نسخه آزمایشی
دوشنبه, 14 اسفند 1402 - Mon, 4 Mar 2024

در جمع مداحان هیئات اهل بیت/ درگیری تمدنی امروز و نقش هیأت در این درگیری و دستگیری از نسل جوان

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 30 آبان ماه 1401  است، که در دیدار مداحان اهلبیت در شهر قم ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند؛ امام خمینی رحمۀ الله علیه در آخرین نیمه شعبان عمرشان خطاب به مسئولین می فرمایند اگر مسائل مادی و اقتصادی شما را در توجه به وظیفه اصلی انقلاب که آماده کردن جهان برای ظهور حضرت ولی عصر است باز دارد، شما مرتکب خیانت به مردم شده اید. هم چنین خطاب به مردم می گویند که شما باید سختی ها و مشکلات را تحمل کنید، تا آرمان اصلی انقلاب محقق شود. انقلاب اسلامی در دوره ای ظهور کرد که ادیان الهی در حال محو شدن بودند، اما انقلاب توانست مناسبات را بر هم بزند و ساختار های جدیدی ایجاد کند. دشمن برای مقابله با قدرت گرفتن ایران اسلامی دست به اقدامات متعددی زد، که جدیدترین آن جنگ ترکیبی و شناختی است. در این جنگ هم دشمن در حال شکست خوردن است، اما بالاخره تعدادی از جوانان ما را با این روش منحرف کرد. بخشی از این هویت زدایی که صورت گرفت، بخاطر سوء تدبیر دولت هایی بود که به هدف اصلی انقلاب توجه نداشتند و از منظر امام خائن به ملت بودند. حال برای مقابله با دشمن باید هیئت های ما وارد عمل شوند. هیئت ها در حال حاضر دو وظیفه دارند؛ یک اینکه با آغوش باز جوانان را بپذیرند و ساختار فکری و اندیشه ای به آنها بدهند، تا به یک منتظر واقعی بدل شوند. دو اینکه مطالبات مردم را تصفیه کنند و آنها را با ادبیات مذهبی و منصفانه بیان کنند، تا از مطالبات مردم سوء استفاده و سوء برداشت نشود.

بیانیه امام رحمۀ الله علیه به مناسبت نیمه شعبان

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين  وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين  وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم  أَجْمَعِين . من مختصری راجع به حوادث اخیر صحبت کنم و بعد به مأموریت هایی که هیئات دارند، بپردازیم. قبل از این که عرایضم را بگویم، چند جمله از حضرت امام بخوانم که جزو جملات کلیدی حضرت امام است. امام رضوان الله تعالی علیه در آخرین نیمه شعبانی که در قید حیات بودند، یعنی دوم فروردین سال 68 پیامی به مناسبت نیمه شعبان داده اند، که خطاب به مهاجرین جنگ تحمیلی است و در آنجا یک نکاتی را بیان می کنند که من بعضی هایش را خدمتتان تقدیم می کنم.

یکی از این نکات این است که می فرمایند مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست؛ انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت ارواحنا فداه است، که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور فرجش را در عصر حاضر قرار دهد.

بعد دو توصیه به مسئولین و مردم می کنند؛ توصیه ای که به مسئولین می کنند این است که مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه ای مسئولین را از وظیفه ای که بر عهده دارند منحرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. دولت جمهوری اسلامی باید تمامی سعی و توان خود را در اداره هرچه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند. لذا در یک بیان دیگرشان در جای دیگری دارند که اگر مسئولین خدمتگذار مردم باشند، ولی به عصر ظهور توجه نداشته باشند، خائن هستند. یک کار بزرگی می خواهد انجام بگیرد و یک اتفاق بزرگ تاریخی در حال رخ دادن است، این ظرفیت بزرگ نباید به دنیاداری و ایجاد یک نظام مادی برای معیشت مردم تبدیل بشود. این کار را اروپا هم انجام می دهد، کلینتون هم انجام می دهد، بایدن هم انجام می دهد. اینها در مقابل آن مسئولیت های بزرگ کارهای مهمی نیست.

از آن طرف هم خطاب به مردم می فرماید مردم عزیز ایران که حقاً چهره منور تاریخ بزرگ اسلام در تاریخ معاصرند، باید سعی کنند که سختی ها و فشارها را برای خدا پذیرا گردند تا مسئولان بالای کشور به وظیفه اساسی شان که نشر اسلام در جهان است، برسند و از آنان بخواهند که تنها برادری و صمیمیت را در چارچوب مصلحت اسلام و مسلمین در نظر بگیرند. چه کسی است که نداند مردم عزیز ما در سختی هستند و گرانی و کمبود بر طبقه مستضعف فشار می آورد؟ این امر جزو ابتلائات اجتماعی ماست. هیچکس نیست که نداند پشت کردن به فرهنگ دول دنیای امروز و پایه ریزی فرهنگ جدید بر مبنای اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامی با آمریکا و شوروی، فشار و سختی و شهادت و گرسنگی را به دنبال دارد؟ مردم ما این راه را خود انتخاب کرده اند و بهای آن را هم خواهند پرداخت و بر این امر هم افتخار می کنند. این روشن است که شکستن فرهنگ شرق و غرب بی شهادت میسر نیست.

