برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
اما ربوبیت از متن يك بلای سنگين بوده است. آن بلا هنوز واقع نشده بود؛ «قَبِلْتَهُمْ … قَرَّبْتَهُمْ» قبل از وقوع بلاست. «
عَلِمْتَ مِنْهُمُ الْوَفآءَ
» وقتي اين وسيله مي خواهد در عالم دنيا تحقق پيدا كند، آن عهدها بايد وفا شود. سيدالشهدا علیه السلام بايد وفا كنند؛ نبي اكرم صلی الله علیه و آله بايد وفا كنند؛ اميرالمؤمنين، صديقه طاهره، امام مجتبي، امام زمان صلوات الله علیهم اجمعین باید وفا كنند؛ و حالا آمده و وفا مي كنند. اين عهدها و وفاي به عهدها در فراز سوم دعا آمده است؛ «
فَبَعْضٌ اَسْكَنْتَهُ جَنَّتَكَ… اَنِ انْتَهَيْتَ بِاَلامْرِ اِلى حَبيبِكَ وَنَجيبِكَ مُحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، فَكانَ كَمَا انْتَجَبْتَهُ سَيِّدَ مَنْ خَلَقْتَهُ، وَصَفْوَةَ مَنِ اصْطَفَيْتَهُ، وَاَفْضَلَ مَنِ اجْتَبَيْتَهُ، وَاَكْرَمَ مَنِ اعْتَمَدْتَهُ، قَدَّمْتَهُ عَلى اَنْبِيآئِكَ، وَبَعَثْتَهُ اِلَى الثَّقَلَيْنِ مِنْ عِبادِكَ، وَاَوْطَأْتَهُ مَشارِقَكَ وَمَغارِبَكَ وَسَخَّرْتَ لَهُ الْبُراقَ، وَعَرَجْتَ بِرُوْحِهِ اِلى سَمآئِكَ
» تا اينكه همه ملكوت عالم را در پی اين پيامبر عظيم صلی الله علیه و آله به راه انداخت و اهل بيت علیهم السلام و كتاب را به او عطا نمود؛ اين جريان نبي اكرم صلی الله علیه و آله است؛ يعني همه آن ها مقدمه بود؛ ربوبيت خداي متعال با اوليائش اصل است و محورش اينجاست؛ «
اِلى اَنِ انْتَهَيْتَ بِالامْرِ اِلى حَبيبِكَ
» يعني «
أَوَّلِ النَّبِيِّينَ مِيثَاقاً وَ آخِرِهِمْ مَبْعَثا
»(4) اين ميثاقاً همان است كه «اَخذتُ منهم الوفاء شرطت عليهم الزهد» لذا محور، ايشان است.
اگر كسي اين ربوبيت را دنبال كند، مي بيند که محور اين ربوبيت، وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله است و اصل عهد نیز عهد ايشان است؛ ايشان به این دنیا آمده و خداي متعال سرمايه ها را به او عطا کرده و همه عالم را پشت سرش قرار داده است. ملائكه مسومين خود و آن نشان دارها را پشت سرش فرستاده است؛ «
المسومين من ملائكتك
» بهترين اهل بيت علیهم السلام ، بهترين كتاب و بهترين بيت را به او داده است که همه مراكز هدايت حضرت هستند. حالا حضرت با این داشته ها آمده تا كار را جلو ببرد و كار را هم جلو برده است؛ ولي چگونه؟ دعا ادامه دارد تا اینکه مي رسد به مسئله حضرت امير علیه السلام و عهدهاي با ایشان و وفاي به عهدهايي كه با نبي اكرم صلی الله علیه و آله داشتند؛ همه این ها بر همان مدار است.
