نسخه آزمایشی
دوشنبه, 14 اسفند 1402 - Mon, 4 Mar 2024

یادواره شهداء در مدرسه حقانی/ ضرورت و لوازم موضوع جهاد تبیین در مقابل جریان انحراف و دروغ

متن زیر سخنرانی آیت الله میرباقری به تاریخ 26 اردیبهشت ماه 1401 است، که در مدرسه حقانی قم ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند؛ یک مفهوم مهم جهاد تبیین روایتگری است. دشمن در این مرحله جدید جنگی که علیه ما به راه انداخته که جنگ شناختی هم هست، شروع به روایتگری غلط از انقلاب اسلامی کرده است و حتی گام را فراتر گذاشته و شروع به تحریف گذشته انقلاب اسلامی، یعنی مسیر عاشورا و انبیاء کرده است. برای مقابله با این حربه دشمن ما باید جهاد تبیین انجام دهیم. در جهاد تبیین ما هم باید یک تصویر درست و روشن از آینده خودمان، اهداف و مسیر رسیدن به آن اهداف را به مردم ارائه دهیم، تا از ایجاد یأس و ناامیدی جلوگیری کند. از طرف دیگر هم باید یک تصویر واضح از واقعیت دشمن را به مردممان نشان دهیم، تا متوجه بشوند تصویری که دشمن از خودش ارائه می دهد، یک تصویر دروغین است و در واقعیت شرایطشان فرق می کند. نیز باید به مخاطبمان یک نظام فکری بدهیم. این نظام فکری به مردم قدرت موضع گیری در برابر دشمن را می دهد و از انفعال آنها جلوگیری می کند. و در کل این نظام فکر و بحث ها باید راه را روشن کند و امیدآفرین باشد. نیز جهاد تبیین نیاز به همراه کردن مخاطب و درگیر کردن او در میدان عمل باشد...

بی توجهی به بیانات رهبر معظم انقلاب

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين  وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين  وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم  أَجْمَعِين . موضوع بحثی که برای این جلسه معین فرمودند، بحث جهاد تبیینی است که حضرت آقا اخیرا بر آن تأکید کردند و فرمودند که جزو ضروریات فوری ماست. نباید اجازه بدهیم این هم مثل بعضی فرمایشات یا خیلی از فرمایشات حضرت آقا از بین برود. ایشان در مقابله با دشمن و پیشبرد انقلاب اسلامی یک طرح بزرگ دارند. این طرح بزرگ قطعاتی دارد، که گاهی متناسب با شرایط آن ها را بیان می کنند. جدا جدا فهمیدن این قطعات به طرح ایشان منتهی نمی شود. از طرف دیگر سطحی معنا کردن اینها و بازی کردن با بیانات ایشان کار ناگواری است. ایشان خیلی عمق استراتژیک دارند، حرفهای اساسی می زنند، لذا من در قدر و توان خودم نمی بینم، که این بحث را دنبال کنم، اما به اندازه ای که در وسعم هست، به چند نکته اشاره می کنم.

من به شدت پرهیز می دهم که با فرمایشات ایشان با نگاه صوری و سطحی برخورد بشود. فرمایشات ایشان کاملا دقیق و استراتژیک است. ایشان یک راهبری هستند که دارند این انقلاب بزرگ جهانی را در مقابل امپراتوری غرب هدایت می کنند. یک طرح کلی ای دارند، گاهی هم یک نقاطی را معین می کنند و نقطه زنی می کنند. همه چیز کاملا حساب شده است. مثل یک فرماندهی هستند که در میدان جنگ کل نقشه جنگ را می داند و دستوراتی می دهد که باید با این دستورات دقیق برخورد بشود. من گاهی دیدم که با فرمایشات آقا اینطوری برخورد نمی شود. آقا مثلا می فرمایند سبک زندگی؛ هرکسی هر چی دلش می خواهد می گوید و اسمش را سبک زندگی می گذارد. آقا می فرمایند تمدن اسلامی؛ هر کسی هر چیزی که دلش می خواهد می گوید. همان حرفهای قبلی خودمان را تحت عنوان تمدن اسلامی تکرار می کنیم.

ان شاء الله اینطوری با فرمایشات آقا برخورد نشود. یک ضرورت فوری انقلاب اسلامی است و مناسب با قواره کار با آن برخورد بشود. عرض کردم که من هم خودم را در این تراز نمی بینم که بخواهم این موضوع را تبیین کنم. این فرصتی هم که مقرر شده، برای این کار کفایت نمی کند. نیم ساعت وقت گفتگو برای جهاد تبیین نیست. من فقط به چند نکته اشاره می کنم.

شبهه پراکنی ضد انقلاب اسلامی

نکته اول این است که ضرورت فعلی این کار به خاطر این است که بستر شبهه پذیری، بستر تحریف و زمینه های تحریف کاملا مهیاست و دشمن هم با امپراتوری رسانه ای خودش و مجموعه هایی که او را پشتیبانی می کنند؛ اعم از مجموعه های نرم افزاری و سخت افزاری، آکادمی ها، دانشگاه ها، پژوهشگاه، آموزشگاه و مراکز تحقیقات بنیادین به این بسترسازی کمک می کند. مقابله با انقلاب اسلامی در دستور کار اینها قرار دارد. این چیزی نیست که ما بگوییم، آمارش را می توانید دنبال کنید. مجموعه حجم کاری که دشمن می کند و سرمایه گذاری ای که برای مقابله با انقلاب اسلامی می کند، آمارهای جدی ای دارد.

