نسخه آزمایشی
شنبه, 03 مهر 1400 - Sat, 25 Sep 2021

تحلیل جامعه جهانی در دوران پساکرونا و نحوه عملکرد ما در برنامه عصر

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 19 فروردین ماه 99 است که در برنامه تلویزیونی عصر ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند؛ از همان آغاز پیدا بود که این بیماری یک جنبه های فرارشته ای دارد که به تدریج همه آن جنبه ها خودشان را نشان می دهند. آرام آرام اظهار نظرهایی از ناحیه کسانی که نگاه تمدنی دارند دارد شکل می گیرد و پساکرونا را تحلیل می کنند. آنها وقتی پساکرونا را تحلیل می کنند، معتقد هستند که جابجایی قدرت اتفاق می افتد. ما هم به ناچار باید به آن بپردازیم؛ چون اگر نپرداختیم و بر مبنای پروتکل های دیگران عمل کردیم، دنباله روی آنها خواهیم شد. تردیدی نیست که ما در فضای رقابت تمدنی قرار داریم؛ به خصوص تمدن اسلام و تمدن غرب که لیبرال دموکراسی است. کرونا یک پدیده است، کسانی که نگاه تمدنی به آن می کنند، می گویند غرب تلاش می کند که از آن برای عبور از بحران های کنونی تمدنش به یک مرحله ای که بحران های اقتصادی و سیاسی و یا حتی بحران های انسانی که دارد، استفاده کند. این یک رویکرد است و طبیعتا ما هم اگر رقیب تمدنی هستیم، باید در همین مقیاس تلاش کنیم که یک معبری برای جامعه آرمانی خودمان، یعنی به سمت ظهور، درست کنیم و از این پدیده استفاده کنیم. غرب می خواهد از کرونا برای ایجاد یک نظم شدیدتر مادی و سلطه بیشتر از طریق فضای مجازی استفاده کند و حکمرانی مجازی را حاکم کند. اما یک بستری هم از این طرف ایجاد می شود که می تواند افول و زوال غرب را از باطن تسریع کند. از جمله یک انفجار معنوی و یک جهش معنوی ممکن است در پی این واقعه اتفاق بیافتد.

سوال: حضرت آیت الله رسانه یک مسئولیتی دارد به نظرم که تحلیل کند این جریان را، این بحرانی که دیگر اقلیمی نیست، منطقه ای هم نیست، جهانی است. ما پیچ تلویزیون را که باز می کنیم می بینیم که امروز در نیویورک چه خبر است، این بحران چطوری است، این که به طور کلی همه کشورها قرنطینه هستند چه چند هزار به اصطلاح فوت شده داشته باشند چه دو تا داشته باشند همه در قرنطینه هستند و دنبال تفسیر معنوی این جریان هستیم. سوال ابتدایی بنده از حضرت عالی همین است که رسانه چه مسئولیتی دارد برای تبیین و تحلیل این ماجرا در همین مرحله ای که ما هستیم؟ این را می خواستیم تبیین کنید؛ بفرمایید.

جواب: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين  وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين  وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم  أَجْمَعِين . ابتدائا چهره بهداشتی این پدیده مورد توجه قرار گرفت و البته لازم هم بود، به خاطر این که واقعا یک مخاطره جدی برای حیات و جامعه بشری پیش آمده بود و به خصوص در کشور ما هم الحمدلله وزارت بهداشت و سایر همکاران عزیزشان تلاش کردند و توفیقات فراوانی هم به دست آوردند. خدا ان شاء الله بر توفیقات شان بیافزاید، به خصوص عزیزانی که در صف مقدم مبارزه با این بیماری هستند.

ولی از همان آغاز پیدا بود که این یک جنبه های فراتری دارد و رشته های دیگر علوم اجتماعی و انسانی و حتی جنبه های فرارشته ای دارد. الان به تدریج همه آن جنبه ها دارند خودشان را نشان می دهند؛ در حوزه اقتصاد، سیاست، امنیت و حتی فرارشته ای که مسئله نگاه تمدنی است و آرام آرام اظهار نظرهایی که از ناحیه کسانی که نگاه تمدنی دارند دارد شکل می گیرد و پساکرونا را تحلیل می کنند. بعضی از نظریاتی که داده بودند، عمدتا در همان چارچوبه فکری و پارادایم اندیشه مدرن، واقعه را تحلیل می کنند. جنبه های الهیات را آنچنان که شایسته بحث است مورد دقت قرار ندادند. گرچه یک عکس العمل های منفی و شبهه پراکنی هایی در حوزه مباحث الهیات هم وجود دارد. این واقعه از منظر فراتر از چارچوب های اندیشه مدرن است.

آنها وقتی پساکرونا و دنیای پس از این واقعه را تحلیل می کنند، معتقد هستند که جابجایی قدرت اتفاق می افتد، بدون این که در چارچوبه های نظری حاکم بر جهان تغییری پیدا بشود و معادلات حاکم تغییر کند. مثلا چین یا کشورهای آسیایی قدرتمندتر می شوند و احتمالا آمریکا و غرب قدرتشان کاهش پیدا می کند. از این دست تحلیل ها یا احیای مجدد ملی گرایی و توجه به قومیت و ملیت و نظریات دیگری که در آینده جهان اتفاق می افتد، گفته شده است. ولی اینها نشان می دهد که واقعا این یک امر بسیار مهمی است. خیلی از کشورها و دولت ها، الان صادرات کالاهای استراتژیک خودشان را متوقف کردند، چون نگران هستند که این واقعه ادامه پیدا کند و منتهی به یک نوع کمبود مواد غذایی و بعد قحطی مصنوعی و امثال اینها بشود. بعضی از رفتارهایی که در جامعه غرب دیده می شود و بعضی از سیاستمداران هم یک نظرهای جدی نسبت به آینده جهان کردند نشان دهنده این است که جنبه های فرارشته ای این واقعه، کم کم جدی می شود.