من بار دیگر از مسئولین بالای نظام جمهوری اسلامی می خواهم که از هیچکس و هیچ چیزی جز خدای بزرگ نترسند، کمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد علیه فساد و فحشای سرمایه داری غرب و پوچی و تجاوز کمونیسم نکشند، چون ما هنوز در قدم های اول مبارزه جهانی خود علیه غرب و شرق هستیم. مگر بیش از این است که ما ظاهرا از جهان خواران شکست می خوریم و نابود می شویم؟ مگر بیش از این است که ما را در دنیا به خشونت و تحجر معرفی می کنند؟ مگر بیش از این است که با نفوذ ایادی قاتل و منحرف خود در محافل و منازل عزت اسلام و مسلمین را پایکوب می کنند؟ مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم در سراسر جهان بر چوبه های دار می روند؟ مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته می شوند؟ بگذار دنیای پست مادی با ما چنین کند، ولی ما به وظیفه اسلامی خود عمل کنیم.

حرکت به سمت ظهور، وظیفه مردم ایران

من عرضم این است که ما وقتی می خواهیم حوادثی از جنس اتفاقاتی که این روزها دارد در کشور می افتد را ارزیابی کنیم، باید به مأموریت تاریخی ملت و ظرفیت های تاریخی آن توجه داشته باشیم. ما در مردم ایران یک ظرفیت تاریخی داریم و می بینیم که خدای متعال این ملت را در طول قرن ها ساخته؛ هدایتی که ائمه داشتند و گره خوردن ایران به اهل بیت بعد از صدر اسلام به خصوص بعد از هجرت وجود مقدس علی بن موسی الرضا علیه السلام و حضرت معصومه سلام الله علیها، مجموع این حوادث و خیلی چیزهای دیگر در ایران یک اتفاقاتی را رقم زده که باعث شده در عمق این جامعه یک گرایش بسیار عمیق به اسلام و مکتب اهل بیت باشد. خدای متعال یک ظرفیتی در آنها ایجاد کرده و یک مأموریت بزرگ تاریخی دارند که همان حرکت به سمت عصر ظهور است. از روایات اینطور استفاده می شود که این جزو مأموریت های خاص مردم ایران هست و توانش را هم دارند.

بعد از این که خدای متعال اینها را ساخته و اهل بیت اینها را برای این کار بزرگ ساختند، این بار روی دوش مردم گذاشته شده است. این کار بزرگ هم طبیعتا هزینه های بزرگ دارد؛ حرکت به سمت ظهور و اقدام برای ساختن جوامع و حرکت جوامع جهانی به سمت عصر ظهور یک اقدام بسیار بزرگی است و بارش به دوش این مردم است و توان آن را هم دارند. برای ملتی که همچین بار بزرگی بر روی دوشش است، این حوادثی که پیش می آید در مقابل مقدورات تاریخی ای که خدا به آنها داده چیزی به حساب نمی آید.

غربی ها قبل از انقلاب اسلامی این توهم را داشتند که بساط اسلام در عالم جمع شده، بساط ادیان الهی جمع شده، دوره ادیان گذشته و دوره ظهور تمدن های بشری بر اساس عقلانیت و خرد خود بشر هست، دوره استغنای بشر از انبیاست و با صدای بلند هم اعلام می کردند. چپ و راست هم نداشت. به تعبیر مرحوم شهید مطهری مارکسیسم و سرمایه داری که دو قطب قدرت آن روز جهان بودند، گرچه با هم مثل دو لبه قیچی اختلاف دارند ولی در این مشترک اند که ریشه ادیان توحیدی را قیچی کنند و بزنند. بنابراین آنها احساس می کردند که کار ادیان تمام شده، دوره انبیاء گذشته و دوره حکمرانی خود انسان ها بر سرنوشت خودشان هست. حالا این را با صدای بلند و با ادبیات مختلف به زبان فلسفی و علمی ذکر می کردند.

 بعد در نقطه ای که آنها احساس می کردند همه چیز تمام شده، خدای متعال یک جوشش عمیقی را از نقطه کانونی اسلام که اسلام اهل بیت هست، یعنی ایران ایجاد کرد. این موج به سرعت از مرزها عبور کرد و جامعه جهانی را تحت تأثیر قرار داد و موازنه قدرت و قدرت نرم را به نفع اسلام تغییر داد. به فروپاشی شوروی منتهی شد، به تضعیف فرهنگ غرب منتهی شد. اینها حرفهایی نیست که احتیاج به گفتن باشد، تکراری است. حرفهای ما هم نیست، خود غربی ها هم گفتند که آغاز قرن بیست و یکم آغاز درگیری های تمدنی در جهان است که محورش هم دو تا تمدن است: یکی تمدن لیبرال دموکراسی به لیدری آمریکا و دیگری تمدن اسلامی به پرچمداری ایران. این حرف ما نیست، حرف هانتینگتون است که نظریه برخورد تمدن ها را داد و مبنای برنامه ریزی آمریکا و اروپا برای حمله به جنوب غربی آسیا قرار گرفت.

بنابراین موازنه قدرت به نفع اسلام تغییر کرده و لذا تمام قدرت های مادی جهان با تمام اختلاف هایی که داشتند سر این امر با هم متحد شدند که باید جلوی نفوذ اسلام و قدرت نرم انقلاب اسلامی را گرفت. همه مقابله هایشان را هم کردند. در این مقابله ها در مجموع ما پیروز بودیم. گرچه «إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ»(آل عمران/140) اینطور نیست که اگر در جنگ ما ضربه بزنیم، ضربه نخوریم. بنا بر این نیست. خدای متعال می توانست اینطوری قرار بدهد، ولی بنا نیست دست جبهه شیطان بسته باشد. آنها هم در این درگیری ها دستشان باز است. البته «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ»(محمد/7) خدای متعال این جبهه را نصرت می کند. «كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلي»(مجادله/21)  قطعا پیروزی در نهایت برای جبهه انبیاست، ولی این یک داستانی است که بوده و هست.