تلقی من این است که ما الان در مرحله جنگ شناختی هستیم. ما از بسیاری از تعابیر دشمن عبور کردیم. خودشان احساس کردند که ما هم از آن تعابیر عبور کردیم، هم آنها را خوب خنثی کردیم. میدان های مینی که دور خودشان چیده بودند و ملت های دیگر را با آنها شکار می کردند، خنثی کردیم. هجوم نظامی به کشور که ما در دوران دفاع مقدس اتفاق افتاد، قبلش فتنه های کوچک بود، بعدش مهار دیپلماتیک بود که ما در مذاکرات طولانی داریم از این هم عبور می کنیم. اینها ابزارهای بزرگ دشمن است و ما در حال عبور از آنها هستیم. خیلی سنگرها را پشت سر گذاشتیم و الان دوره درگیری جنگ شناختی دشمن با ماست. در این نوع جنگ از طریق تصرف در محیط شناخت جامعه، آنها را تسخیر می کنند. یک نوع جنگ نرم است. با توجه به مجموعه اطلاعات و علومی که در این زمینه هست، فناوری های سخت و نرمی که دارند، رشته های علمی پشتیبانی که دارند، علوم ارتباطات، هوش مصنوعی و سایر رشته ها که دارند، علیه ما جنگ شناختی به راه می اندازند. به کمک امپراتوری هنری و امپراتوری رسانه ای شان با ما وارد جنگ شناختی می شوند.

طبیعتا یک اتفاقاتی هم از قبل افتاده؛ بسترها را برای پذیرش شبهه و تحریف آماده کرده و حالا دشمن در حال تحریف واقعه است، لذا ما باید به جهاد تبیین رو بیاوریم. این جهاد هم به تعبیر حضرت آقا به یک معنا در واقع همان روایتگری صحیح است، اما فقط این نیست. بیانات ایشان را به دقت ملاحظه کردید. بیان فرمودند که این یک کار جهادی است، کاری است که برای خداست. در مسیر حضرت حق است، ولی در تقابل با دشمن است. اگر کاری نکنید که در میدان درگیری دشمن باشد، از این تعبیر به جهاد نمی شود.

دشمن دارد یک حرکت بزرگ برای ایجاد تحریف و شبهه پراکنی از عمق اعتقادات دینی جامعه تا روبنا ها انجام می دهد. سنگر اولی که هم هدف قرار داده، انقلاب اسلامی است؛ این جوشش بزرگی که بر مبنای دیانت و تقوا و ایمان به نبی اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام اتفاق افتاده، مرزهای جغرافیایی خودش را پشت سر گذاشته و دارد سنگرهای دشمن را فتح می کند. در مقابل این حرکت عظیم قدم اولشان تحریف انقلاب اسلامی، ایجاد شبهه پیرامون انقلاب اسلامی و ایجاد تردید در حقانیت انقلاب اسلامی است که دشمن به شدت دارد روی آن کار می کند. تلاش کرده تا ایجاد یأس ایجاد کند. واقعا انقلاب اسلامی توانسته به هدف های خودش برسد یا نرسیده؟ اگر نتوانسته برسد، پس برای چه انقلاب کردیم؟ این همه شهید دادیم.

علی ای حال دشمن مشغول شبهه پراکنی و تحریف هست و تمام مقدورات خودش را در این مرحله مجهز و متمرکز کرده است. عرض کردم مرحله جنگ شناختی است. بعد هم یک پله عقب تر می رود و به سراغ اصل بنیادهای ایمانی جامعه می رود. اگر انقلاب اسلامی مبتنی بر بنیادهای ایمانی و مبتنی بر عاشورا باشد، عاشورا را تحریف می کند. اگر به قول خودشان دو بال سرخ و سبز تشیع باعث شده که بتواند این اقدام بزرگ را انجام داده و به عمق استراتژیک دشمن نفوذ کند، آنجایی نفوذ کرده که تلقی نمی کردند، کسی قدرت نفوذ داشته باشد، اگر چنین اتفاقی افتاده، برای مقابله با آن باید عمق استراتژیک جبهه حق را هدف قرار بدهند. باید اصل دیانت، اصل عاشورا و اصل مهدویت را تحریف کنند، شبهه پراکنی کنند، تا عقبه انقلاب اسلامی را از بین ببرند. لذا الان بحث از ولایت فقیه یک پله عقب تر رفته. بحث اصل دین و ولایت انبیاء و اینهاست. حضرت آقا می گویند که اصل ایمان نسل جوان ما را هدف گرفتند. این معنایش همین است.

پس یک اتفاقی دارد می افتد که دشمن روی تحریف و ایجاد شبهه تمرکز کرده است. عمق تحریف و شبهه را هم روی عمق انقلاب اسلامی آورده. دارد از کل ماجرای انقلاب اسلامی روایت غلط می کند، دارد از دوران قبل از انقلاب اسلامی روایت غلط می کند. دشمن روایت غلط ارائه می دهد. ما امپراتوری دشمن را به زیر کشیدیم، ابهتش را شکستیم، تحقیرش کردیم و در مقابل احساس تفاخر به هویت دینی و ملی ایجاد کردیم. دشمن دارد دوباره امپراطوری اش را احیا می کند، دارد دوباره ملت را در مقابل امپراتوری غرب تحقیر می کند، دارد ملت را در مقابل گذشته تحقیر می کند. گذشته پر از ضعف و اشکال است. خودشان و وابستگان به آنها از جمله پهلوی پر از اشکال بودند. هر روز هم دارند این کارها را انجام می دهند. به شکل هنری یک صحنه ای درست می کنند. به قول خودشان نوستالژی، یک هنر پیشه ای که قبلا چنین و چنان بوده را دوباره در صحنه می آورند و یک عده ای را منحرف می کنند و تردید در آنها ایجاد می کنند.

پس دشمن دارد یک کار جدی ای می کند، ما هم در مقابلش باید جهاد تبیین داشته باشیم؛ باید مقابله کنیم، باید تبیین بکنیم. حضرت آقا فرمودند که این تبیین یک روایتگری است. یکی از مصادیق اصلی جهاد تبیین روایتگری است. دشمن می خواست عاشورا را تحریف کند و یک روایت دیگری از عاشورا ارائه کند، اما حضرت زینب سلام الله علیها نگذاشتند؛ روایتگری کردند و روایت دشمن را مغلوب کردند. روایت حضرت زینب سلام الله علیها روایت غالب تاریخی شد. روایتی که دشمن می کرد، کوچک کردن حادثه بود. خیلی راحت گزارش می دادند که بله از این جنگ ها زیاد بوده، درگیری های قومی و قبیله ای بوده، جنگ قحطانی ها و عدنانی ها بوده.

