برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
حال سؤال این است که آثار این [لعن های مستمر] چیست؟ «
فلعن الله آل زیاد و آل مروان
» این ها مدام تکرار می شوند؛ البته این ها تکرار نیست بلکه رشد در سیر با عاشوراست؛ آل آن ها یک آل محدود نیست؛ همچنان که در بعضی از روایات وقتی آل محمد صلي الله عليه و آله را تعمیم می دهند، می فرمایند: «کلُّ تقی و نقی» هر متقی و منقای از ولایت ائمه جور، و کسی که به تقوا و نقاوت رسیده، جزو آل محمد صلی الله علیه و آله است؛ در نقطه مقابل هم آل ابی سفیان، آل زیاد و… دامنه گسترده ای دارند؛ امروزه بسیاری از مردم آل زیاد و آل سفیان هستند. نباید تصور کرد که همه مردم دنیا از شهادت امام حسین علیه السلام رنج می برند؛ بلکه افراد بسیاری از کشته شدن ـ العیاذ بالله ـ امام حسین علیه السلام خوشحال هستند و مسیر حضرت را مسیر هدایت نمی دانند؛ پس این لعن ها تکرار نیست بلکه یک سلوک و سیر مجدد است؛ «
فلعن الله آل زیاد و آل مروان و لعن الله بنی امیه قاطبه
» بعد به پرچمداران آن ها می پردازد؛ «
و لعنه الله ابن مرجانه و لعن الله عمر بن سعد و لعن الله شمرا و لعن الله امه اسرجت و الجمت و تنقّبت لقتالک
» اگر انسان به این مرحله رسید و این درک را از بلای ولیّ خدا پیدا کرد، به مرحله تفديه می رسد؛ یعنی «بابی انت و امی»
انسان زمانی می تواند همه دارایی خود را فدای حضرت کند که طهارت، قدس، عبودیت و خضوع در مقابل خدای متعال، و بلاپذیری برای هدایت و شفاعت دیگران و ابوت و رحامتی را که در آن وجود مقدس هست، شهود کند و حقیقت جبهه مقابل را نیز مشاهده نماید؛ در این صورت انسان به تفديه می رسد که مقدمه قدم های بعدی سلوک است؛ «فأسل الله الّذی اکرم مقامک و اکرمنی بک» این نوع قسم دادن هم نکته دقیقی دارد؛ صف و قتال و خون خواهی چیزی است که بر محور عاشورا و بلای ولیّ خدا شکل می گیرد و بعد از آن مقام وجاهت است؛ «
عندک وجیها بالحسین فی الدنیا والآخره
» قدم بعد هم قرب دیگری است؛ «
یا ابا عبدالله انّی اتقرب الی الله و الی رسوله و الی امیرالمؤمنین و الی فاطمه و الی الحسن و الیک بموالاتک و بالبرائه
» یعنی تقرب به خدا و اولیای خدا به تفصیل با برائت ها تجدید می شود؛ پس این فرازها را کلمه نپندارید؛ این زیارت، حدیث قدسی است.
بدین ترتیب مجدداً تفصیل و منزلت جدیدی از صف و لعن و برائت در وجود انسان شکل می گیرد. این مرحله هم یک مرحله جدید است، هم بسط جدید پیدا می کند؛ گویا انوار عاشورا از طریق توجه به مصیبت حضرت در وجود انسان بسط می یابد و این بسط به این موضع گیری ها، صف و قتال ها، و تقرب و وجاهت ها تبدیل می شود تا به «
فأسال الله الّذی اکرمنی بمعرفتک و معرفه اولیائکم و رزقنی البرائه من اعدائکم
» می رسد.