نسخه آزمایشی
پنج شنبه, 17 آذر 1401 - Thu, 8 Dec 2022

بحث ویژه در تحلیل حرکت عظیم اربعین/ جریان امت ساز عاشورا با زیارت و بکاء – قیام عاطفی و عقلانی عاشورا

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 6 مهر ماه 99 است، که به مناسبت اربعین حسینی علیه السلام در دانشگاه فرهنگیان ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند؛ نبی اکرم طی مأموریتی که به روی دوش داشتند، امتی تشکیل دادند که محور اصلی این امت قرآن و اهل بیت بودند که دوری از هرکدام سبب انحراف می شود. جریان شیاطین و جریان کفر و نفاق که در مقابل نبی اکرم قرار دارند و محور امت سازی آنها دنیاست، درصدد انحراف امت از محور قرآن و اهل بیت برآمدند و توانستند که جریان حق و باطل را با یکدیگر مخلوط کنند تا امت در تشخیص حق و باطل اشتباه کنند و منحرف بشوند. امام حسین علیه السلام با قیام عاطفی و عقلانی عاشورا روی حقیقی جریان باطل را به مردم نشان دادند و صف بندی حق و باطل را مشخص کردند تا مردم بتوانند صف خود را مشخص کنند و انتخاب کنند که در طرح نصرت حضرت می خواهند شرکت کنند یا می خواهند در صف شیطان و جهنمیان باشند.

بسط فرهنگ اسلامی توسط زیارت

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين  وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين  وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم  أَجْمَعِين . اربعین سیدالشهداء سابقه تاریخی طولانی دارد ولی در دهه های اخیر و به خصوص در یک دهه اخیر یک جایگاه ویژه ای پیدا کرده و به یک پدیده اثرگذار بر مناسبات اجتماعی جامعه مؤمنین تبدیل شده است و حتی بر مناسبات بیرون جامعه مؤمنین یعنی جامعه مسلمانان و جامعه اهل کتاب و حتی فراتر اثر گذاشته است. البته این احتیاج به یک مطالعات دقیق تری هم دارد ولی آنقدری که گزارش شده و کارهایی که نسبتا علمی است انجام شده، نشان می دهد که به طور جد این واقعه اثرگذار است.

به همان اندازه ای که صنعت توریسم می تواند عامل گسترش توسعه در جهان باشد و از صنعت هایی است که به توسعه و به مفهوم مدرنش کمک کرده و بسیار هم تلاش کردند که این صنعت را گسترش بدهند، بیش از او زیارت در گسترش فرهنگ توحید در جهان موثر است؛  یعنی اگر یک رقیبی برای جریان توسعه به مفهوم غربی و مادی اش ببینیم، آن تکامل الهی جوامع بشری است. این لااقل به همان اندازه ای که گردشگری را تسهیل می کند، طریق تحقق توسعه و فرهنگ توسعه را در بافت انسانی جوامع هموار می کند و فرهنگ توسعه را بسط و گسترش می دهد. در یک مقیاس وسیع تری زیارت و اقبال به امام که محور تمدن سازی الهی است عامل گسترش تعالی اجتماعی و عامل گسترش شکل گیری امت واحده اسلامی می شود.

تحقیقاتی که انجام شده نشان می دهد که فیلسوفان اجتماعی غرب و غرب گراها و کسانی که عهد غربی را پذیرفتند و می خواهند جوامع مسلمین و مؤمنین را هم به سمت آن طرح ها حرکت بدهند و درون آن طرح ها هدایت بکنند، به جِدّ مخالف با گسترش پدیده ای به نام زیارت هستند و این حقیقت متعالی را نقطه مقابل توسعه یافتگی به مفهوم غربی می دانند و به عکس تلاش می کنند که صنعت توریسم در قالبی که آنها می خواهند باشد و گسترش سفرها به سمت کشورها یا منطقه هایی که فرهنگ مدرن را منتقل می کنند افزایش پیدا کند.

در دوره اصلاحات که بعد از لیبرالیسم اقتصادی به دنبال گسترش لیبرالیسم سیاسی و فرهنگی بودند، به عنوان مکمل های توسعه اقتصادی یا زیرساخت های توسعه به مفهوم جامع آن، بعضی از تئوریسین های آن دوران نگران این وضعیت بودند و گفتند ما بی خود مدعی هستیم که توانستیم اصلاحات اجتماعی بکنیم و زیرساخت های مدرنیته را در کشور تأمین بکنیم، در حالی که مثلا در فلان سال یا در سال گذشته چند میلیون نفر به زیارت امامزاده ها رفتند. این در حالی است که اگر همین آمار مسافرت به کشورهای اروپایی یا بعضی از کشورهای منطقه بود این حرف را نمی زدند، دلیلش این است که این نوع هجرت و مسافرت نوع دیگری از انگیزه های انسانی را ایجاد می کند و فرهنگ دیگری را بسط می دهد.

ما معتقد هستیم که وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم دنبال ایجاد یک امت واحده مؤمن و امت ایمانی و اسلامی هستند و این امت سازی یک کار بسیار بزرگی است و یک حرکت تاریخی به شمار می رود و هر قدر هم این طرح بزرگتر و عمیق تر و فراگیرتر باشد، زمان متناسب با خودش را اقتضاء می کند و اینطور نیست که زمان طرح ها یکسان باشد. این یک کار بزرگ تاریخی است که حضرت انجام می دهند و می خواهند یک امت واحده بسازند.

مأموریت امت سازی امام

در یک نمونه قرآنی می بینیم که خدای متعال وقتی طرح می کند که حضرت ابراهیم خلیل امام هستند و نحوه رسیدن ایشان به مقام امامت را توضیح می دهند و می فرمایند که حضرت اول نبی الله بودند و بعد خلیل الله شدند و بعد مقام امامت به ایشان داده شده و یک امتحانات سنگینی از ایشان گرفته شده «وَ إِذِ ابْتَلى  إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماما»(بقره/124) گویا از شئون امامت ایشان دارد صحبت می کند که ایشان امام شده است.

