برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
حق اصلی همه ی مخلوقات در عالم که بیشتر از یک حق نیست و همان حق به نظام حقوقی تبدیل می شود، حق خدای متعال برای پرستیده شدن است. حق او این است که همه در مقابلش خضوع، خشوع، تضرع و تألُّه داشته باشند و حق همه کائنات هم این است که او را بپرستند و به قرب و ضیافت او راه پیدا کنند. نباید گفت حق ما این است که بنده باشیم؟ اصلا غیر این نمی توان حقی را تصویر کرد. اگر کسی بگویید حق ما این است که به توسعه برسیم. باید بگوییم توسعه را تعریف کنید. توسعه یعنی چه؟ وقتی به توسعه رسیدید چه اتفاقی می افتد؟ آیا معنی توسعه جز این است که یک الهی به نام توسعه تعریف کرده، در مقابل او سجده می کنید و می گویید او خیلی چیز خوبی است، باید به او برسیم. اگر خدا را سجده نکردید سجده تعطیل نمی شود.
حقوق های طبیعی هم اقسامی دارند: سکولاریستی یا الهی. کسانی که بر اساس مکاتب پوزیتیویستی حق را می نویسند، اگر اله یا پرستش را تعطیل کنند، حقی درست نمی شود. آن ها هم سجده می کنند. منتها در مقابل بتکده ها سجده می کنند. ولی ما فقط در برابر یک خدا سجده می کنیم ثانیا ما تنها نیستیم بلکه همه کائنات بر او سجده می کنند. همه کائنات هماهنگ با هم یک خدا داریم و همه حق تقرب وحق تکامل به او را داریم. این حقوق هم هماهنگ است و در یک نظام هم افزای طولی و عرضی تعریف می شود که محور این نظام حقوق طولی، عالمِ خلافت است. اگر همه کائنات تحت تدبیر آن خلیفت الله حرکت کنند و او -که در مقام بندگی مطلق است و تخلف ندارد- با پرستش خودش در عالم تصرف کند همه عالم به قرب می رسد. یعنی همین طور که شما با زبانتان ذکر می گویید، با پیشانی تان سجده می کنید، با اعضاء و جوارحتان خضوع می کنید، در نتیجه هم شما و هم اعضاء و جوارحتان به تکامل می رسید.
اگر ما به منزله اندام واره روح کل هستی شدیم و با او یک پارچه عبادت کردیم، همه ما به تکامل می رسیم. یعنی استیفای حقوق استیفای هماهنگ است. و اگر هر مخلوقی از دایره پرستش خدای متعال و دایره تبعیت از خلیفه الهی خارج شد، این تخلف ظلم به خود و ظلم به همه هستی است. مثل یک سلول که از مدار بدن خارج می شود و به یک سلول سرطانی تبدیل می شود، به کل بدن ضرر می رساند و به روح شما هم صدمه می زند. خدا رحمت کند یک استادی داشتیم می گفت وقتی ما بچه بودیم مثلاً ده هزار تا آجر پشت سر هم می چیدیم. به اولی یک تلنگر می زدیم تا ده هزارتای آخری زمین می خورد. در عالم ارتباطات کمترین تخلفی به کل نظام منعکس می شود. این هم نکته بعدی.