بعضی از تحلیلگرهای متأخر هم می گویند که در کناره فرات یک جنگی اتفاق افتاد، در یک نیم روز هم تمام شد، کل حجم کشته ها و اسرایش هم به پانصد نفر نرسید. کوچک کردن حادثه، بعد تحریف اهدافش و در آخر وارونه نشان دادن نقش دشمن از اهداف تحریف عاشورا بود. دشمن می خواست کاری که در قله زشتی انجام داده را کم کم خوب جلوه بدهد، برعکس کار امام حسین علیه السلام را خروج بر خلیفه و خروج بر امیر نشان دهد. حضرت زینب سلام الله علیها کاری کردند که مجموعه تحریف هایی که می شد، این قرائت ها و روایت هایی که وابسته به دستگاه حاکمه بود، مغلوب شود و یک روایت صحیح از عاشورا بماند.

در این روایت صحیح هم عظمت حادثه، هم اهداف حادثه، هم طرح روشن سیدالشهداء علیه السلام برای تحول در تاریخ و اقامه کلمه توحید در عالم نشان داده شده است. «لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصِيبَةُ بِكَ عَلَيْنَا وَ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ الْإِسْلَامِ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِيبَتُكَ فِي السَّمَاوَاتِ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّة» این روایت از عاشورا روایت دشمن نیست. دشمن اصلا نمی خواهد بگوید که حادثه ای اتفاق افتاده. امام حسین علیه السلام قلب کانونی عوالم بودند، آمدند و یک واقعه ای را تغییر دادند، مسیر تاریخ را عوض کردند. دشمن که نمی خواهد اینطوری روایت کند. این تفسیر، تفسیر اهل بیت است، روایت اهل بیت است، روایت حضرت زینب سلام الله علیهاست.

الان هم روایتی که دشمن می خواهد از انقلاب اسلامی، از دوران پهلوی، از وضعیت کنونی انقلاب و از افق آینده نشان بدهد، یک روایت کاملا معکوسی است. این هم فقط به روایت از انقلاب اسلامی ختم نمی شود. آنها دنبال یک روایتی در مقابل روایت همه انبیاء هستند. خیلی هم تلاش می کنند. شما فیلم های جنگ چهارمی شان را دیدید. این در مقابل عصر ظهور ماست. رویا پردازی هایشان، تصویرهایی که از آرمان شهرهایشان ارائه می کنند، از رویای آمریکایی بگیرید، تا تصویری که در فضای مجازی ارائه می کنند، حکمرانی مجازی، همه در مقابل روایت انبیاء است. اخیرا دوستان نقل می کردند که اینها فیلم هایی ساختند که ناظر به سال 10045 است؛ یعنی اگر فرض کنید هشت هزار سال از آغاز تاریخ حیات روی ارض می گذرد، که دو هزار سالش برای بعد از میلاد مسیح است، اینها هشت هزار و بیست و دو سال رویش گذاشتند و برای آن موقع دارند تصویر سازی می کنند. البته غلط بزرگی دارند می کنند. به تعبیر حضرت آقا بزرگتر از دهانشان حرف می زنند.

در جنگ شناختی دارند چنین کاری می کنند؛ از آن آینده و جهانی که بشریت را می خواهند به آن سمت ببرند، از مدیریت مادی و مدیریت فراعنه و مستکبرین و امپراتوری های مادی بر جهان و آرمان ها و اهدافش، یک تصویری ارائه می دهند. یک نوع تصویر دلنشین و دلکش می خواهند ایجاد کنند و ملت ها را به سمتش سوق دهند. این مهمترین کاری است که دارند می کنند. یکی از کارهای مهمشان تصویر است؛ تصویر از حرکت به سمت یک آینده روشن و دلکش.

ایجاد نظام فکری در جهاد تبیین

در مقابل این تصویری که آنها دارند از انقلاب اسلامی و از کل حرکت انبیاء ارائه می کنند و نقطه مقابلش یعنی تصویری که از خودشان ارائه می دهند، به جهاد تبیین ما نیاز داریم. ما باید یک تصویر دیگری از واقعیت نشان بدهیم. پس جهاد تبیین یعنی این؛ یعنی در مقابل تلاش گسترده ای که دشمن در دوره جنگ شناختی برای یک غلبه نرم و جابجایی قدرت و برگشتن قدرت دوباره به سمت امپراتوری مادی دارد انجام می دهد، ما هم روایتگری خودمان را داشته باشیم.

دشمن دارد در این جنگ شناختی از کلان روایت ها استفاده می کنند، دیگر روایت های خرد نیست. در یک روایتی کل تمدن اسلامی را تحریف می کنند، کل تمدن مادی را تحریف می کنند. این کار را قبلا هم می کردند، اما الان با امکانات بیشتر، با پشتیبانی علوم، رسانه ها، مراکز هنری و هالیوود دارد این کار را انجام می دهد. مجموع امکانات خودشان را در این امپراتوری بزرگ به کار گرفتند، تا در یک جنگ شناختی امت اسلام را مغلوب کنند و نسبت به انقلاب اسلامی ناامیدی ایجاد کنند. انقلاب اسلامی حرکت بزرگ جامعه تشیع و جامعه ایمانی در دوران ماست، امیدهایی ایجاد کرده، اما اینها می خواهند امیدهایی که انقلاب اسلامی در دل ملت ها ایجاد کرده را به یأس تبدیل کنند. دارند تصویرهای سنگینی از اصل انقلاب اسلامی و اصل حرکت انبیاء ارائه می کنند. تصویرهایی از وضعیت کنونی جامعه ما ارائه می کنند که خیلی تصویرهای خشن، تلخ و ناامید کننده ای است.