امام چه مأموریتی در تاریخ دارد؟ این در چند جای قرآن بحث شده و در سوره مبارکه بقره هم آمده که در آنجا صحبت از امامت ایشان است و می فرماید «وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً»(بقره/۱۲۵)  ما یک خانه ای را، که ظاهرا خانه کعبه است، محل رجوع مردم و یک مکان امنی قرار می دهیم و بعد دستور دادیم «وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهيمَ مُصَلًّى» یک مقامی در آنجا به عنوان مقام ابراهیم است که آنجا را مقام نماز خودتان بگیرید و با این مقام یک ارتباطی داشته باشید و با این مقام عهدی برقرار کنید که آن سنگی است که حضرت روی آن سنگ می ایستادند و کعبه را بنا می کردند. این یک مقامی است که ما باید به آن توجه داشته باشیم و جایگاه حضرت ابراهیم را در این اقامه بیت و ساخته شدن بیت فراموش نکنیم.

«وَ عَهِدْنا إِلى  إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيل » ما یک عهدی از حضرت ابراهیم و اسماعیل گرفتیم «أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفينَ وَ الْعاكِفينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُود» این خانه را برای کاروان هایی که در راه هستند و اینهایی که طائف بیت ما هستند تطهیر کنید. آن ها برای طواف می آیند و کسانی هستند که برای اقامه و اعتکاف می آیند «وَ الرُّكَّعِ السُّجُود» و اهل رکوع و سجود هستند. خدای متعال دستور می دهد برای این جمعیتی که در راه هستند و این کاروان تاریخی که می آید شما این بیت را تطهیر کنید. این یک معنی ظاهری دارد که طهارت و آراستگی بیت است اما یک آراستگی باطنی هم دارد که باید این محیط از یک آلودگی های باطنی هم پاک بشود تا برای این کاروانی که دارند به سمت خدا حرکت می کنند آماده بشود. آن کسی که امام شده مأمور است این بیتی را که خدا محیط امن و پناهگاه قرار داده برای کاروانی که طائف و عاکف و رکع السجود هستند تطهیر کند.

بعد می فرماید «وَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِنا»(بقره/۱۲۶) پروردگار این بلد را بلد امن قرار داده، یعنی کسی که امام می شود می خواهد یک امتی بسازد و باید برای این امت یک بلد امنی فراهم کند و برایشان یک بیتی درست کند و این بیت را از موانعی که نمی گذارد این امت در مسیر اهداف خودشان حرکت بکنند تطهیر کند. بعد می فرماید «وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرات » برای اهل این بلد تقاضای ثمرات می کند که خدایا رزقشان را از ثمرات بده که این به حسب ظاهر بلدی است که حاصل خیز نیست و حضرت دعا می کنند که خدایا رزقشان را هم از ثمرات کار دیگران فراهم کن که بتوانند آن مقصد را پیش ببرند و همینطور هم شده است؛ این محیط محیطی است که در آن تولید محصولات کشاورزی بسیار ضعیف است و عموما ثمرات تلاش دیگران بوده که از طریق تجارت به این منطقه منتقل می شود.

بعد می فرماید «وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْماعيل »(بقره/۱۲۷) حضرت ابراهیم خلیل و جناب اسماعیل پایه های این خانه را بالا می بردند و از خدا می خواستند که «رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّميعُ الْعَليم » این عمل اگر مقبول نشود حادثه ای دورش اتفاق نمی افتد ولی وقتی خدای متعال این بنای بیت را برای امت تاریخی می پذیرد، آن وقت دیگر این بیت می تواند محور تجمع یک امت تاریخی بشود «رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَك »(بقره/۱۲۸) خدایا ما را مسلم قرار بده تا نسبت به خودت تسلیم باشیم و از امت و ذریه ما هم یک نسل مسلمی قرار بده «وَ أَرِنا مَناسِكَنا» و آداب مسلمانی و تسلیم تو بودن و این دینداری را هم به ما ارائه بفرما «وَ تُبْ عَلَيْنا» تو به ما رجوع بکن تا ما بتوانیم بندگی بکنیم «إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحيم » اینها درخواست های یک امام است.

ایشان بیت و بلدی درست می کند و از خدا بلد امن می خواهد و این بیت را تطهیر می کند و قواعد بیت را بالا می برد و می گوید خدایا این کار برکت پیدا کند و مقبول تو واقع بشود و یک ذریه ای از ما شکل بگیرند که این ذریه مسلمان باشند و مناسک اسلامی به آنها ارائه بشود «رَبَّنا وَ ابْعَثْ فيهِمْ رَسُولاً مِنْهُم »(بقره/۱۲۹) در این ذریه ای که به ما عطا می کنی یک رسولی از خودشان برانگیز که «يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِم » برای آنها کتاب تلاوت کند و این کتاب را تعلیم کند و به آنها حکمت تعلیم کند.

مقصود این است که وقتی امام می شوی باید یک امت تاریخی بسازی و ساز و کارهای شکل گیری یک امت تاریخی را رقم بزنی که این در سوره مبارکه بقره آمده است. شبیه به این موضوع با یک آهنگ دیگری در سوره مبارکه ابراهیم هم آمده و آنجا حضرت ابراهیم یک فعل تاریخی دیگری برای ایجاد یک امت تاریخی انجام می دهند و آن این است که حضرت ابراهیم فرزند خودشان را در کنار کعبه کنونی می برند، که آن موقع ویران بوده و هیچ سکنه ای نداشته و او را ساکن می کند. خدای متعال حضرت اسماعیل را در سنین کهنسالی به حضرت ابراهیم عطا کردند و حضرت ابراهیم مأمور شدند که این طفل و مادرش را ببرند و کنار کعبه ای که به حسب ظاهر هم خراب شده بود بگذارند.

