نسخه آزمایشی
سه شنبه, 02 مرداد 1403 - Tue, 23 Jul 2024

میلاد حضرت زهرا در حرم مطهر قم/ ارتباط حضرت زهرا با شب قدر و پیشرفت عالم ایمان با ایشان

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 22 دی ماه سال 1401 است، که در شب میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها در حرم مطهر حضرت معصومه(س) ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند؛ شب قدر شب بسیار مهمی است و مقدرات یک سال در آن شب رقم می خورد. در روایات ما آمده است که حقیقت این شب وجود مقدس حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها هستند. در روایات آمده است که خدای متعال در مقابل نقشه دشمنان به پیامبر شب قدر را عطا کرد. همان طور که گفته شد حقیقت این شب حضرت زهرا هستند و تمام ائمه هم از ایشان متولد شده اند. پس از آن جایی که ایشان ظرف تولد ائمه هستند و شب قدر هم شب نزول قرآن است، می توان گفت که خدای متعال با اعطای شب قدر به نبی اکرم، به ایشان قرآن و ائمه را دادند. در این شب تقدیر جبهه کفار هم نازل می شود لذا حتی پیشرفت دشمنان هم در اختیار امام هر زمان است. راه دستیابی به شب قدر معرفت به حضرت زهرا سلام الله علیها است و اگر ما نسبت به ایشان معرفت پیدا کنیم، استفاده بیشتری از این شب خواهیم کرد، ولو کمال معرفت ایشان حاصل شدنی نیست. نیز حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها به عنوان پل معرفتی حضرت زهرا قرار گرفته اند و توصیه شده است که به ایشان مراجعه کنیم که ایشان شفاعت کننده تمام شیعیان اند.

فضیلت سوره مبارکه قدر و شب قدر

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين  وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين  وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم  أَجْمَعِين . یکی از سوره هایی که دارای فضیلت های بسیاری است و شاید ما کمتر سوره ای داشته باشیم که به این اندازه در بیانات معصومین علیهم السلام از فضیلت آن سوره صحبت شده باشد، سوره مبارکه قدر است. برای تلاوت این سوره مبارکه ده ها خاصیت مختلف در روایات ما بیان شده است؛ به عنوان مثال یکی از خاصیت های مداومت بر قرائت این سوره برکت عمر است. به صورت مکرر تأکید و توصیه شده است که بعد از نمازها به خصوص بعد از نماز عصر روز جمعه، این سوره را ده مرتبه یا صد مرتبه قرائت کنید. در نماز هم گفته شده است که بهترین حالت این است که در یک رکعت سوره توحید و در رکعت دیگر سوره قدر خوانده شود. روایات زیادی در فضیلت این سوره آمده است.

در روایات ما این گونه آمده است که شب قدری که این سوره مبارکه از آن بحث می کند، با وجود مقدس فاطمه زهرا سلام الله علیها تطبیق دارد. در یکی از روایات اینگونه از امام صادق علیه السلام نقل شده است: «اللَّيْلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ»(1)؛ در ادامه هم فرمودند: «فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ»، یعنی اگر کسی به مقام معرفت حقیقی حضرت راه پیدا کند، به درک حقیقت شب قدر رسیده است.

یکی از خصوصیاتی که در همین سوره برای شب قدر ذکر شده، این است که این شب از هزار ماه برتر است. این مطلب به این معناست که اگر هر کدام از ما به درک شب قدر برسیم، سرعت و افق سیر ما عوض می شود؛ ما در یک مداری و با یک سرعتی به سوی خدای متعال حرکت می کنیم، ولی اگر در شب قدر قرار بگیریم، افق سیر و عالم ما عوض می شود. لذا می فرماید: «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ»(قدر/3).

در روایتی آمده است که وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به خدای متعال عرضه داشتند: خدایا تو به امت های پیشین عمر طولانی عنایت کردی؛ لذا عبادت های آن ها طولانی بود، اما عمر امت من کوتاه و بین شصت الی هفتاد سال است و نمی توانند آنگونه عبادت کنند. بعد از خدای متعال سؤال می کنند که در قبال این امر چه چیزی به امت ایشان عنایت کرده است. خدای متعال هم در جواب حضرت فرمود ما به شما شب قدری دادیم که اگر کسی به درک آن برسد، عبادتش در آن شب بهتر از هزار ماه است. بنابراین اگر کسی شب قدر را درک کند، سرعت سیرش در عالم تغییر می کند و در یک شب می تواند بهتر از هزار ماه رشد کند؛ چون شب قدر از هزار ماه بهتر است.