ما از فتنه های متعدد دشمن به سرعت عبور کردیم، به مرزی رسیدیم که دشمن احساس می کند دیگر از آن ناحیه ها نمی تواند به ما صدمه بزند؛ در حوزه حمله نظامی ما دیگر به یک مرحله ای رسیدیم که مرحله بازدارندگی است. به قول آقایان نظامی از بازدارندگی هم گذشتیم و در مرحله پیش دستی هستیم.

جنگ اقتصادی یکی از مهمترین ابزار کنترل و مهار قدرت هاست. این نوع جنگ همیشه بوده و به خصوص بعد از جنگ جهانی دوم که نظم جدید جهانی ایجاد کردند و دولت ها و ملت ها را ایجاد کردند، تشدید شد. قبل از جنگ جهانی در مناطق یک دولت مرکزی مقتدر و یک ارتش مرکزی مقتدر نبود، این موضوع برای بعد از جنگ جهانی اول و دوم به خصوص بعد از قرن چهاردهم هجری قمری یا قرن بیستم میلادی است. دولت ها و ملت ها را ایجاد کردند، بعد هم سازمان ملل درست کردند که مقابل هر وزارت خانه ای که ما داریم، یک زیر مجموعه ای دارد و جهان را اداره می کند. بعد هم لاهه و داوری جهانی و شورای امنیت و ناتو و ورشو را ایجاد کردند. یکی از ابزار مهمشان برای کنترل مخالفت ها هم تحریم اقتصادی بود.

اول از قدرت نظامی استفاده کردند. اینها هشت سال با ما جنگ نظامی کردند و نتیجه نگرفتند. حالا هم تحریم اقتصادی شان در حال شکستن است. مهار دیپلماتیک از طریق مذاکره شکست خورده، انقلاب های مخملی شکست خورده و مرحله کنونی مرحله جنگ ترکیبی است، که عمدتا جنگ شناختی است. معنایش هم این است که از طریق فناوری ها، ابزار و یک سلسله علوم، دستگاه شناختی مردم را عوض می کنند و وقتی مردم را عوض کردند، اینها بدون هیچ زحمتی به سرباز آنها تبدیل می شوند. وقتی دستگاه محاسبه و شناخت انسان را تغییر دادند، در این جنگ نرم سرباز ما را به سرباز خودشان تبدیل می کنند، افسرهای فرهنگی ما را به افسرهای جبهه خودشان را تبدیل می کنند. این ابزاری است که آنها دارند؛ علوم شناختی دارند و دارند روی آن کار می کنند.

تلقی من این است که نسبت به ظرفیت تاریخی ای که ما داریم، دشمن در این مرحله هم شکست می خورد. این شکست ان شاء الله قطعی است. هر چه خدا بخواهد می شود، ولی این را خدا خواسته که آن عمق ایمانی که جامعه شیعه در اثر پیوست با سیدالشهداء علیه السلام و ائمه علیهم السلام در طول 1400 سال پیدا کرده، عمقی باشد که دست آنها به آن نرسد. شما ببینید! خاکستری روی ایمان ملت می ریزند، ولی همین که یک صحنه ای می آید و نیاز هست، دوباره آن گرد و غبارها کنار می رود و آن جوشش ایمانی مردم ظاهر می شود. شخصی به حضرت عرض کرد محبین شما گاهی گناه می کنند. آیا از آنها تبری بجوییم؟ حضرت فرمود: از خودش نه از عملش چرا. گفت: بگویم فاسق است؟ فرمود: بگویید فاسق العمل است. طیب الروح است و دست شیطان به عمق روح این مرد نمی رسد. تلقی حقیر این است که از این مرحله هم ان شاء الله ما با موفقیت عبور می کنیم. علائمش هم دارد ظاهر می شود. این تحرکی که دشمن دارد و طبیعتا یک جبهه ای را هم در درون فعال کرده، ناشی از انفعال دشمن است.

تغییر ساختارهای جهانی پس از ظهور انقلاب اسلامی

ما وارد یک مرحله جدیدی از درگیری با دشمن شدیم که خیلی مهم است. شما یک موقعی جنگ نرم می کنید و قدرت نرم تان در منطقه نفوذ دشمن و در منطقه قدرت دشمن نفوذ می کند، کما این که غربی ها دو سه قرن است دارند این کار را انجام می دهند. ما با انقلاب اسلامی این کار را کردیم و منجر به فروپاشی شوروی و سست شدن پایه های آمریکا و از بین رفتن رویای آمریکایی در جهان شدیم. در حال حاضر به نقطه ای رسیدیم که ساختارهایی که دشمن برای تسلط بر جهان ایجاد کرده دیگر قابل دوام نیست.

این مرحله ای است که شما انتظارات جامعه جهانی را تغییر دادید و این انتظارات با این نظام و ساختار کنونی نمی سازد. بعد این انتظارات را خودآگاه کردید و الا اگر انتظارات مردم خودآگاه نشود، با ساختارها درگیر نمی شوند. دشمن دارد ساختارهای کنونی جهان را به دست خودش به هم می ریزد و به سمت ایجاد ساختارهای جدید می رود، البته دارند پیشدستی می کنند و به تعبیر نورانی قرآن «يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْديهِمْ وَ أَيْدِي الْمُؤْمِنينَ»(حشر/2)، به دست خودشان دارند آن بناها را خراب می کنند. این کار برای این است که ما یک قدرت نرمی پیدا کردیم و به یک جایی رسیدیم که دیگر ساختارهای کنونی جهان جواب نمی دهد در نتیجه آنها می خواهند این ساختار ها را به هم بریزند.

