نسخه آزمایشی
یکشنبه, 03 مرداد 1400 - Sun, 25 Jul 2021

تبيين دستاوردها و آسیب های پيش روي انقلاب اسلامی در مجمع طلاب كرج/ لزوم جلوگیری از تحقیر شدگی در مقابل غرب

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 29 آبان 1397 است، که در مجمع طلاب کرج ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند؛ در چهل سالگی انقلاب اسلامی باید یک ارزیابی روشنی از وضعیت موجود داشته باشیم. انقلاب اسلامی انقلاب ضد استکباری و ضد استعماری بوده و دست استعمار را از منافع ملی ما کوتاه کرده ولی واقعیت انقلاب اسلامی خیلی فراتر از اینهاست. واقعا جنگ ما این نبوده که منابع طبیعی خودمان را از دست استعمارگران در بیاوریم بلکه ما می خواهیم یک تحولی در جهان ایجاد کنیم، یعنی تحول همه جانبه ای که عالم را مهیای عصر ظهور بکند. انقلاب ما به یک رقیب تمدنی برای لیبرال دموکراسی تبدیل شده است. پس ما در مقیاس تمدنی به شدت موفق بودیم، کارهای بزرگی در جهان انجام گرفته و آن تک صدایی ای که لیبرال ها و کمونیست ها در جهان علیه دین و انبیاء ایجاد کرده بودند واقعا شکسته است. شما باید دستاوردهای عظیمی که انقلاب اسلامی در این چهار دهه داشته بشمارید تحلیل کنید و به مردم بگویید. واقعا دستاوردهای با عظمتی بوده که اگر ما تنها برای یکی از این دستاوردها انقلاب کرده باشیم ضرر نکردیم. در آسیب شناسی انقلاب اسلامی هم سطحی نگری نباید کرد، بلکه عوامل بنیادین را باید شناخت و سهم تأثیر هر عامل را معین کرد. من عوامل دیگر را نفی نمی کنم اما سهم عمده ای از بحران های اجتماعی برای علم مدرن است. تکنوکرات ها عامل اصلی بحران هستند، همین هایی که خودشان را عالم می دانند و قیافه می گیرند، اما نظریاتشان پوسیده و در خود غرب هم جواب نداده است! نکته دیگر اینکه واقعا در آسیب شناسی، ضعف های خودمان را هم ببینیم. ما ضعف هایی در مدیریت و حوزه داشتیم که یکی از آنها غرب گرایی و تحقیر شدگی در مقابل غرب است. چون تمدنی که ملتش در مقابل ملت دیگر احساس حقارت می کند، قدرت مقاومت ندارد و مستحیل می شود.

لزوم تحلیل درست از انقلاب اسلامی

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين  وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين  وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم  أَجْمَعِين . ما در چهل سالگی انقلاب اسلامی هستیم و باید یک ارزیابی روشنی از وضعیت موجود داشته باشیم، باید آسیب شناسی کنیم و نگاه به آینده داشته باشیم. ما باید سه ملاحظه را در این ارزیابی وضعیت انقلاب اسلامی منظور نظر قرار بدهیم.

ملاحظه ای که در نگاه حقیر هست این است؛ ما باید به شدت مواظب باشیم که منفعل از جریان جنگ روانی دشمن نشویم. یعنی جنگ روانی ای که به راه انداختند به حدی سنگین است که تدریجا خیلی ها را تبدیل می کند به یک آدم هایی که نسبت به گذشته خودشان نادم هستند و احساس می کنند که ما مسیر درستی را اصلا در اصل انقلاب اسلامی نرفتیم. برای همین هم آنها را تبدیل می کند به آدم های کم خاصیت یا آدم های خنثی یا آدم های منتقد، که این بیشتر از ناحیه جنگ روانی دشمن است. ما در تحلیل انقلاب اسلامی باید مواظب باشیم که به هیچ وجه مبتلا به جنگ روانی دشمن نشویم که مثلا انقلاب اسلامی دستاورد نداشته است یا دستاوردهای انقلاب در مقابل هزینه اش کمتر بوده، اینها چیزهایی است که واقعا در جنگ روانی دشمن است.

اینها به نظر من بیشترش جنگ روانی است و واقعیت های صحنه اینها نیست. منتها امپراتوری رسانه ای به اضافه کارهایی که اتفاق می افتد این را به افکار عمومی تحمیل می کند. کاری که ما باید بکنیم این است که اول تحت تأثیر قرار نگیریم که بتوانیم فضا را مدیریت بکنیم. بنابراین تلقی حقیر این است که دستاوردهایی که انقلاب اسلامی تاکنون داشته واقعا بسیار بیشتر از هزینه هایی است که کرده، به طوری که اگر هم اکنون هم انقلاب اسلامی متوقف بشود ما دستاوردهای بزرگی در مقابل هزینه هایی که کردیم داشته ایم. این با فرض این است که هزینه هایمان هم هزینه های جدی ای بوده است، ما ده ها هزار بلکه صدها هزار شهید و جانبازی که بعضی هایشان سالهاست بستری هستند، داشته ایم. همچنین خانواده های شهدا و خانواده های آزادگان که اینها واقعا هزینه های سنگینی در کنار هزینه های مادی بوده است. ولی واقعا دستاوردهای عظیمی داشتیم که به این خسارت ها می ارزیده است.

هدف از انقلاب در نگاه امام خمینی رحمۀ الله علیه

من تلقیم این هست که تحلیلی که از انقلاب می شود معمولا تحلیل هایی که در اندازه انقلاب اسلامی باشد نیست. درست است انقلاب اسلامی انقلاب ضد استکباری و ضد استعماری بوده و دست استعمار را از منافع ملی ما کوتاه کرده ولی واقعیت انقلاب اسلامی خیلی فراتر از اینهاست. اثرگذاری ای که انقلاب ما در جامعه جهانی داشته خودش حاکی از این است که این انقلاب یک هدف بسیار بزرگتری را دنبال می کرده است.

خدا امام بزرگوار ما را رحمت کند، ایشان در آغاز حرکت خودشان وقتی به آقای عسگر اولادی که نگران امنیت خود بودند، هدف کارشان را ترسیم می کنند می فرمایند: شما الان امنیت دارید و مسئله ای برایتان پیش نمی آید، ولی ما یک کار بزرگی می خواهیم بکنیم پس اگر آمادگی دارید قدم در این راه بگذارید! ما می خواهیم یک تحول اساسی در ایران ایجاد کنیم و حکومت دینی در دنیای اسلام و بعد در جهان ایجاد کنیم تا مقدمات ظهور حضرت را فراهم بکنیم. این کار بزرگ یک تحول عظیمی در جامعه جهانی ایجاد می کند. ما انسدادی که جریان استکبار به خصوص بعد از رنسانس در عالم ایجاد کرده را می خواهیم بشکنیم و راه را به سمت جامعه دینی باز کنیم.

