نسخه آزمایشی
شنبه, 03 مهر 1400 - Sat, 25 Sep 2021

مصاحبه با دفتر نشر رهبری/ شکل گیری امت اسلامی حول عاشورا ذیل اشک و زیارت

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ ۱۴ مهرماه ۹۷ است، که در دفتر نشر رهبر معظم انقلاب اسلامی ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند؛ ما در عالم دو امت داریم. یکی حول محور امام باطل و دنیا جمع شده اند و دیگری حول محور امام حق. امام باید مقدماتی را فراهم بکند تا بتواند این امت را سر و سامان بدهد. یکی از شاخصه های امت اسلامی این است که کسی در مقابل طرح امام طرحی ارائه نمی دهد و حرف حرف امام است. در این موقع دشمن با فرستادن اخبار نادرست سعی بر به هم زدن امت را دارد. اگر شاخص های امت سازی رعایت نشود، امت دچار مشکل می شود و از بین می رود. امام حسین علیه السلام در یک تقابل تاریخی در مقابل جبهه شیطان قرار گرفت و هزینه امت سازی را در آنجا پرداخت کرد. ما برای متصل شدن به امام حسین و امت سازی دو راه داریم؛ زیارت و گریه. می توان با استفاده از ظرفیت اربعین و عزاداری ها، امت مسلمه را در آینده شکل داد.

تقابل تمدنی

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين‏ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين‏ وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم‏ أَجْمَعِين‏. در تقسیم کلان، امت سازی به دو شکل واقع می شود که هر کدامشان الزامات و امکانات خود را می طلبد. یکی از این ها، امت سازی در جبهه باطل است که بر محور حیات دنیاست. به تعبیر قرآن «أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ»(حدید/20) به تعبیر روایات ما، محیط ولایت دشمنان اهل بیت، حیات دنیاست که بر محور این پنج مورد است؛ نه عالم طبیعت.

این کسانی که اهل دنیا هستند، اقتضائات این تمدن سازی را هم در طول تاریخ فراهم کرده اند؛ یعنی روح گرایش به لهو و لعب و بقیه موارد بالا و ایجاد عقلانیت متناسب با این امور را گسترش دادند و بعد سبک زندگی متناسب این گرایش ها که منتهی می شود به یک تمدن را بین مردم جا انداختند؛ یعنی از عمق تعلقات تا رفتار کلان انسان را مورد تصرف قرار داده اند. این موارد هم در یک سبک زندگی و یک تمدن ظهور پیدا می کند که تجسد روح اولیاء طاغوت و فراعنه است. این ها با تعلقات فاسد و دستگاه محاسبه غلط، ساز و کاری را شکل می دهند و تمدنی را بر این پایه می سازد.

این طرف هم یک تمدن دیگر داریم که الهی است. البته تعبیر تمدن، حقِّ مطلب را بیان نمی کند؛ اقدامات انبیاء، فرا تمدنی است. البته ممکن است در مسیر ایجاد تمدن هم نقش ایفا بکنند ولی فرا تمدنی هستند. انبیاء امتی را می سازند که برای ظهور و رجعت و قیامت و بهشت برنامه ریزی می کنند. این یک امر فرا تمدنی است که ممکن است در ساخت یک تمدن هم نقش ایفا بکند. حالا این تمدن بر محور ولایت حضرت حق و امامان تاریخی شکل می گیرد که سر سلسله این ائمه، وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم هستند و بقیه انبیاء، سرداران این جبهه به حساب می آیند. شکل گیری این تمدن هم اقتضائاتی دارد. در معارف دینی و به ویژه قرآن، به این امت سازی و اقتضائات تاریخی و بلکه اقتضائات تکوینیش اشاره شده است؛ می دانید که این تمدن سازی یک سری اقتضائات تکوینی دارد.

