟ ملائکه اجازه می دهید؟

پیداست اینجا موکلینی دارد و ما باید اجازه بگیریم. بعد یک بار اجازه می دهند و آدم می آید و زائر می شود، زائری که پرده ها را برایش کنار می زنند و سفره خاص براش می اندازند، عالم ملائکه را می بیند، عالم انبیاء را می بیند، می بیند انبیاء رفت و آمد می کنند، می بیند ملائکه فوج فوج می آیند و می روند، می بیند انبیاء حاجاتشان را محضر امام رضا می آورند؛ این زیارت آن وقت یک زیارت شیرین دیگری است.

در اذن دخول حرم به ما می گویند که هر کسی هستی که می آیی محضر امام رضا، اگر درست این مقدمات را طی کردی و می آیی، بایست دم در و به حضرت بگو: آقا به من اجازه می دهی که داخل شوم؟ بعد بگو: آقا من طمع دارم اجازه بده، شما کریمی پس نگو وارد نشو!

پس این یک نکته که خدای متعال به من فرموده: «لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُم »(احزاب/53)، وارد خانه های پیامبر نشوید و اول اجازه بگیرید، اگر هم اجازه ندادند وارد نشوید. حالا من آمدم، آیا امام رضا اجازه می دهی؟ از خدا اجازه گرفتم، از پیامبر خدا اجازه گرفتم، امام رضا آیا شما اجازه می دهی؟ بعد می گویم خب آقا من اجازه گرفتم شما هم اجازه بدهید و کرم کنید. امام رضا در اختیار با خودش است و بخواهد بگوید برگرد همه باید برگردند ولی آقا ما طمع داریم. من دارم اجازه می گیرم شما هم بزرگی کنید و اجازه بدهید.

بعد جمله لطیف ترش این است که امام رضا بهترین اجازه ای که به بهترین اولیائت می دهی به من بده، نگو بیا در و دیوار زیارت کن. من آمدم خودت را زیارت کنم، البته در و دیوار حرم تو هم بوسیدنی است، ملائکه خودشان را به این در و دیوار و این زمین می مالند و متبرک می شوند، من هم همین در و دیوار را می بوسم ولی امام رضا فقط اینطوری نباشد که من بیایم و در و دیوار ببینم و بروم.

از آن اجازه هایی که به اولیاء خودت می دهی «أَفْضَلَ مَا أَذِنْتَ لِأَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِك » با فضیلت ترین زیارت را نصیب من کن، آن طوری که به سلمان اجازه می دهی به من هم اجازه بده! اینطور که شد آدم یک نهیبی به خودش می زند و می گوید خجالت نمی کشی؟! تو می خواهی آن طوری که یونس بن عبداالرحمن ها می آیند زیارت امام رضا، بیایی و آن طوری به تو اجازه بدهند؟! بعد حضرت راهش را به ما یاد داده و می گوید: «فَإِنْ لَمْ أَكُنْ أَهْلًا لِذَلِك » من یقین دارم که اگر بخواهی این را براساس اهلیت من بدهی اصلا نباید اجازه بدهی بیایم، اینجا حریم توست و جای ناپاکی مثل من نیست، ولی اگر بحث کرم توست، «فَأَنْتَ أَهْلٌ لِذَلِك » من اهل نیستم اما تو که اهلیت داری به من هم اجازه بده، این که برای تو کاری ندارد!

شرط ورود به بهشت

یک نکته ای را من عرض کنم. این که می گوییم امام شفاعت می کند و ما را در بهشت می برد یعنی آدم آلوده را به بهشت می برد یا نه، معنی شفاعت این است که اول می شوید و آدم را پاک می کند بعد در بهشت می روی. یعنی ابتدا آدم را بهشتی می کند بعد او را به بهشت می برد. حرم امام رضا و مقامات حرم ایشان مقامات بهشت است. این روایات چه می گوید؟ می گوید یکی از درهای بهشت از اینجا باز می شود و شما بهترین اجازه را به من بده تا بهترین زائر باشم. اگر کسی آمد اینجا و از امام رضا اجازه گرفت، امام رضا شستشویش داد، پاکش کرد و بردش تا مقامات حرم و سیرش داد، می شود هفتاد هزار حج. فرمود اگر نیمه شعبان بروی زیارت سیدالشهداء 124 هزار پیامبر با تو مصافحه می کنند، این یعنی چه؟ اگر اهلش باشی این مصافحه را می بینی چطوری است.

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا، ما اینجا که می آییم باید معرفت بخواهیم نه دنیایمان را. نمی گویم دنیا نخواهید! فرمود: نمک طعامتان را هم از ما بخواهید، هرچه هست دست ماست، فقیر دیگران نباشید، ولی اینجا آدم باید بیاید معرفت بخواهد، محبت و بندگی بخواهد چون اینها اینجا تقسیم می شود. این گوهرها جای دیگر نیست و فقط اینجا تقسیم می شود. آدم باید بیاید و التماس و التجاء کند تا آقا اینها را به ما بدهد. درست است، به آلوده نمی شود گوهر بدهید! شما عسل را در ظرف آلوده می ریزید که حضرت محبت خودش را در قلب آلوده به دنیا بریزد؟! شما حاضر نیستید عسل را آلوده و با خاک قاطی کنید، چطور حضرت محبت خودش را با علاقه دنیا قاطی کند؟! پس حضرت اول می شوید و پاک می کند، بعد می دهد.

در دعای عالیه المضامین اول حاجتی که می خواهی این است: «أَنْ تَغْفِرَ لِي مَا سَلَفَ مِنْ ذُنُوبِي »، من را پاک کن َ «تَعْصِمَنِي فِيمَا بَقِيَ مِنْ عُمُرِي » بعد از این هم نگذار آلوده بشوم. حضرت اول آدم را پاک و بهشتی می کند بعد که بهشتی شدیم آن وقت هممان در بهشت امام رضا می رویم. عالی ترین مقامات بهشت و عرش خدا اینجاست.

پی نوشت ها:

(1) تفسير القمي، ج 2، ص: 330

(2) كامل الزيارات، النص، ص: 308

(3) عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج 1، ص: 115

(4) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 1، ص: 200

(5) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 26، ص: 1