من توصیه می کنم یک بار هم که شده صحیفه نور امام را بخوانیم. به نظر من می ارزد آدم یکی دوبار بخواند. پس اگر می خواهید با مشی سیاسی امام آشنا بشویم، سرمشق بگیریم و خودمان صاحب مشی بشویم باید به دقت ببینیم که برخورد امام با مسائل مختلف اجتماعی چه بوده است. من معتقدم مطالعه این صحیفه از شما یک سیاست مدار پخته می سازد. چون اگر صحینه نور حضرت امام را ببینید و بعد از آن هم این مسیری را که حضرت آقا در سی و اندی سال دنبال کردند را دنبال بفرمایید، به نظر می آید یک آدم پخته سیاسی از انسان می سازد که با مسائل جهانی، با مسائل ملی و با مسائل منطقه ای می تواند مناسب برخورد کند.

ایشان در آخرین بیانیه کتبی که مصادف با نیمه شعبان است به مهاجرین جنگ تحمیلی، پیامی خواندنی دادند. در این پیام ایشان اول ترسیم می کنند که مسئولین باید به فکر مردم و ضعفا باشند و بعد از مردم می خواهند که شما فشار نیاورید به مسئولین تا از آرمان های انقلاب دست بردارند. بعد توضیح می دهند که ما انقلاب مان مقدمه انقلاب جهانی اسلام به پرچمداری حضرت بقیه الله هست و امیدواریم خدا این انقلاب را در دوران ما قرار بدهد. بعد می فرمایند می ارزد و هیچ مانعی ندارد که چوبه های دار به پا کنند و ما و همه بسیجی های دنیای اسلام را به دار بکشند! چه مانعی دارد که در این راه تمام زن و بچه های ما را به اسارت ببرند! یعنی خط مشی ای که امام ترسیم می کنند می گویند ما دنبال این نیستیم که خاک آزاد بکنیم، نمی خواهم بگویم ارزش ندارد ولی واقعا جنگ ما این نبوده که حالا منابع طبیعی خودمان را از دست استعمارگران در بیاوریم. این هم مهم است اما ما می خواهیم یک تحولی در جهان ایجاد کنیم، یعنی تحول همه جانبه ای که عالم را مهیای عصر ظهور بکند.

اگر ما انقلاب اسلامی را در این مقیاس ببینیم واقعا به هدف های خودش رسیده است، اول در تغییر وضعیت ایران و ایجاد حکومت دینی، تغییر قانون اساسی و ایجاد یک نظم جدید، بعد هم در عبور از مرزهای جغرافیایی خودش و تبدیل شدن به یک انقلاب جهانی که بعد از اشغال لانه جاسوسی اتفاق افتاده است.

در همان فضایی که امریکایی ها به شدت مقابله می کردند با این که ما انقلاب را صادر کنیم امام فرمودند ما حتما انقلاب خودمان را صادر می کنیم. خاطر خیلی بزرگوارها هست که چه بحث هایی داشتند که آیا می شود صادر کرد یا نه؟ الان هم بعضی هایشان هنوز هم می گویند که ما دوران انقلاب اسلامی را پشت سر گذاشتیم و دیگر کار و رفتار انقلابی نباید داشته باشیم بلکه باید با دنیا تعامل کنیم! در حالی که این اندیشه امام نبود. ایشان از اشغال لانه جاسوسی به سرعت دفاع کردند و انقلاب را از مرزها عبور دادند و ابهت امریکا را شکستند. امام نهضت های جهانی ای که علیه سرمایه داری غرب بود همه را به نفع اسلام مصادره کردند، به طوری که شما بعد از اشغال لانه جاسوسی تحقیقا هیچ انقلاب به نامی در جهانی نمی بینید الا اینکه زیر پرچم اسلام است.

دستاورد های انقلاب اسلامی

1. فروپاشی مارکسیست

من آن موقع یک مقداری دنبال می کردم، یادم هست در سال 58 ساندینیست ها بودند که در نیکاراگوئه شکست خوردند و دنبال مبارزات مارکسیستی بودند. در حالی که شما در قبل از انقلاب اسلامی هیچ مبارزه ای را در جهان علیه سرمایه داری غرب نمی بینید الا این که زیر چتر مارکسیست هاست، چه در آفریقا چه در امریکای لاتین و چه در آسیای خودمان. کشورهای فراوانی بودند که تحت حمایت شوروی یا چین آن زمان یا حتی کشورهایی مثل کوبا که یادم هست در آماری در سال 57 در هفده کشور آفریقایی لشکر داشت، از مبارزات مارکسیستی دفاع می کردند. اما بعد از آن پرچم عدالتخواهی به سمت اسلام آمده و مبارزات جهانی آرایش اسلامی پیدا کرده است.

امام این اندیشه ای که راه رسیدن بشر به سعادت، عرفی کردن حیات بشر و سکولار کردن حیات بشر هست را باز کرده و یک راه جدیدی به بشریت نشان دادند که می شود انسان به عدالت فکر بکند ولی نه عدالت سوسیالیستی، می شود به آزادی فکر بکند نه آزادی ای که لیبرال ها می گویند. آنها می دانید جهان را دو قطبی کرده بودند تا بحث می کردی می گفتند دنبال آزادی هستی یا عدالت؟! آزادی می خواهی برو غرب، عدالت می خواهی برو شرق، اسلام هم هیچ کاره بود.

نتیجه این حرکت امام در قدم اول منتهی شد به فروپاشی مارکسیسم که چیزی فراتر از شوروی بود. دو قطب قدرت بزرگ چین و شوروی از مارکسیست ها دفاع می کردند با دو رویکرد لنینیسم و مائوئیسم. مائوئیست ها و لنینیست ها با هم اختلاف داشتند و هر دویشان در یک محور فکر می کردند اما فروپاشی اندیشه مارکسیسم و به پایان رسیدن دوران مارکسیسم از دستاوردهای انقلاب اسلامی است. گرچه غربی ها تلاش می کنند او را پنهان کنند و اعلام کنند این حاصل جنگ سرد لیبرال دموکراسی با کمونیسم هست، ولی واقعا اینطوری نیست. آنها هم خودشان می دانند اما پنهان می کنند البته بعضی وقتها خودی ها هم بد تحلیل می کنند.