حضرت وقتی این کار را می کنند، تصویری که دارند از خودشان ارائه می دهند تصویر فعل یک امام تاریخی است «رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتي  بِوادٍ غَيْرِ ذي زَرْع »(ابراهیم/۳۸) من یک پاره ای از نسل خودم را آوردم، نه این که فقط یک اسماعیل را، در یک سرزمینی می برم که ذی زرع است و حاصلخیز نیست «عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّم » سرزمین حاصلخیز نیست ولی در کنار بیت محرم توست. برای چه این کار را می کند و این هجرت برای چیست؟ «رَبَّنا لِيُقيمُوا الصَّلاةَ» خدایا من می خواهم در عالم اقامه صلات و اقامه ذکر بشود و یک امتی درست بشوند و بعد عالم را بیت الذکر و بیت الصلاة بکنند و کل عالم بیتی بشود که سراسر نماز و صلات و ذکر است و حتی بازار و دیگر مناسبات آن هم مسجد است.

پس ظاهرا یک فرزندی را دارد می برد ولی می بیند که یک نسل تاریخی هستند که روی دوش این نسل یک مأموریتی است و می بینید که ائمه علیهم السلام و وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیت از نسل اسماعیل هستند. مأموریت تاریخی این است که می خواهد یک امتی بسازد و بر وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیت هم دعا می کند «فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوي إِلَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُون » خدایا قلوب یک عده ای را مایل به آنها کن و هوای آنها را در دل اینها بیانداز «وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرات » و به آنها از ثمرات روزی بده «لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُون » شاید مقام شکر برایشان حاصل بشود و یک اتفاقی در آن عالم بیافتد.

حضرت ابراهیم حضرت اسماعیل را با مادر آنجا گذاشتند و هاجر سلام الله علیه هم پذیرفته بود که برود آنجا و این مأموریت بزرگ را به انجام برساند. وقتی حضرت ابراهیم رفتند در روایات است که این بچه تشنه شد و مادر دنبال آب می گشت و چندین بار بین صفا و مروه رفت و آمد و صدا می زد که کسی در این وادی نیست؟ نقل این است که ملک الهی آمدند و گفت چه کسی هستی؟ و مثلا جواب دادن من همسر حضرت ابراهیم خلیل هستم. بعد پرسید اینجا چه کار می کنی؟ پاسخ دادند براساس یک مأموریتی ما را آوردند و اینجا گذاشتند. پرسید وقتی می رفت شما را به چه کسی سپرده؟

همین سوال را هاجر از حضرت ابراهیم کرد که در این بیابان این طفل را به چه کسی می سپری و فرمود که من شما را به خدا می سپارم. ملک الهی فرمودند که شما را به خوب کسی سپرده، سراغ طفلتان برگردید، مشکلتان حل شده و آمد و دید که زیر پای او زمزم جوشیده و دورش سنگ چیدند و پرنده ها نشست و برخاست می کردند و قبایل دوردست که فهمیدند اینجا یک آبی است آمدند و از حضرت اجازه گرفتند و چادر زدند و و گرد این آب اقامت کردند و نان و غذا و امکانات می دادند و آب می گرفتند.

این ظاهرش است اما باطنش را حضرت فرمود که جناب ابراهیم خلیل برای ما اهل بیت دعا می کرد «وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرات » یعنی از خدا می خواست که ثمرات قلوب را روزی ما کند و قلوب به ما متمایل بشود «فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوي إِلَيْهِمْ» اینها امام هستند و دورشان می خواهد یک امتی شکل بگیرد، خدایا قلوب را به آنها متمایل کن و ثمرات القلوب را روزی اینها کن. امت سازی یعنی همین. کسی که خدا او را امام می کند بناست یک امتی بسازد و بر مدار ذکر و اقامه صلات و بر مدار توحید و بیتی که خدا در نظر گرفته آن بیت را برای اینها به پا کند و آن را تطهیر کند و بلد امن برای اینها بخواهد و برای اینها از خدا رسول و پیامبری بخواهد و مناسکی را برای اینها بخواهد.

امت سازی بر محور قرآن و اهل بیت

این یک کار امت سازی است که حضرت ابراهیم چند هزار سال قبل تلاش کرده که بستری را فراهم کند برای این که امتی شکل بگیرد. این امت سازی که نبی اکرم کرده است یک مرحله اش تا قبل از بعثت ایشان است و از مرحله بعثت یک مرحله جدیدی از شکل گیری یک امت تاریخی بر محور نبی اکرم و اهل بیت فراهم می شود. اقداماتی که حضرت برای ساخت این امت کردند دو رکن مهم دارد که وجود مقدس نبی اکرم در کنار همه کارهایی که کردند دو چیز را با خودشان آوردند؛ یکی کتاب الهی است و دوم هم اهل بیتی است که بناست مدار ساخت امت بشوند. چون محور امت سازی توحید است و باید امت موحدی باشند.

این توحید معنایش این نیست که خدا را می پرستند یا اینکه دنیا را می پرستند بلکه باید همه زندگی شان آهنگ خدا پرستی پیدا کند؛ نه این که یک نمازی می خوانند و بقیه زندگی شان را در بازارهای شیطانی زندگی کنند. آن ها باید همه زندگی شان و تمام ساز و کارهای حیات اجتماعی و فردی شان به سازوکار پرستش و بندگی تبدیل بشود و این امت بر محور امام شکل می گیرد؛ یعنی ائمه ای هستند که این پرستش الهی را در عالم مدیریت می کنند و بر محور آنها بلاد و بلدهایی ساخته می شود. به تعبیری ائمه، «اَرکَانُ البِلَاد» هستند و انسان هایی را می سازند که «عَنَاصِرَ الاَبرَار» هستند.

بنابراین شکل گیری یک امت بر مدار توحید اینطوری نیست که فقط یک رسولی بیاید و یک خبری می آورد و بعد براساس یک نقشه راه، مردم خودشان راه بروند، امت سازی اینگونه واقع نمی شود بلکه یک امامی می آید که حامل یک حقیقت و کلمه نور و حکمت است و همه اسماء حسنای الهی در اوست و از طریق او بندگی تحقق پیدا می کند. قرآن هم کتابی است که به آنها داده می شود و نقشه راه آنهاست و این طرح بزرگی است که آنها با این طرح در عالم حرکت می کنند.