دعای ندبه مدار ربوبيت خدا را این گونه توضيح مي دهد که اين ربوبيت چگونه از بستر عهدها و بلاها و قرارها گذشته و در عالم دنيا چه شكلي به خودش گرفته است؛ «
إِنّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكِل قَوْمٍ هادٍ
»(رعد/7)؛ هدايت نبي اكرم صلی الله علیه و آله که محور همه هدايت ها و بلای او كه محور همه بلاهاست، از طريق ائمه علیهم السلام جاري مي شود. اين هدات، همان هدايت نبي اكرم صلی الله علیه و آله را مي رسانند و هدايت ديگري در کار نيست؛ این هدایت یعنی جريان ربوبيت خدا با حضرت، عهد سنگينِ بلا تا نصرت با ملائكه و اهل بيت علیهم السلام و كتاب و بيت تا ائمه علیهم السلام كه آمدند؛ اين خلفا آمدند تا هدايت حضرت را به اتمام برسانند. باز هدايت آن ها هم توأم با عهدهايشان است. دعا عهدهاي حضرت امير علیه السلام را توضيح مي دهد تا اينجا كه «وَقَتَلَهُ اَشْقَى الاَوَّلينَ يَتْبَعُ اَشْقَى الاْخِرينَ» بعد مي فرمايد: «لَمْ يُمْتَثَلْ اَمْرُرَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ فِى الْهادينَ» قرار شد اين ها هدات باشند؛ او و اهل بيتش علیهم السلام تحمل كردند تا هدايتِ نبي اكرم صلی الله علیه و آله را برسانند؛ ولي عده ای حاضر نشدند كه اين هدايت را تحمل كنند. اينجا جريان صف بندي مطرح است؛ يك طرف نبي اكرم صلی الله علیه و آله است که با خدا عهد بسته كه هم برود و هم همه را برساند و براي اينكه دیگران را تا مقام رضوان برساند، عهدهاي سنگيني بسته است. اين عهدها از طريق هدات و ائمه و اهل بيت ایشان علیهم السلام جاري مي شود؛ ولی عده اي این را نپذیرفتند؛ «
لَمْ يُمْتَثَلْ اَمْرُ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَ سَلَّم فِى الْهادينَ بَعْدَ الْهادينَ
» هداتي كه مي آيند، بنا را بر اين گذاشتند كه با این مخالفین درگير شوند؛ «
وَالاْمةُ مُصِرَّةٌ عَلى مَقْتِهِ
» اگر انسان اين طرف را درك كند باید بفهمد كه حضرت کسی هستند که چنین عهدهايي با خدا بسته اند و این گونه بر عهدهاي خود ايستاده و اهل بيت علیهم السلام خود را نیز پای این عهد آورده اند؛ آن هم اهل بيتي كه معصوم هستند و امتحان حضرت ابراهيم علیه السلام در برابر آن هيچ است. يك طرف موجودي است كه خير محض می باشد و همه اين عهدها را بسته، پاي عهدهايش هم ايستاده است؛ حاصل اين عهد نیز علاوه بر اینکه قرب خود ایشان است، شفاعت تا مقام رضوان هم هست؛ ولی اين طرف بنا را بر چه گذاشتند؟ «
وَلَمّا قَضى نَحْبَهُ وَقَتَلَهُ اَشْقَى الاْخِرينَ يَتْبَعُ اَشْقَى الاَوَّلينَ، لَمْ يُمْتَثَلْ اَمْرُ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ فِي الْهادينَ بَعْدَ الْهادينَ، وَالاْمَّةُ مُصِرَّةٌ عَلى مَقْتِهِ مُجْتَمِعَةٌ عَلى قَطيعَةِ رَحِمِهِ وَاِقْصاءِ وُلْدِهِ اِلّا الْقَليلَ مِمَّنْ وَفى لِرِعايَةِ الْحَقِّ فيهِمْ، فَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ، وَسُبِيَ مَنْ سُبِيَ وَاُقْصِيَ مَنْ اُقْصِيَ وَجَرَى الْقَضاءُ لَهُمْ بِما يُرْجى لَهُ حُسْنُ الْمَثُوبَةِ، اِذْ كانَتِ الاَرْضُ للهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ، وَسُبْحانَ رَبِّنا اِنْ كانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولاً، وَلَنْ يُخْلِفَ اللهُ وَعْدَهُ وَهُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ
» اگر اين بلای اوليای خدا را دنبال كند، براساس قضای الهي آنچه بر آن ها رقم زده، پاداش نيكو دارد. اين بلاها يك ثمره دارد؛ ثمره اين بلا، ظهور و رجعت است. به این ترتیب سیر آدم به خوبی واقع مي شود. انسان از ربوبيت خداي متعال با اوليائش قبل از خلقت عالم و قبل از نزول در عالم شروع مي كند؛ سير را دنبال نموده، صف بندي ها و قتال را مي بيند و به عصر ظهور و رجعت مي رسد؛ يعني مي فهمد كه پایان اين جريان چيست. پايان آن حتماً غلبه حق است؛ محال است وعده الهی خلف شود.
