برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
يك روايتي است كه ابو خالد كابلي از وجود مقدس امام باقر (عليه السلام) نقل كرده. اولين روايتِ آن باب هست كه ابوخالد كابلي از حضرت راجع به اين آيه سوره مباركه تغابن سوال مي كند كه در سوره مباركه تغابن خداي متعال مي فرمايد «
زَعَمَ الّذينَ كَفَرُوا أَنْ لَنْ يُبْعَثُوا
»(تغابن/7) كفار يك گمان باطلي دارند، يك زعمي دارند و آن اين است كه بعثي در كار نيست. هر چه هست، همين دنيا است «
وَ قالُوا ما هِيَ إِلاَّ حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلاَّ الدَّهْرُ
»(جاثیه/24) بعث و ادامه وجودي خودشان را انكار مي كنند. خودشان را در حد دنيا و طبيعت تعريف مي كنند. «
قُلْ بَلى وَ رَبّي لَتُبْعَثُنّ ثُمّ لَتُنَبّؤُنّ بِما عَمِلْتُمْ وَ ذلِكَ عَلَى اللّهِ يَسيرٌ
»(تغابن/7) صحبت از بعث است كه ربوبيت الهي، اقتضاي اين بعث را دارد «بَلى وَ رَبّي لَتُبْعَثُنّ». ربوبيت خداي متعال، عالم را لغو نيافريده و به سمت كمال هدايت مي كند. «
لَتُبْعَثُنّ ثُمّ لَتُنَبّؤُنّ بِما عَمِلْتُمْ
» اين كار هم براي خداي متعال بسيار آسان است. بعد مي فرمايد كه «
فَآمنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النّورِ الّذي أَنْزَلْنا
»(تغابن/8) پس به جاي اين كه خودتان و ادامه وجودي خودتان را انكار بكنيد و به انكار بعث و معاد برسيد؛ به خدا و رسول و آن نوري كه ما نازل كرديم ايمان بياوريد تا به مقصد برسيد. يعني به جاي اين كه خودتان و ادامه وجودي خودتان را انكار كنيد، راه خودتان را پيدا بكنيد «
فَآمنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النّورِ الّذي أَنْزَلْنا
».
ايشان از وجود مقدس امام باقر سوال كرد اين نوري كه خداي متعال مي فرمايد نازل كرديم، چيست؟ آیا در عرض ايمان بالله و الرسول است؟ مي فرمايد ايمان به الله و رسول و آن نوري كه خداي متعال نازل كرده بياوريد. مراجعه بفرماييد، عين تعابير روايت را آنجا ببينيد. با چند تا سوگند حضرت فرمودند: «
وَ هُمْ وَ اللَّهِ نُورُ اللَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ وَ هُمْ وَ اللَّهِ نُورُ اللَّهِ فِي السَّمَاوَاتِ وَ فِي الْأَرْضِ
»(5) سوگند به اسم مقدس خدا، به خداي متعال كه ائمه (عليهم السلام) نور الهي در آسمان ها و زمين هستند، يعني آن نوري كه در همه عوالم جريان پيدا كرده و عوالم به آن نوراني مي شود، نور الهي است و آن نور الهي نازله، همان حضرات معصومين هستند. حقيقت نورانيت آنها، آن نور الهي اي است كه خداي متعال در همه سماوات و ارض نازل كرده «
وَ هُمْ وَ اللَّهِ نُورُ اللَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ وَ هُمْ وَ اللَّهِ نُورُ اللَّهِ فِي السَّمَاوَاتِ وَ فِي الْأَرْضِ
» آن نور اللهي كه خداي متعال آن را تنزل داده تا عالم دنيا، همه عوالم را نوراني كرده ـ و با تنزل خودش، عوالم را نوراني كرده ـ ائمه (عليهم السلام) هستند. به خوبي استفاده مي شود كه مقام حقيقت نورانيت آنها، فوق سماوات و ارض است؛ نورانيتي است كه نور الهي است، خداوند تنزلش داده؛ تنزلش در عوالم، موجب نورانيت عوالم شده. در هر عالمي، مرتبهاي از نورانيت آنها هست، تا مي رسد به عالم طبيعت يا عالم دنيا.