کسانی که می گویند «حَسْبُنا کِتابَ الله» و می گویند یک پیامبری می آید و یک نقشه راهی می آورد و دست ما می دهد و ما با اینها راه می رویم، اشتباه می کنند و اینگونه امت سازی نمی شود. بار امت سازی روی دوش ائمه است و آنها کتابی می خواهند که آن کتاب طرح الهی برای ایجاد یک امت موحد است که خود این طرح در وجود امام شکل گرفته است. امام حامل این طرح است و امام «مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتاب »(رعد/۴۳) است. علم الکتاب با همه مقاماتش در محضر امام و در قلب امام علیه السلام است. آنها هستند که «أُوتُوا الْعِلْم » هستند و کتاب به آنها عطا شده است. آنها مأمور هستند که یک چنین امتی را براساس این طرح بسازند و کارشان شفاعت و دستگیری و سرمایه گذاری است.

وجود مقدس نبی اکرم این دو رکن امت سازی را با خودشان هم نازل و هم تثبیت کردند «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْن  » وقتی می خواهند از بین امت بروند دو حقیقت جاودان را با خودشان آوردند که بر مدار این دو و تمسک به این دو باید یک امتی ساخته بشود. این حرکت حضرت یک مرحله جدیدی از امت سازی است.

جریان های درگیر با امت سازی نبی اکرم صلی الله علیه و آله

کسی که امام کل است و همه امت های موحده تاریخ بر محور حضرت جمع می شوند و همه تفرق ها با حضرت به یک جمعی می رسد و پیداست در قبال ایشان هم یک جریان شیطنت و جریان درگیری است. این جریان شیطنت و درگیری تلاش کرده که امت سازی را به هم بریزد. حضرت ائمه ای دارند که با این ائمه طرح خودشان را جلو می برند و بر محور این ائمه یک جمع مؤمنی شکل میگیرد و به تدریج یک طرحی تثبیت می شود و آن جریان نفاقی که در درون امت است و هماهنگ با جریان کفر در بیرون است و در قرآن مفصل از آن صحبت شده، سد راه این امت سازی است. آنها هم یک طرحی دارند که آن طرح هم در قرآن آمده است که آنها مقابل طرح حضرت یک طرحی دارند.

این طرح عظیم حضرت، یک طرح امت سازی است و می خواهند امتی را بر مدار توحید بسازند و برای این که این امت بر مدار توحید شکل بگیرد کتاب و ائمه ای آوردند که این ائمه بر مدار این کتاب و طرح کتاب الهی امتی می سازند. این طرح رقبایی در بیرون دارد که دستگاه ابلیس و شیاطین و کفار هستند و یک رقبایی هم درون امت حضرت دارد که جریان نفاق است. این دو جریان هم داستان می شوند و بناست که این طرح متلاشی بشود و دوباره بر محور اهل بیت علیهم السلام تثبیت و حفظ بشود. این طرح تا زمانی که به عصر ظهور برسیم ادامه دارد. عصر ظهور عصری است که آن طرح امت سازی حضرت به شکل جامع در ظرف عالم ارض ممکن می شود و ادامه اش رجعت و قیامت می شود که حضرت امتشان را وارد عوالم بعدی می کنند که عالم رجعت و قیامت است و این امت در رجعت و قیامت اقتضائات خاصی دارد.

همینطور که حضرت یک طرح بزرگ تاریخی دارند، دستگاه شیطان و ابلیس و شیاطینی که با حضرت درگیر هستند هم برنامه ای دارند. قرآن می فرماید «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِن »(انعام/۱۱۲) ما برای هر پیامبری دشمنانی در مقیاس خودش از شیاطین انس و جن قرار دادیم و این نسبت به نبی اکرم هم وجود دارد. آنها هم یک طرح بزرگ و پیچیده ای دارند و اینطور نیست که طرح آنها یک طرح ساده باشد، آنها هم دنبال ایجاد یک جمع و جامعه بر مدار تعلق به دنیا و توجه به دنیا و استکبار هستند.

یک ائمه هدات معصومینی هستند که این ائمه محور هستند و رجوع امت به این ائمه است که می تواند مدار تحقق امت تاریخی حضرت بشود. این همانی است که حضرت ابراهیم خواستند «فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوي إِلَيْهِمْ» ائمه که محور امت سازی هستند یک تلاشی می کنند و براساس کتاب خدا هم طرح شیطان را می فهمند و هم با آن طرح درگیر می شوند و نقطه های درگیری را می دانند کجاست و ما قطعا نمی توانیم آن طرح را به آن وسعت بفهمیم. شکل گیری امت وقتی است که مردم بر محور این امام و کتاب جمع بشوند که این کتاب طرح امام است.

اینکه شما بگویید ما به بدون امام کتاب را اخذ می کنیم، این جزو موهومات است و چیزی از کتاب به دست ما بدون امام نمی رسد. به تعبیر قرآن امام «مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتاب » است «في  صُدُورِ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ»(عنکبوت/۴۹) آیات قرآن در صدور و سینه های آنهایی است که بهشان علم داده شده است. امام طرحی است که قرآن با او امت را می سازد و راه می برد. این «حَسْبُنا کِتابَ الله» در واقع یک تدبیری است که جریان نفاق و کفر کردند تا مردم را از حول امام پراکنده کنند. آن ها می گویند یک نقشه ای از طرف خدا آمده و خودمان به آن عمل می کنیم، در حالی که آن نقشه عمل ما نیست بلکه آن طرح عمل امام و امت سازی است که ما هم ذیل او طبیعتا یک جایی پیدا می کنیم.