امام صادق علیه السلام فرمودند: «فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ»، اگر کسی بتواند به حقیقت معرفت حضرت زهرا سلام الله علیها راه پیدا کند، «فَقَدْ أَدْرَكَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ» قطعا شب قدر را درک کرده است و تردیدی در آن نیست. این در واقع یک بشارت و همچنین یک عنایت بزرگ به ماست. ایشان آدرسی به ما داده اند و فرموده اند که اگر می خواهید به شب قدر برسید، باید راهی به حضرت زهرا سلام الله علیها پیدا کنید؛ یعنی اگر بتوانید حضرت را بشناسید، به شب قدر خواهید رسید.

در ادامه روایت حضرت یک هشدار هم می دهند و می فرمایند: «وَ إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا». «فاطمه»، از ماده «فطم» است که معنی جدا شدن می دهد؛ به عنوان مثال وقتی که طفل را از شیر می گیرند، از همین ریشه «فطم» استفاده می کنند. لذا خدای متعال حضرت را «فاطمه» نامیده است؛ این یعنی ایشان کسی هستند که حسابشان از مابقی مخلوقات سواست. امام صادق می فرماید: «وَ إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا»؛ ایشان فاطمه نامیده شده اند چون تمام مخلوقات از معرفت ایشان جدا هستند. لذا راه معرفت ایشان به این آسانی نیست. شاید نکته این مطلب این باشد که معرفت حضرت زهرا مربوط به معصومین است و ما از طریق معصومین یک مراتب و مقاماتی را می توانیم بشناسیم و متوجه بشویم. هر چقدر هم که ما این مقامات را درک کنیم، به همان اندازه هم به شب قدر دست پیدا می کنیم.

نکته دیگری که در مورد این شب وجود دارد این است که خدای متعال می فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ في  لَيْلَةِ الْقَدْرِ»(قدر/1)؛ ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم؛ قرآن می تواند در این ظرف نازل بشود، نشان دهنده عظمت این ظرف است. نکته ای که وجود دارد این است که نزول به معنای سقوط نیست؛ این طور نیست که چیزی که نازل می شود، دیگر ساقط شده باشد و در مقام بالا نباشد. قرآن از محضر خدای متعال نازل شده است تا به دست ما رسیده؛ لذا هم آن مقامات عالی را دارد و هم در این دنیا قرار گرفته است. این معنی نزول است؛ یعنی اگر قرآن از عوالم بالا نازل می شود، هم زمان در همان عوالم هم هست.

از امام صادق علیه السلام یک دعایی نقل شده است که در آغاز تلاوت قرآن خوب است که این دعا را بخوانیم. گویا این دعا به منزله اذن دخول به قرآن است؛ همان طور که حرم امام اذن دخول می خواهد و انسان باید یک نورانیتی پیدا کند تا وارد حرم بشود، قرآن هم اذن دخول می خواهد. این دعایی که از امام صادق نقل شده است، به منزله اذن ورود قرآن است. مرحوم محدث قمی هم این دعا را در مفاتیح الجنان در قسمت شب اول ماه رمضان نقل کرده اند. در این دعا در مورد قرآن آمده است «حَبْلًا مُتَّصِلًا فِيمَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ عِبَادِك»؛ این قرآن رشته متصل بین تو و بین بندگانت است. لذا به ما می گویند: «اقْرَأْ وَ ارْقَ»(2)، انسان به اندازه ای که با حقایق قرآن آشناست و به اندازه ای که نور قرآن در قلب او نازل شده است، در درجات بهشت رفعت پیدا می کند.

بنابراین این کتاب الهی حبل متصل بین ما و خداست و طبق آیه شریفه «وَ إِنَّهُ في  أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكيمٌ»(زخرف/4)، مکان اصلی این کتاب در محضر خدای متعال است و از آنجا نازل شده است. حالا ظرف نزول این کتاب مقدس با این عظمت شب قدر است؛ یعنی این کتاب در شب قدر نازل شده است؛ «إِنَّا أَنْزَلْناهُ في  لَيْلَةِ الْقَدْرِ». لذا هر کسی به همان اندازه ای که به شب قدر راه پیدا بکند، راهش به قرآن باز می شود. به همین دلیل است که روایات ما فرموده اند که تلاوت هر آيه از قرآن کریم در این ماه برابر یک ختم قرآن است؛ «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ»(بقره/185)؛ چون این کتاب الهی در این ماه نازل شده است، تلاوتش این قدر فضیلت دارد. ماه رمضان هم یک ظاهری دارد که همین سی روزی است که ما روزه می گیریم و یک باطن دارد؛ در روایات ما آمده است نگویید رمضان بگویید «شهر رمضان»؛ چون این اسم از اسامی خداست.

