برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
حاجي ابراهيم: به صورت هاي مختلف سعي شده است در مشكلات رئاليزم چاره جويي شود كه يكي از آنها تمسك به نظريه «ابزارانگاري» بود. بخوبي مي دانيم كه نظريه ابزارانگاري در علم منوط به ترم هاي تئوريك مي باشد. از ديگر سو مفاهيم يا حدود علمي (ساينتيفيك ترم)(4) دو دسته مي باشند كه يكي از آنها حدود اكسپريمنتال(5) و تجربي بوده كه داراي مصداق معروف (مثل زبري ، نرمي، سردي، گرمي، رنگها، بوها و … ) مي باشند. اين در حالي است كه يك سري از مفاهيم تئوريك ظهور پيدا مي كنند كه داراي امر محسوس نمي باشند؛ مانند انتروپي، انتالپي و انرژي آزاد يا «نيرو» به معناي نيوتني آن كه هيچيك امر محسوسي نيستند. و الّا اگر مثلاً نيرو، محسوس بود چرا كسي قبل از نيوتن، آنرا نديد و انيشتين در تئوري نسبيت خود، آنرا انكار مي كند؟ البته ديدگاه رئاليستي در علم مدعي است كه اين مفاهيم تئوريك، داراي «مابه ازاي بيروني» بوده و كشف از بيرون مي كنند. كساني كه در علم، دغدغه تجربه گرايي امپريسيزم(6) مي باشند، معتقدند كه اين مفاهيم، افسانه هاي مفيدي هستند كه بافته تخيل خلاق انسان بوده و فقط براي ما مقيدند. به اعتقاد آنها افاده ايشان هم صرفاً يك افاده علمي است. در اين نگاه هماهنگي بين داده ها، تبيين پديدارهاي بالفعل و پيش بيني پديدارهائي كه در آينده اتفاق خواهند افتاد، «ابزار» به شمار مي روند. به تعبير فيلسوفان علم يا يوزفول فيكشن(7) افسانه هاي مفيدي مي باشند كه ممكن است «ما به ازاي بيروني» هم نداشته باشند. در هر حال آنها به كار مي روند و مشكل وجود ترم هاي تئوريك در علم نيز مي باشند. اين اشكالات باعث شد افرادي به سراغ ابزار انگاري در باب علم سوق داده شوند. البته اين ديدگاه، تنها ديدگاه نمي باشد. ديدگاه هاي متأخر در فلسفه علم و رئاليزم علمي هم سعي نموده اند به طريقي با آنها كنار آيند.