آنها دارند برای  افق 2030 و افق 2045 و بعدهایش طراحی می کنند و می خواهند نظام جهانی را بر محور شهر پایدار تغییر بدهند، ولی این علامت انفعالشان است. در این مرحله ما داریم ساختارهای جهان را به هم می ریزیم. بناست یک ساختار جدیدی ایجاد شود و سازمان ملل و دولت ها و ملت ها دارند تغییر می کنند. مداخلات ما از سطح منطقه ای که ما در آن حضور داشتیم، یعنی از باب المندب تا مدیترانه دارد به اروپا تسری پیدا می کند. این حرف ما نیست؛ آنها اصرار می کنند که بگویند سلاحی که ایران به روسیه داده او را در جنگ با اوکراین موفق کرده. سیاست مدارهای آمریکا به پوتین می گویند دنباله روی ایران را نکن!

ما را یک دهه بایکوت خبری کرده بودند، ما را به پایین ترین سطح خبری برده بودند. قبل از ورود به مذاکرات در دولت قبل ما در صدر خبر جهان بودیم، همیشه یک طرف ایران بود و یک طرف غرب لیبرال، اما ما را پایین آوردند و گفتند ایران تسلیم شده! آخرین سالی که ترامپ گزارش می داد، می گفت رقبای ما چین و روسیه هستند. ایران و کره شمالی دو تا یاغی منطقه ای اند که سرکوب می شوند، ولی دیدند اینطوری نیست؛ ما در اروپا رفتیم و حالا داریم چوب در لانه زنبور می کنیم. آنها دوباره ما را به صدر اخبار آوردند و برنامه شان را عوض کردند که ساختار ها را به هم بریزند. پس ببینید این علامت پیروزی ماست. اینطوری نیست که ما منفعلیم، آنها منفعل اند.

خیانت مسئولین در حق مردم

این وضعیت ماست ولی از یک طرف هم یک آسیب هایی در جامعه ما وجود دارد که حالا این آسیب ها معلوم شده، از قبل هم می دانستند، ولی در این صحنه ها ظاهر شده است. ما باید تلاش کنیم که این تهدیدها را به فرصت تبدیل بکنیم. آن آسیب ها چیست؟ من جملات حضرت امام را برای همین خواندم. کدام یک از دولت های قبلی به این جملات متعهد بودند؟ امام آمدند و این مردم شیعه ای که 1400 سال با امام حسین علیه السلام و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف زندگی می کردند را به یک ملت انقلابی و مبارز که دارند نظم جهان را به نفع عصر ظهور به هم می ریزند، تبدیل کردند.

اما دولت های ما نوعا فراز و نشیب هایی داشته اند ولی در این مسیر بار زمین مانده بسیار است. آقا فرمودند عده ای بعضاً شعارهای انقلاب را سر دست گرفتند و زنده کردند، ولی بعد دیگر نتوانستند ادامه بدهند. در دولت سازندگی، دولت اصلاحات، دولت اعتدال؛ واقعاً اینها به آن جملاتی که من از امام خواندم عمل کردند؟ بعضی از صاحبان مسئولیت در این دولت ها حقاً خائن به آرمان های انقلاب و امام بودند. امام فرمودند: مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب ما مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت ارواحنا فداه هست که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه ای مسئولین را از وظیفه ای که در این مسیر بر عهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. واقعاً به این کلمات و مسیر امام عده ای جفا کردند.

الگوی سرمایه داری لیبرال را آوردند و هم در سیاست، هم در فرهنگ و هم در اقتصاد ملت ایران را تحقیر کردند. از نسل جوان ما هویت زدایی کردند. خیلی وقتها با هوشیاری هم این کار را کردند. نه این که نمی دانستند، می دانستند دارند چه کار می کنند. الان هم با صراحت همین حرفها را می زنند. نمی خواهم بگویم دولت های سابق همه آدم های بدی بودند؛ در همه دولت ها اعم از چپ و راست آدم خوب و متدین و زاهد و انقلابی داریم، آدم فاسد هم داریم.

جریان غرب گرایی در کشور که ادامه غرب است، مهمترین خطر ماست. این جریان نمی گذارد جمهوری اسلامی و مردم ایران به آن مأموریت بزرگ تاریخی شان عمل کنند. این جریان می خواهد آنها را در دامن غرب ببرد و عصر ظهور را به رویای امریکایی تبدیل کند. هویت زدایی می کنند و این موجب می شود که جوان های ما دیگر احساس هویتی نکنند که بخواهند پای آن هویت بایستند. چرا؟ یک جوان دانشجو مطالبه اش انقدر تنزل پیدا می کند که در دانشگاه نخبه ما، مطالبات دانشجوهای صنعتی شریف بشود سلف مشترک و خوابگاه مشترک و فردا هم لابد استخر مشترک، این افتضاح نیست؟! چرا اینطوری شده؟ همین غرب گرایی در دولت هاست که این کار را می کند. این دولت هم اگر بخواهد کاری کند، باید همین ها را تصحیح بکند. همتش را هم دارد، اراده اش را هم دارد. در این دوره یک سرمایه های بزرگ هم از نسل جوان درست شده که یک جوان انقلابی فهمیده نخبه با شعور جهادی کار را جلو می برد.

علی ای حال غرضم این است که وقتی شما از یک جوان هویت زدایی می کنید، می آید در خیابان و شعارهایش می شود همین. آدمی که نمی داند برای چه دارد مبارزه می کند، آرمان عصر ظهور ندارد. برای چه ما مقابل آمریکا بایستیم و این همه سختی را تحمل بکنیم؟ اگر تفکر مردم اینطوری شد که ما می خواهیم به سمت ظهور برویم، می شود همین بیان حضرت امام که مردم عزیز ایران که حقا چهره منور تاریخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند، باید سعی کنند که سختی ها و فشارها را برای خدا پذیرا گردند. برای چه تحمل کنیم؟ برای چه شهید بدهیم؟ برای چه گرسنگی بکشیم؟ برای اینکه مسئولان بالای کشور به وظیفه اساسی شان که نشر اسلام در جهان است برسند.