بنابراین قرآن کریم رزق و هدایت الهی است و ماه رمضان ماه نزول آن است. لذا اگر ما در فضای ماه رمضان قرار بگیریم، میوه های قرآن در دسترس ما قرار می گیرد؛ لذا اگر یک آیه از قرآن بخوانیم، به اندازه یک ختم قرآن رشد می کنیم. این صرفا یک قرارداد نیست که به ما ثواب بیشتر بدهند، بلکه حقیقتاً دسترسی ما به قرآن کریم در این ماه بیشتر است؛ چون این ماه ظرف نزول قرآن است و حقایق قرآن در این ماه در دسترس است.

هدایت عام و خاص قرآن کریم

در قرآن کریم همه اسماء حسنای الهی از جمله رحمت عام و رحمت خاص خدای متعال نازل شده است. شما در اول هر سوره ای «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ» می گویید و از رحمت عام و رحمت خاص خدای متعال کمک می گیرید. می گویند برای هر کاری «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ» بگویید و از این رحمت عام و خاص استفاده کنید. آدم می خواهد یک لقمه هم در دهانش بگذارد، باید «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ» بگوید.

بنابراین «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ» که در اول سوره هاست، یعنی آن چیزی که در این سوره نازل می شود، هم هدایت عام است و هم هدایت خاص؛ قرآن با این سوره با کافر هم حرف می زند و با او هم حجت تمام می کند. بنابراین یک منزلتی از هدایت برای همه هست، ولی کسانی که آمادگی داشته باشند، به رحمت رحیمیه هم در این سوره می رسند. «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ» یعنی این سوره برای آنهایی که ظرفیت دارند، یک هدایت دیگری هم دارد. لذا قرآن کریم هم «هُدىً لِلنَّاسِ»(بقره/185) است و هم «هُدىً لِلْمُتَّقينَ»(بقره/2).

بنابراین «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ» یعنی در این سوره، هم رحمانیت خدا نازل شده است و هم رحیمیت او؛ اگر کسی هدایت رحمانیه خدای متعال را قبول کرد، هدایت بعدی برای او فرستاده می شود و به آن رحمت خاص می رسد و وارد وادی ایمان می شود. در این زمان است که او درجه اول ایمان را طی کرده و رزقش از قرآن اضافه می شود و به درجه دوم ایمان می رسد و با همین ترتیب بالا تر می رود. حالا این قرآنی که هم رزق هدایت عام در آن هست و هم رزق هدایت خاص، در ماه رمضان نازل شده است. لذا اگر کسی وارد ماه رمضان بشود، دستش به قرآن می رسد. وقتی هم که دستش به قرآن رسید، خواندن یک آیه برای او ثواب یک ختم قرآن را دارد.

ببینید در مورد حرم سیدالشهداء داریم که خواندن نماز در حرم ایشان خیلی ثواب بالاتری دارد؛ در مورد مسجد کوفه هم همین طور. چرا اینگونه است؟ چون این فضاها، فضایی هستند که در آنها راه انسان به سوی حقیقت نماز بازتر است؛ لذا دو رکعت نماز در آنجا با مسجد محله شما متفاوت است. در حرم امام راه ما به سوی خدای متعال باز می شود. در ماه مبارک رمضان هم همینگونه است؛ شب قدر هم همینگونه است.

بنابراین از آن جایی که قرآن کریم در شب قدر نازل شده است، اگر کسی به شب قدر راه پیدا کند، به اندازه ای که به شب قدر راه پیدا کرده است، به مقامات قرآن کریم راه پیدا می کند. به خاطر همین هم هست که خواندن یک آيه در این ماه مبارک برابر یک ختم قرآن است. رحمت خدای متعال در این ظرف نازل شده است. وقتی انسان وارد ماه رمضان می شود، این رزق خدای متعال در دسترس او قرار می گیرد.

بنابراین اگر کسی می خواهد حقایق و باطن قرآن کریم را به دست بیاورد، باید با شب قدر سیر کند. اگر بتواند در شب قدر رفعت پیدا کند، بیشتر می تواند از قرآن کریم استفاده کند. این شب قدر انقدر با عظمت است که رشته ای بین عالم ما و خدای متعال است. تمام حقایق از محضر خدای متعال نازل می شود و در مرحله نزول مقدر می شود و اندازه پیدا می کند. می دانید که حقایق در محضر خدای متعال این حدودی که در این عالم دارند را ندارند؛ خدای متعال می فرماید: «وَ إِنْ مِنْ شَيْ ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ»(حجر/21)؛ خزائن در محضر خداست و وقتی تنزل پیدا می کند، مقدر می شود. همه این تقدیر و اندازه ها و قاعده ها و قوانین در همه اشیاء در شب قدر معین می شود. اگر کسی وارد این شب قدر شد و آن را درک کرد، به هر اندازه که در شب قدر بالا برود، به همان اندازه قرآن را بهتر می فهمد، چون این شب ظرف نزول قرآن است.