یک آقایی هستند از مجاهدین افغان که در دوره مبارزات با مارکسیست ها بودند، بعد هم وزیر کشاورزی شدند، الان هم سید بزرگوار ویلچر نشین اند که بسیار فعال اند و اثرگذار در افغانستان هستند. ایشان وزیر کشاورزی افغانستان بودند و می گفتند که از المان شرقی برای بازدید به افغانستان آمدند. من به وزیر کشاورزی شان گفتم شما باید به ما کمک کنید تا کشاورزی اینجا را مکانیزه کنیم چون ما به شما خیلی حق داریم. گفت: چه حقی؟ گفتم ما دیوار برلین را بدون این که یک قطره خون بدهید برداشتیم! آن شخص آلمانی تحویل نگرفت و رفت. بعدا من رفتم افغانستان، او هم که متوجه شد من آمدم من را پیدا کرد و به من گفت آن حرف شما خیلی درست بود. من رویش فکر کردم و دنبال کردم و فهمیدم این حرفتان درست است.

واقعا فروپاشی کمونیسم و دو قطبی جهان بر محور دو ایدئولوژی برآمده از تجدد بود، آن هم نه فقط فروپاشی فیزیکی، بلکه فروپاشی فرهنگی خیلی امر مهمی است. ما اگر هیچ محصولی در انقلاب اسلامی نداشتیم با صدها هزار شهید و جانباز الا فروپاشی مارکسیسم، می ارزید ما یک انقلاب کنیم. نمی دانم عزیزان فضای قبل از انقلاب اسلامی و حاکمیت مارکسیسم بر جهان را مطالعه فرمودید یا نه، خیلی فضای سنگینی بود. همه ماندند چه کارش کنند! بزرگانی مثل آقای مطهری واقعا جواب نظری می دادند ولی در عمل همه زمین گیر بودند. تنها امام بودند که با یک انقلاب عظیم اجتماعی توانستند موازنه را به نفع اسلام تغییر بدهند.

2. از بین بردن ابهت جریان لیبرال دموکراسی

 پس این حرکت در عبور از مرزها، ایجاد یک حرکت جهانی و ایجاد یک جنبش بزرگ در دنیای اسلام واقعا موفق بوده است. در قدم بعد هم شما ببینید در مبارزه با جریان لیبرال دموکراسی به شدت موفق بودیم. این حرف ما نیست، این حرف تئوریسین بزرگ آمریکایی است. هانتینگتون نظریه برخورد تمدن ها را داد. او در همین دوره ای که رئیس جمهور ما بر طبل گفتگوی تمدن ها می کوبید، نظریه برخورد تمدن ها را مطرح کرد و گفت بعد از فروپاشی مارکسیسم نحوه درگیری ها در جهان عوض شده، یعنی لبه های درگیری لبه های تمدنی است. او دو تمدن را به عنوان اصلی ترین تمدن ها نام می برد یکی تمدن اسلام به لیدری ایران و دوم لیبرال دموکراسی به لیدری آمریکا.

بعد هم پیش بینی می کند که آغاز نبردها در آغاز 2000 هست که البته به نظر من پیش بینی نیست، در واقع یک نوع نظریه پردازی است برای این که این جنگ ها شروع بشود. حالا با خود زنی ای که امریکا کرد و در آن ماجرای یازده سپتامبر یک جنگی را شروع کردند، حالا ببینید حاصل این برخورد تمدنی هم به متزلزل شدن دموکراسی ختم شده است. در جریان های منطقه ای که آنها آمدند و هزینه کردند، شما مثلا سال 2001 که جنگ افغانستان شروع شده با 2018 مقایسه کنید، به شدت ما توانمندتر شدیم و آنها ضعیف تر شدند. با این که آنها پیش بینی شان این بود در سال 2003 عراق و در سال 2005 ایران که مرکز شرارت است را متصرف می کنند. خب هفده سال از آن موقع و سیزده سال از 2005 می گذرد!

بنابراین ما در رسیدن به اهداف بزرگی که انقلاب اسلامی داشته کاملا موفق بودیم. انقلاب ما به یک رقیب تمدنی برای لیبرال دموکراسی تبدیل شده است. این انقلاب بعد از فروپاشی یکی از دو تا اردوگاه، برخوردش با رقیب هم در مقیاس تمدنی شده، یعنی نه یک برخورد نظامی بلکه یک برخورد همه جانبه که دو تمدن با هم دارند.

3. وحدت دنیای اسلام

یکی از موفقیت های دیگری که ما به دست آوردیم که اصلا نمی شود از آن گذشت این است که ما به شدت بر وحدت داخلی دنیای اسلام در مقابل دشمن تاکید می کردیم. اما جریان غرب و غرب گراها و جریان متحجرین در دنیای اسلام هردو به این نتیجه رسیدند که باید درون دنیای اسلام را درگیر کنند و این انسجام را به هم بزنند. چون احساس می کردند که این اتحاد به نفوذ و گسترش مکتب اهل بیت در دنیای اسلام ختم می شود. آنها واقعا خودشان را در معرض خطر می دیدند!

قذافی بعد از این که به مصر رفت و دید همه دور وبری های خودش به مکتب اهل بیت گرایش پیدا کردند و شیعه شدند، ناچار شد که لبه های درگیری را تند کند برای این که این قرائت انقلابی و حق از اسلام منتشر نشود. شما در سال 57 ببینید کثیری از آدم هایی که بعد از انقلاب اسلامی در دفاع از انقلاب اسلامی به میدان آمدند حتی نمی دانستند تفاوت شیعه و سنی چیست! فقط جاذبه های امام و انقلاب اسلامی آنها را جلب کرده بود. اما حالا ببینید صف بندی ها کاملا روشن شده است. با این که ما وارد درگیری نشدیم اما خاصیت جریان حق وقتی می ایستد و مقاومت می کند این است که با او درگیر می شوند و در این درگیری موازنه داخلی در دنیای اسلام به شدت به نفع قرائت ناب از اسلام تمام می شود. این قرائت زیر پوست جامعه اسلامی بسط پیدا می کند به طوری که دو قرائت دیگر که به شدت تلاش می کنند بسطش بدهند یعنی قرائت سلفی و خشن و کور و دیگری قرائت سازشکار و توسعه گرا، هر دو در مقابل انقلاب اسلامی مورد انزوا هستند.