بنابراین کاری که دشمن کرده، ایجاد تفرق از حول امام است که بعد از این تفرق، تفرق از کتاب هم پیدا می شود. درواقع آن طرف یک امام کلی است که می خواهد یک امتی بسازد که کتاب و ائمه ای آورده کما این که حضرت ابراهیم هم همین کار را کردند و یک بیت و بلدی به پا کردند که این بیت و بلد، بیت نبی اکرم است. در دعای ندبه می خوانیم «جَعَلْتَ لَهُ وَ لَهُمْ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاس » این خانه ای است که خدا برای مردم قرار داده و مردم از طریق او باید خدا را پرستش کنند. این یک مرکزی است که امت سازی باید بر محور این قبله شکل بگیرد و آنجا باید قبله باشد و قبله بودن معنایش این نیست که مثلا شهر ها از نظر جغرافیایی رو به آنجا ساخته بشوند بلکه باید فرهنگ شهرها فرهنگ آن بیت باشد. قبله خیلی از شهرهای مدرن نیویورک است ولی معنی قبله این نیست که پایشان را رو به آنجا می کنند و شب ها می خوابند، دراصل یعنی بر مدار آن تفکر و فرهنگ آنجا دارد بازارهایشان و شهرشان شکل می گیرد.

حضرت یک بیت و یک بلدی دارند و بعد هم به تدریج یک بقائی برای حضرت درست می شود که مثلا حج است و مقامات حج و عرفه است. حضرت یک بیت و بلد و یک کتاب و امام دارند که بعد باید همه حول این ائمه جمع بشوند. یک طرح پراکنده سازی وجود دارد که ائمه با این طرح پراکنده سازی درگیر می شوند تا اینکه به عاشورا می رسد. عاشورا یک نقطه اساسی امت سازی است. اگر بخواهد یک امتی بر محور نبی اکرم و اهل بیت شکل بگیرد، این امت باید با امتی که حول ائمه باطل جمع می شوند مرزبندی داشته باشد.

وجود مقدس نبی اکرم فرمود ائمه دو گونه هستند؛ ائمه ای که دعوت به نار می کنند و ائمه ای که دعوت به خدا می کنند. در قرآن می فرماید «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِم »(اسراء/۷۹) امت ها وقتی وارد قیامت می شوند با امام خودشان در محشر می آیند. وقتی مردم را می خواهند صدا بزنند، ما تعینی آنجا نداریم و می گویند امت امیرالمؤمنین بیایند یا امت معاویه بیایند و مردم را با امامشان صدا می زنند. شخصی به حضرت عرض کرد که مگر شما امام همه نیستید؟ حضرت فرمود درست است ولی ائمه ای بعد از من می آیند و کسانی با آن ها درگیر می شوند که حول آنها نیستند. اگر کسی می خواهد بر محور امامت من و بر محور رسالت من زندگی بکند و مبعوث بشود باید با آن ائمه سیر بکند. اگر با آن ائمه سیر کرد با من زندگی می کند و با من مبعوث می شود ولی اگر با آن ائمه سیر نکرد از مدار امامت و نبوت من خارج می شود و در قیامت هم وقتی مبعوث می شود با من حشر و نشر ندارد و با من وارد بهشت نمی شود.

سیر با نبی اکرم که امام کل هستند از طریق سیر با این ائمه حاصل می شود. ما برای شکل گیری امت واحده و برای این که این امت مرزبندی هایش روشن باشد به تبری نیاز داریم. این تبری از مدار یک امام امت مادی است. آن ها ائمه ای هستند که به تعبیر قرآن «يَدْعُونَ إِلَى النَّار»(بقره/۲۲۱) دعوت به آتش می کنند و ما نباید با آنها اختلاط پیدا کنیم. این تبری ها و لعن ها برای همین است که ما با آن ها مخلوط نشویم. برای این که اختلاط حاصل نشود ما باید این مرزها را حفظ کنیم.

اثرات واقعه عاشورا

عاشورا حادثه ای است که این صف بندی بین این دو امت را روشن می کند. قبل از او خیلی واضح نیست ولی بعد از عاشورا صف ها کاملا دو تا می شوند. لذا بر محور عاشورا امکان تهذیب نفس و تهذیب اجتماعی و تاریخی فراهم می شود. عاشورا کانون تهذیب نفوس از صفات رذیله از تولی به امام باطل است که همه صفات رذیله هم از فروع ائمه باطل هستند «وَ عَدُوُّنَا أَصْلُ  كُلِ  شَرٍّ وَ مِنْ فُرُوعِهِمْ كُلُّ قَبِيحٍ وَ فَاحِشَة»(1) تمام فواحش و زشتی ها از فروع ائمه باطل و اولیاء طاغوت و مستکبرین هستند. آنها هستند که طغیان را به صفات روحی تبدیل می کنند که یکی از شدیدترین مرحله طغیان در صفات روحی مانند حسد و تکبر و بخل و دنیا پرستی است.

بنابراین مرزبندی در مقیاس امت ها با یک تبری در همین مقیاس شکل می گیرد و ما باید از این جریان شکل گیری یک امت مادی تبری داشته باشیم. نمی شود آدم بگوید من از معاویه تبری دارم ولی عسل معاویه چیز خوبی است. اگر کسی می خواهد تبری پیدا کند از عسل معاویه هم باید تبری پیدا کند. اگر پرچمداران مادی، یک تمدنی به وسعت کل جهان ساختند و یک جامعه جهانی درست کردند و موفق شدند که دهکده جهانی واحد با یک پیچیدگی در دوره صنعت و فراصنعت درست کنند، ما باید در همین مقیاس از آن ها تبری بجوییم. این تبری و مرزبندی ها هم مسبوق به بصیرت و آگاهی ها و شناخت هاست و باید آگاهی و شناختی پیدا بشود که بعد به یک انگیزه فاصله گذاری تبدیل بشود و بعد به انگیزه درگیری صف و قتال تبدیل بشود.

عاشورا نقطه کانونی شکل گیری این اتفاق است. زیارت عاشورا مناسک شکل گیری امت ایمانی بر محور ائمه حق و بر محور عاشوراست که چطور می شود بر محور عاشورا امت درست شود و چطور صف ها شناخته می شوند و بعد از شناخته شدن چطور موضع گیری ها شکل می گیرد و این موضع گیری ها چطوری به صف و قتال منتهی می شود و چطور صف بندی انسان ها ساخته می شوند و وجاهت آبرومندی در محضر خدا و تقرب پیدا می شود و چطور معیت و ثبات قدم پیدا می شود و چطور حیات و ممات انسان ها و دنیا و آخرتشان بر مدار اهل بیت واقع می شود «اللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» چطور سیرشان در این دنیا به سیر عالم برزخ و قیامت و امام منتهی می شود «اَللّهُمَّ ارْزُقْنی شَفاعَهَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ».