از آن طرف هم از خودشان یک تصویرهای دروغی ارائه می دهند که فقط در رسانه و امپراتوری خبری و امپراتوری رسانه ای آنها دیده می شود. اگر در متن واقعیت بروید، صد درصد برخلاف این است. تصویر صد درصد دروغ است. الحمدلله یک مقدار تشتشان از بام افتاده و در درگیری با انقلاب اسلامی مجبور شدند که آن نقاب ها را کنار بزنند، آشکارا جلو بیایند و جنگ چهارم راه بیاندازند؛ برای گسترش دموکراسی حمله نظامی کنند، میلیون ها آدم بکشند و چهره واقعی خودشان را نشان بدهند. این نتیجه مقاومت انقلاب اسلامی است، ولی خودشان یک تصویر صد درصد دروغ و دلکش ارائه می کنند و از اسلام و انقلاب اسلامی یک تصویر صد درصد بعکس ارائه می کنند.

نکته دوم این است موضوعی که در جهاد تبیین ما باید دنبال کنیم، یک نظام موضوعات است که حضرت آقا روی خیلی هایش دست گذاشتند. در عرصه ایمان و اعتقاد ما حرف های نگفته زیاد داریم. من به نظرم می آید که موضوع جهاد تبیین از اعتقادات بنیادین تا مسائل خرد است. آن اعتقادات به یک حرکت تاریخی تبدیل شده، به یک تعبیر غیر دقیق به یک پیشینه تاریخی تبدیل شده، به انقلاب اسلامی تبدیل شده و انقلاب اسلامی دارد به سمت یک تمدن حرکت می کند. ما باید بتوانیم این حرکت کلان را تبیین کنیم و به تفاهم برسانیم.

بنابراین یک موضوع جهاد تبیین نظام فکری است. ما باید یک نظام فکری به جامعه خودمان بدهیم، یک نظام اعتقاداتی بدهیم، که این نظام اعتقادات به موضع گیری تمدنی ختم بشود. تلقی من این است که خیلی وقت ها نظام اعتقاداتی که ما ارائه می کنیم، قدرت برانگیزانندگی در مقابل تمدن مادی را ندارد. نماز می خوانند، روزه می گیرند، خمس می دهند، اما وارد یک میدان درگیری تمدنی نمی شوند، نمی توانند نسبت به تصمیمات دشمن موضع بگیرند، یعنی نظام فکری ای که ما بهشان می دهیم، نظام اعتقاداتی که می دهیم، ظرفیت برانگیزانندگی در این مقیاس را ندارد. ما حتما باید علم کلام خودمان را ارتقاء ببخشیم. یک نظام فکری ای بدهیم که به موضع گیری اجتماعی ختم شود.

خدا استاد ما را رحمت کند؛ یک موقعی می فرمودند، خیلی از متدینین در حدی که ما به آنها دینداری یاد دادیم، عمل می کنند؛ خمسش را هر شب از درآمدش سوا می کند، معونه سالش را ازش کسر نمی کند، از این افراد داشتیم، الان هم داریم. بعضی هایشان با یک احتیاطاتی دو بار خمسشان را می دهند، ولی وقتی می خواهد یک شرکت اقتصادی تأسیس بکند، یک کارخانه ای تأسیس بکند، این محاسبه را نمی کند که از این دو تا کارخانه ای که پیش روی من است، کدام یک به غلبه اقتصادی دنیای اسلام کمک می کند. این را محاسبه نمی کند. می خواهد برود اتومبیل بخرد، ملاحظه نمی کند که کدام یک قدرت اقتصادی ملی ما را افزایش می دهد. این را نمی تواند محاسبه کند، چرا؟ چون ما به او یاد ندادیم. ما نظام فکری ای نداریم که این نظام فکری بتواند موضع او را در مقابل تحولات اجتماعی، رفتار اجتماعی و وقایع اجتماعی معین کند.

تبیین یعنی شما آن حقیقت دین را به گونه ای تبیین کنید که منتهی به یک موضع گیری دقیق در مقابل جبهه باطل اعم از موضع گیری تاریخی تا موضع گیری اجتماعی بشود، بتواند نسبت افعال خودش را با مناسبات درگیری اسلام و کفر بفهمد. یک استاد عزیزی داشتیم که می فرمود، یک کسی که در یکی از دانشگاه های اسرائیل اقتصاد خوانده بود، می خواست بگوید آنها انقدر دقیق محاسبه می کنند. می گفت این آقا به من گفت، استاد ما سر کلاس آمد و یک دلار را آتش زد. گفت، نسبت تأثیر این دلار را بر ارزش پول ملی ما محاسبه کنید. استاد ما گفت، من بلافاصله به او گفتم که این دلار قاچاق بوده یا رسمی بوده تا بگویم. یعنی انقدر می تواند محاسبه کند که اگر من یک دلارم را تلف بکنم، چقدر روی توانایی ملی ما اثر می گذارد.

اگر ما نتوانیم نسبت بین اعتقادات و رفتار اجتماعی را به جامعه تبیین کنیم، طبیعی است که جامعه در جنگ شناختی شکست می خورد. اگر ما نتوانیم میدان درگیری تاریخی را خوب روشن کنیم و تصویر روشنی از آن ارائه بدهیم، مردم زود مأیوس می شوند. اگر نتوانیم دامنه این درگیری را تا ظهور و رجعت و قیامت تصویر بکنیم، تلقی می شود که امروز در میدان آمدیم، فردا باید کار تمام شود. حالا چهل سال است، چرا تمام نشده؟ باید یک تصویر روشن از این میدان درگیری از این صحنه درگیری و یک نظام اعتقادات روشن به مردم ارائه بدهیم.  

حضرت فرمود: «نَزَلَ الْقُرْآنُ أَرْبَعَةَ أَرْبَاعٍ رُبُعٌ فِينَا وَ رُبُعٌ فِي عَدُوِّنَا»(1) اگر قرآن و معارفش را چهار بخش کنید، دو بخشش درباره درگیری این دو جریان تاریخی است؛ از آرمان هایشان، اهدافشان، گذشته شان و آینده شان صحبت می کند. یک قسمش هم احکام و فرائض است، یک قسمش هم امثال و مثل های قرآن و سنن قرآن است که آنها هم به دو بخش اول برمی گردد.

