برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
منزلت دیگری از سلوک و درک دیگری از عاشورا باید برای ما پیدا شود که به درک از جبهه حق و باطل مربوط است؛ این درک از جبهه حق و باطل، ما را به بهره مندی از سفره امام حسین علیه السلام در عوالم بعدی می رساند؛ اگر در این دنیا به حیات و ممات حضرت برسیم، آیا سلوک ما با حضرت در همین دنیا تمام می شود یا اینکه در عالم برزخ وارد حوزه اصلی ضیافت حضرت می شویم و این ضیافت در قیامت و جنت هم ادامه دارد؟ در کامل الزیارات آمده است: عزاداران سيدالشهداء علیه السلام در صحنه قیامت گرد حضرت مشغول اند؛ مشغول چه هستند و این چه مجلسی است؟ همه در فزع قیامت و حساب و کتاب به سر می برند ولی آن ها در فضای کرامت حضرت هستند؛ تا آنجا که حور و قصور و دوستان و همراهان بهشتی آن ها پیغام می فرستند که ما منتظر شما هستیم؛ ولی این ها چنان غرق در کرامت اند که این فرستاده ها را می فرستند و می گویند: بروید؛ ما خودمان می آییم. بهشتی ها آن ها را دعوت می کنند و به آن ها التماس می کنند؛ ولی آن ها حاضر نیستند ضیافت حضرت را رها کنند؛ تا اینکه فضای حساب و کتاب جمع می شود و مرکب های بهشتی با جلالت این ها را می برند و در مقامات خود قرار می دهند.
بنابراین بهره ما از سيدالشهداء علیه السلام فقط بهره دنیایی نیست و سلوک با حضرت [در این دنیا] تمام نمی شود. حضرت فقط امام ما در دنیا نیستند؛ بلکه هم امام ما در دنیا هستند، هم امام در عوالم بعدی. سیر ما با نور امام علیه السلام تمام نمی شود. سیر ما در قیامت هم با امام علیه السلام است. این سیر، سیر در مراتب قرب و سجده، مراتب عبودیت، و مراتب جلال و جمال است؛ بنابراین «
يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ بُشْراكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ
»(حدید/12)؛ طبق روایات در توضیح این آیه آمده است: «نورهم امام»(6)؛ بنابراین سیر با امام علیه السلام در این دنیا تمام شده نیست. ما باید با امام علیه السلام سیر داشته باشیم و این مراحل را طی کنیم تا به بصیرت، موضع گیری، لعن، برائت، صف بندی، قتال، خون خواهی، معیت، ثبات قدم و … برسیم؛ ولی این سیر در اینجا به پایان نمی رسد؛ بنابراین در یک فراز جدید، ورود دوباره به صحنه عاشورا پیدا می شود؛ «
اللهم ان هذا یوم تبرکت به بنو امیه و ابن آکله الاکباد اللعین ابن اللعین علی لسانک و لسان نبیک صلي الله عليه و آله و سلم فی کل موطن و موقف وقف فیه نبیک
» این مفاهیم زیارت عاشورا در هیچ جای دیگر دیده نمی شود.
این درک ما را به یک لعن جدید می رساند؛ «اللَهم العن ابا سفیان و معاویه و یزید بن معاویه» هم انسان به پرچمداران جدیدی می رسد، هم به لعن های جدید؛ «
و هذا یوم فرحت به آل زیاد و آل مروان بقتلهم الحسین صلوات الله علیه
» روز عاشورا، روز نشاط این جبهه است؛ اگر این ها درک شوند، هر جمله آن یک وادی عظیم در سلوک است؛ «
اللهم فضاعف علیهم اللعن منک و العذاب العلیم
» سپس بستر تقرب گشوده می شود؛ «
اللهم انی اتقرب الیک فی هذا الیوم
» از این به بعد لحن زیارت تغییر می کند و مخاطب آن خدای متعال می شود؛ «اللهم انی اتقرب الیک فی هذا الیوم و فی موقفی هذا» دو بال هست: یکی «بالبرائه منهم و اللعنه علیهم» و دیگری «
بالموالاه لنبیک و آل نبیک علیه و علیهم السلام
» است. این دو، بال تقرب هستند؛ پس از این سیر، نوبت به مرحله صد لعن و صد سلام، به وسعت جبهه تاریخی باطل و جبهه تاریخی حق می رسد و پس از آن نوبت به لعن های خاص؛ «
اللّهم خصّ انت اول ظالم باللّعن منّی
» این لعن ها هم تکرار نیستند بلکه مراتب دیگری از سیر انسان با لعن و سلام، و تولّی و تبرّی است تا به پنجمین آن ها می رسد. نفر پنجم ظهور همان چهار تن است؛ یزید ظهور همان جریان است؛ این جریان کفر و نفاق تا پیش از یزید پوشیده است ولی به یزید که می رسد، آشکار می شود؛ به همین دلیل طرف داران سقیفه لعن یزید را جایز نمی دانند. «
و العن عبیدالله بن زیاد وابن مرجانه و عمر بن سعد و شمرا و آل ابی سفیان و آل زیاد و آل مروان الی یوم القیامه
»
در این هنگام نوبت به سجده قرب می رسد. در این سجده سر و کار انسان با خدای متعال است؛ آن قرب نهایی که در زیارت عاشورا برای انسان حاصل می شود، در این سجده نهفته است؛ «
اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم
» خدایا من تو را حمد می کنم؛ حمد کسانی که بر مصیبتشان تو را شکر می کنند. در این مصیبت، نه فقط صابرند و جزع نمی کنند بلکه بالاتر از صبر، شاکر هستند! شاکرین کسانی هستند که جمال صنع الهی را در متن بلا می بینند و شاکر بر مصیبت اند؛ صابرین هنوز به این مرحله نرسیده اند که ظهور جمال را در مصیبت مشاهده کنند؛ پس صبر می کنند و جزع نمی کنند. شاکرین کسانی هستند که از این مرحله بالاترند و زیبایی صنع الهی را در بلا می بینند. کسی که با عاشورا سیر کرده و به بلای ولیّ خدا مبتلا شده، این بلا او را از زندگی، آرمان ها، آرزوها، هوس ها و از کل دنیایش جدا کرده، او را از همه بتکده اش بیرون آورده و به این سیر می رساند؛ البته کسی که به مصیبت می رسد، عظمت مصیبت در او غوغا می کند؛ چنان که حضرت می فرمایند: «
فَلَأَنْدُبَنَّكَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً، وَ لَأَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً
» و این فقط همه حرف نیست؛ تا جایی که «
حَتَّى أَمُوتَ بِلَوْعَةِ الْمُصَابِ وَ غُصَّةِ الِاكْتِيَاب
»(7) اگر کسی به این مصیبت برسد و مصیبت در قلبش عظمت پیدا کند، گرچه از سنگین ترین مصیبت ها سخت تر است، ولی باطنش نور و رحمت و هدایت و محبت و لطف است؛ بنابراین اگر کسی با این مصیبت سالک شود و آثار این مصیبت در او ظهور یابد، به مقام «
لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم
» می رسد؛ کسی که اینچنین بلا در او ظهور یافته ـ چنان که حاضر است هزار بار کشته و قطعه قطعه شده و سپر سيدالشهداء علیه السلام شود ـ آثار این بلا، جذبات الهی، نور سيدالشهداء علیه السلام، محبت و لطف و عنایت و ضیافت و دستگیری حضرت را در این بلا با تمام جلوه هایش می بیند و به مقام شاکرین می رسد؛ «اللهم لک الحمدحمد الشاکرین لک علی مصابهم» سپس به «
اللهم الرزقنی شفاعه الحسین یوم الورود و ثبت لی قدم صدق عندک مع الحسین و اصحاب الحسین الذین بذلوا مهجهم دون الحسین علیه السلام
» می رسد که خود سیر دیگری است؛ سیری که پس از رسیدن به مقام صابرین و شاکرین، فراهم می شود.
این سیر و مراتبی که از توحید و قرب و معرفت و رضوان را برای انسان فراهم می آورد؛ که «بکم یسلک الرضوان» مقامی است که نه به راحتی درک می شود، نه در دسترس است؛ خدایا ما را کنار کسانی قرار بده که خونشان را پیش روی امام حسین علیه السلام دادند و ثبات قدمی به ما بده مانند آن کسانی به آن ثبات قدم رسیدند. آن فداکاری، آن ها را به این ثبات قدم رسانده است. این قدم صدق و ثبات قدم چیزی جز حب و ولایت نیست؛ حتی اگر انسان دنبال بهشت هم باشد، معلوم نیست این قدم صدق باشد. قدم صدق آن است که فقط دنبال محبوب بود، آن هم در مقام عندالله؛ البته نه عندالله، بلکه عندک که شاید اشاره به مقام غیب دارد؛ این، ثبات قدم در معیت است؛ یعنی کسی که با همه شئون با ولی خدا معیت دارد؛ «
کونوا مع الصادقین
»(توبه/119) یعنی «
قدم صدق مع الامام، مع الحسین و اصحاب الحسین
» البته منظور اصحابی هستند که منتظر نماندند تا بعداً خون خواهی کنند؛ بلکه خود را رساندند و خونشان را پیش روی حضرت دادند. این همان سلوکی است که با بلا هموار می شود. شکل های دیگری هم در بعضی از زیارات وجود دارد که اشاره ای به نحوه سیر انسان با ابتلا و بلای اولیای خدا دارد؛ به هر حال یکی از بهترین نردبان های سلوک و شیوه های سیر که انسان را با سریع ترین و نزدیک ترین راه و بدون آفت به مقصد می رساند، بلای اولیای خدا به ویژه بلای سيدالشهداء علیه السلام است که حاصل آن هم مبتلا شدن به بلاست. این مبتلا شدن به بلا، انسان را در مراحلی که اشاره شد، سیر می دهد.
حقایقی در هر کلمه از این زیارت نهفته است که در جای دیگر وجود ندارد. زیارت عاشورا از یک منظر، مراحل سلوک با بلای ولیّ خداست و از منظری دیگر بیان شفاعت عظمای تاریخی نبی اکرم صلی الله علیه و آله است که از آغاز تا انجام تاریخ و تا بهشت و درجات بهشت را فرا گرفته است. با این شفاعت چگونه سیر پیدا می شود؟ بیان دیگری از این زیارت، نحوه صف و قتال تاریخی را در این زیارت توضیح می دهد که بیان فلسفه تاریخی است. زیارت عاشورا زیارت بسیار عجیبی است که می توان از زوایای مختلفی مانند سلوک اخلاقی، جامعه پردازی، تبیین درگیری های تاریخی، تبیین سیر شفاعت نبی اکرم صلی الله علیه و آله، سیر ابوت سيدالشهداء علیه السلام و… از آن بهره مند شد و ارتزاق و استضائه کرد. و السلام علیکم و رحمه الله…
(1) الكافي (ط – الإسلامية)، ج4، ص: 576
(2) الكافي (ط – الإسلامية)، ج1، ص: 430
(3) الكافي (ط – الإسلامية)، ج2، ص: 125
(4) تفسير فرات الكوفي، ص: 417
(5) معاني الأخبار، النص، ص: 289
(6) الكافي (ط – الإسلامية)، ج1، ص: 195
(7) المزار الكبير (لابن المشهدي)، ص: 501