نسخه آزمایشی
پنج شنبه, 11 آذر 1400 - Thu, 2 Dec 2021

تحلیل غیب عالم در فعل حضرت معصومه و جریان تاریخی شهر قم / اهمیت زیارت حضرت معصومه

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 5 آذر ماه 99 است، که در شبکه افق ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند؛ معصومین و شیعیان کامل آن ها از علوم و اخبار غیبی و تحریف نشده ای برخوردارند که انسان های دیگر نیز به میزان ظرفیتشان می توانند از آن بهره مند شوند؛ در واقع این افراد نور الله هستند به این معنی که دیگران را به سمت خدا هدایت می کنند. زیارت نیز از جمله اخبار غیبی است که معصومین درباره آن توضیحاتی را فرموده اند و اگر کسی به طور حقیقی این امر را به جا بیاورد، در همین دنیا هم بهشت حقیقی را احساس می کند و مورد شفاعت نیز قرار می گیرد.

خبرهای غیبی

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين  وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين  وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم  أَجْمَعِين . در باب حضرت معصومه سلام الله علیها روایات متعددی داریم که چند نکته در آن ها توضیح داده شده است؛ یکی شأن و جایگاه حضرت معصومه است که در روایات آمده است پاره تن من در قم دفن می شود و امام صادق علیه السلام نیز قبل از تولد حضرت معصومه سلام الله علیها فرمودند که قم حرم ماست. دوم اینکه یک پرده های غیبی در عالم هستند که ما نیازمند به وقوف، اشراف و اطلاع به آن ها هستیم و این غیب هم انحصارا در اختیار خدای متعال است. «عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا»(جن/26)، یعنی خدا به احدی اجازه نمی دهد بر این غیب غلبه کند و او را عالم به این غیب نمی کند الا کسی را برای یک رسالتی انتخاب کند و او رسول شود چون خدای متعال که هر کسی را رسول نمی کند «اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ»(انعام/124). اگر خدا کسی را بر رسالت پسندید، آن وقت به اندازه ای که به او رسالت می دهد ممکن است پرده های غیبی را هم که باید برای امت خودش بالا بزند به او عطا کند.

بحث های باطنی تری هم در این مورد وجود دارد؛ انبیاء بخصوص وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیت، غیب شان فوق آن غیبی است که در عالم ما نازل می کنند و حالا این بحث دیگری است؛ این غیب را خدا به انبیاء تعلیم می کند آن هم بایک قرنطینه و محافظی که دست شیاطین به آن نرسد. «إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا»(جن/27)؛ در پیش رو و پشت سر نگهبانانی هستند که نگذارند به این غیب دستبرد بخورد و این غیب خیلی ارزشمندی است، لذا اخباری که انبیاء برای ما می آورند و معصومینی که دستی در عالم غیب دارند، مشرف به خیلی از عوالم غیب اند.

در باب اهل بیت علیهم السلام چهارده نور پاک نقل این است که علم الهی هفتاد و سه حرف است و جز یک علمش که حرف مستأثر است هفتاد و دو تای آن در اختیار آن هاست در حالی که مثلا حضرت عیسی دو حرف، حضرت موسی چهار حرف، حضرت ابراهیم هشت حرف، حضرت نوح پانزده حرف، حضرت آدم بیست و پنج حرف را بیشتر در اختیار نداشتند.

سوال: چطور می شود در قم و در باغ حضرت معصومه دنبال این پرده های غیب بگردیم و به کجا می رسیم؟

جواب: این اخبار غیبی ای که معصومین به ما گفتند خیلی ارزشمند است و اتفاقا فراعنه در طول تاریخ سعی می کردند برای این غیب بدلسازی کنند؛ یعنی آن ها هم ساحرانی داشتند که در خدمتشان بودند و آنها هم سعی می کردند به کمک شیاطین به پرده های غیب راه پیدا بکنند که البته می دانید آن ها هیچ وقت به غیب خالص دست پیدا نمی کردند و بعد از تولد وجود مقدس نبی اکرم هم که دیگر از رفتن به آسمان ها منع شدند و دیگر نمی توانند مطلع شوند؛ گاهی کمین می کردند و خبری را از عالم ملائکه جست و گریخته می گرفتند.

