نسخه آزمایشی
پنج شنبه, 17 آذر 1401 - Thu, 8 Dec 2022

مصاحبه در ایام عید قربان/ قربانی امت سازی در داستان حضرت ابراهیم و فدیه عاشورا

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 12 مرداد ماه سال 99 است، که در مصاحبه ای ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند؛ وظیفه هر امام و پیشوایی، مقدمه سازی و پی ریزی و هدایت امتی است که باید به سمت خدا جهت گیری شده باشند. ائمه ما برای این منظور و در راستای رضای الهی، دچار ابتلائاتی می شوند که نمونه ای از آن، قربانی نمودن حضرت اسماعیل توسط پدر ایشان، ابراهیم نبی بوده است. قربانی شدن در راه خدای متعال، سبب می شود که مرگ آدمی در جهت و به سمت خدا باشد و تنها شامل از بین رفتن جسم نباشد. در واقع هدایت امت نیز همانند قربانی کردن است؛ چرا که در هر دو باید رو به قبله ایستاد و از تعلقات دنیوی و نفسانی دل کند. لذا امت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم که بزرگ ترین امت تاریخ است، نیاز به قربانی و ذبح عظیمی دارد که این قربانی، وجود مقدس و مطهر سیدالشهداء می باشند.

زمینه پی ریزی امت

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين  وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين  وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم  أَجْمَعِين . از نظر قرآن کریم، ابراهیم خلیل سلام الله علیه امام است و امامت خیلی گسترده ای هم دارند «وَ إِذِ ابْتَلى  إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماما»(بقره/124). خدای متعال در قرآن داستان امت سازی حضرت ابراهیم را توضیح داده است که حضرت ابراهیم به دستور خدا چگونه برای آنها قبله و بلد، که مکه است و بیت، که کعبه است، درست کرد. در سوره مبارکه بقره این توضیح داده شده است برای این که این امت شکل بگیرد، حضرت ابراهیم فرزند خود را در دوره خردسالی با مادر آورده و کنار این بیت گذاشته است. همانطور که می دانید کعبه از زمان حضرت آدم بوده ولی گویا خراب شده بود. حضرت ابراهیم فرزند خود در دوره طفولیت و مادر فرزندش را آورده و در این بیابان لم یزرع گذاشته است.

قرآن در توضیح اینکه چرا حضرت ابراهیم این کار را کرده اند می فرماید: «رَبِّ إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّم »(ابراهیم/37) این یعنی امام امت تاریخی خود را می بیند و می داند چه کار دارد می کند و اینطور نبود که نمی دانست چه کار دارد می کند. حضرت ابراهیم فرزندی که هنوز در دوره طفولیت است را می آورد و می فرماید بخشی از نسل خودم را آوردم و اینجا ساکن کردم زیرا همانطورکه می دانید، فرزندان حضرت اسماعیل در همین بیابان بودند. سپس حضرت در ادامه می فرماید: «رَبَّنا لِيُقيمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوي إِلَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ»(ابراهیم/37) من اینها را بردم و آنجا گذاشتم که در آینده تاریخ، نام و یاد تورا برپا بدارند و نماز را که عمود دین است، اقامه کنند؛ یعنی دین تو و بندگی را به پا بکنند.

پس حضرت ابراهیم برای امت خود کعبه و شهر درست کرده است و قبل از آن هم نسل خود را آورده و در این بیابانی که یک کویر بوده و هیچ سکنه ای هم نداشته است، قرار داده «بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ»، یعنی هیچ کِشتی هم در آن سرزمین نمی شده است زیرا این سرزمین حاصلخیز نیست و الان هم در آن کشت نمی شود. سپس حضرت دعایی می کنند: «فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوي إِلَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ» خدایا قلوب عده ای از بندگانت را به سمت این ذریه من متمایل کن.

درباره «أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ» نفرموده همه، چون همه قابل این که دلبسته این جریان بشوند نیستند. در روایات فرمودند که حضرت ابراهیم برای ما دعا می کرده است، یعنی ائمه ما را می دیدید و دعا می کرد که قلوب مومنین به ما متمایل بشود. سپس حضرت فرمود: «وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ» خدایا از ثمرات، روزی آنها، یعنی ذریه من را عطا فرما. یکی از معانی ثمرات، ثمرات القلوب است، یعنی قلوب به اینها متمایل بشود و محبت ها متوجه به اینها بشود. امام باید اینگونه باشد، یعنی وقتی یک امت می سازد، باید از خدا تقاضا کند که برای هدایت این امت یک پیامبری قرار بدهد. «رَبَّنا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِك »(بقره/129) خدایا پیامبری بفرست که آیات تو را تلاوت کند.