شب تقدیر مقدرات

حالا در مورد این شب قدری که ظرف نزول قرآن است، فرموده اند «فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ»، یعنی به اندازه ای که انسان به حقیقت نورانیت حضرت زهرا راه پیدا می کند، به همان اندازه درهای قرآن به سوی انسان باز می شود. در ادامه سوره مبارکه قدر می فرماید: «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ»(قدر/4)؛ ملائکه در این شب نازل می شوند؛ روح هم که اعظم همه ملائکه است، در این شب نازل می شود. این نزول هم به اذن پروردگارشان است. از ظاهر این آیه هم استفاده می شود که شب قدر هر سال تکرار می شود؛ چون می فرماید: «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ»، نمی فرماید «تَنَزَّلَ الْمَلائِكَةُ». بنابراین ملائکه همراه با جناب روح در هر شب قدر نازل می شوند. در روایات ما آمده است که به وسیله این سوره برای امامت ما احتجاج و استدلال کنید؛ چرا؟ چون ملائکه و روح هر شب قدر نازل می شوند؛ حالا بر چه کسی نازل می شوند؟ این نزول یک ظرف نزولی می خواهد. ملائکه بر چه وجودی نازل می شوند؟ آن کسی که ملائکه بر آن نازل می شوند، کسی است که همه مقدرات عالم در دست اوست. ملائکه از عالم ملکوت و فوق ملکوت می آیند و تقدیر آن سال را به امضای وجود مقدس امام علیه السلام می رسانند.

نکته ای که وجود دارد این است که شب قدر در واقع یک شب است. اگر بخواهم تشبیه کنم، شب قدر مثل خورشید است؛ خورشید یک خورشید است، ولی این خورشید هر روز طلوع می کند؛ اما با این حال طلوع امروز غیر از طلوع دیروز است. این طلوع ها مختلف اند، ولی خورشیدی که امروز طلوع می کند، همان خورشیدی است که دیروز طلوع کرده بود.

بنابراین شب قدر یک شب است، ولی هر سال تکرار می شود. این شب، شبی است که همه حقایق عالم در آن شب تقدیر می شود؛ همه چیز وقتی می خواهد از محضر خداوند متعال تنزل پیدا کند، با یک حدود و تقدیرات و اندازه و قوانینی تنزل پیدا می کند و این شب ظرف نزول همه این مقدرات است؛ مقدرات همه عالم و کائنات در این شب معین می شود؛ سرنوشت جبهه شیطان و جبهه مؤمنین هم در همین شب قدر معین می شود. این شب قدر هر سال یک تجلی دارد؛ هر سال در شب بیست و سوم ماه رمضان آن شب قدر دوباره تنزل پیدا می کند و درهایی از آن شب قدر به روی عالم ما گشوده می شود و تقدیرات آن سال هم در همان شب معین می شود.

مورد بعدی که می خواهم خدمت شما عرض کنم این است که در این شب هم تقدیر همه کائنات نازل می شود و هم این کتاب الهی. لذا می توان گفت در این کتاب تقدیر تمام کائنات آمده است. این کتابی که در شب قدر نازل شده است، یک بخشی از آن قرار است به دست مبارک امام زمان علیه السلام و با قوای ایشان محقق بشود؛ قوای ایشان هم همین ملائکه هستند. در روایت آمده است که ائمه فرموده اند ما دلیل هر قولی که می گوییم و هر کاری که انجام می دهیم را می توانیم از قرآن به شما بگوییم. لذا طرح امام در اداره عالم مطابق قرآن است. بنابراین آن بخشی از قرآن را که امام امسال می خواهند اجرا کنند، در شب قدر به ایشان نازل می شود.

بنابراین شب قدر شبی است که در هر ماه رمضان در شب بیست و سوم آن رخ می دهد و در این شب این حقیقت یک تنزلی پیدا می کند و یک راهی به سمت آن باز می شود و بخشی از قرآن که قرار است در آن سال پیاده شود، در آن شب به امام نازل می شود. نکته ای که لازم است ذکر شود این است که برنامه ای که در این شب بر امام نازل می شود، فقط برنامه جبهه مؤمنین نیست؛ این طور نیست که فقط تقدیر جبهه مؤمنین به دست امام زمان مقدر بشود؛ جبهه شیطان هم همین طور است و تقدیر این ها هم به دست امام زمان مقدر می شود. بنابراین در شب قدر نقشه آنها هم نازل می شود. لذا امام حدود و ثغور آن ها و شکست و پیشرفت هایشان را هم امضا می کند. همه این ها در شب قدر محقق می شود.