در روایات دارد خودشان را هم قاطی می کردند و می گفتند این اخبار غیبی است که در اختیار آن هاست. در طول تاریخ هم همینطور بوده و الان هم همینطور است؛ الان هم مطمئن باشید همین امپراتوری بزرگ قدرت و این شیطان هایی که بر عالم حکومت می کنند، این ها هم حتما با کاهن های شان در ارتباط اند. علومی مانند تنجیم، سحر و کهانت وجود داشته اند و به ماهم گفته شده است که دنبال این علوم نروید و دنبال کردن خیلی از آن ها هم حرام اند و در واقع می خواهیم بگوییم که آن ها غیب حقیقی و چیز ارزشمندی هم نیستند.

لذا یکی از خصوصیات امام زمان این است که عالم به غیب و کلمه غیب اند. پس این غیب خیلی به درد ما می خورد و وقتی یک حرفی از پرده های غیب زدند، اگر کسی گوش شنوایی داشته باشد می تواند خیلی از آن ها برخوردار شود. لذا باید این اخبار را دنبال کرد و آن هایی را هم که به یک جایی رسیدند یعنی آن غیبی که انبیاء و اولیاء معصوم آوردند، آن غیب را رها نکرد که خالص و ناب است. این غیب دست نخورده است و شیاطین نتوانستند در آن نفوذ کنند. قرآن راجع به نبی اکرم می فرماید «وَ مَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ»(تکویر/24)، یعنی نسبت به تعیلم آن غیبی که به او رسیده بخیل نیست الا این که شما قابل نباشید.

«لَوْ وَجَدْتُ لِعِلْمِيَ اَلَّذِي آتَانِيَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَمَلَةً لَنَشَرْتُ اَلتَّوْحِيدَ وَ اَلْإِسْلاَمَ وَ اَلْإِيمَانَ وَ اَلدِّينَ وَ اَلشَّرَائِعَ مِنَ اَلصَّمَدِ»(1) امام باقر علیه السلام راجع به «الصمد» یک بحثی دارند و درباره الف و لام آن یک اسراری را گفته اند و بعد فرمودند اگر برای آن علمی که خدای متعال به من عطا فرموده است حَمَلِه ای پیدا می کردم، تمام اسلام، ایمان، توحید، دین و شرایع را از همین کلمه صمد برایش تشریح می کردم که ببینید همین یک کلمه، حامل همه آن حقایق است. ولی فرمودند که جدم امیرالمومنین آن را پیدا نکردند و من هم پیدا نکردم.

پس این علمی که از پرده غیب در اختیار اولیاء معصوم است و خیلی هم گرانسنگ است و ما هم به آن محتاجیم، آن ها در تعلیم آن بخیل نیستند و گاهی هم یک پرده هایی را به اندازه گفتند و ما هم اگر اهلش باشیم می توانیم از این مطلبی که گفتند بهره ببریم؛ همانطوری که قرآن هم پرده هایی دارد و به اندازه ای که انسان قابل می شود به پرده های غیب الهی راه پیدا می کند؛ از ظاهر قرآن به باطنش و از باطن به باطن بعدی می رسد. کلمات معصوم هم همینطور است.

قم، حرم اهل بیت

اگر ما آن ها را دنبال کنیم و اهل باشیم، ممکن است از یک کلمه به دریاهایی از معارف دست پیدا کنیم و باید قدرش را دانست؛ اگر در روایات دارد قرآن گنجینه اسرار الهی است، حواستان باشد وقتی آن را باز می کنید خیال نکنید که با یک کتاب معمولی روبرو هستید. حال عرض بنده راجع به وجود مقدس حضرت معصومه این است که یک حرف هایی راجع ایشان زده شده است که جزو همان اسرار غیبی است و گفته شده است که قم حرم ما اهل بیت است.

حضرت فرمود حرم ما اهل بیت قم است؛ حالا حرم الهی در مکه و حرم نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در مدینه است، اصلا معنی ندارد بگویید اینجا با جای دیگر یکسان است؛ این یک دنیا معارف است. شما درباره منابع طبیعی عالم هم اگر یک جایی نفتخیز باشد و یا معدن طلا داشته باشد نسبت به مناطقی که این ها را ندارند ارزشمند تر می دانید؛ حالا اگر بنا شد که زمینی حرم اهل بیت باشد و حقایقی که اهل بیت نازل می کنند در این حرم تجلی پیدا کند نیز همین طور است.