امت سازی امام

تنها کسی که از انبیاء در قرآن به صراحت به عنوان امام یاد شده است حضرت ابراهیم است. «وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً»(بقره/124) فرموده اند این کلمات همان کلماتی است که به آدم القاء شد «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ»(بقره/37) امام این گونه امام می شود. باید نبوت و رسالت را پشت سر بگذارد و بعد با آن کلمات الهی میثاق ببندد. در روایت آمده است که شخصی از امام پرسید «فَأَتَمَّهُنَّ» یعنی چه؟ امام فرمود «أَتَمَّهُنَّ بِمُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ الأئِمَّةَ مِنْ وُلْدِ عَلِيٍّ‏»(1) ابراهیم میثاق امامت نبی اکرم و معصومین را تک به تک قبول کرده و حاضر شده ذیل ایشان امامت کند؛ بعد این میثاق خدا می گوید «إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً» ابراهیم این طور امام شد.

حالا این امام که می خواهد یک امت تاریخی بسازد، چطور این کار را می کند؟ در سوره مبارکه ابراهیم می فرماید «إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ بِوادٍ غَيْرِ ذي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيُقيمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوي إِلَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ‏»(ابراهیم/37) امام برای این که یک امت تاریخی بسازد، بخشی از ذریه خودش را می برد وسط میدان و می برد به یک سرزمین لم یزرع که حاصلخیز نیست. بنابراین یکی از امکاناتی که امت سازی می خواهد، بیت الحرام است. امت بدون بیت و بلد نمی شود.

ببینید ایشان حضرت اسماعیل را در سن طفولیت به آنجا برده اند؛ گویا می بیند که بخشی از ذریه ایشان از نسل حضرت اسماعیل اند و بخشی هم از نسل حضرت اسحاق. ایشان اسماعیل را به یک بیابان لم یزرع و کنار کعبه ای که در طوفان نوح خراب شده است برده و آن را دوباره سر پا می کنند. حالا این امت می خواهند چه کار بکند؟ «رَبَّنا لِيُقيمُوا الصَّلاةَ» این ذریه می خواهند در عالم اقامه صلات کنند و عالم را به خیمه ای تبدیل کنند که بر مدار ذکر می چرخد. حالا سرمایه این امامان و ذریه ای که می خواهند اقامه صلات کنند چیست؟ «فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوي إِلَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ» سرمایه ایشان تمایل قلوب به آن هاست. اگر این تمایل ایجاد نشود امت درست نمی شود.

ظاهر کار این است که من نسلم را به سرزمینی لم یزرع برده ام که هیچ کس در آن نیست تا قلوبی را به سمت خود متمایل کند. این که افراد چطور آمدند و جمع شدند و این امت شکل گرفت در روایات آمده است. بعد از این که زیر پای حضرت اسماعیل زمزم جوشید، یک سری از قبایل آمدند و از حضرت اجازه گرفتند تا این جا بماندند. این ها برای گرفتن آب، به این ها نان می دادند. جدای از این موارد در روایات آمده که این دعای حضرت ابراهیم برای ما بود. ایشان دعا می کرد که ما ائمه محور قلوب بشویم. منظور از ثمرات، ثمرات قلوب است نه این میوه ها.

یک امکان دیگری که برای امت سازی نیاز است این است که بلد امنی وجود داشته باشد «وَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً»(ابراهیم/35) این امت زمینی می خواهد که برایش امن باشد. ببینید ممکن است زمین برای یک امتی امن باشد و برای یک امت دیگر نا امن؛ پس شاخص های امنیت برای امتی که می خواهد اقامه صلات کند با شاخص های امنیت برای دیگر امت ها فرق می کند. الان هر چقدر تمدن مادی برای خودش امنیت فراهم کند ما نا امن می شویم و هر چقدر ما برای خودمان امنیت به وجود بیاوریم آن ها احساس نا امنی می کنند. مثلا تجمع اربعین یکی از مواردی است که برای ما امنیت می آورد و برای آن ها احساس خطر.