در روایت آمده است که امیرالمؤمنین فرمودند من و آن دو نفر در محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودیم و حضرت سؤال کردند آیا شب قدر هر سال تکرار می شود یا فقط یک بار بوده است؟ آن دو نفر گفتند ظاهر قرآن این است که شب قدر هر سال تکرار می شود. حضرت ازشان سؤال کردند ملائکه و روح که اعظم همه ملائکه است، بر چه کسی نازل می شوند؟ گفتند بر شما یا رسول الله؛ خوب زمان حضرت، این ملائکه بر ایشان نازل می شوند. سپس نبی اکرم پرسشی کردند و فرمودند بعد از من بر چه کسی نازل می شود؟ آن ها گفتند نمی دانیم. این جا حضرت یا دست روی شانه امیرالمؤمنین گذاشتند یا به ایشان اشاره کردند و فرمودند بعد از من بر این آقا نازل می شوند.

در این روایت آمده است که بعد از این ماجرا دشمنان حضرت در شب های قدر نگران و خائف بودند؛ چرا؟ چون در شب قدر تقدیر جبهه بد ها هم نازل می شود و به امضای امام می رسد. لذا می ترسیدند که امیرالمؤمنین پرونده این ها را ببند. شیطان هم همین طور است. شب قدر یک سالی حضرت امضاء می کنند که در آن سال پرونده شیطان جمع بشود. بعد از ظهور پرونده شیطان بسته می شود و دستگاه شیطان با آن عظمت توسط حضرت تعطیل می شود.

پس شب قدر ظرف نزول قرآن است و ما اگر به شب قدر برسیم، سرعت سیرمان افزایش می کند؛ مقایسه سرعت سیر در شب قدر و غیر آن چیزی مثل مقایسه سرعت سیر با هواپیما و پیاده است؛ خیلی فرق می کند. پس ما باید خودمان را به این شب برسانیم تا وقت و عمرمان برکت پیدا کند. یکی از آثار مداومت بر سوره مبارکه قدر هم همین است، که ظرفیت انسان را برای درک این شب افزایش می دهد.

معنای دیگری از شب قدر

این شب قدر یک معنای دیگری هم دارد. در روایت دارد وجود مقدس رسول خاتم صلی الله علیه و آله و سلم در رؤیای صادقه دیدند که بنی تیم و بنی عدی بر منبر حضرت بالا می روند و مردم را از منبر حضرت رو به دنیا برمی گردانند؛ حضرت آمده اند و مردم را از دنیا عروج داده و بالا برده اند و از حیات الدنیا به عالم بندگی خدا و معرفت الله برده اند، اما این ها دارند دوباره مردم را به سمت وادی دنیا و دنیاپرستی و بت پرستی برمی گردانند. این بت پرستی همان بت پرستی است، منتها شکلش عوض شده است؛ بت پرستی یک موقع به روش کهنه است و یک موقع به روش جدید؛ حالا چه فرقی می کند که بت پرست آب گندیده برکه بخورد یا آب لوله کشی.

علی ای حال حضرت خیلی نگران بودند که این ها از منبر حضرت بالا می روند و دین خدا را مانند همان کاری که با یهود کرده اند، به سمت دنیا منحرف می کنند. در همین اثنا جبرئیل آمد و از حضرت پرسید چرا ناراحتید؟ حضرت فرمودند همچین رؤیای صادقه ای دیدم که بعد از من قرار است یک اتفاقاتی بیفتد. جبرئیل عرض کرد من نمی دانم چه باید کرد و مسئله فراتر از حد ماست.

در ادامه حضرت جبرئیل به عالم بالا رفت و برای حضرت این سوره مبارکه را آورد. این سوره یعنی ای پیامبر ناراحت نباش؛ درست است که ما به آن ها فرصتی می دهیم، ولی به شما شب قدر را داده ایم. حالا این به چه معناست؟ این یعنی در مقابل دولت بنی امیه و بنی عباس و دیگران که الان هزار و چهار صد سال طول کشیده است، خدای متعال به نبی اکرم شب قدر را داده است تا جبهه ایشان پیروز شود.

در روایت آمده است که از حضرت سؤال کردند که آقا چرا جده شما را «زهراء» نامیدند؟ زهرا یعنی درخشنده. حضرت فرمودند وقتی خدای متعال نور حضرت را تجلی داد، انقدر این نور با عظمت بود که دارد «غَشِيَتْ أَبْصَارُ الْمَلَائِكَةِ وَ خَرَّتِ الْمَلَائِكَةُ لِلَّهِ سَاجِدِينَ»(3) ملائکه در مقابل خدای متعال به سجده افتادند و از او پرسیدند که این نور با عظمت چه کسیت؟ حضرت حق فرمود: «هَذَا نُورٌ مِنْ نُورِي»، این نوری از نور خود من است و اینگونه نیست که با ده واسطه خلق شده باشد؛ سپس فرمود: «أَسْكَنْتُهُ فِي سَمَائِي» قرارگاه او در عالم بالاست؛ «خَلَقْتُهُ مِنْ عَظَمَتِي» او را از عظمت خودم خلق کردم؛ «أُخْرِجُهُ مِنْ صُلْبِ نَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَائِي أُفَضِّلُهُ عَلَى جَمِيعِ الْأَنْبِيَاءِ» وقتی می خواهد تنزل پیدا کند، او را از صلب پیامبری در عالم دنیا می فرستم که او را بر همه انبیاء فضیلت می دهم.