این امت سازی به شناخت ائمه باطل و امتشان و شناخت امام حق و عرصه درگیری ها احتیاج دارد. این درگیری که بین نبی اکرم و دستگاه باطل است یک درگیری بسیار وسیع و گسترده ای است که این درگیری از دنیا تا قیامت شروع می شود و این درگیری به فتح و پیروزی نبی اکرم هم ختم می شود. در آخر فتوحاتی برای نبی اکرم واقع می شود و یک امتی حول نبی اکرم شکل می گیرد که سوره فتح یک بخشی از این فتوحات حضرت را بیان می کند «إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبينا»(فتح/۱).

بر محور این فتحی که خدا برای نبی اکرم می کند یک اتفاقاتی برای امت می افتد و این فتح در مقیاس همه قوای عالم است «وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»(فتح/۷) آن کسی که طرف شماست همه قوای عالم لشکر اوست و با این لشکر بهشتی ها را وارد بهشت می کنیم و جهنمی ها را وارد جهنم می کنیم و صف ها را از این دنیا شکل می دهیم.

پس این درگیری که پیدا می شود بین دو امت و بر محور دو امام و دو جریان امامت است؛ آنها امت می سازند و این طرف هم امت می سازد، آنها طرح پیچیده دارند و این طرف هم طرح پیچیده تاریخی دارد، این طرف طرحش کتاب خداست و لذا یک طرح ثابت و نقشه روشن واحدی دارند که ائمه آن را دنبال می کنند ولی آن طرف نقشه ثابتی ندارد. البته خدای متعال به اندازه ای که مصلحت کل عالم خلقت است آنها را امداد می کند و به طرح هایی می رسند و طرح هایشان را پیچیده تر می کنند ولی ثبات قدم در کارشان نیست و یک نقشه واحد روشن ندارند ولی دائما دارند کارشان را گسترده تر می کنند.

ایجاد یک امت در این میدان درگیری وسیع نیاز به یک بصیرت و روشن بینی نسبت به این دو صف و گستره این دو صف دارد. آدمی که نمی تواند این دو صف را ببیند ممکن است که نتواند حق و باطل را تشخیص بدهد و در صف باطل برود و علاوه بر بصیرت و آگاهی نیاز به ایجاد یک انگیزه برای حضور در جبهه حق دارد و این انگیزه بعد از بصیرت باید به مرزبندی ها و لعن ها و برائت ها تبدیل بشود «فَلَعَنَ اللهُ اُمَّهٌ» و بعد فاصله گذاری می شود «بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ» باید به برائت برسی «وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَشْیاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ» و بعد هم به صف و قتال می رسیم «اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ» این ادامه پیدا می کند.

پس در مسیر امت سازی، این امت احتیاج به کتاب و امام دارد و این امت تاریخی رقبایی دارد که رقبای آنها هم ائمه ای هستند که یک امتی برای خودشان می سازند و طرح پیچیده دارند و سعی می کنند که از حول این پیامبر مردم را پراکنده بکنند و طرحشان هم در قرآن آمده است «يَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلى  مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا»(منافقون/۷) می خواهند انفضاض و پراکندگی ایجاد بکنند و می گویند امکاناتتان را از دور پیامبر جمع کنید تا مردم پراکنده شوند یا در آیه دیگری آمده «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِما»(جمعه/۱۱) یک بساط لهو و تجارتی پیدا می کنند که مردم پراکنده شوند و به آن سمت بروند که به وسعت کل دنیاست. این تمدن مادی عصر حاضر هم یک بساط لهوی به وسعت کل دنیا درست کرده و مردم را از حول انبیاء پراکنده کرده است.

پس آن طرف یک طرح بزرگ است و شناخت این طرح و فهم وسعت درگیری و مدیریت آن کار امام است. لذا امیرالمؤمنین «يُقَاتِلُ  عَلَى  التَّأْوِيل » پس اینکه امت این درگیری را بفهمند و بعد بر مدار این امام حق بایستند و به شناخت این دو جبهه برسند و بعد موضع گیری کنند ذیل همراهی با امام است. در زیارت عاشورا مقاماتی اعم از خونخواهی و وجاهت و قرب و معیت و ثبات قدم و مقام محمود ذکر شده که واقعا مقامات عجیبی است، آن هم برای یک امتی که وارد این عرصه ها می شوند. در واقع یک امت تاریخی بر مدار عاشورا شکل می گیرد.

پس عاشورا یک مرحله اساسی در امت سازی وجود مقدس نبی اکرم است که مردم را از مدار امام باطل به مدار حق برمیگرداند. جریان نفاق می گوید طرح ما طرح نبی اکرم است و طرح را صبغه اسلامی می دهد ولی باطنش جریان کفر را در عالم پیش می برد، یعنی اینها جزو ائمه ضلال هستند. جریان نفاقی که در امت اسلامی عیان شده و به بنی امیه و بنی عباس و دیگران تبدیل شده، این شبکه نفاق طرحش طرح نبی اکرم نیست «أَمَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ  بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا» کتاب بدون امام معنا ندارد، کتاب با امام محقق می شود.

کتاب طرحی است که متصدی او امام است و باید یک کسی باشد که در مقیاس کتاب بفهمد. کتاب همه اش حروف مقطعه است، چه کسی قرآن می فهمد؟ اینهایی که ائمه ضلال و ائمه نفاق هستند یک نفرشان نمی تواند حروف مقطعه قرآن را بفهمد. قرآن طرحی است که در اختیار امام است و با او امت می سازد و آن سطحی از قرآن که برای امت باید فهم و عمل بشود را امام بهشان تعلیم می کند «كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ»(ابراهیم/۱) نبی اکرم امت را با این کتاب به سمت نور بیرون می برد. این کتابی است که «لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِم »(نحل/۴۴) آن سهمی از کتاب که نازل بر امت شده است را حضرت باید برای امت بیان بکند و بعد هم امام باید آن را بیان کند.