حالا چه چیزی امنیت این امت را تهدید می کند؟ «وَ اجْنُبْني‏ وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ» بساط بت پرستی است که فضا را برای محیط توحید نا امن می کند. «رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثيراً مِنَ النَّاسِ» فراعنه تاریخ بسیاری از مردم را این گونه گمراه کرده اند؛ این فضای نا امن است. این ها امروزه هم سعی می کنند بساط ضلال درست کنند و جامعه جهانی را برای مؤمنین نا امن کنند. ساختار های تمدنی این ها و اسناد بین المللی، مانند سند 2030 که امضا کرده اند، فضا را برای توحید نا امن می کند. حالا در این تقابل باید از امام تبعیت کرد، «فَمَنْ تَبِعَني‏ فَإِنَّهُ مِنِّي» برای عبور از این مخاطره باید دنبال امام حرکت کرد. فقط کسی که تابع امام بشود به امنیت می رسد. این یکی از نکات تمدن سازی است.

نکته دیگری که در امت سازی حضرت ابراهیم ذکر می شود این است که وقتی حضرت به امامت رسید، خدای متعال یک خانه ای را قرار داد که محل رجوع مردم باشد «وَ عَهِدْنا إِلى‏ إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفينَ وَ الْعاكِفينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ»(بقره/125) امام باید بیتی که خدا برای هدایت قلوب قرار داده را از آلودگی های ظاهری و باطنی تطهیر کند. کعبه نباید مرکز بت پرستی باشد و بوی شرک بدهد. هم حضرت ابراهیم این کار را کردند و هم امیرالمؤمنین که این کار را روی دوش نبی اکرم انجام دادند. اگر کعبه پر از بت باشد، همه دنیا مشرک می شوند؛ چون این جا قبله است و قبله بودنش هم قراردادی نیست. پس هم بیت باید تطهیر بشود و هم سرزمین باید امن بشود.

در جای دیگر دارد «وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْماعيلُ»(بقره/127) این بیت باید دوباره اقامه بشود؛ این خانه ای که خراب شده است باید برای امت سازی دوباره ترمیم بشود. به نظر ما می آید که این ها چیز مهمی نیست ولی خیلی مهم است. «رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّميعُ الْعَليمُ» دعا می کنند که این اقامه بیت را از ما قبول کن؛ این قبول کردن هم یعنی همان فرآیند امت سازی.

در ادامه می گوید «رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ» امام باید تسلیم خدا باشد و الا امت مسلمان درست نمی شود. این تسلیم باید خودش را آن جایی نشان بدهد که خدای متعال دستور قربانی کردن می دهد. بزرگان معمولا ذبح حضرت اسماعیل را یک پدیده عرفانی تلقی می کنند و می گویند حقیقت این ماجرا، قله بندگی حضرت ابراهیم است؛ ولی به نظر می آید این داستان، هزینه ایجاد امت است. کسی که می خواهد امام باشد باید تسلیم باشد. قرآن می فرماید «فَلَمَّا أَسْلَما‏»وقتی تسلیم شدند «وَ تَلَّهُ لِلْجَبين * وَ نادَيْناهُ أَنْ يا إِبْراهيم ‏* قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنين‏»(صافات/103-105) پس امام باید تسلیم خدا باشد. بعد از این که حضرت ابراهیم تسلیم می شود، می گوید «وَ أَرِنا مَناسِكَنا»(بقره/128) امت بدون مناسک نمی شود. «وَ تُبْ عَلَيْنا» بدون این که خدای متعال به این امت رجوع کند و امت را سر پا کند، امت درست نمی شود.

ببینید چند هزار سال قبل، وقتی که هنوز خبری نیست، حضرت ابراهیم با اسماعیل آمده اند و دو نفره دارند کعبه را بالا می برند. حضرت آنجا بعد از تقاضای امت مسلمه، از خدای متعال تقاضا می کند «وَ ابْعَثْ فيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ»(بقره/129) همان چیزی که خدای متعال اجابت کرده و در سوره جمعه فرموده «بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ»(جمعه/2) پس امت سازی اقتضائاتی دارد و امام، بیت، بلد امن، امت مسلمه و مناسکی می خواهد. این ها پایه های قوام امت است که ابراهیم خلیل پی ریزی کردند و جلو بردند.

«وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ»(حج/27) امام باید این دعوت به حج را انجام بدهد. در روایت آمده که حضرت روی مقام ابراهیم ایستادند و امت را به حج دعوت کردند؛ هر کسی به اندازه لبیک گفتنش موفق به حج می شود. این ها مناسک امت سازی است؛ امت همین طوری درست نمی شود و امکاناتی می خواهد. بدون داستان حج و قربانی شدن حضرت اسماعیل و بقیه موارد، امت مسلمه درست نمی شود.

محور امت

حول سوره حجرات گفته اند که در مورد مواعظ اخلاقی است ولی تلقی حقیر این است که این سوره، مسیر امت سازی بر محور وجود مقدس نبی اکرم را به ما می گوید و موانع این امت را به ما نشان می دهد. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَميعٌ عَليمٌ»(حجرات/1) اگر بناست امتی حول این پیامبر درست شود، نباید کسی جلوتر از ایشان راه برود. حضرت دارند طرحی را در عالم جلو می برند و این آیه می گوید این طور نباشد که جلوتر از طرح حضرت، طرح خودتان را رو کنید؛ جبهه نفاق همین کار را می کرد و در مقابل طرح حضرت، یک طرح جدیدی به پا می کرد.

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ»(حجرات/2) صدایتان را از صدای پیامبر بالا تر نبرید. از یک جهت این آیه یک توصیه اخلاقی است و می گوید که وقتی محضر حضرت نشسته اید آرام حرف بزنید ولی از جهت دیگر اگر این آيه را ببینیم می گوید نباید صدایی در عالم جز صدای حضرت شنیده بشود؛ نباید کسی بگوید من فیلسوفم، عارفم یا دانشمندم و برای خودش پرچمی بالا ببرد و مکتبی درست کند. همه باید یک صدا باشند.

در آیه بعد می گوید «إِنَّ الَّذينَ يَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولئِكَ الَّذينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوى‏ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظيمٌ»(حجرات/3) آن هایی که صدای خودشان را در محضر رسول خدا فرو می خوابانند و می فهمند که این جا جای سر و صدا کردن نیست، قلب هایشان با تقوا امتحان شده است. سر و صدا مال کسانی است که «مِنْ وَراءِ الْحُجُرات‏»(حجرات/4) اند و به حضرت راه ندارند وگرنه کسی که محضر رسول را درک می کند صدایش آرام است.

در روایت فرمود که مصداق این آیه امیرالمؤمنین است. خطبه های نهج البلاغه یک بخشی از خطب حضرت در پنج سال خلافت ایشان است؛ ولی اگر همین ها را به اهل فن نشان بدهید همه انگشت به دهان می مانند. حالا این آقا، در مقابل نبی اکرم یک خطبه ندارند. «يَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ» امت این گونه درست می شود. نمی شود که هر کسی برای خودش سر و صدا بلند کند و حرف خودش را بزند. حالا بر خلاف حضرت امیر که مطیع پیامبر بودند، دیگران هر جا خواستند در مقابل پیامبر نظر دادند؛ در صلح حدیبیه، در خندق و موارد دیگر رأی دادند. این طوری که امت درست نمی شود.

مورد دیگری که در این سوره مطرح می شود این است. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا»(حجرات/6) حالا فاسق کیست؟ «الَّذينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ميثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ»(بقره/27) فاسق کسی که رشته هایی را که خدا برقرار کرده، قطع می کند. همه چیز باید بر مدار رسول باشد ولی فاسق این رشته ها را می برد و می خواهد چیز دیگری جایش بگذارد؛ یعنی می خواهد مناسبات امت با رسول را قطع کند.