ما هم به ناچار باید به آن بپردازیم. چون اگر نپرداختیم و بر مبنای پروتکل های دیگران عمل کردیم، دنباله روی آنها خواهیم شد، بنابراین ما باید به این امر نگاه بکنیم. با یک نگاه از این جهت که حالا چرا این اتفاق افتاد و چطور این ویروس منتشر شد، از آن فعلا من نمی خواهم بحث کنم. چون احتمال های مختلفی است. بعضی گفتند شکل طبیعی داشته که احتمالش خیلی ضعیف است و یا ویروس جهش یافته ای است که به طور طبیعی جهش یافته یا اگر مصنوعی است بدون این که یک تصمیمی پشت سر آن باشد انتشار پیدا کرده است.

بعضی هم گفتند که یک اراده ای برای ساخت آن و انتشارش بوده، به خصوص با شکلی که دارد کاملا می سازد. با این که مردم را از عرصه دنیای حقیقی و عرصه دنیای مجازی عبور می دهد و در واقع الان جامعه جهانی در یک رزمایش بزرگ برای عبور از دنیای حقیقی به دنیای مجازی هستند. خیلی از افراد آموزش هایی که نسبت به ورود به فضای مجازی در همین چند ماه دیدند، شاید بیش از تمام آموزش هایی باشد که در طول چند سال گذشته دیدند. بر این اساس احتمال دادند که این یک کار جدی است برای عبور از جامعه مدرن به پسامدرن و ایجاد یک حکمرانی مجازی در جهان تدبیر شده است.

ولی بی تردید در آن فضای حکمرانی مجازی، نظام سلطه صور جدی تر و قدرتمندتری دارد و جهان را بیش از گذشته می تواند کنترل کند. من اصلا کار با نگاه پیشینی ندارم که چرا پیدا شده است ولی به لحاظ نگاه پسینی، تردیدی نیست که ما در فضای رقابت تمدنی قرار داریم. به خصوص تمدن اسلام و تمدن غرب و تمدن پایانی غرب که لیبرال دموکراسی است. این یک پدیده ای است، کسانی که نگاه تمدنی به آن می کنند، می گویند غرب تلاش می کند که از آن برای عبور از بحران های کنونی تمدنش به یک مرحله ای که بحران های اقتصادی و سیاسی و یا حتی بحران های انسانی که دارد، استفاده کند.

یعنی فرض کنید نسبت به نیروی انسانی فرسوده و امثال اینها، که میانگین سنی خیلی از کشورهای اروپایی بالای 47 سال است و این خطر بزرگی است و امنیت اقتصادی شان را تهدید می کند و بدهی های بزرگ جهانی که پیدا شده و از آغاز دهه هشتاد تا الان ۸۰ درصد تولید ناخالص ملی به 240 درصد رسیده است، یعنی هر کودکی که متولد می شود به اندازه 240 درصد بدهکار است. الان دنیای غرب برای حل این بحران ها و از همه مهمتر برای حل این چالشی که انقلاب اسلامی برایش ایجاد کرده، از این پدیده استفاده خواهد کرد و تدبیر می کند که جهان را به سمت یک آینده ای با نظم پیچیده تر مادی و با رقابت و رقبای کمتر به خصوص رقیب تمدنی پیش ببرد. یکی از نگاه ها همین است که تلاش می کند جامعه جهانی را به سمت حکمرانی مجازی پیش ببرد.

خب این یک رویکرد است و طبیعتا ما هم اگر رقیب تمدنی هستیم، باید در همین مقیاس نگاه و تلاش کنیم که یک معبری برای جامعه آرمانی خودمان، یعنی به سمت ظهور، درست کنیم و از این پدیده استفاده کنیم. دو تمدن است و این دو تمدن در طول تاریخ نمونه ها و نمادهایی داشتند و هر دو هم تلاش می کردند که یک آینده های آرمانی را به بشر ارائه کنند. انبیاء عصر ظهور را ارائه می کردند. غرب تلاش می کند که جامعه جهانی را به سمت آرمانشهر نهایی خودش، که مثلا کلبه الکترونیکی یا چیز دیگری است، به آن سمت عبور دهد. ما هم باید تلاش کنیم که جامعه جهانی را به سمت عصر ظهور تغییر دهیم و یک رزمایش بزرگ در مقابل رزمایش عبور از دنیای حقیقت به فضای مجازی ایجاد کنیم.

عصر ظهور یک عالمی است با نقطه مختصات خودش که در این عالم ظهور پیدا می کند و یک جهان دیگری اتفاق می افتد. طبیعتا این پدیده از همین منظر می تواند یک جنبه معنوی داشته باشد، یعنی می تواند انسان را وارد عهد معنا بکند؛ یعنی دوباره به عهد معنویت و عهد با خدای متعال و انبیاء برگرداند. این خصوصیت در این است و بشر باید به این عهد برگردد. الان چالشی که برای جامعه جهانی به هر دلیل پیدا شده، ناشی از تغییر سبک زندگی بشر است، هرچه که باشد. چه عوامل اقتصادی داشته باشد و چه عوامل امنیتی داشته باشد و چه جنگ بیولوژیک باشد، ناشی از تغییر سبک زندگی بشر است که در دوران مدرن پیدا شده و این هم مثل بسیاری از بحران های زیست محیطی که خودشان را به تدریج نشان خواهند داد، ناشی از این است که بشر در دوران مدرن احساس کرده که می تواند در عالم خدایی کند.

من معتقدم دانشمندانی که در آغاز دوران مدرنیته ادعا کردند که تا کنون بشر در جهان براساس آموزه های انبیاء زندگی می کرده و ما از این به بعد به جای این که در جهان زندگی کنیم، می خواهیم جهان را آنچنان که می خواهیم بسازیم، آنها باید پاسخ این بحران ها را بدهند. یعنی آنها غفلت می کردند از این که ما خدای عالم نیستیم، سنن الهی بر عالم حاکم است. اگر ما آن چارچوبه های سنت ها را رعایت نکنیم، تحت فشار قرار می گیریم و آن سنت ها ما را تحت فشار قرار می دهند و ما را محکوم به پذیرش خودشان می کنند. آنها باید پاسخ بدهند و عجیب است که بعضی الان مدعی شدند و می گویند پس اولیاء دین برای عبور از این بحران چه کار می کنند؟ آن پاسخی دارد ولی واقعا بحران ساخته دست خود بشر مدرن که خودش با زیر پا گذاشتن تعالیم انبیاء و پشت کردن به اخلاق انبیاء الهی که اخلاق بندگی است و با استکبار و ایستادگی در مقابل اخلاق انبیاء الهی یک بحران های بزرگ زیست محیطی برایش درست کرده، چاره ای جز بازگشت به دامن انبیاء ندارد.