در آن روزی که در ترکیه اردوغان رفت با نخست وزیر اسرائیل دهن به دهن شد و رفت به سمت جنگ با آنها به شدت موقعیت پیدا کرد و اصلا گرایشات در کشور خودش به نفع او به شدت افزایش پیدا کرد. آن موقع من عرض کردم که ما مقاومت می کنیم و مقاومت ما موجب می شود ترکیه دوباره مسیر خودش را برگرداند. چرا که آنها خیال می کنند درگیری با اسرائیل بازی است! درگیری با اسرائیل بازی نیست، اینها هم مرد درگیری نیستند، فقط دارند ژست درگیری می گیرند، این به روزش معلوم می شود! البته حالا واضح شده است.

یک موقعی اصلاح طلب ها و جریان های غرب گرا در ایران الگویشان ترکیه بود اما الان احدی ترکیه را به عنوان یک الگو معرفی نمی کند. ما آسفالت ریخیتم  و از رویش رد شدیم! واقعا الگوی ترکیه که مدل اخوانی هاست دیگر حذف شده است. همین اخوانی ها که سر کار آمدند رئیسشان به ایران آمد، اصلا به دیدار آقا هم نرفت بلکه مستقیم به کنفرانس رفت و یک جوری مرزبندی ها را روشن کرد. خب الحمدلله دیدید که چه شد؟! یعنی واقعا جریان اخوانی ها شکست خوردند، جریان سلفی ها شکست خوردند، جریان توسعه گراها شکست خوردند و همه اینها برکات انقلاب اسلامی است.

جریانات غرب گرای دنیای اسلام که از دو دهه گذشته آمریکا تلاش کرده اینها را شبکه بکند، حتی در داخل جمهوری اسلامی ایران هم به شدت آسیب پذیر شدند. شما در این پنج سال اخیر مطالعه کنید، واقعا جایگاه غربگراها به شدت تنزل پیدا کرده، به خصوص بعد از ماجرای برجام و شکست خوردن در مذاکرات و سر کار آمدن آدمی مثل ترامپ. در یک جلسه ای ما محضر آقا بودیم یکی از اقایان گفتند که آقای فلانی به شدت علیه آمریکا و جریان غرب کار می کند. حضرت آقا هم به شوخی گفتند همچنین اضافه کنید ترامپ را! آن موقع تازه ترامپ سر کار آمده بود. پس این ترامپ واقعا آبرویی از لیبرال دموکراسی غرب برده و بدانید که اینها همه اثرات انقلاب اسلامی است، شک نکنید.

 بنابراین ما درون دنیای اسلام صف ها را روشن کردیم. اسلام انقلابی و اسلام مکتب اهل بیت، قرائتی بود که به پیروزی و گسترش معنوی و ظاهری انجامید. ما در مقابل آمریکا صفی درست کردیم و امریکا واقعا به طرف افول و فروپاشی رفت. این یک بحث جدی ای است که آقا هم قبلا فرموده بودند، اخیرا هم به شدت پایش ایستادند و حتی جریان هایی هم دارند رویش کار نظری می کنند. بنابراین ما در مقیاس تمدنی به شدت موفق بودیم، کارهای بزرگی در جهان انجام گرفته و آن تک صدایی ای که لیبرال ها و کمونیست ها در جهان علیه دین و انبیاء ایجاد کرده بودند واقعا شکسته است.

4. موفقیت انقلاب اسلامی در غلبه تمدنی

یک موقعی من به ذهنم می آمد یک تمدن نقطه اوج پیشرفتش آنجایی است که شعار های محوریش در جهان فراگیر می شود، این شاخصه اصلی غلبه تمدن است. شعار جریان مدرنیته دین زدایی و اینکه دین افیون ملت هاست، بود و این را با زبان های مختلف هم می گفتند. این شعار تا قبل از انقلاب اسلامی در اوج بود و واقعا مسلمان هایی که می رفتند از کشورهای شرق به کشورهای غرب خیلی هایشان اصلا اسلام خودشان را پنهان می کردند. در دانشگاه تهران خیلی از جوان ها در مقابل مارکسیست ها شرم می کردند نماز بخوانند، در زندان ها هم همینطور بود اما الان واقعا اینطوری نیست. هیچ کسی سرش را بالا نمی آورد تا با خدا مبارزه کند و این به معنای پیروزی ماست. ما پیروزی فرهنگی در جهان را به دست آوردیم.

حالا شما بگویید ما چقدر هزینه دادیم و آنها چقدر هزینه دادند؟ آنها برای غلبه خودشان دو جنگ جهانی راه انداختند و ده ها میلیون آدم را کشتند. در جنگ جهانی اول ما درگیر نبودیم ولی به خاطر قحطی مصنوعی که ایجاد کردند برای این که ما را متقاعد کنند که کشورمان را در اختیار آنها قرار بدهیم تا مسیر تردد آنها باشد حداقل چهار میلیون ما تلفات نفوس در ایران داشتیم! پس ببینید آنها خیلی تلاش کردند اما ما با هزینه خیلی کمتر این موازنه جهانی را به هم بزدیم. مارکسیست ها که فروپاشی شدند، لیبرال دموکراسی هم در حال فروپاشی است. اخیرا هم دیدید که آقا به شدت در مقابلش به میدان آمدند و در حالی که آنها چهل سالگی انقلاب را فروپاشی انقلاب اسلامی می دانند آقا به عمد در این زمان برای این که این سند پیشرفت اسلامی که تهیه شد هنوز کافی نیست دو سال دیگر فرصت دادند که چکش بخورد، ولی اعلام کردند این برنامه پنجاه سال آینده ماست. یعنی در مقابل آنها که اعلام فروپاشی می کنند ما برای پنجاه سال آینده داریم طراحی می کنیم. البته این جنگ روانی است، اما یک کار میدانی عملیاتی هم هست.

لزوم جلوگیری از انفعال در برابر جنگ روانی دشمن

بنابراین به نظر من وضعیت ما وضعیت خوبی است. پس این نکته اول که ما در چهل سالگی انقلاب اگر انقلاب اسلامی را تحلیل می کنیم نباید دچار جنگ روانی دشمن بشویم و بگوییم آقا ما اشتباه کردیم، اصلا بیخود در این میدان آمدیم! یا اینکه ما بگوییم در روایات دارد که قبل از ظهور هر کس به میدان بیاید فلان؛ این حرفهای کم معنایی است! چیزی که در این روایات مهم است فهم مجتهدانه است نه فهم عوامانه. اگر هم فهم مجتهدانه معتبر است، آن کسی که پرچمدار انقلاب اسلامی است فقیه برجسته تراز اول بوده. امام اگر اعلم نبودند در رده اعلم ها بودند و در دوران خودشان در عدالت و در تقوا در رده بالا بودند. یک فقیه این روایات را دیده، بعد با توجه به این روایات انقلاب کرده، این کار از حجت در دوران غیبت برخوردار است.