بعد هم حضرت فرمودند پاره تن من در آنجا دفن می شود؛ در واقع حضرت می خواهند بفرمایند که این نقطه با حضرت معصومه یک گره خاصی خورده است و یک رکنش وجود مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها است و این شخصیت است که حلقه اتصال اهل بیت به این شهر است و اینجا را حرم اهل بیت می کند. اینجا کانون ظهور، عنایات، تجلیات و حقایقی است که باید از اهل بیت در عالم ظهور پیدا کند و لذا حرم ایشان حرم همه اهل بیت می شود، حرمی که همه اهل بیت اینجا حضوری زیارت می شوند.

سوال: در واقع در زیارت نامه ای که حضرت علی بن موسی الرضا هم ذکر کردند همین شرایط است؛ یعنی ما در این جا به همه انبیاء و انبیای اولوالعزم سلام می دهیم.

جواب: انبیاء اولوالعزم سلام غایب می شود و حضوری نیست؛ می فرماید «السَّلَامُ عَلَى آدَمَ صَفْوَةِ اللَّه » ولی وقتی به وجود مقدس رسول الله و اهل بیت می رسد می فرماید «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّه » البته می دانید ما هر کجای عالم که هستیم، اگر اهل باشیم می توانیم ائمه را حاضر ببینیم و سلام کنیم؛ مگر در سلام همه نماز ها نمی گوییم «السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُه » هر جای عالم که باشیم در هر نمازی که می خوانیم سلام می دهیم و این سلام جواب دارد که فوق العاده است.

در احوالات بعضی بزرگان آمده است در حرم حضرت امیر نماز می خواندند و احتمالا نماز مستحبی هم بوده است که سلام اول را نگفتند چون واجب نیست؛ بزرگی در آنجا به ایشان فرموده بودند این سلام را که ندادی خیلی از فیض ها را از دست دادی؛ نگاه به سمت آسمان کردند، اشاره کرده بودند و دیده بودند چقدر مقامات است که بنا بود در همین یک سلام برای این آقا محقق شود ولی نشده است. در احوالات بعضی بزرگان آمده است که ایشان گفته بود من هیچ وقت در نمازم به پیامبر خدا سلام نکردم الا این که جواب شنیدم.

ما اگر اهل باشیم همه جا می توانیم سلام حاضر بگوییم ولی در این حرم به همه اجازه داده اند. پیداست یک تشرف و حضور خاصی است. پس اگر اینجا حرم است، این وجود مقدس و دور و بر ایشان کانون این حرم می شود و هر فیضی که وجود دارد اصلش اولیاء خدا، معصومین و شیعیان کامل اند و مکان تابع این ها اند. اگر مکه شرافت دارد، شرافت مکه به نبی اکرم است.

این که امام سجاد علیه السلام در آن خطبه نورانی شان که در مجلس یزید خواندند فرمودند «أَنَا اِبْنُ مَكَّةَ وَ مِنًى أَنَ»، یعنی مکه و منا از شئون نبی اکرم است؛ شما نبی اکرم را بردارید این ها چه ارزشی دارند؟ «لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ * وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ»(بلد/1-2)؛ لذا بعضی قسم در این آیه را اینطوری معنا کردند که پیامبر ما وقتی حریم تو را در این شهر می شکنند این شهر دیگر حرمت ندارد و به این شهر قسم نمی خورند. یعنی شهری که تو در آن حرمت نداری دیگر قابل قسم خوردن نیست ولی اگر تجلیات نبی اکرم در همین شهر وجود داشته باشد مدینه الرسول می شود.

لذا در روایات راجع به کعبه دو تعبیر وجود دارد؛ در یک تعبیر گفته شده است که کعبه حرمات الله است. یک بار هم حضرت می فرمایند مردم مأمور شدند حول این سنگ ها طواف کنند و عهدشان را با ما تجدید کنند. پس این کعبه بدون امام سنگ است و به خاطر تعلقی که به امام دارد، خدای متعال به این واسطه کعبه را محترم می دارد؛ حرم و همه مکان های دیگر هم شرافت شان به شرافت معصوم برمی گردد. جمله ای در زیارت جامعه کبیره از امام هادی سلام الله علیه آمده است که تمام مطلب را بیان می کند؛ «إِنْ ذُكِرَ اَلْخَيْرُ كُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاهُ»، یعنی هر خیری که یاد شود سرچشمه و پایان و اصل و فرعش شما هستید. البته با این مضمون روایات متعددی وجود دارد؛ «نَحْنُ أَصْلُ كُلِّ خَيْرٍ وَ مِنْ فُرُوعِنَا كُلُّ بِرٍّ فَمِنَ اَلْبِرِّ»(2)، ریشه همه خیرات اولیاء معصوم الهی هستند.

