برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
معني اراده در انسان اين است كه برای او امكان طغيان و عبوديت فراهم است و می تواند نسبت به خدای متعال در یکی از دو مسير استكبار و خشوع قرار گيرد؛ در این صورت طبيعتاً دو نوع جامعه شكل مي گيرد؛ جامعه اي كه بر محور عبادت و بندگي و پرستش است و نقطه كانوني آن انبيا و اوليا و معصومين علیهم السلام حضور دارند و در دامنه اش نیز مؤمنين با طیفی از درجات ایمانی هستند؛ از سوی دیگر نیز نظام استكباري قرار دارد كه محورش اوليای طاغوت و در سطح پایین تر آن كفار و منافقين و امثال آن هستند.
بنابراين اصلي ترين جريان هايي كه در جامعه انساني و در تاريخ اجتماعي بشر هستند، جريان ايمان و كفر، جريان حق و باطل، و جريان عبوديت و استكبار هستند كه هر دو داراي نظام تاريخي می باشند؛ اين نظام تاريخي دارای نظامِ روحي، نظام فكري و كارآمدي هاي عيني است؛ بنابراين دو تمدنِ هم عرض در تاريخ شكل مي گيرد. البته تعبير «هم عرض» هم دقيق نيست. دو تمدن تاريخي وجود دارد؛ يكي تمدن انبيا علیهم السلام است و دیگری تمدن فراعنه. اين دو جريان در تاريخ وجود دارند و درگيري بين آن ها اصلي ترين درگيري تاريخي است. از يك سو جامعه انبيای الهي علیهم السلام است كه مي خواهند انسان ها را حول محور بندگي و پرستش خداي متعال گرد آورند و جامعه اي بسازند كه همه ابعاد و زواياي آن بندگي و عبادت است. در سوی دیگر هم فراعنه تاريخ مي خواهند نظام استكباري را در جهان شكل دهند و استكبار را به يك تمدن و جريان پيچيده اجتماعي تبديل كنند؛ اين دو جريان به صورت دو جريان درگير در تاريخ سير مي كنند تا به مرحله ظهورِ غلبه حق و جبهه حق مي رسند كه همان عصر ظهور است؛ پس از آن هم عصر رجعت فرا می رسد كه طولاني ترين عصر حيات بشر است. اين سير به گونه اي است كه جريان باطل به مرحله امتلا و فراگيري مي رسد و همه ساحت هاي حيات اجتماعي بشر مملو از ظلم و جور مي شود؛ «بعد ما ملئت ظلماً و جوراً»(1).