پس بحث از این روایت بی معناست. نمی گویم روایات را نخوانیم. چون اگر روایات را اجتهادی می خوانیم شما یک مجتهدی و فتوایتان برای خودتان معتبر است، حضرت امام که مقلد شما نبودند! بنابراین حجیت حرکتشان و حرکت مقلدینشان ربطی به فتوای شما ندارد! شما هر فتوایی می دهید برای خودتان می دهید! پس از این حرفهایی که آقا ما برگردیم چون اشتباه کردیم و اینکه اصلا از اول گفتند که اگر وارد سیاست بشوید اسلام بدنام می شود، این حرف ها حرف های بیخودی است. حضرت امیر هم وقتی وارد میدان عمل شدند در آن پنج سال ببینید چه مخالفت هایی در برابرشان شده است! این معنایش این نیست که نباید وارد میدان عمل شد بلکه این بازی های سیاسی ای است که در می آورند.

پس این از نکات مهمی است که جامعه روحانیت در چهل سالگی انقلاب در تحلیل انقلاب اسلامی به شدت مواظب باشد که تحت تأثیر جنگ روانی دشمن قرار نگیرد. اینکه انقلابی های ما برگردند به تفکر انجمن حجتیه اصلا درست نیست. آنها آدم های اهل نماز شب بودند و اصلا معتقد نبودند که گناه کنید تا ظهور نزدیک شود بلکه اینها اتهاماتی است که به آنها می زنند. آنها واقعا در مبارزه با بهائیت یک توفیقاتی داشتند ولی حرکت عظیم امام را به رسمیت نمی شناختند. الان یک عده ای دوباره می گویند آقا همان حرفها درست است و ما گفتیم انقلاب نکنید! اصلا اینطوری نیست، شما باید دستاوردهای عظیمی که انقلاب اسلامی در این چهار دهه داشته بشمارید تحلیل کنید و به مردم بگویید. واقعا دستاوردهای با عظمتی بوده که اگر ما تنها برای یکی از این دستاوردها انقلاب کرده باشیم ضرر نکردیم. همین فروپاشی مارکسیسم کافی است، همین گسترش جریان مکتب اهل بیت در دنیای اسلام کافی است.

یک موقع من به ذهنم می آمد این حرکتی که امام می فرمودند که ما می خواهیم انقلاب اسلامی مقدمه انقلاب به پرچمداری حضرت بقیه الله باشد، یعنی چه؟ شما در کدام دوران انقدر آدم پا به رکاب داشتید که اگر حضرت اعلام قیام کنند پشت سرشان تا مرز شهادت بایستند؟! آیا واقعا جریان های قبل از انقلاب اسلامی ده تا آدم شهادت طلب از جنس شهدای جنگ یا شهدای مدافع حرم داخلشان بوده است؟! پس این برکات انقلاب اسلامی است.

من یک موقعی می گفتم اگر به فلان گروه بگویند شما چقدر برای ظهور حضرت کار کردید می گویند اینقدر کتاب نوشتیم، اینقدر ساعت جلسه گذاشتیم و اینقدر آدم مسلمان کردیم، خیلی هم خوب است ولی اگر به ما بگویند شما چه کار کردید ما می گوییم صدها هزار شهید دادیم و ده هزار تا ویلچر نشین داریم! حالا ثمره اش چه بوده است؟ ثمره اش این بوده که مارکسیسم فروپاشی شده است. شما خیال می کنید با کتاب روش رئالیسم علامه طباطبایی یا کتاب های شهید مطهری یا مرحوم شهید بهشتی چند تا مارکسیست مسلمان می شدند؟! پس این حرکت دیگری و از جنس دیگری است.

بنابراین این نکته را عنایت کنید که به شدت ما باید مواظب باشیم که منفعل نشویم. اگر در جنگ روانی، ما منفعل بشویم جامعه منفعل می شود. اگر ما تردید در حقانیت انقلاب اسلامی کردیم جامعه تردید می کند. هرچه کار سخت تر شد تردیدها بیشتر می شود ولی ما باید بایستیم.

همیشه همینطور بوده، به موسای کلیم می گفتند قبل از این که تو بیایی ما گرفتار بودیم، حالا هم که آمدید هم ما گرفتاریم؟ چه کار برای ما کردید؟! دارد که قارون می آمد و از دارایی های خودش یک نمایشی می داد. در قرآن دیدید از قول حضرت موسی نقل می کند که «إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى  فَبَغى  عَلَيْهِمْ وَ آتَيْناهُ مِنَ الْكُنُوز»(قصص/76)، انقدر به او دادیم که کلیدهایش را انسان های توانا نمی توانستند به دوش بکشند! قارون اینها را در معرض نمایش می گذاشت، مردم هم می گفتند قارون رفت طرف فرعون و وضعش این شد، موسی تو برای ما چه کردی؟!

اینها هم همین را می گویند، من در یک جلسه ای با یکی از سران سیاسیون فعلی که دوست ندارم اسمش را ببرم یک ملاقاتی داشتیم به یک تناسبی در 15-16 سال قبل، هنوز حرف نزدیم که آن آقا گفت: نخست وزیر موسوی و ماهاتیر محمد با هم نخست وزیر شدند، ببینید آن چه کرده ما چه کردیم! گفتم خجالت بکش، موسوی چه کاره است؟! امام اینجا پرچمدار بودند، ایشان مارکسیست ها را حذف کردند و بعد شروع کردم به شمردن اینکه ماهاتیر محمد چه کرد. به او در ذیل انقلاب اسلامی برای این که بدلسازی کند کمکش کردند، یک چیز دروغی که سر دو هفته هم تمام شد، پس چرا مقایسه می کنید؟!

آن آقا می گفت من را از نو انقلابی نکنید، همین آقایی که جزو روسای فعلی است، من هم رویم نشد بگویم تو کی انقلابی بودی که دوباره انقلابیت کنیم! واقعا اینطوری اند، «يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِيَ قارُون »(قصص/79) الان هم همین را می گویند! آنها می گویند ببینید ترکیه و مالزی چه کرده است! خب ترکیه چه کرده است، بفرمایید بدانیم! آیا ما می خواستیم برسیم به توسعه و مدل امیرکبیر را در ایران پیاده کنیم؟! نخیر امام امیرکبیر نیست! امیرکبیر انگشت کوچک امام هم نیست! امام دنبال مدل امیرکبیر نبوده که حالا بگوییم ما چه کردیم و او چه کرده است!