یعنی باید استکبار خودش را زمین بگذارد و دوباره در مقابل خدای متعال تواضع کند. این بحرانی که کل بشر کنونی را عاجز کرده و فعلا از عهده اش بر نمی آید، البته ممکن است بعدا راه حل هایی برایش پیدا شود، اما این یک بحرانی است که می تواند ما را به سمت خدای متعال و معنویت و تسلیم به تعالیم اولیاء الهی عبور بدهد و دوباره به زیست در چارچوبه هایی که انبیاء برای حیات بشر در ادیان الهی معین کردند برگردیم. من احساس می کنم از این منظر به رشد معنویت منتهی می شود.

سوال: این همان سوالی است که ما از حضرت عالی داریم که یک صحنه ای پیش آمده که همه را هم غافلگیر کرده و آخرش معلوم نیست چه می شود یعنی ما صحبت می کنیم نمی دانیم دو ماه دیگر سه ماه دیگر چه خواهد شد هیچ کس هم نمی تواند بگوید. باید بزرگان بیایند فلسفه این وضع را تحلیل کنند. بعد در فرهنگ انقلاب اسلامی ما یک تصاویری از قبل آماده داشتیم و این غنی بودن این انقلاب و این قدرتش هم در همین است و این چیزی که خیلی برای غرب ترسناک است این جنبه فرهنگی و غنی است که آنها شبیهش را هم ندارند.

جواب: در واقع این پدیده دارد آن پرده را از چهره غرب برمیدارد و غرب را به صورت عریان و بدون فیلتر به مردم نشان می دهد. البته این که عرض می کنم به معنای مردمی که در غرب زندگی می کنند ضرورتا نیست، چون ممکن است انسانهایی در متن جامعه غرب باشند که مثل مؤمن آل فرعون هستند، در کاخ فرعون بود و اولین مؤمن هم بود. مثل جناب موسای کلیم علی نبینا و آله و علیه السلام در کاخ فرعون بزرگ شده و یکی از انبیاء اولوالعزم است و یا مثل همسر فرعون که قرآن از او به عنوان زن اسوه یاد می کند، همسر فرعون هم بوده است. در غرب هم حتما چنین انسانهایی هستند و یا حتی یک قشر بزرگی که مستضعف هستند یعنی واقعا این گفتمان قاهری که بعد از مدرنیته بر غرب حاکم شد، آنها را هم در محرومیت از ندای دعوت فطرت خودشان و شنیدن او و اجابت او قرار داده است.

الان به تدریج پرده ها کنار می روند و باطن این تمدن ظهور پیدا می کند. این تمدنی که مدعی حقوق بشر و نوع دوستی بود و بعد از جنگ جهانی دوم منشور ملل را نوشتند و سازمان ملل را برای دفاع از صلح راه انداختند، اینها همان کسانی بودند که در جنگ جهانی طبق آمارهای رسمی هفتاد میلیون انسان به دست همین ها کشته شد و این تازه تعداد کشته های آشکار است و کشته های خاموشی که به خاطر قحطی های مصنوعی و اپیدمی ها شکل گرفته، که در خود ایران ما بین چهار تا نه میلیون رقم تخمین زده می شود، همین ها آمدند چهره حقوق بشری به خودشان گرفتند.

یک تعبیری امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه پنجاه نهج البلاغه دارند که راجع به آغاز بدعت ها بحث می کنند. آنجا می فرمایند «فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ يَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِين  »(1) اگر باطل با حقی که آمیخته شده جدا بشوند، باطل محض را کسی دنبالش نمی رود. شیطان و این مستکبرین و این نظام سلطه، کارشان این است که آن باطل خودشان را در پوشش حق قرا می دهند. همان هایی که جنگ جهانی را به نقطه اوج رساندند و ده ها میلیون کشته گرفتند و ایجاد بحران کردند و سالها ادامه دادند، خروجی که از آن گرفتند حاکمیت بلامنازع بر جهان و ایجاد سازمان ملل و زیرمجموعه هایش و سیطره بر عالم بود و عالم را وادار کردند به پذیرش پروتوکل های خودشان، یعنی قدرت جامعه جهانی را محدود کردند. همانها حقوق بشر و منشور حقوق بشر را هم نوشتند و مدعی حقوق بشر و آزادی و دفاع از آزادی هم هستند ولی در باطنشان یک استکبار و سلطه طلبی بر جهان است.

این باطن خودش را دارد آشکار می کند. این پرده دارد کنار می رود و این دو خصوصیت دارد؛ یک اینکه ملت هایی که در مقابل آنها تحقیر شدند و به دنبال تحقیر فریفته شدند آزاد می شوند. چون مدل غرب در دوران استعمار مدرن و حتی پسامدرن، ایجاد فریفتگی تحقیر و انحلال است، این سه قدم است. یعنی ملت ها را اول در مقابل ابهت خودشان فریفته و تحقیر می کنند و بعد هم آن ها را منحل و استحاله می کنند. این شیوه آنها بوده و دیگر از طریق گماشته هایشان اشغال نظامی نمی کردند بلکه یک نیروهای تحقیر شده را تربیت می کردند و می فرستادند و ملت ها را هم در مقابل نظم خودشان تحقیر می کردند و طبیعتا آرام آرام دین و ایدئولوژی خودشان را بر جهان حاکم می کردند، اینطور نیست که غرب دین ندارد «لَكُمْ دينُكُمْ وَ لِيَ دين »(کافرون/۶) غرب دنبال گسترش ایدئولوژی و دین خودش است.