پس عنایت بکنید یک تصویر و یک نظام فکری روشن ما را از پاسخگویی به شبهات جزئی مستغنی می کند. اگر شما این نظام فکری را دارید، بسیاری از شبهات جواب داده شده است. در دوره نوجوانی ما مرحوم شهید مطهری یک فیلسوف بزرگ بودند. از دهه سوم، چهارم عمرشان علیه مارکسیست ها مطلب نوشته بودند، که یکی از مهمترین هایش پاورقی هایی به روش رئالیسم و بقیه کارهای علمی ایشان بود. ایشان خیلی در میدان بودند، یک فیلسوف بزرگ در تراز بزرگترین فیلسوف های آنها بودند، ولی این مارکسیست ها چطور با ایشان مواجهه می کردند؟ ببینید بحث طبقات اجتماعی را مطرح می کردند که طبقات اقتصادی اصل در اندیشه است. بعد تحلیل می کردند و می گفتند، مرحوم شهید مطهری فیلسوف بورژوازی است، دیگر فاتحه همه کتاب های ایشان خوانده بود. با یک جمله در مقابل یک فیلسوف بزرگ، به ما موضع گیری می دهد، جوان ما دیگر کتابها را نمی خواند و می گوید، ایشان فیلسوف بورژوازی است. اینها متناسب با فلان طبقه اقتصادی است، ایشان وابسته به فلان طبقه است و ما اصلا افکار این طبقه نمی خواهیم، می خواهیم از کل این طبقه عبور کنیم. این خودش یکی از کسانی است که باید دم تیغ قرار بگیرد چون تئوریزه می کند.

من می گویم ما به یک نظام فکری ای احتیاج داریم که قدرت موضع گیری در مقابل تمدن مادی را به ما بدهد. این همانی است که آقا می گویند: ما باید اعتقاداتمان را تبیین کنیم. من نمی خواهم بحث کنم که در خیلی موارد اگر ما تبیین کنیم، اتفاقا بسیار هم برای جامعه، نسل جدید و جوان ها جاذبه دارد.

ارائه یک تصویر روشن

پس یک موضوعاتی است که ما باید در جهاد تبیین دنبال کنیم. این موضوعات هم موضوعات فراوانی هستند. از اصل نظام فکری ما هستند تا مسائل کلان و خردی که الان دشمن روی آن تمرکز کرده و دارد کار می کند. یکی از مهمترین نکاتی که به نظر من در تبیین به آن نیاز داریم، این است که در این درگیری یک تصویر روشنی هم از جبهه دشمن ارائه بدهیم؛ یک تصویر فراگیر از عمق تا روبنا که تمام لایه های تمدنی مادی و تمام لایه های جبهه استکباری شیطان را در طول تاریخ به تصویر بکشد. کار قرآن همین است. یکی از خاصیت هایی که در کثرت تلاوت قرآن است، این است که یک تصویر کلان از حقیقت هستی و وسعت درگیری دستگاه شیطان با انبیاء الهی در ذهن فرد ایجاد می کند، عمق رذالت شیطان و ظلمات جبهه او را به تصویر می کشد، کما این که این طرف هم یک تصویر روشن از جبهه حق، از وادی نور و بصیرت و حیات تا درجات بهشت ارائه می کند.

این تصویرسازی از جبهه دشمن بسیار مهم است. یک تعبیری در روایت هست که بنی امیه جلوی بیان توحید را نگرفتند، ولی جلوی بیان شرک را گرفتند. نگذاشتند ماهیت جامعه شرک، ماهیت دنیای شرک و استکبار شناخته بشود. نگذاشتند درباره رذالت هایشان، شیطنت هایشان، طرح هایشان، اعماق تاریک این طرح و آینده های خطرناکش بحث شود، چون اگر شناخته می شد، مردم از جبهه آنها فاصله می گرفتند. پس یکی از چیزهایی که باید در جهاد تبیین مورد توجه باشد، تصویرسازی روشن و دقیق و صحیح از جبهه باطل است.

موضوعات دیگر هم فراوان اند که من نمی خواهم به آن موضوعات بپردازم. بنابراین ما باید نظام موضوعاتی که باید درباه آنها بحث بکنیم و پیرامون آنها به جهاد تبیین بپردازیم را معین بکنیم. ما باید یک نظام فکری جامعی به مردم بدهیم، یک تصویر روشنی از جبهه باطل و درگیری های تاریخی تمدنی ارائه بدهیم و در نهایت به یک بیان روشن از وضعیت کنونی مان برسیم. ما باید در مقابل دشمنی که دارد همه اینها را تحریف می کند، یک تصویر روشن و درست ارائه کنیم.

در این مسیر هم باید به چند نکته دقت بشود؛ یکی اینکه به جای پرداختن به جزئیات که شامل پاسخگویی به شبهات و انفعال در مقابل جبهه دشمن می شود، باید به یک حرکت تهاجمی روی بیاوریم. باید نظام فکری بدهیم. باید یک تصویر دلکش از آرمان ها و آینده انقلاب اسلامی و گذشته اش ارائه بدهیم. اگر نتوانیم یک تصویری از این حرکت رو به پیش ارائه کنیم، که کدام قله ها را می خواهد فتح کند، گذشته اش چیست و تا کجا می خواهد پیش برود، انگیزه ای برای ادامه راه نیست و با کمترین شبهه ای انسان می ایستد.

وقتی نبی اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم به مدینه آمدند، همه گفتند که حکومت ایجاد شد دیگر همه چیز حل می شود، اما تازه آغاز اصحاب صفه، جنگ احزاب، جنگ تبوک، جنگ احد، گرسنگی ها و ... است. کم کم شبهه ایجاد شد که خدای متعال این پیامبر را وسط راه رها کردند. شاید اصلا حضرت راه را غلط رفتند و خدای متعال غضب کرده است. در مقابل قرآن در سوره ضحی یک تصویری را ارائه می دهد؛ «وَ الضُّحى  * وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى»(ضحی/1-2)  به دنبال شب یک روز روشن است. حرکت امت شما به سمت یک ضحی است، که همان عصر ظهور و رجعت و قیامت است. «ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى  * وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى»(ضحی/3-4)  الان هم وضعتان خیلی خوب است، ولی ما برای شما آینده های بهتری در نظر گرفتیم؛ برایتان ظهور در نظر گرفتیم، رجعت در نظر گرفتیم. «وَ لَسَوْفَ يُعْطيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى»(ضحی/5).  این تصویری است که مقابل جبهه ایمانی قرار می گیرد، تا این جبهه ایمانی بتواند با این تصویر از سختی ها، فتنه ها، تحریف ها و شبهه انگیزی ها عبور کند.