لذا نور حضرت زهرا سلام الله علیها در دو مرحله به حضرت عطا شد؛ اول در یکی از معراج های حضرت بود. حضرت صد و بیست معراج رفتند و در یکی از آنها مقامات همه انبیاء را پشت سر گذاشتند و از همه حجاب ها عبور کردند و به نقطه ای رسیدند که جبرئیل هم متوقف شد و به حضرت عرض کرد از این به بعد فقط خلوت شما با خداست و هیچ کسی تا به حال این راه را نرفته است؛ چه پیامبر و چه ملک. هدیه ای که خدای متعال در این خلوت خاص به وجود مقدس نبی اکرم دادند، نور حضرت زهرا بود. همان سیبی که حضرت میل کردند، باعث شد نور حضرت به ایشان منتقل شود.

تکمیل این ماجرا هم این بود که حضرت طبق دستور الهی چهل شب از حضرت خدیجه سلام الله علیها فاصله گرفتند و در این چهل شب دیگران را بر سر سفره خود دعوت می کردند، به جز شب پایانی که مائده ای آسمانی برای حضرت فرستاده شد و به ایشان گفته شد که امشب کسی نباید با شما شریک باشد؛ حضرت هم میل فرمودند و بقیه آن هم به عالم بالا رفت و نور حضرت اینگونه تتمیم شد.

شما در باب وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه دارید که ایشان از صلبی به صلب دیگر و از رحمی به رحم دیگر منتقل شده اند، ولی خدای متعال در این انتقال برای این حضرات نگهبان گذاشته بود. «إِذْ وَكَّلْتَ لِصَوْنِهِ وَ حَرَاسَتِهِ وَ حِفْظِهِ وَ حِيَاطَتِهِ مِنْ قُدْرَتِكَ عَيْناً عَاصِمَةً»(4) خدای متعال یک نگهبانی برای ایشان قرار داده بود که به واسطه آن نگهبان هیچگونه آلودگی و ناپاکی به ایشان نرسیده است. این در باب ائمه و نبی اکرم بود، ولی در باب حضرت زهرا سلام الله علیها گویا اصلاً انتقال از اصلاب نیست و ظاهراً انتقال ایشان به حضرت در معراج بوده است. این شکل خاصی است و از اصلاب و ارحام نگذشته است. ظاهر این روایت این است که خدای متعال نور حضرت زهرا را در معراج به نبی اکرم منتقل کردند و ما بقی آن نور هم در آن چهل شب تتمیم شد.

در ادامه روایت قبل می فرماید: «أُخْرِجُ مِنْ ذَلِكَ النُّورِ أَئِمَّةً يَقُومُونَ بِأَمْرِي »، خدای متعال انوار تمام ائمه را از وجود ایشان صادر می کند. بنابراین حضرت زهرا مصدر ظهور انوار ائمه در این عالم هستند. لذا می توان گفت هم قرآن کریم در شب قدر نازل شده و هم نور یازده امام از دامن حضرت زهرا تجلی کرده است.

بنابراین وقتی خدای متعال به نبی اکرم می فرماید من به شما شب قدر دادم و یعنی به شما امام و کتاب دادم؛ به شما حضرت زهرا را عنایت کردم؛ حضرت زهرا شما را در مقابل طرح های دشمنان پیروز می کند. یکی از اقداماتی که حضرت زهرا انجام دادند، ماجرای عاشورا بود؛ حضرت زهرا عهد عاشورا را با خدا بسته اند و خدا هم مزد این ماجرا را ظهور قرار داده است.

پس وقتی نبی اکرم به خدای متعال عرضه می دارد که خدایا من رؤیای صادقه ای دیدم که بنی تیم و عدی از منبر من بالا می روند و مردم را به قهقرا برمی گردانند، خدای متعال در مقابل این ماجرا به نبی اکرم شب قدر را می دهد. شب قدر هم یعنی قرآن و امام. خدای متعال در مقابل آن حاکم اموی که مست کرده بود و نماز صبح را در محراب چهار رکعت خوانده بود، شب قدر را به نبی اکرم داد تا امت با امام و قرآن هدایت شوند.