بعد از یازده سپتامبر در حمله ای که به دنیای اسلام کردند، شصت نفر از متفکرین آمریکایی یک نامه ای به بوش نوشتند و از حمله بوش دفاع کردند و می گفتند این حمله برای گسترش ایدئولوژی آمریکایی است و لذا جنگ اخلاقی است. ولو که از سلاح غیر متعارف استفاده کند. آنها می خواهند ایدئولوژی و دین خودشان را بسط بدهند. با کنار رفتن پرده از واقعیت غرب و این روتوشی که غرب کرده و چهره هالیوودی و یا چهره ای که از پس پرده تروریسم از خودش نشان می دهد، وقتی جامعه جهانی با چهره واقعی غرب آَشنا می شود، یکی آن تحقیر شدگی از بین می رود و ملت ها آزاد و آماده می شوند برای پذیرش معنویت و دعوت انبیاء، دوم مستضعفینی که در خود جامعه غرب بیش از چند قرن است که تحت سیطره گفتمان مدرن هستند و ندای فطرت آنها شنیده نمی شود، آنها هم آرام آرام به نقطه ای می رسند که وقتی جبهه واقعی و ضعف هایش نمودار می شود، شنیده می شود.

لذا این می تواند سرآغاز یک تحول معنوی عظیم باشد. یعنی همین طور که رقیب می خواهد از این امر استفاده کند و از این خوفی که بر جهان مسلط شده، مثل خوفی که بر جامعه جهانی بعد از جنگ جهانی مسلط شده بود و او را معبری برای ایجاد یک نظم مادی شدید قرار دادند و همه ملت ها را بردند زیر سلطه سیطره سازمان ملل که مقابل هر وزارت خانه ای، یک زیرمجموعه دارد. سازمان مللی که جهان را تدبیر می کند و پروتکل ها را به تصویب می رساند و جامعه جهانی مجبور است که عمل کنند.

الان هم غرب می خواهد از این برای ایجاد یک نظم شدیدتر مادی و سلطه بیشتر از طریق فضای مجازی استفاده کند و حکمرانی مجازی را حاکم کند. حضرت آقا سال 96 در یک جمعی، من نقل به معنا می کنم، فرموده بودند آثار این از انقلاب صنعتی در جهان بزرگتر است و فضای مجازی که دارد دنبال می شود، اگر ادامه بدهند ممکن است ما در پنج سال آینده حتی بر تهران هم نتوانیم مدیریت بکنیم. یعنی آنها دنبال ایجاد یک همچین کار بزرگی هستند و می خواهند از این فضا استفاده کنند.

یک بستری هم از این طرف ایجاد می شود که می تواند افول از باطن و زوال غرب را از باطن تسریع کند. از جمله یک انفجار معنوی و یک جهش معنوی ممکن است در پی این واقعه اتفاق بیافتد. اینها احتمالات است. بعضی از علائمش هم همینطور که فرمودید دارد ظاهر می شود. این هم یکی از جنبه های این پدیده است که می تواند مورد اقبال ما قرار بگیرد و ما باید کاری کنیم که یک نظم جدیدی را طراحی بکنیم. کما این که آنها دارند آن نظریه یا به اصطلاح برنامه نظم جهانی پسامدرن را طراحی می کنند. ما هم باید به دنبال ایجاد یک نظم جدید و ایجاد یک معبر جدیدی باشیم. از جمله همین که فرمودید، ما یک ظرفیت هایی برای تعاون اجتماعی داریم که در غرب نیست.

غرب براساس داروینیسم اجتماعی، محیط اجتماعی را محیط تنازع بقاء می داند و می گوید باید قوی تر ها بمانند و عیبی ندارد که برای بقاء قوی تر، ضعیفان نابود شوند و این امر غیر اخلاقی نیست. در طبیعت هم همین را می گویند. پس این طبیعی است که سلامت بالای شصت سال را تضمین نکنند و به آن ها در کمبود امکانات خدمات ندهند، چرا که دیدگاهشان تنازع بقاء است. تضاد منافعی که ایجاد کردند و جامعه را به یک بازاری تبدیل کردند که هر کسی دنبال منافع شخصی خودش است.

در این تضاد منافع است، که منافع اجتماعی به یک تعادلی می رسند که این همان نظریه بازار است که «اسمیت» و دیگران به یک شکلی گفتند. این نظریه بازار آدمی که تربیت می کند، آدمی است که دنبال منافع خودش است. آن وقت چهره ای که از او در بین حاکمان غرب ظهور پیدا می کند همین است که این روزها می بینید. مثلا به تعبیر خودشان ماسک دزدی می کنند. این باطن همین فرهنگ مدرن و فرهنگ غرب است که تبدیل به این امر می شود. اگر می روند برای دوران بحران و برای دفاع از خودشان اسلحه می خرند، چون واقعا اگر این فضا در جامعه ای که با یک نظم پلیسی و زیر دوربین ها اداره می شده، پیش برود همین می شود. سال 82 نقل شده که یکی از شهرهای مهم آمریکا چهل و هشت ساعت برق رفته بود و به یک شهر جنگ زده تبدیل شده بود.

یعنی انقدر غارت اتفاق افتاد. وقتی نظم پلیسی و دوربین ها از بین می رود، این خودش را نشان می دهد. نمی گویم اخلاق مردم و آحاد غرب این است، آنها هم فطرت انسان دوستی و نوع دوستی دارند و آنها هم رنج می برند. اما این نظم مدرن و این ادبیات مدرن و این فرهنگی که تحمیل شده و این گفتمانی که حتی بر خود جامعه غرب تحمیل شده و نگذاشتند ندای فطرت شنیده بشود، این است که عرض کردم.

ولی الان می تواند به یک جهش معنوی تبدیل شود. این در دنیای شرق و در دنیای اسلام اینطور نیست. آنها هرچه تلاش کردند که انسان شرق و انسان مؤمن و پیرو مکتب اهل بیت را به یک انسان بازار تبدیل کنند نتوانستند. در یک لایه هایی این کار را کردند ولی نتوانستند تصرف عمیق کنند.

