برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
اکنون اگر بخواهیم فلسفه اخلاق و به تبع آن فلسفه حقوق را مبتنی بر توحید استوار کنیم چه مسیری را باید طی کنیم. به نظر من هر مخلوقی را که خدای متعال آفریده است- حتی جمادات و نباتات- در آن ها برای تقرب، بندگی، تواضع و سجده در برابر او ظرفیتی قرار داده است. هیچ موجودی در عالم نیست که لغو آفریده شده باشد. دستگاه و سازمان وجودی مخلوقات و بلکه همه نظام آفرینش در مسیری است که هر موجود به غایت مطلوب خود و ظرفیتی که در آن قرار داده شده است برسد. غایتی که برای مخلوقات قرار داده شده است، چیزی جز حق قرب، حق سجده و حق تواضع در مقابل خدای متعال و به تعبیر دیگر حق ابتهاج و سرور به قرب نیست.
این سخن را با حق توسعه ای که در اعلامیه حقوق توسعه آمده است مقایسه کنید که می گوید همه حق توسعه دارند. اگر خوب دقت کنید در این دستگاه حق توسعه، حق محوریی است که همه نظام حقوق به تبع آن تعریف می شود یعنی همه نظامات حقوقی جامعه از جمله حقوق کیفری و حقوق مدنی جامعه و حتی حقوق بین الملل به تبع حق توسعه تعریف می شوند. چون جامعه جهانی باید به توسعه مطلوب برسد نظام حقوقی متناسب با آن تعریف می شود.
ما می گوییم جهان باید به قرب الهی نزدیک شود و بیشتر از یک اله موجود نیست. بنابراین ظرفیتی که در همه مخلوقات قرار داده شده است، ظرفیت قرب است. خدای متعال که اله عالم است – از اول تا آخر قرآن هم از همین اله سخن گفته شده است- یعنی خالق است؛ رازق است؛ رب است؛ حکیم است؛ علیم است؛ یعنی همان اسمائی که در جوشن کبیر و قرآن به صورت پراکنده می بینید. آن اسماء، اسماء حقیقی خدای متعال هستند و همه مخلوقات وابسته به آن اسمائند و باطن جهان با این اسماء اداره می شوند: «
و باسمائک التی ملأت ارکان کل شیء
» او اله حقیقی است. ما بخواهیم یا نخواهیم «
لا اله الا الله
» بر جهان حاکم است «
وَ هُوَ الَّذي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ
»(زخرف/84) خداوند اله آسمان و زمین است.
این اله وقتی مخلوقات را آفرید در آن ها ظرفیتی برای تکامل قرار داد. تکامل چیزی جز تقرب به خدای متعال، سجده و قرب خدای متعال و ابتهاج و سرور به تقرب او نیست. همه ی سرورها همین گونه است. آیا وقتی به توسعه می رسیم و به آن مبتهج می شویم، غیر از این است که قرب به یک مقصد پیدا کردیم و لذت می بریم؟ لذت همیشه ناشی از قرب است فقط آلهه اش متفاوت است. سروری جز در قرب وجود ندارد. منتها گاهی اوقات این قرب، قرب حضرت حق است و از توحید لذت می بریم. گاهی قرب به بتهاست و انسان به یک موجود فانی ناپایدار نزدیک می شود و از تقرب او لذت می برد. برخی اوقات برای خودمان بتکده درست می کنیم و از تقرب به بت ها لذت می بریم. به نظر من لذت از توسعه به معنی لذت از بتکده خود و لذت از بتکده اجتماعی است.