وقتی یک جوان ما درگیری تمدنی اسلام با کفار را نمی فهمد، نمی تواند بفهمد که چرا باید بایستد و نمی تواند بفهمد که این بساط بازیگری که دنیا راه انداخته و این را دارد به یک واقعیت تبدیل می کند، نباید جای هویت یک ملت را بگیرد. اینها هویت یک ملت را سلب کردند. البته نمی گویم کاملا موفق شدند. فقط هم غرب گراهای داخل کشور نیستند، شبکه قدرت جهانی است که با ما وارد جنگ ترکیبی شده که یک قسمت عمده اش جنگ شناختی است. بالاخره اینها دارند در هویت مردم نفوذ می کنند. این آقایی که می آید و باند پهن درست می کند، بعد در اختیار اینستاگرام و تلگرام قرار می دهد، بعد هم به اسم کرونا مدرسه را تعطیل می کند و مدرسه مجازی راه می اندازد، کاری که خیلی از کشورهای اروپایی نکردند. من همان روز عرض کردم این نوجوان ها را باید چند سال دیگر در خیابان جمع کنید. که دیدید در سال گذشته همین شد.

البته ببینید این که می گویم موفق نبودند برای این است که شما ببینید در این طرف هم یک موج گسترده ای از جوان های خوب متدین، پنج شش میلیون زائر به زیارت اربعین می روند، هفت هشت میلیون زائر روز شهادت امام رضا علیه السلام به مشهد می روند، حرم و جمکران در قم سالانه بیست میلیون زائر دارد. اینها همین جوان ها هستند، یا نیستند؟ این معنایش عدم موفقیت است، ولی بالاخره به ما یک لطمه ای زدند، هویت یک جمعیتی از جوان ها و نوجوان های ما را ازشان گرفتند.

فتنه بستری برای جدا شدن صف ها

حالا سوال من این است که فقط این جوان ما برای دشمن کار کرده یا ما هم کوتاهی کردیم؟ ما هم کوتاهی کردیم. این که می گویم ما باید مأموریت های خودمان را بشناسیم و در این صحنه ها، این تهدیدها را به فرصت ها تبدیل کنیم، چه کسی باید این کار را کند؟ این هیئتی ها. ما هر روز در زیارت عاشورا می خوانیم «أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّه»  یعنی همان مقام محمودی که شما دارید را به ما هم بدهید. «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَك»  شما خون دلت را دادی که ما الان اینجا نشستیم و الا سقیفه همه ما را برده بود، بنی امیه احدی از ما را باقی نمی گذاشت. اگر سیدالشهداء علیه السلام عاشورا به پا نمی کرد، چه کسی مسلمان می ماند؟ چه کسی شیعه امیرالمومنین علیه السلام می ماند؟ ما به شما که نزدیک می شویم، شما هم یک جلوه ای از آن مقام محمود و شفاعتی که دارید را به ما بدهید تا ما هم واسطه بشویم، ما هم فداکاری کنیم و دیگران را به شما وصل کنیم. این مأموریت ماست، هیئتی وظیفه اش این است.

این جوان های عزیز فرزندان ما هستند، اینها دشمنان ما نیستند. اینها کسانی هستند که دشمن در این جنگ پیچیده ترکیبی توانسته هویتشان سلب کند. خیلی وقتها غرب گراهای داخلی هم به این هویت زدایی کمک کردند. اینها همان راه را رفتند و حالا رسیدیم به این نقطه، حالا وظیفه ما چیست؟ عرض کردم که دشمن در جنگ موفق نبود چون در مقابل آن موج یک موج گسترده در این طرف هست. یک نکته هم اینجا بگویم که این موج شهادت جدیدی که شما می بینید، همان چیزی است که جامعه برای خلوص بهش احتیاج دارد.

وجود مقدس حضرت زینب سلام الله علیها یک جمله ای را فرمودند که ما فقط آن را نقل می کنیم. ما از عاشورا ابتلای بالاتری نداریم. یک چهره اش جنایت دشمن است که بدترین جنایت ها را کردند و بخاطر آن مستحق لعن دائمی اند، هر کسی با آنها کمترین ارتباطی هم داشته باشد، ما آنها را هم لعن می کنیم «وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذَلِكَ فَرَضِيَتْ بِه »(1) ولی یک چهره دیگر عاشورا چیست؟ فعل خداست، آن چهره صنع الهی است، چون بالاخره اصل عاشورا تدبیر خداست. این ابتلائات همینطوری است و یک چهره اش، چهره «مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلا» است، جز زیبایی در آن نیست. آن چهره چیست؟ خدای متعال دارد ملتی را خالص سازی می کند و این ابتلائات بستر خلوص و بستر جدا شدن صفهاست.

در جنگ احد قرآن به صراحت می گوید که این بستر تفکیک است. این آیه را سیدالشهداء علیه السلام در سحر عاشورا تلاوت می کردند «ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنينَ عَلى  ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَميزَ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ»(آل عمران/179) خدای متعال شما را اینطور رها نمی کند؛ طیب ها را از شما خبیث ها جدا می کند. عاشورا صحنه جدا شدن خبیث ها از طیب هاست. این ابتلاء همین است، با عاشورا صف ها جدا می شود.