این که می بینید براساس یک ایثار انقلاب اسلامی شکل می گیرد و از مرزها عبور می کند، برای همین است که آنها نتوانستند لایه های باطنی این جامعه مؤمنین و این روحیه تعاون و فداکاری و ایثار را تسخیر کنند که این از فرهنگ عاشورا است و قرن ها در این جامعه نهادینه شده است، برای فرهنگ نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است که در دنیای اسلام نهادینه شده است و این روزها خودش را نشان می دهد. به خصوص در یک جامعه ای که گستاخی انقلابی پیدا کرده است و انقلابی زیستن و فداکاری را آموخته و هشت سال مقاومت کرده و شهید داده و سالها در صدها فرسخ دورتر برای دفاع از مؤمنین دیگر رفته شهید شده است.

این جامعه که آنقدر روحیه فداکاری و ایثار در او شکل گرفته است، حتما این روحیه تبدیل به یک نظم و تعاون اجتماعی خواهد شد که این تعاون اخلاقی می تواند یک الگو باشد. ما باید این را رشد بدهیم و یک سازمانی برایش درست کنیم و این را به عنوان یک الگو به جامعه جهانی ارائه کنیم. حتی به جبهه مقابل و جامعه جهانی خدمات بدهیم. آن کاری که من اخیرا به ذهنم می آمد و حضرت یوسف علی نبینا و آله و علیه السلام در آن دوران قحطی کردند که در آن دوران فراوانی امکانات را جمع کردند و بعد دوران قحطی نه فقط به کشور مصر بلکه به سایر بلادی که حتی خیلی هایشان مؤمن هم نبودند کمک می کردند و این بستر گسترش معنویت و مکتب معنوی حضرت یوسف را فراهم کرد.

ما هم می توانیم با آن جان مایه و سرمایه ای که در درون دنیای اسلام و در درون پیروان مکتب اهل بیت است، مثل الگوهایی که الان از فداکاری و ایثار و تعاون می بینیم که عاشقانه از جان خودش می گذرد؛ مثل آن کسی که می رود و وارد محیط بیمارستان می شود، البته آدم وقتی در محیط خطر میرود آرام آرام خدای متعال ترسش را از او برمیدارد ولی ابتدائا همراه با رعب است، جانش را کف دستش می گیرد و در میدان می رود. خدا شهامت و شجاعت می دهد و آدم را بزرگ می کند و دیگر ترسش می ریزد، ولی واقعا از جان خودش می گذرد. اینها می تواند الگوسازی بشود و بعد تبدیل به یک طرح تعاون جامعه جهانی بشود.

جامعه جهانی اگر طعم این ایثار و فداکاری را بچشد و یک فضای معنوی جدید را تجربه کند، آماده پذیرش یک اخلاق جدید و اخلاق پس از دنیای مدرن می شود و این همان چیزی است که می تواند زمینه ای باشد برای عبور از دنیای مادی به یک جهان معنوی تر و الهی تر و وابسته تر به تعالیم انبیاء الهی که ان شاء الله این مقدمه ظهور است. 

واقعا نمی شود جامعه غرب را یکدست قضاوت کرد چون یک فضای ایمانی در آنجاست که ان شاء الله امیدواریم وقتی این غبارها کنار می رود، آن حقیقت فطرت ایمانیشان ظهور پیدا کند و ان شاء الله بتوانند که در آن رزمایش بزرگ امام زمان علیه السلام شرکت کنند.

ابتلائاتی که برای انسان ها پیش می آید سه جنس است؛ یک جنس عذاب است که عذاب برای کفر و کفران نعمت است «وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابي  لَشَديد»(ابراهیم/۸) کفران نعمت انبیاء الهی به خصوص عامل عذاب است. این یک قسم عذاب است که در اقوام گذشته بوده است. یک قسم از ابتلائات تدارک خطاها و خطیئه های ماست «وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْديكُمْ»(شوری/۳۰) اتفاقاتی که برای شما پیش می آید به خاطر مکتسبات خودتان است «وَ يَعْفُوا عَنْ كَثير» خدای متعال خیلی از پیامدهای گناهان شما را جبران می کند و نمی گذارد به طرف شما برگردد. ولی همان بخشی که برمیگردد، در عالم هوشمند این اتفاقات می افتد. این یک قسم است که تدارک خطای ماست و خیلی اوقات برای مؤمنین عادی هم همینطور است که خطا کردند و خدای متعال سخت گیری می کند. اتفاقا این سخت گیری عامل بازگشت آدم ها و عامل جبران می شود.

یک نوع ابتلاء داریم که دیگر اصلا از این جنس نیست. آنهایی که در حال مسابقه در راه خدای متعال هستند و سر و هستی خودشان را به خدا سپردند، آنها دیگر حوادثی که برایشان پیش می آید تدبیر خداست و تماما خیر است. در سوره مبارکه حدید خدای متعال تصویری از دنیا ارائه می کند «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ»(حدید/۲۰) تمام دنیا چیزی جز این پنج مرحله نیست. عالم دنیا یک عالمی است که اولیاء طاغوت و مستکبرین ایجاد کردند و یک امت هایی را در آن عالم بردند. آنهایی که در آن عالم زندگی می کنند، برای طفولیت تا کهنسالی شان برنامه دارند، از لعب تا تکاثر و تفاخر.

بعد می فرماید که ولی کل اینها، یک بساطی است که آنهایی که چشمشان به عالم غیب پوشیده است، شگفت زده می شوند «كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُه » آن ها که چشمشان به عالم غیب باز شده است، جلوه های دنیا آنها را نمی برد. بعد می فرماید بنابراین این یک متاع غرور است پس «سابِقُوا إِلى  مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ»(حدید/۲۱) شما از فرصت استفاده کنید و غرق در دنیایی که دستگاه ابلیس و مستکبرین ایجاد می کنند نشوید و با همدیگر برای رسیدن به مغفرت و جنتی که خدا آماده کرده مسابقه بدهید که این از فضل خداست.