حالا این فاسق اگر یک خبری بیاورد، احتمالا می خواهد امت را به هم بریزد؛ گاهی این نبأ به وسعت تاریخ است، کما این که نبأ حضرت یک نبأ تاریخی است و عالمی را راه می اندازد. البته من با آزادی و این چیزها مخالف نیستم ولی با دموکراسی به مفهوم غربی، نود و نه درصد مخالفم، چون یک نوع برده داری مدرن و تئوریزه شده است. این ها می آیند یک خبری مقابل خبر انبیاء می آورد و چیزی به نام دموکراسی درست می کند و قرن ها بشر را بازی می دهند. این خبر شما را با هم درگیر می کند و امت را به هم می زند و کار را به جایی می رساند که «وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما»(حجرات/9) بین شما جنگ درست می شود. هر وقت جبهه مؤمنین می خواهد شکل بگیرد، آن ها یک خبری می آورند و با نبأ فسق، دشمنی به راه می اندازند.

حالا چاره این نبأ چیست؟ «فَتَبَيَّنُوا» تبین یعنی چه؟ «وَ اعْلَمُوا أَنَّ فيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ»(حجرات/7) هر کسی صدایش را بلند کرد شما گوش نکنید و به پیامبر که بین شماست رجوع کنید. «لَوْ يُطيعُكُمْ في‏ كَثيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ» اگر پیامبر دنبال شما راه بیفتد شما ضرر می کنید و به رنج می افتید؛ از این آیه پیداست که خبر فاسق می خواهد ما را جلو بیاندازد و پیامبر را دنبال سر ما بکشد. این هایی که به اسم فیلسوف، حرف های غلط می زنند، می خواهند امت را جلوی انبیاء راه ببرند. این ها با این کار، رنجی برای بشر درست می کنند که نمی شود جمعش کرد؛ دو تا جنگ جهانی راه می اندازند و صد و پنجاه میلیون آدم می کشند. البته این ها غیر از کشته های خاموششان است؛ مثلا هفت هشت میلیون مرگ موقع جنگ جهانی در ایران به خاطر قحطی جنگ اتفاق افتاده است. پس جلو افتادن امت از پیامبر از موانع امت سازی است.

حالا چطور می شود که از این اتفاق جلوگیری کنیم و از پیامبر سبقت نگیریم؟ «وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإيمانَ وَ زَيَّنَهُ في‏ قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ» یکی از سرمایه هایی که به وسیله آن از این کار جلوگیری می شود، محبت نسبت به ایمان و کراهت نسبت به کفر و عصیان است. در روایت آمده است که منظور از ایمان، امیرالمؤمنین اند و منظور از کفر و فسوق و عصیان، ائمه جورند. لذا فاسقی که خبر می آورد، می خواهد بر محور کلمه فسق امت را به هم بریزد و محور شکل گیری امت اسلامی هم، حب نسبت به ولی خداست. بنابراین اگر این تولی و تبری و مرزبندی ها نباشد و اگر این تمایل و نفرت قلوب نباشد، امت شکل نمی گیرد. مکتب حق در ولی حق و مکتب باطل در اولیاء طاغوت متجسد و متبلور می شود. بنابراین محور شکل گیری امت تولی و تبری است.

حال اگر این خبر فاسق جنگی ایجاد کرد چه کار کنیم؟ «وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما»(حجرات/9) باید اصلاح کنیم. اصلاح یعنی برگرداندن به مدار صلاح که امام است. «وَ ائْتَلَفَتِ الْفُرْقَة» همین طوری که نمی شود تجمع ایجاد کرد؛ باید یک ظرفیت و یک حبل اللهی باشد که الوهیت حضرت حق از طریق این رشته، ما را جمع کند. «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا»(آل عمران/103) مگر کسی می تواند همین طور بگوید آقا بیایید جمع شویم ولی محوری مشخص نکند؟ البته جبهه باطل همین طوری شکل می گیرد چون ظرفیت این شهوات را جمع می کند ولی جبهه حق امام و حبل الله می خواهد که اراده های حق را سامان بدهد.

در ادامه، اخوت بر محور ایمان را مطرح می کند. «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ»(حجرات/10) اخوت بر محور امام از ارکان شکل گیری امت است و خبر فاسق می خواهد این اخوت را به هم بزند. این ها تا می بینند دارد یک اخوتی شکل می گیرد، خبر درست می کنند که آقا ایران آمده در عراق و فلان کار را کرده؛ می خواهند ناسیونالیسم عربی و فارسی را زنده کنند و به جان هم بیندازند تا اخوت بر محور امام از بین برود.