این موج جدید از شهادتی که دارد اتفاق می افتد، شهادت های کم نظیری است. یک موقع جبهه جنگ است و موجی است که همه به جبهه می روند، اما یک موقع نه، جوان در وسط این صحنه می رود، بعد هم انقدر مقاومت می کند تا آنجایی که آنها شیطنت شان را تا آخر ظهور می دهند. این هم کار خداست دیگر؛ یعنی این طرف مقاومت می شود و آنها مجبور می شوند رذالت شان را ظهور بدهند.

من با آدم ها ما کاری ندارم؛ در همه دولت ها آدم های خوب هستند، چپ و راست هم ندارد. ما چپ متدین و انقلابی خوب داریم، راست متدین و انقلابی خوب هم داریم. در هر دو طرف دنیا طلب هم داریم. نمی خواهم آدم ها را نقد کنم، ولی این جریانی که در این دولت سازندگی و اصلاحات و اعتدال راه افتاد، خاکستری که روی ایمان مردم و توجه به ظهور نشست، ملت را از آرمان های انقلاب دور کرد. کدامشان به این جمله امام عمل کردند که فرمود آرمان انقلاب اسلامی عصر ظهور است. این خاکستر با موج شهادت طلبی که دارد پیش می آید، زدوده می شود. دوباره دارد آن جوشش ایمانی مردم ظاهر می شود.

این مرحله شامل اتفاقات مهمی است که اگر خوب به نتیجه برسد، ما می توانیم از یک لایه غرب گرایی و فرهنگ غرب عبور کنیم. امام می فرمود ما رژیم طاغوت را شکست دادیم، ولی عبور از غرب گراها خیلی سخت است. این مرحله، یک مرحله برای عبور از فتنه غرب گرایی است. این اتفاقاتی که افتاده، نمی تواند آن جوشش عمیقی که در ملت ایران هست را خاموش بکند. این روایت به نظر من روایت عجیبی است که می فرماید: «رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ يَدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ يَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ كَزُبَرِ الْحَدِيدِ لَا تُزِلُّهُمُ الرِّيَاحُ الْعَوَاصِفُ وَ لَا يَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ وَ لَا يَجْبُنُونَ وَ عَلَى اللَّهِ يَتَوَكَّلُونَ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِين»(2).  

وظیفه هیئت ها درجذب جوانان و روشنگری آنان

آنها در این حرکت هایشان شکست خوردند، بیشتر هم شکست می خورند، ولی ضعف های ما هم دارد آشکار می شود. ما باید این ضعف ها را به فرصت تبدیل کنیم. این جوان هایی که تحت تأثیر این جنگ شناختی قرار گرفتند و گفتم اتفاقاً دولت های ما هم خیلی جاها به آن دامن زدند و ماها هم غفلت کردیم. این مأموریت هیئتی هاست؛ هیئتی ها هستند که باید واسطه بشوند و این واسطه شدن هم فداکاری می خواهد. فداکاری کنیم و با ایثار، محبت و مدارا، بستر هیئت را بستر جذب آنها قرار بدهیم. هیئت باید به جوان ها هویت انقلابی و هویت انتظار بدهد، هیئت باید آدم منتظر تربیت کند. من نمی گویم ختم صلوات گرفتن و اینها را تعطیل کنیم، اینها قطعا از بزرگترین عبادات است، اما برای ظهور کافی نیست.

اگر به امام بزرگوار بگویند برای ظهور چه کار کردی؟ می گوید سیصد هزار شهید دادم، امتی تربیت کردم که در آن بیش از چند میلیون آدم شهادت طلب دارم و وقتی حضرت تشریف بیاورند، این ملت حاضرند در راه ایشان به شهادت برسند. این اقدام برای ظهور است. چرا اقدام برای ظهور را کوچک معنا می کنید؟! ما هیئتی ها باید انسان منتظر تربیت کنیم؛ ما باید به افراد یک نظام فکری متقنی بدهیم که درگیری تمدنی دشمن را در دوره معاصر بفهمد، بفهمد انتظار در این دوره یعنی چه، بفهمد یک منتظر چقدر باید بفهمد و چقدر باید عمل کند.

پس هم باید با محبت اینها را در آغوش بگیریم و هم باید دشمن و جبهه حق را به آنها معرفی کنیم؛ باید آغوش باز امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را به آنها معرفی کنیم، آنها را در آغوش حضرت ببریم و ازشان آدم های منتظر و سرباز حضرت بسازیم. اگر چنین فردی را ساختید، انقدر تنزل نمی کند که مطالبه اش سلف مشترک و خوابگاه مشترک باشد. واقعا این فاجعه است که در یکی از دانشکده های علوم اجتماعی مطالبه شان فوتبال مختلط است. این دانشکده علوم اجتماعی ماست! چرا اینطوری شده؟! بخاطر همین تدبیرهاست؛ همین سوء تدبیرهای دولتهای غربگرا. در مقابل ببینید! اینهایی که در هیئت ها بودند، این هویت ها درشان ایجاد نشده، هویت امام حسینی شان را حفظ کردند و همین ها هم هستند که پای سختی های راه می ایستند، همین ها هستند که مناجات های طولانی، گریه های طولانی و اعتکاف های طولانی دارند.

بنابراین ما باید آغوش مان را باز کنیم. اینجاست که می شود با محبت این جوان ها را ساخت و بهشان یک اندیشه و نظام فکری روشن داد. اینجا می شود هویتشان را بازسازی کرد. اینجاست که می فهمند شیعه اند، می فهمند یک آدم منتظرند و یک آدم منتظر با کل تمدن رقیب درگیر است. به اینجا که رسید اگر همه دنیا را یک لقمه بکنی و در دهانش بگذاری، قبول نمی کند. کسی که می فهمد کنار امیرالمومنین علیه السلام مأموریتش چیست، اگر معاویه همه حکومتش را یک لقمه کند و در دهانش بگذارد، آن را بیرون می ریزد. اگر ما این هویت را به یک جوان بدهیم، کی حاضر می شود برای این مسائل به خیابان بیاید. این نکته اول.