زیارت، مهاجرت به سوی خدا

لذا قم حرم است، این که حضرت معصومه در اینجا هستند یک مقام است و حرم بودن قم به علت وجود حضرت معصومه است. دو نکته را در این باره به ما گفته اند؛ یکی این که بیایید زیارت کنید و زیارت به معنی هجرت است. ما یک سفرهای دنیایی داریم که پایانش ابتهاج و لذت جویی به دنیاست و همه گردشگری و صنعت توریسم همین است. گویا انسان هر چه در عالم خودش خوش گذرانده است برایش کم است، می رود بقیه جلوه های دنیا را هم ببیند و مستغرق در لذات دنیا شود؛ بیخودی هم نگوییم که این سیر و سیاحت است و قرآن به صنعت توریسم دعوت کرده است. صنعت توریسم یک صنعت گردشگری مادی و صنعت هجرت الی الدنیا است. ما راحل در دنیا می شویم و بعد هم که از سفر بر می گردیم، کلی تعلقات دنیایی بر تعلقات مان اضافه می شود و فرهنگ دنیا پرستی را هم منتقل می کنیم.

منظور قرآن از سفر، سفر الی الله است؛ یعنی انسان در دنیا باید دائما مسافر الی الله باشد و در آیات الهی سیر کند که این یک مقام دیگری است. مثلا زیارت یک سفر الی الله است که در این سفر الی الله ما از وادی ولی خدا به سمت خدا حرکت می کنیم. یعنی سیر ما به سمت خدا از وادی ولی الله است لذا از همان ابتدا که کسی قصد سفر می کند، مهاجر الی الله و به تعبیری راحل الی الله است که دارد به سمت خدا کوچ می کند؛ لذا در زیارت نامه ای که ما امام رضا علیه السلام را با آن زیارت می کنیم می گوید وقتی هنوز از خانه تان بیرون نرفتید بایستید و بگویید «بسم الله و بالله»؛ یعنی کار مهمی که می خواهید انجام دهید اول از خدا کمک و همینطوری پا در این وادی نگذارید. می گویید «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى ابْنِ رَسُولِ اللَّه » سفر الی الله است منتها این سفر الی الله از وادی ضیافت امام رضا عبور می کند، یعنی امام رضا دارد ما را در جاذبه وجودی خودش به سمت خدا سیر می دهد.

زیارت دو طرفه است، یعنی اینطور نیست که من قصد امام کنم ولی امام قصد من نکند. در یک روایتی می گفت شما به زیارت ما نمی آیید و وداع نمی کنید که برگردید مگر این که به اذن ما باشد؛ اینطور نیست که وقتی ما زائر می شویم از طرف ما شروع شده باشد، شروع از آن طرف است کما این که حرکت ما به سمت خدا به خاطر دعوت از سوی خداست. در دعای ابو حمزه داریم «بِكَ عَرَفْتُكَ وَ أَنْتَ دَلَلْتَنِي عَلَيْكَ وَ دَعَوْتَنِي إِلَيْكَ»؛ به خدا می گوید من سحر ماه رمضان دارم با تو حرف می زنم، من شروع نکردم بلکه تو برایم دعوت نامه فرستاده ای، اگر تو دعوت نکرده بودی که من نمی توانستم سراغ تو بیایم. مخلوق که نمی تواند شروع کننده باشد.

نسبت به اولیاء الهی هم همینطور است و ما شروع کننده نیستیم، این عزیزان خودشان شروع می کنند و خودشان هم خاتمه می دهند. لذا زیارت یک دعوت است و من آن را اجابت می کنم؛ پس اگر من دارم به زیارت امام رضا می روم از همین جا شروع می کنم. یک جذبه ای از آن طرف می آید و حضرت دارند من را در جاذبه ولایت خودشان سیر می دهند. سیر می دهند که من را به خدا برسانند. امام داعی الی الله و دلیل الی الله است. از شئون اصلی امام هم همین دعوت و دلالت به خداست است لذا زیارت یک سفر الی الله است که از میدان ولایت امام و اولیاء الهی عبور می کند و با آغازش هم دعوت ایشان است و ما آن را اجابت می کنیم؛ لذا خداوند می فرماید در هر حرکت از این سفر یک حسنه برایتان می نویسم و یک گناه از شما پاک می کنم و یک درجه بر درجات تان اضافه می کنم.