بعد از درگیری، نوبت تحقیر یکدیگر است «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ»(حجرات/11) تمسخر از چیزهایی است که وحدت امت را به هم می زند. «عَسى‏ أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ» پیداست که جامعه بانوان، قواعد خودشان را دارند و آن ها را باید طور دیگری به هم ریخت. «وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ» این ها ابزار شیطان برای به هم زدن امت است. «وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ» این ها امت را می سوزاند و از بین می برد. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظَّنِّ»(حجرات/12) جبهه مقابل می خواهد بین امت مسلمه بد گمانی ایجاد کند. «وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً» این ها ابزار و فروع نبأ فاسقین برای به هم ریختن جامعه مؤمنین است. جبهه باطل می آید روابطی را به هم می زند و روابط دیگری را جایش می گذارد و این گونه فساد ایجاد می کند.

در ادامه روی یک نکته بسیار مهم دست می گذارد «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ»(حجرات/13) ما در قوم و نژاد و رنگ و قبیله و جغرافیای شما اختلافاتی گذاشتیم، ولی این ها دلیلی بر شرافت و کرامت نیست «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ» هر کس تقوای بیشتری داشته باشد و در چارچوب بندگی و الوهیت راه برود و به امام پیوند بیشتری خورده باشد کرامت بیشتری دارد. تقوا یعنی جلوی حضرت نیفتادن «لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ» تقوا یعنی با امام راه رفتن؛ آن هایی که به امام نزدیک ترند نزد خدا بیشتر کرامت دارند.

پس در جامعه مؤمنین، امت از لحاظ حقوقی با هم برابرند، ولی یک سری درجاتی داریم که بر مبنای تقرب به خدا و تقوا شکل می گیرد. انسان این جامعه، انسان بازار نیست که سر دنیا مسابقه بدهد و بخواهد همه را استخدام کند و بیشترین سهم را از سفره بردارد؛ انسانی نیست که سر دنیا استخوان کمر رقیبش را بشکند و بعد با دیپلماسی نفاق دستش را بالا ببرد و به او تبریک بگوید. انسان با تقوا کریم و انسان بازار لعین است و همه را زیر پای خودش له می کند تا خودش برنده بشود. بنابراین درجات کرامت در امت اسلامی بر مدار تقوا است و جامعه مؤمنین جامعه کریمان است.

یکی دیگر از مفاسد این جامعه این است، آنهایی که دورتر هستند و فقط یک بویی از اسلام به مشامشان خورده است، می خواهند بیایند جای مؤمنینی که محور جامعه اند بنشینند و همان نقش را ایفا کنند «قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا»(حجرات/14) ایمان که فقط لفظ نیست؛ نمی شود همین طوری انسان بگوید من ایمان آوردم. «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُون‏»(حجرات/15) انسان این طوری مؤمن می شود. پس این ها یکی دیگر از آفات این جامعه اند. در مورد آن بحث اعرابی هم در روایات تفسیر شده به اصحاب سقیفه؛ این ها امت را به هم می ریزند.

در شکل گیری این امت جای عاشورا کجاست. «بَذَلَ‏ مُهْجَتَهُ‏ فِيكَ‏ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الضَّلَالَةِ» حضرت برای این که یک امت بسازد و این امت را به سلامت از فضای لهو و لعب و زینت و تفاخر و تکاثری که در مقیاس یک تمدن بزرگ تاریخی به پا کردند عبور بدهد این طور فداکاری کرده اند.