شب قدر در مقابل دستگاه شیطان

یک معنای دیگری هم می توان برای این روایت در نظر گرفت. در شب قدر فقط مقدرات جبهه حق نازل که نمی شود؛ مقدرات جبهه دشمن هم در این شب نازل می شود و به امضای امام می رسد. لذا این یعنی خدای متعال در این روایت به پیامبر می فرماید هر چه که ما به دشمن شما داده ایم، خارج از طرح شما نیست؛ ما به دشمن شما چیزی خارج از طرح شما ندادیم. اصلا شب قدر دشمن شما دست شماست؛ مقدرات کل مستکبرین عالم در دست شماست؛ پس دیگر چرا نگران هستید؟ ما به این ها یک فرصتی دادیم، اما شب قدر ایشان در دست شماست و کارهای آنها بیرون از برنامه شما نیست. اصلاً اختیار دشمن هم در دست شماست.

لذا وقتی از امیرالمؤمنین پرسیدند چرا بساط معاویه را جمع نمی کنید، فرمودند اگر من دستم به سمت بالا برود، کار این ها تمام می شود، ولی ما عباد خدا هستیم و بر اساس تدبیر خدا کار می کنیم؛ ما خزانه دار هستیم، ولی نه خزانه طلا و نقره؛ این ها که قیمتی ندارد؛ اسرار تدبیر خدا پیش ماست. لذا فرمودند: «بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُون  * لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُون »(انبیاء/26-27). پس این که شب قدر در دست امیرالمؤمنین و نبی اکرم است، خیلی نکته مهمی است؛ این یعنی مقدرات جبهه شیطان هم به دست حضرت است. خدای متعال به شیطان مهلت و قدرت می دهد تا سر و صدا و کر و فر کند، ولی شب قدر را به ائمه داده است تا در زمان مقرر، این ماجرا را تغییر بدهند.

حالا چرا امام این تغییر را ایجاد نمی کنند؟ حضرت فرمود ما خزانه دار خدا هستیم و اسرار خدا را می دانیم؛ ما می دانیم که باید فرصت بگذرد و به بنی امیه این مهلت داده بشود که عاشورا به پا شود و این ها خیال کنند که پیروز شدند. حضرت زینب سلام الله علیها در مجلس یزید فرمود: «فَكِدْ كَيْدَكَ وَ اسْعَ سَعْيَكَ وَ نَاصِبْ جُهْدَكَ فَوَ اللَّهِ لَا تَمْحُو ذِكْرَنَا وَ لَا تُمِيتُ وَحْيَنَا»، هر چه می خواهی تلاش بکنی بکن، ولی نمی توانی نام ما را محو کنی؛ اختیار این به تو داده نشده است. بنابراین این که خدای متعال به حضرت می فرماید در مقابل این ها من به شما شب قدر را دادم، یعنی ما به آن ها، به شیطان، قدرت و امکانات می دهیم، اما همه این امکانات، در شب قدر معین می شود و این شب قدر هم در دست شماست؛ لذا اختیار دشمن شما در دست شماست و شما می توانید این ها را به هم بزنید و امضا نکنید. این که حضرت هر شب قدر امضاء می کنند، یعنی امکاناتی که به شیطان داده می شود را خود حضرت به او می دهد.

بنابراین شیطان در چنگ خدای متعال و امیرالمؤمنین است و خارج از این نقشه نیست. حتی ممکن است شیطان و دستگاهش متوجه نباشند و توهم این را داشته باشند که از دست امام بیرون هستند و خودشان دارند کار خودشان را می کنند، ولی در اصل اینگونه نیست. خدای متعال اختیار این ها را به نبی اکرم داده است. خدای متعال می فرماید درست است که ما به دشمن شما مهلت و امکانات می دهیم؛ همین الان هم می بینید که دشمنان خدا چقدر در عالم شیطنت می کنند و مؤمنین را تحت فشار قرار می دهند. درست است که شیطان امکانات دارد، ولی اصل تقدیرش در دست شماست و هر موقعی که شما بخواهید، می توانید پیچ این ها را شل و سفت کنید. حالا چرا حضرت پیچ این ها را نبستند؟ چون تمام حکمت الهی نزد ایشان است؛ «أَنَا مَدِينَةُ الْحِكْمَةِ».

لذا عنایت کنید شب قدر به این معنا برای حضرت است، حضرت می خواهد یک امت بسازد، یک امت بزرگ در تاریخ، این امت بزرگ یک شب قدری دارد، دشمنی دارد، دوستی دارد، رفت و برگشتی هست، یک جایی دشمن پیش می رود، یک جایی دوست پیش می رود، یک جایی شکست ظاهری هست، همه اینها در شب قدر مقدر می شود و این شب قدر اصلش دست حضرت است، یک بار کل قرآن در آن نازل شده و یک بار هم قرآن به تفصیل نازل شده است. شب قدر هر سال دوباره تکرار می شود و حضرت هر سال دوباره امضاء می کنند و اگر هم نخواهد، امضاء نمی کنند. در آخرین شب قدر قبل از ظهور هم حضرت دیگر امضاء نمی کنند و دستگاه شیطان جمع می شود. یک آقایی می گفت ما می رویم مکه و عقبه ها را رجم می کنیم، ولی حضرت که آن نمادها را سنگ نمی زنند؛ ملائکه شیطان را زنجیر بسته می آورند و حضرت خود او را رجم می کند.