در باب زیارت حضرت معصومه هم ایشان ما را دعوت کردند. این مقام به حدی است که می گویند همه دوستان و شیعیان ما بارشان را بردارند و بیایند این بزرگوار را زیارت کنند؛ این نقطه کانونی حرم ماست، خودتان را به اینجا برسانید. این جا بیت النور است یعنی وقتی قرآن می خواهد جریان هدایت الهی را در آیه نور توضیح دهد، می گوید این نور در مقامات تنزل پیدا کرد، کائنات را نورانی کرد تا به خانه هایی رسید که دست شما به این خانه ها می رسد. این بیوت نور، خانه های اهل بیت و خانه همین شیعیان کامل اند. شیعیان کامل هم خودشان بیت النور امام اند.

در روایات هم دارد که این مشکات نوری که در آیه نور آمده است، مصداق اصلی اش قلب نبی اکرم است صلی الله علیه و آله و سلم است ولی فرمود قلوب مومنین هم مشکات نور است؛ یعنی مومن هم وقتی مومن کامل شد آن نور به اندازه ظرف خودش در او تجلی پیدا می کند، مثل ماه که حامل نور خوشید است و در روایت دارد شما نور خورشید را از ماه می گیرید، نور ما را هم از شیعیان می گیرید. شیعیان کامل وجود و حرمشان بیت النور است که اتفاقاتی هم در این حرم ها می افتد؛ آن ها محل رفت و آمد ملائکه و اولیاء هستند. معصومین فرمودند همه تان خودتان را به این جا برسانید، بعد هم فرمودند اگر آمدید و زیارت کردید بهشتی می شوید و درهای بهشت باز می شود.

سوال: درباره حضرت معصومه و زیارت ایشان هم عبارات «وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ» و «فَاطِمَةُ اِشْفَعِي لِي فِي اَلْجَنَّةِ» پرتکرار است.

جواب: اگر کسی دنبال تأویل جنت هم باشد که این جنت کجاست، یک مقام ظاهری دارد که همان بهشت الهی است و در قرآن مفصل توضیح داده شده است که یک نازله ای از او هم ممکن است در دنیا برای مومنین حاصل شود. «وَ الْجَنَّةُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُنَعَّمُون »(3) امیرالمومنین فرمود متقین گویا الان هم وسط بهشت اند و دارند آن را می بینند. پس این بهشت یک ظاهری دارد و نازله اش در این دنیا هم می آید اما باطنش وادی توحید و ولایت است. وادی ولایت الله است که همه چیز در این وادی قرار دارد، لذا در روایت دارد که جنت از نور سیدالشهداء آفریده شده است و نازله نور خداست. همه در بهشت مهمان امام اند. این روایات هم بیان می کنند جنت با زیارت حضرت معصومه به دست می آید، یعنی وقتی کسی به حضرت رو می آورد در واقع جنت اصلی خود حضرت است. لذا کسی که به زیارت حضرت می آید به جنت می رسد.

پس گفتیم معصومین به ما خبر داده اند که این جا حرم است و در این حرم یک کریمه ای نزول اجلال می کنند و با یک مأموریتی می آیند؛ لذا این که بگوییم حضرت معصومه نمی دانستند و اتفاقی در قم بیمار شدند و از دنیا رفتند صحیح نیست؛ حضرت مأمور بودند به قم بیایند و برای این حرم مأموریت داشتند و هر طور که بود خودشان را به قم رساندند.

سوال: آن هجرت خودش جریان ساز است یک هجرت معمولی نبود که از مدینه شروع شده باشد.

جواب: این هم که حضرت برای امام دلتنگ بوده اند درست است و اصلا تعلق به امام رضا نقطه کانونی وجود حضرت معصومه است ولی این هجرت یک مأموریت بوده است؛ امام رضا یک هجرتی دارند و با هجرتشان تاریخ تشیع را ساختند. امام که مثل ما نیستند؛ در زیارت جامعه بعضی از شئون امام آمده است که شب قدر جبرئیل، ارواح و ملائکه بر ایشان نازل می شوند و تمام قوای ملکوت عالم تحت فرمان اوست. هیچ ملکی در زمین نازل نمی شود الا این که از محضر امام اجازه می گیرد.

