برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
بنابر اين بر اساس اين نگاه ميتوانیم بگوييم در يک تقسيم بندي کلان دو گونه جامعه میتوان داشت؛ یکی جامعهاي که نفساني و مادي است. انگيزه شکل گيري روابط اجتماعي در اين جامعه، دور هم جمع شدن و هم کاري کردن، انگيزه مادي است. انسانها براي ارضاء بيشتر تمنيات نفساني خودشان، دور هم جمع ميشوند و جامعه تشکيل ميدهند؛ آرام آرام هم تمايلاتشان و هم افکارشان و هم قدرت عيني شان توسعه پيدا ميکند؛ به تعبير ديگر «همدلي، همفکري و همکاري» شان گسترش پيدا ميکند و ارتقاء سطح مییابد و کمکم يک جامعه پيچيده تري شکل ميگيرد و آرام آرام به يک تمدن پيچيده ميرسند. اين تمدن پيچيده، تمدني است که اگر بنیانش را دنبال بکنيد، بنائش بر نفس انسان ها است. يعني آنچه در اين جامعه دارد عمل ميکند، نفسانيات انسان ها است، نفسها هستند که با همديگر ارتباط پيدا ميکنند.
ولي يک جامعه ديگري داريم که مبتني بر انگيزه هاي الهي است و در آن جا انگيزه هاي الهي احياء ميشود؛ هم وليّ جامعه ( آن کسي که ميخواهد جامعه را شکل بدهد، سرپرستي و رهبري بکند و به سمت کمال هدايت بکند) هم نيروهايي که گرد او جمع ميشوند و روابط اجتماعي شکل ميدهند، انگيزههايشان الهي است. از اول بنيان اين جامعه، بنيان مرصوص و بنيان تقواي الهي است «
أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى تَقْوى مِنَ اللَّه
»(توبه/109)، يعني اساس اين بنيان، بر تقوا است. چرا دور هم جمع ميشوند؟ چرا اين پيامبر ميآيد اين جمعيت را حول خودش دعوت ميکند؟ آيا ميخواهد به قدرت مادي برسد؟! آيا ميخواهد اين ها را براي اقتدار مادي خودش استخدام بکند؟! آیا از اين که اينها دورش جمع بشوند و از توجه آنها به خودش لذت نفساني ميبرد؟! يا نه، اين دعوت براي اين که است که اين جمعيت را جمع بکند و به پرستش خداي متعال برساند؟ آنها که دعوت را اجابت ميکنند و به عنوان مومنين، دور انبياء جمع ميشوند، آيا انبياء روي انگيزه هاي مادي آنها دست ميگذارند؟!
انگيزه اي که مصلحين ـ کسانی که اسمشان را مصلح ميگذارند و به دنبال اصلاحات اجتماعي ميروند- براي دعوت در مردم ايجاد ميکنند، رفاه، لذت و رسيدن به منافع مادي است، آیا انبياء اين کار را ميکنند؟! يعني آیا از روز اول به مردم میگویند که مردم شما وضع معيشت و اقتصادتان بد است، دور هم جمع شويد تا منافع اقتصادي تان را تأمين بکنيد؟!! يا از اول ميگويند «
قولوا لا اله الا الله تفلحوا
»؟ يعني آیا انگيزه اي که انبیاء برای تجمع و طبيعتا شکل گيري يک جامعه و روابط اجتماعي بيدار ميکنند، آن دغدغه مشترک، انگيزه و همدلی مشترکي که ايجاد ميکنند، در جهت منافع مادي است؟! يا همدلي در جهت پرستش خداي متعال است؟ دعوت به قرب و توحيد است و احياء آن انگيزه است يا احياء انگيزه هاي مادي است؟
انبیاء از اول، به دنبال احياء انگيزه هاي الهي هستند؛ بعد آرام آرام سعي ميکنند اين انگيزه ها را هم خالص تر بکنند، هم سطح آنها ارتقاء دهند. به این صورت جوامع پيچيده تر و روابط پيچيده تري شکل ميگيرد ولي بناي اين روابط اجتماعي بر تقوا، پرستش خداي متعال و رسيدن به کمال و قرب است. در چنين جامعه اي انسان ها وقتي دور هم جمع ميشوند، به اين جهت نيست که بخواهند به منافع خودشان برسند و براي رسيدن به منافع خودشان ديگران را پل منافع خودشان کنند؛ بلکه براي اين است ميخواهند به پرستش کامل تر برسند و احساس ميکنند اين پرستش کامل تر جز با مشارکت اجتماعي واقع نمي شود؛ به تعبير ديگر به پرستش اجتماعي و مشاع روي ميآورند تا پرستش کامل تري واقع بشود، پرستش خداي متعال در همه روابط اجتماعي جاري بشود و آرام آرام ارتقاء سطح پيدا بکند. حول انبياء هم جامعه شکل ميگيرد اما براي رسيدن به تعالي.