بعد هم بیاناتی دارد که قائد امت اسلامی چطور باید حرکت بکند، تا این مردم دنبالش راه بیایند «فَأَمَّا الْيَتيمَ فَلا تَقْهَرْ * وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ * وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ»(ضحی/9-11). آن امکاناتی که ما به توی پیامبر دادیم، نعمتی که در سایه تو این امت را دارند اداره می کنند، را برای این مردم بگو.

پس پرداختن به شبهات جزئی ما را منفعل می کند؛ آنها مرتب شبهه ایجاد می کنند و ما باید جواب بدهیم. به جای اینکار ما تهاجم می کنیم. یک تصویر از جبهه دشمن ارائه می کنیم، یک تصویر هم از جبهه حق ارائه می کنیم که گذشته و آینده دلکش و روشن ما را نشان دهد. ما باید این تصویر را ارائه کنیم، تا این تصویرها امت را در مقابل شبهات حرکت بدهند. این تصویر هم باید دو جانبه باشد. اصلا نباید از تصویر جبهه شرک غفلت کنیم. این هم نباید در حد تصویر نظری بماند. باید دو فلسفه را مقابل هم بگذاریم. فلسفه کانت به یک تمدن شیطانی تبدیل شده، این طرف هم تمدن انبیاء به یک حرکت رو به پیش در تاریخ تبدیل شده است. باید این دو را مقابل هم قرار بدهیم و تصویر روشنی از این مجموعه دعوا را از سطح نظر به سطح عمل بیاوریم. قرآن توحید را از سطح اعتقاد به یک حقیقت عینی می کشاند؛ «أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ»(ابراهیم/24) و «كَلِمَةٍ خَبيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبيثَةٍ»(ابراهیم/26). دو تا شجره را در مقابل هم به تصویر می کشد. این مثال را می آورد و کفر و ایمان را به کفر و ایمان مجسم تبدیل می کند. یک طرفش نبی اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم و انبیاء و اهل بیت علیهم السلام اند، یک طرفش هم شیاطین اند.

ما به جای پرداختن به جزئیات باید یک تصویر روشن از جبهه حق و باطل ارائه بدهیم. انبیاء هم همین کار را می کردند، قرآن هم همین کار را می کند. شما قرآن را یک دور تلاوت کنید، تصویر عجیبی از حضرت حق و آفرینش، درگیری حق و باطل و مقاصد به آدم می دهد. پرده ها را از روی تزیین و اغوای شیطان برمی دارد و جلوه های واقعی کار انبیاء را نشان می دهد.

امیدآفرینی و ایجاد تفاهم در جهاد تبیین

نکته دیگر این است که همه تبیین های ما باید به یک چیز معطوف باشد. قبل از این که به موضوعات بپردازیم که چه موضوعی را بحث بکنیم، باید به این بپردازیم که تمام تبیین های ما باید امید ایجاد کند. حضرت آقا در بیانیه گام دوم روی این مسئله دست می گذارند و می گویند که مسئله مهم ما ایجاد امید است و الا اگر امید یک ملتی از بین رفت، روشن ترین راه ها را هم نمی تواند طی کند. هر تبیینی باید معطوف به ایجاد امید باشد.

بنابراین غیر از این که ما باید محتوا تولید کنیم، آن را به یک قالب قابل پذیرش تبدیل کنیم، رسانه مان را تعریف بکنیم و تعریف کنیم که چطور باید این محتوا را نشر بدهیم، باید توجه داشته باشیم که این محتوا و قالب و نشر باید در مقیاس دشمن باشد. هم محتواها، هم قالب هایی که درست می کنیم و هم طریق نشرش، باید در این مقیاس باشد. ما باید در مقیاس دشمن تلاش کنیم. مقابله با دشمن جهاد است. جنگ شناختی علیه ما به راه انداخته اند و ما هم باید جنگ شناختی را معکوس کنیم، موازنه را به هم بزنیم، از درون جبهه آنها یار بگیریم و این شدنی است. و تمام این تلاش ها باید منجر به ایجاد امید شود. برای هر کاری که می خواهیم در جهاد تبیین انجام بدهیم، باید ببینیم که منجر به امیدافزایی در کدام نقطه می شود. اگر معطوف به این موضوع نباشد، خاصیت زیادی نخواهد داشت. اولویت دارترین موضوعات، موضوعاتی هستند که امید بیشتری ایجاد می کنند، چون دشمن بیشتر برای ایجاد یأس تلاش می کند.

یکی از نکات بسیار مهمی هم که باید بگویم این است که در جهاد تبیین، بیش از محتوا، بیش از قالب و بیش از نشر محتواها به منطق تفاهم نیاز داریم. شما می خواهید تبیین کنید، گفتگو کنید، بر چه پایه ای می خواهید با این مردم تفاهم کنید؟ درکتان از هویت ملی چیست؟ تفاهم اصل است و الا اگر شما بیان کنید، اما به تفاهم نرسد، چه فایده ای دارد؟ این تفاهم منطق می خواهد. می دانید اصل و پایگاه منطق کجاست؟ شما با هر کسی می خواهید تفاهم کنید، با یک نفر روبرو می شوید، با یک امت روبرو می شوید، پایگاه تفاهمشان، تعلقاتشان است. باید بر اساس تعلقاتشان با آنها تفاهم کنید. باید به آنها بفهمانید که این مسیر، مسیر رشد تعلقات شماست و آن مسیر مقابل تعلقات شماست. وقتی می خواهید با یک تاجر بحث کنید، باید تعلقات در تجارت را در نظر بگیرید و با او تفاهم کنید و الا تفاهم ایجاد نمی شود، با شما همراه نمی شود که حرف شما را بفهمد.