این بساطی که این ها به پا کرده اند، برای این است که نگذارند که امت حول امام شکل بگیرد. «أَلْهاكُمُ التَّكاثُر»(تکاثر/1) این همان تکاثری است که برای حیات دنیا و محیط ولایت ائمه جور است؛ این ها از طریق ایجاد تکاثر، الهاء ایجاد می کنند؛ الهاء یعنی غافل کردن. حالا از چه چیزی غافل می کنند «عَنِ النَّعيم‏»(تکاثر/8) در راویت آمده است که نعیم یعنی ما ائمه. این ها برای این که نگذارند ما حول امام جمع بشویم و قدر امام را بدانیم، با تکاثر برای ما غفلت ایجاد می کنند. تکاثر یعنی مسابقه بر سر بیشتر داشتن. الان همه تمدن مادی همین تکاثر است. در شاخص های این ها یک شاخص انسانی وجود ندارد؛ همه شاخص هایی که می دهند این است که من انقدر بردارم، انقدر نفت جمع کنم؛ هر کس بتواند بیشتر سفره از زیر پای دیگران را بکشد و امکانات دنیا را به نفع خودش جمع کند شرافتش بیشتر است.

بنابراین تمدن مادی فضا را تاریک و جهل آلود می کند. حضرت امیر در همین مورد می فرمایند «طَخْيَةٍ عَمْيَاءَ»(2) تاریکی و کوری با هم جمع شده، از خصلت های تمدن مادی است. بعد از این تاریکی و کوری هم شهوت و خشونت به پا می کند. حالا چطور می شود امت را از این جهالت و ضلالت عبور داد؟ ضلالت یعنی گم گشتگی «ضَلَ‏ مَنْ‏ فَارَقَكُمْ‏» آدم اگر از امام جدا بشود گم می شود و به حیرت مبتلا می شود و بعد اسیر جبهه دشمن می شود.

نقش سید الشهداء علیه السلام در امت سازی

حالا سید الشهداء چطور امت را از این مسیر تمدن مادی عبور دادند و یک امت دیگری ساختند؟ با دادن خون. «وَ بَذَلَ‏ مُهْجَتَهُ‏ فِيكَ» حضرت بساطی به پا کردند که کل عالم را وارد دالانی از حزن کرد. حضرت این طور روی بساط لهو و لعب خط کشیدند. «لَقَدْ عَظُمَتِ‏ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَّتِ الْمُصِيبَةُ بِكَ عَلَيْنَا وَ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ» در روایات سر دو مسئله برای ایجاد امت تأکید شده است. این دو مسئله در اصل دو خط اتصال با امام حسین است که اثر خیلی فوق العاده ای دارند. یکی از این دو گریه برای حضرت و دیگری زیارت حضرت است.

حالا نقش گریه و زیارت در امت سازی چیست؟ ببینید در ایجاد تمدن مادی، توریسم نقشی اساسی دارد؛ چون فرهنگ را انتقال می دهد و موانع تشکیل تمدن مادی را کم رنگ می کند. آن وقت زیارت سید الشهداء نمی تواند همچین کاری بکند؟ زیارت حضرت نمی تواند کثرت هایی که شیطان به پا می کند را به هم بزند و جایش یک تجمع درست کند؟ لذا زیارت محور تجمع حول امام است. مثلا همین جامعه ایران، حول امام زاده ها و هجرت امام رضا این طور شده است. پس زیارت امام، امت درست می کند؛ جغرافیا درست می کند. همان طور که برج ایفل نماد تمدن مادی است و دورش طوافی صورت می گیرد، کربلا هم نماد تمدن ماست و حولش طواف صورت می گیرد و این تمایل امت ساز است.

عرض کردیم که امت سازی حق لوازم خودش را دارد و بیت، بلد امن، رسول، امت مسلمه، مناسک و تمایل قلوب به امام از این لوازم اند. بعد گفتیم «لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ» هیچ کس نباید در مقابل پیامبر طرح بریزد و همه باید روی طرح امام حرکت کنند و نباید هیچ صدایی در مقابل صدای حضرت بلند شود و همه باید یک صدا شوند. برای همین است که ما می گوییم حکمت و عرفان باید برود ذیل دین. دانشمندان و عرفا و حکما باید در مقابل حرف دین سکوت کنند و الا این طوری امت درست نمی شود. اینکه ما می گوییم علم دینی، حکمت دینی و عرفان دینی یعنی همین. نمی شود که بگویی عوام تسلیم بشوند و ما که عارف و حکیم و دانشمندیم به حرف خودمان عمل کنیم؛ خودتان می خواهید برای خودتان امت بسازید؟ این که نمی شود.