بعد می فرماید اگر در این مسابقه وارد شدید «ما أَصابَ مِنْ مُصيبَة»(حدید/۲۲) یک سختی هایی در راه است و واقعه هایی برای شما پیش می آید «فِي الْأَرْضِ وَ لا في  أَنْفُسِكُم » چه در جهان و چه در نفس خودتان گرفتار می شوید و این حوادث بزرگ در طبیعت پیدا می شود «إِلاَّ في  كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها» این طور نیست که تصادفا این اتفاق افتاده، قبل از این که در جهان شما ظاهر بشود در یک عالمی ثبت شده است و قبل از این که آشکارش کنیم حدودش معین است و با یک نظم و براساس تدبیری به شما می رسد و این هم بر خدای متعال آسان است «إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسير».

بعد می فرماید «لِكَيْلا تَأْسَوْا»(حدید/۲۳) اگر شما سرتان را به خدا سپردید و در راه خدا مسابقه می دهید، بدانید تصادف نیست و همه اش تدبیر اوست و تماما خیر است. دیگر تأسف از دست دادن چیزی را نخورید «لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى  ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُم » اگر چیزی به شما عطا کردند، شما را مشغول نکند. در این راه اگر سختی و مصیبت و حادثه ای پیش آمد، متأسف نشوید. علی بن ابراهیم نقل می کند که در مجلس، یزید رو کرد به امام سجاد علیه السلام و این آیه را خواند «وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْديكُم » وقایعی که بر شما پیش می آید خودتان مقصر هستید و این شهادت و اسارت در اثر جرم خود شماست. حضرت فرمودند هیچ ربطی به ما ندارد، آیه ما این است «لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى  ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُم » لذا ما تأسف نمی خوریم از این همه هزینه ای که دادیم، چون باخت نیست.

پس یک جنس دیگری از ابتلائات داریم که برای کسانی است که سرشان را به خدا سپردند و دارند می روند. این واقعه ای که الان پیش آمده می تواند هر سه وجه در آن باشد. برای یک عده ای عذاب است و برای عده ای کفاره است و برای عده ای هم «سابِقُوا إِلى  مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ» است. اینها سرشان را به خدا سپردند و می روند و تماما برایشان خیر است.

این که می گوید ما باید توبه کنیم درست است، آنجایی که یک عده ای کفر ورزیدند یا گناه کردند باید به دامن انبیاء برگردند. ما در روایت آخرالزمانی چند دسته حوادث مهم داریم. یک دسته حوادثی است که روایات از یک واژگونگی اخلاقی در جهان حکایت می کنند و مفصل توضیح داده شده که در آخرین مرحله اش معروف، منکر و منکر، معروف می شود و یک واژگونگی گسترده اتفاق می افتد. پیداست که یک نظامی، اخلاق بشری را زیر و رو می کند و معروف و منکر را جابجا می کند. کمتر دورانی بوده که بشر با صدای بلند مثلا از نظریه اکتفا دفاع بکند، الان دفاع می کنند. کمتر دورانی بوده که اصل پرستش خدا را انکار بکنند ولی در دوران مدرن این کار را کردند.

یک واژگونگی اخلاقی بعد از بحران های زیست محیطی، که در آخرالزمان فراوان هستند، پیش می آید و به نظر می آید این دومی ناشی از اولی است. اگر بشر بخواهد از این نجات پیدا بکند، باید به سوی تعالیم انبیاء برگردد. این توبه است. توبه یعنی رجوع از دین مدرنیته به سمت دین انبیاء. مؤمنین هم اگر جایی خطایی کردند باید کفاره آن خطا را بدهند، عمدتا آنجایی است که ولایت کفار را پذیرفتند، آنها یک نظمی بر جهان حاکم کردند و اینها هم قبول کردند. ما باید توجه کنیم که مدام مؤمنین را متهم نکنیم که آقا شما گناه کردید، نه اصلا یک عده ای هستند که واقعا در راه خدا مسابقه می دهند و هرچه برایشان پیش می آید خیر است.

یک عده هم گناهانی است که این گناهان عمده اش پذیرش ولایت استکبار است، ولو به شکل محدود. مگر به شما نگفته بودیم که در نجوای آنها نروید؟ چرا شب تا صبح می روید در محیط نجوای آنها؟ بعضی از فضاهای مجازی محیط نجوای شیاطین و مستکبرین است. یک قسمی هم وجود دارد که برای کفر است. این توبه و رجوعی که باید اتفاق بیافتد، ممکن است در این فضای معنوی اتفاق بیافتد و از پیامدهای این واقعه باشد. البته خیلی روشن نیست که به کدام سمت می رویم و ممکن است دستگاه مستکبرین و نظام سلطه استفاده کند و شرایط را به سمت یک حکمرانی شدیدتر ببرد. البته فضای کنونی با فضای بعد از جنگ جهانی که آنها به ایجاد یک نظم خشن از طریق سازمان ملل و حاکمیت بر مبنای حق وتو موفق شدند، تفاوت جدی دارد. الان یک رقیب تمدنی وجود دارد که اگر این رقیب تمدنی گفتمان خودش را در جهان بسط دهد، آنها توفیق چندانی ان شاء الله نخواهند داشت و افولشان نزدیکتر می شود. علائم افولشان الان دارد دیده می شود.

وقتی بلایی می آید حتی اگر پایمان به چارچوب درگیر کرد، اول استغفار کنیم و بعد ببینیم که چه شده است. چون در روایت دارد که کسی بر امام صادق علیه السلام وارد شد و پایش گیر کرد به چارچوب در و زمین خورد. حضرت فرمودند «وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْديكُم »  کار خودتان است، چرا بسم الله نگفتی؟ مگر خیال کردی زمین سفت است که پایت را رویش گذاشتی؟ اگر سر ما به دیوار خورد و یا اگر مشکل اقتصادی داشتیم، اول استغفار کنیم و با خدا عهدهایمان را محکم کنیم و بعد برمی گردیم و محاسبه می کنیم که چرا این اتفاق افتاد.