نکته دوم اینکه، نمی گویم هیئت حزب است، ولی باید کارکرد احزاب غربی را داشته باشد. باید کارکرد را منتقل کنیم. یعنی چه؟ مردم آنها هم یک مطالباتی دارند. من نمی گویم وضع اقتصاد اروپا از اینجا بهتر است؛ فیلم های هالیوودی و جریان های توریستی که می روند و می آیند، یک شوخی است. وضع اقتصادی آنها از ما بدتر است. ولی برای جمهوری اسلامی اصلا شایسته نیست که یک نفر برود و برای این که زندگیش را تأمین بکند در سطل زباله بگردد. چه کسی این کار را کرده؟ یک طرفش تحریم اقتصادی است، اما طرف دیگرش سوء تدبیرهاست. یک آقایی یک آماری می داد و چون آدم مطلعی است، من ازشان قبول کردم که در هشت ساله دولت قبل دهک بالای جامعه ثروتشان سه برابر شده و جمعیت زیر خط فقر هم سه برابر شده. مردم یک مطالبات به حقی دارند، اینها را چه کسی باید بگویند؟ هیئات باید جایی باشند که مطالبات مردمی زبان هیئت پیدا کند، زبان ایمانی پیدا کند.

وقتی یک حزب کمونیستی باشد، همه مطالبات را به مطالبات اقتصادی طبقاتی تبدیل می کند. اگر یک حزب لیبرالیستی باشد، همه مطالبات را اینطور ترجمه می کند که مردم می خواهند در سبک زندگی شان خوش و عریان باشند. مردم ما نان بدون ایمان و ولنگاری نمی خواهند، می خواهند با عزت زندگی کنند، با شرافت زندگی کنند.

یک جایی من عرض کردم که شما الگوی غرب را در کنترل جمعیت قبول کردید؛ اشتغال و تحصیل بانوان را مثل اروپا طراحی کردید. یک خانم محترمی در تهران باید ساعت 6 صبح بیدار شود، بچه اش را ببرد و بگذارد در فلان مهد کودک آن یکی را ببرد و بگذارد در فلان مدرسه بعد هشت صبح به محل کارش برسد. از آن طرف هم چهار بعد از ظهر کارش تمام می شود و ساعت شش به خانه می رسد، بعد ما بخاطر روسری اش با او دعوا می کنیم. نمی گویم نباید حجاب داشته باشد، حجاب حکم خداست، «أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَهَانَ بِهِ صَاحِبُه»(3) اگر یک فرع خدا را کوچک بشماری، این گناه کبیره است. من نمی خواهم بگویم حجاب مهم نیست، می خواهم بگویم این خانم برای تأمین ما یحتاج زندگی اش مجبور است شش صبح برود و چهار بعد از ظهر به خانه برگردد. خودمان این الگو را درست کردیم، بعد بخاطر روسری اش باهاش دعوا می کنیم. خب باید برویم و آنجا را درست کنیم.

چه کسی باید این را مطالبه بکند؟ هیئت. با چه لسانی؟ با ادبیات ایمانی و انقلابی، نه با ادبیات ضد انقلابی، براندازانه و غیر منصفانه. اگر این مطالبه از یک بستری نگذرد و تصفیه نشود، به شکل غیر منصفانه، براندازانه و سخیف ظهور پیدا می کند. کانون تصفیه مطالبات باید هیئت ها باشند. هیئت باید از یک طرف مطالبات رهبری از جامعه را به گفتمان عمومی تبدیل کند و از طرف دیگر مطالبات مردم را با ادبیات دینی، ایمانی و انقلابی ارائه کند. آن وقت یک جوان به جای این که به خیابان برود، برای مطالبه اش پیش شما می آید. به جای این که مطالبه اش بد تفسیر بشود، به جای اینکه به روسری را بردار تفسیر بشود، به مطالبه حق تبدیل می شود.

علی ای حال ما یک مأموریت هایی در قبال این جوان های عزیز داریم و ما هستیم که باید امر به معروف و نهی از منکر را در جامعه سازماندهی کنیم. ببینید این که به جوان بگوییم امر به معروف نکن، بد است. این خیلی حرف بدی است، این تضعیف روحیه ایمانی مردم است. باید شیوه امر به معروف عوض بشود. آنجایی که کار به یک نقطه ای رسیده که یک جوان احساس می کند، بخاطر یک روسری باید بجنگد، شما بروی در خیابان و تذکر مستقیم بدهی، این دیگر معلوم نیست نهی از منکر باشد. باید برگردی و یک کار دیگری بکنی. باید همان حجاب را از یک جای دیگری دنبال کنی؛ باید مطالبه را به جای دیگری ببری کما اینکه آنها برای بی حجابی از یک جای دیگری شروع می کنند.

آقا شما سرتان درد می کند چطوری سرتان را درمان می کنید؟ یک دارو مصرف می کنید، می رود در معده تان بعد فعل و انفعالاتی انجام می شود که در نتیجه آن سر دردتان خوب می شود. نهی از منکر هم همینطوری است، اقامه منکر هم همینطوری است. آن که می خواهد بی حجابی را اقامه کند، از یک جای دوردستی شروع می کند، یک شهر فرنگی می سازد و در شهر فرنگ پوشش اش هم فرنگی است. در شهر اسلامی پوشش هم اسلامی است. ما باید بنشینیم و فکر کنیم که در شرایط کنونی چطور می شود نسبت به موضوع حجاب و موضوعات دیگر امر به معروف کرد؟ چطور می شود نهی از منکر کرد؟ چطور می شود مطالبات به حق مردم بیاید در هیئت و کانون مذهبی و با زبان مذهب مطالبه بشود؟ مومنین باید این ها را مطالبه کنند.