لذا یک طرحی وجود دارد که مردم را از حول ائمه و نبی اکرم پراکنده می کند، چون ائمه ادامه نبی اکرم در امت هستند «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْن » انتشار و پراکندگی و انفضاض از حول کتاب و امام، انفضاض از حول نبی اکرم می آورد و این با پراکنده کردن از حول امام، ولو به اسم جمع شدن دور خدا، واقع می شود. چون قرآن طرحی نیست که در اختیار ما باشد. چه کسی می تواند بگوید من علم الکتاب دارم و تأویل کتاب و ظاهر کتاب و باطن کتاب را می دانم؟ یک نکته خیلی مهمی که بعضی از بزرگان روی آن تأکید کردند این است که طرح ائمه هم طرح مستقلی نیست؛ یعنی این طور نیست طرحی که امیرالمؤمنین آن را به یک نقطه ای رساندند، امام مجتبی آن طرح را عوض کنند بلکه یک نقشه کلانی است که در کتاب است و هر امامی یک بخش از آن را دارد و یک قطعه از این نقشه بزرگ و طرح الهی را اعمال می کند و این یک طرح هماهنگ است.

لذا مثلا مقام معظم رهبری می آید و این انسان دویست و پنجاه ساله را بیان می کند، گویا ائمه دویست و پنجاه سال مانند یک آدم زندگی می کنند. من می گویم انسان هزار و چهارصد و پنجاه و پنج ساله، امام زمان هم همان طرح را دارند جلو می برند. این یک طرح بزرگ تاریخی است و عاشورا یک مقطع حساس این طرح است که ارجاع به امام و ارجاع به کتاب و ارجاع به نبی اکرم در عاشورا واقعا می شود.

پس دو امت شکل می گیرد و مرزبندی بین این دو امت و روشن شدن صف هایشان بعد از آگاهی در وسعت این طرح تاریخی بر مدار امام حسین علیه السلام مشخص می شود و نیاز آن شناخت جبهه مقابل و رسیدن به موضع گیری از لعن و تبری در مقیاس طرح بزرگ شیطان است که آدم باید در مقابل کل طرح موضع و لعن داشته باشد نه این که زیگزاگی عمل کند و یک بار با امام حق برود و یک بار با امام باطل باشد. این موضع گیری باید به صف و قتال تبدیل بشود تا به معیت تام برسد «وَ أَنْ یثَبِّتَ لِی عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ» و به مقام صدق با امام برسد و در کنار امام ثبات داشته باشد، نه این که طرح شیطان آدم را متزلزل کند و گاهی با امام راه برود و گاهی آن طرف برود و چشمش با شیطان باشد و قلبش با امام باشد، بلکه باید تمام قوایش همراه امام حرکت کند.

انسان باید کل قوای خودش را در طرح حضرت بیاورد تا در سیر با امام به یک مقامی برسد که لغزش هایش جبران بشود «مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْكَ صَلَواتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ» باید به یک نقطه ای برسد که حیات و حشر او هم با امام باشد «اللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» همینطور که در دنیا در طرح امام است، باید وقتی وارد عالم برزخ هم می شود در طرح امام باشد و از شفاعت امام برخوردار شود «اَللّهُمَّ ارْزُقْنی شَفاعَهَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ» رسیدن انسان به این نقطه از بستر عاشوراست و همراهی با عاشورا یک کار بسیار بزرگی است ولی دو تکیه گاه مهم تاریخی دارد؛ یکی بکاء و دیگری زیارت است.

انسان باید این پیوند عاطفی با عاشورا را دائما مرور کند تا به ارتقاء وجدان برسد و با جبهه باطل موضع پیدا کند تا مقابل یک حرکت تاریخی موضع پیدا کند و نگوید امام حسین علیه السلام سال 61 هجری از دنیا رفتند و به شهادت رسیدند و در عصر حاضر دیگر ربطی ندارد و عاشورا در قرن چهاردهم تمام شده است. این مرور عاطفی عاشورا و بکاء دائم موجب درک عظمت واقعه و وسعت تکوینی و تاریخی واقعه می شود. عاشورا یک واقعه ای به وسعت همه تاریخ و همه عوالم است «أَشْهَدُ أَنَّ دَمَكَ سَكَنَ فِي الْخُلْدِ وَ اقْشَعَرَّتْ لَهُ أَظِلَّةُ الْعَرْشِ  وَ بَكَى لَهُ جَمِيعُ الْخَلاَئِقِ» چون همه کائنات و عوالم گریه کردند.

فهمی به وسعت تاریخی و هم چنین یک عاطفه در این مقیاس لازم است که بتواند پایگاه درگیری با جبهه باطل بشود و نسبت به جبهه باطل ایجاد نفرت و ایجاد لعن و ایجاد صف بندی روحی تا مرز اقدام و درگیری و قتال بکند. این یک سرمایه ای می خواهد و عاشورا سرمایه امت سازی است. مارکسیست ها کلی ادبیات تولید کردند و بسترهای اجتماعی ایجاد کردند برای این که جنگ طبقاتی بر محور تقسیم غنایم مادی راه بیاندازند. این جنگ الهی نیست، جنگ حق و باطل را که نمی شود با ایجاد انگیزش های طبقاتی ایجاد کرد و سامان داد، این احتیاج به یک صف و قتال در این وسعت دارد. این هم انسان را تهذیب می کند و هم امت می سازد و هم امت را تهذیب می کند و مستمرا هم تهذیبشان می کند و نمی گذارد اختلاط با باطل پیدا بکنند.

لذا عاشورا محور امت سازی است. درگیری حضرت با جبهه باطل یک طرفش عقلانیت و عزت و ستیز و مقاومت است و یک طرفش هم عاطفه است. هیچ کجا به اندازه عاشورا تحریک عاطفه نشده در عین این که عقلانیت ظهور می کند. طفل شش ماهه را در بین دو نهر آب، برای یک جرعه آب روی دست گرفتند و به عالم اثبات کردند که جبهه شیطان اینطوری است و سر منافع خودش فقط شعار میدهد و همیشه هم شعار حق را می دهد چون اگر شعارش شعار باطل باشد کسی به دنبالش نمی رود. آن ها حق و باطل را آمیخته می کنند که مشتری پیدا کند.