بنابراین الان شرایطی است که ما باید به خدای متعال رجوع کنیم ولی باید توجه داشته باشیم که برای یک عده خیر محض است و برای یک عده ای گناه فرعی است و برای یک عده هم کفاره نسبت به دستگاه انبیاست و باید به سمت دستگاه انبیاء الهی برگردند و هر دو اتفاق ان شاء الله خواهد افتاد. همان طور که فرمودید معلوم نیست تا کی این ادامه پیدا کند. اگر ادامه پیدا کند ممکن است واقعا مشکلات اجتماعی فراوانی پیش بیاید و ما حتما باید توبه و رجوع به حضرت حق کنیم ولی توجه داشته باشیم که معنی رجوع و توبه چیست و گناه های اصلی که ما از آنها باید عبور کنیم چه هستند.

نمی خواهم راجع به کرونا قضاوت پیشینی کنم ولی احساس کردم شما یک قضاوت پیشینی جدی دارید. کشیش آمریکایی هم ظاهرا همینطور بود، یک قضاوت پیشینی داشت و این را دست ساز می دانست و مستند می کرد به قدرتهای پنهانی که بعضی هایشان را هم اسم برد. منتها شما نگاهتان، نگاه فرانگرانه تری بود. می فرمودید وقتی حرکت تمدنی اسلام بعد از انقلاب اسلامی به نقطه ظهور خودش رسید و وارد مرحله چالش تمدنی شد و تهدید کرد، به خصوص بعد از فروپاشی شوروی که غربی ها خیلی احساس خطر کردند و احساس کردند سنگر بعدی لیبرال دموکراسی است، اینها به خود آمدند و چند تا کار را کردند. حالا جنگ هشت ساله بماند، یازده سپتامبر را شروع کردند و برای تسخیر ایران بوش اعلام کرد که مرکز شرارت ایران است. 2001 افغانستان، 2003 عراق، 2005 ایران و در این زمینه موفق نشدند و بعد داعش را برای ایجاد جنگ داخلی ساختند.

پیشنهادی که بهشان شده بود که لبه های خونین را ببرید داخل تمدن اسلامی و نگذارید با ما درگیر شوند. آن هم به نفع جبهه حق و جبهه مقاومت تمام شد. اما آن ها این بار یک کار جهانی کردند، چون احساس کردند که انقلاب اسلامی دارد یک موج جهانی بزرگتری ایجاد می کند و برای مقابله با انقلاب اسلامی یک موج جهانی ایجاد کردند برای این که به طور کلی فضا را برای انقلاب محدود کنند. شما کرونا را یک پدیده دست ساز و مدیریت شده می دانید و برای همچین اتفاقی که خروجیش می تواند حکمرانی مجازی و چیز دیگری باشد، در هر صورت یک جنگ علیه انقلاب اسلامی است. البته خدای متعال «وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرين » فعلا دامن آنها را گرفته است البته ببینید.

این آقای آمریکایی، این آدم هایی که نام برد حاضر هستند از جامعه بشری قربانی بگیرند برای این که به منافعشان برسند. در جنگ جهانی اول و دوم و در جنگ های دیگر هم همین کار را کردند. اپیدمی هایی که اینها در آفریقا ایجاد کردند و کشتارهای فراوانی که انجام دادند یعنی اینها حاضر هستند چنین کارهایی را بکنند و برای این که به منافعشان برسند، برایشان مهم نیست که مردم آمریکا یا اروپا هم هزینه بدهند. اینها چون درگیر یک رقابت تمدنی هستند و احساس می کنند که این جنگ تمدنی افول آنها را تسریع می کند، می خواهند با ما، یعنی با انقلاب اسلامی، تسویه حساب کنند و با تمام وسعتی که دارند، می خواهند جهان را دوباره به یک دوران تک صدایی و گفتمان منحصر فضای غربی برسانند.

سوال: بحث تقابل تمدن ها که آخرش می رسد تقابل اسلام و غرب. انقلاب اسلامی چه کسی را تهدید کرده که این همه توطئه پشت سر هم که می شود اینها را لیست کرد! فقط ما نگوییم بیایند امریکایی ها اروپایی های آزاده نکته به نکته را تفسیر بکنند بگویند برای کسانی که باورشان نمی شود.

جواب: البته فرمایشات ایشان [آقای دکتر کرمی] گسترده تر از  بحث صرفا یک جنگ بیولوژیک بود، ولی به نظر می آید ایشان نگاه پیشینی دارند و معتقد هستند که این برای یک جنگ بیولوژیک و برای یک اهداف بزرگ تری طراحی شده است ولی طبیعتا موفق نشدند و بحران علیه خودشان شده است، به تعبیر حضرت عالی «وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرين ». البته این اطلاعات هنوز خیلی هایش اطلاعات فوق سری است و در دست کسی نیست. الان مثلا بحث یازده سپتامبر بعد از دو دهه که از آن گذشته است، آرام آرام دارد از فوق سری بودن در می آید و به دست ما می رسد و کتاب نوشته می شود. حتی جریان داعش که این هنوز در مرحله فوق سری است.

ولی ما اصلا نگران این نیستیم، به خاطر این که معتقد هستیم که در خلوت ترین نجواهایشان هم امام زمان حضور دارند و هر قدر که می خواهند تصمیم بگیرند، مشرف به همه نجواهای دستگاه مستکبرین و نظام سلطه و شیاطین هستند «ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى  ثَلاثَةٍ إِلاَّ هُوَ رابِعُهُم »(مجادله/17) ما در آن مقیاس خیلی نگران نیستیم. خیلی وقت ها اصلا ما تکلیفی نداریم، یعنی همان که حضرت فرمود اگر من محافظت از شما نمی کردم، شما را دشمنان زیر دست و پا له می کردند. یعنی یک سری تصمیماتی گرفته می شود که در خلوت ها و محیط های سرّ شیطانی است و دست ما هم به آن نمی رسد و آنجا یک قدرت دیگری باید کار را انجام بدهد و جلو هم می برد. مثل این که اینها یک ویروسی ایجاد می کنند و به ضد خودش تبدیل می شود و دامن آنها را می گیرد. بنابراین خیلی نگران این امر نیستیم.