آن پایگاه تعلقی که شما باید روی آن دست بگذارید، با ملت بحث بکنید، با طرفداران انقلاب اسلامی تفاهم کنید و تبیین کنید، کجاست؟ گفتمان تان، گفتمان ایران شهری است؟ گفتمان تان، گفتمان جامعه بازار غرب است؟ پایگاه تفاهمتان کجاست؟ اصل هویت این مردم را هویت تعلق به دنیای مدرن می دانید و می خواهید بگویید انقلاب اسلامی شما را مدرن تر می کند؟ خیلی ها اینطوری می خواهند از انقلاب اسلامی دفاع بکنند، که انقلاب اسلامی در فرایند مدرنیته شدن سرعت زیادی داشته است! من نمی خواهم این را بگویم، اینها غلط است. من می گویم اینها تبعی اند. هویت اصلی مردم ما اگر هویت تعلق به دنیای مدرن است، آن تفاهم باید بر پایگاه تعلق به دنیای مدرن باشد. می گویید ما شما را مدرن تر می کنیم. آنهایی که دنبال ایده ترقی و توسعه اند، همین را می خواهند.

 اگر پایگاهش فقط هویت ملی است، باید روی گفتمان ایران شهری بایستیم و بگوییم ما ایران شهری می سازیم، سنن ایرانی را احیا می کنیم. من نمی گویم که ما هویت ملی نداریم، حتی بخشی از هویت ما تحت تأثیر غرب است، ولی اگر می گویید اصل هویت تاریخی ما که پایگاه تفاهم است، هویت ایمانی جامعه ماست، هویت عاشورایی جامعه ماست، تعلق به عاشوراست، تعلق به جبهه انبیاء و حرکت به سمت توحید است و عمیق ترین لایه های هویتی ما، هویت عاشورایی است، باید پایگاه تفاهمتان را آنجا بگذارید. باید انقلاب اسلامی را از پایگاه عاشورا تبیین کنید. از جلوه های رشد مثل شاخص های مدرن با آنها بحث نکنید.

بنابراین این نکته مهمی است که منطق تفاهم ما کجاست. باید بشناسید که این مردم چه مردمی هستند. اگر اینها را یک مردمی می دانید که هویت ایمانی شان از بین رفته، می گویند دین کجا بود، ایمان کجا بود، دیگر پایگاه تفاهم در دین و ایمان نیست و نباید روی آن تکیه کنید. ولی اگر هنوز هم معتقدید مردم متدین اند، عاشورایی اند که حقیقتا هم همینطور است، باید نقطه تفاهم تان را روی همین پایگاه بگذارید. درست است که دنیای مدرن تلاش کرده تا در همین جنگ نرم این هویت ایمانی را از آنها سلب کند، اما ما با جهاد تبیین می خواهیم در مقابلش بایستیم. دشمن همان پایگاه را هدف قرار داده و ما هم باید روی همان پایگاه بایستیم و با آنها مقابله کنیم، باید از همان پایگاه تبیین را آغاز کنیم. گفتمان باید بر اساس هویت عمیق و اصلی جامعه خودمان باشد و الا اگر ما این را رعایت نکنیم، به یک انفعال مبتلا می شویم.

می گوید برای این که مردم را جلب کنیم، بیایید یک خرده قشنگ حرف بزنیم، با ادبیات فلان حرف بزنیم! می خواهد برود جوان را جلب کند، اما نمی تواند روی هویت اصلیش دست بگذارد، روی همان هویت با شکل پوشش اش همراه می شود و خیال می کند باید با یک ادبیاتی بگوید که با این پوشش متناسب است. اصلا اینطور نیست. اگر نتوانید روی پایگاه اصلی تعلقاتش دست بگذارید، نمی توانید او را برگردانید. روی چه چیزی می خواهید با او تفاهم کنید؟! منطق تفاهم در تبیین اصلی ترین مسئله است، که عمق استراتژیک تبیین شماست. بر چه مبنایی می خواهید با او تفاهم کنید؟!

الان با یک جوانی برخورد می کنید، ظاهر خیلی اروپایی ای دارد. چطور با او تفاهم می کنیم؟ او با ادبیات انگلیسی صحبت می کند، ما غلیظ تر انگلیسی حرف بزنیم؟! او اسم چهار تا هنرپیشه می برد، من شش تا ببرم؟! این پایگاه تفاهم است؟! نمی خواهم بگویم این نقش ندارد، یک جایی هم اینها نقش دارد، ولی اصل نیست. این شخص یک پایگاه تعلقی دارد که می خواهید از آن پایگاه تعلق جدایش کنی و او را به این طرف بیاوی، روی آن دست بگذار. منطق تفاهم به نظر من یکی از اصلی ترین نکته هایی است که ما باید روی آن بایستیم.

توجه به زیربناها و حرکت به سوی دولت اسلامی

به یکی دو تا نکته دیگر هم اشاره کنم و عرضم را تمام کنم. در این مرحله ای که دشمن دارد با ما می جنگد و مرحله جنگ شناختی هم هست، ما باید تلاش کنیم که از آن عبور کنیم. راه عبور هم فقط جهاد تبیین نیست. خیلی وقت ها ریشه این که بستر پذیرش تحریف ها و زمینه پذیرش تحریف ها فراهم می شود، این است که ما به سمت اهداف بزرگ مان خیزهای بزرگ برنمی داریم، به سمت دولت اسلامی نمی رویم؛ ما در چارچوبِ در ایستادیم، نه مدرن می شویم و نه اسلامی می شویم. حاضر نیستیم به سمت جامعه اسلامی حرکت کنیم، حاضر نیستیم به اقتضائات رسیدن به دولت اسلامی که تولید دانش اسلامی است، فناوری اسلامی است و بقیه چیزها برسیم. در یک چالش هویتی بین انقلاب اسلامی و مدرنیته گیر کردیم. تا از این مرحله عبور نکنید، این بستر، بستر پذیرش تحریف هاست، بستر ناکامی هاست. ما باید یک حرکتی به سمت عبور از این زیر بناهایی که بستر پذیرش، تحریک و شبهه را فراهم می کند، ایجاد کنیم.