این دعا مستجاب می شود و استجابتش هم این است که خدای متعال پیامبر خاتم را در همین امت مبعوث کرده است و حضرت ابراهیم این را می دید و از خدا خواست که ائمه ای در نسل او قرار بدهد. بعد می گوید قلوب مردم را متمایل به این امام کن، چون امام، امت می خواهد. حضرت ابراهیم فرزند دو ساله خود را کنار یک کویر می آورد ولی تمام مسیر را می بیند. حضرت ابراهیم خلیل به خدای متعال عرض میکند من این فرزند را در یک سرزمین غیر حاصلخیز آوردم و غرض من این است که اینها بمانند تا یاد تو برپا بشود. این چیزی که با بعثت نبی اکرم اتفاق افتاد و از طریق اهل بیت اقامه شد، یعنی این خاتم انبیاء، دین خاتم و بعد هم اهل بیت علیهم السلام را حضرت ابراهیم می دید و می خواست این جریان اتفاق بیافتد.

«فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوي إِلَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ» خدایا، اینجا کویر است و من به دستور تو زن و فرزندم را آورده ام. البته این کار به رضایت خود حضرت هاجر بود ولی سرزمین حاصلخیز نیست. خدایا ثمرات کار مردم را در سفره اینها بگذار. حضرت ابراهیم نمی گوید که خدایا به این ها گندم بده، بلکه می گوید خدایا نان بده؛ چون در این بیابان گندم سبز نمی شود. پس کسی خیال نکند حضرت ابراهیم این مسائل را نمی دانست. البته درست است این کار حضرت ناشی از مقام بندگی و طاعت بود ولی اسرار طاعت را هم می دانست. حضرت ابراهیم امام بود و امامت می کرد و امت می ساخت و لوازم ساختن امت این است.

در روایت هم دارد که حضرت فرمودند وقتی جناب ابراهیم تشریف برد، ساعتی گذشت که این فرزند تشنه شد و در این بیابان و کویر هم از آب خبری نبود. جناب هاجر می آمد و بین صفا و مروه هفت بار رفت و آمد کرد و فریاد می زد کسی در این بیابان نیست که به ما کمک کند؟ سپس به مروه می رفت و دوباره به صفا برمیگشت. جبرئیل تشریف آوردند و فرمودند چه کسی هستی؟ حضرت هاجر گفت من همسر ابراهیم خلیل هستم. جبرئیل فرمود اینجا چه کار می کنی؟ حضرت هاجر گفت که ابراهیم نبی براساس یک تکلیف الهی ما را به اینجا آورده و ما هم راضی هستیم و به اینجا آمده ایم و حضرت ابراهیم می خواهد یک کار بزرگی انجام بدهد.

بعد جبرئیل سوال کرد که وقتی ابراهیم پیامبر می رفت، شما را در این کویر به چه کسی سپرد؟ حضرت هاجر گفت من همین سوال را از حضرت ابراهیم خلیل پرسیدم و ایشان فرمود من شما را به خدا می سپارم. جبرئیل فرمود شما را به خوب کسی سپرده است؛ برگردید و به سراغ فرزندتان بروید. حضرت هاجر آمد و دید که جناب اسماعیل پاشنه را به زمین کوبیده و زیر پای او زمزم جوشیده است. هاجر دور این زمزم را سنگ چید و اینگونه آب برای آنها فراهم شد.

این آب زمزم هم برکت است و الان هم که ما حج می رویم، می گویند از این آب بخورید و بعد دعا کنید که خدایا، این را برای من علم و شفاء قرار بده. در روایت دارد که اگر حضرت هاجر دور آن چشمه را سنگ نمی چید، این آب خیلی بیشتر از این جریان پیدا می کرد و حضرت هاجر سنگ چید و آب محدود شد. بعد پرنده ها از دور در این کویر آب را دیدند و نشست و برخاست می کردند و کاروان ها و غافله های دور متوجه شدند اینجا آب است و آمدند خدمت حضرت هاجر. حضرت هاجر به آنها فرمود که از حضرت ابراهیم اجازه بگیرید. آنها هم از حضرت اجازه گرفتند و کنار اینها سکنی گزیدند. پس اینطور نیست که حضرت نمی فهمید چه دارد می کند؛ زیرا امام بود.