بنابراین نکته اول این است که ما باید به شدت حساس باشیم روی این که منفعل نشویم. جنگ روانی دشمن بسیار شدید است برای این که ما را مأیوس کند که آقا خبری نیست. اگر این تردید حاکم شد شاید قرن ها این تردید جامعه را عقب بیاندازد، مثل تردیدی که در یونان در یک دوره ای افتاد و اصلا از مسیر تمدن خودشان قرن ها عقب افتادند. پس مواظب باشید این افسردگی و این تردید در جامعه حاکم نشود.

اصلی ترین پایه در آسیب شناسی انقلاب اسلامی

نکته دوم این است که در آسیب شناسی انقلاب اسلامی سطحی نگری نباید کرد، بلکه عوامل بنیادین را باید شناخت و سهم تأثیر هر عامل را معین کرد. الان دنیای غرب و غرب گراها و جریان مرتجعین تمام تلاششان این است که مقصر را ولی فقیه و نظام ولایت فقیه و روحانیت و حزب اللهی ها و یک قدم جلوتر اسلام معرفی کنند.

من عوامل دیگر را نفی نمی کنم اما سهم عمده ای از بحران های اجتماعی برای علم مدرن است، برای تکنوکرات ها و غرب گراهاست که الان بیش از سی سال است هم در دوران جنگ و هم بعد از دوران جنگ تحمیلی، کشور دست اینها بوده و اقتصاد را آنها رقم می زدند. در هیچ دوره از دولت ها هم با آقا همراه نبودند، نمی خواهم بگویند درگیری علنی می کردند اما کار خودشان را می کردند. این هم به نظر من از آفات قانون اساسی ماست که باید اصلاح بشود. نمی خواهم بگویم قدرت ولی فقیه باید اضافه بشود بلکه باید نظام ولایت فقیه شکل بگیرد. قانون اساسی ما یک نظام منسجم ندارد و دوپاره است. نظام ولایت فقیه شکل بگیرد معنایش این نیست که ولی فقیه اقتدارش افزایش پیدا کند، مقصودم این نیست.

الان سی سال است کشور دست اینهاست و من نمی خواهم نام ببرم. یک حزب است با یک تفکر در مقابل تفکر امام و مقام معظم رهبری که کشور را به سمت لیبرالیسم اقتصادی و فرهنگی و سیاسی می برد و بحران های بزرگی ایجاد می کند. آخرین آن هم همین بحران تورم فعلی است که این را به نظر خودشان یک روال طبیعی می دانند! در مسیر اصلاحات در دوره آقای هاشمی هم این اتفاق افتاد، در دوره آقای خاتمی هم افتاد. آنها این را یک مسیر طبیعی توسعه می دانند که زیر چرخ توسعه هم یک عده ای له می شوند!

الان می دانید چند دهک را زیر خط فقر بردند؟ من حدس می زنم این برنامه ریزی شده است و اصلا نظریه علمی شان در اداره اقتصاد کشور هست! بعضی شان گفته بودند این بد نیست، خیلی هم خوب است کما این که تورمی که در دوران آقای هاشمی پیش آمد گفتند لازمه توسعه است! یک عده ای از ضعفا هم نمی توانند خب نتوانند، چاره ای نیست!

من این را نمی خواهم تحلیل کنم که چه اتفاقی افتاده است بلکه غرضم این است یک جریان غرب گرا با تئوری های غربی می خواهد کشور را اداره کند. همیشه هم نظریاتشان این بوده، آخرین مدلی هم که می خواهند دنبال بکنند مدل چین هست که الحمدلله موفق نبودند. کتاب اقتصاد ایران و امنیت ملی را دیده اید، تیم تهیه کننده اش هم می شناسید، آنها می گویند مدل نئوکینزی بهترین مدل است. آقا هم هرچه می گویند اقتصاد مقاومتی کار خودشان را می گویند اقتصاد مقاومتی! جلسه اقتصاد مقاومتی چند سال است تشکیل می شود اما آقا می گویند هیچ اتفاقی نیافتاده است. اما به آنها که بگویید می گویند این اقتصاد مقاومتی است! در واقع اینها همه چیز را می خواهند دور بزنند و کار خودشان اقتصاد مقاومتی می دانند! اصلا هم قائل به اقتصاد مقاومتی نیستند.

این کلیپی که از مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی پخش شد که با آموزش و پرورشی ها صحبت می کردند را اصلا فراموش نکنید.  ایشان می گویند ژاپن و آلمان هزینه نظامی را خرج اقتصاد کردند و اقتصاد علمی درست کردند. اگر آقای روحانی دور دوم رأی بیاورد همین کار را در ایران خواهد کرد که این صد در صد خلاف مشی آقاست. این می دانید یعنی چه؟! یعنی دست از مقاومت برمیداریم و از منطقه کنار می کشیم، همان چیزی که غرب می خواهد. بعد هم هزینه های نظامی را خرج توسعه اقتصادی می کنیم و اقتصاد علمی درست می کنیم. این نظریه خلع سلاح عمومی خیانت آمیز ترین نظریه است! من نمی گویم ایشان خائنانه این نظریه را داده، آنهایی که الان دارند دنبال می کنند قصد خیانت دارند. ما کاری با تحلیل انگیزه های افراد نداریم اما این نظریه خائنانه است. این همانی است که ژاپن بعد از هیروشیما به آن تن داد، آلمان هم بعد از شکست به آن تن داد، ژاپن هم الان ارتش منظم ندارد. واقعا یعنی چه این حرف؟! چه حرفی بود ایشان زد، من تعجب می کنم!

این که می گویند دوران، دوران گفتگوست را ساده نگیرید. این نظریه آقایان در اداره هست و همین را هم دنبال می کنند. البته آقا هم جلویش را گرفتند و نمی گذارند. من به نظرم می آید یک جریانی پشت صحنه هرکجا می بینند حریف این نهادهای انقلابی وابسته به آقا نیستند می روند از بیرون و سازماندهی می کنند و برمی گردند. در جریان FATF اطلاعاتی که به آنها دادند و تحریم هایی که کردند دقیقا اطلاعاتش از این طرف رفته است! آنها می خواستند نهادهای انقلابی را حذف کنند اما نتوانستند، حالا دارند ازطریق بین الملل فشار می آورند. من نمی دانم در داخل چرا یک عده ای به آنها کمک می کنند و الا آنها هیچ وقت فشار به ما نمی آورند!