در سوره مبارکه فتح می فرماید: «إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبيناً * لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ»(فتح/1-2) مگر حضرت گناه دارند؟ معصوم ترین معصوم عالم هستند. روایات توضیحاتی راجع به این داده است. بعضی از روایات فرموده: «مَا كَانَ لَهُ مِنْ ذَنْبٍ وَ لَا هَمٍّ بِذَنْبٍ وَ لَكِنَّ اللَّهَ حَمَّلَهُ ذُنُوبَ شِيعَتِهِ »(2)؛ این خودش توضیح می خواهد. یک روایتی از امام رضا سلام الله علیه است؛ این ذنب چیست؟ فرمود حضرت بزرگترین گناه در مقابل مردم جزیره العرب بوده؛ حضرت با ده ها بتشان جنگیده بود، مقدس ترین مقدساتشان را نابود کرده بود. وقتی فتح مکه واقع شد، حضرت ریشه فرهنگ بت پرستی را از بین بردند و تحقیر کردند و تمام آن گناه ها ثواب شد.(3)

 در این جنگ شناختی ما یک نقطه ضعف هایی داریم. باید یک جهش هایی داشته باشیم. جهاد تبیین نباید ما را از آن حرکت های بزرگترمان که زیربناهای تأثیرپذیری در این جنگ نرم و جنگ شناختی است، زیربنای پذیرش تحریف و شبهه است غافل کند. نباید از آن اقدامات بزرگ و حرکت به سمت دولت اسلامی غافل بشویم. این جهاد تبیین باید در آن مسیر واقع بشود.

مشارکت اجتماعی در راستای جهاد تبیین

نکته دیگر هم این که راه عبور دادن جامعه فقط بحث نظری نیست. بحث های نظری و جهاد تبیین باید تحقق عینی پیدا کند. من می گویم مشارکت های اجتماعی باید صورت بگیرد. نمی گویم در مقیاس کلان، در مقیاس کوچک هم تاثیر گذار است. شما یک جوانی را می برید و در یک فناوری انقلاب اسلامی مثل جبهه و جنگ مشارکت می دهید. نتیجه این مشارکت چه چیزی است؟ نتیجه اش این است که دیگر هرچه دشمن تلاش می کند تا تحریف بکند، جوان آن تحریف را نمی پذیرد. جوان را در خدمت رسانی در مقیاس انقلاب اسلامی مشارکت می دهید و او را به یک جوان جهادی تبدیل می کنید که خودش در میدان جهاد گرهی از گره های مردم را باز می کند، در میدان جهاد فرهنگی یا اقتصادی دارد گرهی باز می کند. به این جوان هرچه می گویند که انقلاب اسلامی کارآمد نیست، می گوید کارآمدتر از آن چیزی است که شما تصویر می کنید.

پس یکی از راه ها جهاد تبیین است؛ یعنی ما باید تبیین کنیم، حرف بزنیم، محتوا تولید کنیم، منطق تفاهم داشته باشیم، مبتنی بر منطق تفاهم تصویر بسازیم، تولید محتوای تصویری بکنیم و بعد این محتوا را در قالب های هنری و بوسیله رسانه هایی نشر بدهیم. غیر از این کارها باید یک کار دیگر هم انجام دهیم. باید بسترهای مشارکت عینی در ساخت انقلاب اسلامی درست بکنیم، که جوان یا نوجوانی که در این بستر می آید، خودش کارآمدی انقلاب اسلامی را لمس کند. خودش پاسخ آن شبهات را بفهمد. این جوان از این به بعد دیگر اصلا با آن شبهات درگیر نمی شود. «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً»(فرقان/72) وقتی عباد الرحمن شدند، دیگر دعوت ها همه اش لغو است.

ایجاد شبکه برای پیشبرد جهاد تبیین

نکته آخر که در محضر عزیزانم عرض می کنم این است که ما باید شبکه ایجاد کنیم. در این شبکه بزرگ برای حل مسائل مان و جهاد تبیین هرکسی باید در جای خودش قرار بگیرد. عالم دینی کار خودش را بکند. من بروم هنرمند بشوم نه، چون دیگر عالم دینی نیستی. این که خیال کنید از صفر تا صد این کار، کار من طلبه است، اصلا اینطوری نیست. یک آقایی دیدم می گفت، یک موقع در اتوبوس بودیم، راننده بدقلقی در آورد و پیاده شد، مردم را در هوای گرم اذیت کرد. یک آقای روحانی ای پایه یک داشت، نشست پشت فرمان. انقدر برایش دست زدند. روحانی باید اینطوری باشد. گفتم: چشم! پس یک مکانیک خوب هم باشد، یک هنر پیشه خوب هم باشد. این که نمی شود! هر کسی باید جای خودش را داشته باشد.

در این جهاد تبیین یک صفر تا صد است، ولی این صفر تا صد را باید یک شبکه ای انجام بدهند. یک نقشه کلانی می خواهد که به نظر من نقشه کلان این تصویر و روایت و تبیین در بیانیه گام دوم حضرت آقا در شرایط کنونی ما آمده است. اگر خوب دقت بفرمایید، بر اساس آن نقشه و تصویر، یک شبکه ای باید ایجاد بشود و یک نظام اقدامات به هم پیوسته اتفاق بیافتد، تا ان شاء الله این جهاد انجام بگیرد. من بروم رسانه اش را هم خودم درست کنم، قالب های هنریش را هم خودم طراحی کنم، معلوم نیست این خیلی موفق باشد. گرچه ممکن است ما شبکه های کوچک درست کنیم و در این شبکه کوچک یک بخشی از کارهای میدان را هم خودمان انجام بدهیم، صف و ستادش را با هم جلو ببریم، ولی آن کار بزرگی که می خواهد اتفاق بیافتد، با یک شبکه بزرگ اجتماعی و یک کار قرارگاهی اتفاق می افتد. در این شبکه هر جمعی باید جای خودش را پیدا بکند.

پی نوشت ها:

(1) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 2، ص: 628

(2) تفسير القمي، ج 2، ص: 314

(3) عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج 1، ص: 202