بنابراین خدای متعال به نبی اکرم می فرماید ما به آنها امکانات می دهیم، ولی در مقابلش به شما شب قدری می دهیم که از هزار ماه برتر است و همه مقدرات دوستان و دشمنان شما در آن شب تقدیر می شود؛ یکی از مقدرات این است که در آن شب معلوم می شود که دستگاه شیطان در این سال چقدر قرار است پیش برود و چقدر محدود بشود. همه این ها به امضای خود شماست.

بنابراین آن چه که عرض شد این است که وقتی خدای متعال به حضرت می فرماید ما به شما شب قدر دادیم، می تواند دو معنی داشته باشد؛ یک معنی آن این است که به شما ائمه و کتاب را دادیم و هر دو این ها هم در ظرف حضرت زهرا سلام الله علیها نازل شده اند و معنای دیگر این است که همه تقدیر و حدودی که در عالم هست، حتی امکانات و قبض و بسط دستگاه شیطان، در شب قدر در اختیار شماست. لذا شما نباید ناراحت باشید؛ درست است که آن ها از منبر شما بالا می روند، اما اختیار این ها در دست شماست و شما می توانید این را تعطیل یا کم و زیاد کنید. حضرت هم همین کار را می کنند و این ها را تا یک جایی جلو می برند و یک جایی جمعشان می کنند. ظهور را هم می توان اینگونه فهمید؛ در سال ظهور خدای متعال به وجود مقدس امام زمان اجازه می دهد و ایشان دستگاه شیطان و مستکبرین را در آن سال جمع می کنند.

لذا خدای متعال به نبی اکرم می فرماید، چرا ناراحت هستید؟! درست است که ما به آنها فرصت دادیم، ولی به شما هم شب قدر دادیم و مقدرات عالم در دستان شما و ائمه بعد از شماست. این کتاب الهی که در شب قدر نازل شده، طرح خدای متعال برای امت سازی است و طرح امامت ائمه است. خدای متعال این طرح را در اختیار نبی اکرم قرار داده است تا ایشان طبق این برنامه کار عالم را جلو ببرند و در گوشه ای از این طرح هم جایی به شیاطین و دستگاهشان داده است، که قبض و بسط و کم و زیاد آن هم در اختیار نبی اکرم است.

حالا این شب قدر با این وسعت و عظمت حضرت زهرا سلام الله علیها هستند. لذا فرموده است: «فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ». حالا عنایت بکنید که دسترسی به خود حضرت زهرا سلام الله علیها تقریباً ناممکن است، ولی یک راه هایی برای معرفت نسبی به حضرت وجود دارد؛ یکی از این راه ها وجود مقدس حضرت معصومه سلام الله علیهاست. در باب ایشان تعابیر بسیاری آمده است؛ یکی از این تعابیر این است که حرم ایشان حرم همه اهل بیت است. لذا در این که شعبه ای از شفاعت و هدایت همه ائمه در وجود مبارک ایشان هست، شکی نیست. ایشان جلالت قدر فوق العاده ای دارند. امام صادق علیه السلام در مورد ایشان فرمود: «تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِمْ»(5) منزلتی از بهشت همه شیعیان من با دستگیری این بی بی بزرگوار محقق می شود. اصلاً راه رسیدن به حریم اهل بیت این جاست.

پدر بزرگوار مرحوم آیت الله العظمی مرعشی خیلی زحمت کشیده بودند تا قبر حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها را بهشان نشان بدهند، ولی در جواب به ایشان فرموده بودند که این امر تا زمان ظهور شدنی نیست. اما اگر خواستید جده خود حضرت زهرا سلام الله علیها را زیارت کنید، به قم بروید و فاطمه معصومه سلام الله علیها را زیارت کنید؛ زیرا حضرت زهرا سلام الله علیها جلالت خودشان را به ایشان داده اند. حالا تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. آن وقت آدم شگفت زده می شود که این حرم سحرها باز است و امثال بنده در خوابیم.

پی نوشت ها:

(1) تفسير فرات الكوفي، ص: 581

(2) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 2، ص: 606

(3) علل الشرائع، ج 1، ص: 180

(4) إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج 2، ص: 606

(5) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 57، ص: 228