پس با اين تعبير در صدر روايت حضرت «
وَ النّورِ الّذي أَنْزَلْنا
» را به حضرات معصومين تفسير كردند ، آن هم با اين چند نكته: اولاً «النور» را الف و لام اش را برداشتند، جايش مضاف اليه گذاشتند «و هم و الله نور الله الذي اَنزل». به جاي «النور»، شده «
نور الله
». مضاف اليه آمده و اين دفعه با مضاف اليه تعريف شده. حضرات معصومين نور الهياي هستند كه خداي متعال آن نور الهي را در عوالم تنزل داده. اين مضموني است كه در زيارت جامعه كبيره هم ديديد، اصلش هم در آيه نور به وضوح آمده «
حتي منَّ علينا بكم فجعلكم في بيوت اذن الله
». بعد حضرت فرمودند كه «
وَ هُمْ وَ اللَّهِ يُنَوِّرُونَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِينَ
» فرمودند به خدا قسم ائمه (عليهم السلام) قلوب مومنين را نوراني مي كنند. يعني اگر حقيقت قلب شرح صدر پيدا كند، گشايش پيدا كند، به نور امام (عليه السلام) نوراني مي شود «
وَ هُمْ وَ اللَّهِ يُنَوِّرُونَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِينَ
» نوراني شدن قلب با تنزل نور امام است و اين هم از شئون خود امام (عليه السلام) است. يعني ولايت آنها است كه قلوب را نوراني مي كند. اين طور نيست كسي خودش بتواند به سرچشمه نور راه پيدا كند «
وَ هُمْ وَ اللَّهِ يُنَوِّرُونَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِينَ
» اگر قلبي ايمان آورد، «
فَآمنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النّورِ الّذي أَنْزَلْنا
» اگر تسليم ولايت آنها شد، آن وقت آن حقيقت ولايت جاري مي شود و قلوب را نوراني مي كند.
روایت دیگری را که خدمت تان تقدیم می کنم در باب فضل المسلِّمين کتاب كافي شريف است ، امام صادق (ع) فرمودند: «
لَوْ أَنَ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَ آتَوُا الزَّكَاةَ
» اگر کسی همه اين كار ها را بكند «
ثُمَّ قَالُوا لِشَيْءٍ صَنَعَهُ اللَّهُ أَوْ صَنَعَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص أَلَّا صَنَعَ خِلَافَ الَّذِي صَنَعَ أَوْ وَجَدُوا ذَلِكَ فِي قُلُوبِهِمْ
» اما نسبت به حكم الهي حرجي در دلش باشد «
لَكَانُوا بِذَلِكَ مُشْرِكِينَ
»(6) مشرک است. بعد اين آيه را خواندند «
فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً
»(نساء/65) ايمان يعني تسليم محض شدن در مقابل جريان ولايت نبي اكرم و نبوت ايشان و ولايت اولياء معصومين. «
و هم و الله ينوّرون قلوب المومنين
» اگر كسي به مرحله ايمان رسيد؛ امام که همان نور الله است قلب او را روشن و نوراني مي كند.
اين چگونه نوري است؟ حضرت يك توضيحي دادند «
لَنُورُ الْإِمَامِ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ أَنْوَرُ مِنَ الشَّمْسِ الْمُضِيئَةِ بِالنَّهَارِ
» اين همان نقطه گرفتاري ما است. فرمودند اگر قلبي نوراني به نور امام شد و به مرحله ايمان رسيد و نور امام (عليه السلام) در او ظهور پيدا كرد؛ نور امام در قلب مومن، روشن تر از خورشيد در وسط روز است «
أَنْوَرُ مِنَ الشَّمْسِ الْمُضِيئَةِ بِالنَّهَارِ
» و لذا اگر كسي به مرحله حقيقت ايمان برسد، به حدي نورانيتِ ايمان در قلبش ظهور پيدا مي كند كه حقيقت قلبش، حقيقت باطنِ وجودش نوراني مي شود به نور امام و با اين نور، هدايت مي شود. لذا يك عده اي هستند كه قلبشان با نور امام نوراني مي شود، قلبشان از روز روشن تر مي شود. در جمله بعدش حضرت فرمودند «
وَ يَحْجُبُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ نُورَهُمْ عَمَّنْ يَشَاءُ فَتُظْلِمُ قُلُوبُهُمْ
»(7) يك دسته اي هم هستند كه مشيت الهي، حكمت الهي به اين تعلق مي گيرد كه آنها از اين نور محروم بشوند، محجوب مي شوند. قلوبشان ظلماني ميشود. هيچ نور ديگري در وراي اين نور نيست كه قلبي را روشن كند. اگر قلب از اين نور محروم شد، در ظلمت به سر مي برد.