گشودن باب شهادت

یکی از کارهایی که حضرت ابراهیم در امامت برای امت خود انجام داده است، این قربانی حضرت اسماعیل است. قربانی حضرت اسماعیل کار یک امامی است که دارد یک امت می سازد. این امت نیاز به یک چنین قربانی ای دارند. بد است اگر مرگ آدم تلف شدن باشد. اینها تلاش می کنند شهید بشوند چون تنها اگر آدم شهید شد، تلف نمی شود «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في  سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون »(آل عمران/169). این پیامبر باید چه کار کند که امت تلف نشود؟ این قربانی فدیه ای بود که حضرت ابراهیم می داد که راه شهادت برای امت باز بشود و امت او تلف نشوند. اگر ما ذبیح شدیم و قربانی راه خدا شدیم، تلف نمی شویم والا که همه می میرند. دو نوع مردن داریم؛ یک مردن تلف شدن است و یک مردن، مردنی است که تلف شدن در آن نیست.

ذبیح خدا شدن حیات جاودانه است به شرط این که ذابح تان مسلم باشد که حضرت ابراهیم اول المؤمنین است و تسلیم خداست و برای نفس خود کار نمی کند. این قربانی باید رو به قبله باشد؛ یعنی قبله این ذبیح، خدای متعال باشد. کسی که قبله اش دنیا و لذات و شهوات است و دنبال پول و قدرت و ثروت است، اگر کشته هم بشود ذبیح نیست. حضرت ابراهیم می خواستند حضرت اسماعیل را ذبیح الله بکنند که ذبیح هم شد و خدا از ایشان قبول کرد. باید یک مسلمی مثل حضرت ابراهیم خلیل ذبح کند و آدم را رو به قبله کند. حضرت ابراهیم می تواند امت را رو به قبله کند و از دنیا و شهوات جدا کند و آنها را رو به قبله کند و بعد هم تمام تعلقاتشان را قطع کند و تمام رگها را ببرد. خدای متعال هم از حضرت ابراهیم قبول کرد و فرمود آن کاری که می خواهی انجام دهی تا مرگ همه امت تو، مرگ الهی بشود و امت تو ذبیح الله بشوند، با شهادت حضرت اسماعیل انجام نمی شود و این کار به عاشورا نیاز دارد.

در روایت آمده است که به حضرت ابراهیم نشان دادند وقتی گفت خدایا چرا من موفق نشدم فرزندم را ذبح کنم و به ثواب بالاترین ابتلائات برسم و یک با آن امتی درست کنم، خدای متعال فرمودند برای ایشان روضه سیدالشهداء را خواندند و فرمودند این آن ذبیح است که بوسیله او آن کار اتفاق می افتد. اگر شما بخواهی به ثواب اعظم مصائب هم برسی، باید بر سیدالشهداء گریه کنی. حضرت ابراهیم وقتی قتلگاه را دیدند، گریستند و به فرموده امام رضا علیه السلام، طوری گریه کرد که اگر اسماعیل را قربانی می کرد آنطور غصه دار نمی شد.

خدای متعال به حضرت ابراهیم فرمود «وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظيم »(صافات/107) آن ثوابی که می خواستی به دست آمد و آن کاری هم که می خواستی شد ولی خدای متعال به حضرت ابراهیم فرمود اعظم ابتلائاتی که یک امت با آن درست می شود، مال شما نیست و به عبارت دیگر شما این کاره نیستید و آن ذبیح هم حضرت اسماعیل نیست. آن کار، کار رسول خاتم صلی الله علیه و آله و سلم است و آن ذبیح هم سیدالشهداست. سپس فرمودند حالا آن ثوابی که در قربانی حضرت اسماعیل دنبال آن بودید، اینجا به شما می دهیم.

ذبح عظیم

سیدالشهداء علیه السلام ذبیح نبی اکرم اند و همه تاریخ، امت نبی اکرم اند؛ یعنی تمام انبیاء هم خودشان امت نبی اکرم اند و حضرت در عالم ارواح، مبعوث به انبیاء بودند و پیامبر انبیا بودند. ذبح سیدالشهداء در عاشورا کاری کرده که همه مرگ مؤمنین شهادت است. لذا در روایت دارد هر مؤمنی دو تا مرگ دارد یک موت عادی و دیگری شهادت. این از برکات سیدالشهداست و دیگر هیچ مومنی مرگ عادی نخواهد داشت؛ یعنی هیچ مومنی تلف نمی شود. سیدالشهداء یک کاری کردند که هیچ مومنی تلف نمی شود. لذا وقتی مثل پریروز، در یوم الترویه از مکه بیرون آمدند همه را صدا زدند و خودشان فرمودند من به سمت قتلگاهم می روم «مَنْ كَانَ بَاذِلًا فِينَا مُهْجَتَهُ وَ مُوَطِّناً عَلَى لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ فَلْيَرْحَلْ فَإِنِّي رَاحِلٌ مُصْبِحا»(1) هر کسی که حاضر است جانش را در این راه بگذارد و آماده لقاء خداست، کوچ کند و دل را از همه تعلقات جدا کند و با من بیاید که من او را می رسانم. من همه مؤمنین را رساندم و راه را برای همه باز کردم. لذا همه ما در این راه هستیم ان شاء الله و پایان مان به برکت امام حسین هم پایان خوبی خواهد بود.