به تعبیر امیرالمؤمنین علیه السلام «يُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَيُمْزَجَان »(2) اینجا شیطان استیلا پیدا می کند و مخلوط می کند ولی اینهایی که شعار حق و شعار آزادی و شعار مردم و دموکراسی می دهند، همان کسانی هستند که طفل شیرخوار را بین دو نهر آب برای مقاصد خودشان روی دست پدر می زنند و یک جرعه آب نمی دهند. حضرت جنگ عاطفه درست کردند و ارتقاء وجدان تاریخی ایجاد کردند و کاری کردند که شیطان باطن خود و آن روی سکه اش را نشان بدهد. لذا عاشورا نقطه کانونی تهذیب نفوس مؤمنین و شکل گیری امت تاریخی بر مدار امام و تهذیب تاریخ و پالایش تاریخ از دستگاه ولایت باطل و از صفات رذیله ای است که او ایجاد می کند.

حضرت امتی می سازد که از این آغشتگی پاک بشود و امت به برائت کامل و به تطهیر کامل و به ثبات قدم در جبهه حق و به صدق در جبهه حق برسد تا تزلزل و نفاق نداشته باشد. این با امام حسین واقع می شود. لذا هم بکاء و هم زیارت محور شکل گیری این تحول عظیم تاریخی است و این زیارت و بکاء بر حضرت هم تطهیر نفس و هم حیات طیبه می آورد و هم مردم را حول امام جمع می کند و به بصیرت و موضع گیری و صف و قتال تبدیل می شود.

خود زیارت عاشورا یک عهد مستمر با امام حسین است. یک بخش این زیارت و عهد هجرت به سمت امام است که انسان بارش را بردارد و به سمت امام کوچ کند. زیارت، کوچ کردن از عالم دنیا و عالم نفس و از عالم شیطانی است و این محور ساخت امت است. این است که افضل عبادات است و هر قدمش ثواب یک عمره مقبوله و ثواب شهادت در رکاب نبی اکرم و ثواب عتق و آزاد کردن انسان ها و آزاد کردن خود انسان را پیدا می کند چون این محور ایجاد آزادی است. یعنی اگر شما تلاش می کنید و درآمد حلال پیدا می کنید و می روید و یک بنده ای را آزاد می کنید و نمی گذارید برده دیگران باشد، در زیارت امام حسین ثواب هزاران عتق است، یعنی منتهی به آزادی انسان از دستگاه شیطان می شود.

این زیارت امکانات انسان را بالفعل می کند و طرح رهاسازی از شیطان است. اگر این طرح در دوران ما اوج بگیرد حتما تمدن مادی را به چالش های بزرگ می کشاند و آدم ها را از طرح بزرگ و پیچیده شیطان در دوره مدرن و پسامدرنیته رها می کند. این زیارت محور رها سازی است و حج فرار از ائمه باطل و طرح شان به سمت خداست «فَفِرُّوا إِلَى اللَّه »(ذاریات/۵۰) فرمود «يَعْنِي حُجُّوا إِلَى بَيْتِ اللَّه »(3) این فرار از اولیاء طاغوت و طرح پیچیده شان و از دنیایی است که آنها می سازند و از جهنمی است که به پا می کنند. می گویند به سمت خدا فرار کنید فروا الی الله این هر قدمش یک فرار الی الله است و ما را از دستگاه شیطان نجات می دهد.

این زیارت اگر شکل بگیرد عامل فروپاشیدن تمدن مادی می شود. اگر قلوب متوجه عاشورا شدند و این گسترشی که اربعین از حضور ملت های مختلف و آیین های مختلف دارد به سرعت پیدا می کند منتهی به فروپاشی طرح نفاق و کفر می شود و پیداست که با آن مقابله می کنند. لذا پیداست به هر قیمت شده تلاش می کنند که آن را متوقفش بکنند. صهیونیست ها گفته بودند شیعه دو بال دارد، یکی بال سرخ عاشورا و یک بال سبز ظهور است و باید این دو را از او بگیریم و وقتی گرفتیم می توانیم کنترلش کنیم. اگر شما مردم را از امام حسین و امام زمان جدا کنید یک مردم و یک امت بی رهبر می شوند و پیداست که طعمه شیطان می شوند. امام حسین آمدند تا «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ  الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَة».

زیارت ائمه نقطه جوششی بین امام و امت است و دارد یک امت ساخته می شود. آن حقایقی که در فرهنگ عاشورا وجود دارد خودش را در یک رفتار سازماندهی شده و در یک بسترها و شرایط خاصی نشان می دهد و یادآوری می کند که رابطه مردم با یکدیگر می تواند رابطه محبت و عشق و دلدادگی و فداکاری و ایثار باشد نه این که با استیثار و بازار و سوداگری بخواهند همدیگر را بدوشند. یک چنین نمونه و الگویی در بستر اجتماعی و تاریخی دارد شکل می گیرد که این می تواند به یک طرح های بزرگ تبدیل بشود و مقدمه شکل گیری یک امت باشد و بی تردید امت را متلاشی می کنند. توجه به عاشورا بصیرت و عتق می آورد. این است که در زیارت حضرت ثواب عتق است و واقعا آزادی در انسان ها ایجاد می کند.

نرم افزارهای بردگی که شیطان و دنیای مدرن و سقیفه و بنی امیه تولیدش کردند انسان را نابود می کند. لذا توجه به اربعین و این شکل گیری مقدمه متلاشی شدن امتِ بر محور ضلال و ساخت امت تاریخی نبی اکرم بر مدار اهل بیت و حرکت به سمت ظهور و رجعت است و مردم را به امام زمان و ظهور و رجعت ارجاع می دهد.

پی نوشت ها:

(۱) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 8، ص: 243

(2) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 88

(3) من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص: 199