حالا موانع این امت سازی چیست؟ «وَ اجْنُبْني‏ وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ‏» یکی از موانع، بساط بت پرستی و ضلالی است که دشمنان درست می کنند. یکی دیگر از موانع خبر فاسق است که باعث ایجاد تفرق و نزاع بین امت و جنگ می شود. همز و لمز و تنابز و غیبت و فسوق هم از موارد دیگری هستند که در سوره حجرات به آن پرداختیم. یکی از موارد دیگر، تفاوت اقوام است که به اشتباه مبنای تفاخر اجتماعی قرار داده شده. یکی دیگر نفوذ اعرابی به جبهه مؤمنین است.

تلقی من این است که عاشورا محور این امت سازی است. عاشورا هزینه ای است که نبی اکرم برای امت سازی و عبور دادن امت از جبهه کفر و نفاق دادند. زیارت و عزاداری هم دو محور اتصال امت به عاشوراست. در زیارت عاشورا، اتفاقاتی که در این اتصال می افتد آمده است. ما باید بفهمیم که عاشورا، درگیری با ابن زیاد و شمر نیست؛ درگیری با کل جبهه شیطان در تاریخ است. ما در موضع گیری ها در زیارت عاشورا از لعن شروع می کنیم «فَلَعَنَ‏ اللَّهُ‏ أُمَّةً» و تا برائت و جنگ جلو می رویم «حَرْبٌ‏ لِمَنْ‏ حَارَبَكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ» عاشورا جنگ بر سر نظامات اقتصادی و امپریالیسم و این بازی ها را کنار می گذارد و فقط یک صف دیگری شکل می گیرد «إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ‏ لِمَنْ‏ حَارَبَكُمْ‏ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ» بعد از این صف درگیری، یک خون خواهی هم اتفاق می افتد «أَنْ‏ يَرْزُقَنِي‏ طَلَبَ‏ ثَارِكُمْ‏».

عاشورا محور امت سازی اسلامی است. به تعبیر آقا، تا اینجا همه کارها را عاشورا کرده؛ انقلاب نظام سازی کار عاشورا بوده و حالا باید ببینیم در مرحله دولت سازی جای عاشورا کجاست؟ نقش عزاداری و به ویژه نقش اربعین چیست؟ باید بررسی کرد که اربعین چطور تفرقی که شیطان قرن ها در آن دمیده را به هم می ریزد و تجمع حول امام درست می کند؟ چطور «الْمُتَحَابُّونَ‏ فِي اللَّهِ» درست می کند؟

در روایتی از وجود مقدس رسول الله آمده است که آنچه در امت یهود اتفاق افتاده است، در امت من هم می افتد؛ یعنی در بنی اسماعیل. یعنی اگر آنجا یهود آمد و انحراف ایجاد کرد، در امت حضرت هم «يَهُودُ هَذِهِ‏ الْأُمَّةِ» انحراف ایجاد می کند. دوره یهود امت موسای کلیم تمام شده است و الان دوره «يَهُودُ هَذِهِ‏ الْأُمَّةِ» است که کار را سخت می کند. همان طوری که جریان صهیونیسم و معاندین، در داخل دنیای اسلام سلفی ها و داعشی ها و امثال این ها را راه انداختند، ما نیز باید در یک تجزیه ترکیب، مؤمنین دنیای اسلام و مسیحیت متدین را بر محور اهل بیت جمع کنیم؛ معنی جبهه مقاومت این است. «لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنَّا نَصارى‏ ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسينَ وَ رُهْباناً»(مائده/82) این تجمع را می توان درست کرد و عاشورا و اربعین این ظرفیت را دارد.

پی نوشت ها:

(1) تفسير العياشي، ج‏1، ص: 57

(2) معاني الأخبار، النص، ص: 361