امام رضا علیه السلام به ریان بن شبیب وقتی فرمودند «إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْ ءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِب »(2) سپس فرمودند هر کسی که گریه کند و اشک هایش روی صورتش بیاید، تطهیر و همه گناهانش بخشیده می شود. یک جمله از قواعد سلوک با سیدالشهداء را حضرت امام رضا بیان کردند و فرمودند فرمودند: «إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ لَكَ مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا لِمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ الْحُسَيْنِ ع فَقُلْ مَتَى مَا ذَكَرْتَهُ يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيما» اگر دوست می داری و خوشحال می شوی که در درجه اصحاب سیدالشهداء باشید یعنی همه تان به درجه شهادت برسید و آن مقامات را درک بکنید، هر وقت یاد امام حسین افتادید، التماس کن و به امام حسین بگو «يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ» ای کاش من هم کندی و تنبلی نکرده بودم و خودم را به کربلا رسانده بودم.

چون می دانید ماهایی که دیر رسیدیم، به این دلیل است که در آن عالمی که امام حسین یارانش را جمع می کرده است، کندی کردیم. حالا این توضیح می خواهد که ما چه کوتاهی ای کردیم که به کربلا نرسیدیم و کجا را خوب راه رفتیم که الان دور و بر امام حسین هستیم. این که الان با امام حسینیم آن برای آن اجابتی است که کردیم اما این که به کربلا نرسیدیم مال کندی مان است.

اصحاب سیدالشهداء آن ذبیح هایی هستند که امام حسین آنها را قربانی کردند؛ یعنی آنها را رو به قبله کرده و همه تعلقاتشان را هم دور ریخته است و همه اصحابش رو به خدا شدند و آنها را پاک کرده و بعد هم آنها را در وادی منای خود برده و همه را قربانی کرده است و با این قربانی همه آنها پایدار شدند.

پس حضرت امام رضا فرمود اگر می خواهید شما هم در ثواب شهدای کربلا شریک باشید، هر وقت یاد امام حسین افتادید، التماس کنید و به امام حسین بگویید ای کاش من را جزو اصحابت بدانی و ای کاش من تنبلی نکرده بودم. سپس حضرت فرمود اگر این کار را ادامه بدهید در ثواب شهدای کربلا شریک می شوید؛ یعنی حضرت راه را باز کرده و همه ما می توانیم با غافله امام حسین علیه السلام از تلف شدن نجات پیدا کنیم. حضرت سیدالشهداء یک امت ذبیح درست کرده اند. وجود مقدس نبی اکرم یک امتی درست کرده که تمامشان به مقام شهادت می رسند. ان شاء الله به برکت امام حسین و تا ظهور حضرت، هر مؤمنی قبل از ظهور و بعد از ظهور ثواب شهادت را درک می کند.

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق؛ حضرت خاتم الانبیاء فرمود که اگر کسی ما را دوست بدارد، به شهادت می رسد «مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِيداً»(3). این راه را سیدالشهداء باز کردند؛ یعنی حضرت سیدالشهداء قربانی ای است که وجود مقدس نبی اکرم برای هدایت امتشان دادند که باب شهادت را به روی مؤمنین باز کرده اند. لذا در زیارت حضرت یکی از مقامات سلوکی ما با سیدالشهداء این است «اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِي مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد» که موت نبی اکرم فوق موت شهادت است؛ یعنی راه را سیدالشهداء به ما باز کردند. زیارت عاشورا مناسک و مقامات سلوکی ما با سیدالشهداء است و همه ما ان شاء الله می توانیم با سیدالشهداء به این نقطه برسیم.

پی نوشت ها:

(1) نزهة الناظر و تنبيه الخاطر، ص: 86

(2) الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 130

(3) جامع الأخبار(للشعيري)، ص: 166