علی ای حال نکته دوم در تحلیل انقلاب این است که بعد از توجه به دستاوردها، آسیب های انقلاب را وقتی توضیح می دهیم واقعا باید توضیح بدهیم که یکی از پایه های اصلی بحران انقلاب علم مدرن است. تکنوکرات ها عامل اصلی بحران هستند، همین هایی که خودشان را عالم می دانند و قیافه می گیرند، نظریاتشان پوسیده و در خود غرب هم جواب نداده است! الان اقتصاد سرمایه داری در غرب در حال فروپاشی است اما یک عده می خواهند همانها را برای ما نسخه بدهند و می آیند روی نسخه هایشان تأکید می کنند! اگر هم شکست می خورد دستکاریش می کنند و همان را دوباره با یک رنگ و لعاب دیگر می گویند. بعد هم خدا و پیغمبر و امام زمان و ولی فقیه همه مقصرند جز خودشان!

اینها پشت صحنه تصمیم سازی می کنند و تصمیم می گیرند. الان هم تا این دولت یک خرده ضعیف می شود می روند و خودشان را عقب می کشند بعد دوباره آرایش جدید می کنند و می گویند ما نبودیم. اینها یک مشت تکنوکرات هستند که درک تمدنی از اسلام ندارند و حداکثر اسلام را فرهنگ می دانند. تفکر و نگاه غالب اینها به اسلام نگاه تمدنی نیست بلکه نگاه فرهنگ است. بعد هم ببینید هفده سند بین المللی را چراغ خاموش رفتند امضاء کردند که یکی از آنها 2030 بوده است.

ما تا مقیاس سپهر تمدنی و درگیری تمدنی با لیبرال دموکراسی جلو رفتیم. انگیزه های ملت های جهان پشت سر ما بود و دو قطبی ایران و آمریکا وجود داشت. اما بعد از ورود ما به مذاکرات به یک نوع غرب تلاش کرده با امپراتوری خبری خودش این را منحرف بکند و بعد هم الان وقتی ترامپ می خواهد رقبای خودش را معرفی کند می گوید چین و روسیه است و ایران و کره شمالی را دو تا یاغی منطقه ای معرفی می کند!

نمی خواهم بگویم موفق بودند. من حتی از پنج شش سال قبل که جنگ بین روسیه و غرب یک مقدار جدی شد من به نظرم می آمد که این در واقع یک شوخی بیشتر نیست، یک پدیده چند منظوره است که یک قسمتش احیای جنگ سرد است. آنها این دو قطبی جهان را خودشان قرار می دهند که چه کشور هایی باشد، الان همین کار را کردند. می خواهند ما در حد یک یاغی منطقه ای باشیم تا اگر تسلیمشان شدیم ما را به یک کارگزار منطقه ای تنزل بدهند و از سپهر تمدنی پایین بیاورند. این تئوری غرب و غرب گراها در ایران است که الان هم بسیاری شان در سر کارند.

آنها اصلا غیر از این نظریه ای ندارند، می گویند انقلاب اسلامی تمام شده است! این که دنبال ظهور و اینها باشیم را کنار بگذارید، ما چقدر باید هزینه برای دیگران بدهیم! دو تا رویکرد است، رویکرد مقام معظم رهبری و حضرت امام و رویکرد غربگراها در داخل ایران که به عرصه های مدیریتی هم رسیدند و قدم گذاشتند. البته اصلا من نمی خواهم بگویم اینها وابسته سیاسی اند ولی کارگزاران فرهنگی رقیب در تمدن اسلامی هستند که خیلی خطرناک تر از جاسوس است. بنابراین ما باید اینها را بشناسیم و معرفی کنیم، سیاسی اش هم نمی کنیم، بلکه در گفتگوهای علمی نشان بدهیم که این طرح هایی که اینها می دهند کشور را زمین گیر کرده و نمی گذارد که توده های مردم به حق خودشان برسند. این طرح ها بی عدالتی را نهادینه می کند و بعد می خواهد از طریق سبد کالا و رفاه جبران بکند در حالی که این راهش نیست.

علی ای حال من به نظرم می آید که در آسیب شناسی انقلاب اسلامی ما نباید سهم جریان غربی و غرب گراها را در ایجاد بحران نادیده بگیریم. ما باید واقع نمایی بکنیم و نگذاریم آنها درشت نمایی بکنند و جرم خودشان را گردن اسلام و خدا و ولی فقیه بیاندازند. دیده اید که از آن موقعی که گفتند همه قابل نقدند نقدها را به سمت آقا هدایت کردند. اصلا غرض چیزی غیر از این نبود، قبلش متوجه رئیس جمهور قبل بود. در دور دوم رئیس جمهور قبل نقدها را می خواستند متمرکز کنند روی آقا و نهادهای وابسته به ایشان که با اتکای به رأیشان کلیدش را زدند. ما باید این نقد ها را برگردانیم روی کارشناسی و بگوییم این برای کارشناسی غربی است، مال مدل های لیبرال و تکنوکراسی است. مطمئن هم باشید که این جواب می دهد و آنها عقب نشینی می کنند. این یعنی اگر به آقا حمله کنید ما به پایگاه علمی و به هویت فرهنگی تان حمله می کنیم، ما به شخصتان کاری نداریم چون شما قابل نیستید. من اصلا خوشم نمی آید اسمشان را ببرم، آدم نیستند که اسمشان را ببرم اما اگر حمله را بردند طرف آقا باید حمله را طرف مبانی و اندیشه شان ببریم و نشان بدهیم آن اندیشه باطل است.

تحقیر شدگی، بزرگترین آسیب جامعه در مقابل غرب

نکته سومی که می خواهم عرض کنم این است که واقعا در آسیب شناسی ضعف های خودمان را هم ببینیم. ما ضعف هایی در مدیریت و حوزه داشتیم. من الان دو سه نمونه اش را فقط اشاره می کنم، یکی این که واقعا آفت اصلی جامعه ما آفت غرب گرایی و تحقیر شدگی در مقابل غرب است. ما باید به شدت با این مقابله کنیم. واقعیت غرب این هایی که می گویند نیست! غرب از دریچه هالیوود و از دریچه توریزم علمی و گردشگری معرفی شده، اما واقعیت غرب اصلا این نیست. شما متن کشورهای اروپایی را ببینید، هیچکدامشان واقعیتشان این نیست بلکه بسیاری شان در بحران ها وضعشان از ما بدتر است.