من نمی خواهم به کسی اهانت کنم، ولی چرا باید بعضی وزرای جمهوری اسلامی چند هزار میلیارد ثروت داشته باشند؟ چرا باید بروند و پالایشگاه خصوصی افتتاح بکنند؟ این مطالبات ماست. ما باید با ادبیات مذهبی منصفانه مطالبه کنیم. هیئت باید این کار را بکند. شما باید هیئت فاخر درست کنید که بتواند در عین این که به جوان هویت می دهد، به او نظام فکری می دهد و امام حسینی اش می کند، او را به آدم آمر به معروف تبدیل کند. این احتیاج دارد به این که ما هیئات خودمان را از نو بازسازی کنیم، ظرفیتش را افزایش بدهیم و این کار شما بزرگواران است. شما محور فرهنگی هیئات هستید، شما باید این کار را بکنید. شما باید هیئت را ارتقاء ببخشید. آغوش هیئت باید باز بشود برای آن جوان و نوجوانی که مسئله دارد؛ با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دعوا ندارد ولی مسئله دارد. این تأمل می خواهد، فکر می خواهد، اصلاح هیئات می خواهد، رشد دادن هیئات می خواهد.  اگر إن شاء الله این کار را بکنیم، تبدیل به یک فرصت بزرگی می شود برای این که ما خودمان را خانه تکانی کنیم.

بازسازی هیئت ها

عرض کردم نقش هیئت ها بی بدیل بوده؛ جامعه شعرای آئینی ما، جامعه مداح های ما، نقششان در حفظ فرهنگ ایمانی مردم در این چهل سال بی بدیل بوده است. جوان های هیئتی را با غیر هیئتی مقایسه کنید. نمی گویم اینها ضعف ندارند، اینها هم ضعف دارند و آن هم ان شاء الله برطرف می شود، ولی هیچوقت از این خطاهای بزرگ نمی کنند. این توفیقات باید ادامه پیدا کند. سطح کاری که ما می کنیم باید ارتقاء پیدا کند. ما باید به هیئتی هویت انسان منتظر بدهیم، تا بفهمد انتظار یعنی چه، مسیر این انتظار از کدام درگیری ها عبور می کند و خودش را برای آن درگیری ها آماده کند و بسازد. این کار ماست؛ تربیت انسان در تراز انتظار کار هیئت است.

این که آدم دعای ندبه بخواند حتما در طول تاریخ برای انگیزه انتظار موثر بوده، اگر اینها نبود که ما منتظر نبودیم. اشتباه می کردند آن غافل هایی که می گفتند چرا روضه می خوانید، به مردم اسلحه بدهید. اینها اشتباه می کردند و نمی دانستند اگر کسی برای امام حسین علیه السلام گریه نکند، برای خدا نمی جنگد. این که انسان ها آماده بشوند و در کنار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و برای هدف ایشان شمشیر بزنند، اشک بر سیدالشهداء علیه السلام می خواهد، «فَلَأَنْدُبَنَّكَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً» می خواهد، دعای خالصانه سحر برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می خواهد تا ما با حضرت گره بخوریم.

ما باید تمام زیارات حضرت و تمام دعاهای مأثور بر حضرت را در هیئت ها برگزار کنیم. دعای اصلی سحرمان باید دعا برای امام زمان باشد. نه با زبان خودمان بلکه دعاهایی که از ائمه نقل شده که یکی اش دعای عهد است، دعای امام رضا علیه السلام است که به نظرم می آید خیلی دعای مهمی است. یونس بن عبدالرحمن می گوید که علی بن موسی الرضا علیه السلام می فرمود «أَنَّهُ كَانَ يَأْمُرُ بِالدُّعَاءِ لِلْحُجَّة»(4). ما باید این دعا را عمومی کنیم. اگر اینطوری شد، آرام آرام آرمان جوان ها با عصر ظهور گره می خورند، بزرگ می شوند و خواسته های بزرگ پیدا می کنند.

در کنارش هم به یک بصیرت، آگاهی و یک نظام فکری روشن و متقن که رابطه ایمان به امام زمان و انتظار را با درگیری های تمدنی امروز بفهمد، صفهای امروز را بشناسد، مأموریت هایش را بشناسد و پیچیدگی های دشمن را بفهمد و ساده انگاری نکند، نیاز است. اگر به اینجا رسید، جوان ما برای ورود به این میدان آمادگی پیدا کند و آماده می شود تا در راه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف فداکاری کند، «قَلْبِي لِقَلْبِكُمْ سِلْمٌ وَ أَمْرِي لِأَمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتِي لَكُمْ مُعَدَّة». اگر شما تلاش کنید و هیئت های اندیشه ورزی راه بیاندازید، که چطور می شود هیئت را ارتقاء بخشید، تا همان مأموریتی که تا الان به بهترین وجه انجام داده را در قدم بعد هم باز با همان موفقیت انجام دهد، هیئات مأمن جوان های ما در مقابل این جنگ فرهنگی و شناختی دشمن می شود.  

پی نوشت ها:

(1) تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، ج 6، ص: 114

(2) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 57، ص: 216

(3) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 535

(4) جمال الأسبوع بكمال العمل المشروع، ص: 513