بنابراین وقتی امام پا در مسافرت می گذارد، دارد یک کار بزرگی می کند و کائنات را تغییر می دهد. آن وقت ذیل هجرت امام رضا هم بزرگانی مثل حضرت معصومه سلام الله علیها، شاهچراغ و امام زاده های بزرگ هجرت کردند و اتفاقاتی ذیل آنها افتاده است؛ یعنی با آمدن حضرت معصومه اینجا تبدیل به بیت النور شده است، منظور بنده از بیت النور اسم مکانی که حضرت چند روز در آن ساکن بودند نیست، بلکه بیت النور یعنی نور الهی که در مشکات نبی اکرم تنزل پیدا کرده و در خانه اهل بیت، انبیاء و شیعیان کامل اهل بیت و نبی اکرم وجود دارد. حضرت معصومه هم یکی از آن شیعیان کامل اهل بیت است که تمام انوار اهل بیت در وجود ایشان تجلی کرده است، لذا در این حرم شما چهارده معصوم را زیارت می کنید و این خانه خانه ای است که نور الهی که عالم را هدایت می کند در آن وجود دارد.

امام رضا فرمودند «اَللّهُ نُورُ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ»(نور/35) یعنی «هُدَى مَنْ فِي اَلسَّمَاءِ وَ هُدَى مَنْ فِي اَلْأَرْضِ»(4). یعنی هدایت الهی در همه کائنات با نور الهی واقع می شود؛ این نور در نبی اکرم متمثل می شود و در بیوت می آید. به ما خبر دادند و گفتند یکی از کانون های نور و هدایت در عالم اینجاست و نقطه کانونی اش هم حرم حضرت معصومه است که حضرت معصومه خودشان بیت النور اند. ما می توانیم این خبر را ندیده بگیریم، بگوییم یک خانمی دلتنگ شدند و آمدند اینجا از دنیا رفتند. این مانند این است که مثل یک مورخ داستان بگوییم اما روایت که تاریخ نیست؛ روایت نقل حقایق و معارف غیبی است که پرده های غیب را بالا می زند؛ می گویند ایشان هستند که می آیند و حرم ما را حرم می کند. لذا به ما می گویند که هجرت کنید و ایشان را زیارت کنید.

این تعبیر هم در بعضی روایات آمده است که می گویند امام را عارفا بحقه زیارت کنند «زَارَهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ»؛ راجع به حضرت معصومه هم همین است. به نظر بنده یکی از معانی حق همان حق شفاعت است که خیلی امر عجیبی است، یعنی حضرت غیر از این که خودشان واصل اند، خدای متعال به ایشان حقی عطا کرده است که بالاترین حق است. در دعایی که در مسجد کوفه در مقام حضرت آدم خوانده می شود به خدا عرضه می داریم که تو را به حق تو، بر نبی اکرم و امیرالمومنین و حق نبی اکرم و امیرالمومنین بر تو قسم می دهیم؛ سوال پیش می آید که خداوند که بر همه حق دارد، چطور نبی اکرم و امیرالمومنین بر خدا حق دارند؟ در ادامه راجع به معصومین توضیح می دهد و می گوید حقی که آنها بر تو پیدا می کنند نعمتی است که خودت به آن ها داده ای و الا کسی ابتدائا بر خدا حق پیدا نمی کند. یک نعمتی به خدا پیدا کرده است که همان حق شفاعت است و خدا این حق را در حضرت معصومه هم قرار داده است.

لذا به ما می گویند بیایید قصد کنید، زیارت کنید و به مقام ایشان عرفان پیدا کنید؛ بعد که زیارت کردید هم التجاء کنید که ایشان دست شما را بگیرند و در وادی جنت ببرند. از همین جا هم شروع می شود، مربوط به قیامت نیست. در روایت داریم با این شفاعتی هم که می کنند همه شیعیان وارد بهشت می شوند؛ یعنی حضرت وقتی به قم می آیند یک اتفاقی در این نقطه کانونی می افتد که همه شیعیان از آن برخوردار می شوند. منزلتی از منازل است مثل عاشورا که البته عاشورا در منزلت خودش یک اتفاقی است که همه انبیاء سابق هم از آن بهره مند اند. یعنی نقطه کانونی شفاعت نبی اکرم برای سماواتی ها، برای زمینی ها، برای جن، انس و حتی برای انبیاء و اولیاء است و همه شیعیان نیز از آن استضائه می کنند.

پی نوشت ها:

(1) التوحيد (للصدوق)، ص: 92

(2) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 8، ص: 242

(3) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 303

(4) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 1، ص: 115