ما نباید بگذاریم ملت تحقیر بشود اما متأسفانه رسانه ها و متفکرین ما روزی ده بار ملت را تحقیر می کنند. هر بار می خواهد حرفی بزند می گوید آمار کشورهای پیشرفته این است! خب مرد حسابی چرا اینطوری حرف می زنی؟! کجا آنها پیشرفته اند! من یک روزی یادم است که بین آموزش و پرورشی ها صحبت می کردم، گفتم آقا شما چرا گلایه می کنید که چرا جوان ها به حرف شما گوش نمی دهد! شما خودتان این کار را می کنید و صبح تا شب جوان را در مقابل غرب تحقیر می کنید! هر معادله علمی که می گویید اسم یک دانشمند غربی را بالایش می برید، هر پیشرفتی را می گویید اسم یک دانشمند غربی را یدک می کنید، بعد آخر شب می گویید مثل آنها لباس نپوش! خب آیا اینطوری گوش به حرف می دهد؟! چرا تحقیر می کنید؟

شما اگر یک ملت را در مقابل غرب تحقیر کنید تا نسبت به هویت خودش احساس حقارت بکند، وقتی که چرخ ماشینش در چاله می افتد از کارگر شهرداری محله می گیرد تا به شهردار محله و فرماندار و استاندار و رئیس جمهور و ولی فقیه بد می گوید! ولی اگر هویت ملی داشتند و احساس اعتماد بکنند یک خندق هم سر راهشان باشد می گویند ما ملت توانایی هستیم، فرهنگمان فرهنگ کارآمد است، پس این خندق را پر می کنیم. اول انقلاب اینطوری بود اما الان دارند اعتماد ملی را می شکنند.

گرسنه های آمریکا را شما بروید ببینید! ببینید آمریکا چقدر زیر خط فقر دارد! اینها نظم شهری شان نظم پلیسی است. سال 81 در یکی از شهرهای آمریکا بیست و چهار ساعت برق رفت، آنها اعلام شهر جنگ زده کردند، انقدر اوضاعشان وخیم شده بود!

پس آسیبی که من می بینم آسیب غرب زدگی و تحقیر شدگی است که آن را دوباره غرب گراها دارند برمی گردانند. ملکم خان های جدید و ویروس های جهش یافته، دوباره دارند این را برمی گردانند و ما نباید بگذاریم ملت تحقیر بشوند. چون تمدنی که ملتش در مقابل ملت دیگر احساس حقارت می کند، قدرت مقاومت ندارد و مستحیل می شود. در واقع در جنگ نرم که با ما می کنند اگر ما را تحقیر کردند استحاله مان می کنند. این اولین آفت است که ما باید با آن مقابله کنیم. ما نباید در مقابل هیچ چیز غرب تحقیر بشویم، نه نظم خیابانیش، نه تکنولوژیش، نه انقلاب علمیش و نه انقلاب صنعتیش. ما همه اینها را خودمان درست می کنیم البته زمان می برد، مگر آنها یک شبه اینها را به دست آوردند؟!

لزوم اهتمام حوزه به مأموریتش نسبت به ولایت فقیه

نکته دیگر این است که واقعا ما حوزویان باید در خدمت به نظام سعی کنیم که نیازمندی های نظری نظام را که مبتنی بر مبانی دینی است حل بکنیم. این آسیب حوزه است، چهل سال است ما کار کردیم خیلی هم دستاورد داشتیم ولی واقعا عقب هستیم. یعنی از مأموریتی که حوزه نسبت به حاکمیت اسلام دارد که باید نظام ولایت فقیه و مشکلات علمیش را حل کند که البته باید مستند به دین باشد، ما عقب هستیم و این ضعف ماست. این آسیب مهمی است باید به شدت تلاش کنیم که حلش بکنیم.

یک نکته دیگر این است که ما روحانیت باید حلقه اتصال مردم به حاکمیت باشیم. مساجد ما، هیئات ما و تجمعات مذهبی ما از یک طرف باید مطالبات رهبری را تبدیل به گفتمان اجتماعی کنند و از یک طرف دیگر باید مطالبات حق مردم را با ادبیات مسجد و هیئت و به زبان مطالبات الهی از حاکمیت و دولت مطالبه کنند. این اتفاق باید بیافتد و به نظر می آید این اتفاق مبارکی است که در راه هم هست. پس باید ظرفیت مسجد و نهادهای مذهبی افزایش پیدا کند به طوری که این کارآمدی را داشته باشد، آن وقت خواهید دید که جریان بدنه مردم که به نظر من بدنه مذهبی و انقلابی اند اینها پشت سر این نهادهای مذهبی قرار خواهند گرفت. آن وقت کارکرد حزبی اما نه حزب به مفهوم غربیش پیدا خواهد شد و خواهید دید که ما در نوع انتخابات سیاسی هم از رقبای خودمان پیشی خواهیم گرفت.

ما نباید بگذاریم آنها دو قطبی درست کنند و ما را علیه مردم بشورانند و بعد با رقیب هراسی رأی بیاورند. حزب کارگزاران و اصلاح طلبان الان به هیچ وضعیت و به هیچ وجه ظرفیت رأی آوری ندارند مگر اینکه از رقیب هراسی استفاده کنند. ما باید به سرعت با فعال کردن نهاد مساجد و نهادهای مذهبی و تبدیل ادبیات مطالبات حق خواهانه جامعه به ادبیات مسجد، طرفدار مردم باشیم. ما نباید بگذاریم نظام لیبرالیسم دائما تحمیل کند خودش را و بدنه عمومی ملت را تحریم کند. یک دفعه چند دهک را فقیر کند و بعد سبد کالا بهشان بدهد، چرا آخر؟! با یک تصمیمات پنج شش ماهه چند دهک را فقیر می کنید بعد بهشان سبد کالا می دهید، برای چه آخر؟!

غرب الان می خواهد مطالبات کارگری را تبدیل کند به مطالبه علیه نظام اسلامی، ما باید مطالبات مستضعفین و ضعفای جامعه خودمان را تبدیل کنیم به مطالبات مذهبی از جریان مدیریت غربی، نه این که آن مدیریت مسیر خودش را ادامه بدهد! آن وقت خواهید دید هرچه آنها بخواهند دین هراسی کنند نخواهند توانست.