ولی اگر واقعا یک جنگ بیولوژیک باشد، ما حتما باید در مقابل آن کسب قدرت کنیم. همانی که قرآن می فرماید «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة»(انفال/60) ما باید به قدرت برسیم و قدرتمند بشویم و موازنه قدرت را در جهان به نفع خودمان تغییر بدهیم. نه حتی به شکلی که چین می خواهد موازنه قدرت را به نفع خودش تغییر بدهد، او نمی خواهد پارادایم های حاکم بر جهان و چارچوبه های معرفتی را تغییر بدهد. ما می خواهیم کلا معادلات و تعاریف حاکم بر جهان عوض بشود و وارد جهان عصر ظهور بشویم.

بنابراین ما باید موازنه را به نفع خودمان تغییر بدهیم. اگر جنگ بیولوژیک است که باید توانا بشویم و اگر فراتر از جنگ بیولوژیک است، یعنی اهدافی مثل این که عبور از نظم مدرن به یک نظم پسامدرن و حکمرانی مجازی است که حضرت آقا هم به آن اشاره کردند، با همه این اهدافی که آنها دارند ما باید قدرتمند بشویم و ما باید در فضای مجازی ورود کنیم و موازنه را به نحوی تغییر بدهیم که ما را در مدیریت فضای مجازی مشارکت بدهند. کاربر بودن، حتی اگر شما تلاش به نفع خودتان هم بکنید، این موازنه را تغییر نمی دهد. ما باید کاری کنیم که موازنه تغییر کند و در مدیریت فضای مجازی دخیل بشویم و حتی جامعه جهانی را به تدریج از این عرصه عبور بدهیم.

ما طرحمان این نیست که با مدیریت خودمان جهان مجازی درست کنیم، اصلا اینطوری نیست، ما جهان های حقیقی و جهان های واقعی داریم و غیر از این جهان محسوس که تازه باید با آنها هم آشنا بشویم، اینکه ما بشر را از جهان محسوس در جهان خیالی و فضای مجازی ببریم، این ظلم به بشریت و زندانی کردن بشریت است. این کاری که الان کردند، در واقع زندانی است که برای بشریت درست کردند و او را به زندان عادتش می دهند. ممکن است یک زندانی به زندان خودش عادت کند، کما این که ما به دار دنیا عادت کردیم «الدُّنْيَا سِجْنُ  الْمُؤْمِن »(2) این زندانی که درست کردند، واقعا زندان فضای مجازی است و می خواهند مدیریتش کنند و بشر را از همین عالم محسوس در عالم توهمات ببرند و  البته آنجا هم یک جهانی برای خودش است.

حتی الان دارند بررسی می کنند که فضای حقیقی را در فضای مجازی مشابه سازی کنند، حتی حواس را کنترل کنند. فرض کنید سلسله اعصاب را تحریک کنند. ما نمی خواهیم چنین کاری کنیم، اگر می گوییم ما باید قدرتمند بشویم و در فضای مجازی ورود کنیم و به مدیریت فضای مجازی دست پیدا کنیم، برای این است که اولا ضعف های اخلاقی و گردش محتوایش را بتوانیم کنترل کنیم و ثانیا از این محیط هم بشریت را عبور بدهیم. ما در عصر ظهور با جهان های غیب می خواهیم بشر را آشنا کنیم. کار حضرت این است، می آیند پرده های غیب را کنار می زنند. این کلمه مغیبه تامه الهی وقتی ظهور می کند، ما را با جهان های غیب بیشتری آشنا می کند، نه این که ما را از همین جهان محسوس در جهان متوهم ببرد و زندانیمان کند. بنابراین آنها نقشه های بزرگی دارند.

الان بعضی از سیاست مداران دنیا گفتند که ما می خواهیم به چه سمتی برویم و مشکلات اقتصادیمان را چطوری حل کنیم و این بدهی که در دنیا دارند و مسائل دیگرشان را چطور می خواهند حل کنند. این خیلی قابل تأمل است که چطور می خواهند آن را حل و فصل کنند. اگر ما خوب عمل کنیم و اگر ما پروتکل های خودمان را داشته باشیم و رقابت تمدنی را حفظ کنیم و دنباله روی آنها نباشیم، حتی من به نظرم می آید این توانایی هایی که دستگاه بهداشتی و صنایع و دانشمندان ما و جامعه پزشکی ما از خودشان نشان دادند که عقب تر از جامعه جهانی نیستند، دیگر ضرورت این که ما از پروتکل های سازمان بهداشت جهانی هم تبعیت بکنیم از بین می برد.

چون آنها متهم هستند، تمام زیرمجموعه های سازمان ملل متهم به توطئه های بزرگ هستند، بانک جهانی، صندوق بین المللی پول، سازمان تجارت و اینها، همه شان متهم هستند که جهان سوم را در فقر نگه داشتند و حالا همین سازمان بهداشت متهم است به ایجاد اپیدمی هایی که اسنادش منتشر شده است. بنابراین دانشمندان عرصه های پزشکی و رشته های وابسته ای که الان فعال شدند و جواب گرفتند، ضرورتی ندارد که آن پروتکل ها را خودشان ملتزم بدانند. خودشان تواناتر از آنها هستند و می توانند الگوهای جدیدی برای جهان طراحی کنند.

این امر می تواند منتهی به سرعت افول تمدن غرب و سرعت فروپاشی و ورود به نظم معنوی و عصر ظهور بشود. بخشی از مأموریت از عهده ما خارج است و به دست خود حضرت و قوایی است که حضرت با آن در عالم کار می کنند. ولی آن بخشی که مربوط به ماست، باید در مقیاس تمدنی به واقعه نگاه بکنیم و دیدمان محدود نباشد و تصمیماتی در مقیاس یک رقابت تمدنی بگیریم تا ان شاء الله بتوانیم این پدیده را تبدیل کنیم به یک بستری که برای عبور به سمت یک جهانی پر از معنویت و اخلاق و گرایش های توحیدی است تا که سعادت کل بشریت در آن تأمین شود و دست این سلطه گرانی که خود غربی ها از دست اینها به تنگ آمده اند، ان شاء الله از سر بشر کوتاه بشود.

پی نوشت ها:

(۱) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 88

(2) التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص: 23