شما اين سير را كجا مي بينيد؟ آیا اين دعا سند مي خواهد؟! آیا كس ديگری می تواند اين گونه حرف بزند؛ بر فرض اين دعا سند نداشته باشد! چه كسي مي تواند انسان را اين گونه سير دهد؟ عارف و سالكی اگر هست، بيايد؛ كتاب هاي عرفاني بيايند سير بدهند! آیا مي توانند انسان را اين طور سير بدهند؟! آیا مي توانند سیر انسان را از ربوبيت خدا با اوليائش در قبل از اين عوالم آغاز کنند و اين ربوبيت را به عهد بلا بكشانند، سپس به قبول الهي و انعام ها و اينكه اين ها را وسيله قرار داده از قبل ورود به عالم دنيا و بعد آدم را همراه اين وسايل كنند؟! «
جَعَلْتَهُمُ الذَّريعَةَ اِلَيْكَ، وَالْوَسيلَةَ اِلى رِضْوانِكَ
» ببينند وسيله هاي ما تا مقام رضوان چه كردند. ربوبيت خدا را با آن ها دنبال كنند تا [ این ربوبیت را] به بلائشان در دار دنيا و وفائشان برسانند. آن ها به خدا قول داده بودند و خدا مي دانست که اين ها وفا كردند؛ آدم ببيند که ایشان واقعاً وفا كردند؛ به همین دلیل در زيارت سيدالشهدا علیه السلام يا صلوات حضرت بارها آمده است: «
اَشْهَدُ اَنَّكَ وَفَيْتَ بِعَهْدِ اللهِ، وَجاهَدْتَ فى سَبيلِ اللهِ، وَعَبْدتَ اللهَ مُخْلِصاً حَتّى اَتيكَ الْيَقينُ
»(5) انسان باید ببينيد که واقعه عاشورا، ماجراي صديقه طاهره، ماجراي اميرالمؤمنين، ماجراي امام مجتبي و همه ائمه هدات معصومين صلوات الله علیهم اجمعین و تا امروز وجود مقدس امام عصر ارواحنا فداه همگی همان عهدهای ایشان هستند. ثمره وفای به عهدها هم قرب خودشان است، هم سلوك ديگران تا مقام رضوان. اگر كسي اين مسير را دنبال كند مي فهمد كه اين بلا به اينجا ختم نمي شود؛ ممکن نیست که عاشورا بياید و بني اميه و بني عباس بیایند و با ائمه علیهم السلام آن گونه برخورد کنند و کار به همین حال تمام شود؛ اگر می گوید: «
فَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ، وَسُبِىَ مَنْ سُبِىَ، وَاُقْصِىَ مَنْ اُقْصِىَ وَجَرَى الْقَضآءُ
» ولي در ادامه نیز می فرماید: «
بِما يُرْجى لَهُ حُسْنُ الْمَثُوبَةِ
» چون شياطين بر خداي متعال غالب نيستند كه بتوانند حكومت خدا را به هم بزنند. دولتي كه خدا به باطل داده است، بستر پيروزي و ظهور حق و وفای عهد است؛ خدا با جبهه باطل امتحان گرفت و معصومین صلی الله علیه و آله وفا كردند؛ اين ها كار را از اراده خدا خارج نکردند که به مدار اصلي خود برنگردد. كسي كه مي داند خداي متعال غالب است، مي داند که بني اميه و بني عباس و آل مروان و آل زياد تا الان هم همان راه را ادامه می دهند و كار به اينجا ختم نمي شود. مي داند که اين بلاها، همین قضاي الهي «بِمايُرْجى لَهُ حُسْنُ الْمَثُوبَةِ» است؛ چرا که «
اِذْ كانَتِ الاْرضُ لِلّهِ
» آن ها بر خدا غلبه نكردند که اگر اوليای خدا را به قتل برسانند، کار تمام شود؛ «
اِذْ كانَتِ الاْرضُ لِلّهِ يُورِثُها مَنْ يَشآءُ مِنْ عِبادِهِ، وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ
» اين تنبهات، مقدمه بهره مندي ماست.